|
گفت و گو با علاء الدين بروجردى درباره «پرونده هسته اى ايران»
درشوراى امنيت هم مذاكره مى كنيم
گفت و گو: حسن وزينى بخش دوم و پايانى
|
|
|
علاءالدين بروجردى رئيس كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس در بخش اول اين گفت ،اصول ديپلماسى اصولگرايان را تشريح كرد. او گفت: ديپلماسى اصولگرايان در اصول تفاوتى با گذشته ندارد اما حالتى فعالتر دارد. بروجردى با اشاره اينكه در زمينه حقوق بشر، تروريسم، انرژى هسته اى و... ما هميشه پاسخگوى ادعاى ديگران بوديم اما اكنون به نقاط ضعف جهان غرب نگاه تهاجمى داريم. رئيس كميسيون امنيت ملى مجلس در بخش دوم و پايانى اين گفت وگو پيرامون مسائل هسته اى و حوادث داخلى مثل مسأله قوميت ها ديدگاه خود را بيان كرده است و به انتقادات برخى منابع پارلمانى كه او را ديپلمات مى دانند تا نماينده مجلس پاسخ مى دهد.
در حوزه داخلى چالشهايى كه در استانهاى قوميت نشين مطرح است و از نظر شما و مجلس راه تقابل با عناصر مسبب اين حوادث چگونه بايد باشد؟ آيا نقش در نيروهاى خارجى در اين تحركات يك فرضيه جدى است يا نه؟ من فكر مى كنم به خاطر اين همسايه هاى ناخوانده اى است كه ما در منطقه پيدا كرده ايم حضور نيروهاى انگليس درجنوب عراق و در كنار مرزهاى ما در خوزستان و سياستهايى كه دولت انگليس در اين زمينه دنبال مى كند يكى از عوامل است. حضور گروهكهاى ضدانقلاب تحت نامهاى مختلف و مبتنى بر ديدگاه قومى گرا در لندن و تقويت آنها توسط دولت انگليس و داشتن امكانات گسترده ماهواره اى و اينترنتى قطعاً از عوامل تأثيرگذار و كمك كننده به اين عمليات تروريستى است. اين كه گفته مى شود ما دست انگليس را در اين عمليات مى بينيم به خاطر اين واقعيتهايى است كه به وضوح قابل رؤيت است. البته ما كشور و ملتى هستيم كه به خوبى به ياد مى آوريم كه در آغاز پيروزى انقلاب اسلامى كه لانه جاسوسى فعال بود و آمريكايى ها از اين مسأله استفاده مى كردند ما شاهد آشوب هاى گسترده در اين مناطق بوديم اما امروز دوران آرامش بسيار خوبى را در كشور سپرى مى كنيم، نظام تبديل به نظام با ثبات و ريشه دار و قدرتمندى شده است كه قطعاً اين تحريكات تأثيرگذار در برهم زدن اين امنيت نيست ولى با توجه به تحولاتى كه در عراق اتفاق افتاده اميدواريم كه هرچه سريعتر نيروهاى بيگانه خاك عراق را ترك كنند. من فكر مى كنم كه اين ناآرامى ها گذراست و نظام با تدبير اين مشكلات متأثر از تحريك خارجى را ان شاءالله حل خواهد كرد. تا به حال براى مقابله با اين حوادث رويكرد اصلى امنيتى و قضايى بوده است آيا فكر نمى كنيد كه تدبير ديگرى هم لازم داريم؟ قطعاً كاهش كاستى ها ، رفع نواقص، رسيدگى و توجه به وضعيت اقتصادى - معيشتى مردم در اين مناطق و كار فرهنگى و روشنگرى ابعاد مختلف توطئه اى كه تهديدكننده امنيت خود مردم دراين مناطق است از نكاتى است كه عمل به آن تأثير كمترى از روشهاى امنيتى نخواهد داشت. بنابراين حتماً حل ريشه اى اين گونه مشكلات يك برنامه همه جانبه اى را مى طلبد كه دولت هم در دست طرح و اجرا دارد و اصولاً با توجه به اين كه اين گونه تحركها قبل از هرچيزى و هركسى زندگى عادى مردم و امنيت و جان مردم را نشانه رفته و مردم هم به شدت از اين گونه حركتها متنفرند خود حضور مردم براى حل اين مشكلات در قالب بسيج مردمى كه روش شناخته شده اى در جمهورى اسلامى است يكى از راههاى خوب در جهت حل اين گونه مشكلات است . من معتقدم كه مجموعه روشهاى اقتصادى و فرهنگى و حضور مردم در صحنه براى حل مشكلات مى تواند به صورت جامع و ريشه اى اين مشكلات را حل كند. اجازه بدهيد وارد يك موضوع مهم ديگرى شويم كه مجلس در آن حمايت ويژه اى نشان داده است. تعريف شما به عنوان رئيس كميسيون اصلى مجلس در اين حوزه از جايگاه اين نهاد در پرونده هسته اى چيست و چرا در اين دوره از مذاكرات صداى منسجم و واحد از مجلس وجود ندارد ؟ به طورى كه پس از نشست اضطرارى شوراى حكام حتى صداى نمايندگان از رسانه ملى نيز به گوش نمى رسد؟ مطلع هستيد كه به اين دليل پرونده هسته اى در اختيار شوراى عالى امنيت ملى است كه در تعريف شوراى عالى امنيت ملى در قانون اساسى اين شورا متشكل از همه اركان نظام است و مجلس به عنوان يك ركن و عضو رسمى شوراى عالى امنيت ملى است . رؤساى سه قوه و رئيس سپاه و ارتش ، وزير كشور، اطلاعات ، خارجه، دفاع و ساير اركان مجموعه حاكميت در شوراى عالى امنيت ملى حضور دارند و به همين دليل پرونده در اختيار آنهاست. بنابراين، اين تحرك، تحرك تعريف شده در چنين چارچوبى است كه يك تقسيم كارى را هم شوراى عالى امنيت ملى انجام مى دهد. مثلاً در سفرى كه اخيراً رياست محترم جمهور به آمريكاى لاتين انجام دادند به عنوان رئيس مجلس يكى از محورهاى مهم بحث ، بحث هسته اى بود و بايد اين را جزو تحركات مجلس قلمدادكرد. از طرفى بيش از ۲۰ روز در يك ماه اخير مجلس تعطيل بود و طبيعتاً تريبون مجلس كه باز نباشد صدايى از آن بيرون نمى آيد و ما باز هم ظرف هفته هاى آينده شاهد تحرك مجلس در عرصه منطقه اى و بين المللى خواهيم بود. علت آن كه كار مستقلى صورت نمى گيرد به خاطر احساس نياز است. در اين موقع با استفاده از اهرم مهم قانون گذارى اين اقدام را انجام داديم بقيه در شوراى عالى امنيت ملى متمركز است و اين شورا هم براساس مصوبات خودش تقسيم كار را بين ارگان هاى ذيربط انجام مى دهد. با اين حال از قبل اين انتقاد به كميسيون امنيت ملى وارد بود كه در مسأله هسته اى بيشتر پيرو شورا است و مشخصاً از شما انتقاد مى كنند كه شما بيش از اينكه يك نماينده مجلس باشيد ديپلمات هستيد و بيشتر ملاحظه شورا را مى كنيد ارزيابى شما از اين قضاوت چيست؟ من نگاهم هم به پرونده هسته اى و هم شوراى عالى امنيت ملى است و نگاهم به مجلس هم اين است كه اولاً مجلس تافته جدابافته از كل نظام نيست. اگر شما ملاحظه مى كنيد كه مثلاً در آمريكا بودجه عليه نظام جمهورى اسلامى تصويب مى شود، اين متفاوت با سياست هاى دولت آمريكا است. اين كار در ارتباط با عربستان صورت نمى گيرد چون سياست هاى دولت آمريكا با عربستان دقيقاً گسترش رابطه است. اگر در مجلس شوراى اسلامى ما براى تقابل با فشارهاى شوراى حكام و يا آمريكايى ها پيشنهاد طرح مى دهيم و قانون تصويب مى كنيم و يا براى توليد انرژى هسته اى در حجم بيست هزار مگاوات مصوبه مى گذاريم يا دولت را به فناورى هسته اى الزام مى كنيم دقيقاً در راستاى منافع ملى ماست يعنى مجلس جزيره منفصلى از همه نظام نيست و معتقدم كه مجلس به عنوان يك ركن بسيارمهم ضمن نظارت جدى بر امر تحولات كشور از جمله هسته اى بايد يك عامل كمك كننده درحل مشكلات هسته اى و ساير مشكلات باشد. در اين وضعيت شما و مجلس فكر مى كنيد كه كار با اروپا تمام شده و كليد حل اين مسأله در دست روسيه است يا شما به ابتكار عمل ديگرى معتقد هستيد؟ به هيچ وجه. ما معتقديم كه حتماً از همه ظرفيت هاى سياسى جمهورى اسلامى ايران در دنيا بايد استفاده شود. كار با اروپا را هم مهم و هم جدى و هم تأثيرگذار مى دانيم و كار با كشورهاى چين و روسيه را هم به عنوان دو عضو دائمى شوراى امنيت حائز اهميت مى دانيم. بنابراين چه پرونده جمهورى اسلامى در شوراى امنيت قرار بگيرد و يا نگيرد در هر دو صورت ما از همه ظرفيت ها حتماً بايد استفاده كنيم. مسأله حضور چين در مدل غنى سازى مشترك به كجا رسيد؟ آيا روس ها زير بار اين شريك رفتند يا خير؟ آنها از ابتدا استقبال كرده بودند و مذاكره هم با روسيه و هم با چين در سطح بالا در آينده نزديكى انجام خواهد شد و بايد منتظر محصول اين مذاكرات باقى بمانيم. چرا روس ها حاضر نيستند كارشناسان فنى ايران در اين مدل حضور داشته باشند؟ من فكر مى كنم اين مسائلى است كه بايد در مذاكره شكل بگيرد. حتماً حضور متخصصين و كارشناسان ما در يك كار مشترك يك ضرورت جدى و قطعى است. اصولاً كار مشترك بدون حضور متخصصين و كارشناسان طرفين مفهوم و معنى پيدا نمى كند. بنابراين اگر قرار بر اين باشد كه با روسها كار مشترك انجام بدهيم حتماً بايد با چنين مدلى اين كار صورت گيرد. راجع به نحوه مذاكرات چه نظرى داريد؟ سازوكار مجلس براى نظارت بر تيم هسته اى چيست؟ چه در دوره قبل و چه در دوره فعلى به لحاظ اين كه عملاً اين پرونده بر عهده شوراى عالى امنيت ملى است و اين شورا هم از مجارى شناخته شده دستگاه هاى اجرايى سياست خارجى كه مشخصاً وزارت امور خارجه است در دوره گذشته بيشتر و در اين دوره كمتر استفاده مى كند، مسؤوليت مذاكرات را بر عهده دارد. طبيعتاً انجام اين مذاكرات هم در جهت اجراى مصوبات توسط خود اينها صورت مى گيرد و نقش ما به عنوان مجلس يك نقش نظارتى است. البته در جاهايى كه احساس كنيم كه دولت منطبق بر حفظ منافع ملى ما حركت نمى كند ما از اهرم هاى خود استفاده مى كنيم. مثل الزام دولت به فناورى هسته اى در هر شرايطى. چون در مقطعى عملاً دولت كليه مراحل فناورى هسته اى را متوقف كرده بود و اروپايى ها هم به اين طمع افتاده بودند كه اين توقف، توقف دائمى شود و اين قطعاً مغاير با حقوق بين المللى ماست و هم مغاير با منافع ملى ماست. مجلس با تصويب يك طرح و قانونمند كردن اين امر دولت را مكلف كرد كه در شرايطى فناورى هسته اى را ادامه دهد. آقاى دكتر لاريجانى اخيراً گفته است كه اگر شرايط به حال عادى برگردد ما حاضريم كه پروتكل الحاقى را به مجلس ببريم و مجلس تصويب كند. آيا نظر شما همين است؟ پروتكل الحاقى بدون تصويب مجلس اصلاً ارزشى ندارد. يعنى دولت به صورت داوطلبانه در مقطعى آن را اجرا مى كرد كار، كار قانونمندى نبود. بدون تصويب مجلس اصولاً اجراى اين پروتكل، يك اجراى قانونمند نيست به همين دليل در مقطعى كه احساس شد شوراى حكام منافع ملى ما را نشانه رفته، ما دولت را موظف كرديم كه اين اقدامات را بعد از اجلاس سپتامبر گذشته شوراى حكام متوقف كند. بنابراين بدون اينكه به مجلس بيايد طبيعتاً نمى تواند يك مبناى قانونى براى اجرا باشد. منتها فضاى امروز مجلس با سياست هاى امروز كشورهاى غربى در برابر منافع هسته اى ما به هيچ وجه فضاى مناسبى براى تصويب نيست. مگر اينكه در اين سياست ها تحولى اتفاق بيفتد. اگر حقوق شناخته شده ما در عرصه بين المللى كه امروزه از طرف غربى ها مورد تهاجم و چالش قرار گرفته تغيير كند به حفظ حقوق و رسميت شناختن عملى حقوق هسته اى جمهورى اسلامى برود در اين شرايط فضاى مجلس مى تواند فضايى باشد كه در اين بحث و بررسى پروتكل الحاقى در دستور كار قرار بگيرد كه طبيعتاً در اين شرايط هم دولت بايد به صورت يك لايحه اين پروتكل را به مجلس عرضه كند و مجلس هم براساس تشخيص خودش و مصالح ملى و حقوق ملت در اين مورد تصميم گيرى خواهد كرد. از نظر مجلس پايان ديپلماسى در مذاكرات هسته اى چه نقطه اى مى تواند باشد؟ زمانى ما مى توانيم در مورد پايان ديپلماسى در امر مذاكرات هسته اى صحبت كنيم كه همه حقوق ما به رسميت شناخته شده باشد و در صحنه عمل پرونده ايران در آژانس انرژى هسته اى وضعيت عادى پيدا كرده باشد در اين صورت نيازى به مذاكرات هسته اى و استفاده از ديپلماسى براى حفظ حقوق نيست. يعنى فقط در شرايطى احقاق حقوق مسلم ملت ايران در عرصه انرژى هسته اى است كه نيازى به مذاكره نيست و ما مى توانيم اين عدم نياز را پايان مذاكره تلقى كنيم. وگرنه در صحنه جهانى استفاده از ظرفيت هاى سياسى و ديپلماسى براى حفظ حقوق يك اصل شناخته شده و ضرورى است. تفسير شما از شرايط عادى چيست؟ آقاى لاريجانى شرايط عادى را منجر به تصويب پروتكل در مجلس مى داند و شما شرايط عادى را منجر به پايان مذاكرات و ديپلماسى مى دانيد. اين شرايط عادى چه زمانى مى تواند محقق شود و اساساً چه تعريفى داريد؟ شرايط عادى، شرايطى است كه در آن حقوق هسته اى ما در صحنه عمل محقق شده باشد. يعنى ما غنى سازى و فناورى هسته اى را در يك بستر عادى و مبتنى بر عهدنامه NPT و مقررات آژانس انجام دهيم. و خط قرمز مجلس اين است؟ خط قرمز مجلس حتماً حفظ حقوق هسته اى جمهورى اسلامى است. سخنگوى شورايعالى امنيت ملى اخيراً گفته است كه اگر دستيابى به فناورى هسته اى به اندازه اى باشد كه باعث به مخاطره انداختن كشور شود و باعث هزينه بيشتر شود ما تا آنجا پيش نخواهيم رفت. آيا اين با خط قرمز شما مغايرت ندارد؟ من دقيقاً نمى دانم كه آقاى انتظامى چه نكته اى را اشاره كرده اند ولى با توجه به مصوبات مجلس و سياست هاى نظام حفظ حقوق هسته اى ما كه در مجموعه معاهده هاى بين المللى به خصوص عهدنامه NPT تصريح شده است يك اصل ثابت و لايتغير است. الآن در آستانه نشست شوراى حكام هستيم اگر شوراى حكام در اين نشست به تصميم نهايى خودش يعنى گزارش كامل به شوراى امنيت يا چيز شبيه اين، نزديك شود واكنش مجلس چه خواهد بود؟ ما قبل از اين مرحله تصميم خودمان را در مجلس گرفته ايم و قانون تصويب كرده ايم كه دولت در جهت حفظ حقوق هسته اى ما به فعاليت هاى خودش ادامه دهد. در شرايط شوراى امنيت هم طبيعتاً مبناى مذاكره و ديپلماسى مبناى مهمى است. يعنى ممكن است در برخى از كشورها اصولاً چنين امكانات و توانمندى وجود نداشته باشد كه در عرصه هسته اى به صورت مستقل و بدون وابستگى فعاليت كنند منتها در كشور ما همانطور كه مطلع هستيد ما همه مراحل فناورى هسته اى را خودمان انجام مى دهيم و به همين خاطر هم مبناى مذاكره را كشورهاى غربى و ديگر كشورها حتى چين و روسيه به عنوان يك مبناى مهم پذيرفته ايم. اگر ما اين توانمندى را در داخل كشور نداشتيم آنها نيازى به بحث و مذاكره نداشتند يك مصوبه را تصويب و اجرا مى كردند. امروزه علاوه بر اينكه چين و روسيه از مذاكره استقبال مى كنند كشورهاى اروپايى علاقه مند هستند كه از طريق مذاكره مشكل را حل كنند. آيا گزارش پرونده به شوراى امنيت پايان ديپلماسى نخواهد بود؟ آغاز مرحله ديگرى از مذاكره و ديپلماسى خواهد بود. چون در شرايط ارجاع پرونده به شوراى امنيت ما در فضاى ديگرى قرار خواهيم گرفت و اعضاى شوراى امنيت حتماً مذاكرات گسترده اى را بايد داشته باشند. حفظ منافع ما حكم مى كند كه ما در جهت دفاع از مصالح و منافع ملى مان مذاكره كنيم. از بين چند پيشنهاد رسيده به ايران مثل مدل غنى سازى مشترك با روسيه، غنى سازى محدود در ايران، ايجاد بانك سوخت هسته اى از سوى آمريكا، شما فكر مى كنيد كدام راهكار مناسبى است؟ آنچه كه مهم است در غنى سازى اورانيوم و چرخه سوخت هسته اى با توجه به اينكه ما در آينده بايد ۲۰ تا نيروگاه بسازيم نمى توانيم وابسته به بيگانگان باشيم و بايستى در كشور توليد كنيم. اين يك اصل ثابت است و هر پيشنهادى در چارچوب اين اصل باشد قابل مطالعه است.
|