جمعه ۱۹ اسفند ۱۳۸۴ -
Fri, Mar 10, 2006
هنر (سينما)
۳۴۱۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
گفت و گو
اوقات شرعى
ارتباطات
گفت و گو با بهرام توكلى
كارگردان « روايت شتابزده يك داستان ساده با پايان خوش»
شام عروسى؛ برگ برنده وحيدزاده
بدترين هاى ۲۰۰۵
بازسازى ها و دنباله سازى ها رقباى اصلى
گفت و گو با بهرام توكلى
كارگردان « روايت شتابزده يك داستان ساده با پايان خوش»
دو نقطه مقابل هم
مرجان رياحى
زنى پس از جدايى از شوهرش، به خاطر مشكلات مالى رحمش را اجاره مى دهد، اما پيش از تولد بچه، پدر و مادر اصلى از هم جدا مى شوند و زن بلاتكليف مى ماند.
« روايت شتابزده يك داستان ساده با پايان خوش» در بخش مسابقه فيلم هاى كوتاه سينماى ايران بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد. بهرام توكلى پيش از اين « منطق مطلق اتفاق» را ساخته بود كه در جشنواره هاى داخلى به نمايش درآمد و مورد توجه داوران و تماشاگران قرار گرفت. او علاوه بر ساخت فيلم كوتاه، در سينماى حرفه اى هم به عنوان برنامه ريز و دستيار كارگردان فعاليت مى كند.
«روايت شتابزده...» از نظر ساختار و فرم شباهت زيادى به « منطق مطلق اتفاق» دارد،حتى از همان بازيگران هم استفاده شده است. با اين كه بسيارى از تماشاگران چنين نظرى دارند، اما نظر توكلى چير ديگرى است: »تنها انتخاب فرم بصرى مشابه در دو اثر، شبيه به هم است كه فرم مورد علاقه من در ساخت اين فيلم ها بود.اما از نظر ساختار دو نيم كاملا ً  نسبت به هم بى ربطند.ساختار روايى در منطق مطلق اتفاق، ساختارى پازل گونه و با راوى داناى كل بود و بهم ريختگى زمانى را تداعى مى كرد، در حاليكه « روايت شتابزده يك داستان ساده با پايان خوش»، با راوى اول شخص و سير خط زمانى ثابت تنها با روشن كردن لحظاتى يك بار ديده شده، داستانى ساده را طرح ريزى مى كند.در واقع از لحاظ طرح و توطئه، كه شكل دهنده اصلى هر اثرى است، اين دو فيلم كاملاً در دو نقطه مقابل هم قرار دارند.استفاده از بازيگران نيز به تناسب آنها با نقش ها و اعتماد به توان بالاى آنها در ارائه نقشها است.»
بازيگران فيلم بازى هاى خوب و روانى ارائه مى دهند. بازيگرى در فيلم هاى كوتاه معمولاً به نقطه ضعف اثر تبديل مى شود كه اغلب ناشى از بى تجربگى در هدايت بازيگران يا نابازيگران است. اما ظاهراً تجربه هاى حرفه اى توكلى در اين زمينه به كار آمده است : «كارگردان درباره بازيگران دو وظيفه اصلى دارد؛ اول، انتخاب درست بازيگران چه از نظر توان كارى و چه از نظر تناسب با نقش و دوم، حذف اضافات بازى. من هميشه فكر مى كنم فقط به بازيگران بايد گفت چه كارى نبايد بكنند، اين كه چه كارى بايد انجام دهند اصلاً ربطى به كارگردان ندارد. بنابراين اگر بازى خوبى ارائه شده توان و درك خوب خود بازيگران بوده است.»
«روايت شتابزده...»، در ميان فيلم هاى كوتاه داستانى امروزى فيلم نامه به دقت طراحى شده اى دارد. اين مسأله هم معمولاً مورد غفلت فيلمسازان جوان قرار مى گيرد: « اين هم مثل هر طرحى با يك ايده شروع شد. ايده مربوط به خبرى بود كه در مجله اى چاپ شده بود و گسترش آن ايده در طول تحقيق شكل گرفت . يك نسخه براى فيلم سينمايى نوشتم و نسخه اى براى فيلم كوتاه كه نسخه دوم ساخته شد.»
اتفاق جالبى كه در روايت شتابزده يك داستان ساده با پايان خوش افتاده،استفاده از«ميان نويس» است. اين ايده ابتكارى مى تواند يك جور فاصله گذارى تلقى شود: «تا به حال اين را در فيلمى نديده بودم و برايم جذاب بود و به فرم داستان مانند فيلم كمك مى كرد. قبول دارم كه به نوعى فاصله گذارى خفيفى هم محسوب مى شود.»
راوى فيلم مرده ايست كه از زندگى جديدش راضى است و احساس مى كند به آزادى رسيده است، اما فيلمساز او را با يك تصحيح دوباره به زندگى بر مى گرداند: «مى خواستم طرفداران پايان خوش حس كنند پايان خوش براى بعضى فيلم ها چقدر مسخره است!».
شام عروسى؛ برگ برنده وحيدزاده
پر از شوخى هاى سينمايى
250563.jpg
على حسينى
اكران نوروزى امسال، موعد اكران فيلم هاى كمدى است. در واقع آنچه اين سال ها مى گفتيم و كسى گوش نمى كرد كه نوروز نياز به يكى دو فيلم كمدى هم دارد حالا به شيوه از آن سوى بام افتادن اتفاق افتاده و از چهار فيلمى كه براى اكران عيد درنظر گرفته شده اند، سه فيلم از توليدات كمدى سال قبل هستند. فيلم هايى كه در موج اقبال مخاطبان از فيلم هاى كمدى در چندسال اخير ساخته شده اند و به نظر هم مى رسد همه شان فروش مطلوب و مناسبى داشته باشند. حداقل اينكه اكران نوروزى امسال به نسبت اكران مشابه سال قبل فيلم هاى بهترى را به مخاطب عرضه مى كند.
***
روزى كه فيلم شام عروسى از سوى هيأت انتخاب جشنواره به بخش ميهمان فرستاده شد، به نظر مى رسيد اين كمدى ابراهيم وحيدزاده با گريم سنگينى كه روى صورت امين حيايى دارد و نوع انتخاب بازيگرانش يك كمدى پيش پا افتاده ديگر از قماش كمدى هايى باشد كه در اين دو سه سال ساخته شده؛ از همان نوعى كه ابراهيم وحيدزاده خودش هم در معادله به سراغش رفت و از گيشه هم جواب گرفت اما نخستين نمايش هاى خصوصى فيلم نشان داد كه وحيدزاده براى اين فيلم تازه انرژى بيشترى گذاشته است، هرچند داستان از وحيدزاده شروع نمى شود. شام عروسى بيش از آنكه فيلم كارگردان و بازيگرش باشد، فيلم پيمان معادى است. فيلمنامه نويسى كه در چندسال اخير خيلى آرام جاى خود را در سينماى حرفه اى ايران باز كرده و عمده كارهايش هم _در هرگونه اى كه نوشته- آثارى تأثيرگذار و مهم در سينماى اين سال ها بوده اند. كما، آواز قو و كافه ستاره از جمله اين كارها هستند و حالا شام عروسى هم يكى از معدود كمدى هاى سينماى ماست كه فيلمنامه دارد و بامزه ترين شوخى هايش هم از همين فيلمنامه سنجيده اش مى آيد.
شام عروسى داستان ساده اى دارد. يك كارخانه دار ورشكسته در ميان دردسرهايى كه دارد مجبور مى شود دخترش را هم عروس كند. روايت اصلى قصه هم بر آشنايى دو خانواده و دردسرهايى استوار است كه مرد براى گرفتن مراسم عروسى بايد پشت سر بگذارد. اين خط قصه اما تنها بهانه اى براى فيلمنامه نويس است تا بتواند چند شوخى اصلى اش را در دل صحنه هاى فيلم جا دهد. شوخى هايى سينمايى كه فرمول استفاده از آنها همان فرمول فيلم كما است. در واقع اگر آنجا معادى تنها در يك سكانس موفق شده بود فيلم را براى مخاطب دلپذير كند، اينجا آن يك سكانس تبديل به چندسكانس به شدت خنده دار شده كه اين توان را دارد تا مخاطب را كاملاً خشنود از سينما به بيرون بفرستد. هوشمندى بيشتر فيلمنامه نويس هم اينجاست كه شوخى هاى سينمايى فيلمش در درجه اول براى مخاطب عام هم آشناست و در درجه دوم حتى اگر فهميده نشود به كليت داستان و درك مخاطب از قصه لطمه اى وارد نمى كند.
***
ابراهيم وحيد زاده متولد ۱۳۲۳ مشهد است. او در سال ۱۳۴۳ جهت تحصيل در رشته كارگردانى سينما وارد دانشكده هنرهاى دراماتيك شد و سه سال بعد در فيلم «شوهر آهوخانم» به عنوان دستيار كارگردان نخستين فعاليت سينمايى اش را تجربه كرد. در همان سال ها فيلمهاى كوتاه «تضاد»، «شمعدانى» و «چشمها» را نوشت و كارگردانى كرد و به استخدام تلويزيون در آمد. در سال ۴۸ ديپلم افتخار جشنواره مارين باد و تا سال ۱۳۶۵ كه «تحفه ها» را نوشت و كارگردانى كرد، بيش از ده فيلم كوتاه و نيمه بلند ساخت. كارنامه وحيدزاده تا قبل از دهه هشتاد تنها به همان تحفه ها و بعد فيلم مجسمه منحصر مى شود اما از آغاز دهه هشتاد تاكنون سه فيلم عشق فيلم، معادله و شام عروسى را ساخته است. شام عروسى سال گذشته جلوى دوربين رفت و در شرايطى كه نقش هاى اصلى فيلمنامه بايد برعهده دوبازيگر ميانسال قرار مى گرفت، تهيه كننده كار اين ريسك را نكرد و با آوردن امين حيايى و نيكى كريمى و اضافه كردن چند ديالوگ مبنى بر اينكه «اين زن و شوهر چه خوب مانده اند!» سعى كرد فيلمش را با ستاره هاى روز بسازد.
اتفاقى كه حالا هرچند در ابتداى تماشاى فيلم خيلى پذيرفتنى نيست و توى ذوق مى زند ولى به هرحال از يك جا به بعد به نفع فيلم تمام مى شود و فيلم را براى مخاطب عام دوست داشتنى تر هم مى كند. اين اتفاق به ويژه در مورد امين حيايى مهم است. اينكه گريم او و نوع بازى اش اگر در چنددقيقه اول تحمل شود، از پرده دوم به بعد ديگر به چشم نمى آيد و در عوض با مرد ميانسال بامزه اى طرفيم كه با خوردن اشتباهى قرص هاى روان گردان، مى تواند در خيابان پابه پاى جوان ها برقصد. اگر در اين چند وقت شنيده ايد كه محمدرضا گلزار هم در فيلم يك سكانس بازى كرده، بازى او مربوط به همين سكانسى است كه از آن نام بردم. شوخى هاى فيلم با آژانس شيشه اى، كما و حتى اسپارتاكوس از بامزه ترين اتفاقات سينماى كمدى فقير ما در اين مدت است؛ سينمايى كمدى كه هنوز هم با دمپايى به دنبال هم دويدن، بامزه ترين ايده اش براى خنداندن مخاطب است. چيزى كه در فيلم قبلى خود فيلمساز هم به وفور يافت مى شد.
بدترين هاى ۲۰۰۵
بازسازى ها و دنباله سازى ها رقباى اصلى
جوايز تمشك طلايى
250566.jpg
در ميانه هياهوى اعطاى جوايز اسكار و سينماگرانى كه دعا مى كنند آن را به دست بياورند، عده ديگرى در حال دعا هستند تا جايزه ديگرى نصيبشان نشود: تمشك طلايى. جايزه تمشك طلايى (كه به اختصار رزى ناميده مى شود) به سنت هر سال يك روز قبل از جوايز اسكار بدترين هاى سال قبل را معرفى  مى كند و آبروى آنها را مى برد. با نگاهى به فيلم هاى سال ۲۰۰۵ مى توان گفت هيأت داوران ۷۲۵ نفره جوايز رزى - كه از سينماگران، روزنامه نگاران و علاقه مندان سينما تشكيل شده است _ كار سختى در پيش رو داشته اند. سال گذشته آنقدر فيلم هاى ضعيف و غير قابل تحمل زياد بوده كه حتى انتخاب پنج نامزد هم از بين آنها كار دشوارى بوده؛ چه برسد به انتخاب برنده نهايى! هر چند كه تا روزى كه اين مطلب را مى خوانيد نتيجه پايانى هم اعلام شده و بدترين هاى سال معرفى شده اند، اما فعلاً مرورى اجمالى بر نامزدهاى پرافتخار (!) اين دوره داريم.
دو رقيب اصلى تمشك هاى طلايى امسال عبارتند از: «خانواده دوك هزارد» و «پسر ماسك». فيلم اول بازسازى يك سريال تلويزيونى است كه جسيكا سيمسن، خواننده مشهور، يكى از نقش هاى اصلى آن را به عهده داشته است. «پسر ماسك» هم دنباله سازى فيلم موفق «ماسك» است كه يك دهه قبل جيم كرى را ستاره كرد. فيلم كمدى ديگرى كه در رقابت براى عنوان بدترين فيلم سال شركت دارد عبارت است از : «دوس بيگالو: ژيگولوى اروپايى». راب اشنايدر كه چند سال قبل با «دوس بيگالو: ژيگولوى مذكر» توانسته بود در گيشه موفق باشد، در دنباله آن چه به عنوان بازيگر و چه فيلمنامه نويس «تمشكى» تشخيص داده شده است.
در بين پنج نامزد جايزه بدترين فيلم، فقط «عشق كثيف» دنباله سازى يا بازسازى نبوده است. جنى مك كارتى هنرپيشه اصلى اين فيلم مثلاً رمانتيك بوده است. «خانه مومى» هم فيلم ترسناكى است كه در فهرست نامزدها حاضر بوده و_ بر خلاف چهار فيلم ديگر _ حداقل فروش خوبى در گيشه داشته است. اعلام نامزد هاى تمشك طلايى مثل هر سال دل فيلم بين ها را خنك كرد. آنها كه با ناخن جويدن و كندن موهايشان توانسته بودند ويل فرل را در «افسون شده» و «لگد زدن و جيغ كشيدن» تحمل كنند ، خوشحال شدند كه ديدند او براى هر دو فيلم نامزد دريافت رَزى شده است. كسانى كه متحير بودند چطور جسيكا آلباى بااستعداد پشت سر هم در «چهار فوق العاده» و «به درون آبى» بازى كرده، با ديدن نامزدى او براى دريافت رزى بدترين بازيگر زن به خاطر هر دو فيلم، لبخند به لبشان آمد. آنها كه يك ساعت و نيم وقتشان را به خاطر ديدن «افسون شده» تلف كرده بودند، به خاطر نامزد شدن اين فيلم در پنج رشته دلشان خنك شد و بالاخره آنهايى كه از لوس بازى و لاو تركاندن هاى تام كروز اعصابشان خرد شده بود، با نامزدى او در سه رشته اميدوارند كه حقش را بگيرد و نذر و نياز كرده اند كه حداقل يك جايزه به او تعلق بگيرد. اما نامزد هاى رشته هاى مهم جوايز رزى امسال عبارتند از:
بدترين بازيگر مرد: ويل فرل («افسون شده» و «لگد زدن و جيغ كشيدن»)، راب اشنايدر («دوس بيگالو: ژيگولوى اروپايى»)، صخره («فنا»)، جيمى كندى («پسر ماسك») و تام كروز («جنگ دنياها») [كاش به جاى اعطاى تمشك طلايى به ويل فرل، او را از بازى در سينما منع كنند و دوباره به تلويزيون برگردد]
بدترين بازيگر زن: تارا ريد («تنها در تاريكى»)، هيلارى داف («يك دوجينش ارزانتر است ۲» و «مرد كامل»)، جنى مك كارتى («عشق كثيف»)، جسيكا آلبا («چهار فوق العاده» و «به درون آبى»)، جنيفر لوپز («مادر شوهر ديو سيرت») [رقابت اينقدر سنگين است كه بعيد به نظر مى رسد بازى نفرت انگيز جنيفر لوپز بر ديگر رقبا چيره شود]
بدترين كارگردان: اوو بول («تنها در تاريكى»)، نورا افرون («افسون شده»)، كان اَشر («عشق كثيف»)، جى چاندراسكار («خانواده دوك هزارد»)، لارنس گاترمن («پسر ماسك»)
بدترين بازسازى يا دنباله سازى: «افسون شده»، «دوس بيگالو. . .»، «خانه مومى»، «خانواده دوك هزارد»، «پسر ماسك»
خسته كننده ترين سوژه نشريات زرد: تام كروز (تام كروز و حرف هايش عليه روانكاوى)، تام كروز و كيتى هولمز (تام كروز، كيتى هولمز، مبل آپرا وينفرى، برج ايفل و «بچه تام»)، پاريس هيلتن (پاريس هيلتن و ... همه!)، اشلى سيمسن، جسيكا سيمسن و نيك لَچى (خانواده سيمسن: اشلى، جسيكا و نيك)، بريتنى اسپيرز و كوين فدرلاين (آقا و خانم بريتنى، بچه شان و دوربين فيلمبرداريشان) [پيشنهاد مى شود امسال استثنا قايل بشوند و در اين رشته به همه نامزدها تمشك طلايى بدهند]
بدترين زوج سينمايى: «افسون شده»: ويل فرل و نيكول كيدمن، «دوس بيگالو...»: راب اشنايدر و پوشكش، «عشق كثيف» جنى مك كارتنى و هر كس كه اينقدر احمق است كه با او دوستى كند يا عاشقش شود، «خانواده دوك هزارد»: جسيكا سيمسن و «ديزى دوك»هايش، «پسر ماسك»: جيمى كندى و هر كس كه پايش در اين گير كرده و به ناچار صحنه اى را با او مشترك دارد.
خبرسازان
250560.jpg
محمد رحمانيان


در اين كه محمد رحمانيان يكى از باهوش ترين كارگردانان تئاتر اين سال هاست شكى نيست ولى اين هفته خبرى درباره او منتشر شد كه خيلى ها را متعجب كرد. رحمانيان اين روزها سرگرم نگارش فيلمنامه اى بر اساس رمان «استخوان خوك و دستهاى جزامى» نوشته مصطفى مستور است كه خودش هم كارگردانى آن را برعهده خواهد داشت. رحمانيان قصد دارد نخستين فيلم بلند خود را با حضور تعدادى از بازيگران گروه تئاتر «پرچين» بسازد. او درباره تركيب قطعى بازيگران فيلمش هم گفته كه ابتدا بايد فيلمنامه كامل شود تا بازيگران آن را بخوانند و بعد از آن به تركيب نهايى دست يابد اما تا آن زمان نمى شود در اين مورد صحبت كرد. رحمانيان همچنين از اجراى نمايش «روزهاى راديو» در تالار وحدت خبر داده است. صحبت هاى اوليه با بنياد رودكى انجام شده و نمايش شهريور يا مهر در تالار وحدت اجرا خواهد شد. گويا اجراى كار در تالار اصلى تئاتر شهر منتفى شده است. نمايش «روزهاى راديو» درباره بخشى از حوادث تاريخ ايران در دهه ۳۰ است.


عباس كيارستمى


كارگاه فيلم سازى عباس كيارستمى براى نخستين بار در ايران برگزار مى شود.   اين كارگاه آموزشى، در سرى كلاس هاى آكادمى هنر و علوم انسانى مؤسسه فرهنگى - هنرى كارنامه برگزار خواهد شد كه يك جلسه  آن در هفته  آخر اسفندماه جارى تشكيل مى شود. آكادمى هنر و علوم انسانى اين مؤسسه قرار است كلاس هايى را در زمينه هاى فلسفه، عكاسى، تاريخ هنر، روزنامه نگارى و... برگزار كند كه اولين آن ها كه مدرسش مشخص شده، ورك شاپ فيلمسازى عباس كيارستمى است. پرويز پرستويى نيز چند سالى است كه در اين مؤسسه، كارگاه بازيگرى دارد. از كيارستمى اين روزها در زمينه فيلمسازى خبر زيادى نيست. آخرين كار او يعنى بليت با همراهى كن لوچ و آرمانو اولمى هنوز نمايش جهانى به صورت عام نداشته است و با وجود حرف و حديث هاى فراوان درباره اكران فيلم باد ما را خواهد برد هنوز مشخص نيست كه اين فيلم هم در ايران اكران عمومى خواهد شد يا نه. درباره اكران ده و پنج برداشت بلند هم كه به شكل كلى هيچ صحبتى تاكنون نشده است.


احمد پژمان


كنگان و گزيده موسيقى بيدمجنون و يك بوس كوچولو منتشر مى شود. احمد پژمان اثر موسيقايى كنگان - ملهم از موسيقى مناطق جنوبى كشور - و گزيده هايى از موسيقى فيلم «بيد مجنون» و «يك بوس كوچولو» را منتشر مى كند. احمد پژمان اين هفته در توضيح اين آلبوم ها گفته است: «در مسافرتى كه به همراه «منوچهر طياب» به شهرهاى جنوبى كشور داشتيم به فكر اين افتادم كه اثرى موسيقايى برگرفته از موسيقى اين مناطق بنويسم و «كنگان» اثرى است كه از تلفيق موسيقى شرق و غرب نوشته شده است؛ البته رنگ و بوى موسيقى ايرانى وصداى سازهايى چون تار، سنتور، كمانچه، عود و .
در اين اثر بارزتر است.» همچنين گزيده هايى از موسيقى متن دو فيلم «بيد مجنون» و «يك بوس كوچولو» توسط انتشارت هرمس عرضه مى شود. فيلم هايى كه در يكى دو سال اخير پژمان كار ساخت موسيقى آنها را برعهده داشته است.


عبدالله اسفنديارى


عبدالله اسفنديارى همچنان باقدرت از كانون فيلم معناگرا و فعاليت هايش دفاع مى كند. او اين هفته گفته: «اين كانون به جريانى مستمر تبديل شده و در سال آينده نيز با قدرت به راه خود ادامه مى دهد. خوشبختانه با فعاليت كانون فيلم معنا گرا امكان شكل گيرى فضاى جدى نقد دراين حوزه فراهم شده و ديدگاه هاى متناقض بدون جبهه گيرى دركنار هم بيان مى شوند.» اسفنديارى جدا از اين حوزه امسال تهيه كننده فيلم سينمايى ستاره ها هم بود. اثر جنجالى فريدون جيرانى كه در جشنواره امسال دو اپيزود از سه اپيزودش به نمايش درآمد. فيلم پيشين اسفنديارى يعنى شكلات هم نيمه هاى سال به نمايش درآمد و فروش خوبى نداشت. زمان نمايش فيلم ستاره ها هم هنوز مشخص نشده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |