جمعه ۱۹ اسفند ۱۳۸۴ -
Fri, Mar 10, 2006
ورزش
۳۴۱۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
گفت و گو
اوقات شرعى
ارتباطات
يك خاطره به يادماندنى
پيش بينى نتيجه مسابقه روز جمعه
يك خاطره به يادماندنى
بازى
صد و سى هزار نفرى!
250623.jpg
امير صدريآن موقع ها وضع فرق داشت، حداقل تماشاگر بازى هاى آبى و قرمز با حريفانشان، حتى اگر روز وسط هفته هم بود، چهل، پنجاه هزار نفر بود، بازيهاى حساس شصت، هفتاد هزار تا و دربى حتماً صد هزار تا، پُر پُر. چند ساعت مونده به شروع دربى استاديوم پُر مى شد و بقيه نمى تونستند برن تو و از پشت درهاى استاديوم بر مى گشتن خونه... اما اون سال قضيه فرق داشت، يعنى فرق كرد، تلويزيون يكى دو هفته اى بود كه بازى هاى فوتبال را پخش نمى كرد، وضعيت جدول هم خيلى حساس بود، استقلال هفته قبل دربى هفت تا به دارايى زده بود و پرسپوليس كه تا اون هفته نباخته بود، دو به يك به وحدتى باخته بود كه تا اون بازى حتى يه برد هم نداشت و اين بازى خيلى چيزارو معلوم مى كرد، يه جورايى از اول هفته همه جا صحبت دربى بود، همه مى خواستن برن استاديوم... و رفتند.
ده صبح حداقل ده، بيست هزار نفرى در استاديوم بودن، خيليا از شب قبل اومده بودن، خيليا هم صبح زود، سر ظهر ديگه يواش يواش استاديوم پر شده بود و فقط پشت دروازه ها و يه جاهايى تو طبقه بالا خالى بود، هنوز پنج، شش ساعت به شروع بازى مونده بود، اما از تعداد اونايى كه وارد استاديوم مى شدن، كم نمى شد، يواش يواش كار كشيد به اونجا كه بين دو رديف بعضى ها كج كج مى نشستن و تو هر رديف هم همه آدما تنگ تنگ هم مى نشستن تا يه خورده جا باز بشه، هيشكى نمى تونست از جاش بلند بشه و يواش يواش ديدم كه پايه هاى نورافكن ها هم پر شده از تماشاگرايى كه كلى هم حال مى كردن كه جاى خوبى نشستن، بى مزاحم، بازى كه شروع شد، همه يادشون رفت كه چقدر جا تنگه و نمى شه نفس كشيد، هوا سرد بود و تنگ هم نشستن تازه به نفع همه بود، فقط بنده خداهايى كه وسط دو رديف سكوها كجكى نشسته بودند، بدجورى اذيت مى شدن، اما بازى اونقدر گرم بود كه كسى به خاطر كمبود جا شاكى نباشه، استقلالى ها از تركيب تيمشون يه كمى متعجب بودن: سعيد مراغه چيان كه هميشه مدافع وسط بود، رفته بود هافبك دفاعى، جعفر مختارى فر و پرويز مظلومى هم دو تا مهاجم تيم بودن و در نتيجه عبدالعلى چنگيز تكنيكى روى نيمكت نشسته بود، اما پرسپوليس همون تركيب هميشگى خودشو داشت، با اين وجود آبيا بيشتر بر بازى احاطه داشتند... داشت شب مى شد كه مشكل شروع شد، نمى شد نورافكنها را روشن كرد، چرا كه براى مردمى كه روى پايه ها بودند، خطر داشت، بلندگوها شروع كردند خواهش كردن، اما فايده نداشت. اونايى كه اون بالا بودند، مى دونستند كه تضمينى نيست كه اگه پايين بيايند، جايى گيرشان بيايد، پنج دقيقه، ده دقيقه، پانزده دقيقه، بيست دقيقه، نيم ساعت... و بالاخره بعد از چهل و پنج دقيقه با دخالت نيروى انتظامى پايه هاى نورافكن پاكسازى شد، نورافكن ها روشن شدند و بازى مجدداً آغاز شد... وقتى كه بازى تمام شد، يك ساعت از زمان مقرر گذشته بود: استقلال ۱- پرسپوليس صفر، اما پايان بازى پايان ماجرا نبود، آن شب تهران و بخصوص غرب تهران، خيلى دير خوابيد، بسيارى از آن ها كه به استاديوم رفته بودند، در شلوغى هاى باورنكردنى خيابانها به دام افتادند و ساعاتى از نيمه شب گذشته به خانه هاى شان رسيدند، به طور متوسط اكثر تماشاگران دوازده ساعت زمان را براى تماشاى بازى صرف كرده بودند، اما در تجربه كم نظيرى سهيم شده بودند، به هر حال آنها در پرتماشاگرترين بازى تاريخ ايران سهمى در ركوردشكنى داشتند: در بازى اى كه صد و بيست يا به تعبيرى صد و سى هزار تماشاگر داشت!حال آن بازى يك نماد و يك نشانه شده است، خيلى از خبرگزارى ها و رسانه هاى غربى همين حالا كه بخواهند از فوتبال ايران گزارش بدهند، مى نويسند: در ايران مردم عاشق فوتبال هستند و براى تماشاى بازيهاى ملى يا بازيهاى استقلال و پرسپوليس كه دربى تهران است، بيش از صد هزار نفر به استاديوم آزادى مى آيند كه صد هزار نفر گنجايش دارد.
اينجا آزادى است
بزرگترين داربى آسيا
مجيد رئوفى
اگر عصر جمعه مشغول كار هستيد، مرخصى بگيريد و اگر نشد، آن را نيمه كاره رها كنيد، يك بار ديگر داربى پرسپوليس - استقلال، كشور را به حال نيمه تعطيل در مى آورد. اهالى سياست كه اين روزها حسابى سرشان شلوغ است، نيم نگاهى به تلويزيون مى اندازند. روشنفكران راضى شده اند كنار عوام بنشينند و لذت دسته جمعى را تجربه كنند.
250617.jpg
SMS  ها بى امان مشغول سير در فضا هستند. امواج آبى و قرمز فضا را تسخير كرده اند. يك بار ديگر از پيرمرد نودساله تا پسربچه ۳ ساله پاى تلويزيونها، محو جادوى ساق هاى بازيكنان محبوبشان شده اند.
«مبارزه نهايى تا پاى جان» آغاز مى شود. چقدر تركيب چمن سبز و پيراهنهاى قرمز و آبى جذاب و دلنشين است. چقدر موج بيضى شكل قرمز، آبى، قرمز در حول زمين سبز چشم نواز و سينمايى است. داور عرب ، در سوتش مى دمد. ۲۲ نفر داخل زمين، احساس مى كنند قلبشان دارد از سينه بيرون مى زند. ما كه خوشبينيم، چشمانمان را لحظه اى مى بنديم و باز مى كنيم و مجسم مى كنيم كه هيچ سكويى در آزادى خالى نيست. حالا قلب جوان بيست و چند ساله داخل زمين كه ميان ۱۰۰ هزار جفت چشم مشغول جست وخيز است، نبايد از شدت استرس بيرون بجهد. آن چند ده ميليونى كه از صفحه چند اينچى منزلشان، بازى را تماشا مى كنند هم هستند. يك ۹۰ دقيقه ديگر برادران خونى با يكديگر دشمن مى شوند. يكى بين قرمزها نشسته، آن يكى در جمع آبى ها. يكى براى سلامتى ستاره تيمش، به آسمان نگاه مى كند و ديگرى آرزو مى كند ستاره محبوب برادرش، سريعتر از زمين بيرون برود. همه مهربانيها براى خودى و تمام نفرين ها نصيب دشمن مى شود. اينجا استاديوم آزادى است، محل برگزارى بزرگترين داربى آسيا.
بايد پنجاه سال مى گذشت تا فوتبال ايران به سبك كشورهاى صاحب فوتبال اروپا، صاحب دو باشگاه رقيب به معناى واقعى شود. چيزى شبيه ميلان و اينتر يا رئال و بارسا. ۵۲ سال پيش بود كه كلوب دوچرخه سواران و شاهين متولد شدند. هنوز فوتبال ايران صاحب تشكيلاتى به نام فدراسيون نشده بود كه دو باشگاه اصيل ايرانى زاده شدند. در پى تغيير نام به تاج و پرسپوليس، نبردهاى واقعى هم شكل مى گرفت.
حالا آدمها به ۲ دسته تقسيم شده بودند. آنها كه هوادار آبى بودند و كسانى كه براى قرمزها جان مى دادند. هر كس تعبيرى از جنگ خير عليه شر براى خود ساخته بود.هواداران قرمز تيم حريف را وابسته به دربار مى شمردند و دسته مقابل آنها را انگليسى قلمداد مى كردند. قطب بندى از همان جا آغاز شده بود.
خانه تكانى هاى متوالى لشگر قرمزها نيز خللى در اين فضا ايجاد نكرد. پاس وابسته به شهربانى، وضعيت مالى خوبى داشت و بخوبى حمايت مى شد، اما على رغم نتايج معمولاً خوبش، هيچ گاه هوادارى نيافت. دارايى و كيان و هما همچنان كجدار و مريز به راهشان ادامه مى دادند و بودند كه باشند، اما قرمزها و آبى ها، سوگلى هاى هميشگى فوتبال ايران باقى ماندند.
تماشاگران پرسپوليس، رضايت نمى دادند تا حرفه اى هاى دهه ۵۰ پرسپوليس، فقط مقابل رقباى اروپايى و آمريكاى لاتين حاضر شوند. آنها براى تماشاى ديدار با رقيب ديرينه، لحظه شمارى مى كردند و بارها با شعارهايشان، مديران تيم را به اين نياز عميق شان آگاه مى كردند. بازيكنان حرفه اى دلشان لك زده بود براى لگد زدن هاى پنهانى به دور از چشم داور به رقيب براى كرى ها و كلك ها و شيطنت هاى مخصوص داربى. دويدن تا سرحد جان براى چسباندن توپ به تور دروازه حريف و فرياد كشيدن با تمام وجود و فرار با نهايت سرعت به سمت تماشاگرانى كه ورزشگاه را روى سرشان گذاشته بودند.
جوانان آن روزها كه در تمام سالهاى دهه شصت و در اوج مسابقات باشگاههاى تهران نيز در استاديوم آزادى با پيراهنهاى سرخ يا آبى حاضر مى شدند، اكنون به همراه فرزندانشان يا در تقابل با آنها منتظر هيجان يك ديدار سنتى ديگر هستند.
* * *
يكى مى گفت اين فوتبال قرمز و آبى براى ما كه تفريحى نداريم، اين قدر جذاب است، اما او نفهميده بود كه اگر در تهران پنجاه تا مالتى پلكس بسازند و هر هفته يك كنسرت موسيقى برگزار شود و قرار باشد مارك آنتونى و جيمز بلانت در آنها بخوانند، باز هم عطش فوتبال ديدن و هيجان بالا و پايين پريدن و حنجره پاره كردن براى آن ستاره زمين سبز همچنان باقى خواهد ماند. آنجا ديگر فراموش مى كنيم كه ستاره زمين سبز، از كجا آمده، چگونه صحبت مى كند و اگر توانايى دريبل زدن نداشت، الآن بايد آجر بالا پرت مى كرد. فراموش مى كنيم كه ستاره نوظهور كه تا ديروز پول خريد كفش استوك دار نداشت، حالا سوار بنز مى شود، سر تمرين مى آيد و هيچ كس را قبول ندارد. همه اينها را در اين ۹۰ دقيقه فراموش مى كنيم و برايش با تمام وجود هورا مى كشيم. وقتى حريف را دريبل مى زند، از ته دل خوشحال مى شويم. در اين ۹۰ دقيقه خلأ مطلق را حس مى كنيم. هيچ چيز نيست مگر شور حمله به اردوگاه دشمن و هر كس محكم ترين نيشتر را به دشمن بزند، طبيعتاً محبوب ترين است. مهم نبود كه ادموند بزيك در طول يك فصل پايش قفل بود و فقط به استقلال گل مى زد و بس. مهم اين بود كه به استقلال گل مى زد. اين بود كه هميشه ميان هواداران محبوب بود. همين عنايتى تا وقتى به پرسپوليس گل نزد، محبوب نشد. تمام فصل را جان كند، اما چون نتوانست در داربى گل بزند، هميشه پشت سر سامره ماند. حتى هواداران آبى او را هو مى كردند، اما ورق از زمانى برگشت كه او به پرسپوليس گل زد.
اين است كه اكنون عنايتى دين اش را به آبى ها ادا كرده است و لحظه تاريخى اش را به نام خود رقم زده است، حالا دو فصل تمام هم كه گل نزند، باز هم حتى آن پسربچه ۱۰ ساله آبى پوش كه موهايش را با آب خيس كرده يا ژل زده، به نظر برسد و مدام از بالادستى ها توسرى مى خورد هم به خودش اجازه نمى دهد كه به عنايتى بگويد بالاى چشمت ابروست.
اين كه سرنوشت پرسپوليس در تمام فصل با پروين محتوم به شكست بوده و در بازى رفت هم قافيه را به رقيب ديرينه باخته است، دليل نمى شود تا هواداران پرسپوليس دست روى دست بگذارند. آنها اگر تمام فصل را با سرپايين به خانه هايشان برگشته باشند، اگر حال زمان رفت و برگشت شان به استاديوم در تمام فصل، صد و هشتاد درجه متفاوت بوده، اميدشان را از دست نداده اند. چه بسا الآن اميدوارترند. اميدوارند كه با مربى هلندى كه قاعده بازى ايرانى را هنوز نياموخته، مى توانند بى محابا به سمت دژ تيم قلعه نويى حمله كنند و اين بار نتيجه متفاوتى به دست آورند. يك بار ديگر هواداران دو تيم فرصتى يافته اند تا نقابها را از صورت بردارند و همانى باشند كه سعى مى كنند نباشند.
با اين حال مهم نيست كه هر دو تيم چند فصل است كه رنگ ديدارهاى آسيايى را نديده اند، مهم نيست كه مربى آبى، دروازه بان محبوبش را به دروازه بان بهترش ترجيح مى دهد، مهم نيست كه پروين در خانه نشسته و با برد پرسپوليس كيف مى كند و با باختش اشك مى ريزد، مهم نيست كه دو تيم محبوب پايتخت نماينده دندان گيرى در تيم ملى ندارند، اهميتى ندارد كه بعضى ها فكر كنند هواداران فوتبال سر كارند، مهم نيست كه ديگر قرمز و آبى سوپراستار ندارند. مهم نيست كه براى بازيهايشان در طول فصل، ۱۰ هزار تماشاگر به زور به ورزشگاه مى روند، اهميتى ندارد كه اين بازى هم همان ۳ امتياز معروف و مسخره باقى بازيها را دارد، ما كمربندها را بسته ايم. ما براى هيجان داربى كاملاً آماده ايم.
بهمن فروتن
250629.jpg
و «يكبار ديگر» فروتن تئاتر منحصر به فرد ديگرى را روى صحنه مى برد. پس از ماجراهاى آبگوشتى، شوهاى متفاوت هنگام كنفرانس هاى مطبوعاتى، سفر به تهران و شركت نكردن در جمع مربيان باشگاه ها و سرمربى تيم ملى، لغو سفر به اهواز براى ديدار با فولاد به بهانه لغو پرواز و نرسيدن به اتوبوس، زيرسؤال بردن مربيان بزرگ دنيا و ادعاى عجيب توان بالاتر ۵۰ مربى ايرانى نسبت به بزرگان دنياى فوتبال و حالا بيرون كشيدن تيم از زمين بازى به بهانه اشتباه داور در اعلام ضربه پنالتى.
فروتن با آسمان _ ريسمان بافتن هايش در برنامه نود، يك بار ديگر تفاوت خود را با ساير مربيان وطنى نشان داد تا حتى زمزمه محروم شدنش از فعاليت در فوتبال ايران مطرح شود. او در حقيقت عطش جريان سازى بدون پشتوانه اش را عيان ساخت. به راستى اگر شموشك با فروتن اكنون نه درصدر جدول كه در ميانه هاى جدول معلق مى زد، چه برنامه هاى پخش مستقيمى با درخشش فروتن مى ديديم؟
آرى هان
250626.jpg
اين قدر براى موضوع آمدن يا نيامدن آرى هان به پرسپوليس، شايعه ساختند و خبر پراكنى كردند اما نهايتاً او بادو دستيار جديد وارد تهران شد.
از قول او گفتند كه اصلاً قول پيروزى در داربى را نمى دهم، اما وقتى به تهران آمد گفت: «صددرصد استقلال را مى بريم.» آن هم با فكر!
گفتند به على پروين بى احترامى كرده، اما پس از بازگشت گفت كه مى داند پروين چهره بزرگى در فوتبال ايران است.
به هر صورت شايعه پراكنى ها در غيبت او، همه اشتباه از آب درآمدند و او وارد تهران شد، اما شايعات همچنان برقرارند. حالا و در آستانه داربى مسأله مبلغ قرارداد او روى بورس است. بعضى ها نيز به غرور بى نهايت او و ساير مربيان هلندى اشاره مى كنند. بايد منتظر پايان جمعه ماند تا وضعيت او را در پرسپوليس آينده برآورد كرد.
فيروز كريمى
250620.jpg
مى گويند يك بار بهمن فروتن با جديت خاصى به فيروز كريمى مى گفته: «فيروزخان جام جهانى بعدى من مى شوم سرمربى، تو هم كمك من شو. بهترين كمك ايران تويى.»
و فيروز كريمى كه در رزومه اش قهرمانى در باشگاه هاى آسيا و ايران و صعودهاى متوالى به تيم هاى ليگ دسته يك به ليگ برتر را طلاكوب كرده است، خنديد و هيچ نگفت.
معمايى، كريمى را به مرخصى اجبارى فرستاده تا هواداران برنامه نود، جذاب ترين بخش مصاحبه هاى مربيان ليگ برتر را كه به همراه غلام پيروانى با فاصله زيادى در صدر جدول قرار دارند، از دست بدهند. كريمى يكى دو هفته پيش در محافل خصوصى گفته بود كه اگر اراده كنم، راه آهن جزو ۴ تيم صدر جدول خواهد بود، اما به خاطر معمايى اين كار را نمى كنم و حالا معمايى با اخراج كريمى قصد دارد با ابراهيم تهامى تيمش را از ته جدول درآورد. بايد منتظر ماند، ديد و بعد قضاوت كرد.
پيش بينى نتيجه مسابقه روز جمعه
كاش مثل او بوديم
250650.jpg
شهرام فرهنگى

۱- طرفداران پرسپوليس مى توانند اميدوار باشند. از اتفاقات نادر ـ مثلاً پيروزى استقلال در دور رفت ليگ برتر جارى ـ كه بگذريم، تاريخ داربى مى گويد اغلب تيم ضعيف تر در اين تك بازى برتر بوده است. جمعه هم از همان حكايتهاست. استقلال دنبال قهرمانى مى دود و هواداران اين تيم با طعنه به حريف مى گويند: «پرسپوليس براى جام يوفا (!) بازى مى كند.» تحليل فضا از لحاظ تاريخى به نفع پرسپوليس است. گرچه اين فوتبال ديوانه، گاهى هم منطقى مى شود. مثلاً مسابقه دور رفت!
۲- بى طرف وجود ندارد. اگر كسى هم چنين ادعايى كرد، ساده ايد اگر باور كنيد. اينجا، در ايران، همه يا آبى اند يا قرمز. حتى اگر از فوتبال بيزار باشند هم به خاطر دوستى، آشنايى، فرزندى، چيزى، تمايل به موفقيت يكى از اين دو رنگ دارند. پس اين بخش را اختصاص مى دهيم به جماعت روشنفكر كه حداقل در ظاهر هرگز طرفدارى از استقلال و پرسپوليس را بر نمى تابند. از آنها اگر بپرسيد استقلال مى برد يا پرسپوليس، اول اين جمله را مى گويند: «با ما از فوتبال حرف نزن.» بعد اگر خيلى اصرار كنى، با احتياط بازى را ادامه مى دهند و آخر نتيجه اين است: «صفر ـ صفر مساوى مى شوند.» خدا از دلشان خبر دارد!
۳- هواداران استقلال غصه بازى با سايپا را مى خورند. آنها در پاسخ خنده هاى مرموز قرمزها، مى گويند: «حيف شد، مى توانستيم مقابل شما پيمان نادرى، ميثم بائو، سبو شهبازيان و تمام ذخيره ها را به زمين بفرستيم.» اين البته فقط ارائه تصويرى مزاح گونه بود، اما حقيقت هم فاصله چندانى با اين شوخى ندارد. اعتماد به نفس آبى ها اين روزها در فضا سير مى كند. اگر تيمى توانايى كوباندن ۴ توپ به تير دروازه يك مدعى قهرمانى - سايپا - را داشته باشد، مقابل تيم نهم جدول چه مى كند؟ آنها خوشبينانه به پايان يك شعار تاريخى فكر مى كنند: «۶ تايى ها»!
۴- «بزرگترين مربى فوتبال ايران اينجاست.» هواداران پرسپوليس مى گويند. سالها پيش وقتى «آرى هان» به ايران آمد، فكر كرديم فوتبالمان با او متحول مى شود. آرى شد، البته تنها از لحاظ برخورد با ميهمانان سرشناس خارجى. «آرى هان» وقتى با وانت سر تمرين تيم ملى فرستاده شد، فهميد كه اينجا جايش نيست و رفت. اين بزرگترين درس يك مربى بزرگ تا به امروز براى فوتبالمان بود. به هر حال او ظاهراً مطمئن شده كه ايرانى ها شاگردان باهوشى هستند و دوباره به ايران بازگشته. نشان به آن نشان كه ديگر او را با وانت سر تمرين پرسپوليس نمى برند. به هر حال شرايط براى موفقيت «آرى هان» در پرسپوليس فراهم است، وگرنه او بى تجربه نيست كه روى هوا بگويد: «استقلال را مثل آب خوردن مى بريم.»
۵- چند پيش بينى قابل پيش بينى از چهره هاى آشنا:
- ناصر حجازى: استقلال مى برد، متأسفانه!
- على دايى: به قولى، در شخصيت دايى نيست كه در اين مسائل دخالت كند.
- سردار آجورلو: ما با هدف قهرمانى به بازيهاى خودمان فكر مى كنيم و هيچ كارى به ساير بازيها نداريم؛ اما تيتر بزنيد: تا اطلاع ثانوى قرمزته!
- على پروين: هان ديگه كيه؟!
- ناصر ابراهيمى: هرچه على آقا گفتند!
- محمد دادكان: صفر - هيچ به نفع استقلال!
- مسعود ده نمكى: كدام استقلال؟ كدام پرسپوليس؟
- جامعه زنان فمينيست: «تماشاى داربى حق مسلم ماست.»
۶- بازى را از زواياى مختلف مى بينيم تا برسيم به بازى جمعه. مى خواهيم تيم پيروز را پيش بينى كنيم. نظر طرفداران استقلال و پرسپوليس و حرف روشنفكران را نوشتيم. حرف دل چهره هاى آشنا را هم خودمان - منتها از زبان آنها - پيش بينى كرديم. حالا كه به اينجا رسيديم، مانده بازى با آمار و ارقام. جمعه كه به عصر برسد، پرونده بازى هاى رودرروى پرسپوليس و استقلال در ليگ برتر پنجم هم بسته مى شود. استقلال از اين لحاظ برتر از پرسپوليس است. آخرين مسابقه دو تيم در ليگ برتر با پيروزى ۳ بر ۲ استقلال به پايان رسيد. غير از اين، استقلال از مجموع ۹ بازى انجام شده در ليگ برتر، ۴ بازى را برنده از زمين خارج شد. سهم امير قلعه نويى از اين موفقيتها، ۳ پيروزى در ۵ بازى است. اگر به مساوى فكر مى كنيد، تاكنون در ليگ برتر ۴ مسابقه دو تيم با تساوى به پايان رسيده است. براى آنها كه از نتيجه صفر - صفر متنفرند، آمار اميدوار كننده به نظر مى رسد. تنها ۲ مسابقه صفر - صفر شده. نكته جالب اينكه تاكنون در ليگ برتر هيچ فصلى را تجربه نكرده ايم كه هر دو مسابقه رفت و برگشت به نفع يك طرف تمام شود. اين مسأله پرسپوليس را به بازى روز جمعه اميدوار مى كند. آخرين مسابقه اى كه پرسپوليس برده، به حدود ۳ سال قبل و دور دوم ليگ برتر بر مى گردد. آن مسابقه را پرسپوليس ۲ بر يك برد، ا ما استقلال آن فصل روزهاى تلخى را تجربه مى كرد و در نهايت روى سكوى نهم ايستاد. درست مثل امروز پرسپوليس!
۷- حالا ماجرا را از هر جهت بررسى كرده ايم. هواداران احساساتى، هواداران منطقى، آمار، روشنفكران بى طرف و غيره. به هر حال هر طور كه حساب كنى، نتيجه اين بازى مهم است و همه نگرانند. مطلب به لحظه نتيجه گيرى كه رسيد ياد ديوانه اى در كوچه دوران بچگى ام افتادم. او هميشه راحت بود. هر بار كه استقلال مى برد، مى گفت: آبيته و هر بار كه برعكس: قرمزته. كاش مثل او بوديم!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |