|
|
|
|
|
آرزوى من،
|
|
|
|
|
سرطان اين ناخوانده مهاجم
|
|
|
صبا حسينى سرطان يك ناخوانده مهاجم است. يكدفعه به جسم، مغز و روح آدم تهاجم مى كند. حالا چطور مى شود درمان اين مهاجم را بدون تهاجم انجام داد؟ نخستين همايش كاربردى سرطان پستان، درمانهاى غيرتهاجمى اين سرطان را موردبررسى قرارداده؛ اين گفت وگو با دكتر محمدرضا صفايى كشتگر، استاد دانشگاه UCL لندن در همين باره صورت گرفته است. از ابتدا بگوييد اصلاً سلول سرطانى چطور به وجود مى آيد؟ ببينيد، در شرايط معمولى سلولها رشد مى كنند و ازبين مى روند؛ ولى وقتى از كنترل خارج شده، رشد غيرقابل كنترل پيدا مى كنند و به توده و بافت سرطانى تبديل مى شوند. سلولها از حالت طبيعى به سمت ايجاد بافت سرطانى از فرايندى عبور مى كنند كه ابتدا به سلول با اكتيويته (فعاليت) بيشتر، سپس سرطانى بدون تهاجم (فعال در محل) و پس از آن به سلول سرطانى با پتانسيل بيشتر تبديل مى شود. بعضى از سرطانها، مثل سرطانهاى خوش خيم پوست فقط در محل مشكل ايجاد مى كنند، بعضى از سلولهاى سرطانى هم به بقيه قسمتهاى بدن مى روند. آيا سلولهاى سرطانى درست مثل هم در بافتهاى مختلف عمل مى كنند؟ نه، در هر بافتى متناسب با آن بافت سرطان خود را ايجاد مى كنند. ولى سرطانهاى مختلف در هر قسمتى از بدن كه باشند از يكى از اين سه نوع عملكرد تبعيت مى كنند: ۱- از طريق گردش خون از يك نقطه به نقطه ديگرى مى روند؛ مثل كبد، ريه و مغز ۲- ازطريق دستگاه لنفاوى منتقل مى شود ۳- بعضى ها مستقيماً درمحل ريشه مى دوانند و چنگ مى اندازند سرطان پستان چگونه ايجاد مى شود و ازچه نوع انتقالى است؟ سرطان پستان در مرحله قبل از مهاجم شدن شروع به عمل مى كند و هم ازطريق خون منتقل مى شود و هم لنف. ما مى خواهيم ببينيم چگونه به وسيله عملهاى جراحى غيرتهاجمى (بدون برداشتن سينه و بافتهاى اطراف) مى توانيم اين سرطان را درمان كنيم. شما گفتيد مرحله شروع تبديل سلول سالم به سلول سرطانى، تشكيل سلولى با اكتيويته (فعاليت) بيشتر است. آيا راهى هست كه در همين مرحله بيمارى را تشخيص دهيم؟ بله، ما هم مى خواهيم همين كار را بكنيم. براى تشخيص در اولين مراحل، بايد غربالگرى به صورت يك طرح ملى در كشور اجراشود. الآن اين كار ازطريق درمانگاهها و با توصيه معاينه به وسيله خود خانمها انجام مى شود... نه، معاينه غربالگرى نيست. غربالگرى ملى بايد ازطريق ماموگرافى صورت بگيرد. امكان ماموگرافى به صورت كارى آسان و فراگير و ارزان براى همه افراد فراهم شود. در طرح خود معاينه گرى، ابتدا بايد خانمها آموزش كامل و دقيقى ببينند تا بعد بتوانند تشخيص دهند و ازطرف ديگر وقتى توده اى زيردست لمس شود چندين سال از اولين مرحله غيرطبيعى شدن سلول مى گذرد. ماموگرافى چندوقت يكبار بايد انجام شود؟ در انگلستان، هر خانمى بعد از ۵۰ سالگى هر سه سال يكبار اين كار را انجام مى دهد. اتاق هاى ماموگرافى در بيشتر خيابانها هست و هزينه آن را هم دولت مى پردازد و كارى بسيار آسان و در دسترس است. در ايران از چندسالگى بايد ماموگرافى شروع شود؟ طبق آمارى كه به من دادند ميانگين سن تشخيص در ايران پايين تر ازاروپاست. يعنى حدود ۴۰ سالگى. اين بستگى به تصميم اساتيد رشته در ايران دارد. سونوگرافى نمى تواند روش مناسبى براى غربالگرى باشد؟ نه، سونوگرافى براى غربالگرى مناسب نيست. فقط ماموگرافى مناسب است. آيا دختران جوان هم بايد نگران سرطان سينه باشند؟ اگر تاريخچه ارثى نداشته باشند، نه. ما از نظر امكان خطر ابتلا سه گروه افراد را مى توانيم شناسايى كنيم: ۱- كم خطر ۲- خطرمتوسط ۳- پرخطر پرخطرها افرادى هستند كه اقوام درجه يك آنها مبتلا شده اند؟ فقط اين يك عامل مهم نيست. تعداد بستگان درجه يك مبتلا شده و سن تشخيص بيمارى در آنها. يعنى اگر كسى مادرش در ۸۰ سالگى به سرطان سينه مبتلا شده باشد جزو گروه پرخطر نيست، ولى اگر در ۴۰ سالگى سرطان در او تشخيص داده شده، بايد به موقع ماموگرافى شود. چطور مى توانيد بدون برداشتن سينه به درمان سرطان بپردازيد؟ ما تمام تمركزمان اين است كه درمان كم تهاجمى را جايگزين جراحى و برداشتن سينه كنيم. يعنى فقط توده را از سينه خارج كنيم. به جاى اينكه غدد لنفاوى، سينه و بخشى از كنار بازو و زيربغل را جراحى كنيم كه منجر به چاقى بازو و مشكلاتى براى اين اندام مى شود. فقط غده لنفاوى پيش قراول را برداريم. اين كنگره اولين قدم چنين درمانى در ايران است. خود اسم سرطان همراه ترس است و همين باعث مى شود خيليها دير به دير به پزشك مراجعه كنند، بهترين زمان مراجعه چه زمانى است؟ خانمها بايد با احساس كوچكترين مشكلى به پزشك مراجعه كنند و مسأله ديگر هم در دسترس بودن ماموگرافى براى همه افراد است. ما براى تشخيص وجود بافت سرطانى يك آزمايش سه جانبه پيشنهاد مى كنيم: ۱- معاينه به وسيله پزشك و گرفتن شرح حال به وسيله او ۲- ماموگرافى و سونوگرافى ۳- نمونه بردارى بافتى و سلولى (بيوپسى) انجام اين آزمايش سه جانبه در تشخيص اهميت خاصى دارد. مشكلى كه زنان مى توانند متوجه شوند چه علايمى دارد؟ وجود توده در سينه يا زيربغل، ترشح خونى از نوك پستان، پوست پرتقالى (دانه دانه) شدن اطراف برجستگى نوك سينه. با احساس چنين علايمى، فرد درچه مرحله اى از سرطان قراردارد؟ اين را نمى شود بدون بيوپسى اعلام كرد. مرحله سرطان بعد از برداشته شدن غده و باتوجه به اندازه آن مشخص مى شود. تا به حال ديده ايد همسران به دليل برداشته شدن عضو بيمار همسرشان با او در ادامه درمان همكارى نكنند؟ در انگلستان اينطور نيست. چون عملاً بيشتر جراحيها غيرتهاجمى و بدون برداشت عضو است. اين بيماران به صورت روتين (بطورمعمول) پس از جراحى (درصورت برداشته شدن عضو) براى بازسازى پستان ارجاع داده مى شوند و اين، از درمانهاى شناخته شده است. يك درمان زيبايى به حساب نمى آيد؛ وقتى عضو را از مريضى مى گيريم بايد عضوى به جايش به او بدهيم. اين روند در ايران چگونه است؟ چرا، در ايران خيلى از خانمها بخاطر اينكه همسرشان از سرطانشان مطلع نشود يا از ترس اينكه سينه شان را بايد بردارند خيلى دير به پزشك مراجعه مى كنند؛ حتى خيليها از طلاق داده شدن به دليل بيمارى مى ترسند. براى حل اين مشكلات احتياج است روى افكار مردم كار شود. اينها نياز به همكارى رسانه ها دارد. رسانه ها و به خصوص تلويزيون براى تأثير روى افكار عمومى بايد فعال باشند. تومور خوش خيم در چه سنينى بيشتر ظاهر مى شود؟ ۲۰ تا ۳۵ سالگى و در اين صورت نيازى نيست سينه يك خانم جوان برداشته شود. آيا مى توان گفت شنيدن خبر ابتلا به سرطان سينه مترادف ترس از مرگ نيست؟ بله، سرطان به منزله اين نيست كه درآستانه مرگ قرار گرفته ايم. به چه استناد؟ به اين استناد كه درصد مرگ و مير در كل دنيا در اثر سرطان سينه ۳۰ درصد بهبود يافته است
|
|
|
|
|
آرزوى من،
شادى كودكان فلسطينى است
|
|
|
يوسف حيدرى يك دختر ۹ ساله مهابادى در مسابقات بين المللى نقاشى كودكان كه در كشور عربستان برگزار شده بود موفق به كسب مدال طلا شد. در اين مسابقات كه با موضوع همدردى با كودكان فلسطينى در شهر رياض برگزار شده بود كيميا بدوى با كشيدن تصويرى از يك كودك زخمى فلسطينى و فضاى غم آلود حاكم برآن توجه همه را به سوى خود جلب كرد. كيميا فرزند اول خانواده اى چهارنفرى است و پدر او دبير آموزش و پرورش است. او هم اكنون در سال سوم دبستان قانع شهرستان مهاباد تحصيل مى كند و دوهفته قبل نيز مدال طلا و لوح افتخارش را از دست فرماندار مهاباد دريافت كرد. به همين بهانه گفت وگويى را با اين دخترخردسال هنرمند انجام داده ايم. از چند سالگى و چطور به نقاشى علاقه مند شدى؟ از ۶ سالگى و زمانى كه در پيش دبستانى بودم به كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان مهاباد مى رفتم و با شركت در كلاسهاى نقاشى به اين هنر علاقه مند شدم و مربى وقتى استعدادم را ديد تشويقم كرد كه به نقاشى ادامه بدهم. چطور در اين مسابقات شركت كردى؟ زمستان سال گذشته وقتى دراين كلاسها شركت مى كردم مربى مان از ما خواست تا نقاشى در زمينه حمايت از كودكان فلسطينى بكشيم و آن را در كلاس به او بدهيم. من نيز با كمك گرفتن از ذهنم و همچنين تصاويرى كه از تلويزيون در مورد فلسطين و همچنين آوارگى مردم آن و اذيت و شكنجه شدن مردمانش ديده بودم شروع به كشيدن نقاشى كردم و بعد از چهار روز نقاشى را به مربى ام دادم. براى حمايت از كودكان فلسطينى چه تصويرى را نقاشى كردى؟ در اين تصوير پسر خردسالى را كه با شليك گلوله اى زخمى شده و روى زمين افتاده بود نقاشى كردم. همچنين تعداد زيادى گل پژمرده و آسمان نارنجى نقاشى كردم و خورشيد را كه در گوشه اى از آسمان كه با ديدن اين صحنه ها گريه مى كرد نقاشى كردم. چگونه از موفقيت ات در اين مسابقه بين المللى مطلع شدى؟ وقتى اين نقاشى را كشيدم فكر نمى كردم كه آن را براى مسابقه ارسال كنند و من وقتى اين نقاشى را با تمام وجود و احساساتم كشيدم آن را به مربى ام دادم و او نيز اين نقاشى را براى اين مسابقات ارسال كرد و اسفندماه بود كه از كانون پرورش فكرى با منزلمان تماس گرفتند و اعلام كردند دراين مسابقات موفق به كسب مدال طلا شده ام. وقتى خبر موفقيت خودت را شنيدى چه احساسى داشتى؟ خيلى خوشحال بودم و باور نمى كردم دوهفته قبل نيز مراسم جشنى در كانون براى من گرفته شد كه فرماندار مهاباد مدال طلا و لوح افتخارم را به من اهدا كرد و مرا مورد تشويق قرار داد. چه كسانى تو را در زمينه كشيدن نقاشى و ادامه دادن آن تشويق كردند؟ پدر و مادرم هردو مشوقم بودند و در اين راه مرا راهنمايى و يارى كردند. همچنين مربى كانون نيز در اين زمينه خيلى مرا تشويق مى كرد و نكات مهم و آموزنده اى را در زمينه نقاشى به من ياد داد. به چه رنگى علاقه دارى؟ و به نظر تو غم چه رنگى است؟ در بين رنگها به رنگ نارنجى خيلى علاقه دارم و در اكثر نقاشى هايم از رنگ نارنجى استفاده مى كنم و به نظر من رنگ غم مخلوطى از رنگ نارنجى و زرد است و من در اين نقاشى براى نشان دادن فضايى كه كودكان فلسطينى و آواره در آن زندگى مى كند از اين دو رنگ استفاده كرده ام. چه آرزويى دارى؟ آرزوى بزرگ من تندرستى و سلامتى كودكان فلسطينى است و اميدوارم كه آنها روزى پيروز شوند و با افتخار و سربلندى زندگى كنند. آرزوى ديگرم نيز رفتن به مكه و زيارت خانه خداست. مدالت را به چه كسى تقديم كردى؟ مدال و لوح افتخارم را به پدر ومادرم تقديم كردم زيرا آنها براى من خيلى زحمت كشيدند و اميدوارم ذره اى از تلاشهاى آنها را جبران كرده باشم. .
|
|
|
|
|