دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۴ -
Mon, Mar 13, 2006
ديپلماتيك
۳۴۲۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
جنگى كه پايان نمى پذيرد
ترجمه:ايرج جودت
هر روزى كه سپرى مى شود، دهها تن ديگر به تل كشته شدگان در جنگ عراق اضافه مى گردد؛ جنگى كه آمريكا خودسرانه آن را با بهانه هاى واهى و بى پايه آغاز كرده و با وجود گذشت سه سال از حضورنيروهايش در اين كشور، هنوز راه چاره اى براى فرونشاندن توفانى كه خود به پا كرده، نيافته است. دراين ميان مردمان عراق با پشت سرگذاردن دو انتخابات پارلمانى و يك همه پرسى ، اميدوارند افقهاى روشنى را از وراى آتش دود و خونى كه با زندگى روزمره شان عجين شده ، بيابند.
عراق دوران گذر را به سختى طى مى كند ،دورانى كه بسان بوته آزمايشى براى سياستمداران عراقى اعم از شيعه، كرد و سنى است. هرازگاهى تلنگرى مى تواند صفوف وحدت ايشان را اندكى به لرزه درآورد و اين برعهده رهبران عراقى است كه بار ديگر صف آشفته را در يك راستا قرار دهند. پروفسور «اشتاين باخ» مدير مؤسسه شرق شناسى هامبورگ با مجله اوراسيا درباره آخرين تحولات عراق ، روند دموكراتيزه شدن و آينده حضور نيروهاى آمريكايى در اين كشور مصاحبه اى انجام داده است كه از نظرخوانندگان مى گذرد:
سه سال از تهاجم نيروهاى آمريكايى به عراق گذشته است. فرضيات زيادى دراين باره كه چرا آمريكا اين جنگ را به راه انداخته مطرح است. كداميك از اين فرضيات به نظر شما پذيرفتنى تر است؟
همه انگيزه ها ودلايلى كه درباره به راه افتادن اين جنگ تاكنون اظهار شده چندان دور از ذهن نيست اما آنچه بى شك قطعى و مسلم به نظر مى رسد اين است كه توجيهات و دلايلى كه از طرف دولت آمريكا در اين زمينه بيان مى شود كاملاً بى پايه و اساس است. به اين علت كه عراق نه سلاح كشتار جمعى در اختيار داشت و نه صدام هيچگونه ارتباطى با القاعده برقرار كرده بود. تنها دليلى كه باقى مى ماند اين است كه گفته شود لشكركشى انجام شده به منظور ايجاد دموكراسى در عراق بوده است. فقط همين بهانه آخرى است كه مى تواند دولتمردان آمريكايى را براى توجيه عملكردشان در عراق يارى دهد كه قطعاً اين امر نيز انگيزه تعيين كننده و قطعى براى جنگ عراق نيست. علاوه بر اين هرروز آشكارتر مى شود كه ايجاد يك دموكراسى به شيوه غربى در عراق يك توهم است.
چرا توهم؟
پس از گذشت سه سال هنوز هم نمى توان هيچگونه موفقيتى براى روند دموكراسى در عراق مشاهده كرد. عراقيها نه تنها به دولتى مستقل و خودمختار كه از طرف آمريكايى ها وعده داده شده بود دست نيافته اند، بلكه با دموكراسى كه قرار بود بلافاصله پس از سقوط صدام ايجاد شود نيز فاصله دارند. تحولات در عراق، به وضوح نشان دهنده روند رو به رشد درگيريهاى نظامى است كه با حمله به حرم امامان شيعه در سامرا اين رويارويى ها به نقطه اوج نگران كننده اى رسيده اند.
به چه دليل طرح آمريكا براى دموكراسى تاكنون در عراق ثمربخش نبوده است؟
براى بسيارى از عراقيها صرف اين واقعيت كه يك قدرت بزرگ خارجى سعى كند دموكراسى را از بيرون ديكته و تحميل كند فقط منجر به بى اعتمادى و مقاومت مى شود. علاوه بر اين، جنگ براى دموكراتيزه كردن يك كشور آن طور كه در تبليغات آمريكايى ها با كلمات و واژگان زيبا، آرايش و تزيين مى شود هيچ چيز ديگرى جز بى نظمى و مرگ و كشتار در پى نداشته است. با اين موارد وموارد ديگرى نظير تصاوير زشت ونفرت انگيز شكنجه در زندان «ابوغريب» كاملاً ايده دموكراسى در عراق بى اعتبار و بدنام شده است.
آيا علل و عوامل ديگرى براى عقيم ماندن روند دموكراسى در عراق وجود دارد؟
البته، اولاً جنگ براى از ميان برداشتن صدام منجر به آزاد شدن نيروهاى افراطى نظير ملى گرايان و افراط گرايان شده است. هر دو گروه بطور مثال كردهاى ناسيوناليست يا برخى سنى هاى تندرو تمايل چندانى به تأسيس يك دولت مقتدر و مردم سالار ندارند. ثانياً آمريكا مى كوشد در عراق يك دولت ليبرال دموكراسى بر مبناى تفكيك قوا، حكومت مبتنى بر قانون و پلوراليسم پايه گذارى كند در حالى كه شرايط فرهنگى، دينى و محلى عراق را ناديده مى گيرد. اگر قرار است روند دموكراسى در عراق موفقيت آميز باشد بايد براى اين نكات اهميت بيشترى قائل شد و آنها را در نظر گرفت.
دموكراتيزه شدن يك كشور الزاماً منتهى به تشكيل دولتى مطلوب و ايده آل غرب نمى شود، پيروزى حماس در انتخابات پارلمان فلسطين آشكارا مؤيد اين مطلب است. امكان دارد چنين چيزى در عراق هم اتفاق بيفتد؟
بله، در انتخابات عراق، «ائتلاف عراق يكپارچه» و «عراق متحد» نمايندگى قاطع اسلام گرايان را برعهده گرفتند. اين دو گروه در انتخابات ۱۵ دسامبر مجموعاً ۱۷۲ كرسى از مجموع ۲۷۵ كرسى مجلس را كسب كرده اند. بنابراين دموكراسى در عراق هيچ تضمينى براى ايجاد يك دولت دموكرات به شيوه غربى نيست. درمجموعه كشورهاى عربى ديگر نيز اسلام گرايى يك قدرت سياسى است كه اكثريت جامعه بيش از گذشته براى تشكيل سيستم سياسى نوين به آن باور دارد. بنابراين اگر حاكمان فعلى كشورهايى نظير مصر اجازه برگزارى انتخابات آزاد را بدهند اسلامگرايان در اين كشورها هم به قدرت خواهند رسيد.
چه كارى مى توان براى توقف خشونتها در عراق كه در روزهاى اخير تشديد هم شده، انجام داد؟
در وضعيت كنونى هيچ كارى از خارج از عراق نمى تواند انجام شود. سه كانون ريشه اى خشونت به موازات هم در عراق صف كشيده اند: اول؛ خشونت و نبرد گروههايى كه عليه اشغالگران مى جنگند، دوم؛ نبرد بنيادگرايان بر ضد غرب و سوم؛ جنگ كسانى كه براى تصاحب قدرت سياسى در بغداد روياروى يكديگر قرار گرفته اند.در حال حاضر در ميان اين سه شكل بروز خشونت و درگيرى در عراق، جنگ قدرت در پايتخت با خونين ترين شكل و تا آخرين نفس درجريان است و اين طور كه گفته مى شود هرروز هم بر دامنه آن به سوى جنگ داخلى افزوده مى شود.
تأثير مناقشه عراق بر مناسبات ميان غرب و جهان اسلام چه بوده است؟
جنگ عراق در سالهايى كه پيش رو داريم به بزرگترين «كانون بحران» در مناسبات ميان غرب و جهان اسلام بدل خواهد شد. من در اين مورد كاملاً مطمئن هستم. مسأله فلسطين در مقايسه با جنگ نظامى همه جانبه اى كه در عراق در جريان است اهميت خود را از دست خواهد داد. البته بحران فلسطين در نظر بسيارى از مسلمانان به عنوان سمبلى براى تلاش غرب در جهت تسلطش بر جهان باقى خواهد ماند: مواردى نظير سياستهاى شهرك سازى و اشغال مناطق فلسطينى نشين توسط اسرائيل.
جهان اسلام مناقشه عراق را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
بسيارى از مردم، اين جنگ را به تمام معنا به عنوان تهاجم و تجاوز غرب عليه مجموعه سرزمينهاى اسلامى در نظر مى گيرند و هر لحظه هم بيشتر در مى يابند كه اين جنگ مواجهه غرب با اسلام است. قساوت و بى رحمى ها در گوانتانامو و ابوغريب، انتقاد از برنامه اتمى ايران وناديده گرفتن «حماس» پس از پيروزى در انتخابات، شواهد غيرقابل انكارى براى تأييد اين طرز تلقى محسوب مى گردد.
آيا پيش بينى درباره نتيجه تحولات عراق داريد؟
بله، اما متأسفانه پيش بينى بسيار تيره و تار. من فكر مى كنم اين مناقشه ۵ تا ۱۰ سال طول بكشد. متأسفانه بايد فرض بر اين گذاشته شود كه جنگ قدرت در عراق با زور حل مى شود و دست آخر هم چه بسا جنگ حزبى تمام عيارى براى غلبه يك گروه بر گروه ديگر به وقوع بپيوندد. در حال حاضر من راه حلى مسالمت آميز و سياسى براى حل اين مناقشه نمى بينم.
تا چه مدتى نيروهاى آمريكايى در عراق باقى خواهند ماند؟
به احتمال قوى امسال قسمت اعظم نيروهاى آمريكايى از عراق عقب نشينى كنند. با وجودى كه فعلاً اين امر توسط دولت آمريكا تكذيب مى شود اما برنامه عقب نشينى بخشى از نيروها در حال آماده شدن است، با اين حال سال ۲۰۰۶ و حتى ۲۰۰۷ سال خاتمه مناقشه عراق نخواهد بود. متأسفانه پيش بينى بسيارى از كارشناسان مسائل عراق، قبل از جنگ ، مبنى بر اينكه لشكركشى آمريكا به بروز مشكلات بزرگترى منجر خواهد شد، درست از آب درآمد.
صهيونيست ها و تحريف هولوكاست
250956.jpg
عليرضا جبارى
همه ساله روز ۲۷ژانويه كه توسط صهيونيستها ، روزجهانى «هولوكاست» نامگذارى شده و طى آن گروه هاى مختلف يهوديان افراطى وابسته به صهيونيسم جهانى با برگزارى برخى مراسم اقدام به بزرگداشت آن مى كنند. آنها با اين مراسم تلاش مى كنند تا اقدام صهيونيست ها در« تحريف تاريخ» را در افكار عمومى طرح كنند.
واقعه هولوكاست چندى پيش به صورتى جدى توسط «محمود احمدى نژاد» رئيس جمهورى اسلامى ايران مورد ترديد قرار گرفت، ابراز ترديد نسبت به واقعه هولوكاست از سوى برخى انديشمندان خارجى نيز مطرح شده است .
هنگامى كه در سال ۱۹۹۹ميلادى «ديويد ايروينگ» نويسنده و مورخ سرشناس انگليسى در دو كتاب تاريخى خود به نام «خاطرات گوبلز» و «جنگ هيتلر» با ارائه اسناد و شواهد متقن و محكم ماجراى «هولوكاست» را زير سؤال برد، صهيونيستها تلاش وسيعى را براى خنثى كردن آن آغاز كردند.
صهيونيستها دريك اقدام هماهنگ و با ابعاد وسيع تلاش كردند اعتبارديدگاه اين مورخ انگليسى كه با اسناد معتبر ادعاى كشتار شش ميليون يهودى به دست هيتلر در جريان جنگ جهانى دوم را خدشه دار ساخت، زير سؤال ببرند. در نتيجه اين تلاشها دستگاه قضايى انگلستان ايروينگ را تحت تعقيب قضايى قرار داد.
در فاصله كوتاهى از زمان چاپ دو كتاب توسط ايروينگ و استقبال زياد مردم ازاين دو كتاب، صهيونيست ها اقدام به انتشار كتابى با عنوان«خاطرات آدولف آيشمن» كردند كه در آن به تشريح وقايع ساختگى درجريان هولوكاست پرداختند.
اندك پژوهش هايى كه پيرامون هولوكاست انجام شده،با واكنش تند صهيونيست ها و دولت هاى حامى آن رو برو شده است.
تحقيق درباره هولوكاست به معناى «بدنام كردن يهوديان» نيست، بلكه به منظور آشكار كردن يك خطا و تحريف تاريخى و بازنگرى در نوشته هاى تاريخى در اين زمينه انجام شده است . حدوديك سال پيش ايروينگ، در مصاحبه اى طولانى با يك نويسنده آمريكايى كه متن آن مصاحبه در هفته نامه «آبزرور»چاپ لندن منعكس شد، تصريح كرد:
نهادهاى وابسته به صهيونيست ها در كشورهاى مختلف از جمله، «مجمع مقابله با بدنام كردن يهوديان»، «مركز سايمون وينزنتال» ،«شوراى نايبان يهوديان انگليس»، «كنگره يهوديان اتريش»، «كميته يهوديان آمريكا»، «شوراى نواب يهوديان آفريقاى جنوبى» و شمارى ديگر از مؤسسات در نقاط مختلف به سمپاشى عليه او سرگرم هستند.
اين سخنان نشان مى دهد كه صهيونيست ها تا چه ميزان به هولوكاست و افشاى حقايق مربوط به آن حساس هستند وحتى تحقيقات علمى دراين زمينه رانمى توانند تحمل كنند.
صهيونيست ها از طريق نمايش فيلمى به نام«پرونده شيندلر» در پى طرح هولوكاست در افكار عمومى جهانى بودند.
اين فيلم ماجراى سوزاندن و خفه كردن يهوديانى را به تصوير كشيده بود كه درجريان جنگ جهانى دوم در اردوگاهى به نام «آشويتس» بسر مى بردند.
ايروينگ در پاسخ به اين فيلم عنوان كرد: برخلاف ادعاى صهيونيست ها ، در اردوگاه «آشويتس» هيچ زندانى يهودى با گاز از بين نرفته و حمام گازى كه در فيلم «پرونده شيندلر» نمايش داده مى شود بكلى جعلى است و اساساً در سقف حمامهاى آشويتس يا اتاقهايى كه ادعا مى شود اتاق گاز بوده، هيچ سوراخى براى انتشار گاز وجود نداشته است.
اين مورخ انگليسى اضافه مى كند، عمده زندانيانى كه در اين اردوگاه جان سپردند به واسطه ابتلا به بيمارى «تيفوس» در گذشته اند و اجساد آنان به جهت جلوگيرى از انتشار ويروس، در محفظه هاى مخصوص كه در اروپا رواج دارد و جايگزين خاكسپارى جسد به شمار مى آيد، به خاكستر بدل شده است.
برخى از مدارك نشان مى دهد كه مشخص مى كنند، اتاق گازى كه اكنون در اردوگاه آشويتس بازسازى شده و به چشم مى خورد در واقع در سال ۱۹۴۸ (۳سال پس از پايان جنگ دوم جهانى) به عنوان محلى براى جلب توريست ساخته شده است.
به اعتقاد ايروينگ، شمار كل يهوديانى كه در طول دومين جنگ جهانى در اردوگاه آشويتس مرده اند حداكثر به ۱۰۰هزار بالغ مى شود كه بيشتر آنان در اثر بيمارى درگذشته اند و شمارى نيز تيرباران يا به دار آويخته شده اند.
براساس شواهد و اسناد ديگرى كه در دست است مى توان گفت كه شمار كشته شدگان يهودى در ديگر اردوگاههاى نازى ها، از اين نيز كمتر بوده است و به اين ترتيب رقم شش ميليون قربانى يهودى صحت نداشته و كاملاً جعلى است.
ايروينگ در بخشى از كتاب خود عنوان كرده كه صهيونيستها واژه انگليسى «هولوكاست» (holocaust) را كه به معنى كشته شدن دسته جمعى يا قتل عام است، براى خود قبضه كرده اند و اجازه  نمى دهند هيچ  نويسنده اى اين واژه را در مورد كشتارهايى كه در نقاط مختلف جهان و در طول تاريخ واقع شده، نظير كشتار مردم در «سدن» در جنگ دوم جهانى كه در اثر بمباران متفقين صورت گرفت و يا مرگ و ميرهاى گسترده مانند كشته شدن شمار زيادى از مردم ايرلند در جريان قحطى اوايل قرن ۲۰و يا نسل كشى مسلمانان بوسنى هرزگووين توسط صرب هاى صربستان و همينطور كشتار وسيع مردم فلسطين توسط رژيم اشغالگر قدس، مورد استفاده قرار دهد.
آنچه كه درباره صحت گفته هاى ديويد ايروينگ مى توان گفت اين است كه وى در سال ۱۹۹۲با استفاده از آرشيو اسناد شوروى ( پس از فروپاشى اين كشور) اقدام به نوشتن كتاب خود به نام «خاطرات گوبلز» و افشاى دروغ بزرگ صهيونيست ها كرد و قرار بود كه اين كتاب به صورت سلسله مطالبى در هفته نامه «ساندى تايمز» به چاپ برسد اما يك هفته پس از اولين چاپ، ضمن قطع ناگهانى و مبهم ادامه مطلب در اين نشريه، سردبير اين نشريه نيز به طرزى مرموز از كار بركنار شد.
ايروينگ دراين باره گفت: هدف او از اين تحقيق نشان دادن يك دورغ تاريخى توسط صهيونيست هابود و دفاع او از اين مطالب، دفاع از حق آزادى بيان و دفاع از حقيقت است و اگر با اسناد متقن به او نشان دهند كه اشتباه كرده است او حاضراست از ادعاى خود دست بردارد، هر چند كه مطمئن است در تحقيقات خود به خطا نرفته است.
جداى از ايروينگ، انديشمندان و متفكران ديگرى نيز به بررسى عملكرد صهيونيست پرداختند.در اين ميان «روژه گارودى» فيلسوف، اديب و مرد سياست اهل فرانسه است كه وى نيز به دليل فعاليت هاى تحقيقى خود براى بر ملا كردن ماهيت صهيونيست ها همواره توسط دولت فرانسه مشكلاتى برايش ايجاد شد.
گارودى كه تحصيل كرده شوروى است در سال هاى ۱۹۴۰تا ۱۹۴۳ميلادى و در جريان جنگ جهانى دوم به عنوان اسير در اردوگاه اسراى جنگى زندانى بود.
پس از آن مدتها نيز به عنوان سناتور و نماينده پارلمان فرانسه مشغول به خدمت بود.وى پس از ساليان متمادى تحقيق و تفحص پيرامون اديان، در سال۱۹۸۱ميلادى به اسلام گرويد و مسلمان شد. دولت فرانسه وى را به دليل فعاليت عليه صهيونيست ها و به اتهام «يهودى ستيزى» و چاپ مقاله هاى متعدد در اين زمينه محاكمه كرد.
گارودى در كتاب معروفش به نام «پرونده اسرائيل و صهيونيسم سياسى» با ارائه تحليل هاى مستند، ضمن تعريف صهيونيسم مذهبى و سياسى به افشاى خطوط فكرى و سياسى صهيونيست ها پرداخت.
نژاد پرستى، اسطوره سازى و جعل و تحريف تاريخ به خصوص تاريخ مربوط به هولوكاست، اعلام آشكار برنامه هاى توسعه طلبى و غصب سرزمين هاى بيشتر، بى اعتنايى به اصول و ارزش هاى انسانى و جهانى، و نيز عدم پايبندى به حقوق بين الملل از جمله مواردى است كه گارودى در كتاب خود براى صهيونيست سياسى برشمرده است.
وى در بخشى از تحقيق خوداصولى را به عنوان نمونه از طرز تفكر صهيونيست ها بيان مى كند و مى گويد: يهوديان مى گويند ما در سراسر دنيا يك قوم هستيم و يك قوم را تشكيل مى دهيم و اين ما هستيم كه همواره در همه جا و همه وقت تحت آزار و ظلم بوده ايم بنابراين ما هرگز نمى توانيم با اقوام ديگر ادغام شويم و با آنها زندگى كنيم.
گارودى با اشاره به سخنان «ژرسوم شولم» از نويسندگان يهودى كه گفته بود، «هولوكاست و اسرائيل دو روى يك واقعيت تاريخى هستند»، تصريح مى كند:
از اين هولوكاست، كه به نام آن، نه تنها موجوديت اسرائيل، بلكه هر نوع باج گيرى سياسى توسط رهبران آن را مشروع جلوه گر مى كنند، سوء استفاده هاى كلانى شده است.«يهوديان سعى مى كنند به هولوكاست رنگ و لعابى مذهبى بدهند غافل از آنكه اگر جنايت هيتلر واقعيت نيز داشته باشد، اين حركت يك حركت سياسى بوده نه مذهبى. در بين كشته شدگان سه ميليون لهستانى غير يهود، بيش از ۶ ميليون اسلاو و صدهاهزار غير نظامى غير يهود كشته شدند كه يهوديان سعى كرده اند كه همه اين كشته شدگان را به نفع خود مصادره كنند، هر چند آنها مرگ ديگران را مقدس نمى دانند! پس به چه علت بايد مرگ، براى فقط يك بخش از بشريت خصوصيتى «مقدس» داشته باشد و براى ديگران اينگونه نباشد؟» بنابراين مى توان با بهره گيرى از تحقيقات محققانى همچون ايروينگ و گارودى و دهها انديشمند ديگر، زمينه اى را فراهم ساخت تا محققان و متفكران ديگر بتوانند فارغ البال از مسائل سياسى به تحقيق پيرامون اين تحريف تاريخى بپردازند و درنهايت دستاوردهاى خود را در قالب مجموعه اى در خصوص هولوكاست منتشر كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |