محمد دبير مقدم
زبان شناس و استاد دانشگاه، متولد ۱۳۳۲ كاشان
- اخذ مدرك كارشناسى زبان وا دبيات انگليسى ۱۳۵۴ از دانشگاه تهران
- اخذ مدرك كارشناسى ارشد زبان شناسى همگانى ۱۳۵۶ از دانشگاه تهران
- اخذ مدرك دكتراى زبان شناسى نظرى از دانشگاه ايلينوى آمريكا ۱۳۶۱
- تدريس در دانشگاه علامه طباطبايى از ۱۳۶۱ تاكنون
- سخنرانى هاى متعدد در دانشگاه هاى داخل و خارج كشور
- عضويت در هيأت تحريريه نشريه هاى تخصصى زبان شناسى
- چاپ حدود صد مقاله تخصصى در نشريه هاى معتبر داخلى و خارجى
- دريافت جايزه كتاب سال جمهورى اسلامى ايران در سال ۱۳۷۹ به خاطر تأليف كتاب زبان شناسى نظرى: پيدايش و تكوين دستورزايشى
بخشى از تأليفات: زبان شناسى نظرى: پيدايش و تكوين دستورزايشى سال ۱۳۷۸ ويراست دوم سال ،۱۳۷۹ پژوهش هاى زبان شناختى فارسى (زير چاپ)
گردآورى مجموعه مقاله ها:
- مجموعه مقاله هاى نخستين كنفرانس زبان شناسى (۱۳۷۲)
- مجموعه مقاله هاى سومين كنفرانس زبان شناسى (۱۳۷۶)
- مجموعه مقاله هاى پنجمين كنفرانس زبان شناسى (۱۳۸۲)
محمد مفتاحى : زبان مهم ترين وسيله ارتباط انسان هاست. وسيله اى كه با وجود اختراعات فراوان در حيطه ارتباط همچنان اصلى ترين و آسان ترين راه ارتباط به شمار مى رود. زندگى اجتماعى سبب شده كه انسان همواره به دنبال يافتن نشانه هاى مشتركى براى برقرارى ارتباط با همنوعان خود باشد. راههاى زيادى را تجربه و در پايان توانايى و استعداد مهم خود را كشف كند و نتيجه اين كه هم اكنون حدود پنج هزار زبان در دنيا موجود است. زبان طبيعى ترين نوع ارتباط و در واقع ريشه همه ارتباط هاى انسان است. اين اهميت بى نظير زبان هم سبب شده است كه گروه بسيارى از انسان ها مشتاق دانستن سير تحولات زبان و يافتن شباهت ها و تفاوت هاى زبان هاى مختلف باشند. شرح تلاش هايى كه انسان در طول ساليان دراز براى به دست آوردن زبانى خاص و سپس براى نمايش دادن زبان خود؛ يعنى اختراع خط انجام داده است موضوعى جالب و قابل تحقيق است. از پژوهشگران موفق در اين رشته بايد به دكتر محمد دبير مقدم اشاره كرد كه به عنوان محققى كوشا در به روز كردن علم زبان شناسى ايران تأثير به سزايى داشته است.
محمد دبير مقدم، زبان شناس و استاد دانشگاه، در سال ۱۳۳۲ در كاشان در خانواده اى متوسط به لحاظ طبقه اجتماعى و اقتصادى تولد يافت. ديپلم خود را به سال ۱۳۵۰ از دبيرستان مرآت دريافت كرد و همان سال وارد دانشگاه شد و سال ۱۳۵۴ دوره كارشناسى زبان و ادبيات انگليسى را پايان برد. بلافاصله در دوره كارشناسى ارشد دانشگاه تهران پذيرفته شد و سال ۱۳۵۶ موفق به دريافت مدرك كارشناسى ارشد زبان شناسى همگانى شد. سپس از سال ۱۳۵۶ تا سال ۱۳۶۱ در دانشگاه ايلينوى آمريكا دوره كارشناسى ارشد و دكتراى زبان شناسى نظرى را گذراند. سپس به ايران بازگشت و از آن زمان تاكنون در دانشگاه علامه طباطبايى به تدريس، تحقيق و راهنمايى دانشجويان زبان شناسى مشغول است. ضمن اينكه در تأسيس دوره هاى كارشناسى ارشد زبان و ادبيات انگليسى، دوره دكتراى آموزش زبان انگليسى، كارشناسى ارشد و سپس دكتراى زبان شناسى همگانى در دانشگاه علامه طباطبايى نقش به سزايى داشته و در برگزارى شش همايش تخصصى زبان شناسى در دانشگاه علامه طباطبايى كوشش ها نموده و دبيرى همايش هاى اول، سوم و پنجم را به عهده گرفته است.
نخستين كتاب محمد دبير مقدم «زبان شناسى نظرى، پيدايش و تكوين دستور زايشى» سال ۱۳۷۸ به چاپ رسيد. سال ۱۳۷۹ جايزه كتاب سال جمهورى اسلامى ايران را از آن خود كرد و سال ۱۳۸۳ ويراست دوم آن به چاپ رسيد. اين كتاب كه حاصل بيش از دوازده سال تحقيق و كار علمى است، به توصيف عمده ترين رويكرد زبانى در نيمه دوم قرن بيستم ميلادى و آغاز هزاره سوم پرداخته است. دستور زايشى مكتبى مسلط و غالب در زبان شناسى نظرى امروز است و مجموعه اى از نظريه هاى زبانى را كه جملگى بر دو باور فلسفى و زبان شناختى زير استوارند دربرمى گيرد: الف) برخى از ويژگى هاى زبان زيستى و فطرى اند و از اين رو كودك هنگام تولد مجهز به آنهاست. ب) بارزترين جنبه زبان ساختار صورى و رياضى گونه آن است. هرچند اين مكتب پيشينه اى كهن دارد اما احياكننده اين نظريه ها نوآم چامسكى، زبان شناس بزرگ و مشهور آمريكايى است. دبير مقدم درباره انگيزه نگارش اين كتاب مى گويد: «پس از بازگشت به ايران همواره در اين انديشه بودم كه بايد گامى در جهت معرفى نظريه هاى نوين زبان شناسى بردارم. احساس مى كردم اگر بتوانم دانشجويان، پژوهشگران و علاقه مندان به مباحث نظرى را با مبانى اين نظريه ها آشنا كنم به ارتقاى زبان شناسى در ايران كمك كرده ام» و حاصل چنين انديشه اى كتابى ارزشمند است كه در آن سير تحولات نظرى زبان شناسى امروز را مى توان ديد. فصل اول اين كتاب به معرفى سه رويكرد مطرح در زبان شناسى نظرى امروز كه همان صورت گرايى، نقش گرايى و شناخت گرايى است مى پردازد. فصل هاى دوم تا سيزدهم كتاب تحولات زبان شناسى زايشى نوآم چامسكى و همكاران او را معرفى مى كند. در واقع بخش عمده اين كتاب به كار چامسكى و زبان شناسى زايشى اختصاص دارد زيرا اين مكتب اكنون پنجاه سال است كه زبان شناسى را بسيار متحول كرده و همچنان پويا و تأثيرگذار است. اين رويكرد برخى از علوم ديگر مانند فلسفه، روان شناسى، آموزش زبان و علوم شناختى را نيز تحت تأثير قرار داده است. زبان شناسى چامسكى بر بنيان فلسفه عقل گرايى دكارتى استوار و معتقد است كه جنبه هايى از دانش زبانى در ساختار ژنتيكى انسان ها نهفته است كه كودك به هنگام تولد با خود به عرصه اين جهان مى آورد و بخش ديگرى از آن اكتسابى است. پيدايش، شكل گيرى و گسترش دستور زايشى كه از آن به مثابه انقلاب سوم در تاريخ مطالعات زبانى نيز ياد مى شود موضوع اصلى كتاب زبان شناسى نظرى است.
|
|
|
بخش ديگر فعاليت هاى علمى دبير مقدم شامل مقاله هاى مهم و تأثيرگذار وى درباره زبان شناسى است. مقاله هايى كه طى بيست و چند سال گذشته نگاشته و در آنها كوشيده است ضمن طرح ديدگاه هاى نظرى مطرح درباره موضوع مورد بحث، توصيف هاى پيشين ارائه شده توسط زبان شناسان و دستورنويسان ايرانى و غيرايرانى را در آن زمينه معرفى كند و سرانجام تحليل خود را از آن مباحث به دست دهد. از آنجا كه وى قوياً بر اين باور است كه شناخت بهتر وضعيت همزمانى يك زبان نيازمند بهره گيرى از داده ها و شواهد تاريخى است همواره كوشيده است در هر بخشى كه شواهد تاريخى فراهم است از آن در تحليل ها استفاده كند. همچنين در ارائه توصيف و تحليل همزمانى از موضوع مورد بحث شواهد و استدلال هاى ساختارى (اعم از نحوى، صرفى و واجى)، معنايى، كاربرد شناختى و رده شناختى را در نظر داشته است زيرا اعتقاد راسخ دارد كه تنها اتخاذ منظرى فراگير به مطالعه زبان مى تواند به شناخت عميق تر ما از آن پديده زبانى كمك كند.
از مهم ترين مقاله هاى وى مى توان به «مجهول در زبان فارسى»، «ساخت هاى سببى در زبان فارسى»، «فعل مركب در زبان فارسى»، «زبان شناسى نوين دستاوردها و افق ها»، «دكارت و زبان شناسى» و... اشاره كرد. لازم به ذكر است منتخبى از اين مقاله ها شامل شش مقاله فارسى و سه مقاله انگليسى بزودى در قالب كتابى با عنوان «پژوهش هاى زبان شناختى فارسى» منتشر مى شوند. مقاله هاى انگليسى اين كتاب در مجله هاى تخصصى اين رشته در خارج از كشور انتشار يافته اند و دو مقاله اين مجموعه نيز توسط يكى از زبان شناسان ايرانى مقيم آلمان ترجمه و چاپ شده است. وى در مقاله هاى اين مجموعه علاوه بر توصيف، تحليل و تبيين داده هاى زبان فارسى، يافته ها را با ادعاها و پيش بينى هاى نظريه هاى زبانى مختلف مقايسه كرده و نشان داده است كه در چه مواردى اين نظريه ها كارآمدند و در چه مواردى بايد نظريه را مورد بازنگرى قرار داد تا بتواند داده ها و شواهد زبان فارسى را تبيين كند.
محمد دبير مقدم براى معرفى مكتب هاى زبان شناسى امروز و همچنين بيان نظريه هاى خود به سخنرانى هاى مختلف و متعدد در داخل و خارج از كشور پرداخته. ضمن اينكه به گردآورى مجموعه مقالات ارائه شده در كنفرانس هاى زبان شناسى همت گمارده است كه مى توان به گردآورى مجموعه مقاله هاى نخستين كنفرانس زبان شناسى (۱۳۷۲)، گردآورى مجموعه مقاله هاى سومين كنفرانس زبان شناسى (۱۳۷۶) و مجموعه مقاله هاى پنجمين كنفرانس زبان شناسى (۱۳۸۲) اشاره كرد.
دبير مقدم درباره پيشرفت علم زبان شناسى در ايران معتقد است كه ما نبايد رشته هاى انسانى را با ديگر رشته هاى علمى متفاوت بدانيم. در علوم انسانى هم بايد تحقيقات ما با جوامع بين المللى يكسان باشد. ما بايد درباره اين علوم هم با ديگر كشورها تعامل داشته باشيم. با توجه به منابع و گنجينه هايى كه در ايران موجود است و خاص كشور ماست براى پيشرفت علم و شناساندن سطح علمى كشور و دانشگاه هايمان تلاش كنيم به نحوى كه سهم مهمى در تحولات رشته مورد علاقه و مطالعه خود داشته باشيم. وى با اين اميد درباره جايگاه ايران از نظر علم زبان شناسى و ميزان پيشرفت ايران در چند سال گذشته مى گويد: «خوشبختانه در دوره كارشناسى ارشد و دكترى دانشجويان بسيار علاقه مندى وجود دارند كه تحقيقات بسيار ارزنده اى انجام داده اند. سطح علمى اين رشته در كشور ما بسيار قابل توجه است. به عقيده بنده در پانزده سال گذشته اين رشته بسيار ترقى كرده است. گنجينه اى غنى هم به صورت كتابخانه فراهم كرده ايم». وى با بيان اينكه هم اكنون پانزده مجله تخصصى بين المللى در اختيار دانشجويان زبان شناسى قرار مى گيرد، مى افزايد: «دانشجويان ما با علم روز دنيا آشنا هستند و بدين ترتيب فاصله اى بين علم ما و ديگر كشورها به وجود نمى آيد».
همان طور كه گفته شد علاوه بر تحقيق و پژوهش يكى از مهم ترين دغدغه هاى دبير مقدم تدريس است. وى با تلاشى خستگى ناپذير و عشقى پايان نيافتنى به راهنمايى دانشجويان مى پردازد و براى ارائه پايان نامه هاى دانشجويان آنها را با مهربانى همراهى مى كند. رساله هاى دكترى فراوانى در دانشگاه علامه طباطبايى، دانشگاه تهران و دانشگاه تربيت مدرس با مشاوره و راهنمايى او انجام گرفته اند به طورى كه اين امر از جمله وقت گيرترين مشغله هايش به شمار مى رود. وى با صرف عمر خود در اين راه به رشد و بالندگى علم زبان شناسى كمك شايان توجهى مى كند. ضمن اينكه پيش از اين با برعهده گرفتن سمت هاى اجرايى به ايجاد جايگاه براى اين علم نوپا يارى ها رسانده بود. از سمت هاى اجرايى دكتر محمد دبير مقدم مى توان به اين موارد اشاره كرد: مدير گروه زبان انگليسى و زبان شناسى در دانشگاه تربيت مدرس، مدير گروه زبان و ادبيات انگليسى دانشگاه تربيت مدرس، مدير گروه زبان شناسى در دانشگاه علامه طباطبايى از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ و معاون پژوهشى دانشگاه علامه طباطبايى از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۵. از ديگر فعاليت هاى مهم دبير مقدم بايد به همكارى وى با نشريه هاى تخصصى و علمى اشاره كرد. وى با عضويت در هيأت تحريريه مهم ترين نشريه ها در زمينه زبان شناسى نقش ارزنده ديگرى را در معرفى و ترويج اين رشته مهم و پرنقش در زندگى انسان ايفا كرده است. مجله هاى زبان شناسى مركز نشر دانشگاهى، مجله پژوهش دانشكده زبان هاى خارجى دانشگاه تهران، مجله زبان و ادب دانشكده ادبيات فارسى و زبان هاى خارجى دانشگاه علامه طباطبايى و مجله علوم انسانى دانشگاه شهيد باهنر كرمان از همكارى وى بى نصيب نبوده اند ضمن اينكه مهم ترين فعاليت او در اين زمينه را مى توان همكارى اش به عنوان سردبير با مجله دستور فرهنگستان زبان و ادب فارسى دانست. در پايان بايد گفت محمد دبير مقدم كه روزگارى در دانشگاه تهران نزد استادان بى نظيرى چون دكتر على اشرف صادقى، دكتر فاطمى، دكتر على محمد حق شناس و... به علم آموزى مشغول بود، اينك در پنجاه و دو سالگى به منبعى از علم و تجربه براى دانشجويان و علاقه مندان زبان شناسى تبديل شده است. منبعى كه پس از سالها مطالعه و پژوهش اينك خستگى ناپذير و پرانرژى آماده انتقال آموخته ها و تجربيات خويش به دوستداران پژوهش در زبان است.