دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۴ -
Mon, Mar 13, 2006
فرهنگ و انديشه
۳۴۲۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
ضرورت ها و الزامات ترجمه تازه كتاب مقدس
در آستانه ترجمه قريب الانتشار «عهد جديد»
250908.jpg
پيروز سيار

سابقه انس و آشنايى مسلمانان و ايرانيان با كتاب مقدس (مشتمل بر عهد عتيق و عهد جديد) به ساليان دور مى رسد. اين انس و آشنايى در پاره اى موارد به ترجمه كتاب مقدس هم منجر شده است. با اين همه ترجمه هاى پارسى اين كتاب، هيچ گاه عارى از لغزش و نقصان نبوده است. پيروز سيار كه پيش از اين، «كتاب هاى قانونى ثانى» را به قلمى پخته و پاكيزه در كسوت زبان پارسى درآورده بود اينك روى به ترجمه كامل «عهد جديد» آورده است. اين مجموعه قرار است در دو جلد به همت نشر نى انتشار يابد. جلد نخست آن كه اكنون به پايان رسيده و در مراحل فنى است شامل چهار انجيل به همراه رساله اعمال رسولان خواهد بود و جلد دوم آن در دست ترجمه و آماده سازى است. ترجمه و انتشار اين مجموعه كه حجمى بالغ بر ۱۵۰۰ صفحه خواهد داشت بى گمان اتفاق فرخنده اى در عرصه دين پژوهى به شمار مى آيد و پيداست كه اشتياق فراوانى در ميان مخاطبان متون دست اول دينى خواهد آفريد. آنچه از پى خواهد آمد بخشى از
ديباچه مترجم است كه در باب
شيوه و شكل اين اثر گرانسنگ قريب الانتشار سخن مى گويد.
گروه انديشه

برگردان عهد جديد كه داراى مقدمه ها، پانوشت هاى تفسيرى و ارجاعات حاشيه صفحات است، نخستين ترجمه فارسى عهد جديد است كه با اين ملحقات در ايران انتشار مى يابد. مأخذ اين ترجمه، روايت فرانسه كتاب مقدس اورشليم است(۱) كه از ديدگاه بسيارى از صاحبنظران، معتبرترين برگردان كتاب مقدس به زبان فرانسه به شمار مى آيد. ترجمه و تحشيه اين كتاب مقدس ثمره كار گروهى متشكل از سى و سه عالم برجسته بوده است كه در ميان آنها، به نام دانشمندانى همچون پ.دومناش، اميل اوستى و ... بر مى خوريم. اين ترجمه فرانسه داراى پانوشت هاى تفصيلى و ارجاعات حاشيه صفحات است و در آن براى هر كتاب يا هر دسته كتاب، مقدمه اى نگاشته شده كه در آن مباحث مربوط به نسخه شناسى و تصحيح متن، محتواى ادبى، زمينه هاى تاريخى، مباحث مربوط به قانون كتاب مقدس و نيز الهيات با دقت تشريح شده است. اين كتاب مقدس كه نخستين چاپ آن در ۱۹۵۵ انتشار يافت، تا اين زمان بارها تجديد چاپ شده و آخرين متن تجديد نظر شده آن كه مبناى اين ترجمه فارسى بوده، در ۱۹۹۸ انتشار يافته است.
مترجم در عين وفادار ماندن به كتاب مقدس اورشليم و پيروى دقيق از متن آن، براى رفع مشكلات ترجمه، به متن هاى ديگرى نيز مراجعه كرده است. در وهله نخست، بايد از ترجمه لفظ به لفظ متن يونانى عهد جديد به فرانسه ياد شود كه با عنوان عهد جديد، ترجمه بين سطرى يونانى به فرانسه(۲) به چاپ رسيده است. سراسر ترجمه فارسى حاضر با متن مذكور مقابله شده است. در وهله بعد، از ترجمه جامع كتاب مقدس(۳) كمك گرفته شده كه روايتى بين كليسايى و ثمره كار محققان مذاهب كاتوليك، پروتستان و ارتدكس است. ترجمه هاى فرانسه ديگرى كه به آنها مراجعه شده است، عبارتند از كتاب مقدس اوستى(۴)، كتاب مقدس سوگوند (۵)، كتاب مقدس اوستروالد(۶)، كتاب مقدس شوراكى (۷)، ترجمه جديد كتاب مقدس (۸) و كتاب مقدس مجموعه «لاپلئياد»(۹).
علاوه بر اين روايت هاى فرانسه، ترجمه هاى فارسى كتاب مقدس كه در صد و پنجاه سال اخير به چاپ رسيده اند نيز مورد مطالعه و بررسى قرار گرفته  اند. اين منابع به ترتيب عبارتند از كتاب مقدس به ترجمه ويليام گلن و هنرى مارتين (۱۸۷۸)، متن تجديدنظر شده ترجمه پيشين كه متداول ترين ترجمه كتاب مقدس در زبان فارسى است (۱۹۰۴)، ترجمه عهد جديد با عنوان مژده براى عصر جديد (۱۹۷۸)، ترجمه تفسيرى كتاب مقدس (۱۹۹۵)، انجيل مسيح (بدون تاريخ)، انجيل عيسى مسيح، ترجمه هزاره نو (۲۰۰۳). علاوه بر اين، ترجمه هاى كهن ترى همچون دياتسرون (سده سيزدهم ميلادى)، ترجمه اناجيل اربعه اثر محمدباقر بن اسماعيل حسينى خاتون آبادى (سده دوازدهم قمرى)، نيز مورد مطالعه قرار گرفته اند. البته دو منبع اخير بيشتر از لحاظ تاريخ ترجمه هاى فارسى كتاب مقدس اهميت دارند.
مترجم چند سال پيش فرصت آن را يافت كه در كتابخانه واتيكان در شهر رم، نسخ خطى ترجمه هاى قديمى فارسى كتاب مقدس را بررسى كند. اين نسخه ها كه تعداد آنها كمتر از بيست عدد است، اكثراً به دوره قاجاريه تعلق دارند و استنساخ دو يا سه ترجمه اصلى هستند. يك نسخه از ترجمه خاتون آبادى (دوران صفويه) نيز در اين كتابخانه موجود است كه ظاهراً در دوره قاجاريه استنساخ شده است. در ساير كتابخانه هاى بزرگ اروپا، همچون كتابخانه ملى فرانسه، نيز نسخ خطى ديگرى از ترجمه هاى قديمى كتاب مقدس به زبان فارسى نگهدارى مى شوند. البته بديهى است كه اين منابع صرفاً از لحاظ تاريخ ترجمه هاى فارسى كتاب مقدس اهميت دارند و براى برگردان هاى امروزى نمى توانند به عنوان مأخذ مورد استفاده قرار گيرند.
در اين ترجمه تازه، با پيروى دقيق از متن كتاب مقدس اورشليم، حداكثر كوشش به عمل آمده است تا مفاهيم عهد جديد با حفظ امانت منتقل شود. ذكر مثالى در اين خصوص خالى از فايده نيست. نخستين جمله انجيل متى كه سرآغاز عهد جديد است، معمولاً چنين ترجمه مى شود: «كتاب نسب نامه عيسى مسيح»، با «نسب نامه عيسى مسيح»، يا «شجره نامه عيسى مسيح». در ترجمه هاى فرنگى اين جمله نيز اكثراً لفظ genealogie به كار رفته كه به همان معنى نسب نامه ياشجره نامه است. اما در متن يونانى عهد جديد، جمله خاصى آمده است كه ترجمه دقيق آن چنين است: «كتاب پيدايش  (= سفر تكوين) عيسى مسيح». محقق فرانسوى رنه لوارنتن(۱۰) كه صاحب تأليفات متعددى در حيطه مفاهيم كتاب مقدس است، در اثر خود با عنوان دياتسرون جديد(۱۱)، در تفسير اين آيه چنين مى گويد: «در اينجا متى واژه «پيدايش» (Genese) را به كار برده است كه به نخستين فصل كتاب مقدس اشارت دارد، همان فصلى كه با سرگذشت خلقت آغاز مى شود. چرا انجيل نگار در ابتداى دو قطعه نخست انجيل خود (۱‎/۱ و ۱۸) دو بار اين لفظ معنى دار را تكرار كرده است؟ از آن روى كه القا كند آمدن مسيح سرآغاز «خلقت جديد»ى است كه پيامبران از آن خبر داده اند و در مورد دوم، در آيه ،۱۸ به پيدايش انسانى عيسى مسيح اشارت كرده كه نام ديگر او عمانوئيل به معنى «خدا با من» (مت: ۲۳‎/۱) است.»(۱۲) واژه پيدايش در آيه ۱۸ كلاً به «ولادت» ترجمه مى شود. با شرحى كه ارائه شد، معنى عميق آيات ياد شده روشن مى شود و آشكار مى گردد كه تفاوت «كتاب پيدايش» با «نسب نامه» و «پيدايش (انسانى)» با «ولادت» چه اندازه است. تنها ترجمه فرانسه كتاب مقدس كه در آن به اين نكته توجه شده، كتاب مقدس اورشليم است كه در آن دو جمله مورد بحث چنين برگردانده شده است:
Livre de la genese de Jesus-christ or telle fut la genese de Jesus-christ
خوشبختانه پانوشت هاى تفسيرى كتاب مقدس اورشليم راهنماى بزرگى براى تنظيم روش ترجمه است و در موارد بسيار مانع از لغزش و خطا مى شود. البته مترجم در يكى دو مورد، به دلايلى از معادل گذارى كتاب مقدس اورشليم عدول كرده است. يكى از اين موارد به شرطى مربوط مى شود كه عيسى براى طلاق ذكر مى كند. اين شرط تنها در انجيل متى آمده است. در باب ۵ اين انجيل، آيه ۳۲ چنين مى خوانيم: «ليك شما را مى گويم هر آن مردى كه زن خويش را به سببى جز بى عفافى طلاق دهد، او را به زنا كشانيده است»؛ در باب ،۱۹ آيه ۹ نيز چنين آمده است: «بارى، شما را مى گويم: هر كس زن خويش را _ جز به سبب بى عفافى _ طلاق دهد و زن ديگرى را به همسرى گيرد، مرتكب زنا شده است.» در متن يونانى انجيل متى، شرط طلاق با لفظ Porneia بيان شده كه به معنى بى عفافى يا بى عفتى است. در تفسيرى كه در پانوشت اين آيه آمده است، تصريح شده كه كليساهاى پروتستان و ارتدكس Porneia را به معنى زنا در زندگى زناشويى تفسير مى كنند، در حالى كه كليساى كاتوليك اين لفظ را به مفهوم ازدواج با محارم تعبير مى كند كه در شريعت يهودى نوعى از زنا شمرده مى شود و اقسام آن در كتاب لاويان، باب ۱۸ مشخص شده است. اينگونه وصلت هاى نامشروع در ميان مشركان آن زمان رايج بوده و ازدواج هرودس با هرودياس كه مورد مخالفت يحيى تعميددهنده قرار گرفت و در نهايت موجب به قتل رسيدن او شد، از همين نوع وصلت ها بوده است. اين دو تفسير متفاوت نشان مى دهد كه در اينجا بايد معادلى براى Porneia به كار رود كه از لحاظ مفهومى داراى نوعى كليت باشد و گنجايش تعبيرهاى متفاوت را داشته باشد. معادل بى عفافى كه در ترجمه فارسى حاضر به كار رفته است، توأمان مى تواند شامل زنا و وصلت با محارم شود. اما در متن كتاب مقدس اورشليم از معادل Prostitution استفاده شده كه به معنى خودفروشى يا فحشا است. آيا مى توان زنا در زندگى زناشويى يا وصلت با محارم را نوعى از خودفروشى شمرد؟ جواب قطعاً منفى است. البته لفظ فحشا در زبان عربى معصيت و گناه بزرگ را نيز افاده مى كند، اما اين معنى در فارسى براى فحشا رايج نيست و در هر صورت Prostitution در زبان فرانسه معنايى جز خودفروشى ندارد. نكته ديگر اينكه در ترجمه اين لفظ، پيروان مذاهب پروتستان و كاتوليك اغلب تفسير خود را جايگزين ترجمه مى كنند. به اين معنى كه به جاى به كار بردن لفظى كلى كه ضمن وفادارى به متن اصلى، پذيراى تعبيرهاى مختلف باشد، اغلب تفسير خود را از بى عفافى در متن جايگزين مى كنند و معادل هاى زنا يا وصلت نامشروع را به كار مى برند. اين يكى از روشهاى ناصواب برگردان متون دينى است كه در آن، تفسير جايگزين ترجمه مى شود. در ترجمه حاضر سعى بر آن بوده است كه از اين شيوه پرهيز شود.
يكى از اشكالات ترجمه هاى فارسى كتاب مقدس اين است كه در آنها از الفاظ عربى به معناى رايج نزد اعراب استفاده شده و از اسامى شخصيت هاى تاريخى و شهرها و مناطق جغرافيايى به صورت متداول نزد عرب زبانان ذكر گشته است. اين شيوه بويژه از زمان ترجمه ويليام گلن و هنرى مارتين رايج گشته و دليل عمده آن بى گمان استفاده اين مترجمان از يك ترجمه عربى بوده است. به همين سبب، مى بينيم در اين ترجمه فى المثل كيليكيا به صورت قلقيا، ايكونيون (نام يونانى قونيه) به صورت ايقونيه، گالاتيا به صورت غلاطيه، فروگيا به صورت فريجيه، كورينتوس (كه در زبان فارسى طبق تلفظ فرانسه، به نام كرنت شناخته مى شود) به صورت قرنتس و... ضبط شده است.
علاوه بر اين، اسامى عبرى نيز به صورت رايج نزد اعراب و گاه به چند شكل ضبط شده است. مثلاً ايليا كه از پيامبران بزرگ دوران پادشاهان است و در كتابهاى اول و دوم پادشاهان از او سخن رفته است، در زبان عبرى الياهو (به معنى «خداى من يَهُوَه است») نام دارد. الياهو در عربى تبديل به ايليا (يا به تلفظ دقيق إيليا) شده و به همين صورت در ترجمه فارسى كتاب مقدس وارد گشته است. البته شايد در زمان هاى گذشته رسم بر اين بوده كه از اسامى رايج نزد عرب زبان استفاده شود و وسواس هاى فعلى در مورد ضبط دقيق اعلام وجود نداشته است. همين نام الياهو در ترجمه هاى يونانى كتاب مقدس صورت يونانى يافته و تبديل به الياس شده، همچنان كه نام عبرى يونا نيز كه به معنى «كبوتر» است، مبدل به يونس گشته است. در متن عهد جديد با استناد به عهد عتيق (كتاب ملاكى) از ايليا به عنوان طلايه دار ظهور مسيح ياد مى شود. اما از آن جا كه عهد جديد به يونانى نگاشته شده، نام ايليا در آن به صورت الياس درآمده و به همين شكل در ترجمه هاى فارسى عهد جديد وارد گشته است. در نتيجه بسيارى از خوانندگان فارسى زبان كتاب مقدس درنمى يابند كه مراد از الياس عهد جديد، همان ايلياى عهد عتيق است و اين دو نام در واقع به يك پيامبر واحد تعلق دارد.
نكته ديگر كه حادتر ازمورد قبل است و گاه درك مطالب روشن كتاب مقدس را براى فارسى زبانان امروز دشوار مى سازد، استفاده از از الفاظ عربى به معنى رايج نزد اعراب است. در واقع ما ايرانيان كلمات عربى متداول در زبان خود را نه مانند اعراب تلفظ مى كنيم و نه به معنى دقيق رايج در زبان كه به كار مى بريم. در نتيجه به كار بردن الفاظ عربى در فارسى بايد باتوجه به اختلاف معنايى آنها در زبان ما صورت پذيرد. در اين خصوص، ذكر مثالى مى تواند به روشن شدن مقصود كمك كند. در ترجمه فارسى كتاب مقدس (۱۹۰۴)، آيه ۲۸ از باب ۴۴ كتاب اشعيا چنين ترجمه شده است: «و [خداوند] درباره كورش مى گويد كه او شبان من است و تمامى مسرت مرا به اتمام خواهد رسانيد.» در اين آيه «مشيت» به اشتباه تبديل به «مسرت» شده است. اما اشكال كار در اينجا نيست، مشكل اين است كه فارسى زبانان امروز فعل «به اتمام رسانيدن» را نه به معنى اجرا كردن، انجام دادن، تحقق بخشيدن» كه مراد آيه است، بلكه به مفهوم «به پايان رساندن» به كار مى برند. معنى روشن اين آيه چنين است كه كورش شبان يا راهبرى از جانب خدا است كه مشيت و اراده او را (در رهايى قوم اسرائيل از اسارت بابلى) محقق خواهد ساخت و بدان جامه عمل خواهد پوشاند. اما فارسى زبانان امروز با خواندن جمله «تمامى مسرت مرا به اتمام خواهد رسانيد» احتمالاً تصور خواهند كرد كه كورش باعث به پايان رسيدن شادى خدا و بنابراين برانگيختن خشم او خواهد شد كه دقيقاً معنى عكس آيه است.
مورد ديگرى كه در اين خصوص قابل ذكر است، معادل واژه يونانى (episkope) مربوط مى شود. episkope كه در ترجمه هاى فرانسه كتاب مقدس معمولاً معادل visite به معنى «ديدار» براى آن به كار مى رود، در كابرد كتاب مقدس به مفهوم نظرافكندن خدا (epi به معنى «زير» و skopeoش به معنى «نگريستن» است) (۱۳) بر شخص يا قومى براى داورى و جزا دادن است كه به يكسان مى تواند منتهى به احسان كردن يا كيفر دادن آن شخص يا قوم شود. در ترجمه فارسى كتاب مقدس (۱۹۰۴) براى اين واژه معادل «تَفَقُد» به كار رفته است. تَفَقُد اگر چه در زبان عربى به معنى «ديدار، بازديد، بازرسى، تفتيش» است، اما در فارسى از آن مفهوم دلجويى كردن و محبت و عنايت نمودن درك مى شود، حال آن كه عمل ياد شده خدا مى تواند منجر به عقوبت كردن فرد يا ملتى نيز بشود كه متضمن معنى عكس لفظ تفقد در زبان ما است.
آنچه گفته شد، بى گمان نيت كاستن از قدر و ارزش كار پيشينيان نبود، بلكه از آن روى بود تا تصورى هر چند اجمالى از كم و كيف دشوارى هاى ترجمه كتاب مقدس و معضلات اين كار ارائه گردد. ترجمه اين كتاب هر قدر هم كه با دقت و موشكافى انجام پذيرد، هيچگاه به نتيجه نهايى نمى رسد و در واقع كارى بى انتها است كه در طول زمان پيش مى رود و كمال مى يابد بى آن كه پايان پذيرد. نگارنده اين سطور با علم به مشكلات عظيم اين كار، در راه آن گام نهاد و تلاش كرد تا ترجمه اى در كمال امانت از متن و حواشى عهد جديد به دست دهد، ترجمه اى كه در عين دارا بودن كيفيت هاى ادبى، ذره اى از محتواى متن دور نشده باشد. بى گمان اين كار نقطه شروع تلاشى است كه بايد در طول زمان بهبود يابد و كمال پذيرد.
پى نوشت ها:
۱‎/La Bible de Jerusalem
۲‎/Nouveau Testament interlineaire grecfrancais
۳‎/Traduction CEcumenique de la Bible
۴‎/La Bible Osty
۵‎/La Bible Segond
۶‎/La Bible Ostervald
۷‎/La Bible Chouraqui
۸‎/La Nouvelle Traduction de la Bible
۹‎/La Pleiade
۱۰‎/Rene Laurentin
۱۱‎/Nouveau Diatessaron
۱۲- رنه لورانتن، دياتسرون جديد، ص ،۶۸ پانوشت ۱.
۱۳. واژه «اسقف» (و نيز معادل فرانسه آن (eشve^que از لفظ يونانى episkopos به معنى «ناظر» گرفته شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |