چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ -
Wed, Mar 15, 2006
فرهنگ و هنر
۳۴۲۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
نگاهى به شماره هفتم فصلنامه «نشان»
با تأكيد بر گفت وگوى آيدين آغداشلو درباره تصوير
نگاهى كوتاه به آثار طراحى محسن احمدوند در گالرى سيحون
نگاهى به شماره هفتم فصلنامه «نشان»
با تأكيد بر گفت وگوى آيدين آغداشلو درباره تصوير
زنده باد طراحى
احمدرضا دالوند
طراحى مثل هول، مثل هراس. طراحى مثل هذيان، طراحى جريان آشفته يك رؤيا. طراحى سير منطقى يك انديشه ... طراحى مثل نفس كشيدن، مثل درد. طراحى مثل بغض، مثل تلخى. طراحى مثل شادى، مثل بى خيالى ... طراحى مثل زندگى است!
طراحى گاه نوعى بديهه نگارى شگفت انگيز است كه در لحظه عمل و در مقابل نگاه افسون شده طراح، بى آنكه به روند اجراى طرح وقوفى آگاهانه داشته باشد رخ مى دهد.
طراحى به يك معنا همه اينها و بسا بيشتر و به تعبيرى گاه فقط يكى از اينهاست.
ومگر مى توان زمزمه كردن، مكالمه درونى، خيال ورزى، بديهه، انديشه، اندوه، خنده و سرخوشى و يا سوت زدن در تنهايى را از آدمى گرفت، كه بتوان پايان طراحى و مرگ تصويرگرى را پيش بينى يا اعلام كرد؟ جنون و جادوى طراحى از غارنشينى تا جهان سرشار از نشانه ها، همواره در ضمير آدميزاد هنرمند جارى است. على رغم برخى اظهارات شتابزده و احكام جزمى، روند روايت خط و خيال بر پهنه كاغذ را پايانى متصور نيست.
بها دادن به تفسيرهاى ساحلى و كم عمق، در غلتيدن به صدور احكام جزمى و ناديده گرفتن شورمندى ذاتى انسان در مقابل راز انسان و رمز هستى، ممكن است، نوعى فلج ذهنى و ناتوانى در فرآيند خلاقيت را در پى داشته باشد.
***
در صفحه ۱۸ فصلنامه «نشان» از آيدين آغداشلو پرسيده مى شود: «... در مصاحبه اى گفته ايد كه من بيشتر تصويرگرم تا نقاش. در بى ينال گذشته گرافيك در سخنرانى تان پوسترهايى نظرتان را جلب كرده بود كه مبناى تصويرگرى داشتند. اين موضوع بسيار مهمى است كه نگاه گرافيك به سمت «هنر» است يا «ديزاين» و تفاوت نگرش به گرافيك آرت و گرافيك ديزاين...»
آغداشلو در پاسخ مى گويد: «اگر نظر من را مى پرسيد، با وجود همه وابستگى اى كه به تصويرسازى دارم و همه جا گفته ام كه به يك مفهوم ديگر تصويرساز نخواهيم داشت و اساس و بنيان تدريس گرافيك در دانشكده هاى ما نقاشى نيست، فكر مى كنم كه عصر تصويرسازى به معناى كلاسيك آن در جهان تمام مى شود...» و در ادامه مى افزايد:« ما در عصر ديزاين زندگى مى كنيم نه تصويرسازى، تصويرسازى به شكل كلاسيك آن، كم قوت مى شود.»
|||
ظاهراً آنان كه به «ديزاين» متمايلند، بهره چندانى از «هنر » ندارند و به نظر مى رسد كه اهل «هنر » نيز كارى به كار «ديزاين » نبايد داشته باشند.
با اين اوصاف مى توان پرسيد كه جمع «هنرمند ‎/ ديزاينر»، جمع اضداد است يا تركيب مطلوب و ايده آل؟
امر واقع آن است كه جداسازى ذهنى و گلخانه اى مفهوم «هنر » از مفهوم «ديزاين» همانقدر ناممكن است كه بخواهيم «شير» را از «خون» در بطن پستان جدا كنيم.
ازحياتى ترين و جدى ترين كمبودهايى كه گريبان گرافيك ما را گرفته است ، فقدان تصاويرى است كه از جان تراوش كند و به شفاعت «دست » از اعماق سربركشد. چندى است در اين اقليم ، در اين چشم انداز خاكى و آسمانى ، رنگين كمان از منوى Fountain Fill در Tool Box فلان نرم افزار سر مى كشد. چندى است كه آسمان دل هايمان را در محدوده كوچك مونيتورها قاب كرده ايم و Pixelهاى باران، شبنم و شعر را در تركيب طرح هايمان Import
مى كنيم و ابرهاى باران زاى خيالمان راهى به Input سيستم نمى جويند. چندى است كه آسمان هايى با ۳۰۰Dot/ per/Inch، خفته در CDهاى تصويرى، افق هنرمان را مى پوشاند... كه رنگ خاكى اين اقليم تفتيده را در منوى رنگ هاى pc ، با تركيب :
C:O-M:20#Y:70#K:5 در طيفى ماشينى Fade مى كنيم كه جعبه رنگ روزهاى عشق و ايمان در خلوت كشوى ميزهايمان خشكيده است كه قلم وكاغذ، در كارگاه هايمان (بخوانيد Studio) به كار نمى آيد، مگر براى ثبت يك Dead line يا يادآورى يك ديدار...
چندى است كه Userها جاى طراحان را گرفته اند! چندى است كه شامورتى بازهاى چندچهره خود را Art Director، Creativ manager و ... مى نامند و تازه كارها (userهاى جوان) را به اجراكارى و مزدورى خود مى گمارند.
چندى است كه سكوى گرافيك معاصر ايران را با ارتفاع فهم userهاى مكار و مونتاژكار مى سنجند!
فقدان كامپيوتر، حذف ماوس، نابودى CDهاى تصويرى، غياب فتوشاپ و منع تكثير ديجيتالى تصوير... منجر به نوعى نسل كشى فراگير در ميان جماعتى مى شودكه امروزه گرافيست خوانده مى شوند.
گويا فراموش كرده ايم كه گرافيست در واقع همان «طراح» است و طراح كسى است كه بايد بتواند طراحى كند. طراحى به دو معنا: الف) Drawing، ب) Design. و طراحى همان گنجى است كه لئوناردو داوينچى از آن ياد مى كرد. لئوناردو مى گفت:«طراح صاحب گنج است». Design يك فرايند است ، منظومه اى است بر ساخته از عوامل بسيار... نوعى طريق براى ناب ترين شكل فكر كردن است. Design تركيبى خلاق از «شرم»، «اصالت» و «فرهنگ» است. چرا كه اصالت انسان را به صداقت، سختكوشى و حفظ امانت وا مى دارد.
اصالت ديكته مى كند، آنچنان كه نتوان از مسير «شرم» خارج شد و صيانت از فرهنگ، بى حضور «شرم» و «اصالت» هرگز ممكن نبوده است.
|||
پذيرش اين نكته كه «تصويرسازى به شكل كلاسيك آن كم قوت مى شود،(۱)، مشروط بر آنكه طراحان به ابداع گونه امروزى و متناسب با زمانه تصويرگرى كنند، بسيار پذيرفتنى است، اما تحت هيچ قيد و بندى نمى توان پذيرفت كه عمر طراحى و تصويرگرى به اتمام رسيده است. بلافاصله از آيدين آغداشلو مى پرسيم كه مثلاً «آندره فرانسوا» كه در همين شماره هفتم «نشان» معرفى شده است، در كجاى اين معادله قرار مى گيرد؟... آنجا كه در صفحه ۶۳ و در مطلب «ويژگى نبوغ» به نقل از «رونالدسى رل» تصويرساز برجسته انگليسى مى خوانيم: «آندره فرانسوا، هنرمند پيروز تمامى شاخه هاى طراحى گرافيك به واقع بندبازى است كه نبوغش ويژگى هاى هنرمندانه دارد.» و كمى آن طرف تر: «... اين آفرينش ها از نظر ابداع حيرت انگيز و سرشار از ملاحت شعر و آميخته با طنزى كم و بيش سياه است.»
چگونه مى توان مرز ميان «هنر» و «ديزاين» را در آثار او ترسيم كرد؟
|||
طراح گرافيك بايد هنرمندى جامع الشرايط، پژوهشگر و كارشناس باشد. اما كسب چنين خصائلى نيازمند شيوه اى از كار و تحقيق و جست وجوست كه مجالى براى ساده انديشى و مفهوم سازى هاى سطحى باقى نمى گذارد. رياضت و مشقتى طولانى مى طلبد اين راه...
خيزشى از پس خيزشى ديگر، افتادنى، مكثى... و دورخيزى ديگر. اين مجاهدت ها به كمتر از «آرتروز» و «كمردرد» و «سردرد» و «چشم درد»... رضايت نمى دهند؛ دردهايى شريف كه از همكارى بى دريغ دست و دل و چشم نصيب مى شود. فضيلتى است آنگاه كه از پس درد آرتروز، از پشت مردمك خسته ات، تصوير باوقار و هاله دلرباى دانايى را در لمحه اى زودگذر دريافت كنى. طراحان اصيل و كوشنده اما در اين ميان كم شمارند و مدعيان بى مقدار، در اين عرصه بسيار!
|||
در صفحه ۱۸ فصلنامه «نشان» آغداشلو مى گويد: «... همه جا گفته ام كه به يك مفهوم ديگر تصويرساز نخواهيم داشت و اساس و بنيان تدريس گرافيك در دانشكده هاى ما نقاشى نيست...»
كتمان نمى كنيم كه اغلب نقاشان ما سر رشته اى در «ديزاين» ندارند و اكثر قريب به اتفاق گرافيست هاى ما نيز هيچ از نقاشى و طراحى نمى دانند.
اما، مگر تماشاى اين جماعت، تماشايى فرحبخش و دلپذير است؟
|||
طراحى، راه حلى خلاق براى بيان يك نياز درونى است. طراحى اما راه حل قاطع، سريع و كوتاهى براى نمايش يك پيام اجتماعى است. طراحى، سليقه حاكم بر زمانه را نشان مى دهد. طراحى سليقه عمومى را ارتقا مى دهد. طراحى به تعادل روزمره يارى مى رساند. طراحى يك رسانه است، طراحى يك پيام است، طراحى يك نشانه است، طراحى يك خيال است، طراحى شعر است، طراحى انديشيدن با قلب است، زنده باد طراحى!
۱-به نقل از گفت وگوى آيدين آغداشلو (همان منبع)
نگاهى كوتاه به آثار طراحى محسن احمدوند در گالرى سيحون
برخلاف باد
251136.jpg
محسن احمدوند، بانمايش خيره كننده طرح هايش، سيطره منفعل كننده ديجيتاليزم را تنها شايسته كسانى مى داند كه فاقد توش و توان طراحى اند.
زمان شكل گيرى انديشه، قلم و ذهن محسن احمدوند، درست در اوج زمانه اى است كه تكثير ديجيتالى تصوير، گرافيك مبتنى بر تصاوير بادآورده و آسان ياب و نقاشى هاى برساخته از سطوح و بافت هاى گنگ و لال، خيل كثير جوانان علاقه مند را به بيراهه مى كشاند.
محسن احمدوند، حالا ديگر مى تواند از قابليت هاى نرم افزارى و امكانات ديجيتال بهره مند شود.
او با اعتنا به بنيان هاى طراحانه و ادراك تجسمى قابل اعتمادش مى تواند پروژه develop كردن طرح ها و ايده هايش را در دست بگيرد؛ اقدامى كه او را در مقابل جهانى گسترده تر قرار مى دهد.
برخلاف ميانمايگان و كسانى كه با توهم توانايى ناشى از قابليت هاى كامپيوتر در سوء تفاهمى تاريخى خود را گرافيست يا هنرمند مى پندارند؛ محسن احمدوند مى تواند با خيال آسوده از ذخايرى كه اندوخته قابليت هاى فرامدرن رسانه اى را در گسترده تر كردن توان تكنيكى و آفاق ذهنى خود به كار گيرد.
محسن احمدوند در اسفندماه سال ،۱۳۸۴ آثار طراحى خود را كه با قلم فلزى و مركب به تصوير كشيده بود در گالرى سيحون به نمايش گذاشته.
در اين نمايشگاه ۳۹ اثر از او در معرض ديد همگان قرار گرفت. محسن احمدوند متولد ۱۳۶۰ و فارغ التحصيل رشته نقاشى از دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |