چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ -
Wed, Mar 15, 2006
چشم انداز
۳۴۲۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
به بهانه برگزارى نمايشگاه سنگ هاى قيمتى و تزئينى
عين القضاة همدانى به جاى آرامگاه «چال» دارد!
عمادالدين رضايى همدانى: بسيارى از بزرگانى كه در شهر همدان در خاك خفته اند، همچون باباطاهر عريان يا ابن سينا، آرامگاهى در خور شأن و مقام خويش دارند، اما يكى از بزرگترين مفاخر اين شهر يعنى «عين القضاة همدانى» از اين حيث مورد بى مهرى قرارگرفته است. اكنون گودالى در قبرستان متروك همدان به نام چال عين القضاة وجوددارد كه گفته مى شود، مدفن وى است، اما هيچ مقبره اى درآن مكان به چشم نمى آيد تا خاطره اين مرد بزرگ و دانشمند را در انديشه ها زنده نگه دارد.
عين القضاة، عارف بزرگ و دانشمند سترگ و شهيد اوايل قرن ششم هجرى در سال ۴۹۲ ه.ق در همدان به دنيا آمد و وفات او نيز بنا به مشهور شب چهارشنبه هفتم جمادى الآخر سال ۵۲۵ ه.ق در همين شهر اتفاق افتاد.
وى در همه فنون ادبى داراى مهارت تام بوده، بر علوم رياضى، فقه، حديث و علم كلام و فلسفه احاطه كامل داشته، از همه شاخه هاى تصوف آگاه بوده، با بينايى خاصى در مراحل عرفان علمى و عملى قدم برداشته و با كمال جرأت و شهامت مدركات و معتقدات قلبى خود را آشكارا و بدون هيچ تكلفى براى مريد و غير مريد بيان مى داشته كه اكثراً هم به مذاق بعضى از معاصران و حاسدانش خوشايند نبوده است.
در دوران حيات عين القضاة تعصبات مذهبى شديدى به تحريك دستگاه خلافت و عمال آنها بين علماى دينى عراق و ديگر نقاط عالم اسلامى وجودداشت و ازطرف ديگر بين شافعيان و حنفيان نيز درگيرى سختى ايجادشده بود و تاحدى نيز، مالكى ها و حنبلى ها بركنار نبودند. فقها و متكلمان هر دسته به عرفا و فلاسفه هم مسلك خود روى خوش نشان نمى دادند تا چه رسد به كسانى كه در كيش آنان نبودند.
در اين راه براى رفع موانع علمى و اجتماعى خويش، توسل به حربه اتهام جسته و به تصور واهى خود مخالفان را به كجروى و يا بى دينى متهم مى ساختند و چنين وانمود مى كردند كه دين و معتقدات در انحصار آنها و چنان است كه ايشان وا مى نمايند!
در چنين محيط خشك و مخوفى جوانى دانشمند و تيزهوش با داشتن مذهب شافعى به مسلك تصوف گرويده و مصطلحات عرفا را عريان و صريح اظهارداشته و براى اناالحق گفتن منصور و سبحانى بايزيد عذرها خواسته و توجيهات كرده: «پس حسين جز «انالحق» و بايزيد جز «سبحانى» چه گويند!؟... (تمهيدات ش ۸۴ ص۶۲) و از به كار بردن شطح و طامات خوددارى نكرده و گاه هم به سبب غلبه حال و جوشش عشق درونى، خود را از قيد رعايت ظواهر شرع رها كرده و زمانى نيز بى باكانه به رقص و سماع مى پرداخت.
چنانكه به تفصيل ذكر شد وجود عين القضاة به دلايل عديده موردمخالفت و عناد و كين توزى علما و زهاد متعصب قرارداشت و به سبب براعت و فضل و دانش و كمالى كه از او ظاهر مى شد بر وى ايراد گرفته و در آخر او را به كفر و زندقه و الحاد متهم كردند و فقهاى علما متعصب فتوى قتل او را صادر نمودند و به نزد قوام الدين وزير فرستادند. او نيز حكم به قتل وى داد.
نخست او را به بغداد بردند و يك چند در زندان محبوس كردند. از آن پس به همدان باز آوردند. به سال ۵۲۵ هجرى در سى و سه سالگى او را زنده زنده پوست كندند و بر در مدرسه اى در همدان كه محل تدريس وى بود به دار كشيدند و جسدش را در بورياى نفت آلوده پيچيده، آتش زدند.
بنابر قول معروف، جسد عين القضاة را پس از فرو آوردن از دار، سوزانده و خاكسترش را هم به باد دادند. بنابراين اكنون محل مشخصى به عنوان مزار يا مقبره وى در شهرستان همدان و اطراف آن وجودندارد. اما همانگونه كه گفته شد گودالى در قبرستان متروك همدان به نام چال عين القضاة منتسب به وى است.
از مسؤولان محترم جمهورى اسلامى، بخصوص رئيس محترم مجلس شوراى اسلامى، جناب آقاى حدادعادل كه خود از چهره هاى فرهنگى و دوستدار عرفان و ادب پارسى هستند، انتظار داريم كه دراين محل بناى يادبودى را براى عين القضاة بنا نهند تا تجليلى از اين عارف بزرگ سده ششم باشد.
به بهانه برگزارى نمايشگاه سنگ هاى قيمتى و تزئينى
همه سنگ هاى ايران گوهرند
251145.jpg
مهرداد خوشكار مقدم
اگر بزرگ ترين عقيقى كه تاكنون ديده ايد، نگين يك انگشتر بوده و حالا مى خواهيد عقيق هايى با حدود ۲۰ سانتى متر قطر را ببينيد، اگر نام كهربا را تنها در كتاب ها و تمثيل هاى ادبى خوانده ايد و حالا مى خواهيد كهرباى واقعى را لمس كنيد، اين نشانى را به خاطر بسپاريد: خيابان ميرداماد، ساختمان دفينه، نمايشگاه درياى نور.
سنگ هاى به نمايش درآمده در اين نمايشگاه حاصل ۱۵ سال تلاش «نادر صنعانى» است كه با همكارى مؤسسه فرهنگى موزه هاى بنياد مستضعفان به معرض ديد عموم گذارده شده است. صنعانى متولد سال ۱۳۲۰ تبريز، كارشناس ارشد مهندسى عمران است. او در سال ۱۹۶۰ ميلادى به اتريش مهاجرت كرد و پس از حدود ۴۰ سال در اواخر دهه ۱۹۹۰ به ايران بازگشت. علاقه صنعانى به گردآورى سنگ هاى تزئينى و قيمتى از ۱۵ سال پيش آغاز شد و طى اين مدت به بيش از ۵۰ نمايشگاه بين المللى در سراسر دنيا سر زد تا اطلاع بيشترى درباره انواع سنگ ها و كيفيت آنها به دست آورد. حاصل جست وجوهاى صنعانى رسيدن به اين نتيجه بود كه پرداختن به سنگ هاى تزئينى و قيمتى نه تنها يك صنعت سودآور و يك هنر جذاب است، بلكه از حيث علمى نيز (مثلاً به سبب خصوصيات درمانى سنگ ها) حائز اهميت بسيار تلقى مى شود. اما در ايران به غير از فيروزه و عقيق و كمى هم ياقوت اطلاع چندانى از ساير سنگ ها در دست نيست و استفاده مناسبى هم از آنها به عمل نمى آيد.
صنعانى در اين باره مى گويد: هم اكنون بيش از ۶۰۰ نوع سنگ و گوهر قيمتى و تزئينى در جهان شناسايى شده كه ايران به تنهايى ۷۰ درصد آنها را در اختيار دارد، اما نه كسى به فكر استخراجشان است و نه مى دانند پس از استخراج با آنها چه كنند.
در نمايشگاه درياى نور تنديس هايى سنگى از حيوانات، اشيا، ميوه ها و حتى اسطوره هاى تاريخى به چشم مى آيد و سنگ هاى به نمايش درآمده مجموعه اى از فيروزه، عقيق، كريستال، فلورايد، كيانيت، كريز، كولا، گارنت، كوارتز صورتى، يشم و... را دربرمى گيرند و برخى از آنها از حيث نوع سنگ و كار هنرى كه رويشان صورت پذيرفته، فوق العاده گرانبها هستند، با اين حال صنعانى مى گويد تا به حال نه به ارزش اين آثار فكر كرده و نه به تعداد آنها، بلكه هدف او آشنا كردن مردم ايران با انواع سنگ هاى قيمتى است و اين كه كشورشان چه ثروتى از اين رهگذر در اختيار دارد و چگونه مى تواند از آنها در عرصه علم، صنعت و هنر استفاده كند.
كلكسيون سنگ هاى صنعانى البته از كم نظيرترين كلكسيون هاى جهان به شمار مى رود؛ چه آن كه مهم ترين موزه سنگ هاى تزئينى جهان در آمريكا ۹۷ نوع سنگ و گوهر را در خود جاى داده است، اما مجموعه اى كه او فراهم آورده از ۱۳۷ نوع سنگ و گوهر تزئينى نادر شكل يافته و قرار است كه به زودى با افزودن سه نوع ديگر به ركورد ۱۴۰ دست يابد.
هرچند كه ارزش سنگ ها را مى توان با يك نگاه ساده نيز دريافت، اما توضيحات مهندس صنعانى ابعاد حيرت آورى از ارزش افزوده آنها را روشن مى سازد. او مى گويد: امروزه در كشور ما يك تن سنگ كوارتز يعنى يك ميليون گرم به قيمت ۴۰ هزار تومان در بازار به فروش مى رسد، در حالى كه با دادن تراش به سنگ ها و پرداخت جزيى آنها، يك گرم را مى توان در بازار جهانى به بهاى يك دلار به فروش رساند و بدين ترتيب بهاى يك تن را به يك ميليون دلار رساند!
با اين وصف تأسف عميق اين مجموعه دار به سبب نبود علم و فناورى مناسب در استخراج و فرآورى سنگ ها جاى شگفتى ندارد. آن هم در شرايطى كه از آلمان و ايتاليا و چين گرفته تا هند و پاكستان و حتى افغانستان بهره درخورى از استخراج و تراش سنگ ها به دست مى آورند. بديهى است كه بهره بردارى علمى از سنگ و توجه به جنبه هاى صنعتى و هنرى آن علاوه بر درآمدزايى (آن هم با سرمايه گذارى نه چندان زياد) در ايجاد اشتغال سهم به سزايى خواهد داشت.
در اين صورت پيشنهاد كسى كه ۱۵ سال از عمر خويش را صرف مطالعه بر روى سنگ ها كرده چيست؟ او پاسخ مى دهد: كارشناسان براى فعال كردن اين بخش در اقتصاد كشور ۵ راهكار اساسى را پيشنهاد داده اند كه عمل به آنها موفقيت بزرگى را براى ايران در حوزه سنگ هاى تزئينى و قيمتى رقم خواهد زد. اين ۵ راهكار عبارت اند از يكم - ايجاد رشته هاى گوهرشناسى و تراش سنگ هاى قيمتى در دانشگاه ها يا حداقل آموزش آنها در مراكز فنى و حرفه اى. دوم - تأسيس موزه ملى گوهر و سنگ و تهيه شناسنامه اى از سنگ هاى ارزشنمد موجود در ايران و جهان. سوم - وارد كردن فناورى ماشين آلات استخراج و تراش سنگ كه از تكنولوژى پيچيده و گران قيمتى نيز برخوردار نيستند. چهارم - به روز كردن اطلاعات مربوط به انواع سنگ هاى موجود و شناسايى معادن سنگ در سراسر كشور و پنجم - سرمايه گذارى دولت و بخش خصوصى در امر استخراج و پرداخت سنگ ها.
به هر روى توسعه نيافتگى بخش سنگ در كشور موجب شده كه صنعانى طى ۵ سال گذشته نمونه هاى خام سنگ هاى ايرانى را پس از گردآورى به چين بفرستد تا پس از ساخته و پرداخته شدن به كشور بازگردانده شوند. تنها ديدن نمونه هايى از تنديس هاى سنگى كه در چين ساخته شده اند و در نمايشگاه درياى نور به نمايش درآمده اند، نشان خواهد داد كه سنگ ها - حتى آنها كه به ظاهر بى ارزش و در دسترس هستند - چه ثروتى به شمار مى آيند و فرصت استفاده از اين ثروت چگونه از دست مى رود.
صنعانى اظهار مى دارد: حاضر است اطلاعات و تجربه هاى خود درباره سنگ ها را در اختيار همه سازمان هاى مرتبط با اين امر قرار دهد تا شايد براى فعال كردن اين بخش به كار آيد، اما «فعلاً كسى از او در اين مورد توضيحى نخواسته است»! و شايد اصلاً كسى نمى داند كه چنين كسى چنين كار سترگى را به انجام رسانده يا چنين نمايشگاهى در گوشه اى از پايتخت برپا شده است؛ نمايشگاهى كه تنها يك پيام دارد: سنگ ها را جدى بگيريم!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |