پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۴ -
Thu, Mar 16, 2006
جوان
۳۴۲۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
درباره جوانان برنامه ريزى و بى برنامگى
فراتر از خود
اگر تنها روى نگرش خودتان تمركز كنيد، اختياراتتان به شدت محدود مى شود و از دنيايى امكانات و فرصت ها محروم مى شويد.
توجه صرف به ديدگاه خودتان باعث مى شود به آسانى ناتوان، سرخورده و خشمگين شويد.
اگر تمام توجه و انرژيتان را تنها به ديدگاه شخصى تان معطوف كنيد، نگرشى متعصبانه و محدود خواهيد داشت.
گسترش ديدگاهتان راه نجات از چنين رنج و عجزى است.
به ديگران هم توجه كنيد. در اين صورت امكانات مثبت شما به طور چشمگيرى افزايش مى يابند و به بصيرت ارزشمندى دست مى يابيد كه قبلاً برايتان امكان نداشت.
فراتر از خودتان فكر، عمل و زندگى كنيد تا شاهد افزايش موقعيت هاى مثبت و جديد در زندگيتان باشيد.
وقتى علاوه بر خود به ديگران هم توجه مى كنيد و خودپرستى را كنار مى زنيد انرژى بسيار زيادى آزاد مى شود و مجموعه اى جديد از موقعيت هاى عالى به روى شما گشوده مى شوند.
پس درصدد گسترش نگرش خود و ديگران باشيد تا بسيارى از محدوديت هايى كه زمانى باعث دردسر شما بودند به سرعت برطرف شوند.
ترجمه: فريبا عربزاده
حرف دل
براى توليد مستندى درباره پيرمردى غارنشين و تنها، همچنين ساخت خانه اى مناسب براى اين مرد ۵۶ ساله نياز به كمك مالى دارم، لطفاً با من تماس بگيريد.
Bahmanaba@yahoo.com

دنبال دوست دوران بچگى ام سونيا مى گردم كه در خيابان نواب با هم همسايه بوديم خواهشمندم اگر اين مطلب را مى خوانى با من تماس بگير.
شكيبا
Hasti_KSH@yahoo.com
دنبال دوستم خسروشاهى كه در سال سوم دبستان مدرسه سرافراز اسلام شهر درس مى خوانديم و اسم معلم مان هم خانم بهشتى بود، مى گردم. اگر اين مطلب را مى خوانى با من تماس بگير.
روزنامه ايران ۸۸۴۷۱۲۱۹
دنبال معلم سال سوم دبيرستان مدرسه سرافراز (توحيد) اسلام شهر، خانم سيمين كاربخش و خانم عيسى پوران مى گردم. اگر اين مطلب را مى خوانيد با من تماس بگيريد با تشكر الهام تقى زاده.
El_taghizadeh@yahoo.com
من دنبال يكى از دوستان كلاس پنجم دبستانم مى گردم كه با هم به كوه رفتيم و من او را از كوه پرت كردم. اگر كسى از او خبرى دارد از قول من از او معذرت خواهى كند. فقط همين!
كوهنورد نادم ۲۷ ساله
دوستى به نام مريم همتيار در دبيرستان هدايت منطقه ۱۲ تهران داشتم كه هميشه تلاش مى كرد با صحبت، نامه و تلفن مرا راهنمايى كند. او را بعد از چهار سال دوستى گم كردم. لطفاً با من تماس بگيرد.
b.mahtab@gmail.com
دوستان دوران راهنمايى ام شعله معصومى، زهره برادران، مهرانگيز ميلادى و سوسن رئوفى. اگر اين نوشته را مى خوانيد با من تماس بگيريد.
نوشين سهرابى
Sohrab-nooshin@yahoo.com
كتابهاى تاريخى در زمينه تمدن هاى حاشيه رود كارون مى خواهم. اگر مى توانيد به من كمك كنيد.
حسن بهرام نژاد
bahramnejadhb@gmail.com
دنبال دوستم رامتين جليلى فر مى گردم كه در سال ۷۵ با هم در دانشگاه تبريز درس مى خوانديم. بعد از اين كه به خدمت رفت، او را گم كردم. لطفاً با من تماس بگيرد.
مهدى مالكى
mehdimalekie@yahoo.com
راههايى براى موفقيت
۱. شك، ناكامى، ترس و اضطراب هاى گذشته را فراموش كنيد و زمانى را براى طرح ريزى دقيق مقاصد در نظر بگيريد.
۲. يك فهرست از تمام چيزهايى كه مى خواهيد تهيه كنيد و راههاى رسيدن به آنها را بررسى كنيد.
۳. نقاط ضعف خود را روى برگه اى بدون هيچگونه تخفيفى بنويسيد و براى آنها چاره اى پيدا كنيد.
۴. برنامه هاى كوتاه مدت را عملى كنيد تا برنامه هاى بلند مدت هم عملى شوند.
۵. اگر كسى را در اطراف خود نداريد كه با مشاهده موفقيت ها شما را تشويق كند، خودتان، خودتان را تشويق كنيد.
درباره جوانان برنامه ريزى و بى برنامگى
زمانى براى نو شدن
251343.jpg
سارا جمال آبادى
آهنگ بيدار شدن
ساعت براى چندمين بار آهنگ تكرارى بيدار شدن را مى زند و به خواب مى رود و اين تو هستى كه بايد به خودت بقبولانى صبح شده است و بايد رختخواب گرم را رها كنى و به كارهاى ناتمام و هر روزه ات سر بزنى. از آماده كردن صبحانه گرفته تا گرفتن يك دوش دلچسب و راهى شدن براى يك كار از قبل پيش بينى شده مثل يك مصاحبه كه اتفاقاً بايد حتماً سر زمان مقرر انجام بشود چون مصاحبه شونده پيرمردى بسيار حساس و به قول معروف آن تايم است. واريز كردن پول به حساب بانكى، دنبال يك كار جديد گشتن، گرفتن گواهينامه تحصيلى، رفتن به دارالترجمه، ملاقات يكى از اعضاى فاميل كه در بيمارستان بسترى است و همين طور كه روى تخت نيم خيز نشسته اى يادت مى افتد كه امروز آخرين مهلت پرداخت قبض تلفن است و تو حتى اگر وقت هم داشته باشى پولى در جيب هايت نمانده؛ در اين لحظه است كه لرزشى ريز به سراغت مى آيد و تو دچار استرس مى شوى!
استرس
مثل يك تكه گوشت كه از زير گوشتكوب بيرون آمده له و لورده شده اى روى تخت مى افتى و روزى را كه داشته اى را مرور مى كنى: تمام ۱۲ ساعت پرهيجان، پر اضطراب و متأسفانه بى نتيجه مغشوش را! صبح با نيم ساعت تأخير سر قرار مى رسى و نتيجه مى شود يك دنيا خجالت! بعد از گرفتن يك دربست و هزينه كردن ۱۸۰۰ تومان پول، تازه وقتى جلوى در بانك مى رسى متوجه مى شوى دريغ از يك كارت معتبر شناسايى و همين طور به ترتيب كارهاى ناتمام و آجرهاى خستگى كه بر سر و صورتت مى ريزد، چشم هايت مى سوزد و دلت مى خواهد مثل يك بچه يك دل سير گريه كنى آن هم با صداى بلند!
آنكه برنامه ريزى كرد، آنكه برنامه ريزى نكرد
هديه. الف شروع مى كند به شمردن فهرست كارهايى كه سال قبل قصد انجام آنها را كرده است. كارهايى كه براى آن ها برنامه ريزى مفصلى انجام داده است و به قول خودش طى يك عمليات فوق العاده سرى شروع كرده به پس انداز كردن مقدارى از حقوقش!
هديه مى گويد در كمال خستگى و افسردگى روحى به اين نتيجه رسيدم كه بايد به يك مسافرت هيجان انگيز بروم. مسافرتى كه سال هاى سال آرزوى آن را داشتم. نمى دانم اما شايد خستگى كه درون خودم احساس مى كردم باعث مى شد حتماً براى رسيدن به اين هدف تلاش كنم. شروع كردم به پس انداز، از خرج هاى زيادى ام زدم تا جاى ممكن خوردن غذا در رستوران و كافى شاپ را ترك كردم و تا جايى كه امكان داشت مطلب ترجمه كردم و خلاصه قطره قطره جمع شد و هزينه مسافرت جور شد. دومين كارى كه براى آن برنامه ريزى كردم تعويض ماشينم بود كه اين هم با موفقيت انجام شد.
هديه كه از شمردن كارهايى كه سال گذشته توانسته انجام بدهد به هيجان آمده است، ناگهان با يك افت هيجان روبرو شده و ياد برنامه ريزى بلندبالايى مى افتد كه براى قبولى در دانشگاه انجام داده بود و حتى هزينه زيادى هم براى ثبت نام در كلاس هاى كنكور پرداخته است اما صد افسوس كه زمستان همانا و شكستن پا و در خانه افتادن همانا و ترك كتاب و دفتر و قلم هم همانا!
برنامه ريزى بلند، كوتاه و متوسط
رامين فرهادى دانشجوى برنامه نويسى كامپيوتر اهل شمال ايران معتقد است برنامه هاى بلندمدت جوابگو نيستند و به نتيجه نمى رسند اما برنامه ريزى هاى كوتاه مدت حتى در حد برنامه هاى چند ساعته مى تواند نه تنها باعث نظم بيشترى شود كه يك موفقيت بلندمدت را تضمين كند.
رامين آشفتگى زمان حاضر و پيش آمدن اتفاقات غيرقابل پيش بينى را از عواملى مى داند كه موجب مى شود برنامه هاى بلندمدت با بى نظمى روبرو شده و با انجام نشدن يكى از اين برنامه ها كه مثل پازل به تيكه هاى بعدى هم متصل هستند باعث بهم ريختگى اعصاب و روان و كاهش انرژى براى انجام كارهايى شوند كه فرصت و توان انجام آن ها وجود دارد.
***
كافى شاپ پر است از آدم ودود! پر از فك هايى كه به هم مى خورند و پشت سر هم حرف مى زنند و نگاه هاى خيره و ساكت و تنها! نيما كاغذى از كيفش بيرون مى آورد و با خودكار آبى يك خط بلند را مى كشد خط بلند براى خودش راه مى افتد و مى رود از روى ميز پرتاب مى شود پايين از لابه لاى دود سيگارها مى گذرد از خيابان شلوغ عيد زده، از ميان دستفروش كه حنجره اش گرفته از بس داد زده است و خط بلند مى برد وقتى به چاقوهاى تيز كنار خيابان مى رسد. نيما نقطه اى روى خط آبى مى گذارد و مى گويد: من اينجا هستم. اين راه من است، راهى بلند كه مى خواهم به آن برسم اين هدف است كه تمام برنامه هاى ريز و درشت را تغيير مى دهد، تعيين مى كند، حذف مى كند راه هاى بايد و نبايد را نشان مى دهد، ساعت نيما عقربه ندارد همه چيز روى يك صفحه گرد مى چرخند، برنامه هايى كه سر موقع نه، اما انجام مى شوند، گاهى خيلى دير اما بالاخره انجام مى شوند.
برنامه هاى رنگى
روى در يخچال پر است از كاغذهاى كوچك رنگى كه روى هر كدام چيزى نوشته شده است. كاغذ نارنجى: ساعت ۷ وقت دندانپزشكى، كاغذ سبز: پرداخت قبض موبايل، كاغذ آبى: آخرين مهلت تحويل كتاب، كاغذ سفيد: يخچال خالى خالى است! حامد كاغذهاى رنگى را يكى يكى به سر و صورتش مى چسباند و در خانه ۶۰ مترى شروع مى كند به قدم زدن. براى حامد برنامه ريزى يعنى يك قدم تا يك دعواى پر سر و صدا! براى حامد برنامه ريزى يعنى همه چيز دارد به نقطه انتهايى خود نزديك مى شود و اگر دست به كار نشوى ۱. ضرر مالى مى بينى. ۲. ضرر روحى كه غيرقابل جبران است چرا كه همسرش سحر بايك برنامه ريزى اصولى به ازدواج با او تن داده است و گرفتار دو مشكل به طور همزمان شده است. ۱. زير بار نرفتن حامد براى هيچ گونه برنامه ريزى منظم ۲. ريزش موى سر.
از صفحه تا صحنه از حرف تا عمل
خانم شهدى از جمله آدم هايى است كه ۱۰۰ درصد برنامه ريزى مى كند، اما به ۸۰ درصد آنها عمل نمى كند مى گويد: دقيقاً مى نويسم مثلاً امروز صبح از ساعت ۸ تا ۱۰ كلاس دانشگاه ۱۰ تا ۱۰‎/۳۰ استراحت ۱۰‎/۳۰ تا ۱۲ مطالعه و اين برنامه تا ۱۲ شب ادامه پيدا مى كند اما چه فايده تنها روى كاغذ تمام كارها به نوبت انجام مى شوند و به خيلى از برنامه هايم نمى رسم.
مهدى.ج هم كه از برنامه ريزى لذت مى برد مى گويد: بعضى خصوصيات نه تنها به خود شخص بستگى دارند كه به فرهنگ جامعه هم مربوط مى شوند، مثلاً من برنامه مى ريزم كه ساعت ۸ تا ۸‎/۳۰ كار بانكى انجام بدهم اما تا ساعت ۱۰ يا حتى ۱۱ ممكن است در يك صف دراز بدون دليل بمانم يا براى كارى به اداره اى مراجعه كنم و نتيجه نگيرم چون كارمند محترم مشغول صرف ناهار و صبحانه و... است.
اما به نظر مهدى تمام اين ها را هم مى توان در يك برنامه ريزى پيش بينى كرد و راه حل اين چنينى براى آنها در نظر گرفت كه براى ۳ ساعت برنامه ريزى نداشته باشيم و اين ۲ تا ۳ ساعت را اختصاص بدهيم به اتفاقات غيرقابل پيش بينى!
برنامه براى بى برنامگى
خيلى از آدم ها زمانى به فكر برنامه ريزى مى افتند كه به قول معروف سرشان شلوغ است و نمى دانند چطور به چه كار برسند كه ديرشان نشود! مثلاً الهام زمانى برنامه ريزى مى كند كه از شدت حجم كار قلبش در حال بيرون زدن است و يا حامد زمانى كه تهديد مى شود اما كيهان ولى زاده برخلاف تمام اين آدم ها زمانى به فكر برنامه ريزى مى افتد كه بيكار مى شود. شغلش را از دست مى دهد برنامه هر روزه اش به هم مى خورد. روزها به تعطيلات مى رسند و كيهان از ترس اينكه مبادا احساس بيهودگى و پوچى او را به تاريكى بكشاند شروع مى كند به برنامه ريزى كردن. مثلاً مطالعه كتاب، قدم زدن، سنجيدن فردا و پس فردا، فكر كردن درباره آدم ها، ملاقات كسانى كه به او انرژى مى دهند و حتى بررسى برنامه هايى كه مى خواسته انجام بدهد و به دلايلى نتوانسته است. كيهان مى گويد: با اين روش آرامش دوباره به من برمى گردد و در تمام طول اين تونل نااميدى نقطه اى روشن را با ريسمان برنامه جلو مى برم. برنامه هايى كه شايد ۲۰درصدشان قابل اجرا باشد اما ۸۰ درصد به آدم نيروى زندگى مى دهد.
شيرين و مانى بعد از دو سال برنامه ريزى و چيدمان مختلف چه كنم و چه نكنم به اين نتيجه مى رسند كه زير يك سقف رفتن اشتباه است. شيرين برنامه هاى ريخته شده اش به هم مى ريزد و مريم روى اشك داغ چشمانش كاغذى سپيد مى گذارد و بهاره مى گويد: همه چيز را نمى شود پيش بينى كرد. مانى فردا صبح كه از خواب بيدار شود به يك صفحه تازه با برنامه هاى تازه نگاه مى كند! كيهان براى اوقات بى برنامگى برنامه ريزى مى كند.
يك سال گذشت بيدار شو!
بهتر است با خودمان، خودتان و خودشان روراست باشيم چرا كه يك سال گذشت به عبارتى ۳۶۵ روز و يا ۱۲ ماه.
على مى گويد بهار فصل خواب است، شيدا مى گويد: تابستان يعنى تفريح، مينا تمام پاييز را در دفتر شعر برگ هاى زرد و نارنجى خيابان قدم مى زند و زمستان يعنى افسوس خيلى زود يك سال گذشت! بهتر است كمى هم با چشمان باز نگاه كنيم و ببينيم انديشمندان به اين نتيجه رسيده اند كه برنامه ريزى از ضروريات زندگى امروز است كه روزهايش مثل برق و باد مى گذرد و تا به خود بيايى متوجه مى شوى جاى موهاى سياهت رشته هاى سپيد و جاى استوارى گام هايت را ضعف و ناتوانى گرفته است.
سال كهنه ديگر آفتاب لب بوم شده است و همين امروز و فردا از دست من و تو مى پرد و تو سال ديگر بايد يك شمع به شمع عمرهايت اضافه كنى! بهار درختان را قلقلك مى دهد و تو يك سال جديد را پيش رو دارى. بهتر است جلوى آينه بايستى وبه جاى پاى سال گذشته نگاه كنى و به كارهاى مفيدى كه انجام داده اى و كارهايى كه مى توانستى و انجام نداده اى! على مى گويد:  اى بابا! برنامه ريزى براى كدام زندگى مهم! هواپيما به هوا بلند مى شود و سعيده ۲۵ ساله از پشت شيشه دست تكان مى دهد تا به جايى بپيوندد كه برايش ۶ سال تلاش كرد و برنامه ريخت و امروز مى رود تا پيدايشان كند!
هدى موقع خداحافظى مى گويد: هيچ كارى نشد ندارد اگر واقعاً بخواهى آن را انجام بدهى! سال كهنه رفت و سال جديد آمد. لطفاً بقچه بهانه هايتان را جمع كنيد چون وقت نداريم!
اصولى براى برنامه ريزى
۱. هر كارى را در جاى خود انجام دهيد و حتى اجازه ندهيد زمان انجام آن ها چند دقيقه هم به تأخير بيفتد.
۲. اعتدال را در نظر بگيريد و نخواهيد از يك آدم بدون برنامه سريعاً يك فردى بسازيد كه براى ۲۴ ساعت روزاش برنامه دارد و آن ها را مو به مو اجرا مى كند.
۳. واقع گرا باشيد و تمام نيازهاى شخصى تان را در برنامه ريز منظور كنيد تا احساس خستگى نكنيد.
۴. برنامه اى انعطاف پذير طراحى كنيد چرا كه حوادث غيرمترقبه ما را خبر نمى كنند.
۵. در مقابل مزاحمت ها، كشمكش ها و احساسات زودگذر مقاومت كنيد و با قدرت هرچه تمام تر به برنامه خود پايبند باشيد.
۶. در صورتى كه برنامه ها در نظر گرفته شده جوابگوى شما نيست خيلى زود آن را عوض كنيد.
۷. هيچ وقت فراموش نكنيد كه اولين برنامه دقيق ترين و بهترين برنامه نيست.
۸. در تهيه برنامه از مشاوران و افرادى كه به آن ها اعتماد داريد كمك بگيريد.
۹. به برنامه هاى خود ايمان داشته باشيد و اگر در اجراى آن ها سست شديد هدف هاى خود را دوباره بررسى كنيد!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |