مهرزاد دانش
|
|
|
يكى از سنت هاى قديمى اكران فيلم در ايران، توجه خاص به اكران نوروزى است. معمولاً در اين مقطع زمانى، با توجه به تراكم تعطيلات و همچنين حاكم بودن نوعى فضاى شاد و مفرح در جامعه، به دست آوردن اكران سينمايى براى فيلم ها يك جور امتياز به حساب مى آيد و البته متقابلاً نهادهاى سياستگذار در بحث اكران نيز معمولاً سعى مى كنند فيلم هايى را براى نمايش عمومى در نوروز انتخاب كنند كه مناسب حال و هواى نوروزى نيز باشد و در عين حال مؤلفه هاى فروش را نيز با خود به همراه داشته باشد. البته تجربه چندين سال اخير نشان داده است كه معمولاً مردم پس از ايام تعطيلات است كه رفتن جدى به سينما را آغاز مى كنند و در روزهاى نخست نوروز، وقت خود را به ديد و بازديد، مسافرت و نهايتاً نشستن مقابل تلويزيون و استفاده از ويژه برنامه ها و سريال ها و فيلم هاى آن سپرى مى كنند. اما با اين حال، اكران نوروزى همچنان اعتبار و اهميت خود را حفظ كرده است و از نخستين روزهاى اسفند هر سال، اين پرسش كه «فيلم هاى نوروزى سال جديد كدام ها هستند؟» دهان به دهان در محافل سينمايى مى چرخد و شنيده مى شود. همين حاكى از علاقه و دغدغه اى است كه نسبت به اين زمان از اكران سالانه مى رود. اما آيا اكران نوروزى واقعاً به معناى موفقيت در فروش فيلم هاست؟ آيا فيلم هاى پرفروش سال از بين آثار اكران شده در ايام نوروز هستند؟ پاسخ به اين سؤالات را مى توان در بازنگرى، چند سال گذشته و نگاه اجمالى به وضعيت فيلم هاى به نمايش درآمده در اول هر سال جست وجو كرد. بدين منظور چهار سال اخير يعنى از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۴ را برگزيده ايم تا رديابى اكران هاى نوروزى اين سال ها، تركيب و مشخصه فيلم ها مورد ارزيابى قرار گيرند.
۱- سال ۱۳۸۱: در اين سال چهار فيلم براى اكران در نوروز انتخاب شدند كه تركيبى از ملودرام، سينماى اجتماعى _ خانوادگى، حادثه اى و جنگى را تداعى مى كرد. اين آثار عبارت بودند از من ترانه ۱۵ سال دارم (رسول صدرعاملى)، شام آخر (فريدون جيرانى)، مزاحم (سيروس الوند) و قارچ سمى (رسول ملاقلى پور). وضعيت و مقام فروش هر يك از اين آثار به شرح جدول زير است: (جدول شماره ۱)
اكران نوروزى سال ۱۳۸۱
همان طور كه ملاحظه مى شود، قارچ سمى اكران چندان موفقى در اين مجموعه نداشت كه البته با توجه به لحن تلخ و ساختار روايى نه چندان سرراستش، انتظارى هم نمى رفت كه فروش كند. اما مابقى فيلم ها واجد امتيازاتى از اين لحاظ بودند.
الف) من ترانه ۱۵ سال دارم: فيلم يك اثر گرم اجتماعى _ خانوادگى است كه بازى درخشان ترانه عليدوستى در آن يكى از مهمترين عوامل موفقيت فيلم است. موضوع جسارت آميز آن نيز كه در خصوص روابط نزديك در سنين نوجوانى و ازدواج هاى زودهنگام بود و در حاشيه اش بحث دختران فرارى كم سن و سال مطرح مى شد، در اين ميانه كم تأثير نبود. اما وزنه اصلى فيلم، پرداخت محكم آن بود كه چه در فيلمنامه و چه در اجرا بشدت نمود داشت و تم مقاومت دختركى نوجوان را در برابر مصائب پيرامونى، در قالب داستانى جذاب و روان به خوبى تعريف و ترسيم كرده بود. فيلم اگرچه پايان باز داشت، اما لحن اميدبخش آن كه در ملاقات نهايى دختر و پدرش موج مى زد، تماشاگر را با روحيه اى شاداب، بيرون از سالن سينما مى فرستاد. من ترانه ۱۵ سال دارم، شايد اگر در مقطعى ديگر اكران مى شد، در ميزان فروشش تغييراتى رخ مى داد، اما انتخابى مناسب براى اكران در اين موقعيت به شمار مى رفت.
ب) شام آخر: جيرانى در شام آخر چند برگ برنده داشت كه موفقيت فيلمش در اكران را دور از انتظار نگه نمى داشت. نخست موضوع جسورانه آن بود كه عشق پسرى جوان به زنى ميانسال را در بر داشت و دوم ظهور مجدد كتايون رياحى پس از سال ها بازيگرى بود كه اين بار با وجهه اى ديگر توأم شده بود و جذابيت و البته وقار اثر را بالا برده بود. ساختار عاطفى اثر در روايتى جنايى _ روانى شكل گرفته بود كه يادآور كار موفق قبلى سازنده اش _ قرمز - بود و البته دو بازيگر جوانش توسلى و بويژه گلزار در جذب مخاطب به فيلم كم تأثير نبودند.
۳) مزاحم: ماجراى مزاحمت تلفنى براى يك ستاره سينما، به خودى خود موضوع جذابى است كه الوند توانسته بود در مزاحم آن را در تركيبى از معماگونگى و بيان عاطفى بخوبى پيش ببرد و تا آخرين لحظات، كنجكاوى و تعليق مخاطب را نسبت به شناخت شخص مزاحم و همچنين ابهامات پيرامون شخصيت اصلى اثر حفظ كند.
فيلم، اگرچه پس از گره گشايى، به ورطه درازگويى سقوط مى كند، اما در هر حال قوام خود را از دست نمى دهد. حضور امين حيايى در نقش يك زن، از نكات بارز فيلم مزاحم است.
نكته جالب در خصوص اكران نوروزى سال ۱۳۸۱ آن است كه هيچ يك كمدى نبودند، در حالى كه پرفروش ترين فيلم هاى آن سال دختر شيرينى فروش و نان، عشق و موتور هزار بودند كه هر دو بار كميك داشتند. شايد همين دليل بود كه در تركيب اكران نوروزى سال بعد، يك اثر كمدى نيز راه پيدا كرد.
۲- سال ۱۳۸۲: با اينكه در اين سال جنگ آمريكا و عراق بسيارى از وجوه اجتماعى را تحت الشعاع خود قرار داده بود و تبديل به نقل اصلى محافل شده بود، اما اكران نوروزى با حضور چهار فيلم دنيا (منوچهر معيرى)، واكنش پنجم (تهمينه ميلانى)، خانه اى روى آب (بهمن فرمان آرا) و رنگ شب (محمدعلى سجادى) ثبات هميشگى خود را حفظ كرد و در آن فضاى بشدت سياست زده، كاركرد خويش را تداوم بخشيد. (جدول شماره ۲)
اكران نوروزى سال ۱۳۸۲
طبق وضعيت سال ،۸۱ در اكران نوروزى ۸۲ نيز يك فيلم فروش مغاير با ۳ اثر ديگر داشت: رنگ شب كه از ايده اى جنايى روانى بهره مى گرفت، اما احتمالاً به دلايلى كه بيشتر ناشى از جرح و تعديل هاى فيلم بود نتوانست همپاى ساير آثار نوروزى پيش برود. موقعيت ۳ فيلم ديگر اما در حالت بسيار بهترى به سر مى برد و تركيب كمدى، خانوادگى واجتماعى آن جواب مثبتى به اكران در ايام سال نو داده بود.
الف) دنيا: كمدى كه بيشترين مايه خود را صرف عنصر تضاد مى كند، از تضاد اندام و سن دو شخصيت/ بازيگر اصلى فيلم گرفته تا تضاد موقعيتى كه شخصيت حاجى با تمايلات دوگانه غرايزى و اعتقادى خويش آن را رقم مى زند. اما به نظر مى رسد توفيق اصلى از آن فيلمنامه فرهاد توحيدى باشد كه بخوبى توانسته است از يك موضوع كليشه اى و پيش پا افتاده، روايتى مفرح و متناسب با روز ارائه دهد. منوچهر مصيرى تنها ۲ سال بعد با ساخت ازدواج صورتى كه از قضا در نوروز هم اكران شد نشان داد اگر فيلمنامه خوبى در اختيارش نباشد، موفق نخواهد بود.
ب) واكنش پنجم: آثار تهمينه ميلانى معمولاً از فروش خوبى بهره مند بوده اند و واكنش پنجم هم به رغم انتقادات هميشگى كه از ناحيه منتقدان در خصوص شخصيت پردازى و روايت سازى هاى تك بعدى فيلم هايش به او وارد مى شود، توانست در مقام چهارم فروش سال ۸۲ باقى بماند. ظاهراً رجز خوانى جنسيتى بين زنان روشنفكر فيلم با مردسنتى فيلم، بيشترين مايه توفيق كار بوده است و البته حضور خاص جمشيد هاشم پور از نقش اين مرد مقتدر سنتى كه به خاكسترى بودنش يارى رسانده است نبايد از ياد برد.
ج) خانه اى روى آب: به رغم مشكلات عديده اى كه اغلب نيز حالت متنى داشته، خانه اى روى آب توانست در نوروز بين مخاطبان سينما جاى خود را باز كند. فيلم باوجود لحن تلخش و پاره اى عناصر ناهماهنگ (مثل سكانس آخرش) و همچنين برخى مميزى، از قابليت هايى نظير چينش خوب بازيگران، طرح برخى مضامين جسورانه اجتماعى بهره مند بود و همين باعث شد كه تماشاگر از اين فيلم نه چندان متعارف با مايه هاى كلاسيك قصه گويى استقبال به نسبت خوبى به عمل آورد. بازى و هيأت خاص رضا كيانيان، از جمله ويژگى هاى بارز خانه اى روى آب است.
قابل ذكر آن است كه در سال ۸۲ نيز پر فروش ترين فيلم، يك اثر كمدى بود: توكيو بدون توقف.
۳- سال ۱۳۸۳: در اسفند ۸۲ مرتب تبليغ اكران نوروزى فيلم مارمولك (كمال تبريزى)، به عمل مى آمد ولى در عمل اين اتفاق نيفتاد و نوروز با چهار فيلم كما (آرش معيريان)، بوتيك (حميد نعمت الله)، ملاقات با طوطى ( عليرضا داوود نژاد) و على ورنى ( وحيد نيكخواه آزاد) اكران سينمايى اش را شكل داد: چهار فيلم بشدت متفاوت از يكديگر: يك كمدى با پايان خوش، يك اجتماعى تلخ، يك كودكانه و يك اثر خاص كه معلوم نيست در چه ژانرى قرار مى گيرد. (جدول شماره ۳)
على و دنى نه تنها ناكام ترين فيلم نوروز كه از جمله فيلم هاى كم توفيق سال ۸۳ بوده است كه به رغم فعاليت پر سابقه سازنده اش در امر حوزه سينماى كودك، حتى مورد استقبال مخاطبان خاص خود نيز كمتر قرار گرفت. ملاقات با طوطى نيز كه در تركيبى ملغمه آميز از هجو و جديت و حادثه پردازى و ملودرام و ... به سر مى برد، تمام نقشه ها و پيش بينى هاى سازنده اش را نقش بر آب كرد و به فروش مورد نظر او دست نيافت.
الف) كما: موفقيت كما در شهرستان ها بسيار بيشتر از تهران بود و حتى از پرفروش ترين فيلم آن سال يعنى مارمولك كه لقب موفق ترين اكران سينماى ايران را نيز به خود اختصاص داده است، فراتر رفت. فيلم، اثر مبتذلى بود، ولى معيريان نشان داد كه رگ خواب تماشاگران عامى را خوب مى شناسد و از نقاط ضعف مخاطب بخوبى بهره بردارى مى كند. زوج گلزار _ حيايى، طغر هاى نازل سياسى / اجتماعى و پايان خوش سرهم بندى شده و رؤيا مانند از نكات قابل ذكر اين فيلم است.
ب) بوتيك: حضور گلزار در بوتيك، موقعيتى بشدت متفاوت با حضورش در كما را رقم مى زند و اگر بخواهيم صرف حضور اين ستاره را عامل فروش به نسبت قابل توجه بوتيك بدانيم، بى انصافى كرده ايم. نعمت الله در بوتيك، بيانى صادقانه و شريف دارد كه با عنايت به جزئيات پردازى هايش، اثرى بشدت تأمل آفرين خلق مى كند. زوج گلزار _ گليشفته فراهانى بخوبى در مناسبات عاطفى فيلم جا افتاده است و روند تلخ فيلم اگر چه در يك سياهى مطلق فرو مى رود، اما وجه كنش مند فيلم به پاره اى مسائل اجتماعى آن را در سطح يك اثر متعهد اجتماعى ارتقا مى بخشد. بوتيك البته در مقايسه با كما فروش بسيار پايين ترى داشت، اما همين نيز غير منتظره بود و نشان داد كه هنوز مى شود با عناصر فرهنگى موجود در استقبال هاى مردمى اميدوار بود.
۴- سال ۱۳۸۴: اين سال با ۶ فيلم اكران نوروزى اش را شكل بخشيد كه البته فيلم ششمى، سيماى زنى در دوردست (على مصفا) در گروه آسمان باز جاى داشت و از قالب متعارف اكران تبعيت نمى كرد. بنابراين همان فيلم، رقم اكران را به خود اختصاص مى دهد: گل يخ (كيومرث پوراحمد)، مجردها (اصغر هاشمى)، شاخه گلى براى عروس (قدرت الله صلح ميرزايى)، ازدواج صورتى (منوچهر مصيرى) و در بعدها (امير حسين صديق)
(جدول شماره ۴)
اكران نوروزى سال ۸۴
گل يخ با اين كه با اتكا به عواملى مثل محمدرضا گلزار و بازسازى سلطان قلب ها، تصور مى رفت اثر پرفروش سال ۸۴ باشد، شكست بزرگى را در اكران به خود ديد. ازدواج صورتى نيز با ساختار آشفته اى كه داشت انتظارى جز يك فروش ضعيف را بر نمى انگيخت و دربدرها نيز در اين بين مشكل هميشگى سينماى كودك يعنى عدم ارتباط با مخاطب اصلى اش را واجد بود. بنابراين از اين ميان، فقط ۲ اثر باقى مى مانند: مجردها و شاخه گلى براى عروس
الف) مجردها: مجردها فيلم خيلى خوبى نيست، اما توانست گليم خود را از آب بيرون بكشد و موضوع بالقوه جذابش _ زندگى مجرد چند جوان خوب كه عاشق مى شوند _ را در تركيب نسبتاً منسجمى از بازيگران سينمايى _ تلويزيونى پيش ببرد. لحن فيلم متناسب با فرح بخشى ايام نوروز است و همين فيلم را از آثار موفق اكران نوروزى و در كل اكران سال ۸۴ قرار مى دهد. حضور ستاره تلويزيونى مثل مجيد صالحى يكى از مهمترين عوامل اين موفقيت به حساب مى آيد و همين نشان مى دهد كه تلويزيون دست كم در ابعاد كمدى گوى سبقت را از سينما ربوده است.
ب) شاخه گلى براى عروس: يك فيلم بد و مبتذل؛ با مايه داستانى پيش پا افتاده و ساختار اجرايى نازل و سطحى. پس چه چيزى اين اثر اكران نوروزى را در بين آثار پرفروش سال ۸۴ قرار داده؟ هيچ عاملى به ذهن خطور نمى كند، مگر همان قضيه ستارگان كمدى تلويزيون: جواد رضويان، مجيد صالحى و رابعه اسكويى. شاخه گلى براى عروس. زمينه هاى ترديد جدى را براى اين فرضيه كه در سال هاى اخير تماشاگران سينماى ايران به رشد فرهنگى و زيبايى شناسى سينمايى رسيده اند فراهم مى آورد و نياز به يك نيازسنجى شيميايى را در بحث اكران فيلم ها _ از جمله اكران هاى نوروزى _ گوشزد مى كند.