شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۴ -
Sat, Mar 18, 2006
ديپلماتيك
۳۴۲۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ترجمه: ايرج جودت
تغييرات استراتژى آمريكادرمبارزه باتروريسم
قسمت دوم و پايانى
اروپا از تغيير مى ترسد
ترجمه: ايرج جودت
«دشمنان قديم، دوستان جديد» شايد اين توصيفى مناسب از روابط تركيه و يونان باشد. دو كشور ساليان دراز كينه جنگهاى گذشته و بويژه نبرد قبرس را در دل داشتند. حتى در كتب درسى تركيه، يونانيان در صف دشمنان قرار گرفته بودند و كودكان ترك بايد مى آموختند كه اين دشمنى را به خاطر بسپارند. اما تحولات چند سال اخير همچون فشارهاى اتحاديه اروپا بر آنكارا براى بهبود روابط با همسايگان از يك سو و گامهاى دو كشور بر سر حل مناقشه قبرس از سوى ديگر، باعث شد تا فصلى نودر روابط دو دشمن ديرينه آغاز شود. «رجب طيب اردوغان» نخست وزير تركيه پس از سالها يونان را دوست خطاب كرد و به رغم ادامه تنش بر سر قبرس، قرار ميان آتن و آنكارا بر اين شد كه اين جزيره مانند گذشته بر مناسباتشان سايه نيفكند.
اما به هرحال يونان يكى از كشورهايى است كه هرازگاهى مخالفت خود را با ورود تركيه به اتحاديه اروپا اعلام مى كند. روزنامه «دى پرسه» با خانم «دورا باكويانيس» مصاحبه اى درباره روابط آتن وآنكارا و آينده اتحاديه اروپا انجام داده است كه مى خوانيد:
حدوداً سه هفته قبل در مراسم سوگندتان به عنوان وزير خارجه يونان عنوان كرديد كه بهبود مناسبات با تركيه اولويت اصلى برنامه هاى شماست. چه ابتكار عملهايى را براى اين منظور مدنظر داريد؟
يونان ازعضويت تركيه در اتحاديه اروپا حمايت مى كند اما پيش شرطهايى هم وجود دارد كه تركيه پيش از عضويت بايد آنها را برآورده كند؛ مواردى كه تركيه هم آنها را پذيرفته است. بطور مثال تركيه تا پايان سال ۲۰۰۶ موظف است كه توافقات مذاكرات آنكارا (پروتكل آنكارا) را به اجرا درآورد و بنادرش را به روى كشتيهاى قبرسى بگشايد. همزمان ما تمايل به روند عادى سازى مناسبات دو جانبه و همچنين همكارى متقابل فى مابين را داريم. بالاخره براى تانگو رقصيدن به دو رقاص احتياج است!
آيا براى عضويت در اتحاديه اروپا، تركيه به اندازيه كافى اروپايى است؟
مسأله اين نيست كه آيا تركيه امروزه به اندازه كافى اروپايى هست يا نه. نكته اساسى اين است كه تركيه در پايان راه اروپايى باشد و ما بايد به آنها اين شانس را بدهيم. اما طبعاً آنكارا هم بايد هنوز تغييراتى در سياستهاى داخلى و خارجى اش به عمل آورد.
تركيه در دكترين دفاعى اش آتن را به جنگ تهديد مى كند...
من صريحاً مى گويم كه اين موضع گيرى دوستانه اى نيست كه از يك همسايه انتظار برود.
بنابراين خواهان آن هستيد كه تركيه تهديد جنگ را از دكترين دفاعى اش حذف كند؟
چنين منطقى كه تركها در پيش گرفته اند در اروپاى واحد جايى ندارد. تركيه بايد اين نكته رادرك كند كه آنها مى خواهند بخشى از اروپا شوند.
تركيه تابستان گذشته از دعوت از كارمانليس نخست وزير يونان به آنكارا سخن به ميان آورد. به عنوان اولين نخست وزير يونان كه از ۱۹۵۹ به بعد از تركيه ديدار مى كند چه زمانى اين ملاقات برگزار خواهد شد؟
درتلاش هستيم كه تاريخ مشخصى را براى ملاقات دو نخست وزير آماده كنيم.
شما به شدت از عضويت كشورهاى منطقه بالكان (كرواسى - صربستان - مونته نگرو - كوزوو - مقدونيه - آلبانى - بلغارستان - رومانى - مولداوى ) در اتحاديه اروپا پشتيبانى مى كنيد. اين اتحاديه تا چه تعداد كشور را مى تواند درون خود هضم كند؟!
من اين نگرانى كه هركس در اروپا درباره آينده اين توسعه دارد را درك مى كنم و همچنين مى دانم كه براى ملتهاى ما قبول چنين تصميماتى هميشه آسان و ساده نيست اما غرب بالكان بخشى از اروپاست. اين منطقه مدتها رنج كشيده و آسيب ديده است. بالكان نياز به اميد براى آينده اى بهتر دارد. ثبات در اين منطقه براى بقيه اروپا هم اساسى است، براى يونان، براى اترش و از همه بيشتر براى ديگران.
انتظار داريد چه زمانى كشورهاى غرب بالكان عضو اتحاديه اروپا شوند؟
اين مطلب بستگى به اين دارد كه آنها با چه سرعتى ضوابط و ملاكهاى عضويت در اتحاديه اروپا را برآورده كنند.هر كشور شتاب و سرعت مربوط به خودش را دارد.
از ديد شما اروپا در حال حاضر به چه چيزى بيشترين نياز را دارد؟
اروپا از تغيير مى ترسد. اروپا نياز به شجاعت حركت به طرف جلو و مواجه شدن با روند جهانى شدن را دارد. اروپا بايد و مى تواند خود را مدرنيزه كند. اين قاره سرمايه انسانى باور نكردنى در اختيار دارد كه بايد آن را در نوآورى وابداع و پژوهش و دانش سرمايه گذارى كند.
آتن مناسبات خوب و سنتى با بلگراد دارد. آيا يونان مى تواند بر استقلال كوزوو به عنوان يك راه ممكن براى پايان اين مناقشه صحه بگذارد و آن را تأييد كند؟
هنوز اين را نمى دانم. هيچ راه حل از پيش ساخته اى براى حل مسأله كوزوو وجود ندارد. به هر حال ضرورت دارد كه در كوزوو استانداردهاى مردم سالارى ، حقوق بشر و حقوق اقليت برآورده شود.
رئيس تيم مذاكره كننده سازمان ملل در امور كوزوو آهتيسارى تلويحاً اشاره كرده كه در پايان مذاكرات، استقلال كوزوو قطعى خواهد بود.
امكان دارد. اما واقعيت اين است كه برطرف شدن يك مشكل و در عوض بوجود آمدن ده مشكل ديگر راه حل نيست. راه حل سازمان ملل براى بحران كوزوو بايد براى هر دو طرف مناقشه يعنى صربها و آلبانيايى تبارها پذيرفتنى و قابل قبول باشد.
طرح كوفى عنان را تا چه حد براى حل مناقشه قبرس اساسى و بنيادى مى بينيد؟
طرح عنان دچار مرور زمان شده است. ما اكنون در وضعيت جديدى به سر مى بريم. آتن از طرح دبيركل سازمان ملل به عنوان تلاشهاى تازه براى حل مناقشه قبرس حمايت مى كند. ديدار عنان با پاپادوپولوس رئيس جمهور قبرس خوب برگزار شد اما مهم اين مسأله است كه تلاش و كوشش بعدى براى حل اين مناقشه بايد خوب برنامه ريزى و تدارك شده باشد. نمى توانيم يك شكست ديگر در حل نهايى اين مناقشه را بپذيريم. هم اكنون بايد موفقيت را به دست آوريم.
اما شما از همان ابتدا از طرح عنان حمايت كرده بوديد.
من گفتم كه جنبه هاى مثبت اين طرح از جنبه هاى منفى آن بيشتر است. اما در يك نظام دموكراتيك اين مردم هستند كه تصميم مى گيرند و مردم (يونانيهاى قبرس) طرح عنان را در يك رفراندوم رد كرده اند. اكنون بايد با طرحى تازه كه مبتنى بر واقعيت اروپا و قطعنامه هاى سازمان ملل باشد تلاش مجددى صورت گيرد.
آيا دعوت رسمى از حماس براى سفر به مسكو زيركى و زرنگى روسها بود؟
در اين باره نمى خواهم قضاوت كنم.
آيا شما رهبران حماس را به آتن دعوت مى كنيد؟
نه، من از خط مشى اروپا پيروى مى كنم.
تغييرات استراتژى آمريكادرمبارزه باتروريسم
نقش تحولات خاورميانه
درمعادلات كاخ سفيد
قسمت دوم و پايانى
251631.jpg
عليرضا امين زاده
در شرايط فعلى، پس از تجربه دوجنگ مهم افغانستان و عراق، منطقه خاورميانه به عنوان مركز ثقل نگاه سخت افزارى و نرم افزارى كاخ سفيد قرار گرفته است.
از نگاه واشنگتن تروريسم در منطقه آسياى عربى، آفريقاى عربى، آسياى جنوب شرقى و جنوب اروپا به صورت متراكم شكل وتجمع يافته است.
از ديگر سو تروريسم، هر چند، تهديدى بالفعل و بالقوه براى غرب محسوب مى شود؛ اما در عين حال، فرصتى بسيار ارزشمند براى غرب است تا بتواند اهداف ملى و فراملى خود را در منطقه محقق كند. از جمله اهداف فراملى مى توان استفاده بهينه از انرژى فراوانى دانست كه در منطقه خاورميانه متمركز و به صورت متراكم انباشته شده است.
از اين رو، ايالات متحده در برخورد با تروريسم، دونوع رويكرد را در دستور كار خود دارد:
ابتدا، برخورد با حكومتهايى كه به زعم واشنگتن ياغى، باشد و دوم، خشكاندن ريشه و خاستگاه ذاتى تروريسم كه مركز ثقل هر دو آنها منطقه خاورميانه اى است كه از يكسو، اسرائيل در آن قرار دارد و از سوى ديگر، مركز انباشت انرژى در آن است.
تنگناهاى جدى:
دقيقاً پس از حادثه ۱۱ سپتامبر، بوش بر اين نكته تأكيد كرد كه «جنگ با تروريسم با ساير جنگ هاى گذشته آمريكا كاملاً متفاوت است.» مفهوم كلام بوش در جنگ افغانستان كمتر و در اشغال عراق بيش از پيش آشكار شد.
عدم همراهى جدى از سوى ساير كشورها، هزينه هاى مادى فراوان، تلفات زياد جانى و زمان طولانى، از جمله تفاوتهايى بود كه ايالات متحده به آن اذعان داشت و استراتژى راهبردى آمريكا براين اساس تدوين و اجرا شد.
اما آنچه كه آمريكاييها پيش بينى نكرده بودند، مقابله با خيزش هاى مردمى، پايگاههاى قدرت حزب بعث، قابليت القاعده در ورود به عراق و نيز ساختار جامعه عراق ... بود.
آمريكاييها چنين شرايطى را پيش بينى نكرده بودند و آمادگى ورود به چنين فضايى را نداشتند.
گروگانگيرى، مشكلات آمريكاييها را دو چندان و خروج چند كشور از جمله اسپانيا از گردونه ائتلاف تنگناهاى آمريكا را مضاعف كرد.
ايالات متحده، ماندگارى و ايستايى بيشترى را على رغم ميل باطنى در عراق متوجه خود ديد و چون آمريكا قادر نيست توأمان به جنگ ديگرى بپردازد و توقف اراده واشنگتن در منطقه با هژمونى و حركت رو به جلو نومحافظه كاران كاملاً در تضاد است، لذا چنين فضايى آسيبى براى استراتژى جديد واشنگتن محسوب مى شود. اين استراتژى شامل تعدى و تجاوز به ساير حوزه هاى ملى و سرزمينى مى باشد.
بوش در دور دوم!
برخلاف برخى گمانه زنى ها كه رؤساى جمهورى در دور رفتارهاى نرم را در دستور كار دارند، اما بوش چون هژمونى و دكترين آفندى را به آمريكا تحميل كرده و عدول از آن برايش امكان ناپذير نيست، لذا از اقدامات تخاصمى خود نخواهد كاست و از همين جهت، پيروزى بوش در دور دوم كاملاً محتمل به نظر مى رسيد.
در شرايط كنونى، تأمين منافع ملى آمريكا در فراسوى مرزهاى بين المللى اين كشور جست وجو و همان طور كه پيشتر نيز آورده شد، با توجه به تهديدات سيال (تروريسم) كاخ سفيد رفتارهاى سيال و ديناميكى را تبيين مى كند.
كاخ سفيد، خاستگاه ذاتى تروريسم را منطقه خاورميانه معرفى و به دنبال حذف و يا كنترل كشورهاى به اصطلاح ياغى است و اين مهم درخصوص كشورهايى كه به هر نحو لايه هاى امن رژيم صهيونيستى را تهديد كنند، به شدت دنبال مى شود.
پيش بينى مى شود استراتژى حركت رو به جلو آمريكا همچنان در دستور كار بوش ماندگار باشد.
در اين حال، آمريكاييها با حركت آفندى  خواهان آن هستند تا از اين طريق با تأمين امنيت ملى خود، سلطه بلامنازع شان را بيش از پيش تحقق بخشند. مقطع زمانى چهار ساله بوش شايد تنها زمانى است كه آمريكاييها بتوانند روند مزبور را از پيش رو بگذرانند و اين وظيفه اى است كه جورج بوش پسر بر دوش خود احساس مى كند! در باقى مانده مدت حاكميت نو محافظه كاران، واشنگتن همچنان استراتژى «جنگ پيشدستانه» به جاى «جنگ پيشگيرانه» را دستور كار خود خواهد داشت و البته در پيشبرد آن اصلاحات از درون جوامع مورد نظر و يارگيرى از بيرون جزو اولويت هاى بوش خواهد بود.
پر واضح است كه آمريكاييها نخواهند توانست با شرايط فعلى، جنگ ديگرى را متوجه خود و منطقه و جهان كنند. از اين رو، استفاده از ابزارهاى سخت افزارى و نرم افزارى و مشاركت دادن ساير قدرتهاى ذينفع بيش از پيش مورد توجه آمريكا واقع خواهد بود.
خاورميانه محل يك تقاطع چندوجهى
خاورميانه در طول تاريخ خود همواره يكى از كانون هاى عمده بحران در جهان بوده و در برخى دوره هاى تاريخى، نقاط عطف تحولات در عرصه جهانى، در خاورميانه شكل گرفته و يا پايان يافته است.
مطالعه تاريخ اين منطقه به ويژه تاريخ سياسى آن نشان مى دهد كه چهار مؤلفه اساسى؛ نفت، بازار، فرهنگ سياسى و ژئوپولتيك همواره در شكل دهى تحولات و تغييرات در اين منطقه حساس نقشه داشته اند و صرفاً در هر دوره مشخص، اولويت اين مؤلفه ها نسبت به يكديگر تغيير كرده است. از سوى ديگر، همواره به تناسب ساختار نظام بين المللى، اين منطقه در چارچوب مؤلفه هاى مطرح شده مورد توجه بازيگردانان جهانى و يا قدرت هاى بزرگ بوده است.
با گذشت زمان، علايق ساير قدرتهاى فراملى در حوزه منطقه اى خاورميانه بيش از پيش  آشكار مى شود و معادلات جديد منطقه اى شكل مى گيرد.
برايند تقاطع قدرتها در خاورميانه انباشته شده و مطالبات قدرتهاى خارج از منطقه همچون روسيه، چين، انگليس، فرانسه، آلمان، ناتو، ژاپن و حتى برزيل درمنطقه خاورميانه تحقق مى يابد.
در برخى جهات، اين تراكم به حوزه هاى پيرامونى چون جنوب شرق آسيا و كشورهاى حوزه مديترانه سرريز مى شود و پيمان هاى چون «آ سه آن» در جنوب شرق آسيا و نشست هاى اروپا را با كشورهاى شاخ آفريقا همچون نشست هاى «فرانسه با آفريقا» و اجلاس «اروپا با كشورهاى مديترانه» (متشكل از ۳۵ كشور) و نشست وزيران دفاع مديترانه و عربى بيش از پيش در روندى قرار مى دهد كه شكل گيرى پيمان هاى منطقه اى را اجتناب ناپذير مى نمايد. از اين رو است كه ايالات متحده در زواياى ديد خود به خاورميانه نمى تواند چنين معادلاتى را ناديده بگيرد؛ معادلاتى كه برخى از آنها در تقابل با منافع واشنگتن خواهد بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |