|
گفت و گو با « ژواكين فونيكس» بازيگر فيلم دست از پا خطا نكن
عادت هاى خاص «جانى كش»
|
|
|
ترجمه: شيلا ساسانى نيا
ستاره فيلم «دست از پا خطا نكن » ژواكين فونيكس علاقه چندانى به مصاحبه هاى مطبوعاتى ندارد. او كه بازيگرى بسيار درونگراست به ترك كردن مصاحبه هاى مطبوعاتى بدون هيچگونه اطلاع قبلى مشهور است اما حال با راه يافتن نامش به فهرست نامزدهاى اسكار و بازى درخشانى كه در آخرين فيلمش ارائه داده ناگزير از مصاحبه و حضور در محافل پر زرق و برق سينمايى است. بازى خوب فونيكس در نقش ستاره موسيقى كانترى «جانى كش» براى او نقدهاى مثبتى به ارمغان آورد . فونيكس براى بازى در اين نقش از دل و جان مايه گذاشت و حتى با صداى خودش بسيارى از ترانه هاى ماندگار كش را روى سن اجرا كرد كارى كه حتى جمى فاكس به هنگام ايفاى نقش رى چالز انجام نداد. با او مصاحبه اى انجام گرفته كه مى خوانيد: * آيا با جانى كش از نزديك هم ملاقاتى داشتيد؟ جان را از نزديك ديدم اما اين ملاقات مربوط به فيلم نبود. در حقيقت اين ملاقات به شش ماه قبل از اينكه چيزى درباره ساخته شدن اين فيلم به من گفته شود و يا با كارگردان / فيلمنامه نويس آن «جيمز مانگولد» برخوردكنم برمى گردد. او با «ريك روبن» و «جون» در استوديو بود. ظاهراً جيمز كرى، كارگردان/فيلمنامه نويس كه با او در يكى از فيلم هايم به نام «the years» همكارى كرده بودم به استوديو آمده بود تا از آن ها يك فيلمبردارى كوتاه بكند و حدس مى زنم نام من وسط كشيده شد. جانى كش عاشق فيلم گلادياتور بود و از من خواست با او براى ناهار بيرون بروم. جيمز گرى مرا صدا زد و گفت : «دوست دارى با كش ناهار بخورى؟» گفتم: «آره» و اين خودش عجيب است چون من معمولاً از اين جور دعوت ها استقبال نمى كنم. تو طرف مقابلت را نمى شناسى و او ناگهان از تو دعوت مى كند با او ناهار يا شام صرف كنى و نمى دانى خوش خواهد گذشت يا نه؟ معمولاً وقتى اين جور دعوت ها را قبول مى كنى خودت را جلوى يك جمع ۲۰ نفره كه پشت ميز نشسته اند مى بينى و بعد از شدت اضطراب آداب غذاخوردن با آن همه كارد و چنگال را فراموش مى كنى. [مى خندد] اما هيچكدام از اين اتفاق ها نيفتاد. براى ناهار فقط شش تا هشت نفر بودند و همه آنها فاميل بودند جانى و همسرش جون هم واقعاً آدم هاى نازنينى بودند و نهايت مهمان نوازى را به خرج دادند. بعد از خوردن ناهار همه به اتاق نشيمن رفتيم و در آن جا جان گيتارش را برداشت و شروع به نواختن آن كرد. يك جمع خودمانى و گرم، درست برخلاف آن چه كه انتظار داشت. به جاى حرف زدن درباره ورزش يا آب و هو او ترجيح مى داد براى همه ما بعد از ناهار گيتار بزند. او بعد منتظر شد تا همسرش آواز بخواند و به او گفت: «با من آواز مى خونى؟ او هم جواب مثبت داد و هر دو شروع كردن به آواز خواندن در كنار همديگر. آنها آهنگ «دركرانه رودخانه اردن» را مى خواندند و واقعاً زيبا بود. چقدر به من خوش گذشت! هيچوقت فراموش نمى كنم، هيچوقت. در آنجا خودم را سرشار از انرژى يافتم و اين مهمانى خودمانى آنقدر روى من تأثير گذاشت كه فكر مى كنم آن انرژى درونى را به فيلم «دست از پا خطا نكن » انتقال دادم. اگر جانى كش را نديده بودم هيچوقت برخى چيزها را تجربه نمى كردم و به عمق رابطه ميان اين دو پى نمى بردم. وقتى آنها در كنار هم آواز مى خواندند به چشم هاى هم نگاه مى كردند و در اين نگاه برقى بود و من به كيفيت اين نگاه موقع فيلمبردارى اين فيلم اشاره كردم. نمى توان نسبت به عشق، بخصوص وقتى عشق چهره هاى معروف و شخصيت هاى مشهور مطرح باشد بى تفاوت بود. اين جور عشق ها دائم جلوى چشم ما هستند. بيشتر اينگونه ازدواج ها و روابط عاشقانه ديرى نمى پايند از همين رو ديدن چنين عشق واقعى اى واقعاً يك تجربه متفاوت بود. با وجود ديدن آن هنوز هم نمى توانم چنين صميميتى را باور كنم. * در مورد تجربه بازى در اين فيلم برايمان بگوييد؟ اميدوارم نخواهيد اين تجربه من تكرار شود چون ديگر نمى توانم. كار كردن روى اين فيلم و تقويت تارهاى صوتى مان با جلسات آوازى كه براى ما مى گذاشتند همگى خاطره انگيز بودند اما حالا ديگر نمى توانم صداى «جانى» را تقليد كنم. ديگر آن قدرت را ندارم. * با توجه به آشنايى قبلى تان با جانى كش، حتماً براى شما مهم بوده كه بتوانيد بازى خوبى ارائه دهيد و نه اينكه صرفاً تقليد كنيد. در هر فيلمى، چه شخصيت اصلى ساختگى باشد يا نباشد اول تصويرى از آن شخصيت در ذهن خود ايجاد مى كنيد. براى من، كليد يك بازى خوب اين بود كه بفهمم چرا او برخى حركات يا كارهاى خاص را انجام مى داد تا بدين ترتيب بازى من شبيه به يك تقليد كوركورانه نشود. به عنوان مثال وقتى كه او آواز مى خواند دقت مى كردم و مى ديدم هميشه سرش را بالا نگه مى داشت. اوايل فكر مى كردم اين يك ژست مخصوص به خودش است اما بعد متوجه شدم او با اين حركت نفس مى گرفت بعد باقى ترانه را مى خواند. بدين شكل بود كه خودم هم ياد گرفتم چطور موقع خواندن نفس بگيرم و به جاى آن كه اين حركت او را تقليد كنم ياد گرفتم آن را به عنوان بخشى طبيعى از بازى ام اجرا كنم. اينها همان چيزهايى است كه بايد به آن توجه كرد تا بازى يك بازيگر به تقليد تشبيه نشود. * آيا قبل از بازى در اين فيلم تجربه آواز خواندن داشتيد؟ هميشه عاشق موسيقى بودم اما آن درك بالا را از آن نداشتم شايد به اين خاطر كه به اندازه كافى مصمم و يا صبور نبودم. هميشه دوست داشتم آواز خواندن را ياد بگيرم اما تا پيش از اين فيلم اين كار را نكرده بودم. * آيا بازى در نقش مردى كه اين همه محبوب و پرطرفدار بود شما را نترسانده بود؟ همين طور بود اما اين ترسى است كه به هنگام ايفاى همه نقش هايى كه تاكنون داشتم به من دست داده. هر وقت فيلمنامه اى را مى خوانم و خودم را براى بازى در فيلمى آماده مى كنم از خودم مى پرسم: چطور بايد اين نقش را بازى كنم؟ آيا از پس آن برمى آيم؟ آيا توانايى بازى در اين فيلم را دارم؟ * با توجه به آن كه گفتيد تا پيش از بازى در اين فيلم آشنايى چندانى با موسيقى نداشتيد و حتى به لحاظ قد و قواره شبيه به جانى كش نبوديد، چطور شد كه سر از بازى در اين فيلم درآورديد؟ فكر مى كنم همه دسته گلى بود كه مانگولد (كارگردان فيلم) به آب داد. مرسى از اينكه به تفاوت قد و هيكل اشاره كرديد مطمئن نيستم چطور شد كه براى بازى در اين فيلم انتخاب شدم چون بازيگران بسيارى بودند كه براى بازى در اين فيلم مدنظر قرار گرفتند. حالا هم مى توانم ليستى از ده بازيگر ارائه دهم كه مى توانستند به جاى من اين نقش را بازى كنند و به نظر من صلاحيت بيشترى هم داشتند اما واقعاً نمى دانم چطور شد. شايد به اين خاطر بود كه مانگولد راجع به من تحقيق كرد و مى داند من چطور كار مى كنم و چقدر به اين پروژه متعهد خواهم بود. البته اين را بگويم كه همه موقع بازى در يك فيلم اين فكر به ذهنشان خطور مى كند كه چرا من انتخاب شدم و فلانى انتخاب نشد اما بعضى مواقع هم بايد همه چيز را به حساب شانس گذاشت. بعضى اوقات هم كارگردان پيش خود شما فكر مى كند اين بازيگر براى اين نقش ساخته شده چون اين توانايى و آن توانايى را دارد يا اين نقش به فلانى مى آيد چون به لحاظ فيزيكى و تركيب ظاهرى يك جورهايى او را تداعى مى كند. خلاصه نمى دانم ايده اويچه بود اما همين قدر مى دانم كه افتخار بازى در نقش «كش» را داشتم. * درباره اسكار و اين همه سر و صدايى كه اين فيلم بخصوص بازى درخشان شما در نقش جانى كش به پا كره چه نظرى داريد؟ آيا بازى در اين فيلم شما را به لحاظ حرفه اى ارضا كرد؟ من وقتى در كارم ارضا مى شوم كه بدانم وظيفه اى را به خوبى به انجام رسانده ام و هر آنچه كه در توان داشتم در اين راه صرف كرده ام. فكر مى كنم مهمتر از اسكار براى من تعريف و تمجيدى بود كه خانواده كش و دوستان او از بازى من كردند. وقتى به من مى گويند: «از اينكه در اين فيلم آنقدر خوب بازى كرديد از شما ممنونيم. جانى به شما افتخار مى كرد» اين براى من همه چيز است. * چقدر در مورد «جانى كش» تحقيق كرديد؟ هر چيزى كه در مورد او به دستم مى رسيد مى خواندم و هر بار به نكته هاى جالبى در مورد زندگى او پى مى بردم كه البته نمى شد از همه آن ها در فيلم استفاده كرد. سخت ترين چيز به هنگام تحقيق درباره اين گونه شخصيت هاى محبوب و ماندگار اين است كه آدم وقتى به نكته جالبى در مورد شخصيت او برخورد مى كند با خودش مى گويد: «چقدر جالب است! حالا چطور بايد اين را در فيلم بياوريم؟» واقعاً دشوار است چون بايد روى داستان فيلم و آن چيزى كه كارگردان مد نظر دارد متمركز شويد و خيلى مواقع آن چيزى كه شما راجع به آن تحقيق كرده ايد به درد كارگردان و فيلم او نمى خورد و شما بايد به دنبال تحقيق راجع به چيزهايى ديگر برويد. من از اتوبيوگرافى هايى كه خود جانى كش نوشته بود خيلى استفاده كردم. از طرفى مانگولد در مورد فيلمش خيلى با خود كش صحبت كرده بود و نظرش را جويا شده بود. در نتيجه موقع بازى در اين فيلم حس نمى كردم اطلاعات كافى درباره شخصيت كش ندارم و يا بايد به تصورات خود از او تكيه مى كردم.
|