|
فرستاده واشنگتن به آفريقا
آمريكايى ناآرام
|
|
|
هادى جرقوئيان ۱۵ روز پس از پايان سفر معاون رئيس جمهورى اسلامى ايران به قاره سياه، «دونالد رامسفلد» ، وزير دفاع آمريكا وارد آفريقا شد. جالب است بدانيم ۳ كشورى كه رامسفلد براى سفر خود برگزيد، دقيقاً نيمى از سرزمين هايى بودند كه پيش از آن، معاون پارلمانى محمود احمدى نژاد از آنها ديدن كرد. اهداف سفر معاون رئيس جمهورى اسلامى ايران و وزير دفاع آمريكا به آفريقا با تمامى اشتراكاتى كه ذكر شد كاملاً متفاوت به نظر مى رسد و مى توان گفت حتى مواقعى، در تضاد كامل قرار مى گيرد. رامسفلد در تاريخ ۱۱ فوريه سال جارى ميلادى (۲۲ بهمن ۱۳۸۴ خورشيدى) وارد آفريقا شد. او در اين بازديد، تنها به شمال قاره سياه و ۳ كشور تونس، الجزاير و مراكش سفر كرد. ديدار آفريقايى رامسفلد از جهات مختلف، داراى اهميت فراوانى است. از اين رو، بررسى اين واقعه ، خالى از لطف نيست: تونس تونس، نخستين كشور ميزبان رامسفلد در سفر اخيرش بود. اين كشور در سال ۱۹۵۶ استقلال خود را از فرانسه به دست آورد. جمعيت كم (حدود ۱۰ ميليون نفر) و موقعيت جغرافيايى مناسب، بر جاذبه هاى اين كشور آفريقايى افزوده است. دونالد رامسفلد در بدو ورود، به شهر تاريخى «كارتيج» (Carthage) تونس رفت و از آرامگاه سربازان آمريكايى بازديد كرد. او ضمن نثار تاج گل به مزار ايشان، نسبت به مقام اين سربازان هموطن خود، اداى احترام كرد. لازم به يادآورى است ۲۸۴۱ سرباز ارتش آمريكا كه در جريان جنگ دوم جهانى جان خود را در سواحل مديترانه از دست داده بودند، در شهر كارتيج تونس به خاك سپرده شدند وبعدها، آرامگاه باشكوهى براى ايشان ساخته شد. سخنان رامسفلد درباره مدفون شدگان نظامى آمريكا در تونس نيز جالب به نظر مى رسيد. او سربازان ارتش آمريكا را افرادى خواند كه زندگى خود را در جريان جنگ جهانى دوم، براى كشور «تونس» از دست دادند! اودر اين ديدار گفت: بايد به ياد آوريم «آزادى بدون هزينه به دست نمى آيد». ديدار هيأتهاى وزارت دفاع ايالات متحده و دولتمردان تونس، در سطوح مقام هاى عالى رتبه برقرار بود. بحث ها بيشتر درباره افزايش روابط نظامى ميان ايالات متحده و تونس بود و رامسفلد در ديدارهاى جداگانه خود با رئيس جمهور، وزير دفاع و وزير خارجه تونس بر ضرورت گسترش همكارى هاى نظامى دو كشور تأييد كرد. رامسفلد، يكى از نيات سفر خود به شمال آفريقا و تونس را مبارزه با تروريسم معرفى كرد. او اشاره داشت هر دو كشور (تونس و آمريكا) ضربه هاى مهلكى از تروريسم خورده اند و اكنون بيش از هر زمان ديگر بايد تروريسم و القاعده را (چه در آفريقا و يا ديگر نقاط جهان) مهار كرد و از بين برد. رئيس جمهورى تونس هم از افزايش مراودات نظامى تونس و آمريكا استقبال و به رامسفلد اعلام كرد: ما متعهد به جنگيدن با «تمام اشكال تروريسم» هستيم. به اين ترتيب، دونالد رامسفلد با دريافت پاسخ مثبت مقامات تونسى جهت گسترش روابط نظامى با آمريكا و نيز همكارى بيشتر در جنگ عليه تروريسم، عازم الجزاير شد. الجزاير الجزاير دومين مقصد وزير دفاع آمريكا بود. اين كشور، دومين كشور وسيع آفريقاست و بسيارى از كارشناسان، آن را وسيع ترين كشور شمال آفريقا به شمار مى آورند. در طرف ديگر، از ميان سودان، الجزاير و جمهورى دموكراتيك كنگو كه به ترتيب، وسيع ترين كشورهاى آفريقا محسوب مى شوند الجزاير از ثبات و آرامش بيشترى برخوردار است. از اين رو، الجزاير قدرت تأثيرگذارى بيشترى بر همسايگان فراوانش دارد. از سوى ديگر در دو دهه اخير، ميان ايالات متحده آمريكا و الجزاير روابط سردى برقرار بوده است و دو طرف ، ارتباط چندانى با يكديگر نداشتند. اما در چند سال اخير، الجزاير براى رهايى از اتهام نقض حقوق بشر، سعى كرده است بيش از پيش به ايالات متحده نزديك شود. بايد گفت با سفر رامسفلد به عنوان يك مقام بلند پايه آمريكايى به الجزاير، سرانجام ايالات متحده چراغ سبزى به دولتمردان اين كشور آفريقايى نشان داد. با اين اوصاف، رامسفلد ضمن ترميم روابط نامطلوب گذشته و ترسيم آينده اى نويد بخش ميان ايالات متحده و الجزاير، دومين كشور ميزبان خود را ترك كرد. مراكش مغرب (نام ديگر مراكش) آخرين مقصد رامسفلد بود. اين كشور كه در شمال آفريقاً واقع شده ، حدود ۳۰ ميليون نفر جمعيت دارد و در سال ۱۹۵۶ مستقل شد. موقعيت جغرافيايى مراكش، استثنايى است: از شمال به درياى مديترانه و از غرب به اقيانوس اطلس متصل است. اما يك مشكل عظيم نيز دارد: همسايه جنوبى اين كشور كه «صحراى غربى» نام دارد، مورد قبول مراكش نيست؛ دولتمردان مغربى ادعا دارند صحراى غربى جزو خاك مراكش است و اعلام موجوديت صحراى غربى به عنوان يك «كشور» قانونى و پذيرفتى نيست. به هر حال، ورود رامسفلد به مراكش، زمانى صورت گرفت كه روابط ايالات متحده آمريكا و مغرب شرايط خوبى داشت. وزير دفاع ايالات متحده تأكيدكرد؛ آمريكا خواستار افزايش همكارى هاى نظامى با مراكش است. علاوه بر آن، رامسفلد بار ديگر مبارزه با تروريسم را يكى از اهداف سفر خود به آفريقا اعلام و از رهبران مراكش براى همكارى عليه تروريسم تشكر كرد. شايد بتوان گفت ؛ دستاورد مراكش در بازديد رامسفلد از اين كشور، بيشتر از ايالات متحده آمريكا بود. استدلال اين نظريه به موضوع صحراى غربى باز مى گردد. همان گونه كه پيشتر اشاره شد، مراكش با موجوديت صحراى غربى مشكل دارد؛ به همين علت تا به امروز مسؤولان صحراى غربى را تحت فشارهاى شديد سياسى قرار داده است تا به مراكش بپيوندند. براين اساس، دولت مغرب از كشورها وسازمان هاى بين المللى خواسته است، كشور صحراى غربى را به رسميت نشناخته و مراوداتى نيز با آن نداشته باشند. از طرف ديگر، مراكش نسبت به دولت ها وسازمان هايى كه صحراى غربى را به عنوان يك كشور بپذيرند، واكنش هاى تندى نشان مى دهد به عنوان مثال، هنگامى كه كنيا آغاز روابط خود را با صحراى غربى اعلام كرد، حكومت مراكش اعتراض شديد خود را متوجه كنيا ساخت. همچنين مراكش در اعتراض نسبت به پذيرش كشور صحراى غربى در سازمان وحدت آفريقا، در سال ۱۹۸۵ از عضويت مهمترين نهاد سياسى آن زمان قاره سياه (سازمان وحدت آفريقا) خارج شد. حتى پس از تبديل اين سازمان به «اتحاديه آفريقا» و كسب قدرت روز افزون ، مراكش هنوز هم ترجيح داده به اين اتحاديه بزرگ سرزمين هاى آفريقايى نپيوندد. با توضيحاتى كه داده شد بى شك در آينده نزديك، حكومت مراكش از سفر وزير دفاع آمريكا استفاده هاى تبليغاتى فراوانى خواهد كرد و فشارهاى خود را بر صحراى غربى افزايش خواهد داد. مى توان گفت ديدار دونالد رامسفلد، به نوعى حمايت «تلويحى» آمريكا از مراكش است. البته نبايد از ياد برد دولتمردان آمريكا (با زيركى و فريبكارى خاص) هيچ گاه موضع گيرى صريحى له يا عليه دو طرف آفريقايى (مراكش و صحراى غربى) اتخاذ نكرده وهمواره اعلام كرده اند، حل مشكل صحراى غربى بايد هرچه سريعتر انجام شود! ||| اما اينكه چرا آمريكا ، همزمان باسالروز پيروزى انقلاب اسلامى ايران، وزير دفاع خود را به آفريقا فرستاد قابل تأمل است . رامسفلد مذاكرات خود را در اين قاره درباره دو موضوع پرونده هسته اى ايران و مبارزه با تروريسم اعلام كرد. معناى اعزام فرمانده پنتاگون به آفريقا، هم پيچيده و هم پنهان است، اما چيزى كه آشكار به نظر مى رسد چنين است كه آمريكا فقط به دنبال پيشبرد «ديپلماسى» نيست، زيرا در اين صورت بايد وزيرخارجه اش را رهسپار قاره سياه مى كرد. پس بى شك بيشتر به دنبال «منافع نظامى» است. موضوعى كه رامسفلد به هنگام حضورش در آفريقا به آن تأكيدكرد: ايالات متحده به دنبال عقد قراردادهاى نظامى با سه كشور شمال آفريقاست. چرا ايالات متحده براى گسترش روابط نظامى اش، كشورهاى شمال آفريقا را برگزيد؟ پاسخ اين پرسش به چند بخش تقسيم مى شود: ۱- ثبات: شمال آفريقا يكى از باثبات ترين مناطق اين قاره است. اين ناحيه آفريقا سالهاست از جنگ هاى داخلى مصون وپاك است. البته درگيرى هاى قومى در برخى مناطق و به صورت محدود ديده مى شود، اما هيچگاه اين نزاع ها باعث ايجاد ناامنى گسترده نبوده است. از طرف ديگر، مسأله حكومت هاى شمال آفريقاست. اين دولتها ازجمله قدرتمندترين و بانفوذترين حكومتهاى آفريقايى محسوب مى شوند. در برخى موارد، درگيريهايى ميان مخالفان و دولتمردان (مانند بحران الجزاير) پديد مى آيد. اما هيچگاه قدرت مخالفان درحد و اندازه سرنگونى دولت مركزى نبوده و نيست، درنتيجه عقد قراردادهاى نظامى با دولتهاى شمال آفريقا، آسودگى خاطر ايالات متحده را به همراه دارد و آمريكا از بابت «تغييرناگهانى» حكومتهاى شمال آفريقا، نگرانى ندارد. ۲- اعراب: هر سه كشور تونس، الجزاير و مراكش از اعراب آفريقا هستند. بايد اشاره كرد نژاد عرب، يكى از مهمترين و پرجمعيت ترين اقوام آفريقايى است. ايالات متحده به دليل داشتن سابقه طولانى در كشورهاى خاورميانه، با اخلاق و «روش» اعراب آشنايى كامل دارد. از اين رو، برقرارى رابطه دوستانه با دولتهاى عرب آفريقايى، براى آمريكا ساده به نظرمى آيد. در طرف ديگر قضيه، با نزديكى هرچه بيشتر آمريكا و كشورهاى شمال آفريقا، اعراب خاورميانه كمى احساس خطر مى كنند. هم پيمانان خاورميانه اى ايالات متحده نگران خواهندبود مبادا سرزمين هاى شمال آفريقا، جايگاه ايشان را نزد ايالات متحده، سست و كم اهميت كنند. پس بى شك در آينده، حكومت هاى عرب خاورميانه نيز در تكاپوى بيشتر براى گسترش روابط خود با ايالات متحده آمريكا خواهندبود. ۳- مانع نفوذ به عراق: وضعيت داخلى عراق پس از اشغال شدن ازسوى آمريكا، پيچيده و بغرنج شده است. انفجارهايى كه در بغداد و ديگر شهرهاى عراق روى مى دهد نگرانى مقامات آمريكايى را سبب شده و ايشان، افراد گروه القاعده را عامل اصلى بمب گذاريها مى دانند. ازطرفى، دولتمردان آمريكايى معتقدند به دليل سابقه حضور اعضاى برجسته القاعده در آفريقا، هنوز هم بعضى دوره هاى آموزشى براى افراد متصل به اين گروه تروريستى، درخاك آفريقا برگزارمى شود. درنتيجه، ايالات متحده آمريكا با مراودات مناسب با كشورهاى شمال آفريقا، مانع از نفوذ اعضاى القاعده ازخاك آفريقا به عراق و نيز انجام عمليات خرابكارانه خواهدشد. علاوه بر دلايلى كه ذكر شد، موارد ديگرى هم وجوددارند كه وجه پنهان قضيه (انتخاب شمال آفريقا) به شمار مى آيند. اگر به الجزاير، تونس و مراكش نگاهى دقيق بيندازيم، وجه اشتراك جالبى را ميان ايشان پيداخواهيم كرد. هرسه كشور فوق زمانى نه چندان دور، مستعمره يك كشور بوده اند: «فرانسه». بنابراين، فرصت خوبى براى ايالات متحده آمريكا فراهم مى شود. در قرن بيست و يكم، چپاول سرمايه كشورها شكل جديدى يافته و به «استعمار نوين» تبديل شده است. راههاى غارت در استعمارنوين نسبت به گذشته كاملاً متفاوت است و تدابيرى را مى طلبد كه خارج از حوصله اين نوشتار است. براى ما همين قدر كافى است كه بدانيم «آمريكا» و «فرانسه» از اصلى ترين قدرت هاى استعمارى قاره آفريقا در دوره جديد شمرده مى شوند و رقابتى سخت با يكديگر دارند. آنگونه كه ياد شد، مراكش، الجزاير و تونس مستعمره فرانسه بوده اند و درنتيجه پيش زمينه ذهنى مردمان آنها نسبت به فرانسه منفى است. براين اساس، دولتمردان آفريقايى ، بهانه لازم را براى متمايل و وابسته شدن به سمت آمريكا در اختيار داشته و حاكمان آمريكا هم ثابت كرده اند از اين قبيل فرصت ها سوءاستفاده مى كنند. به بيان ساده، آمريكا، هم مانع گسترش نفوذ فرانسه و ديگر رقبايش در آفريقا مى شود و هم منافع سياسى و نظامى بلندمدت خود درقاره سياه را به دست مى آورد. اما كار به اين سادگى ها هم نيست و مشكلاتى وجود دارد. فقط به صرف استعمارگر خواندن دولتهاى غربى در سالهاى گذشته، نمى توان افكار عمومى را به وابستگى به سمت ايالات متحده سوق داد، بلكه دلايل ديگرى نيز لازم است. حال، چه بهانه اى مناسب تر از «مبارزه با گسترش تروريسم». پس از واقعه ۱۱ سپتامبر، زمان مناسبى براى دولت آمريكا پديد آمد تا اقدامات جنگ طلبانه خود را توجيه كند. جورج بوش با بيان اينكه تروريسم، آمريكا و شهروندانش را تهديد مى كند و بايد از گسترش آن جلوگيرى كرد، زمينه را براى اجراى افكار خود آماده كرد. بوش با همين ترفند توانست جنگ هاى افغانستان و عراق را ترتيب دهد. اكنون ايالات متحده (به اصطلاح) به دنبال جلوگيرى از گسترش تروريسم در آفريقاست. به همين دليل رامسفلد دربازديد خود از تونس گفت: «هر دو كشور (آمريكا و تونس) از خشونت ضربه خورده ايم.» درواقع، اشاره رامسفلد به واقعه ۱۱ سپتامبر و نيز انفجارهاى سال ۲۰۰۲ ميلادى در تونس بود. در اين سال، براثر بمب گذارى دريك زيارتگاه مخصوص يهوديان، ۱۴ نفر كشته شدند كه بيشتر آنان گردشگران آلمانى بودند. البته چنين حادثه اى براى مراكش هم رخ داد. در سال ۲۰۰۳ ميلادى «كازابلانكا» بزرگترين شهر مراكش مورد حمله تروريستى قرار گرفت كه طى آن، ۳۳ تن كشته و بيش از ۱۰۰ نفر مجروح شدند. ملاحظه مى كنيد شرايط مبارزه با گسترش تروريسم در شمال آفريقا براى ايالات متحده آمريكا فراهم شده و دونالد رامسفلد هم مأمور خوبى براى اجراى اين سياست واشنگتن است. جداى از اين قضايا، نمى توان به ظواهر قضيه تكيه كرد. به نظر مى رسد ايالات متحده با تلاش فراوان به دنبال يك هدف عمده است: «گسترش حضور نظامى آمريكا در آفريقا»؛ و در اين راه نه فقط از بهانه هاى يادشده؛ بلكه از هر ظرفيت ممكنى سود خواهد برد. دست انگليس هم در كار است رامسفلد در سفر خود به شمال آفريقا تنها نبود و «جك استراو» رئيس دستگاه ديپلماسى انگلستان نيز به اوپيوست. استراو در روز و مقصد آخر سفر وزير دفاع آمريكا وارد «رباط» (پايتخت مراكش) شد. اين، نخستين سفر جك استراو در مقام وزير خارجه انگلستان به كشور مغرب بود. حضور همزمان رامسفلد و استراو در شمال آفريقا از يك سو بيانگر اهميت اين منطقه جغرافيايى است و از سوى ديگر، تأكيدى دوباره به اين موضوع است كه سياستهاى آمريكا و انگلستان كاملاً همسو و در يك جهت است. در حالى كه وزير خارجه انگلستان هم اهداف بازديد خود را صحبت هاى امنيتى، پيگيرى اصلاحات سياسى و تغييرات اقتصادى در آفريقا بيان كرد، اما مهمترين مقاصدش را «مبارزه با گسترش تروريسم» دانست. به بيان ساده تر، اهداف سفر وزارى دفاع آمريكا و خارجه انگليس نيز تقريباً يكسان بود. از زمان انفجارهاى تروريستى در لندن كه تابستان سال گذشته ميلادى صورت گرفت، انگلستان عزمى جدى تر براى غلبه بر تروريسم پيدا كرد. البته در اين راه، توجه ويژه اى به قاره آفريقا و شمال آن نشان داده است، زيرا قاره سياه يكى از پايگاههاى اصلى القاعده در سالهاى گذشته بوده است و بيم آن است كه با تقويت هر چه بيشتر اين شبكه تروريستى درآفريقا، مهار القاعده بزودى، غيرممكن شود. به هر صورت، انگلستان هم (به ظاهر) نشان داد براى مبارزه با تروريسم فعال است. عزيمت دونالد رامسفلد به آفريقا از جهاتى براى كشورمان نيز داراى اهميت است زيرا در ۲۷ سال گذشته و پس از پيروزى انقلاب اسلامى، در بيشتر موارد، منافع ايالات متحده در نقطه مقابل منافع جمهورى اسلامى ايران قرار داشته و رفتار خصومت آميز آمريكا عليه جمهورى اسلامى بر كسى پوشيده نيست. پس هر قدر نتايج مثبت اين سفر وزير دفاع آمريكا كمتر باشد، بى شك سود حاصله براى جمهورى اسلامى ايران، افزونتر و بيشتر خواهد بود و سرانجام سفر دونالد رامسفلد به سه كشور شمال آفريقا به اتمام رسيد و او با نتايجى (منفى و مثبت) به واشنگتن بازگشت. بايد به انتظار نشست تا دستاوردهاى اين سفر وزيردفاع آمريكا در «درازمدت» مشخص شود؛ مانند بسيارى ديگر از «سياستهاى واشنگتن».
|