يكشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۴ -
Sun, Mar 19, 2006
ماجرا
۳۴۲۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
سرنوشت تلخ
251688.jpg
شهناز ۳۰ ساله شده بود. احساس بيمارى و درد وجودش را پر كرده بود. نمى دانست چرا در تمام سال هاى نوجوانى و جوانى اش به انواع بيمارى مبتلا شده است. اصلاً هيچ روزى نبود كه بدن او در سلامتى باشد. احساس اندوه و بيمارى چهره اش را زرد كرده بود. دلش مى خواست دائم گوشه اى بنشيند و به حال و روز خودش گريه كند. دلش مى خواست فرياد بزند و هرچه قرص است بخورد ولى خوب شود ولى اين كار شدنى نبود. اولين روزى كه براى جراحى به اتاق عمل رفته بود هنوز هم مثل كابوسى همراهش بود. ۱۶ ساله بود كه بر اثر درد در ناحيه شكم، به اتاق عمل رفته و آپانديس اش را جراحى كرده بود. دو سال بعد دوباره به اتاق عمل رفته بود و عمل كيست كرده بود. يكى دو سال بعد درد شديدى در ناحيه معده احساس كرده بود و بعد كه حالت تهوع به او دست داده بود، به تصور اينكه مبادا درد غيرشناخته اى داشته باشد و يا جانش به خطر نشسته باشد تن به آندوسكوپى داده بود.
انواع و اقسام آزمايشات و عكسبردارى ها را تا آن سن انجام داده بود. مادرش مى گفت شهناز تو از بس بيكارى هستى با خودت درگير هستى دچار وسواس شده اى.
خيلى از دوستانش هم همين حرف را به او مى زدند ولى بى فايده بود. شهناز و اين احساس از هم جداشدنى نبودند.
روزى كه اكبر به خواستگارى اش آمده بود، شادى در وجودش پيدا شده بود. خوشحال بود كه مى تواند ازدواج كند، مادر شود و شايد همه اين دردها را در خانه پدر جا بگذارد. چند ماهى شور و شادى وجودش را پر كرده بود. مشغول مراسم و تهيه لوازم بود ولى وقتى پا به خانه اكبر گذاشته بود دوباره تمام دردها به سراغش آمده بودند. دوباره همان آش و همان كاسه شده بود. دوباره درد در ناحيه سر و قلب اش پيدا شده بود. اكبر با اينكه كارمند بود ولى با جان و دل حاضر بود شهناز را به بهترين دكترها ببرد. اكبر و شهناز بعد از چند هفته سرگردانى از پزشكى به پزشكى ديگر و از آزمايشگاهى به آزمايشگاه ديگر فهميده بودند كه شهناز هيچ مشكلى ندارد.
اكبر خيالش آسوده شده بود، ولى چند روز بعد وقتى از سر كار به خانه رفته بود، شهناز از درد به خودش مى پيچيد نمى دانست چه كند، زنش را به سرعت به بيمارستان رساند. از او سى تى اسكن و ام.آر.آى و انواع آزمايشات را كردند ولى او هيچ مشكلى نداشت. فكر كرد شايد همسرش دچار سينوزيت است يا چشمانش ضعيف شده است ولى بى فايده بود. شهناز هيچ مشكلى نداشت مدت باردارى شهناز براى اكبر شبيه به كابوس بود. حاضر بود كه هزار سال را به سختى بگذراند ولى اين باردارى به سرعت تمام شود وقتى پسرش به دنيا آمده بود اكبر همه چيز را فراموش كرده بود. شهناز مشغول بچه دارى بود ولى باز هم از درد شكايت داشت هر هفته چند روز درد داشت ولى اكبر سعى مى كرد بى توجهى كند. پسر دومشان كه به دنيا آمده بود، شهناز با وجود گرفتارى در بچه دارى و خانه باز هم احساس درد مى كرد. اكبر نسبت به زنش حساس شده بود. او را پيش چند دكتر كه دوستانش سفارش كرده بودند برد ولى نتيجه تمام اين آزمايشات منتفى بود. شهناز هيچ مشكلى نداشت. هيچ بيمارى نداشت. شهناز به اين بهانه كه دكترها متوجه درد من نمى شوند باز هم به دكترهاى متعدد مراجعه مى كرد.
۱۵ سال از زندگى شان گذشته بود در اين مدت زنش چندين بار آزمايش سونوگرافى، ماموگرافى، ۸ بار نوار مغزى، سه بار سى تى اسكن، چند بار ام.آر.آى، ۱۸ بار نوار قلبى، ۳ بار آكوكارديوگرافى قلب، چند بار تست ورزش، اسكن هاى متفاوت و... كرده بود.
اكبر هرچه پس انداز داشت زنش در راه اين درمان هاى درمان ناپذير بيهوده هزينه مى كرد.
بعد از مدتى اكبر متوجه شد كه زنش بچه ها را هم مثل خودش بدون اينكه بيمار باشند به دكتر مى برد و آزمايش هاى مختلفى را انجام مى داد.
اكبر متوجه شده بود كه زنش از نظر جسمى بيمار نيست، او از نظر روحى بيمار بود. مرد مى ترسيد كه همسرش بيمارى اش را به بچه هايش منتقل كند.
هرچه تلاش كرده بود كه زنش دست از اين كارها بردارد فايده اى نداشت، مرد با خستگى به دادگاه خانواده رفت شايد با اين جدايى بچه هايش نجات مى يافتند.
251703.jpg
كامران خوشنودى متخصص روانپزشكى

اختلال جسمانى كردن يك بيمارى شناخته شده روانپزشكى است و از زمان مصر باستان اين اختلال را مى شناختند. نام اوليه اين بيمارى هيسترى بود چون اشتباهاً تصور مى شد كه فقط زنان را مبتلا مى كند (واژه هيسترى از كلمه يونانى hysteria به معنى رحم برگرفته شده است.)
وجه مشخصه اين بيمارى علائم متعدد جسمى است كه با معاينه و بررسى كامل آزمايشگاهى، سونوگرافى، عكسبردارى، نوارهاى قلبى و مغزى، سى تى اسكن و ام آر آى MRI و ... قابل توجيه نيست.
اين بيمارى مزمن است و با ناراحتى روحى و اختلال در كاركرد اجتماعى شغلى و زناشويى و جست وجوى افراطى براى كمك طلبى همراه است. زنان ۵ تا ۲۰ برابر بيشتر از مردان به اين اختلال دچار مى شوند معمولاً اين اختلال رابطه معكوسى با وضعيت اقتصادى و اجتماعى دارد. معمولاً قبل از ۳۰ سالگى و اغلب در سنين نوجوانى شروع مى شود. دو سوم بيماران اختلالات روانپزشكى قابل تشخيص دارند.
از لحاظ فرمول بندى هاى روانشناختى عامل اين اختلال شامل تعبير علائم به عنوان نوعى ارتباط اجتماعى است كه نتيجه آن اجتناب از تعهدات (مثلاً اشتغال به كارى كه فرد به آن علاقه اى ندارد)، ابراز هيجان (براى مثال خشم نسبت به همسر) و از لحاظ تعابير روانكاوى نشانه هاى بيمارى جايگزينى براى تكانه هاى غريزى سركوب شده است.
بايد اين نكته اساسى را مد نظر داشت كه اين بيمارى ساختگى نيست بلكه ناخودآگاه است.
اين بيماران به خاطر شكايات متعدد جسمى شان سابقه طولانى و پيچيده اى دارند و اغلب اعتقاد دارند كه در تمام عمر بيمار بوده اند! البته بيشتر عمرشان را در مطب هاى مختلف و بيمارستانها و آزمايشگاهها مى گذرانند. ناراحتى روانشناختى و مشكلات بين فردى در آنان بارز هست.
اضطراب و افسردگى شايع ترين حالت روانپزشكى اين بيماران است سابقه طبى بيماران اغلب پرحاشيه، مبهم، غيردقيق، متناقض و آشفته است. به طور كلاسيك شكايات شان را به گونه اى هيجانى مبالغه آميز و با زبانى پرآب و تاب بيان مى كنند.
بيماران مؤنث مبتلا به اختلال جسمانى كردن ممكن است به شكل نمايشى و خودنما، لباس بپوشند، اين افراد ممكن است وابسته، خودمحور، تشنه تمجيد و تعريف و استاد در بازى دادن ديگران به نظر آيند.
به صورت دوره اى شدت و ضعف علائم را متناسب با شدت و ضعف استرس هاى وارد بر بيمار خواهيم ديد يعنى اغلب بين افزايش استرس و تشديد نشانه هاى جسمى ارتباط وجود دارد.
از نظر درمانى وقتى درمان نتيجه بخش خواهد بود كه فقط و فقط يك روانپزشك عهده دار درمان بيمار باشد، زيرا وقتى بيش از يك پزشك درگير درمان باشد بيمار فرصت بيشترى براى ابراز شكايات متعدد جسمى خواهد داشت.
گرچه در پاسخ به هر شكايت جسمى جديد معاينه جسمى لازم است ولى از روشهاى آزمايشگاهى و تشخيصى بيشتر حتماً بايد خوددارى نمود در اين حال پزشك بايد شكايات جسمى اين بيماران را به ديده ابراز هيجانات بنگرد تا شكايات طبى، با اين حال بيماران مبتلا به اختلال جسمانى كردن هم ممكن است بيمارى جسمى جدى داشته باشند لذا پزشك بايد تصميم بگيرد كدام نشانه ها نياز به پيگيرى دارند و تا چه حد اين پيگيرى ها بايد وسيع باشد.
روان درمانى هم فردى و هم گروهى مؤثر است در اين نوع درمان به بيمار كمك مى شود براى ابراز احساساتش روشهاى ديگرى پيدا كند، با نشانه هايش كنار بيايد و هيجانات پنهان خود را ابراز كند. وقتى اختلال افسردگى يا اضطراب به همراه اين بيمارى ديده مى شود اين اختلالات نيز مى بايستى درمان شوند.
محكوميت خواستگار مزاحم
گروه حوادث- خواستگار جوانى كه پس از شنيدن جواب منفى از سوى دختر مورد علاقه اش اقدام به ايجاد مزاحمت و تهديد به قتل دختر جوان كرده بود از سوى قاضى دادگاه شميران به تحمل شلاق و پرداخت جزاى نقدى محكوم شد.
اين پسر جوان با قفل و زنجير كردن در خروجى آپارتمان اين دختر، ساكنان مجتمع را حبس كرده و در اقدامى باور نكردنى نيز در ورودى خانه دختر را به آتش كشيد.
ساعت ۱۷ عصر ۸ تير ماه سال جارى ساكنان يك مجتمع ساختمانى در خيابان فرشته متوجه شدند در ورودى و خروجى آپارتمان از سمت خيابان قفل و زنجير شده و ساكنان در آن محبوس شده و امكان ورود و خروج برايشان غير ممكن است. با اطلاع به پليس ۱۱۰ و ايستگاه امداد و نجات آتش نشانى قفل و زنجير شكسته شد اما ۲ ساعت بعد اين اتفاق تكرار شد و براى بار دوم مأموران ناچار به بريدن قفل و زنجير شدند. در حاليكه مأموران كلانترى تجريش در حال تحقيق در مورد اين موضوع بودند پسر جوانى اقدام به سنگ پرانى به سوى مأموران و خودروى پليس كرد. پس از تعقيب از سوى مأموران خود را لابلاى درختان مخفى كرده و متوارى شد.
مأموران در تحقيقات خود به سرنخهاى تازه اى دست يافتند. دختر جوانى كه به همراه خانواده اش در طبقه اول اين مجتمع ساكن بود به مأموران گفت: از نوروز امسال پسر جوانى قصد دارد تا باتهديد و اجبار مرا راضى به ازدواج با خود كند اما من هيچ علاقه و محبتى نسبت به او نداشته و تصميم به ادامه تحصيل دارم. اين پسر جوان با مزاحمت هاى بى حد تلفنى مرا تهديد به مرگ كرده و آرامش خانواده مرا به هم ريخته است.
با ارجاع پرونده به شعبه سوم داديارى دادسراى ناحيه يك شميران دستور اخذ پرينت مكالمات تلفنى دختر جوان صادر شد. باشناسايى شماره تماس و آدرس محل سكونت جوان مزاحم، داديارى پرونده دستور جلب وى را صادر كرد. ۱۲ روز بعد جوان مزاحم براى بار ديگر به وسيله تخته سنگ بزرگى در ورودى واحد مسكونى اين دختر جوان را شكست و در اين حادثه خواهر زاده ۳ ساله وى بشدت آسيب ديد. پسرجوان در اقدامى ديگر در خانه دختر مورد علاقه اش را به آتش كشيد و فرار كرد.
با دستور داديار قضايى پسر جوان بازداشت و براى وى قرار وثيقه ۴۰ ميليون ريالى صادر شد.
با صدور قرار مجرميت وى از سوى دادسراى شميران پرونده جهت صدور رأى به شعبه ۱۰۵۱ دادگاه ناحيه يك تهران ارسال شد.
خواستگار مزاحم در دادگاه ضمن اظهار پشيمانى به قاضى گفت: من علاقه زيادى به اين دختر نجيب و زيبا داشتم و وقتى جواب منفى از او شنيدم كاخ آرزوهايم ويران شد. آتشى به جانم افتاده بود و با عصبانيت قصد داشتم تا اين آتش را به زندگى او منتقل كنم. اما حالا از كرده خودم پشيمانم و تعهد مى دهم تا ديگر مزاحم او نشوم و خسارت هايى كه در اين مدت وارد كرده ام جبران كنم.
با رضايت دختر جوان، قاضى شعبه ۱۰۵۱ شميران خواستگار مزاحم را به اتهام ايجاد مزاحمت تلفنى و تهديد به مرگ به پرداخت ۵۰۰ هزار تومان جزاى نقدى در حق صندوق دولت و تحمل ۷۰ ضربه شلاق تعزيرى محكوم كرد
۵۰ ميليون تومان قرار براى راننده فرارى
گروه حوادث _ بى احتياطى يك مرد در رانندگى منجر به مرگ پسر ۲۲ ساله اى شد كه در حال نصب پرچم و چراغانى براى هيأت عزادارى امام حسين بود.
كارشناس دادگسترى در وسايط نقليه موتورى زمينى با توجيه سه ماده قانونى آيين نامه راهنمايى و رانندگى اين راننده را كه گفته مى شود به هنگام رانندگى مست بوده است، را كاملاً مقصر شناخت.
ساعت يك بامداد يازدهم بهمن ماه سال جارى، جوانان هيأت ابوالفضل در خيابان نامجو در حال نصب چراغانى و پارچه هاى سياه رنگ بودند و خود را براى برپايى مراسم دهه محرم آماده مى كردند. پسر جوان ۲۲ ساله اى به نام مهدى محمدى با استفاده از يك چهارپايه فلزى زير طاق نصرت شروع به نصب پلاكاردى كرد و هم هيأتى هاى جوان او هم در اطراف پايه فلزى ايستاده بودند كه ناگهان خودرويى با سرعت زياد به آنها نزديك شد. جوان ها با حركات دست و پرچم هايى كه همراهشان بود به راننده تذكر و علامت دادند، اما او با سرعت غيرقابل كنترلى با چهارپايه بلند فلزى برخورد كرد و در يك لحظه پسر جوانى كه روى چهارپايه بود سقوط كرد و راننده خودرو بدون توجه به حادثه پيش آمده و با همان سرعت از محل حادثه گريخت.
راننده تاكسى اى كه شاهد صحنه تصادف بود، به تعقيب راننده متخلف پرداخت و پس از طى مسيرى موفق به متوقف كردن و دستگيرى راننده خودرو شد. پس از تماس تلفنى و اطلاع به كلانترى ۱۰۶ نامجو، راننده متخلف به محل حادثه بازگردانده و توسط شاهدين حادثه شناسايى شد.
با توقيف خودروى راننده متخلف و بازرسى داخل آن، مأموران كلانترى يك بطرى مشروبات الكلى كشف كردند. در حالى كه براى انتقال جوان حادثه ديده با اورژانس هماهنگ شده بود، معاينات ظاهرى نشان داد كه به خاطر شدت ضربات وارده، پسر جوان در دم جان باخته است.
با ارجاع پرونده به شعبه دهم بازپرسى دادسراى ناحيه ۹ خارك، تحقيقات قضايى به دستور حجت الاسلام شيوايى آغاز شد.
راننده خودرو كه ۵۳ ساله بود در بازجويى ها گفت: در لحظه حادثه مقدارى مشروب استفاده كرده بودم، اما در حدى نبود كه از حالت عادى خارج شوم. به لحاظ تاريكى هوا و ضعيف بودن چشم هايم متوجه برخورد نشدم و همچنان به راه خود ادامه دادم كه حس كردم دنبالم هستند و مرا تعقيب مى كنند و پس از آنكه خودرو را متوقف كردم متوجه جريان تصادف شدم.
بازپرس «حجت الاسلام شيوايى» با شكايت پدر اولياى دم، راننده را به اتهام بى احتياطى در امر رانندگى در حالت مستى منتهى به قتل غيرعمدى و فرار از صحنه تصادف با قرار وثيقه پانصد ميليون ريالى بازداشت كرد.
ادعاى دروغين انرژى درمانى پسر ۲۱ ساله
گروه حوادث: پسر جوانى كه با پخش آگهى هاى انرژى درمانى ادعا كرده بود، قادر به درمان بيمارى هاى صعب العلاج است دستگير شد.
اين جوان ۲۱ ساله پس از چاپ آگهى هايى در رابطه با انرژى درمانى، آنان را در سطح شهررى و منيريه تهران پخش كرده بود.
در اين آگهى ها وى ادعا كرده بود قادر است با انرژى درمانى افرادى را كه از مشكلاتى مثل اعتياد، ميگرن، ناراحتى اعصاب و ... رنج مى برند، درمان كند.
مأموران كلانترى ۱۳۱ شهررى با ارائه گزارش هايى از سوى مردم در اين ارتباط، تحقيق درباره متهم را آغاز كردند.
وقتى چند مأمور پليس در قالب مشترى متقاضى درمان به پسر جوان مراجعه كردند، متهم كه متوجه حضور مأموران شده بود، از انرژى درمانى طفره رفته و منكر اين كار شد.
وى پس از بازداشت وقتى به شعبه ششم دادسراى شهررى مراجعه كرد، به بازپرس «نوفرستى» گفت: بيكار بودم. نمى توانستم كار مناسبى پيدا كنم. بنابراين سعى كردم با اين روش ميزان اعتقاد مردم به انرژى درمانى را بسنجم. ولى چون تمام ادعاهايم واهى بود، كسى را مورد معالجه قرار نداده و از كسى پولى نگرفته ام.
به دستور بازپرس رسيدگى كننده به پرونده، پرونده اى به اتهام كلاهبردارى براى جوان ۲۱ ساله تشكيل شده و تحقيقات پليسى درباره ادعاهاى او آغاز شده است.
بازپرس «نوفرستى» از كسانى كه توسط اين متهم به بهانه انرژى درمانى مورد كلاهبردارى قرار گرفته  اند خواست تا مراتب را به شعبه ششم بازپرسى دادسراى شهررى اطلاع دهند.
زندان و ترازمندى قواى سه گانه
251715.jpg
باتوجه به اينكه يك جرم داراى يك پيامد خاص نيست تا يك نهاد يا سازمان مسؤوليت آن را برعهده بگيرد و باتوجه به پيامدهاى مختلف اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و... همه نهادهاى زيرمجموعه قواى سه گانه موظفند در راستاى اجراى بند۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسى با چاره جويى و ارائه راه حل هاى مناسب در حوزه كارى خود رياست محترم قوه را درجهت حل اين معضل بزرگ يارى نمايند.
مسؤوليت دولت:
آمارهاى منتشره ازسوى سازمان زندانها نشان مى دهد كه بخش اعظم زندانيان كشور در اثر عارضه هاى آسيبى همچون
۱- بيكارى به عنوان تراژدى غم انگيز جوانان كه مى رود تا سال ۱۳۸۵ با رقم خطرآفرين بيش از ۶ ميليون نفر بيكار موجبات افزايش بى رويه جنايت، دزدى، ارتشا، رواج فساد اخلاقى و بى بند و بارى و دركل انحطاط اخلاقى و ارزشى جامعه، سست شدن پايه هاى نظام خانواده و... را بيش از پيش فراهم نمايد. بيكارى كه هم اكنون نه تنها يك آسيب اجتماعى بلكه به مثابه يك تهديد بزرگ ملى و در يك چالش بزرگ اقتصادى و اجتماعى به همراه رشد جمعيت جوان و جوياى كار جامعه اسلامى ما را تهديد مى نمايد.
۲- فقر در اثر توزيع نابرابر ثروت و عميق تر شدن تضاد طبقاتى.
۳- تورم و محروميت شديد در مناطق مرزى
۴- رونق تجارت سياه و روى آوردن به اقتصاد ثبت گريز و زيرزمينى به جاى اقتصاد ثبت پذير دراثر وضع مقررات دست و پا گير و افزايش سود بازرگانى و ازطرف ديگر سياست هاى متناقض براى ورود همان كالا از مجارى غيرمجاز با وجود بيش از ۹۰ لنگرگاه و اسكله غيرمجاز و عدم امنيت در سرمايه گذارى و درنتيجه فراهم نشدن زمينه هاى اشتغال و وجود مقررات عذاب آور و پيچيده و غيرقابل اجرا و صدور روزانه بيش از يك بخشنامه در رابطه با صادرات و واردات.
۵- فساد ادارى به عنوان نگرانى پايان ناپذير جامعه كه در جاى خود اين فساد معلول عواملى چون عدم توازن و تعادل بين درآمد و مخارج زندگى افراد و ركود و تورم عنان گسيخته كه با كاهش روزافزون قدرت خريد به خصوص صاحبان درآمدهاى ثابت همراه است.
۶- اختلاس و فساد مالى به عنوان طاعون سياه جامعه كه ناشى از وجود انحصارات دولتى، رانت خوارى در دستگاه پرپيچ و خم ادارى و حقوق ناچيز كاركنان دولت است حيات اقتصادى، اجتماعى كشور را هدف قرار داده و با فلج نمودن بنيادهاى اقتصادى دايره ساز فساد مالى در كشور گرديده است.
۷- سوءاستفاده از بيت المال، اخاذى و اخذ وجوه غيرقانونى به انحاى مختلف و وجود گريزگاههاى متعدد در اين رابطه
۸- غفلت از فرهنگ دينى و در نتيجه گسترش اباحى گرى
۹- مواد مخدر و اعتياد و اضافه شدن سالانه ۳۰۰ هزار جوان بر حلقه معتادان كشور و جوان گزين شدن اين ماده مرگبار و آمادگى هر معتاد براى ارتكاب حداقل ۱ يا ۲ بزه اجتماعى درطول هر ۲۴ ساعت و صفر بودن سيستم ضداعتياد دركشور.
۱۰- حاشيه نشينى و گسترش بى رويه شهرها و مهاجرت از محيط هاى بسته به محيط هاى باز و عدم شناخت مردم از يكديگر و درنتيجه كم شدن كنترل بر رفتارهاى اجتماعى.
۱۱- عدم توجه به ميلياردها ساعت اوقات فراغت جوانان و دلزدگى و روى آوردن آنان به محيط هاى نامناسب بالارفتن سن ازدواج در اثر عدم تعادل بين بلوغ فيزيكى و بلوغ اقتصادى و همچنين عدم تكافوى پليس و عدم امكانات لازم براى برقراركنندگان نظم و امنيت در كشور در زمينه كشف علمى جرايم و مجهزنبودن آنان به امكانات مناسب و صدها عامل ديگر تأثيرگذار در افزايش بزهكارى و درنتيجه افزايش وارده هاى به زندان است كه همه و همه در حوزه مسؤوليت دولت در برابر جامعه قراردارد كه براى حل يكايك آن بايد به چاره جويى پرداخته تا از اين طريق قسمت عمده مشكلات دستگاه قضايى پيرامون زندانها برطرف گردد.
مسؤوليت قوه مقننه:
متأسفانه با همه پيشرفت هايى كه در زمينه جلوگيرى و پيشگيرى از جرايم بدون توسل به ارعاب عمومى كيفر در دنيا ايجاد شده دستگاه تقنينى كشور هنوز به چيزى جز مجازات و زندان نمى انديشد، علاوه بر اين تدوين قوانين از سر شتاب زدگى و تعدد مراجع قانونگذارى خارج از حوزه مجلس و درنتيجه برخورد غيرتخصصى با مسائل كيفرى و عدم توجه به اثرات سوء جرم زايى در تهيه طرحها و لوايح قانونى كه در بسيارى ازموارد با بالارفتن نرخ خدمات عمومى و كم شدن قدرت خريد مردم رابطه مستقيمى با افزايش ميزان تبهكارى و فساد مالى در جامعه پيدا مى نمايد.
در صورتى كه مجلس با داشتن حق قانونگذارى درخصوص كليه نيازمنديها و موضوعات موردنياز كشور داراى اختيارات بسيار وسيع براى سوق دادن و هدايت تمامى نهادهاى اجتماعى به راههاى غيرمجرمانه دارد و با اين نقش انحصارى و با بازنگرى در قوانين جزايى و بهره گيرى از نظرات كارشناسان درجهت تقويت نهادهاى پيشگيرى و با نسخ قوانين كهنه و درعوض وضع و تصويب قوانين انعطافى و توجه نمودن به قابليت اجرا و كارآمد بودن قوانين در امر پيشگيرى سهم عظيمى درجهت حل مشكلات زندانها داشته و درواقع با تصويب قوانين واقع بينانه و عملى نقش و مسؤوليت بيشترى نسبت به دو قوه ديگر ايفا نموده و مى تواند از بزرگترين تا كوچكترين نهاد جامعه را آنچنان جهت دهد كه به صورت غيرمنقطع به راههاى غير مجرمانه رهبرى گردند.
«سزار بكاريا» كه رساله او در امر پيشگيرى جنبش و هيجان شگفتى درافكار عمومى جهان ايجاد نموده است در اين باره مى گويد: «بكوشيد تا قوانين روشن و ساده باشد و تمام قدرت ملت براى دفاع از آن بسيج شود و هيچ قدرتى براى نابودى آن بكار گرفته نشود.»
مسؤوليت قوه قضاييه:
علاوه بر اقدامات مناسب در درون قوه مانند اجراى عدالت و تأمين امنيت قضايى، سالم سازى و اصلاح ساختار تشكيلاتى و قضازدايى اين قوه مى تواند با گسترش نهادهاى شبه قضايى مانند شوراها و توجه كيفى به آن انبوهى از مسائل و موضوعات كه در صورت رسيدگى قضايى ممكن است به زندان و مجازاتهاى ديگر ختم شود بدون ارجاع به دادگاهها حل و فصل نموده و با كاهش بار پرونده ارجاعى به دادگستريها و تدوين قوانين آيين دادرسى كيفرى مناسب و رسيدگى به هر بزه در حداقل زمان مناسب و استفاده از مجازاتهاى جانشين حبس و اجراى تلطيف شده احكام مانند حبس در اوقات فراغت و تعطيلات آخر هفته، آزادى محدود، آزادى با مجوز، بازداشتهاى ناپيوسته، اجراى طرح خدمت به جامعه به جاى رفتن به زندان در جرايم كم اهميت استفاده از تعليق اجراى مجازات و آزادى مشروط و تأسيس نهاد تعليقى و مراقبتى به جاى زندان و ايجاد يك سازمان مستقلى درچارچوب يك نظام كيفرى و قضايى كه مجرم را براى بازگشت به جامعه و تطبيق با آن آماده مى سازد و همچنين اين قوه مى تواند با شناخت شخصيت واقعى بزهكار و تعيين علل بزهكارى و لزوم تحقيقات دراين زمينه استفاده از مراقبت هاى بعد از خروج و بررسى قوانين جرم زا در كشور در راستاى اجراى بند ۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسى انجام امورى را كه درجهت پيشگيرى از وقوع جرم لازم است به سازمانها و نهادهاى ديگر تكليف نمايد و حداقل براساس نظرات رياست محترم قوه و بخاطر پرهيز از تداخل اختيارات سه قوه فرماندهى كار را در امر پيشگيرى برعهده بگيرد.
گذشته از همه اينها در پيشگيرى عام در جامعه اى كه ۷۰ درصد جمعيت آنان را جوانان و نوجوانان زير ۳۰ سال تشكيل مى دهند مردم و خانواده ها به عنوان واحد بنيادين جامعه نقش بسزايى درامر پيشگيرى داشته و اگر مردم در اين امر دخالت و همكارى ننمايند يقيناً بدون مشاركت آنها اصولى ترين روشها هم قابليت اجرايى نداشته و هيچ طرحى موفق نخواهدشد و جامعه بايد همچنان متحمل هزينه هاى گزاف مادى و معنوى براى تشكيل پليس و زندان و دادگاه و دادگسترى و... باشد..


|   شناسنامه   |   آرشيو   |