|
نگاهى به كارنامه نشر فلسفى و انديشه سياسى در سال ۱۳۸۴
باز هم كانت و نيچه باز هم چالش سنت و مدرنيته
|
|
|
* معصومه على اكبرى ۲-۳- در بخش فلسفه با آثار متنوع ترى روبرو هستيم. در واقع تنوع آثار فلسفى فقط خاص سال ۱۳۸۴ نيست. سالهاست آثار فلسفى مجال بيشترى براى بروز يافته اند. در طيف وسيع آثار فلسفى هم با ترجمه هاى بسيار نازل و گاه بسيار دشوار و سخت خوان روبرو هستيم، هم با آثار متوسط و هم با تك اثرهاى تأليفى اى كه گاه درخشانند. نيچه ظاهراً در سال ۸۴ نيز از فيلسوفان مورد توجه و علاقه دانشگاهيان بوده است كه يا به تجديد چاپ يا چاپ اول آثارى از او و درباره او مبادرت كرده اند، اما بسيارى از كارهايى كه در اين زمينه شده (به جز آن ترجمه هايى كه متعلق به مترجمان ممتاز آثار فلسفى است) از حد مطلوب و مقبولى برخوردار نيستند. بعد از نيچه، كانت هم يكى از فيلسوفان مورد توجه دانشگاهيان است. كانت از ديرباز در مركز توجه اساتيد دانشگاه بوده است، اما نحوه اين توجه به كانت دگرگون شده است. اين دگرگونى را مى توانيم در كتاب خوب «فلسفه سياسى كانت» از سيد على محمودى (مؤسسه پژوهشى نگاه معاصر ۱۳۸۴) مشاهده كنيم. اين كتاب در زمينه شناسايى انديشه سياسى كانت تأليف و سخنان تازه اى در اين زمينه دارد و بخش ناشناخته فلسفه كانت را به طور منقح و مبسوط مى كاود. كسانى كه با چكيده و فشرده انديشه سياسى كانت از زبان عزت الله فولادوند در كتاب «خرد در سياست» آشنا شده اند، در كتاب سيد على محمودى با شرح مفصّل انديشه سياسى كانت و نزديكى يا دورى اش با فلسفه سياسى روبرو مى شوند. تازگى كتاب «فلسفه سياسى كانت» در اين است كه مى كوشد آراى كانت را به عنوان يك فيلسوف سياسى بازخوانى و بازكاوى كند نه يك فيلسوف فلسفه محض يا اخلاق محض. «سارتر كه مى نوشت» بابك احمدى (كه قبلاً به معرفى و بررسى آن پرداخته ام) يكى از تك اثرهاى حوزه فلسفه در سال ۱۳۸۴ است. ناشر اين كتاب نشر مركز است. به نظر ناشر، اين كتاب كه در آستانه يكصدمين سال تولد ژان پل سارتر منتشر مى شود، كتابى است كه انديشه هاى فيلسوف بزرگ فرانسوى را در زمينه هاى گوناگون از فلسفه تا ادبيات، اخلاق و سياست دنبال مى كند و آفريده هاى ادبى و نمايشى او را مورد دقت قرار مى دهد. نويسنده از يك سو ستايشگر نوآورى هاى فكرى سارتر است و از سوى ديگر به شمارى از نظريات او انتقاد مى كند. ۳-۳ _ در بخش سياست و اجتماع، مسأله مدرنيته در ايران همچنان مسأله اصلى است و در مركز مباحث و گفت وگوهاى نظرى قرار دارد. اما بحث از مدرنيته مستقل از مباحث روشنفكرى در ايران امكان پذير نيست. در واقع روشنفكرى و مدرنيته دو مفهوم و دو مقوله به هم آميخته اند. از اين رو آثارى كه به مدرنيته مى پردازند، ناگزير از طرح مسأله روشنفكرى و روشنفكران در ايران هم هستند. به همين دليل هم از نخستين مواجهه فكرى ايرانيان با غرب مدرن يعنى اواخر قاجاريه و نهضت مشروطه تا تحولات روشنفكرى همين دهه را دربرمى گيرد. بررسى گفتمان هاى روشنفكرى دوره مشروطه، دوره پهلوى ها و دوره پس از انقلاب موضوع اصلى بيشتر آثارى است كه در اين زمينه تأليف يافته اند. به عنوان نمونه «تأملى در مدرنيته ايرانى» از على ميرسپاسى با ترجمه جلال توكليان (انتشارات طرح نو ۱۳۸۴) و «روشنفكران ايرانى در قرن بيستم» از على قيصرى با ترجمه محمد دهقانى (انتشارات هرمس و مركز بين المللى گفت وگوى تمدن ها ۱۳۸۴) دو اثرى هستند كه اگر چه مشابهت هاى نظرى دارند اما نقاط افتراقى نيز در تحليل شان از وضعيت روشنفكرى ايران به چشم مى آيد. شرح اين تشابه ها و تفاوت ها در مقاله اى مستقل ممكن است نه در يك گزارش فهرست وار از آثار شاخص سال ۱۳۸۴. دو كتاب «بين گذشته و آينده» (مجموعه مقالات، نشر نى ۱۳۸۴) و «ايران در جست وجوى مدرنيته» (مجموعه گفت وگو ها، نشر مركز ۱۳۸۴) از رامين جهانبگلو در قلمرو همين مباحث مدرنيته و روشنفكرى مى گنجد. پايان اين گزارش فهرست گونه از شاخص هاى نشر در سال ۱۳۸۴ در حوزه انديشه را با معرفى دو اثرى به پايان مى برم كه اگرچه به غايت از هم دوراند اما دقيقاً وضعيت متعارض انديشه ايرانى را در اين چند دهه به خوبى نشان مى دهند. وضعيت نشر در سال ۱۳۸۴ تا حدودى در نمايشگاه بين المللى كتاب ارديبهشت ماه منعكس شد. سالى كم بار. سالى كه همين شاخص ها نيز به سختى خود را به نمايشگاه يا پس از نمايشگاه رساندند. اما سختى اين سال ها به مرور بيشتر شد. در نيمه اول سال ۸۴ اگرچه با آثار چندان تازه و متنوعى روبرو نشديم اما همان اندك آثارى هم كه در بخش انديشه وارد چرخه نشر و بازار فرهنگ شد تا حدودى طيف متنوع انديشه ايرانى را در اين دهه به خوبى نشان مى دهد. از «لائيسيته چيست؟» شيدان وثيق (نشر اختران ۱۳۸۴) گرفته تا «تشبه به مسيح» اثر آكمپيس با ترجمه سايه ميثمى و ويراستارى مصطفى ملكيان (هرمس ۱۳۸۴) هر كدام به نحوى دغدغه هاى ذهنى و درگيرى هاى درونى انسان معاصر ايرانى را آشكار مى سازند. دغدغه هايى كه لزوماً نبايد خودمان را از شر آنها برهانيم. برعكس مناسب تر آن است كه خودمان را در اين دغدغه ها درگير تر كنيم تابتوانيم در وسعتى نسبتاً وسيع و در حدى مطلوب به درك مفهوم روشنفكر و كار روشنفكرى و تفاوت آن با كار ذهنى و پژوهش نظرى محض برسيم. اهميت كتاب كوچك و جمع و جور «كار روشنفكرى» از بابك احمدى (نشر مركز ۱۳۸۴) كه تقريباً از آخرين متولدين نشر در سال ۱۳۸۴ است، به پذيرش گوناگونى اين طيف و فهم اين گوناگونى مدد مى رساند. ۴- جريان نشر در سال ۱۳۸۴ از نيمه دوم سال با كندى ها و سستى هايى روبرو بود (حداقل در حوزه هاى مورد بحث اين گزارش و همچنين در حوزه ادبيات). كتاب هاى زيادى در انتظار صدور مجوز مانده اند. اين انتظار نشان مى دهد از يك سو وضعيت انديشگى در ايران رو به توسعه و بهبود و توليد مستقل دارد و از يك سو وضعيت نشر و توزيع انديشه همچنان گرفتار وابستگى مانده است. اما به قول يكى از داستان نويسان معاصر كه در صف اول منتظران است، اين وضعيت بيرونى به معنى ننوشتن نويسنده و توليد انديشه و نظر و نقد و ادب نيست.
|