|
يادداشت
خدمت خاتمى به شريف ترين هدف هاى سازمان ملل
|
|
|
كوفى عنان گفت وگوى تمدن ها ركن اساسى واكنش جهانى به درگيرى و خشونت از هر نوع است. بخصوص وقتى كه اين خشونت ها بر تعصب و تحجر و عدم تسامح مبتنى باشد. وقتى در هر نقطه جهان چنين گفت وگويى در جريان باشد، توسل به جنگ قطعاً با توسل به توافق و سازش جايگزين خواهد شد، تنفر قطعاً با تسامح و روادارى مواجه خواهد گشت، خشونت با عزم و پايدارى روبرو خواهد شد. گفت وگو ميان تمدن ها بهترين پاسخ بشريت به بدترين دشمنان بشريت است. مايلم مراتب قدردانى خود را از آقاى خاتمى رئيس جمهورى ايران ابراز دارم كه مبتكر گفت و گوى تمدن ها در سازمان ملل متحد بودند و نيز از ساير رهبران و دولت هايى كه اين گفت وگوها را در سال گذشته استمرار بخشيدند. جناب آقاى خاتمى با اين كار، نه تنها يك محمل ضرورى تفاهم را به پيش بردند، بلكه به شريف ترين هدف هاى سازمان ملل متحد نيز خدمت كردند. در سال گذشته، ايده گفت وگوى تمدن ها علاقه گسترده اى در نهادهاى دانشگاهى و سازمان هاى غيردولتى و تمامى مردم جوياى تفاهم، برانگيخت. از اتريش گرفته تا كاستاريكا و مصر و مالى و كره و بسيارى كشورهاى ديگر، دولت ها و جوامع مدنى براى پيشبرد اين گفت وگو و رساندن پيام آن به هر فرهنگ و هر قاره به سازمان ملل متحد پيوسته اند. «گروه شخصيت هاى برجسته» سهم بسزايى در اين امر داشته است و من به سبب خدماتشان به بشريت و سازمان ملل، به آنها تبريك مى گويم. گفت و گوى تمدن ها با اين فرض استوار نيست كه ما در مقام نوع بشر همگى با هم يكسانيم، يا هميشه با هم توافق داريم، بلكه بر شناخت اين واقعيت مبتنى است كه ما مظهر تكثر فرهنگ ها هستيم و اعتقادات ما بازتاب اين تكثر است. اين ايده كه تنها يك ملت حقيقت را در اختيار دارد يا نابسامانى هاى دنيا تنها يك پاسخ دارد، يا تنها يك راه حل براى نيازهاى بشر وجود دارد در طول تاريخ به آسيب هاى فراوانى منجر شده است. تنها كافى است به تركيب اين مجمع بزرگ نظرى بيفكنيم تا - اين واقعيت آشكار و غيرقابل انكار را- دريابيم كه فرهنگ هاى بسيار، اعتقادات بسيار و روش هاى فراوانى براى زندگى وجود دارد. درست زمانى كه اين تكثر هويت ها در محاصره قرار مى گيرد، زمانى كه يك روش زندگى انكار مى شود، زمانى كه آزادى بنيادى براى زندگى كردن چنان كه خود برمى گزينيم به مخاطره مى افتد، در گيرى و خشونت و رنج اجتناب ناپذير مى شود. گفت و گوى تمدن ها، در اين معنا، نوعى بيان اميد و آرزو نيست، بلكه بازتابى از جهان است؛ آن چنان كه هست. تكثر پايه و مبناى گفت وگوى تمدن هاست، واقعيتى است كه گفت وگو را ضرورى مى سازد. ما هيچ گاه مانند امروز درنيافته بوديم كه هر قدر هم با يكديگر متفاوت باشيم، به طور كامل انسانيم و كاملاً سزاوار حرمت و احترامى هستيم كه براى انسانيت مشترك ما ضرورت دارد. ما اين حقيقت را به رسميت مى شناسيم كه ما برآيند فرهنگ ها و سنت هاى فراوانى هستيم؛ كه روادارى امكان مى دهد فرهنگ هاى ديگر را بررسى كنيم و از آنها بياموزيم كه قدرت ما در تركيب آشنا و بيگانه نهفته است كه آنان كه تكثر را تهديدبه شمار مى آورند بهترين جنبه بشرى را از خود و جوامع شان دريغ مى كنند. همه ما حق داريم به آيين يا ميراث خاص خويش بباليم، ولى اين تصوركه آنچه به ما تعلق دارد ضرورتاً با آنچه به ديگران تعلق دارد در تعارض قرار مى گيرد، هم نادرست و هم خطرناك است. برخلاف آنچه برخى پيشنهاد مى كنند، ما مى توانيم به آنچه هستيم عشق بورزيم، بى آن كه از آنچه نيستيم تنفر داشته باشيم. البته غالباً مسائل خيلى واقعى و عميق در زمينه خود مختارى و امنيت و احترام در روابط ميان مردم به وجود مى آيد. كلمات به تنهايى قادر نيست اين مسائل را حل كند ولى گفت وگويى كه از گفتار و كردار تشكيل شده باشد - به عبارت ديگر كردارى دوسويه مبتنى بر احترام و فهم واقعى نارضايتى هاى طرف مقابل - مى تواند منازعه ها را فروبنشاند و از درگيرى ها جلوگيرى كند. نمى خواهم بگويم كه اين گفت وگو آسان خواهد بود ولى ما نبايد اجازه دهيم دشوارى هايى كه با آن ها روبرو مى شويم ما را از ادامه گفت وگو باز دارند. اطمينان دارم كه اين گفت وگو مى تواند در زندگى مردان و زنان معمولى سرتاسر دنيا تغييرى واقعى ايجاد كند. همين نكته، نهايتاً معيارى است كه مى توان گفت وگو را به كمك آن سنجيد؛ يعنى توانايى آن در تسكين بخشيدن رنج هاى نسل هاى آينده و حمايت از حقوق اساسى بشرى آنان. گفت وگوى تمدن ها هدف و نويدى فراتر از چالش هايى را كه امروز با آنها روبرو هستيم در بر دارد. چنين گفت وگويى در تمام طول تاريخ به تفاهم و توافق انجاميده است و در دنيايى كه باز هم كوچك تر و به هم وابسته تر شده است، مى تواند نتايجى حتى پربارتر در پى داشته باشد. اين گفت وگو مى تواند هر كوششى در راه صلح و هر تلاشى براى فرونشاندن در گيرى هاى درون و ميان ملت ها را پشتيبانى كند و استمرار بخشد. * دبير كل سازمان ملل متحد
|