سه شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۴ -
Tue, Aug 2, 2005
اجتماعى ۲
شماره ۳۲۰۹
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
صفحه اول
سياسى ۱
سياسى ۲
سياسى ۳
سياسى ۴
سياسى ۵
سياسى ۶
انديشه ۲
سياسى ۷
ديپلماسى ۱
ديپلماسى ۲
انديشه ۳
روزشمار ۱
روزشمار ۲
ديپلماسى ۳
سياسى ۱۰
سياسى ۹
سياسى ۸
انديشه ۴
انديشه ۵
اقتصادى ۱
اقتصادى ۲
انديشه ۶
فرهنگى
اجتماعى ۱
اجتماعى ۲
صفحه آخر
آرشيو
خاطراتى از آموزگار بزرگ ادب و شكيبايى
يادداشت
خاطراتى از آموزگار بزرگ ادب و شكيبايى
سنت شكنى در
تشريفات رئيس جمهور
000132.jpg
گفت وگو با مجيد رويين تن
«خاتمى را خوب مى شناسد» از اويل دهه ۶۰ همچنان به عنوان مشاور رئيس جمهور، در كنار او نظاره گر سپرى شدن آخرين روزهاى رياست جمهورى اوست. مجيد رويين تن قبل از حضور خاتمى در وزارت ارشاد در امور بين الملل اين وزارتخانه حضور داشته، پس از آمدن او مديرخانه فرهنگ پاكستان شد؛ مرحوم كيومرث صابرى در پاكستان با كار او آشنا شده و با خاتمى صحبت كرده بود تا مدير كل نهادهاى فرهنگى در خارج از كشور شود، مى گويد كه بعد از استعفاى خاتمى و آمدن تيم ديگر در وزارت ارشاد، با حفظ اصول در وزارت ارشاد مانده و هنگامى كه خاتمى كانديداى رياست جمهورى مى شود، او و نزديكانش، همفكران خاتمى را در ساختمان «به آفرين» كه بعدها ستاد انتخاباتى او شد گردهم آوردند و هسته اوليه ستاد نقش مى گيرد. «جلسه اى در حسينيه جماران داشتيم و خاتمى در ناباورى اطرافيان پذيرفت كه كانديدا شود. نظر اين بود كه حتى اگر تعداد كمى رأى هم بياورند يك جناح فكرى مى توانند رأى خود را به منصه ظهور برساند.» بعد از انتخاب خاتمى با كمى تأخير، در حوزه معاونت مراسم ارتباط نزديك ترى با خاتمى داشت، برنامه ها و سفرهاى داخلى را برنامه ريزى مى كرد و بسيار با او در ارتباط بود و از نزديك ويژگى هاى اخلاقى خاتمى را در كسوت رياست جمهورى لمس مى كند.
خاتمى ممكن است هر راستى را نگويد ولى هرگز دروغ نمى گويد
رويين تن مى گويد: آقاى خاتمى عهد كرده بود كه به مردم دروغ نگويد و هرگز هم دروغ نگفت و نمى گويد. ممكن بود كه بنا به مصالح، همه راست ها را نگفته باشد ولى به عهدش وفا كرد و هيچ دروغى نگفت. وى ادامه مى دهد: رئيس جمهور فرصت نمى دهد در حضورش از فرد سومى صحبت كرد، اگر احساس كنند كه نقد فرد سوم وجود داشته باشد، راه را بر صحبت مى بندد و اين بر تمام اطرافيانش اثر مثبت اخلاقى گذاشت.
* سنت شكنى در تشريفات رئيس جمهور
معاونت سابق امور مراسم، تصريح مى كند: خاتمى اولين كارى كه كرد فرش قرمز را جمع كرد و نگذاشت زمان او براى رئيس جمهور فرش قرمز پهن كنند. او همچنين مراسم و رژه را در سفرهاى استانى برداشت ولى در سفرهاى خارج از كشور به خاطر عرف پذيرفته شده بين المللى ناچار بود. وى سنت شكنى در تشريفات را از ديگر اقدامات خاتمى عنوان مى كند و ادامه مى دهد: سفرهاى داخلى آقاى خاتمى بى پيرايه برگزار مى شد، حتى هجوم و ناراحتى مردم در اثر ازدحام جمعيت او را عصبى مى كرد. علت اقبال مردم از آقاى خاتمى را در صداقتش مى داند.
واقعيت ها از ديد مردم پنهان نيست، هر چند كه درباره عملكرد آقاى خاتمى به خصوص از لحاظ اقتصادى سياه نمايى شده و دولت ايشان مظلوم واقع شده و رسانه ها آن طور كه بايد و شايد به دستاوردها نپرداختند اما اقبال مردم نسبت به آقاى خاتمى كم نبود و همچنان تا حالا كه پايان دوره است شاهد استقبال هاى خوبى در سفرها هستيم. در سفرها به خاطر هجوم جمعيت، تيم حفاظت رئيس جمهور مجبور بودند سخت گيرى كنند و گاه مردم ناراحت مى شدند و گلايه هاى خود را به رئيس جمهور منعكس مى كردند و اين بيش از هر چيزى او را عصبى مى كرد و هميشه تأكيد داشت كه مردم حداقل ممنوعيت را داشته باشند. در شهر بافت، استقبال مردمى از رئيس جمهور به حدى بود كه مردم پاترول حامل رئيس جمهور كه به دليل ضد گلوله بودن سنگين تر از حد معمول بود را بلند كردند و چرخ هاى اتومبيل چند تنى از روى زمين بلند شد و چون به دليل ازدحام جمعيت تيم خبرى از رئيس جمهور جا مانده بودند دوربينى نبود كه از اين صحنه عكس يا فيلم گرفته شود.
* اگر مسائل امنيتى اجازه مى داد خاتمى حاضر نبود در قالب هاى امنيتى رئيس جمهور بماند
مشاور رئيس جمهور مى گويد: اگر مسائل امنيتى اجازه مى داد، رئيس جمهور حاضر نبود در قالب هاى امنيتى رئيس جمهور بماند. گاه قالب هاى امنيتى او را عصبانى مى كرد و محافظانش را كنار مى زد. اگر مكانيزمى وجود داشت كه مى توانستند امنيت را به طريق نامحسوس داشته باشند به ميان مردم مى رفت و چنانچه هر جا كه مى شد اين را هم مى كرد. در استاديوم آزادى اولين برنامه شوراها، بدون پيش بينى ما به ميان مردم آمد.
روحيه آقاى خاتمى اساساً روحيه ديالوگ و گفت وگو است.
* مقيد به شنيدن حرف مردم
اين مشاور رئيس جمهور با بيان اينكه «نجابت رفتار خاتمى از حد رئيس جمهور بالاتر است» ادامه مى دهد، در سفرها بسيار مقيد بود كه قبل از او فرماندار و نماينده مجلس و... سخن بگويند و صحبت هاى آنان را بشنود. همچنين نسبت به توجه به خواست مردم و رعايت حال آنها بسيار مقيد بود، در اين حدود ۸ سال رياست جمهورى كمتر موردى بود كه به ايشان درخواست مكتوب و شفاهى داده شده و رئيس جمهور دستور پيگيرى نداده باشد و به هر حال در خواست ها پيگيرى شده و حرف مردم شنيده شده است.
* سعه صدر حتى در مقابل توهين ها
رويين تن يادآورى مى كند: گاه در هنگام سخنرانى آقاى خاتمى يك نفر بلند مى شد و توهينى نا حق به ايشان مى كرد؛ ما به عنوان همراهان ايشان عصبانى مى شديم اما ايشان با سعه صدر همان موقع پاسخ نمى دادند ولى مثلاً در سخنرانى بسيار منطقى پاسخ مى گفتند.
در روز صنعت يك نفر از صنعتگران بلند شد و به خاتمى گفت: چه نشسته ايد كه دختران ما را در دبى حراج مى كنند، اين حرف از پايه بى اساس بود و سخنران مورد استهزاى ديگران قرار گرفت و آقاى خاتمى بسيار ناراحت شد اما در سخنرانى خود بسيار ملايم گفتند كه سياه نمايى نكنيد.
سربازى قصد ترور ايشان را داشت كه موفق نشد اما ايشان او را بخشيدند. بسيارى از موارد مدعى العموم به نفع خاتمى به ميدان مى آمد اما او از حق خود مى گذشت و اينها در تاريخ خواهد ماند.
* سياه نمايى بيش از هر چيز او را عصبانى مى كرد
رويين تن به مواردى كه خاتمى را عصبانى ديده فكر مى كند و بعد از لحظه اى مى گويد: آقاى خاتمى را زياد عصبانى نديده ام و اگر عصبانيتى بود به خاطر نگرانى هايى بوده كه مردم در ديدارهايى كه با آنها داشت ابراز مى كردند و مثلاً تيم حفاظت از نزديك شدن مردم به او ممانعت مى كردند و يا كسى به او گلايه مى كرد كه به خاطر ديدن او آزار ديده است.
سياه نمايى بيش از هر چيزى او را ناراحت و عصبانى مى كرد. مثلاً در تريبون عمومى مثل مجلس يا نمازجمعه بعضاً انتقادهاى ناحقى از عملكرد ايشان مى شد و در واقع سياه نمايى صورت مى گرفت. درحالى كه عملكرد اقتصادى آقاى خاتمى بسيار قابل دفاع است و در كشورى كه با بحران آب مواجه است، بهره بردارى از ۵۰ سد جديد كار بزرگى است. دراصلاحات بسيار موفق عمل كرد و اكنون شاهديم كه شرايط فرهنگى، اجتماعى حتى سياسى بسيار بازتر از گذشته است. دوران ايشان باعث ماندگارى نهادهاى مدنى شد و در حد ضرورت به سمت جامعه دموكراتيك پيش رفتيم.
* خاتمى با برخوردهاى خود نشان داد سؤال خبرنگار اتهام نيست
وى با يادآورى ۱۶ آذر سال گذشته و حضور خاتمى در جمع دانشجويان در دانشگاه تهران عنوان مى دارد: رئيس دولت به دانشگاه مى رود و با همه مسائلى كه دانشگاه هميشه داشتند و نوعاً بعضى دانشجويان نقش اپوزيسيون را ايفا مى كردند، تمام انتقادها و توهين ها را به جان مى خرد، پاسخ منطقى مى دهد و هرگز پيگيرى نمى كند و اين نشان دهنده آستانه تحمل پذيرى آقاى خاتمى است حتى در كشورهاى غربى هم چنين نيست و بالاخره توهين به رئيس دولت در يك جايى پيگيرى مى شود و همين مشى آقاى خاتمى آستانه انتقادپذيرى را بالا برد. در يك دوره، يكى از مسؤولان مورد مؤاخذه خبرنگارى قرار گرفت و مسؤول به او گفت با اين حرف به من اتهام زدى و به عنوان يك مسؤول قضايى مى توانم بدهم محاكمه ات كنند، اما رفتار خاتمى نشان داد سؤال خبرنگار اتهام نيست. آقاى خاتمى حتى در مواردى كه به او توهين و انتقاد مى شد هم پاسخ منطقى مى داد يا اصلاً پاسخ نمى داد.
* مشورت و نظرخواهى از ويژگى هاى بارز خاتمى
رويين تن يكى از ويژگى هاى شخصيتى خاتمى را مشورت و نظرخواهى و در نهايت جمع بندى نظرات براى اتخاذ تصميم عنوان مى كند و ادامه مى دهد: به خصوص براى سخنرانى هايش ساعت ها وقت مى گذاشت و مشورت مى كرد و بعد سخنرانى مى كرد. مجموعه سخنرانى هاى ايشان اكنون جمع آورى شده و در دست است و با مراجعه به آنها مى توان شاهد بود كه در تمامى آنها به رعايت ضوابط سخنرانى پرداخته و مطالب به طور دقيق و با ذكر آمار و اطلاعات دقيق عنوان شده است. ادبيات سخنرانى هاى خاتمى مربوط به خود اوست و چيزى به او ديكته نمى شود. او اديب خوبى است و كتاب هايى كه نوشته دليلى بر اين امر است.
* خاتمى تأكيد بر اجراى قانون اساسى دارد
وى در ادامه با تأكيد بر اينكه خاتمى بر اجراى قانون اساسى مصر است، مى گويد: اگر در جايى احساس مى كرد كه قانون اساسى لوث شده است برخورد مى كرد. در مورد انتخابات مجلس هفتم تلاش بسيارى به همراه آقاى كروبى كرد كه ميزان رد صلاحيت ها به حداقل برسد. اما شوراى نگهبان نپذيرفت و حتى شاهد بوديم كه شوراى نگهبان در آن زمان به حرف مقام معظم رهبرى هم توجهى نكرد. ولى چون دولت بر اساس قانون اساسى وظيفه برگزارى انتخابات را دارد به برگزارى انتخابات پرداخت و در سخنرانى اخير خود هم دستگاه اجرايى انتخابات را به برگزارى انتخابات سالم تشويق كرد. مشاور رئيس جمهور مى گويد: به راحتى نمى توانيم جايگزينى براى آقاى خاتمى پيدا كنيم. همين الآن هم از جمله تنها كسانى كه به جرأت مى توان گفت مى تواند بيش از ۶۰ درصد رأى مردم را جلب كند خاتمى است.
او در پايان تأكيد مى كند: آقاى خاتمى اگر در اين هشت سال روشى غير از آنچه اعلام و اعمال كرد، اين هشت سال به سامان نمى رسيد، تمام سختى ها را به جان خريد و نگذاشت كشور به آشوب و بحران كشيده شود و معتقد بود اگر رئيس جمهور بخواهد در داخل نقش اپوزيسيون را بازى كند كشور با بحران مواجه مى شود. در مواردى كه در حوزه اختياراتش بود قوى عمل كرد و در جايى كه بايد تذكر قانون اساسى مى داد، اين كار را كرد.
گزارش و گفت وگو مريم آريايى ـ ايسنا
خاتمى خود را فدا كرد تا جامعه قهرمان شود
000084.jpg
محمدعلى ابطحى*
محمد على ابطحى از سال ۶۷ در سمت معاونت امور بين الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى همراه خاتمى بود و با كانديدا شدن خاتمى همراهى اش را در ستاد انتخاباتى با او حفظ كرد؛ بعد از پيروزى به عنوان رئيس دفتر رئيس جمهور انتخاب شد و «سخت ترين سال هاى خاتمى» را با او گذراند و اين همراهى برايش «سخت آموزنده» بود، پس از انتخاب دور دوم، معاون حقوقى و پارلمانى رئيس جمهور شد. پس از انتخابات مجلس هفتم و بعد از سه بار استعفا بالاخره، استعفايش مورد قبول رئيس جمهور قرار گرفت و اينك در روزهاى پايانى دوره ۸ ساله رياست جمهورى خاتمى، وى را به عنوان يك مشاور همراهى مى كند؛ با « دفترى از خاطرات» كه به گفته خود مكتوبى از كوله بار « جفاها»، «تحمل ها» است و در س هايى از آموزگار بزرگ ادب و شكيبايى كه اين آموزگار را در ايران و جهان ماندگار كرده است.
* اعتقاد مبنايى و فلسفى به حرمت انسان ها
خاتمى اعتقاد مبنايى و فلسفى به حرمت انسان دارد. احترام و اعتقاد درونى به حقوق فردى و اجتماعى انسان ها و نه بخاطر رعايت پروتكل كارى، از خصوصيات خاتمى است. اگر بخواهيم سابقه  اين اعتقاد عميق را بررسى كنيم، خواهيم ديد كه آقاى خاتمى مطالعه  عميق كتب مرجع درباره مسائل انسانى را به صورت پيوسته دنبال مى كرد و اين پشتوانه تئورى بخش عملى سال هايى شد كه در وزارت ارشاد مشغول به كار بود و به همين دليل باور همه جانبه فكرى و عملى براى ارتباط پيدا كردن با بخش انسانى مردم پيدا كرده بود. پس از آن هم چندين سال وزير ارشاد بود و مديريت اجرايى حوزه فرهنگ و هنر كه بسيار لطيف است و به همه چيز نگاه انسانى دارد موجب شد كه ريشه هاى چنين اعتقادى در ايشان تقويت شود، بعد از استعفا هم با تدريس در دانشگاه به اين روند تداوم داد. حساسيت هاى انسانى در حاكمان معمولاً تابعى از مصالح نظامى است كه در مصدر آن قرار مى گيرند؛ اما به دليل اينكه حرمت انسانى براى آقاى خاتمى به صورت باور درونى درآمده بود و به حقوق انسان ها و رعايت جنبه انسانى آنها اعتقاد داشت با اتكا به اين مبناى فكرى و پشتوانه اجرايى، مصالح نظام و مبانى حكومت را در تحقق خواسته هاى انسانى جامعه ايرانى مى ديد. درحالى كه در حاكمان توجه به پروتكل حكومتى به جاى رعايت جنبه هاى انسانى وجود دارد، آقاى خاتمى باور اجرايى و ذهنى به اين موضوع داشت. از سوى ديگر اعتبارى كه خاتمى براى ايران به عنوان رئيس جمهور در جامعه  جهانى ايجاد كرد بسيار مهم بود. البته جامعه  جهانى فقط حكومت ها نيستند؛ كمتر رهبرى است كه چنين كاريزمايى در جهان پيدا مى كند. ايجاد نوعى احترام براى رئيس جمهور ايران در بين مردم و روشنفكران دنيا موضوع مهمى است. البته رؤساى دولت هايى ممكن است كه به لحاظ موضوعات مختلف و يا حتى جنجالى بودن مورد توجه قرار گيرند، اما كسى رئيس جمهور ايران را به عنوان فردى صاحب انديشه و ايده نمى شناخت. در حالى كه در زمان آقاى خاتمى چنين اتفاقى افتاد. درست است كه صداى آقاى خاتمى زمانى به دنيا رسيد كه رئيس جمهور شد اما صدايى پذيرفته و مطلوب بود. آن هم در دوران بحرانى بعد از يازده سپتامبر كه وحشت بين المللى از مسلمانان بوجود آورده شد. آقاى خاتمى با ادبياتى با دنيا حرف زد كه در ذهن روشنفكران و اهل فرهنگ ادبيات آشنا بود و صاحب انديشه اى بود كه احساس مى كردند ايشان مكتبى دارد و افتخارش به ملت ايران باز مى گردد.دراين راستا طرح ايده  گفت وگوى تمدن ها نقطه آغازى براى مورد توجه قرار گرفتن خاتمى از سوى جامعه جهانى بود. شروع ماجرا با اعلام رسمى گفت وگوى تمدن ها و جدى گرفته شدن و پذيرفته شدن به صورت يك ايده و تفكر بود كه اين موضوع با يك طرح مقطعى كه مثلاً براى صلح بين دو كشور عنوان مى شود متفاوت است.
* جفاهايى كه به خاتمى شد
شعار و برنامه آقاى خاتمى توسعه سياسى بود اما برخوردهاى جفاكارانه  به خصوص از سوى بخشى از حاكميت كه روش خاتمى را نمى پسنديدند و تسليم رأى مردم در دوم خرداد نشدند در مقابل اين برنامه صورت گرفت كه بايد بررسى شود. جفاهاى زيادى به او شد؛ براى مثال راهپيمايى عليه مصاحبه اش با CNN و يا عليه سخنرانى او در دانشگاه كه چرا در ۲۵ محرم دانشجويان براى خاتمى سوت و كف زدند؛ در حاليكه در قبال توهين هايى كه در سراسر دنيا به مقدسات مى شود كمتر تظاهراتى به صورت خودجوش در كشور ما انجام شده ولى در بسيارى از نقاط دنيا غيرت دينى هميشه موجب چنين تظاهرات خودجوشى شده است. اگر آمارى از احضارها، محاكمه ها و دستگير شدگان بعد از دوم خرداد ۷۶ تهيه شود، خواهيم ديد كه اكثر چهره هاى سياسى، دانشگاهى و روحانى كه در پديد آوردن دوم خرداد نقش داشتند جزء آنان بودند و در واقع در مقابل هر چيزى كه به شعار توسعه سياسى برمى گشت گارد جدى گرفته  شد.مردم در دوم خرداد ۷۶ بسيار زحمت كشيدند، اما بخش قدرتمند حكومت و گروه هاى تحت حمايت جفاهاى تاريخى عليه خاتمى انجام دادند كه اگر در تاريخ كسى اين ها را بررسى و ليست كند تعجب مى كند كه چرا آقاى خاتمى حتى از لحاظ فيزيكى اتفاقى برايش نيفتاده است.
اين جفاها در شهرستانها بيشتر بوده است و نمى توان پذيرفت كه در اين حوزه ها چنين جفاهايى انجام شود. ملت ايران از چنين مكانيزم هايى نگران هستند كه كسانى قبل از دوم خرداد ۷۶ قدرت زيادى داشتند و از همه قدرت به صورت مشروع و نامشروع براى نيامدن آقاى خاتمى استفاده كردند و بعد از آن هم قدرت آن ها اضافه شد و به مقابله جدى تر با آقاى خاتمى كه منتخب مردم بود، پرداختند و امروز هم طلبكارانه از اينكه آقاى خاتمى موفق نشده حرف مى زنند و قصد ندارند كه روزى فضايى باز كنند تا اين مسائل مطرح شود. حتى در انتخابات هشتم رياست جمهورى كه چهار سال از رياست جمهورى آقاى خاتمى مى گذشت و پايه هاى اقتدارش محكم تر شده بود باز هم شاهد چنين مقاومت هايى بوديم كه دستگيرى ملى - مذهبى ها و شايعه اعدام سحابى از اين جمله بود. روز سه شنبه  هفته اى كه قرار بود آقاى خاتمى جمعه اش براى ثبت نام به وزارت كشور مراجعه كنند؛ من با يكى از مقامات عالى رتبه قضايى مذاكره مفصلى داشتم تا دو سه روزنامه اى كه حداقل مى توانستند خبر حضور آقاى خاتمى را درج كنند، توقيف نكنند. زيرا قصد توقيف آن ها را داشتند و اين مذاكره  تلخ براى اين بود كه توقيف را يك مرحله به عقب بيندازند. در واقع ما از همه ابزارهاى قدرت استفاده كرديم و مذاكراتى از سوى من و آقايان كروبى و مسجد جامعى انجام شد كه حداقل در روز ثبت نام آقاى خاتمى آن چند روزنامه   توقيف نشده باشد و به اطلاع مردم برساند كه خاتمى رئيس جمهور دوباره كانديدا شده است. بااين حال ،برخورد با روزنامه ها و حتى دروغ بستن و اهانت  به شخص رئيس جمهور هيچ گاه از سوى آقاى خاتمى پيگيرى نشد. قبل از آقاى خاتمى شاهد بوديم كه عده اى از نويسندگان كه صرفاً نامه اى به رئيس جمهور وقت نوشته بودند، چه بلايى به سرشان آمد؛ اما امروز به راحتى نقدها، توهين، دروغ، فحاشى و اهانت به رئيس جمهور عنوان مى شود و همه مى دانند كه بى خطرترين نوع اهانت، اهانت به خاتمى است.
* خاتمى خود را فدا كرد تا جامعه قهرمان شود
دو خواسته پارادوكسيكال از سوى مخالفان آقاى خاتمى مطرح بود؛ اول اينكه چرا آقاى خاتمى حرف هايش را نمى زند؟ دوم اينكه چرا با اقتدار عمل نمى كند؟ اين پارادوكس بود. از سويى جريان هاى مقابل از رفتارهاى كارشكنانه  كوتاه نمى آمدند و نمونه روشن آن را در برخورد با لوايح دوگانه شاهد بوديم؛ در حاليكه استدلال هاى زيادى را براى لايحه اختيارات طرح كرديم و از سخنان آقاى ميرسليم در زمان رياست جمهورى آيت الله خامنه اى كه مجدداً اين لايحه را به مجلس برده بود استدلال كرديم و بعد از همه استدلال ها و فضاسازى ها كه حتى مستندترين جملات را از رهبرى با هيأت نظارت بر قانون اساسى ارائه داديم، جواب شوراى نگهبان اين بود كه رئيس جمهور مى تواند تذكر قانون اساسى به وزارتخانه ها بدهد آن هم وزارتخانه هايى كه در قانون اساسى براى آن ها وظيفه مشخصى اعلام نشده است و اين يك تفسير تاريخى بود و شاهد بوديم كه رئيس قوه قضاييه در مقابل تمام تذكرات آقاى خاتمى رسما ًمكاتبه كردند و گفتند كه شما فقط مى توانيد در قوه مربوط به خودتان تذكر دهيد و پيشنهاد درخواست براى تفسير قانون اساسى را دادند كه ما اين كار را نكرديم چون تفسيرى كه شوراى نگهبان پس از آن ارائه داد را پيش بينى مى كرديم. قوه قضاييه رأساً اقدام به درخواست براى تفسير كرد و اين جواب را گرفت. مقاومت ساختارى در برابر آقاى خاتمى وجود داشت و اگر دفتر اسناد رئيس جمهور روزى منتشر شود كه چنين خواهد شد، حجم بالايى از مكاتبات مربوط به همين ظلم هاى سياسى است كه به افراد مختلف روا مى شد و معمولاً با جواب سر بالا برمى گشت و اگر هر روز اين موارد به مردم اعلام مى شد، حتى از لحاظ ظاهرى هم درست نبود كه مردم شاهد باشند در مقابل خواسته هاى رئيس جمهورى كه انتخاب كرده اند هر روز كسى مى ايستد و به او جواب سربالا مى دهد. با اين كار همين ذره اى اميد مردم هم از بين مى رفت. از سويى با اين شرايط مواجه بوديم و از سويى مى خواستيم اقتدار دولت را حفظ كنيم. از واقعيت تلخ دوران رياست جمهورى آقاى خاتمى اين بود كه اگر عنوان مى كرد آن طرف قصد كوتاه آمدن ندارد فشارها بيشتر مى شد و توقع از گفتن ها، نيز شورش اجتماعى ايجاد مى كرد كه نه رئيس جمهور نظرش اين بود و نه حتى به نفع جامعه بود؛ بنابراين مى بايست همه را به درون خود بريزد و به لانگ شات جامعه اى فكر كند كه به سمت اصلاحات نهادينه پيش مى رود و با اين تفكر بايد خود را فدا مى كرد تا جامعه قهرمان شود. بزرگ ترين ايثار تاريخى خاتمى را قربانى شدن خود براى قهرمان شدن جامعه است. در حالى كه بسيارى چنين نكردند و سعى كردند خود قهرمان شوند نه جامعه و اين كاملاً براى آقاى خاتمى پيش بينى شده و انتخابى بود. حتى زمانى كه براى ثبت نام دومين دوره انتخابات رياست جمهورى اش در وزارت كشور حاضر شد، با اشك عنوان كرد كه آبروى خود را خواهد گذاشت و با اين انتخاب وارد صحنه شد تا جامعه قهرمان شود.
* رئيس دفتر سابق خاتمى، معاون سابق حقوقى
و امور مجلس رياست جمهورى
يادداشت
پاسخگويى در دولت خاتمى
000081.jpg
زهرا ابراهيمى
لازمه حكومت دارى نوين و مقابله با هرنوع فساد، توجه ويژه و خاص به امر اطلاع رسانى و فراهم كردن زمينه آزادى بيان و اقناع افكارعمومى است، دولت خاتمى كه روزهاى پايانى عمر خود را سپرى مى كند تلاش كرد تا به لوازم و ابزار حكومت دارى نوين و سالم مجهز شود.
هشت سال حضور خاتمى در دولت و همپيمانان او درمجلس ششم، دوران بهار كار خبرى و رونق مطبوعات بود، اگر بسيارى از روزنامه ها دراين دوران بسته شدند و روزنامه نگاران زيادى شغل خود را از دست داده و يا بافشارهاى سياسى و قضايى روبه رو شدند اما همان تعداد روزنامه ها و روزنامه نگاران باقيمانده در صحنه، طراوت و تازگى اخبار، گزارش ها و تحليل هاى روز را حفظ كردند.
يكى ازدلايل زنده بودن اطلاع رسانى نوشتارى دراين هشت سال، حضور دولت خاتمى در صف مقدم نقدنويسى و حفظ آزاديهاى مطبوعات بود. خبرنگاران حوزه دولت هيچگاه احساس نكردند كه وقتى براى كار خبرى به اين حوزه آن نيست كه خبرنگاران حوزه دولت اصلاً خودسانسورى نكرده و قطعاً بسيارى از سؤالات خود را مطرح كرده اند، خير، خبرنگاران كه در كنار شخص خاتمى به عنوان رئيس جمهور و همه اعضاى كابينه او احساس مصونيت كرده و به خود اجازه مى دادند بسيارى از سؤالات را بپرسند اما اين احساس مصونيت، مطلق نبود زيرا اگر خاتمى و دولتش حرفى براى طرح سؤالات نداشتند حوزه هاى ديگر حاضر نبودند مصونيت خبرنگاران را به رسميت بشناسند.
دولت خاتمى از منظر نگاه خبرنگارى من داراى چند ويژگى مثبت و منفى بود، مهمترين ويژگى هاى مثبت اين دولت را تحمل، مدارا و نقدپذيرى آن مى دانم. اين ويژگيها باعث شد كه درطى هشت سال ارتباط نزديك خبرنگاران با رئيس جمهور و اعضاى كابينه رابطه اى بسيار صميمى و دلسوزانه بين آنها حاكم شود، حاكم بودن صميميت بر روابط خبرنگاران و رئيس جمهور باعث مى شد كه خبرنگاران هيچگاه احساس فاصله بين خود و حاكمان نكنند و به قول معروف مجبور نباشند دائماً دست و پاى سؤالاتشان را جمع و جور كنند.
خاتمى پاسخگوترين دولت نظام جمهورى اسلامى را بنيان گذاشت. او كه از مردم بود و با رأى آنها به مسؤوليت رسيده بود درطى ۸ سال حضورش در دولت فراموش نكرد كه بايد گزارش عملكردش را به مردم بدهد.
اما دولت خاتمى در همه زمينه ها ازجمله اطلاع رسانى مظلوم بود. دولت خاتمى زمينه ساز تحول كار مطبوعاتى و اطلاع رسانى بود اما از همراهى مهمترين دستگاه اطلاع رسانى كشور محروم بود. به همين دليل صداى (مظلوميت) او را عمدتاً مردم شهرها و روزنامه خوانها شنيدند و نه مردم روستاها و شهرهاى كوچك و محروم كه آشنايى و دسترسى زيادى به نشريات و مطبوعات نداشتند.
خاتمى علاوه بر تعيين يك سخنگو براى دولت خود، برنامه اى هم براى خود، وزيران و معاونانش ترتيب داد تا آنها هم سهم خود را در پاسخگويى عملكردشان داشته باشند.
خاتمى سخنگويى براى دولتش گذاشت كه ويژگيهاى بارز يك سخنگوى موفق را درخودداشت. اما هميشه ناچار بود به خاطر يك هفته اطلاع رسانى عملكرد دولت آن هم براى تعداد محدود مطبوعات با تيراژ حداقلى، هفته ها سكوت كند تا فشارهاى ناشى از سخنگويى اش را كاهش دهد.
اين سكوت در ماههاى پايانى دوره خاتمى آنقدر به درازا كشيده شد كه بعيد است كه ديگر سخنگوى دولت فرصت سخنگويى پيداكند.
خاتمى در سال پايانى كار خود درجمع دانشجويان با شديدترين و حتى توهين آميزترين كلمات، عبارات و حركات مواجه شد ولى صبر از كف نداد و اجازه داد تا جوانان پرشور دانشگاهها هرچه دل تنگشان مى خواهد بگويند و تابوى موقعيت و مقام رياست جمهورى شكسته شود و دراين تابو شكستن او مظلوم وار شكسته شد.
و اما نقطه منفى عملكرد خاتمى را درعدم اعتماد او به مردم مى بينم، اصلاح طلبانى كه با انتخابات رياست جمهورى نهم و پس از پايان كار دولت خاتمى كلاً از صحنه مسؤوليت و حاكميت خارج مى شوند نيز بر عدم تكيه خاتمى به مردم در زمانى كه شور و اشتياق زيادى براى همراهى با دولتش داشتند گلايه دارند. البته شايد براى سيدمحمدخاتمى پذيرش نقد عدم اعتماد به مردم سنگين و غيرقابل قبول باشد. اما شايد هم بتوان به جاى كلمات «اعتمادبه مردم»، كلمات ديگرى جايگزين كرد تا بتوان به آنچه كه در ذهن خاتمى براى ازدست دادن تدريجى پشتوانه مردمى اش وجوددارد نزديك شد، خاتمى در مورد مردم قيم مآبانه فكر كرد.
به عبارت ديگر با وجود عطش و اشتياق مردم به حمايت از رئيس جمهورى كه برگزيده بودند، او ترجيح داد كه حامى مردم و سپر بلاى آنها باشد و لذا همه جا به جاى مردم تصميم گرفت و اجرا كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |