سه شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۴ -
Tue, Aug 2, 2005
روزشمار ۱
شماره ۳۲۰۹
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
صفحه اول
سياسى ۱
سياسى ۲
سياسى ۳
سياسى ۴
سياسى ۵
سياسى ۶
انديشه ۲
سياسى ۷
ديپلماسى ۱
ديپلماسى ۲
انديشه ۳
روزشمار ۱
روزشمار ۲
ديپلماسى ۳
سياسى ۱۰
سياسى ۹
سياسى ۸
انديشه ۴
انديشه ۵
اقتصادى ۱
اقتصادى ۲
انديشه ۶
فرهنگى
اجتماعى ۱
اجتماعى ۲
صفحه آخر
آرشيو
از دوم خرداد۷۶ تا ۱۲مرداد۸۴ با دولت خاتمى
آن ۳۰۰۰روز تاريخى
حسن كرمى
000048.jpg
از حدود ۳۰۰۰روز پيش كه احتمال پيروزى سيد محمد خاتمى در انتخابات خرداد۷۶ بر رقباى خود بيشتر و بيشتر مى شد تا به امروز، حوادث و رخدادهاى بسيارى را پشت سر گذاشته ايم. حوادث طبيعى چون سيل و خشكسالى و زلزله و بحرانهايى كه غيرطبيعى بوده و يا آفريده شدند. در اين نوشته تفكيك حوادث و رخدادها و يا تحليل آنها هدف ما نيست بلكه رخدادهايى كه اتفاق افتاده را چه تلخ، چه شيرين، به ترتيب تاريخ يادآورى مى كنيم تا به ياد آوريم چه مسيرى را طى كرده ايم و در كجا قرار داريم.
> سال اول (خرداد۷۶ تا خرداد۷۷)
مرورى بر آنچه هشت سال پيش در چنين روزهايى رخ داد، نشان مى دهد ارديبهشت۷۶ اوج حملاتى بودكه قبل از دوم خرداد عليه سيدمحمد خاتمى طراحى و برنامه ريزى شده بود. تبليغات يك طرفه صدا و سيما، حملات گروههاى فشار به جلسات انتخاباتى آقاى خاتمى، درج توهين و اتهام به سيدمحمد خاتمى در نشريات، راه اندازى كارناوال شادى در عصر عاشورا ... از جمله اقدامات تخريبى و غيراخلاقى بود كه توسط مخالفين انجام گرفت. اما با تمام اين سنگ اندازيها و بازى درآوردنها، مردم حماسه آفريدند و از ۲۹ميليون رأى، ۲۰ ميليون به نام سيد مظلوم ثبت شد. حتى بخشى از مردم كه به سيد رأى نداده بودند از اين حماسه لذت بردند. فعالان سياسى اردوگاه چپ آماده مى شدند تا براى آبادانى و سرافرازى ميهن اسلامى و مردم خوب آن، به يارى رئيس جمهور جديد بشتابند. برخى نيز مشغول تحليل نتيجه انتخاباتى بودندكه همه را مات كرده بود. تا چندروز پيش از انتخابات خوشبين ترين افراد سياسى، گمانشان اين بود كه با تفاوتى جزئى، رقابت بين دورقيب اصلى (ناطق نورى و محمد خاتمى) به دور دوم كشيده مى شود برخى نيز در اين مورد شرط بندى كردند اما با اعلام نتيجه انتخابات همانها نخستين افرادى بودند كه از اين حماسه شوكه شدند. از اولين ساعات بامداد روز سوم خرداد خبرهاى خوشى از شهرستانها مى رسيد. ساعت ۸صبح خبر راديو از شمارش ۸‎/۵ميليون رأى خبر داد كه بيش از ۶ميليون آن مربوط به خاتمى بود. چند ساعت بعد ناطق نورى در پيامى كه از بخش خبرى ساعت۱۴ صدا و سيما پخش شد انتخاب سيد محمد خاتمى را تبريك گفت و پس از آن سيل پيامهاى تبريك سرازير شد. حالا ديگر مثل چندروز پيش نبود كه صدا و سيما از بردن نام محمد خاتمى طفره مى رفت، كم و بيش نام او كه حالا رئيس جمهور منتخب لقب گرفته بود، برده مى شد و گاهى نيز عكسى از وى به نمايش درمى آمد.
گزينش كابينه آغاز شد، انواع پيشنهادات ارائه مى شد و نهايتاً اعضاى كابينه پس از مدتها بررسى و ملاحظات خاص، به مجلس پنجم كه اكثريت آن را جناح راست تشكيل مى داد، معرفى شدند. همه وزرا رأى اعتماد گرفتند، گرچه عبدالله نورى و عطاءالله مهاجرانى كمترين رأى اعتماد را از مجلس پنجم گرفتند و بعدها توسط همين مجلس استيضاح و نهايتاً مجبور به ترك كابينه شدند.
حوادث ماههاى اوليه نشان داد دولت جديد با بحرانهاى بسيارى رو به رو خواهد بود. دستگيرى شهرداران مناطق تهران، انتقادات آقايان منتظرى و آذرى قمى و حوادث متعاقب آن، حمله گروه فشار به برخى سينماها و روزنامه ها، حمله به مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان در تهران و تبريز، حمله گروه فشار به مدرسه علميه صدر بازار اصفهان، حمله به تجمع تحكيم وحدت، تهديد خبرنگار سلام توسط رئيس قوه قضاييه به دنبال طرح پرسش وى درباره شكنجه شهرداران تهران در دوران بازداشت و برخى دستگيرى  ها از جمله دستگيرى اكبر گنجى (در سال۷۶) و دهها رخداد ديگر اتفاقاتى بودند كه در ماههاى اوليه شروع به كار دولت جديد رخ داد. با اين حال رخدادهاى خوشى نيز پشت سر گذاشتيم. برگزارى كنفرانس سران كشورهاى اسلامى كه مهمترين كنفرانس بين المللى پس از انقلاب در ايران بود از طرفى و گفت وگوى رئيس جمهور با شبكه «سى.ان.ان» از سويى و همچنين پيروزى معجزه آساى تيم ملى فوتبال ايران در مقابل تيم فوتبال استراليا و راهيابى به جام جهانى،۱۹۹۸ تا مدتها ايران را در صدر اخبار و رسانه هاى جهان قرار داد و در عين حال آغازى بود براى معرفى سياست خارجى دولت جديد تحت عنوان «تنش زدايى».
انتقادات شديد جناح راست نسبت به تغيير يا تعويض برخى استانداران و فرمانداران كه نتيجه منطقى انتخابات بود و حرف و حديثهاى مربوط به دستگيرى شهرداران، از جمله موضوعاتى بودند كه به سال۷۷ منتقل شدند . اولين روز پس از تعطيلات نوروز،۷۷ كرباسچى شهردار تهران دستگير و بازداشت شد. اگرچه اين بازداشت طولانى نشد و پس از يازده روز به دنبال نامه رئيس جمهور به مقام رهبرى كه در آن خبر از بحرانى در مديران دولتى مى داد، كرباسچى آزاد شد ولى قضاياى دستگيرى و محاكمه كرباسچى تا مدتها نه تنها نقل محافل سياسى و مطبوعاتى، بلكه ماجرايى جالب براى عموم مردم شده بود به طورى كه نمايش محاكمه علنى شهردار تهران از تلويزيون كه به «سريال كرباسچى» مشهور شده بود، مردم را تا پاسى از شب مشغول مى كرد. به سالگرد دوم خرداد نزديك مى شديم تا دوم خرداد چند حمله گروه فشار به برخى محافل و احضار احمد بورقانى، معاون مطبوعاتى وزارت ارشاد، به دادگاه مطبوعات پشت سر گذاشته شد. حملات جناح راست به عبدالله نورى هم به اوج خود رسيده بود و بحث استيضاح او مطرح شده بود. بالاخره دوم خرداد فرا رسيد. دفتر تحكيم وحدت به مناسبت اولين سالگرد حماسه دوم خرداد مراسمى را تدارك ديده بود.
> سال دوم (خرداد۷۷ تا خرداد۷۸)
دوم خرداد۷۷ مصادف بود با ۲۵محرم كه بنا به روايتى با شهادت امام سجاد (ع) مصادف است. يك سال پس از آن حماسه تاريخى، رئيس جمهور به ميان دانشجويان آمده بود. چرا كه دانشجويان در خلق حماسه دوم خرداد سهم به سزايى داشتند. جوانان پرشور دانشجو با ذوق و شوقى خاص رئيس جمهور محبوبشان را تشويق مى كردند و با كف زدن و گاهى هم سوت، سخنان وى را تشويق مى كردند. در اعتراض به كف و سوت زدن دانشجويان، جمعى از طلاب و روحانيون كفن  پوش در قم و مشهد راهپيمايى كردند و انتقادات بسيارى در اين زمينه انجام گرفت. آيت الله خزعلى در يك سخنرانى گفت: «در مراسم دوم خرداد سيلى به صورت اسلام خورد... رئيس جمهور بايد در يك جمع عام به اين اشتباه خود اعتراف كند و صاف بگويد اشتباه كردم». اين اعتراضات تا ماهها بعد هم كم وبيش ادامه داشت، تا جايى كه وقتى برخى از حجاج ايرانى و خارجى به هنگام تحويل سال سوت و كف زدند، گفته شد «اگر جلوى دست زدن گرفته مى شد به كعبه نمى رسيد». پس از اين ماجرا در حالى كه مردم پيروزى تيم ملى فوتبال را در مقابل تيم آمريكا جشن مى گرفتند، عبدالله نورى وزير كشور دولت ۹ماهه خاتمى، استيضاح شد. همان روزها بود كه روزنامه جامعه كه خود را اولين روزنامه جامعه مدنى معرفى كرده بود، توقيف اولين روزنامه پس از دوم خرداد را نيز به نام خود ثبت كرد. پس از آن بود كه در طول سال۷۷ نشريات آدينه، راه نو، توانا، جامعه سالم، شلمچه، خانه و روزنامه توس هم تعطيل شدند. حملات گروه فشار به برخى تجمعات همچنان ادامه داشت. اما پرسر و صداترين حمله گروه فشار در نيمه اول سال۷۷ مربوط است به ضرب و شتم مهاجرانى، وزير ارشاد و عبدالله نورى معاون رئيس جمهورى كه در مراسم تشييع شهدا و پس از نماز جمعه تهران رخ داد.
انتقادات از سياستهاى داخلى دولت ادامه داشت كه هجوم گروه طالبان به مزارشريف و شهادت جمعى از كاركنان وزارت خارجه وخبرنگار خبرگزارى بهانه خوبى شد براى حمله منتقدان به سياست خارجى دولت يكساله خاتمى. مدتى هم محور اصلى انتقادات به دولت سيدمحمد خاتمى را اين موضوع تشكيل مى داد. تا دعواى انتخاباتى سومين دوره مجلس خبرگان رهبرى شروع شد. اين دوره همچون دور دوم در سال۶۹ كشمكشى طولانى را بين دوجناح پديد آورد و سرانجام با پيروزى جناح راست كه رقيب چندانى در برابر نداشت پايان يافت.
آغاز ماه سوم پاييز۷۷ با حادثه اى همراه بود كه بعدها به پرونده قتل هاى زنجيره اى معروف شد. داريوش فروهر و همسرش در منزل مسكونى شان به طرز فجيعى كشته شدند. چند روزى از اين ماجرا نگذشته بود كه محمد مختارى و پس از او محمد جعفر پوينده ابتدا ناپديد و پس از چندروز جنازه شان پيدا شد. از طرف رئيس جمهور كميته اى براى پيگيرى اين مسأله تشكيل شد كه نهايتاً به صدور اطلاعيه مهم وزارت اطلاعات منجر شد. در همان روز رازينى رئيس كل دادگسترى تهران ترور شد. (بعدها اعلام شد عاملين اين ترور گروهى به نام مهدويت بوده اند) چندروز پس از اطلاعيه وزارت اطلاعات كه از دست داشتن تعدادى از نيروهاى خودسر آن وزارتخانه در قتلها خبر مى داد، روح الله حسينيان ابتدا در كيهان و سپس در برنامه «چراغ» از شبكه اول سيما حاضر شد. مقتولان را ناصبى و عاملان قتلها را از هواداران خاتمى و دوم خرداد معرفى كرد. با همه اينها وزير اطلاعات استعفا داد و پرونده قتلها به سازمان قضايى نيروهاى مسلح سپرده شد.
اگرچه سفر موفقيت آميز رئيس جمهور به ايتاليا كه اولين سفر يك رئيس جمهور ايران به اروپاى غربى محسوب مى شد و برگزارى اولين انتخابات شوراهاى شهر و روستا كه با پيروزى هواداران سيدمحمد خاتمى همراه بود از جمله رخدادهاى خوب ماههاى پايانى سال۷۷ بودند ولى نيمه دوم اين سال پر از درگيرى و تشنج و تنش بود. حمله به دفتر انجمن اسلامى دانشگاه شهيد چمران، حمله به مراسم سخنرانى عبدالله نورى در دانشگاه تهران، درگيرى در دانشگاه علم و صنعت، ممانعت از سخنرانى محتشمى، مشاور رئيس جمهورى در مشهد، به آتش كشيدن انجمن اسلامى دانشگاه سبزوار، درگيرى در مراسم چهلم مختارى و پوينده، حمله به ستاد انتخاباتى جبهه مشاركت و كارگزاران قبل از انتخابات شوراها، به خشونت كشيده شدن همايش ائتلاف جبهه دوم خرداد دركرج، حمله به سخنرانى اعظم طالقانى، ضرب و شتم گروهى از دانشجويان دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتى اصفهان، تشنج در جلسه سخنرانى عباس عبدى در مسجد مهديه قم، ضرب و شتم سيد هادى خامنه اى، مشاور رئيس جمهورى در مسجد مهديه قم، حمله به امام جمعه اصفهان و بر هم زدن نماز جمعه اين شهر و حمله به اتوبوس هيأت جهانگردى آمريكايى و ارعاب سرنشينان آن با شكستن شيشه هاى اتوبوس، از جمله مهمترين تنش هايى هستند كه در اين مقطع رخ داد. به همه اين حوادث كه مشكلاتى براى دولت نوپا بودند، سقوط شديد قيمت نفت و خشكسالى و بى آبى كشور را بايد اضافه كرد. با اين احوال دولت سرافرازانه وارد بيستمين ماه تصديش بر امور اجرايى شد.
با توقيف روزنامه زن در روزهاى نخست سال ۷۸ و انتقاد شديد از مطبوعات و وزارت ارشاد مى شد سالى پرماجرا را پيش بينى كرد. برخى خواستار اخراج مدير مسؤول روزنامه زن از مجلس بودند و برخى نيزعليه وى تظاهرات كردند و تومار نوشتند. در همين زمان فرمانده آشناى جبهه ها، تيمسار صياد شيرازى به دست منافقين به شهادت رسيد.
مخالفان اين موضوع را هم بهانه اى كردند براى شدت انتقاد به مطبوعات . مطالب مندرج در برخى مطبوعات را، زمينه ساز شهادت شهيد صياد شيرازى خواندند. انتقاد از مطبوعات و سياستهاى وزارت ارشاد منتهى به استيضاح وزير ارشاد در مجلس پنجم شد. در حاليكه اكثريت مجلس پنجم با جناح مخالف همسو بودند، دفاع و سخنرانى منطقى دكتر مهاجرانى مخالفان را كاهش داد و با ۱۲۱ رأى موافق موفق به استيضاح مهاجرانى نشدند. اواخر سال دوم احكام حبس براى كديور و كرباسچى صادر شد. و اين دو راهى زندان شدند وآخرين روزهاى سال دوم هم سفر رئيس جمهور به كشورهاى سوريه وعربستان وقطر همراه شد و پس از اين سفر ومذاكرات و تفاهمات طرفين بود كه قيمت نفت رو به بهبودى گذاشت و به اين ترتيب سال دوم رياست جمهورى خاتمى به پايان رسيد.
> سال سوم (خرداد ۷۸ تا خرداد ۷۹)
شروع سال سوم با حادثه تشنج در تجمع دانشجويان در پارك لاله همراه بود. همين روز سخنرانى وزير ارشاد در تبريز با دخالت گروه فشار ناتمام ماند و مراسم گراميداشت دوم خرداد در اروميه هم با درگيرى به اتمام رسيد. اين حوادث و احضار مديران مسؤول سه روزنامه در روزهاى بعد نشان مى داد سالى پرحادثه در پيش روست. نمايندگان جناح اكثريت طرحى را براى اصلاح قانون مطبوعات ارائه دادند كه در آن محدوديت هايى براى مطبوعات در نظر گرفته شده بود. ارائه اين طرح، واكنش حقوقدانان، اصحاب مطبوعات و فعالان سياسى در اعتراض و حمايت از آن را به دنبال داشت. در همين ايام در حاليكه زمزمه خداحافظى رياست قوه قضاييه پس از ۱۰ سال رياست بر اين قوه مطرح بود، ماجراى يكى از پرونده هاى قضايى يعنى پرونده قتلهاى زنجيره اى، با خودكشى سعيد امامى بر سر زبانها افتاد ومدتى نقل محافل سياسى و مطبوعاتى و ساير محافل بود. روز بررسى كليات طرح اصلاح قانون مطبوعات فرا رسيد. روز قبل از آن روزنامه سلام خبرى مبنى بر «سعيد امامى پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است» را چاپ كرد. با اين حال طرح مذكور با ۱۲۵ رأى به تصويب رسيد و روزنامه سلام هم به اتهام چاپ نامه محرمانه وزارت اطلاعات تعطيل شد.
روز بعد گروهى از دانشجويان در اعتراض به تعطيلى سلام در كوى خوابگاه دانشجويان دست به تظاهراتى محدود و آرام زدند. اما اين اعتراض با دخالت گروه فشار و حمله به خوابگاه دانشجويان گسترش يافت وبه خيابانهاى اطراف كشيده شد. حالا ديگر خواسته هاى دانشجويان عوض شده بود كه برخورد با گروه فشار از جمله آنان بود. دانشجويان در دانشگاه اجتماع كردند و مشغول انتخاب شورايى براى پيگيرى خواسته هايشان بودند، عده اى كه هرگز معلوم نشد چه كسانى هستند، با حمله به مغازه ها و منازل مردم در نقاط مركزى شهر كه با دانشگاه تهران و كوى دانشگاه فاصله داشت، چهره ناخوشايندى براى شهر تهران بوجود آوردند. رئيس جمهور در تلويزيون حاضر شد و ضمن عذرخواهى از مردم كه آرامششان به هم خورده بود گفت:«حادثه اى كه پنج شنبه شب در كوى دانشگاه رخ داد بعد از يكى دو روز جريان انحرافى پيدا كرد» رئيس جمهور از مردم خواست «خود را دور نگه دارند تا دولت به وظيفه خود عمل كند». سرانجام اين غائله با راهپيمايى ۲۳ تير پايان يافت و بررسى قضايا توسط شوراى عالى امنيت ملى آغاز شد. دو هفته بعد رئيس جمهور در سفرى كه به همدان داشت چنين گفت: «مى دانستم برخورد با جريان قتلهاى (زنجيره اى) تاوان سنگينى دارد، منتظر بحران آفرينى ها بوده و هستم».
بحران كم آبى، سيل در شرق مازندران ، اصلاح قانون انتخابات و تصويب نظارت استصوابى شوراى نگهبان بر تمام مراحل انتخابات از قضايايى بودند كه در تابستان ۷۸ اتفاق افتاد.
اواسط شهريور هم در حاليكه ۲۰ روز از تغيير رئيس قوه قضاييه گذشته بود بدون برگزارى دادگاه، روزنامه نشاط توقيف شد اما اندكى پس از  آن رئيس جديد قوه قضاييه از كشاندن پاى قوه قضاييه به مسائل مطبوعاتى انتقاد كرد.
سال تحصيلى ۷۹ - ۷۸ با اعتراض و راهپيمايى و تحصن عليه يك نشريه دانشجويى آغاز شد. نشريه دانشجويى موج كه در محدوده دانشگاه با تيراژ ۲۰۰ نسخه چاپ مى شد، ۲۵ روز قبل از سال تحصيلى نمايشنامه اى را چاپ كرده بود كه برخى مطالب آن توهين به مقدسات را به نظر مى رساند.بعد از ۲۵ روز معلوم نشد توسط چه كسانى، به تمام نقاط كشور فاكس شد.
راهپيمايى ها، تحصن ها و اعتراضات در حال گسترش بود وسردار نقدى تهديد كرده بود كه خود حكم خدا را اجرا مى كند و منتظر كسى نمى ماند. جامعه روحانيت بيانيه اى صادر كرد كه در آن انتقادات تندى به رئيس جمهورى وارد شد. البته اين بيانيه با واكنش مجمع روحانيون روبرو شد.
وزير اطلاعات، هشدار داد مانع سوء استفاده فرصت طلبان شويد. وزير كشور قضيه «موج» را توطئه اى عليه دولت و ادامه كارناوال شادى عصر عاشورا دانست. رئيس جمهور معتقد بود: «دستهايى در آستانه بازگشايى دانشگاهها، اهانت به مقدسات و تحريك احساسات را دامن مى زنند » ونهايتاً مقام رهبرى درخطبه هاى نماز جمعه، خواستار كنترل احساسات همه شدند و ضمن حمايت از آقاى خاتمى وتأكيد بر حاكميت قانون چنين بيان كردند: «برخى گفته اند ما مجازات مى كنيم، ابداً ابداً ، اين كارها مربوط به حكومت است» و بدين ترتيب اين قضيه هم تمام شد و يك ماه بعد نويسنده مقاله به سه سال حبس محكوم شد.
با توجه به نزديكى ثبت نام كانديداهاى نمايندگى مجلس ششم، برخى مى بايست استعفا مى دادند. عبدالله نورى هم به منظور ثبت نام كانديداتورى مجلس ششم از شوراى شهر استعفا داد. اما چند روز بعد درگير كيفر خواست دادگاه ويژه روحانيت در رابطه با روزنامه خرداد شد. اين جريان هم واكنشهايى را در پى داشت. آيت الله طاهرى اصفهانى خواستار وكالت عبدالله نورى شد و دفاع از او را ذخيره آخرت خود دانست. سخنرانى عبدالله نورى در قم به تشنج كشيده شد، انتقادات عليه او شدت گرفت وسرانجام دادگاه برگزار شد.
هيأت منصفه دادگاه ويژه او را مجرم شناخت و دادگاه وى را به پنج سال حبس و تعطيلى روزنامه خرداد محكوم كرد. خاتمى زندانى شدن عبدالله نورى را محروم شدن ايران از يك دولتمرد توانا توصيف كرد.
دو هفته قبل از انتخابات مجلس ششم، چاپ يك كاريكاتور هم سبب راهپيمايى و تحصن عليه سياستهاى مطبوعاتى وزارت ارشاد شد كه چند روزى به طول انجاميد. و حالا ۱۰۰۰ روز پس از حماسه دوم خرداد، نوبت به حماسه اى ديگر رسيد. سيدمحمدخاتمى از مردم خواست ۲۹ بهمن را دوم خردادى ديگر كنند ومردم هم چنين كردند، پيروزى اصلاح طلبان در مجلس ششم.
براى اطمينان شوراى نگهبان از سلامت انتخابات در تهران، بازشمارى آرا آغاز شد و چهار روز بعد عضو هيأت مركزى نظارت شوراى نگهبان اعلام كرد ادامه بازشمارى ضرورى نيست وشوراى نگهبان در ۲۴ ساعت آينده نظر نهايى خود را اعلام خواهد كرد. اما با درخواست هاشمى رفسنجانى باز شمارى مجدداً آغاز شد. در همين حال و در حاليكه به پايان سال ۷۸ نزديك مى شديم، ترويج تئورى خشونت نتيجه داد و سنگفرش خيابان بهشت، با خون سعيد حجاريان رنگين شد.
رئيس جمهورى درواكنش به ترور حجاريان اعلام كرد: «ما تا آخر ايستاده ايم» موج محكوميت ترور و نگرانى همه كشور را فرا گرفت. پس از يك هفته خبر بهبودى نسبى حجاريان عيدى مردمى بود كه نگران و دست به دعا بودند.
خبر دستگيرى تيم ترور سعيدحجاريان در اولين روز سال ۷۹ خبر خوشحال كننده ديگرى بود. از نوروز سال ۷۹ تا دوم خرداد همان سال اتفاقات بسيارى رخ داد كه فقط به آنها اشاره مى كنيم.
نيمه فروردين براى چندمين بار بازشمارى آرا آغاز شد. آخر فروردين اصلاحيه قانون مطبوعات توسط مجلس پنجم تصويب شد. همان روز فيلم گزينشى كنفرانس برلين در شبكه اول سيما پخش شد. در اين فيلم براى اولين بار پس از انقلاب رقص يك خانم به نمايش درآمد.
متعاقب آن شركت كنندگان در اين كنفرانس به دادگاه انقلاب احضار شدند. چند روز بعد اكبر گنجى راهى زندان شد كه تاكنون در زندان به سر مى برد.
فرداى همين روز ۸ روزنامه و ۴ هفته نامه براساس قانون مصوبه سال ۱۳۳۹ تعطيل شدند.
روز بعد روزنامه اى ديگر تعطيل شد. ۳ روز بعد روزنامه هاى «مشاركت» به مدير مسؤولى محمدرضاخاتمى كه بالاترين رأى تهران را به دست آورده بود و «صبح امروز» به مدير مسؤولى سعيد حجاريان تعطيل شدند.
در حاليكه جواد لاريجانى انتخابات تهران را افتضاح و لكه ننگ خواند و خواستار ابطال آن بود و بازشمارى همچنان ادامه داشت، مرحله دوم انتخابات برگزار شد و بار ديگر اصلاح طلبان پيروز ميدان بودند. سال سوم با اعلام نتايج انتخابات تهران پس از ۹۳ روز به پايان رسيد. هاشمى رفسنجانى از رتبه ۳۰ به ۲۰ ارتقا يافت، حداد عادل نماينده شد، عليرضا رجايى حذف شد و چهار نفر به مرحله بعد راه يافتند.
> سال چهارم (خرداد ۷۹ تا خرداد۸۰)
سال چهارم با اعلام شكايت شوراى نگهبان از ستاد انتخابات آغاز شد. مرورى كنيم بر حوادث، اتفاقات وخبرهاى مهم سال چهارم.
افتتاح مجلس ششم ، مهمترين موضوع خرداد ۱۳۷۹ بود.
در تيرماه «بيان» توقيف شد.در واكنش به تعطيلى بيان آقاى محتشمى چنين گفت: «شعارهاى رئيس قوه قضاييه در مورد توسعه قضايى نه تنها محقق نشد، بلكه برخوردهاى غيرقانونى صورت گرفته در اين دوره با شدت و خشونت بسيار بيشترى انجام شده است».
محسنى اژه اى هم اعلام كرد: «براى دفاع از توقيف مطبوعات آماده مناظره هستم». از ديگر موضوعات مطرح در تير ۷۹ پروژه معروف به نوارسازان و دستگيرى شيرين عبادى و رهامى، احضار تاج زاده به عنوان مطلع در اين رابطه و تبرئه اكثر متهمان حمله به كوى دانشگاه در سالگرد حمله به كوى دانشگاه بود.
اعلام تلويحى شركت در انتخابات توسط سيدمحمدخاتمى و واكنشهاى تند مخالفان، خارج شدن دستور اصلاح قانون مطبوعات با اعلام نظر رهبرى و واكنشهاى پس از آن و همچنين تعطيلى روزنامه بهار به دليل چاپ تيتر «اقدامات ويژه عليه مجلس تدارك شده بود» از جمله وقايع مردادماه بود.
همه انتقادات و واكنشهاى شهريورماه مربوط مى شد به حادثه خرم آباد كه به دنبال برگزارى اجلاس سالانه دفتر تحكيم وحدت در اين شهر رخ داد. اين اجلاس كه با پيام رئيس جمهورى آغاز شده بود با ورود آقايان سروش و كديور به خرم آباد براى سخنرانى به تشنج كشيده شد و با ضرب و شتم دانشجويان در پل دختر و بروجرد تمام شد.
مهمترين خبر در مهرماه خبر محاكمه اكبر گنجى كه مربوط به پرونده كنفرانس برلين او مى شد، بود. دراين محاكمه اكبر گنجى خبرهايى درباره قتلها و برخى دخالتها در اين ماجرا داد. در واكنش به ادعاهاى گنجى، محسنى اژه اى گفت: پاسخ گنجى را خواهم داد.
در آبان ماه تاج زاده به رياست ستاد انتخابات منصوب شد و ۲ روز بعد به دادگاه احضار شد (در رابطه با حادثه خرم آباد) از روز معرفى دكتر سيدعطاء الله مهاجرانى به عنوان وزير ارشاد انتقادات عليه وى آغاز شد بطوريكه كمترين رأى را از مجلس پنجم گرفت. در بين راه يكبار استيضاح شد كه توانست رأى اعتماد بگيرد. بارها عليه او راهپيمايى شده بود و او مقاومت كرده بود. اما آذرماه ۱۳۷۹ وقت آن شد كه او هم برود. خاتمى در پاسخ به استعفايش چنين گفت: راه پاسدارى از انديشه و حقوق شهروندان بى بازگشت است.
در دى ماه، دادگاه قتلهاى زنجيره اى بدون حضور اولياى دم برگزارشد و تاج زاده به اتهام تقلب در انتخابات مجلس ششم به دادگاه احضار شد.
از ابتداى شروع به كار دولت خاتمى، بحرانهاى زيادى را شاهد بوده ايم كه دراين گزارش برخى از آنها نام برده شد. بهمن ۷۹ سيدمحمدخاتمى هم از بحرانهاى ايجاد شده گلايه كرد و وجود يك بحران در هر ۹ روز را خبرداد. اين خبر با واكنش تند مخالفان همراه بود.
محكوميت تاج زاده به حبس و انفصال از خدمات دولتى و تعطيلى روزنامه دوران امروز و سه نشريه ديگر از وقايع اسفندماه بود.
فروردين ۸۰ ، ماه دستگيرى بود. دستگيرى ۶ ساعته فاطمه حقيقت جو و بازداشت نيروهاى موسوم به ملى - مذهبى و برخى اعضاى نهضت آزادى به اتهام براندازى. بسيارى از رجال سياسى از اين دستگيرى ها اظهارنگرانى و تأسف كردند. وزير اطلاعات گفت: طبق اسناد وزارت اطلاعات دستگيرشده ها برانداز نيستند ولى سودى نبخشيد.
درحالى كه چندى پيش ترقى يكى ازفعالان جناح راست گفته بود. «شركت خاتمى درانتخابات موجب كاهش مشاركت نامزدهاى ديگر مى شود» ارديبهشت ۱۳۸۰ ، ۸۱۴ نفر به وزارت كشور مراجعه و براى كانديداتورى انتخابات دوره هشتم رياست جمهورى ثبت نام كردند كه نهايتاً ۱۰نفر از آنها ازسوى شوراى نگهبان واجدالشرايط اعلام شدند.
درآخرين روزهاى سال چهارم دو اتفاق ديگر رخ داد. توقيف روزنامه نوسازى به فاصله پنج روز پس ازانتشار و اتفاق تأسف بار سقوط هواپيماى حامل وزير راه و همراهان.

•• بقيه در صفحه روز شمار۲


|   شناسنامه   |   آرشيو   |