دوشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۸۵ -
Mon, Apr 3, 2006
جوان
۳۴۳۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
داستان تو
مجيد كامرانى؛ راننده آژانس
درباره فصل بهار و آلرژى
داستان تو
شطرنج
داستان كوتاه «شطرنج» نوشته زهرا رشن است كه براى ما فرستاده است. رشن در معرفى خودش نوشته؛ «از نوجوانى به ادبيات علاقه بسيارى داشتم و اشعار زيادى مى سرودم اين نوشته از اولين داستان هاى كوتاهى است كه نوشته ام.»
او اين روزها رمانى به نام «جان سنگ» را در دست چاپ دارد. شما هم اگر داستان كوتاه داريد براى ما بفرستيد، منتظر داستان هاى شما هستيم!
چند ساعتى بود كه باران به شدت مى باريد. اما او سكوت ديگر خانه را حس نمى كرد و روى صندلى نزديك پنجره خاطراتش را مرور مى كرد، مرور كه نه زير و رو. به دنبال چيزى مى گشت از ميان بيست سال زندگى. پر از رنج تا بفهمد از كجا حماقت را آغاز كرده، از كجا خودش را به نفهمى زده بود؟ او به دنبال نخستين نشانه مى گشت.
پشت پنجره باران تند مى باريد، از جابلند شد و سرش را به شيشه چسباند. به نظرش آمد كه زمين شاد است، شايد فردا جوانه اى برويد اما بى شك امشب همه برگهاى خشك به خاك مى افتند، رعد و برقى مهيب در گرفت. او به ياد مى آورد كه هميشه عاشق اين صدا بود، حالا چه چيزى او را شاد مى كرد؟
باز هم در صندوقچه خاطراتش شروع به جست وجو نمود، بسيار حماقت كرده بود اما نقطه اول را مى خواست.
دوباره روى صندلى نشست و به بيرون خيره شد باران كم كم آرام گرفت. ديگر فكرش كار نمى كرد، باران ايستاد، سكوت پيروز شده بود و او چشمانش را بست كه نا گه به ياد آن روز افتاد. هفته اول ازدواجش بود. شطرنجى را كه از برادرش هديه گرفته بود باز كرد و مهره هايش را چيد، سفيد را به همسرش پيشنهاد كرد و خودش مشكى را انتخاب نمود. مشغول بازى شدند.
هر دو بازى شان خوب بود. هر بار كه او حركتى انجام مى داد تا در نوبت بعدى حمله كند دستش را خوانده و بلافاصله با يك حركت جلوى حمله را مى گرفت، ساعتى گذشته بود، همه مهره  هاى سفيد و سياه به ميدان آمده بودند اما هنوز تكليف معلوم نبود. او عاشق شطرنج بود و قبل از اينكه ازدواج كند هر روز با برادرش بازى مى كرد، حالا فكر مى كرد كه يك همبازى بهتر پيدا كرده، اما كم كم متوجه شد او طاقت باخت ندارد و چون هيچ كدام از حركت هايش به نتيجه نرسيده بود كلافه شده و با حالتى غير عادى بازى را به هم زد و رفت.
از آن هنگام تا كنون كه حدود بيست سال گذشته بود، زندگى آنها در حمله و دفاع گذشته و او فكر مى كرد كه همسرش سرانجام روزى از اين رفتار خسته شده و عشق و محبت او را باور مى كرد ولى افسوس.
حالا كه نخستين نقطه حماقت را يافته بود فكر مى كرد كه همان موقع بايد مى فهميد كه وقتى منطقى در كار زندگى نباشد چيزى به سرانجام خودش نخواهد رسيد و حيف از بيست سالى كه با چشمان بسته عمرش را تباه ساخته بود.
اشك چشمانش را پر كرد و بغضى گلويش را فشرد آنگاه رو به آسمان پشت پنجره كرده و گفت: اگر تو ديگر نمى بارى، اما من تا صبح خواهم باريد. بارش كه در آن انتظار رويش هيچ جوانه اى نيست.
هنوز چند ساعت از روز نگذشته بود كه صداى زنگ در خانه او را از جا پراند. در را باز كرد، پستچى بود. نامه  اى به دستش داد.
آنچه در دستان او به جاى مانده بود طلاقنامه نفرت انگيزى بود كه به سالها تلاش او پوزخند مى زد.
او سرانجام شطرنج زندگيشان را به هم ريخته بود.
پستچى كه رفت نگاهى به درختان كوچه انداخت، همه برگهاى خشك ريخته بودند. آيا اكنون آنها احساس سبكى مى كردند يا در اندوه خالى شدن ماتم گرفته بودند؟ كدام يك؟ اما چه تفاوتى دارد، زندگى خواهد گذشت. شايد فردا جوانه اى برويد...
مجيد كامرانى؛ راننده آژانس
شبيه زندگى
بلد نيستيم زندگى كنيم
252384.jpg
مرتضى قديمى
براى اغلب جوانان ايرانى كه زندگى متوسطى از لحاظ اقتصادى دارند وقتى كه بيكار مى شوند كار با اتومبيل آخرين گزينه است مخصوصاً در اين روزها كه به راحتى مى توان صاحب يك خودرو شد! خيلى از جوان ها براى گذران زندگى خودشان را چندين ميليون بدهكار مى كنند تا هم صاحب ماشينى شده باشند و هم اينكه بالاخره با آن ماشين كار مى كنند. البته بايد از صبح زود كار كنند تا اواخر شب كه بتوانند هم قسط خريد ماشين را بدهند و هم اينكه بالاخره چيزى هم براى خودشان بماند. عده اى از اين جوانان كه چنين گزينه اى را براى بيكار نماندن انتخاب كرده اند براى اينكه تا حدودى به مدل شغل خود كلاسى بدهند و البته از مزاياى ديگرى هم برخوردار شوند سراغ آژانس هاى اتومبيل يا همان تاكسى سرويس ها مى روند. كار در آژانس هاى اتومبيل، شغلى كه اين روزها براى خيلى از جوان ها بسيار آشنا شده است نه تنها براى جوانان بيكار صاحب يك ماشين بلكه براى كسانى كه براى جبران مشكلات مالى زندگى ترجيح داده اند در ساعات بيكارى و احتمالاً بعد از فراغت از شغل اول يا دومشان چند ساعتى را هم در آژانس باشند و به قول خودشان يكى دو تريپى را كاسب باشند. اين هفته سراغ يك راننده آژانس رفتيم تا او اولين ميهمان «شبيه زندگى» در سال جديد باشد.
مجيد كامرانى چند سالى است كه با ماشين در آژانس كار مى كند. سابق بر اين مدتى در يك شركت كار مى كرده و بعد از به هم خوردن شركت دنبال كار مى گردد تا اينكه تصميم گرفت يك پرايد قسطى بخرد.
مى گويد: هرجا كه مى رفتم يا مهارت خاصى مى خواستند يا اينكه سابقه كار و جاهاى دولتى هم كه آشنا مى خواهند و مسائل خاص خودشان را دارند.
مجيد تنها چاره براى بيكار نماندن را خريد ماشين ديد، كارى كه چند نفر از دوستانش انجام داده بودند.
بعد از آنكه ماشين را مى خرد اوايل در خيابان ها مى چرخيد و مسافركشى مى كرد و اغلب هم سراغ دربستى مى رفت اما بعد از چند وقت به پيشنهاد يكى از دوستانش در يك آژانس مشغول به كار شد و الآن ۲ سالى هست كه آنجا به كارش ادامه مى دهد.
جوان اين هفته شبيه زندگى در خصوص كار در آژانس ماشين مى گويد: وقتى دور و برم را نگاه مى كنم اغلب همكارانم جوانان هستند كه بيكار بوده اند و يك ماشين خريده اند و سراغ آژانس آمده اند و يا بازنشستگانى هستند كه براى جبران درآمدشان دارند كار مى كنند.
مجيد مى گويد: نگاه در مورد كار با ماشين در جامعه ما خيلى خوب نيست چرا كه متأسفانه بسيارى از كسانى كه مسافركشى مى كنند از جايگاه فرهنگى و اجتماعى خيلى خوبى برخوردار نيستند. او ادامه مى دهد: البته وضعيت در تاكسى سرويس ها تا حدودى متفاوت است، خصوصاً در تاكسى سرويس هاى بالاى شهر چرا كه اغلب مشترى هاى اين آژانس ها كسانى هستند كه داراى توقع برخورد مناسب و شايسته هستند.
مجيد مى گويد: در چنين آژانس هايى راننده ها بايد مراقب برخورد و رفتار خودشان باشند و بعضاً شاهد راننده هايى هستيم كه تحصيلات دانشگاهى دارند.
مجيد هر روز صبح از ساعت ۶ مشغول به كار مى شود تا حوالى ۱۰ شب. او اولين سرويس را ساعت ۶ سوار مى كند و بعد مى رود آژانس و روزى به طور متوسط هشت تا ۱۰ سرويس دارد. مى گويد: نسبتاً كار سختى است خصوصاً اوقاتى كه به ترافيك مى خوريم اما در عين حال تنوع هم دارد و آن در مورد برخورد با آدم هاى متفاوت است.
مجيد كه روابط عمومى خوبى دارد اغلب تلاش مى كند با مسافران خودش در صورتى كه آنها هم علاقه مند باشند ارتباط بگيرد و باب صحبت را باز كند و همين حسن رابطه باعث شده تا خيلى از مشترى هاى ثابت آژانس بخواهند كه مجيد راننده آنها باشد كه البته اين موضوع بعضى از همكارانش را ناراحت كرده است.
مجيد تا جايى كه مى تواند سعى مى كند با اطرافيانش رابطه خوبى داشته باشد او مى گويد: متأسفانه نگاه بعضى از همكارانم را به زندگى اصلاً دوست ندارم و سعى مى كنم مثل آنها نباشم و تاكنون موفق بوده ام. او مى گويد: مسيرها و خيابان ها براى يك راننده آژانس قيمت دارند و در توضيح اين حرفش مى گويد: مثلاً اگر يك مسيرى را مسافر ببرد و ۵ هزار تومان بگيرد و حالا يك روزى همان مسير را با خانواده اش باشد احساس مى كند ۵ هزار تومان ضرر كرده است.
او ادامه مى دهد: براى يك راننده آژانس هر ساعت كه مى گذرد يعنى چند هزار تومان از دست داده و اگر شبى را زود به خانه برود غر مى زند كه چند تريپ عقب افتاده است.
مجيد در اين چند سالى كه با ماشين كار مى كند سعى كرده نگاهش به كار اين شكلى نباشد. او معتقد است هر شغلى مى تواند زمينه پيشرفت را فراهم كند كما اينكه خود او در همين رانندگى توانسته نظر خيلى ها را جلب كند. به صورتى كه همين الآن راننده ثابت چند مدير شركت است.
مجيد به شانس خيلى معتقد است و مى گويد هر شخصى با شانس زندگى خودش مواجه مى شود و فقط بايد مراقب باشد تا به آن پشت نكند. او كه تاكنون توسط چند نفر از مسافرانش با پيشنهاد كار مواجه شده منتظر شانس خوب زندگى اش است تا احتمالاً با رانندگى خداحافظى كند.
اين راننده آژانس مثل خيلى هاى ديگر مجبور است هر چند وقت يك بار شب ها شيفت بماند.
مجيد معتقد است اگر مدير يك آژانش شخصيت متفاوت و دقيقى داشته باشد مى تواند روى راننده هايش تأثير بگذارد. او فكر مى كند رفتار هر شخص مى تواند روى محيط زندگى و آدم هاى اطرافش تأثيرگذار باشد. مجيد كه علاقه مند به كتاب است فرصت هاى خالى اش را هميشه مطالعه مى كند و به پيشنهاد او مدير آژانس چندين جلد كتاب خريده و در اتاق استراحت راننده ها گذاشته تا وقت خودشان را به كتابخوانى بگذرانند و تا حدودى هم از اين كار استقبال شده است. مجيد فكر مى كند متأسفانه خيلى از ما زندگى كردن را بلد نيستيم و فقط دنبال راحتى هستيم او فكر مى كند در هر موقعيتى مى توان خوب زندگى كرد بسته به اينكه چطور نگاه كنيم
درباره فصل بهار و آلرژى
تنها يك شاخه رز
252402.jpg
مينو ضابطيان
بهار با تمام ويژگى هاى منحصر به فرد و خوبش براى بعضى ها اسباب مزاحمت را فراهم مى كند.
آنها نمى توانند مانند خيلى هاى ديگر از زيبايى هاى اين فصل خوب خدا استفاده كرده و لذت ببرند.
از آنها صحبت مى كنم كه صبح ها با صداى عطسه خودشان از خواب بيدار مى شوند و لشكر مورچه ها به گوش و چشم وبينى و حلقشان حمله برده اند و مجبور هستند در اين فصل دستمال كاغذى را كيلويى بخرند! و به گل ها و درخت ها به چشم دشمن نگاه كنند.
خيلى ازاين افراد در هيچ مورد زندگى حساسيتى نشان نمى دهند و مقاومت زيادى دارند اما در مورد اين موضوع بخصوص حسابى حساس هستند و حساسيتشان را هم بروز مى دهند!
«آلرژى» چيست؟
آلرژى عبارت است از يك واكنش غيرطبيعى بدن در مقابل ماده اى خاص! ماده اى كه ضرورتاً و اساساً و به خودى خود مضر نيست، اما در نتيجه حضور و وجود آن پاسخ سيستم ايمنى و واكنشهاى بدن به شكلى است كه باعث بروز بيمارى و مشكلات نزد فرد مى شود.
ماده اى كه به اين شكل بدن را وادار به واكنش مى كند. اصطلاحاً «آلرژن» ناميده مى شود.
آلرژن چيست؟
تقريباً هرماده اى مى تواند «آلرژن» محسوب شود اما رايج ترين و معمول ترين آلرژن ها عبارتند از، پوشش بدن برخى حيوانات (پر، پشم)، گروه گياهان، غبار و گرد و خاك موجود در محيط زندگى و موجودات بسيار ريز همراه آنها، قارچ ها، برخى داروها و غذاهايى همچون: (ماهى، تخم مرغ، شير، ريزدانه ها و...) رنگ ها، لوازم آرايشى و...
چه كسانى مستعد ابتلا به آلرژى هستند؟
به طوركلى تمام افراد مى توانند به ماده يا موادى به نسبت هاى مختلف حساسيت نشان دهند اما آمار و بررسى ها نشان داده است كه بيشتر مبتلايان سابقه  اين ناراحتى را در والدين خود هم يافته اند.
بنابراين اگر يكى از والدين يا هردوى آنها سابقه آلرژى داشته باشند شانس ابتلاى فرزندان بالاتر خواهدرفت.
مكانيسم واكنش آلرژيك چيست؟
بعد از آنكه فرد درمعرض ماده آلرژن قرارگرفت، نوع خاصى از آنتى بادى به نام امينو گلوبولين E و يا IgE در بدن او ترشح مى شود. در افرادسالم ميزان و سطح IgE بسياركم است. حال آنكه در خون افرادى كه واكنش نشان داده اند اين ميزان درحد قابل توجهى بالا مى رود.
در بدن ما سلولهاى خاصى به نام «مست سل ها» و «بازوفيل»ها وجوددارند كه در واكنشهاى آلرژيك دخيل هستند.
IgE توليدشده در اثر تحريك پى در پى در مقابل آلرژن ها به سطح اين سلول ها متصل مى شود و متعاقب آن ديواره سلولى را سوراخ كرده باعث آزادشدن مواد مختلفى مى شود.
اين مواد باعث انقباض عضلات صاف مى شود و بسته به مسير و محل ورود آلرژن و محل واكنش آن، نشانه هاى متفاوتى بروز مى كند. ازجمله:
ورم ملتهمه چشم: شما به عنوان يك بزرگسال، احتمال دارد واكنشهاى فوق را بيشتر در چشمانتان نشان دهيد و علايم آن بيشتر همراه با ورم غشاء مخاطى بينى است و گله و شكايت اصلى مبتلايان مربوط به خارش چشم آنهاست كه اگر با آسم همراه شود مى تواند باعث مسدود شدن راه هوا به شش ها شود كه همراه با تنفس سخت و سنگين و صداى خس خس بروز مى كند و در مجارى باريك، هوا با فشار حركت مى كند.
اگزما: كسانى كه از اگزما رنج مى برند پوست هاى حساسى پيدامى كنند كه خارش و سوزش دارد. در اين گروه از افراد فاكتور حساس بودن والدين نقش مهمى دارد و بيشتر آنها والدينى داشته اند كه در بروز واكنشهاى آلرژيك «اگزما» را بروز داده اند.
اين علائم را بيشتر در طرفين آرنج، زيرزانو، روى گردن، قوزك پا، مچ دست و پشت دست ها مى توان ديد و در بسيارى از بيماران آسيب پوست به علت خارش شديد آن با عفونت هاى باكتريايى همراه مى شود.
آلرژى هاى فصلى:
اين نوع آلرژى ها بيشتر در اوايل بهار و پاييز خود را نشان مى دهند. كسانى كه حساسيت هاى بهارى دارند نسبت به گياهان موجود در محل زندگى خود حساس هستند و گرده موجود در گياهان باعث آزار آنان مى شود.
گرده ها چه هستند؟ گرده ها سلولهاى نر كوچك و تخم مرغ شكل در گلهاى گياهان هستند. البته گرده گياهان با گلهايى با رنگ روشن و گلهايى چون رز، معمولاً ايجاد آلرژى نمى كنند. يكى از راههاى انتقال اين گرده ها توسط زنبورها، ساير حشرات و وزش باد است.
بسيارى از درختان چمن و علف هاى هرز كوتاه گرده هاى كوچكى دارند كه سبك و خشك هستند و به خوبى ازجايى به جايى ديگر منتقل مى شوند و باعث آلرژى هاى فصلى و ورم غشاى مخاطى بينى در اوايل بهار مى شوند.
گرده هاى درختانى همچون بلوط، سرو، نارون، غان، زبان گنجشك، سپيدار (تبريزى)، چنار و افرا بيش از ساير درختان امكان به وجود آمدن اين واكنشها را دارند.
چگونه شدت بروز اين حساسيت ها را كاهش دهيم و يا مانع آن شويم؟
- شب ها و هنگام خواب، پنجره هاى اتاق خواب خود را بسته نگه داريد تا مانع ورود گرده هاى گياهى به محل خواب خود شويد.
- هواى محل زندگى خود را همواره تميز، خشك و خنك نگه داريد.
- درهنگام رانندگى پنجره هاى اتومبيل خود را بسته نگه داريد.
- فعاليت هاى خود را در محيط هاى سر باز به روزهاى مرطوب موكول نكنيد و سعى نماييد اين كارها را بيشتر در روزهاى خشك انجام دهيد.
- گهگاه با سفر به محيط هايى كه امكان وجود گرده هاى مذكور كمتر است (مانند اطراف سواحل و درياها) امكان تنفس راحت تر را ايجاد كنيد.
- در صورت لزوم از ماسك هاى كاغذى استفاده كنيد.
- از آويزان كردن ملحفه و لباسها درخارج از خانه (به جهت خشك شدن) خوددارى كنيد.
- پس از پايان كار روزانه بدن (خصوصاً موها) و لباسهايتان را بشوييد تا امكان حضور گرده هاى حساسيت زا درمحل خواب و زندگيتان به حداقل برسد.
درصورت ورم و آزار چشم چه كنيم؟
- كمپرس آب سرد برروى چشم ها مى تواند ميزان تورم را كم كند.
- به خاطر داشته باشيد كه ماليدن چشم ها نه تنها مشكلى را حل نمى كند بلكه با آزادسازى تركيبات بيشتر باعث افزايش خارش مى شود.
سال نو در چهارگوشه جهان
چين
چينى ها آمدن بهار را جشن مى گيرند . البته بهار اين كشور زودتر از بهار ما مى آيد، تقويم چينيها بر اساس گردش ماه به دور زمين است و هر سال تاريخ آن تغيير مى كند. هر سال را بر اساس يك حيوان نامگذارى مى كنند. هر فردى كه در يك سال مربوط به آن حيوان به دنيا مى آيد، معتقد است كه اخلاق و رفتارى شبيه به آن حيوان دارد. براى مثال فردى كه در سال ببر به دنيا بيايد، فردى مغرور است. موش، گاو نر، ببر، خرگوش، اژدها، مار، اسب، گوسفند، ميمون، خروس، سگ و خوك ۱۲ حيوانى هستند كه به صورت دوره اى مى چرخند و هر سال نام يكى از اين حيوانات را به خود مى گيرند.چينى ها شب عيد بر روى ميزهاى پايه كوتاه خود غذاهاى سنتى مى گذارند و اعضاى خانواده دورتادور آن دوزانو مى نشينند و مرد و زن لباسهاى سنتى بر تن كرده و به يكديگر هدايايى تقديم مى كنند. همچنين لباس يا مبلغى پول را براى مستمندان كنار مى گذارند تا با كمك به بى بضاعتان مورد لطف خداوند قرار گيرند. در ضمن در روز اول سال نو كارناوالهاى شادى در خيابانها به راه مى افتند و مردم با ماسكهاى سنتى و مخصوص شادى مى كنند.
هند
هنديان روزى را عيد مى دانند كه خوبيها بر بديها پيروز شود. آنان روز عيد را Diwali مى نامند و معتقدند كه در سالهاى دور «پرنس» كه جوانى بسيار مردم دوست بود، بعد از مرگ پدرش به تخت سلطنت رسيد و مردم از اين موضوع شادمان شدند، اما نامادرى بدذاتش كه با شيطان همدست بود و يك جادوگر محسوب مى شد، او را بمدت ۱۴ سال به جنگلهاى دوردست تبعيد كرد. از طرفى همسر پرنس، «راما» توسط پادشاه راوان كه شيطان صفت بود، دزديده شد. «راما» به دنبال همسرش گشت و بالاخره با كمك خداوند توانست بر راوان پيروز شود و همسرش را نجات و نامادرى اش را شكست دهد و به تخت سلطنت بنشيند و اين يعنى پيروزى خوبى بر بدى. هنديها چنين روزى را كه روز پيروزى راما و به تخت پادشاهى نشستن اوست، جشن مى گيرند و در خانه هايشان چراغهاى روغنى روشن مى كنند و اين روز را Diwali يا Deepawali مى نامند كه به زبان سانسكريت يعنى «صف نورها». امروزه نيز هنديها اواخر اكتبر و اوايل نوامبر را روز Diwali مى دانند و جشن مى گيرند.
كره
سال نو در كره اواسط آوريل آغاز مى شود و مردم چهار روز به جشن و پايكوبى مى پردازند. مردم كره روز اول سال نو را سانگران Sng kran مى نامند. جوانان عطرهاى ياسمن به خود مى زنند، زنان خانه دار، خانه ها را به قول خودمان خانه تكانى و در و ديوار خانه را با گلهاى خوشبو تزيين مى كنند. روز اول سال همه مردم براى عبادت به معابد مى روند و از بودا سالى خوب را طلب مى كنند. در اين روز افرادى كه با هم قهر هستند، آشتى مى كنند و با سبدهاى گل و شيرينى به ديدن يكديگر مى روند.
استراليا
استراليا يك كشور مهاجرنشين است، اما اكثر مردمانش از انگليس و ديگر كشورهاى اروپايى آمده اند، اما اكثريت مردم مسيحى هستند و اول ژانويه براى آنان اولين روز سال نو مى باشد. مردم استراليا بسيار خوشگذران هستند. دو روز اول سال تعطيل است و همه مردم به دشت و چمنزارها مى روند.
روز ۳۱ دسامبر كه شب سال نو است، در استراليا غوغايى برپاست؛ مردم از صبح در حال رفت و آمد و خريد هستند، شب هنگام نيز مهمانى ترتيب مى دهند. در رأس ساعت ۱۲ شب صداى زنگ كليساها، بوق اتومبيلها و كشتيها به صدا در مى آيد.مردم نيز در خانه هايشان زنگوله هاى كوچك طلايى را به صدا در مى آورند و با اين روش آغاز سال نو را اعلام مى كنند.در خانه ها زرق و برق درخت هاى كاج و سرو تزئين شده به چشم مى خورد. بر سر ميزهاى غذا، بوقلمون و ماهى سرخ شده به همراه مخلفات ديده مى شود. روشن كردن شمع بر سر ميز شام نيز رسم است. اعضاى خانواده هداياى خود را در جعبه هاى رنگى با روبانهاى براق بسته بندى كرده و به يكديگر هديه مى دهند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |