سه شنبه ۱۵ فروردين ۱۳۸۵ -
Tue, Apr 4, 2006
فرهنگ و هنر
۳۴۳۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
تاريخچه كوتاهى از مراسم اسكار
آنگ لى از كوهستان بروك بك مى گويد
252489.jpg
ترجمه: شيلا ساسانى نيا
«كوهستان بروك بك» يكى از پر سرو صدا ترين فيلمهاى امسال بود؛ فيلمى كه با راه يافتن به فهرست نامزدهاى اسكار امسال بار ديگر يك فيلمساز آسيايى را به كانون توجه مهم ترين رويداد سينمايى سال مبدل كرد. به گفته كارشناسان سينمايى پيروزى لى دراسكار امسال نه تنها به رسميت شناختن دستاوردهاى سينمايى او طى همه اين سالهاست بلكه به منزله سكوى پرتابى براى صنعت فيلمسازى كشورى است كه هاليوود نگاه ويژه اى به آن دارد. «لى» در سن ۲۳ سالگى به آمريكا مهاجرت كرد اما هرگز ريشه و اصالت خود را از ياد نبرد. او به همه مى گويد كه يك فيلمساز تايوانى است و از اشاره به مليت خود مى بالد. او كه فرزند يك مدير مدرسه است، در سال ۱۹۷۳ با ثبت نام در يك مركز آموزش سينما در نزديكى تايپه وارد عرصه فيلمسازى شد و در سن ۲۳ سالگى براى تحصيل در رشته فيلمسازى در دانشگاه نيويورك به آمريكا رفت و از آن زمان تاكنون مقيم اين كشور بوده است. او در حال حاضر با ۵۱ سال سن تنها كارگردان چينى اى است كه به لطف درك بالايى كه از هر دو فرهنگ دارد در ساخت فيلمهاى انگليسى هما نقدر موفق است كه در ساخت فيلمهاى چينى.
لى در عرصه بين المللى با كارگردانى فيلم «Pushing hands» به شهرت دست يافت. اين فيلم در جشنواره اسب طلايى تايوان جايزه بهترين بازيگر مرد و بهترين بازيگر زن نقش مكمل را به دست آورد و جايزه ويژه هيأت داوران جشنواره فيلم «آسيا پاسيفيك» هنگ كنگ را از آن خود كرد. او به دنبال اين فيلم، دو فيلم ديگر به زبان چينى ساخت كه اولى تحت عنوان «ضيافت عروسى» جايزه خرس طلايى جشنواره برلين ۱۹۹۳ را تصاحب كرد. لى طى ده سال بعدى فيلمهاى درخشانى همچون «حس وحساسيت» (۱۹۹۵)، «توفان يخ» (۱۹۹۷)، سوارى با شيطان (۱۹۹۷) ببر غران، اژدهاى پنهان (۲۰۰۰) و هالك (۲۰۰۳) را ساخت و فيلم حس و حساسيت كه اقتباسى از رمان معروف جين آوستين به همين نام است، جايزه خرس طلايى بهترين فيلم را در جشنواره برلين سال ۱۹۹۵ كسب كرد. با اين حال يكى از موفقيت آميز ترين ساخته هاى سينمايى او «ببر غران، اژدهاى پنهان» بود كه در سال ۲۰۰۰ چهار جايزه اسكار از جمله اسكار بهترين فيلم خارجى را گرفت. برخى چينى ها معتقدند آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى تاكنون اسكار بهترين كارگردانى را صرفاً به اين خاطر كه «لى» چينى است به او اهدا نكرده. البته اين استدلال دور از منطق نيست چرا كه «تبعيض نژادى» نقش مهمى را در اسكار ايفا مى كند. برادر كوچكتر «لى» بر اين باوراست كه زمان آن فرا رسيده تا اين كارگردان اسكار خود را دريافت كند با اين حال «آنگ  لى» به اندازه اطرافيانش دلنگران نيست. او در مصاحبه اى تلفنى با نشريه United Daily News گفت از نامزدشدن در اسكار خوشحال است اما مثل دفعه پيش كه منتظر دريافت اسكار براى فيلم «ببر غران، اژدهاى پنهان» بود، اضطراب ندارد. او توضيح مى دهد: آن موقع فشار بيشترى بر دوش خود حس مى كردم چون در حقيقت از آن فيلم براى راهيابى سينماى چين به عرصه بين الملل استفاده كرده بودم. اين بار كوهستان بروك بك جوايز بسيارى برده و از همين رو فكر مى كنم خيلى طبيعى بود در هشت شاخه نامزد اسكار شد. آنچه در پى خواهد آمد، حرفهاى اين كارگردان برجسته درباره اين فيلم وجذابيتهاى آن است.
فيلم «كوهستان بروك بك» اقتباسى از داستانى كوتاه به قلم اى. آنى پقول است كه البته نسخه سينمايى آن طول و تفصيل بيشترى پيدا كرده. تقريباً چهارسال پيش بود كه اين داستان كوتاه و فيلمنامه آن را خواندم و از آن به بعد ديگر نتوانستم از زير بار ساختن آن شانه خالى كنم. با خواندن داستان به گريه افتادم و وقتى فيلمنامه را خواندم واقعاً لذت بردم. فيلم كوهستان بروك بك در حقيقت از يك داستان سى صفحه اى اقتباس شده. وقتى يكى از شخصيتها مى گويد «تمام دارو ندار ما كوهستان بروك بك است و همه چيز ماحصل آن است»، به نظرم يك جور اگزيستانسياليسم آمد. فيلمنامه اين داستان هم واقعاً استثنايى بود. موضوع و ماهيت فيلم هم كمى عجيب و غريب است چون بر مبناى واقعيت و زندگى غير شهرى آمريكايى است كه ما آن را به ندرت ديده ايم. وسترن هايى كه همه ما ديده ايم مردان هفت تير كش و يا داستانهاى اخلاق گرا و عشقهاى خانمانسوز بود اما هرگز چيزى مثل فضاى داستان كوهستان بروك بك نديدم. اين فضا مرموز و متفاوت است. با اين حال همان موقع اول به سراغ ساخت فيلم هالك رفتيم تا كوهستان بروكبك.
آن موقع خواسته ها و دل و جرأت زيادى داشتم و همينطور بلند پرواز تر بودم. بعد از فيلم ببر غران، اژدهاى پنهان، مى خواستم يك كار بلند پروازانه در دست بگيرم. همينطور هم شد و به خواسته ام رسيدم و خيلى از اطرافيانم را با اين كار عصبانى كردم و خودم را هم از پا درآوردم. «هالك» واقعاً خسته ام كرد و بطورى كه به فكر بازنشستگى افتادم. بعد يك روز از يكى از دوستان تهيه كننده ام سراغ فيلم «كوهستان بروك بك» را گرفتم و او گفت كه اين پروژه همچنان خوابيده و هنوز هيچ كس سراغ آن نيامده. همان موقع حس كردم نبايد يك ثانيه ديگر را از دست بدهم.
با تمرين زياد و همين طور صحبت با بازيگران، آنها را آماده كردم. با تكرار ديالوگها و نشان دادن حالت و يا وضعيتى خاص كاراكترها را شكل داديم اما فيلمبردارى خيلى از صحنه ها هم فى البداهه بود. من كلاً زياد با بازيگرها حرف نمى زنم. البته به جز مواقعى كه بخواهم يك نكته فنى را به آنها گوشزد كنم.
نه، به هيچ وجه. بازيگران ديگرى را هم ديدم. تصميم گرفتم از بازيگران جوان استفاده كنم و از آنها بخواهم در نقشهايى با سن و سال بيشتر بازى كنند تا بتوانيم از آن معصوميت جوانى به عنوان نيروى محركه فيلم استفاده كنيم. در ميان اين بازيگران اين دو از همه بهتر بودند و هر دو واقعاً مشتاق بودند در اين فيلم بازى كنند. هيث آن حال و هواى وسترن را به مخاطب منتقل مى كند و فكر مى كنم كه او سكاندار آن فضاى وسترن است. او همچنين از آن انرژى و نيرويى برخوردار است كه بتواند ادبيات وسترن را در كل فيلم حفظ كند. جيك هم قطب رمانتيك فيلم بود و فكر مى كنم بازى هر دو خيلى خوب بود. همچنين اين حقيقت كه داشتيم فيلم چالش برانگيزى مى ساختيم به  فاكتور ترس روانى دامن مى زد كه همين بهترين بازى را از آنها بيرون كشيد. فكر مى كنم اين فاكتور ترس به خلاقيت بازيگران مى انجامد. مى شد فيلم را در فضايى ديگر هم ساخت.
اما ديگر آن حس شاعرانه، تأثيربرانگيز و حساسى كه در رمان آنى پقول به چشم مى خورد، از آن گرفته مى شد. من اين فيلم را در فضاى ديگرى نمى ديدم و حس مى كنم آن دوره زمانى خاصى كه نويسنده داستان خود را در آن شكل داده بود، به حفظ حريم احساسات درونى شخصيتها و همچنين متمايز بودن كليت داستان كمك بسيارى كرده است.
اما  به لحاظ فنى گذشت زمان و پيرشدن شخصيتها در متن يك داستان كوتاه بود. اين فيلم از يك طرف مى خواهد همچون فيلمهاى حماسى باشد و از طرف ديگر از برش هاى كوتاه زندگى تشكيل شده. همه چيز بسرعت مى گذرد و يك دفعه شخصيتها بيست سال پير مى شوند. براى همين منظور يك فيلمساز بايد در برخورد با گذشت زمان به جزئيات توجه نشان دهد. پركردن اين فاصله زمانى با جزئيات كه اين جزئيات مى تواند در ارتباط با بازيگرى، چگونگى انتقال احساساتشان و همينطور صدايشان باشد، دشوار است.
  «كوهستان بروك بك» راحت ترين فيلم بود. دو فيلم قبلى ام واقعاً مرا از پادر آورده بودند. شايد در اوج كارم بودم. ولى وقتى «هالك» را ساختم واقعاً فرسوده شده بودم. تا مدتى طولانى نمى خواستم هيچ فيلمى بسازم و بعد اين فيلم آمد. «كوهستان بروك بك» يك فيلم كم هزينه با تماشاگران ويژه است. اين فيلم براى من در حكم يك درمان و بازگشت مجدد به دنياى سينما بود.
و اسكار تعلق نمى گيرد به ...
ترجمه: اميررضا نورى زاده
ديويد تامسون ـ اينديپندنت
شايد پس از اعلام اسامى نامزدان اسكار امسال، بد نباشد كه نامزدان جديدى در شاخه هاى اصلى _ بهترين فيلم، كارگردان، هنرپيشه نقش اول زن و مرد- را معرفى كنيم كه در زمان خود مورد بى مهرى قرار گرفتند. البته اينها نامهايى هستند كه به ذهن من خطور كرده و هركسى كه اندك اطلاعى از تاريخ سينما داشته باشد مى تواند آلترناتيوهايى براى آنها در نظر بگيرد. فيلمهاى هنرپيشه هايى را كه براى اولين و آخرين بار نامزد اسكار مى  شوند. از نظر مى گذرانيم:
بهترين فيلم
پنجره عقبى سال ،۱۹۵۴ سال فيلم در بار انداز بود ولى من فيلم كازان را اثرى تاريخ مصرف دار مى دانم در حاليكه پنجره عقبى با گذشت زمان ارزشمند تر شده و تريلرى كاراكتر محور است كه هميشه در ژانر خود جزو مطرح ترين فيلمها به حساب مى آمد. رود خانه قرمز وسترن بزرگ سال ،۱۹۴۸ سالى كه هملت لارنس اوليويه اسكار گرفت. هملت كاركلاسيك ارزشمندى است ولى شما بهتر مى دانيد كه مردم اين روزها كدام يك را ترجيح مى دهند، نامزد ديگر آن سال كفشهاى قرمز مايكل پاول بود و شايد اسكار ديگر به رنگ قرمز احتياجى نداشت! شب شكارچى نه تنها فيلم جزو نامزدان اسكار ۱۹۵۵ نبود بلكه مورد انتقاد تماشاگران و رسانه ها هم قرار گرفت چون همه فيلمهاى رمانتيك و اجتماعى را مى پسنديدند فيلمهايى چون مارتى با بازى ارنست بورگناين، پيك نيك و آقاى رابرتز. لورا فيلم بزرگ اوتوپر مينجر با بازى جين تيرنى و دانا اندروز ناديده گرفته شد و اسكار به فيلم احساساتى Going my way با بازى بينگ كرازبى رسيد. آن زمان سال ۱۹۴۴ اواخر جنگ جهانى دوم بود، مردم نگران بودند و آكادمى هم داشتن و نداشتن (هاوارد هاكز) و رادر سن لويى ملاقات كنم (وينسنت مينه لى) را ناديده گرفت. تاريخچه خشونت فيلم زيباى ديويد كراننبرگ قافيه را به فيلمهاى سياسى امسال باخت.
بهترين كارگردان
اهريمن يك زن است آخرين فيلم جوزف فون اشترون برگ با مارلن ديتريش كه چندان به مذاق آكادمى اسكار خوش نيامد و اسكار به فيلم بد جان فورد _ خبر چين _ رسيد. جويندگان حتماً شما تصور مى كنيد كه من سايه جان فورد را با تير مى زنم ولى اجازه دهيد اشاره كنم كه يكى از بهترين فيلمهايش بابازى جان وين، جفرى هانتروناتالى وود ساخت اما اسكار به غول از جورج استونز رسيد. مغازه شهر در گوشه خيابان يكى از بهترين كمدى هاى تاريخ سينما با بازى جيمز استوارت و مارگارى سولاوان در سال ۱۹۴۰ از ست بويچ (كه هرگز اسكار كارگردانى نبرد) ناديده گرفته شد و اسكار به خوشه هاى خشم جان فورد رسيد كه گرچه فيلم بدى نيست ولى اثبات مى كند كه در دوران سخت آكادمى جدى بودن را به كمدى ترجيح مى دهد. Point Blank سال ۱۹۶۷ با فيلمهايى چون فارغ التحصيل (مايك نيكولز) و بانى وكلايد (آرتورپن) سال خوبى بود ولى Point Blank فقط يك ايراد داشت: كارگردان آن (جان بورمن) انگليسى بود. Right stuff فيلم در سال ۱۹۸۳ نامزد دريافت جايزه بهترين فيلم شد ولى اثرى از نام كارگردانش فيليپ كافمن در بين نامزدان كارگردانى نبود. جايزه به فيلم دوران مهرورزى جيمز ال بروكس رسيد كه به نظرم اكنون در قفسه هاى بسيارى مشغول خاك خوردن است.
بهترين هنرپيشه مرد
كرى گرانت اگر بدانيم كرى گرانت براى بازيگرى اسكارى دريافت نكرد، از اينكه او براى فيلم His Girl Friday نامزد اسكار نشد چندان تعجب نمى كنيم. اگر اسكار براى تسلط كامل بازيگر به نقش و بيان خوب ديالوگ ها تعلق مى گيرد، او قطعاً بايد براى سردبير سنگدل روزنامه نامزد اسكار مى شد اما برنده جيمز استوارت براى فيلم داستان فيلادلفيا شد كه قرار بود كرى گرانت نقش او را در آن فيلم ايفا كند! آل پاچينو او براى فيلم پدر خوانده در سال ۱۹۷۲ نامزد اسكار بهترين هنرپيشه نقش اول نشد و اسكار به مارلون براندو براى همين فيلم رسيد. در حاليكه شخصيت پاچينو در فيلم (مايكل) شخصيت اصلى بود!
تاريخچه كوتاهى از مراسم اسكار
اسكار چگونه اسكار شد
252486.jpg
هر سال با فرا رسيدن ماه ژانويه و درست پس از آنكه تقويم حلول سال جديد را اعلام كرد، توجه اهالى سينما و علاقه مندان به هنر هفتم معطوف مهمترين واقعه سينمايى دنيا يعنى «اسكار» و يا جوايز «آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى» مى شود. تب اسكار بالا مى گيرد و ميليونها نفر از دوستداران سينما اخبار اين رويداد مهم را دنبال مى كنند تا از انتخاب شايسته ترين بازيگران و فيلم سال باخبر شوند. پس از گذشت سه ربع قرن از به رسميت شناختن دستاوردهاى سينمايى هر سال، اهداى جوايز سالانه اسكار به مهمترين مشغله و دغدغه آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى مبدل شده. اهداى اسكار همچنين فعاليتى است كه به آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى اين امكان را مى دهد تا ساير برنامه ها و رويدادهاى مختلف فرهنگى و آموزشى خود را در طول سال دنبال كنند. رأى گيرى براى انتخاب برندگان اسكار هر سال با ارسال برگه هاى رأى محرمانه به اعضاى آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى صورت مى گيرد و سپس اين برگه ها به شركت مميزى بين المللى «پرايس واتر هاوس كوپرز» تسليم مى شوند. اين برگه هاى رأى نزد مميزان به صورت محرمانه حفظ مى شوند و نتايج تا وقتى كه پاكتهاى مخصوص حاوى نام فيلم يا بازيگر برگزيده در مراسم مخصوص اسكار باز مى شوند، در هيچ جا فاش نمى شوند.
از آنجايى كه اعضاى آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى از ميان صاحبنظران و هنرمندان برتر در دنياى سينما گلچين مى شوند، رأى آنها انعكاس بخش مهمترين دستاوردهاى سينمايى سال در ۲۵ شاخه همچون بهترين فيلم سال، بهترين كارگردانى، بهترين بازيگر زن و مرد نقش اول، بهترين بازيگر زن و مرد نقش مكمل و... است. در هر يك از اين شاخه ها پنج نامزد براى دريافت اسكار معرفى مى شوند و البته شايان ذكر است كه انتخاب اين نامزد محدود به آن دسته از اعضاى آكادمى است كه در آن شاخه صاحب نظرند. به عنوان مثال تدوينگران عضو آكادمى تنها مى توانند نامزدهاى شاخه بهترين تدوين فيلم را انتخاب كنند و غيره. تنها استثنا در اين زمينه در شاخه بهترين فيلم سال است كه تمامى اعضاى آكادمى مجاز به معرفى نامزدها هستند. همچنين هر سال يك اسكار به بهترين فيلم خارجى (غير انگليسى) اهدا مى شود كه نماينده اى در ميان اعضاى آكادمى ندارد و نامزدهاى اين شاخه توسط يك كميته كه اعضاى آن گلچينى از اعضاى آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى در حوزه هاى مختلف هستند، انتخاب مى شوند.
آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى در كنار جوايز اسكارى كه در اين ۲۵ شاخه اهدا مى كنند، جوايز ديگرى نيز در هر سال به برگزيدگان اعطا مى كند كه شامل جوايز افتخارى، جوايز علمى - فنى، جوايز دستاوردهاى ويژه هستند. يكى از اين جوايز جايزه يادبود آيروينگ جى تالبرگ است كه يك نيم تنه برنز از اين تهيه كننده معروف است و به يك «تهيه كننده خلاق كه تلاشش به كيفيت بالاى يك توليد سينمايى انجاميده است» تعلق مى گيرد. اين جايزه بالاترين افتخارى است كه يك تهيه كننده مى تواند دريافت كند. ديگر جايزه مهم از اين دست جايزه بشردوستانه ژان هرشالت است كه يك تنديس اسكار است و به «فردى در صنعت سينما تعلق مى گيرد كه تلاشهاى بشردوستانه اش براى اين صنعت افتخارآفرين بوده اند.»
در نخستين سال اهداى جوايز اسكار، مراسم اسكار در يك ضيافت شام خصوصى در هتل روزولت هاليوود برگزار شد و مدعوين كمتر از ۲۵۰ نفر بودند.
علاقه مردم و سينمادوستان به اين مراسم در سالهاى بعد به برگزارى باشكوهتر اين مراسم و پوشش خبرى آن از طريق رسانه هاى جمعى نظير تلويزيون و راديو انجاميد، به طورى كه در سال ۱۹۵۳ ميليونها نفر در آمريكا و كانادا به تماشاى زنده اين رويداد مهم هنرى از گيرنده هاى تلويزيونى خود پرداختند.
* چگونه يك فيلم صلاحيت راه يافتن به فهرست نامزدهاى بهترين فيلم سال را پيدا مى كند؟
بنابر قوانين آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى يك فيلم زمانى صلاحيت راه يافتن به فهرست نامزدهاى بهترين فيلم سال را پيدا مى كند كه حائز شرايط زير باشد.
۱- مدت زمان فيلم بيشتر از ۴۰ دقيقه باشد، ۲ - نمايش آن بر روى يك فيلم ۳۵ يا ۷۰ ميليمتر و يا در فرمت قابل قبول ديجيتالى امكانپذير باشد. ۳- اين فيلمها بايد حداقل در يك سالن نمايش در فاصله زمانى اول ژانويه تا نيمه شب ۳۱ دسامبر در ناحيه لس آنجلس به نمايش گذاشته شود و بمدت ۷ روز متوالى بر روى پرده باشد. ۴- تاريخ ارسال نسخه فيلم به آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى تا اول دسامبر است و اگر فيلمها قبل از اكران رسمى بر روى پرده در اينترنت يا تلويزيون و يا نوارهاى ويديويى ظاهر شوند، صلاحيت راهيابى به اسكار را نخواهند داشت.
* اعضاى آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى چگونه انتخاب مى شوند؟
عضويت در آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى تنها از طريق دعوت رسمى امكانپذير است. بدين معنا كه اين آكادمى يك بار در سال دعوتنامه هايى به تعداد محدودى از صاحبنظران و افراد واجد صلاحيت در جامعه سينمايى ارسال مى كنند و از آنها براى عضويت در اين آكادمى دعوت به عمل مى آورند. نامزدهاى عضويت توسط اعضاى فعال آكادمى معرفى مى شوند و سپس كميته هايى متشكل از نمايندگان برجسته چهارده شاخه آكادمى - كارگردانها، فيلمنامه نويسان، فيلمسازان مستند و... - در مورد صلاحيت آنها رأى مى دهند. آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى طى چند سال اخير شرايط عضويت خود را سخت تر كرده و دقت و وسواس بيشترى در انتخاب اعضاى خود مى كند. شايان ذكر است كه نامزدهاى اسكار، حتى اگر پيشتر عضو آكادمى نبوده اند، خود به خود به عضويت اين آكادمى در مى آيند. اكثر اعضاى آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى از ايالات متحده آمريكا هستند، اگرچه عضويت در اين آكادمى محدود به شهروندان آمريكايى نيست.
* پروسه رأى گيرى براى اسكار چگونه است؟
برگه هاى رأى در ماه دسامبر براى اعضاى آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى پست مى شوند و ظرف دو هفته بايد براى شمارش آرا بازگردانده شوند. اين برگه هاى رأى محرمانه بوده و بلافاصله تسليم شركت بين المللى مميزى «پرايس واترهاوس كوپرز» مى شدند كه مسؤوليت شمارش و جمع بندى آرا را بر عهده دارد. پس از اين پروسه فهرست نهايى نامزدها در ماه ژانويه اعلام مى شود.
* تنديس اسكار از چه چيزى ساخته شده و نام اسكار از كجا گرفته شده؟
بنا بر گفته آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى تنديس فعلى اسكار از فلز بريتانيوم طلا اندود است و ۸‎/۵ پوند وزن و ۱۳۱‎/۲ اينچ ارتفاع دارد. پايه اين تنديس هم از آهن است. نام واقعى و رسمى اسكار «نشان شايستگى آكادمى» است. اگرچه ابهاماتى در مورد چگونگى تغيير نام «نشان شايستگى آكادمى» به اسكار وجود دارد معروف ترين و موثق ترين روايت اين است كه مارگارت هريك كتابدار آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى كه بعدها مديرعامل آن شد - معتقد بود اين تنديس شبيه عمويش «اسكار» است و پس از اين اظهار نظر فيلسوفانه بود كه همه اين جايزه را به نام «اسكار» صدا زدند. البته آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى تا سال ۱۹۳۹ رسماً از نام اسكار براى اهداى جوايز خود استفاده نكرد. نخستين جايزه اسكار در شانزدهم ماه مه ۱۹۲۹ اهدا شد. تنديس اسكار توسط مدير هنرى متروگلدين ماير «سدريك گيبونز» طراحى شده و توسط جورج استنلى تراشيده شد. تنديس فعلى كه هيچگاه به جز در اندازه تغييرى در طول همه اين سالها به خود نديده است، شمايل شواليه اى است كه روى يك حلقه فيلم ايستاده و در دستانش يك شمشير دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |