سه شنبه ۱۵ فروردين ۱۳۸۵ -
Tue, Apr 4, 2006
حوادث
۳۴۳۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
با رد كيفرخواست از سوى دادگاه ويژه روحانيت
• دادسراى ويژه روحانيت پس از تحقيق درباره چگونگى شليك مرگبار در ايستگاه متروى كرج در كيفرخواست ارائه شده اتهام عامل حادثه را قتل عمد تشخيص داده بود
• بر اساس رأى دادگاه، متهم به پرداخت ديه ظرف مدت دو سال از زمان وقوع قتل در حق اولياى دم و به تحمل سه سال حبس تعزيرى محكوم شد
با رد كيفرخواست از سوى دادگاه ويژه روحانيت
عامل حادثه متروى كرج
از قتل عمد تبرئه شد
• دادسراى ويژه روحانيت پس از تحقيق درباره چگونگى شليك مرگبار در ايستگاه متروى كرج در كيفرخواست ارائه شده اتهام عامل حادثه را قتل عمد تشخيص داده بود
• بر اساس رأى دادگاه، متهم به پرداخت ديه ظرف مدت دو سال از زمان وقوع قتل در حق اولياى دم و به تحمل سه سال حبس تعزيرى محكوم شد
گروه حوادث _ عامل حادثه متروى كرج با رأى قاضى شعبه پنجم دادگاه ويژه روحانيت از اتهام قتل عمد تبرئه شد.اين رأى قضايى در حالى صادر شده است كه دادسراى ويژه روحانيت پس از تحقيق درباره چگونگى شليك مرگبار در ايستگاه متروى كرج در كيفرخواست ارائه شده اتهام عامل حادثه را قتل عمد تشخيص داده بود.
252618.jpg
بنا به اين گزارش، عصر روز چهارم خرداد ماه سال ۸۴ صداى شليك گلوله اى در محوطه بيرونى ايستگاه متروى كرج، مسافران را وحشتزده به آن سمت كشاند. در همين هنگام مرد جوانى در حالى كه يك كلت كمرى در دست داشت، پيكر غرق به خون پسر جوان را در محوطه رها كرده و خود را به اتاقك انتظامات ايستگاه مترو رساند. وى با ارائه كارت شناسايى خود كه نشان مى داد از نيروهاى پليس است، خواست تا مأموران نيروى انتظامى در جريان قرار بگيرند. دقايقى بعد با حضور مأموران پليس مشخص شد وى «عسگر» نام دارد و از روحانيان شاغل در پليس است. در بررسى صحنه حادثه مأموران پى بردند به دنبال بروز اختلافاتى ميان سه پسر جوان، متهم در حالى كه خود را پليس معرفى مى كرد وارد ماجرا شده تا به درگيرى خاتمه بدهد. در همين هنگام قربانى ۲۰ ساله حادثه كه «على احمدى پور» نام داشت، سعى در فرار داشت. مرد مسلح در حالى كه اسلحه خود را مسلح كرده بود به تعقيب او پرداخته و او را متوقف مى كند. در اين هنگام مرد مسلح دست چپ مقتول را گرفته و مى تاباند و با اسلحه اى كه در دست راست داشت، چند ضربه به كتف راستش مى زند كه گلوله اى به سمت سر مقتول شليك شد.عسگر _ مرد مسلح _ پس از بازداشت در جريان بازجويى از سوى داديار شعبه اول دادسراى ويژه روحانيت ادعا كرد: چون مقتول قصد رهايى از دست مرا داشت، دست چپ وى را پيچاندم و با اسلحه اى كه دست راستم بود، چند ضربه به كتف راست وى زدم. در اين هنگام تيرى شليك شده و موجب قتل او شد. من قصد قتل او را نداشتم و عمداً هم شليك نكردم. در همين راستا مادر مقتول طى شكايتى موضوع قتل پسرش را عمدى دانسته و خواستار پيگيرى هاى قضايى در اين باره شد.به دنبال طرح اين اظهارات، تعدادى از شاهدان عينى حادثه از سوى داديار رسيدگى كننده به پرونده به دادسرا احضار شدند. چند تن از آنان بر اين موضوع كه متهم چند ضربه با اسلحه به كتف راست مقتول زده و تيرى شليك شده و موجب قتل «على احمدى پور» شده تأكيد كردند. ولى بعضى از شاهدان هم اظهار كردند كه با اسلحه زد و فرد كشته شد.
از سوى ديگر نظريه پزشكان قانونى نيز در تن پيمايى وجود آثار سوختگى در نزديكى گوش راست مقتول را تأييد كردند، ولى هيچ آثارى كه ناشى از ضربات اسلحه به كتف و پشت مقتول بوده باشد را تأييد نكردند.كارشناسان اسلحه و مهمات نيز در بررسى هاى تخصصى خود اعلام كردند اسلحه مزبور بدون چكاندن ماشه و با ضربه شليك نمى كند، هر چند كه موضوع شليك در اثر تحريك ناگهانى ماشه در اثر عواملى خارجى نيز امكان پذير است. با توجه به تمامى اين اظهارنظرها، قاضى «اسماعيلى» از شعبه پنجم دادگاه ويژه روحانيت پس از برگزارى جلسات دادگاه رأى خود را به اين شرح اعلام كرد.
< رأى دادگاه
در خصوص اتهام هاى عسگر نجفى با توجه به گزارشات واصله از نيروى انتظامى كرج، شكايت ولى دم، اظهارات شهود، نظريه پزشكى قانونى و كارشناسان اسلحه، گزارش معاينه جسد و اقرار متهم، انتساب قتل به متهم محرز و مسلم است. لكن در خصوص عمد بودن اثبات چند موضوع لازم است. الف _ انگيزه قتل، قصد قتل و انجام كارى كه نوعاً كشنده باشد، هر چند قصد قتل نداشته باشد. به نظر مى رسد كه هيچ كدام از موارد فوق در خصوص موضوع مصداق ندارد. هر چند نحوه تعقيب فردى مانند مقتول آن هم با اسلحه مسلح هيچ گونه توجيه منطقى ندارد و متوقف كردن فرد با اسلحه مسلح و زدن ضربه به پشت وى حاكى از بى مبالاتى تمام و افراط به نفس محترمه است و با مقررات نظامى و انتظامى نيز سازگار نيست. لكن زدن ضربه به پشت و كتف با اسلحه مسلح نوعاً كشنده نيست و فعل نوعاً كشنده محسوب نمى شود. به همين دليل هم كارشناسان اسلحه و مهمات زيرمجموعه تشخيص هويت در اصل شليك با اين سبك نيز ترديد كرده اند و از طرفى چكاندن ماشه از طرف متهم به صورت عمدى نيز دليل خاص مى خواهد و بايد احراز شود كه احراز آن هم مشكل است و حداقل قرائتى بر ايجاد شبهه در خصوص عمدى بودن شليك وجود دارد و امكان شليك و اصابت گلوله به مقتول نيز طورى كه صحنه قتل توسط متهم بازسازى شد، منتفى نيست. لذا با ضميمه كردن اصل برائت نمى توان به عمدى بودن قتل نظر داد و به نظر اينجانب قتل شبه عمد تشخيص داده مى شود.
بر اساس اين رأى، متهم به پرداخت يك نفر ديه كامله مرد مسلمان ظرف مدت دو سال از زمان وقوع قتل در حق اولياى دم و به علت بى مبالاتى و احتياطى شديد در امر فوق و افراط به نفس محترمه به تحمل سه سال حبس تعزيرى محكوم مى شود.
طلسم نويسنده آماتور براى افسون يك دختر
252609.jpg
گروه حوادث _ يك نويسنده جوان به خاطر علاقه به دختر دانشجويى، وى را اغفال و ۲۰ روز در خانه اى زندانى كرد.اين پسر ۳۶ ساله كه مدرك ديپلم دارد و در يكى از شهرهاى شمالى به دعانويسى شهرت دارد، با وجود ادعاهاى دختر جوان مبنى بر اينكه علاقه اى به وى ندارد، خواستار ازدواج با او شد.
بنا به اين گزارش، خانواده دختر دانشجويى پس از ۲۰ روز فرار وى از خانه و به ميان كشيده شدن پاى پسر آشنايى، پليس را در جريان گذاشت تا اينكه با رديابى كيوسك هاى تلفن عمومى دختر و پسر را در كيوسكى واقع در تهرانسر به دام انداختند.خواستگار سمج اين دختر دانشجو وقتى در برابر داديار رضوانفر قرار گرفت، گفت: «من يك نويسنده كم سرمايه هستم، ۱۴ جلد كتاب در زمينه مذهب و عرفان نگاشته ام، اما موفق به بستن قراردادى مناسب با انتشاراتى ها نشده ام و آثارم به چاپ نرسيده است.» وى افزود: «وقتى اين دختر در رشته زمين شناسى دانشگاه شهرمان قبول شد، قبل از آن او و خانواده اش را مى شناختم. او به همراه خواهر و مادرش به خانه پدرم آمده بودند، با رفت و آمدهايى كه آنان با من داشتند، من و دخترشان به يكديگر علاقه مند شديم و قرار ازدواج گذاشتيم. اما خانواده او نه تنها مخالفت كردند، بلكه با تغيير در رفتارشان از من به دادگاه شكايت كردند و با ادعاى اينكه دخترشان را اغفال كرده ام، خواستار شدند تا من ديگر هيچ مزاحمتى براى آنان ايجاد نكنم.»اين نويسنده آماتور گفت: «از سه ماه قبل از عيد، هيچ ارتباطى با اين خانواده نداشتم تا اينكه ۲۰ روز پيش دختر مورد علاقه ام به خاطر مشكلات خانوادگى از خانه فرارى شد و با من تماس گرفت. خيلى زود پس از اينكه دايى اش را در جريان قرار دادم از شهرمان به تهران آمدم و از همان ميدان آزادى به خانه پدر اين دختر زنگ زدم. آنان خواستند هر طورى شده دخترشان را پيدا كنم و هر زمان آمادگى داشت، به خانه برگردانم.با دختر جوان قرار گذاشتم و او را به خانه عمه يكى از دوستانم در تهرانسر بردم. او آمادگى برگشتن به خانه را نداشت. ۲۰ روز ميهمان بود، حتى چند نامه به خانواده اش نوشت. وقتى او را براى حرف زدن با مادرش به كيوسك تلفن برده بودم، بازداشت شدم. من و اين دختر به يكديگر تعهد داده ايم با هم ازدواج كنيم، اما او از خانواده اش مى ترسد.»دختر جوان كه همه ادعاهاى پسر نويسنده را مى شنيد، با ناراحتى گفت: «من هيچ علاقه اى براى ازدواج با وى ندارم. او در شهرشان به خاطر مسائل مذهبى و عرفان شهرت دارد، چون به چنين مسائلى علاقه داشتم با خواهر و مادرم به خانه پدرش رفتيم. او لباس رمال ها را پوشيده و كلاه سفيدى به سر داشت و در نخستين برخورد به خواهرم گفت هاله اش لكه بزرگى دارد. خوش صحبت بود و حرف هاى عرفانى اش به دل مى نشست. او گفت محقق است و پى بردم قبلاً در كتابخانه دانشگاهم كار مى كرد. به خاطر كنجكاوى هاى عرفانى رفت و آمدم با آنان بيشتر شد و اين پسر رفته رفته با من صميمى تر شد. طلسم هاى خودم را ندانسته با دستخط خودم مى نوشتم. دستبندهايى به من داد كه با ذره بين روى بدنه داخلى اش دعا نوشته شده بود. كتاب هايش را خوانده ام، مطالب خوبى نوشته است اما او علاقه مندى من به معلوماتش را با سوء تفاهم برداشت كرده بود و تصور مى كرد مى خواهم با او ازدواج كنم.»وى افزود: «مزاحمت هايش بيش از اندازه بود، حتى از خصوصى ترين كارم اطلاع داشت و گاهى با موبايل هم دانشگاهى هايم تماس مى گرفت و مى خواست با من حرف بزند. وقتى بعد از تصادف براى رهايى از دستش به دروغ گفتم كه فراموشى گرفته ام، تسبيحى روى پايم انداخت و گفت با لمس تسبيح من حافظه ام را پيدا مى كنم. مقدارى خرافاتى بود و تا زمانى كه من آرام بودم بين ما اختلافى وجود نداشت تا اينكه تهديد به آبروريزى در دانشگاهم كرد و باعث شد تسليم خواسته هايش شوم.» اين دختر گفت: «به خواسته او بود كه از خانه فرار كردم. مدتى كه در خانه دوستش زندانى بودم تنها براى اينكه خانواده ام از سالم بودن من مطلع شوند، براى آنان نامه نوشتم و هيچ علاقه اى به او ندارم.»
ترن هوايى جان
طراح خود را گرفت
252633.jpg
گروه حوادث ـ طراح و سازنده دستگاه ترن هوايى پارك ارم براثر برخورد يكى از واگنها به طرز دلخراشى جان باخت. اين مهندس ۵۵ ساله كه «هادى رشيدبيگى» نام داشت صبح روز ۱۳ فروردين ماه وقتى مشغول بازديد از دستگاه بود دچار اين حادثه شد.بنا به اين گزارش، ساعت ۱۰ و ۵۵ دقيقه روز يكشنبه وقتى كه تعداد زيادى از مردم تهران براى گذراندن آخرين روز تعطيلات به پارك ارم رفته و در اطراف دستگاه هاى بازى نشسته بودند با شنيدن فرياد دلخراش از داخل دستگاه ترن هوايى (ترن لوپ) خود را به محل رسانده و با پيكر غرق به خون مرد ۵۵ ساله اى در حالى كه يكى از واگنها به سرش برخورد كرده بود مواجه شدند. قربانى حادثه مهندس هادى رشيدبيگى طراح و سازنده دستگاه است وى فارغ التحصيل طراحى صنعتى از انگليس و عضو آكادمى مخترعين و مبتكرين بود و از سه سال قبل نيز اين دستگاه را در اين پارك راه اندازى كرد.با تحقيق از شاهدان حادثه مشخص شد زمانى كه وى مشغول بازديد و چك كردن تجهيزات ايمنى دستگاه بود يكى از واگنها از پشت به شدت با سر وى برخورد كرده و براثر ضربه مغزى جان باخته است.
راز سرقت صندوقچه «طلا» ى زوج تهيه كننده سينما
252624.jpg
گروه حوادث- راز سرقت ۲۵۰ ميليون تومانى صندوقچه «طلا»ى يك زوج تهيه كننده سينما، در قهوه خانه اى در جنوب تهران فاش شد.
طراح نقشه اين سرقت ميليونى، سرايدار خانه اين زوج سرشناس هنر فيلم و سريال بود.
بنا به اين گزارش؛ روز چهارم فروردين ماه سال جارى وقتى زن و شوهر تهيه كننده اى در خانه شان واقع در ميدان فرح بخش يوسف آباد نبودند صندوقچه جواهرات و پول هاى آنان بطرز مرموزى مورد دستبرد قرار گرفت.
وقتى پليس براى رديابى عاملان سرقت وارد عمل شد با بررسى هاى تخصصى پى برد كه سارقان براحتى وارد خانه  اين زن و شوهر هنرمند شده اند و ردپايى از يك آشنا در اين سرقت به دست آمد.
مأموران براى رديابى سارق آشنا پى بردند كه سرايدار خانه زوج تهيه كننده نزد آنان ادعا كرده است براى گذراندن ايام نوروز به خارج از ايران مسافرت خواهد كرد و در محل زندگى شان نيز هم تصور مى كنند او در خارج از كشور است.
هنوز تجسس هاى مأموران روى اين سرايدار متمركز بود كه در شاخه ديگرى مأموران كلانترى ۱۶۱ ابوذر روز هفتم فروردين ماه سال جارى اطلاع يافتند دو پسر ۱۷ و ۲۵ ساله به نامهاى «سعيد» و «محمد» در قهوه خانه اى واقع در خيابان زمزم تهران سعى در فروش يك محموله طلا دارند.
اين دو سارق حرفه اى با اقدام غافلگيرانه كار آگاهان بازداشت شدند و در حالى كه صندوقچه طلا را دراختيار داشتند اعتراف كردند به خانه يك زن و شوهر تهيه كننده سينما دستبرد زده اند و با همكارى سرايدار آنان توانسته اند پول و جواهرات به ارزش ۲۵۰  ميليون تومان را به سرقت ببرند.وقتى رديابى همدستان اين دو سارق در دستور كار مأموران اداره يكم پليس آگاهى تهران قرار داده شد آنان با اقدامات اطلاعاتى توانستند چهار همدست ديگر آنان و مرد سرايدار را بازداشت كنند.در بازجويى ها مشخص شد وقتى چند تن از سارقان ميهمان سرايدارخانه زوج تهيه كننده بودند به وسوسه اين سرايدار پرداخته و نقشه سرقت را طراحى كرده اند.بنابه گزارش خبرنگار جنايى ما، با توجه به كشف اسلحه اى از اين گروه سرقت كارآگاهان با اين احتمال كه آنان سرقت هاى مسلحانه ديگرى انجام داده اند در حال تحقيق ويژه از متهمان هستند.
شليك مرگبار به سوى تازه داماد كرجى
گروه حوادث: كرج _ خبرنگار «ايران»: تازه دامادى كه ۶ ماه از ازدواج او مى گذشت در آخرين ساعات سال ۸۴ در فروشگاه لوازم يدكى خود با شليك گلوله هاى مرگبار افرادى ناشناس به قتل رسيد.ساعت ۱۶ عصر ۲۹ اسفندماه سال ۸۴ شخصى به فروشگاه لوازم يدكى پژو در بلوار دانش آموز كرج مراجعه و درحالى كه قصد خريد لوازم يدكى را داشت متوجه جسد خون آلود فروشنده كه پشت ويترين به صورت طاقباز افتاده بود شد. پس از حضور كارآگاهان دايره ويژه قتل اداره آگاهى كرج مشخص شد مقتول «داود خيرانديش» ۲۹ ساله نام دارد. بررسى هاى پليسى حاكى از آن بود كه افرادى ناشناس به دلايلى نامعلوم با شليك چهار گلوله قربانى را در اقدامى غافلگيرانه به قتل رسانده اند.
مأموريت كارشناسان در بررسى ادعاهاى «دل آرا»
252627.jpg
گروه حوادث: رزمى كار و چپ دست بودن «دل آرا» كه مى تواند مسير پرونده قتل قديمى را تغيير دهد از سوى كارشناسان رسمى دادگسترى ابهام زدايى خواهد شد.
دل آرا دختر جوانى است كه به خاطر ازدواج با پسر مورد علاقه اش در نقشه قتل دختر عموى پولدار پدرش در رشت شركت داشته است. بنا بر اين گزارش، از شامگاه هفتم دى ماه سال ۸۲ وقتى زن ۶۵ ساله اى به نام «مهين» در خانه اش واقع در شهرستان رشت به قتل رسيد ردپايى از دختر آشنايى به نام «دل آرا» و پسر مورد علاقه اش با نام «اميرحسين» به دست آمد.
«دل آرا» كه پذيرفته بود دخترعموى پدرش را به خاطر سرقت به قتل رسانده است در آستانه اعدام قرار گرفت كه وكيل خرمشاهى با اشاره به ايراداتى بعد از اينكه قاضى جاويدنيا مسؤول رسيدگى به پرونده شد، توانست به دلايلى بپردازد كه مى تواند بى گناهى دل آرا را در ارتكاب جنايت ثابت كند. اين در حالى بود كه «دل آرا» به اعدام و اميرحسين به ۱۰ سال زندان محكوم شده بود و اين ايرادات مسير تحقيقات و رسيدگى را با ابهامات جدى اى مواجه ساخت تا اينكه قرار شد با روشن شدن ادعاهاى دل آرا در آخرين جلسه محاكمه مبنى بر اينكه برخلاف تحقيقات او رزمى كار نبوده و چپ دست نيز است، صحنه جنايت براى بار دوم بازسازى شود. «دل آرا» چندين بار ادعا كرد «اميرحسين» قرص هاى سست كننده اى به او خورانده است و در روزهاى نخست با اغفال آنان، همه قتل را به گردن گرفته در حالى كه نمى توانسته ضربات را او به مقتول زده باشد.
وكيل خرمشاهى در اين خصوص به خبرنگار ما گفت: «قرار شد رزمى كار بودن و چپ دست بودن «دل آرا» از آموزش و پرورش و تربيت بدنى رشت استعلام شود اما چون از اين طريق طولانى مى شد، قاضى جاويدنيا يك هيأت كارشناسى رسمى دادگسترى را مأمور كرد تا با سرعت بيشترى به بررسى اين دو ابهام بپردازند تا بتوان به بازسازى صحنه قتل پرداخت.»
دستگيرى مسافران ششلول بند
252621.jpg
گروه حوادث- مسافران مسلح كه به سرقت خودروها مى پرداختند در محاصره پليس گرفتار شدند.
سردسته اين باند كه پسر جوانى است وقتى مى خواست خودروى پرايدى را به سرقت ببرد، خود را در دام مأموران ديد. بنا به اين گزارش؛ ساعت ۱۶ و ۵۵ دقيقه روز پنجم فروردين ماه سال جارى مأموران كلانترى فرجام و گشت پليس در عمليات مشتركى سارق مسلحى را در بزرگراه امام على(ع) به دام انداختند.
سارق وقتى با فرار دوستش تنها ماند، دست هايش را به علامت تسليم بالا برد و در بازجويى مأموران اداره يكم پليس آگاهى تهران اعتراف كرد همراه سه تن از دوستانش در حاليكه اسلحه اى تهيه كرده بودند به چهار سرقت مسلحانه خودرو دست زده اند.
با دستگيرى اعضاى اين گروه مسلح و به دست آمدن يك كلت كمرى، خشاب و فشنگ هاى جنگى از آنان، تحقيقات نشان داد آنان در حاشيه تهران و بزرگراه ها سوار خودروهاى مسافركش شده و با تهديد اسلحه به سرقت خودروها مى پردازند و تا كنون چهار خودرو را در پاركينگ هاى سطح تهران متوقف و پنهان كرده اند تا در زمان هاى مناسب به فروش آن بپردازند.
سرهنگ خوئينى ها در توصيه اى به رانندگان مسافركش، گفت: از سوار كردن مسافر در حاشيه شهرها پرهيز كنند و حتماً درهاى خودروهايشان را در زمان رانندگى و در نقاط خلوت و كم تردد ببندند و از داخل قفل كنند و هميشه با پليس در تماس باشند.»
پرندگان مهاجر عامل سقوط هواپيماى ارمنستان
«هواپيماى آنتونوف ۱۲ كه در تعطيلات سال نو سقوط كرد متعلق به يك شركت ارمنستانى بوده و تحت اجاره منطقه ويژه  اقتصادى پيام بوده است.»
رضا ترابى - معاون فرودگاهى منطقه ويژه  پيام- در گفت وگو با ايسنا، در رابطه با چگونگى سقوط هواپيماى آنتونوف ۱۲ در روز هشتم فروردين اظهار كرد:« اين هواپيما به منظور حمل وسايل شركت مخابرات ايران به مقصد امارات متحده عربى حركت مى كرد.» او ادامه داد:« اين هواپيما بعد از اين كه از باند فرودگاه بلند شد با يك گروه پرنده  مهاجر برخورد مى كند كه اين حادثه منجر به ايجاد نقص فنى در سه موتور اين هواپيما مى شود.» ترابى اضافه كرد:« خلبان در اين لحظه مجبور به فرود اضطرارى در بيابان هاى اطراف شد وخوشبختانه اين هواپيما به مناطق مسكونى اطراف برخورد نكرد.»
معاون فرودگاهى منطقه ويژه  اقتصادى پيام با بيان اين كه تمام گروه پروازى اين هواپيما خارجى بوده اند، گفت: «هواپيما بعد از خارج شدن گروه پروازى آتش گرفت كه بعد از چند دقيقه گروه هاى آتش نشان فرودگاه پيام و شهرستان هاى اطراف به محل اعزام شدند تا آتش را خاموش كنند.»
او با اعلام اين كه اين هواپيما خالى از بار بوده و توانايى حمل ۲۰ تن بار را دارد، گفت:« اين حادثه خسارتى را به فرودگاه پيام وارد نكرد و طبق قراردادى كه با شركت هواپيمايى ارمنستانى داريم آن ها هواپيمايى را جايگزين كردند.»
دستگيرى ۲آشنا در قتل يك دختر
زن ۲۵ ساله اى كه روز دوم فروردين ماه سال جارى، از سوى فرد يا افراد ناشناسى از پشت سر مورد حمله قرار گرفته و مضروب شده بود، پس از گذشت ۹ روز از حادثه در بيمارستان جان باخت.
به گزارش ايسنا، مقارن ساعت ۲۳ روز دوم فروردين ماه پس از تماس مردم با كلانترى ۱۷۱ «بهشت زهرا (س)» مبنى بر مشاهده جسد زنى در خيابان، بلافاصله مأموران پليس به موقعيت مورد نظر عزيمت كردند.مأموران با حضور در محل حادثه با جسد نيمه جان زن جوانى مواجه شدند كه براثر اصابت شىء سنگينى به پشت سرش بيهوش شده بود.با انتقال اين زن به هويت «ساره» به بيمارستان حضرت رسول(ص)، تلاش براى شناسايى ضارب يا ضاربان اين زن آغاز شد كه در اين رابطه دو مظنون كه با نامبرده در يك فروشگاه پوشاك كار مى كردند، دستگير شدند و براى تحقيقات بيشتر به پليس آگاهى تهران بزرگ انتقال يافتند. به گزارش ايسنا دستگيرى اين دو مظنون در حالى بود كه پس از گذشت ۹ روز از وقوع حادثه در يازدهم فروردين ماه، «ساره» دختر جوان ۲۵ ساله در بيمارستان جان باخت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |