|
دروغ هاى بى پايان بوش در جنگ عراق
|
|
|
سه سال پيش، پس از ابداع يك بحران بر سر عراق، دولت «جورج بوش» رئيس جمهورى آمريكا با حمايت دولت انگليس، بخش عمده كنگره و اكثريت شهروندان آمريكايى، به اشغال غير قانونى عراق دست زد.نيروى نظامى آمريكا، دولت عراق را منهدم كرده، زيربناى مدنى آن را ويران كرد.بعلاوه، با جمعيت سنى عراق بد رفتارى كرده، و گروه هاى نژادى را در مقابل يكديگر قرار داده زمينه را براى جنگ داخلى كه اكنون مى رود تا سراسرى بشود آماده ساخت.از اين فعاليت هاى شيطانى آمريكا، موارد بى شمار زير پا گذاشتن قوانين بين المللى سربرآورد كه از آن جمله است كشتن و زمينگير كردن بيش از ۱۰۰۰۰۰ شهروندان غير نظامى عراق، ويرانى كامل شهرهايى چون فلوجه، استفاده از بمب هاى ممنوعه مثل ناپالم و دى يو، شكنجه و كژرفتارى جسمى و فكرى با شهروندان و مبارزان دستگير شده كه اغلب تماشاچيان بى گناه اين ماجرا بودند. چرا رؤساى جمهور و فرماندهان ارشد آمريكا اين همه منظم دروغ مى گويند؟ چرا آنها اين همه خود پسندانه به قوانين بين المللى بى توجهى مى كنند؟ چرا فكر مى كنند كه شيوه جنگ كردن شان برديگران ارجحيت دارد در حالى كه به تكرار بى اعتنايى شان را به منشور سازمان ملل متحد، اصول نورنبرگ، قانون اساسى آمريكا، و حاكميت قانون بطور كلى به نمايش مى گذارند؟ چرا اين همه شهروندان مفعولانه نظاره گر باقى ماندند و اجازه دادند مسائل به صورت كنونى در بيايد؟ آيا همه ما آن چنان گرفتار ناسيوناليسم بى مغزى شده ايم كه باعث شده حتى خودمان، ارزش هاى مان، و دنياى مان را فراموش كنيم؟«ديويد فروم» كه پيشتر نطق هاى بوش را مى نوشت وواضع عبارت «محور شرارت» است- معتقد است كه «آمريكا» مدافع مهربانى است و نيرويى است براى خير كه از سوى خدا انتخاب شده تا دنيا را رهبرى كند.بوش هم اغلب همين را مى گويد.فقط آمريكا مى تواند «دموكراسى» را گسترش بدهد و صلح جهانى را تضمين كند.جانه تان ادواردز پروفسور مطالعات مذهبى در دانشگاه ييل هم معتقد است كه «آمريكا» به واقع، آخرين و بهترين اميد دنياست».نه فقط در ميان افراطى ها بلكه در ميان عقيده مندان محترم هم آدم با اين باورها، استثنايى بودن آمريكا، كرامت، و برترى اخلاقى آن روبرو مى شود. من نمى خواهم كسانى كه چنين عقايد نادرست خطرناكى دارند را تحقير كنم .اگر آنها مى خواهند ستايشگر دولت ملى باشند، همانگونه كه آمريكايى ها از زمان جنگ هاى داخلى چنين كرده اند، باشد حرفى ندارم.ولى آنها بايد با عملكردى كه از اين ايده ها منبعث مى شود هم روبرو بشوند. سال چهارم يك جنگ غير قانونى دارد آغاز مى شود و اكثريت آمريكايى نه از جنگ حمايت مى كنند و نه از اشغال و نه حتى از دولت آقاى بوش. آنها مى دانند كه وجه مشخصه دولت بوش، دروغگويى، مخفى كارى، بى احترامى به قراردادها، بى اعتنايى به ارزش ها و ارجحيت هاى ملل ديگر، و تكيه بر نيروى نظامى، است. آنها هم چنين مى دانند كه شكاف بين ايده هايى كه آمريكايى ها دارندو واقعيت ها هيچ گاه اين همه عظيم نبوده است.خشونت و آدم كشى نيروهاى متحدين (آلمان نازى و ژاپن وايتاليا) كه اسيران جنگى متفقين در طول جنگ جهانى دوم با آن روبرو بودند، با آن چه كه سربازان آمريكايى و مأموران سازمان سيا عليه زندانيان عراقى و شهروندان بازداشتى مى كنند بى رنگ شده است.همان گونه كه نيروهاى متحدين قوانين جنگى و قوانين اشغال نظامى را بازتعريف كرده بودند، دقيقاً همين كار را سربازان آمريكايى و بخش اجرايى اشغال گران كرده است. ديوانه بازى هاى بعضى از آمريكايى ها در عراق غير قابل انكار و روشنگرانه است.نه فقط ارتش آمريكا برسرشهروندان بى گناه عراقى بمب هاى اورانيوم تضعيف شده و ديگر مواد خطرناك ريخت، بلكه انواع و اقسام شكنجه و آزار بدنى و روحى را هم ازآنها دريغ نكرد. كتك زدن، لگد زدن به زندانيان ، سيلى زدن و ضربه زدن به شكم ،كشيدن ناخن، سوزاندن پوست بدن با سيگار، چاقو زدن و جراحت رساندن به بدن زندانى، قتل ، شكنجه با آب، يك شيوه شكنجه از زمان جنگ با سرخپوستان ، آويزان كردن زندانى از سقف، پنجره، چارچوب در، در حالى كه دست هايشان از پشت بسته است تا زمانى كه اعضاى بدنشان از جا در مى رود.يك تكنيك قرون وسطايى به نام «Strappado» ، شو ك هاى الكتريكى، يك شيوه بازجويى كه مورد استفاده گشتاپو بود و هم چنين از سوى فرانسوى ها در الجزيره، نيروهاى آمريكايى در ويتنام و سربازان انگليسى درايرلند شمالى، مورد استفاده قرار مى گرفت، « كلاه بر سر گذاشتن» و بستن چشمها براى مدت طولانى براى اين كه محيط دوروبر را بطور كامل تحت كنترل داشته باشند ، بى خوابى دادن و در انزوا نگه داشتن براى بهم زدن سمت گيرى زندانى - تزريق اجبارى دارو، اين تكنيك را ارتش آمريكا و مأموران سازمان سيا از روسها و چينى ها كپيه كرده و بعد خودشان تكامل داده اند. - دست بستن و زنخير به پازدن براى تأكيد به ناتوان بودن زندانى - عريان كردن اجبارى زندانيان زن و مرد مسلمان و نگه دارى شان به همين صورت براى مدت طولانى - اهانت كردن به باورهاى مذهبى زندانيان - بى احترامى جنسى، از جمله، ريختن مدفوع، ادرار و خون زنها در دوران پريود بر سروروى زندانيان. - اهانت نژادى قبل، در طول و بعد از كتك زدن هاى وحشيانه به زندانيان. - انداختن سگ به جان زندانيان قبل و در طول بازجويى - نگهدارى در تاريكى مطلق و يا در نور زياد براى مدت طولانى، گرما يا سرماى بيش از حد و يا با سر و صداى سرسام آور كه باعث پارگى پرده هاى گوش مى شود. - مجبور كردن زندانيان به لطمه زدن به خويش با واداشتن شان به ايستادن در شرايطى عذاب آور براى مدت طولانى. - نگهدارى زندانيان در سلول هاى خيلى كوچك، قفس، جعبه هاى چوبى، و يا قفسه فلزى براى مدت طولانى. - اجتناب از دادن غذا، آب و نوشيدنى به زندانيان و جلوگيرى از رفتن به توالت. - تهديد زندانيان يا وابستگان آنها، جوان و پير، و يا واداشتن وابستگان به نظارت بر شكنجه زندانيان. - « باز گردانى فوق العاده»، فعاليت غيرقانونى « از خارج گرفتن» با « شيوه هاى گانگسترى»، و شكنجه زندانيان در كشورهاى اروپاى شرقى و در خاورميانه، كه در آنها سازمان سيا شيوه هاى بازجويى خود را گسترش داده است.در اين جا ديگران به نمايندگى از سوى سازمان سيا ولى با نظارت مأموران سيا، زندانيان را شكنجه مى كنند. به اين ترتيب، چه تفاوتى وجود دارد بين جنايات جنگى دشمنان ما در ۶۰ سال پيش و جناياتى كه سربازان آمريكايى، مأموران سازمان سيا، بطور منظم در طول جنگ سردمرتكب مى شده اند و اكنون در عراق، افغانستان، و بطور كلى در جهان از سال ۲۰۰۱ به اين سو مرتكب مى شوند؟ با مقايسه شكنجه و اذيت و آزار زندانيان از سوى آمريكايى ها با آن چه كه آلمانى ها و ژاپنى ها با زندانيان جنگى كرده بودند، چه مى توان گفت؟ در طول قرن نوزدهم، «قانون ملتها» برده دارى را با دزدى دريايى برابر دانست ولى آمريكايى هاى مدافع برده دارى، قانون ملت ها را نپذيرفتند.امروزه «ملت استثنايى»، شكنجه را كه مصيبتى به بدى برده دارى است، نهادينه كرده است.يك بار ديگر ،آمريكا خود را در برابر قوانين بين المللى مى بيند.با شكنجه جسمى وروحى كه برشمار نامحدودى از اسراى جنگى و بازداشت شدگان اعمال شده است، و بعد، بطور عمومى ورسمى از حق خويش براى شكنجه دفاع مى كنند، دولت بوش با كمك رهبران كنگره، ايده هاى بسيار محترمى (اگرچه هيچگاه عينيت پيدا نكرد) كه اساس اخلاقى سياست خارجى آمريكا بود را لگد مال كرده اند.آمريكايى ها بايد خواهان تعقيب و مجازات جنايى بوش، چينى، و رامسفلد باشند، افرادى كه براى اين اشغال و تجاوز توطئه كرده و قوانين بين المللى اشغال را زير پا گذاشته اند .اين ها بودند كه از بالا فرمان را صادر كرده و بدترين خصلت يك آمريكايى معمولى را آزادكردند كه بعد، بطور انفرادى و دسته جمعى، مجريان واقعى شكنجه و ديگر جنايت هاى جنگى شده اند. تا زمانى كه مردم آمريكا جنايتكاران جنگى را در دادگاههاى داخلى به محاكمه نكشيده و آنها را به مجازاتى كه قوانين آمريكا براى مسؤوليت فرمان دهندگان معين مى كند محكوم نكنند، ارتش آمريكا به جنايات جنگى خويش بدون واهمه از مجازات ادامه خواهد داد.بعلاوه، نظام حكومتى واشنگتن كه خوب عمل نمى كند هيچ گاه اصلاح نخواهد شد. منبع: z-magazine
|