سه شنبه ۱۵ فروردين ۱۳۸۵ -
Tue, Apr 4, 2006
ماجرا
۳۴۳۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
حكمى كه در مرحله اجرا قرار گرفت
شباهت فاميلى، انگيزه اى براى يك كلاهبردارى
گروه حوادث: فردى كه به دروغ خودرافرزنديكى از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى معرفى مى كردو اقدام به كلاهبردارى هاى ميليونى كرده بود تحت تعقيب قضايى قرار گرفت.
اين مرد جوان پس از افتتاح حساب در بانك هاى مختلف تحت عنوان فرزند يكى از نمايندگان مجلس اقدام به كلاهبردارى كرد.
بنا بر اين گزارش، اوايل سال گذشته مجلس شوراى اسلامى با ارسال نامه اى به دادستانى اعلام كرد شخصى با نام سعيد توكلى و با غصب عنوان خود را فرزند يكى از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى معرفى كرده و با ترفندهاى مختلف اقدام به كلاهبردارى از مردم مى كند.
با گزارش حراست مجلس شوراى اسلامى پرونده اى در اين زمينه تشكيل و به دستور داديار شهبازى از شعبه دوم داديارى دادسراى فرودگاه اكيپى از مأموران مركز عمليات دادستانى تهران تحقيقات خود را آغاز كردند.
در اين تحقيقات مشخص شد وى با استفاده از شباهت اسمى و جعل مدارك هويتى خود را، فرزند يكى از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى معرفى كرده و پس از افتتاح حساب در بانك هاى مختلف به بهانه خريد اقساطى مغازه و اتومبيل اقدام به كلاهبردارى مى كند.
يكى از مالباختگان در جريان تحقيقات به مأموران گفت: اواخر فروردين ماه سال جارى اين مرد به بهانه اجاره خودروام از من خواست تا همراه او به مجلس شوراى اسلامى بروم تا پدرش كه نماينده مجلس است قرارداد اجاره خودرو را تنظيم كند. وقتى به آنجا رفتيم او داخل رفت و پس از ۱۰ دقيقه بازگشت و گفت پدرش در جلسه كميسيون است و نمى تواند براى تنظيم قرارداد حضور داشته باشد. سپس با دادن چكى خودرو پژو را با خود برد و وقتى چك را به بانك بردم متوجه شدم هيچ پولى درحساب وى وجود ندارد.
با انجام اين تحقيقات وقتى هيچ سرنخى از اين كلاهبردار به دست نيامد داديار شهبازى با صدور دستور چاپ عكس متهم در روزنامه از كسانى كه از مخفيگاه وى اطلاعاتى دارند خواست تا به مأموران عمليات دادستانى و يا به شعبه دوم داديارى دادسراى فرودگاه اطلاع بدهند.
پاسخ معماى پليسى  شماره ۱۰۹ روز رؤيايى
پاسخ و اسامى برنده معماى پليسى شماره ۱۰۹ فردا در همين صفحه بخوانيد:
دليل يكم: فرشته ادعا كرد وقتى به همراه دايى حسن به سمت ويلا فرار مى كردند سه نقابدار در تعقيب آنها بودند، دايى اش يك بار ليز خورد بعد توانست بلند شود اما از او عقب افتاد، صداى گلوله اى شنيد و ...
بازپرس شمس در صحنه جنايت متوجه شد گلوله به بينى اش اصابت كرده بود و از سر خارج نشده بود پس اين كه گلوله توسط سه نقابدار از پشت سر به پيرمرد شليك شده باشد واقعيت نداشت چون كه قاتل از روبرو شليك كرده بود و نحوه افتادن جسد كه به پهلو بود نيز نشان مى داد اين نمى تواند داستان واقعى جنايت باشد چرا كه شتاب فرار و شتاب اصابت گلوله اگر سه نقابدار پيرمرد را هدف قرار مى دادند بايستى طورى بودكه او با صورت و به شكم به زمين مى افتاد.
دليل دوم: فرشته به داخل ويلا فرار كرده بود و با سرعت خود را به تلفن رسانده و در حين مكالمه تلفنى با پليس بى هوش شده بود و تا رسيدن پليس بى هوش بود پس فرصتى براى تعويض لباس هايش نداشت.
اين در حالى بودكه بازپرس متوجه دمپايى پارچه اى و روفرشى او شد كه به پا داشت و لباس هاى او مناسب گردش زير باران و در آن سردى هوا نبود، پس اين نمى توانست واقعيت داشته باشد.
حكمى كه در مرحله اجرا قرار گرفت
زن جنايتكار در آستانه اعدام
مرد توطئه گر در زندان
252483.jpg
گروه حوادث: مردى كه با همدستى يك زن در توطئه شومى شوهر او را به قتل رسانده بود، با اعلام رضايت اولياى دم از مجازات مرگ گريخت.
تلاش هاى پليس براى كشف راز اين جنايت به دنبال اعلام شكايتى از سوى زن جوانى آغاز شد.
اين زن ۳۷ ساله روز ۲۰ بهمن ماه سال ۷۶ با مراجعه به مأموران درحالى كه خود را مضطرب و نگران نشان مى داد، ادعا كرد شوهر ۴۰ ساله اش به نام «عبدالله» از روز ۱۳ بهمن خانه را ترك كرده و ديگر خبرى از او نيست.
با توجه به اظهارات مطرح شده از سوى اين زن مأموران به او مظنون شده و بازجويى از وى را آغاز كردند.
على رغم بدست آمدن اطلاعاتى از چگونگى ناپديد شدن مرد خانواده، مأموران با انكارهاى اين زن روبرو شده و سرانجام تحقيقات خود را با بن بست روبرو ديدند.
به دستور قاضى شعبه ۱۱۵۷ دادگاه جنايى تهران زن جوان پس از مدتى بازداشت، با صدور قرار قانونى آزاد شد.
درحالى كه يك سال از ماجراى ناپديد شدن «عبدالله» مى گذشت و هيچ سرنخى از او بدست نيامده بود، پليس متوجه رفت وآمدهاى مشكوك مرد جوانى به خانه اين زن شد.
مأموران پس از انجام مراقبت هاى نامحسوس مرد جوان را به همراه زن صاحبخانه بازداشت كردند.
در مرحله جديد تحقيقات پليس، زن جوان ضمن اعتراف به قتل شوهرش با همدستى مرد جوان پرده از راز يك جنايت خانوادگى برداشت.
وى در اين باره گفت: از مدت ها قبل با شوهرم دچار اختلاف شده بوديم تا اينكه با «عباس» آشنا شدم. او وقتى پاى درد دل من نشست، پيشنهاد قتل را مطرح كرد.
مدتى بعد به اتفاق هم مقدارى داروى خواب آور از بازار ناصرخسرو تهيه كرديم. طبق نقشه اى كه از قبل كشيده بوديم، داروها را در غذاى شوهرم ريختم، هنوز چند قاشق از غذاها را نخورده بود كه به خواب عميقى فرورفت.
در اين هنگام «عباس» به خانه ما آمد، با كمك هم طنابى به دور گردن او پيچيديم سپس با اطمينان از مرگش، جسد را در داخل گونى گذاشته و با خودروى وانت بار او به اطراف كانال آب بلوار ابوذر برده و در آنجا رها كرديم.
با توجه به اين اعترافات بررسى هاى پليسى براى بدست آوردن ردى از پيكر قربانى حادثه آغاز شد ولى به دليل گذشت مدت زمان زيادى از ماجراى قتل هيچ اثرى از جسد بدست نيامد.
در همين راستا به دنبال برگزارى چند جلسه محاكمه در شعبه ۱۱۵۷ دادگاه جزايى تهران قاضى دادگاه براى هر دو متهم پرونده حكم قصاص صادر كرد.
با اعتراض متهمان پرونده براى رسيدگى مجدد به شعبه ۳۳ ديوان عالى كشور فرستاده شد و مورد تأييد قرار گرفت.
با گذشت ۸ سال از ماجراى قتل، اولياى دم قربانى حادثه با حضور در دادگاه درباره اتهام «عباس» اعلام گذشت كردند. بدين ترتيب قاضى «محمدرضا زمانى علويچه» رئيس شعبه ۱۱۵۷ با اين تصميم اولياى دم حكم قصاص متهم را به ۸ سال زندان تقليل داد.
براساس اين رأى به دستور قاضى دادگاه پرونده قصاص زن جوان براى اجرا به شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى تهران فرستاده شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |