سه شنبه ۱۵ فروردين ۱۳۸۵ -
Tue, Apr 4, 2006
جوان
۳۴۳۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
جوانان و شوخى
كوچه W با وبلاگ هاى شما
يك نكته
يك پيشنهاد
جوانان و شوخى
واقعاً واسه اينه كه تو بخندى؟
252531.jpg
كيارش نظرى
با نزديكترين دوستت قهر كرده اى آن هم به خاطر اينكه در جمعى دوستانه، براى وقت گذرانى و البته خوشمزگى، با او شوخى كرده اى؛ شوخى هايى كه همه را خندانده و روده بر كرده اما باعث شده كه صميمى ترين رفيقت ناراحت شود. البته او هم مى داند كه تو به الكى خوش بودن معروفى اما ديگر هيچ حد و حدودى را رعايت نمى كنى. مدام براى اطرافيانت لطيفه هاى بى نمك تعريف مى كنى و سر به سرشان مى گذارى. مى گويى: «در اين دنيا هيچ چيز ارزش جد ى بودن را ندارد.» اما يك روز، در جمع دوستانت اسير همان حرف ها مى شوى. شوخى ها آنقدرها هم جذاب و خنده دار نيست و ته دلت به خودت بدو بيراه مى گويى كه چرا اجازه مى دهى ديگران اين شكلى با تو رفتار كنند اما خودت خواسته اى! بايد زير قهقهه دوستانت له بشوى تا شايد رفتار گذشته ات را در ذهن مرور كنى!
حتماً شما هم در دانشگاه، مدرسه يا محيط كار با افرادى روبرو شده ايد كه سعى مى كنند با حرفهايشان باعث خنده بشوند. حتى گاهى هم به حركات و رفتار آنها خنديده ايد اما بعضى اوقات فكر مى كنيد كه آنها شورش را درآورده اند. آخر هر كارى هم حدو اندازه اى دارد.
اين افراد پيش خودشان فكر مى كنند كه اين جورى راحت تر مى توانند با بقيه رابطه برقرار كنند يا به عنوان افراد خوشرو معرفى  شوند. شايد تا اندازه اى هم حق داشته باشند، اما حرفهاى آنها اغلب اوقات باعث دلگيرى گروهى مى شود.
على كيانى دانشجوى پزشكى مى گويد: «روزهاى اول، بعضى از همكلاسى هايم با حرفها و جوك هايى كه تعريف مى كردند باعث خنده مى شدند و جو رسمى و خشك اوليه را مى شكستند اما بعدها همين حركات باعث به هم ريختن كلاس مى شد. چون ديگر آنقدر اين حرفها را تكرار كرده بودند كه هيچ جذابيتى نداشت و تازه تمركز همه را به هم مى ريخت.» ابوالفضل عربى هم كه دوستانش او رابه عنوان با نمك مى شناسند، مى گويد: «شوخى حدو مرز دارد. يك وقت با تعريف كردن لطيفه اى، بعضى ها ناراحت مى شوند و دلخورى پيش مى آيد. خود من شاهد بوده ام كه بابت چنين حرف هايى چطور دو دوست با هم دعوايشان شده و كارشان بالا گرفته!»
اما اينها نكته هايى هستند كه همه مى دانند. همه مى دانند كه لطيفه هايى كه درباره قوم ها ساخته مى شوند يا ضعف هاى عده اى را به رخ مى كشند، بيشتر از آن كه شوخى و تفريح باشد، مسخره كردن آنها به حساب مى آيد. اما با اين همه هنوز اين عادت بين ماها رواج دارد؛ عادتى كه باعث مى شود عده اى در جمع هميشه احساس ناخوشايندى داشته باشند. دكتر حسن شيخى، جامعه شناس، درباره علت اين موضوع مى گويد: «شايد دليل اين مسأله به اين موضوع برگردد كه خيلى ها همديگر را با هم مقايسه مى كنند و تفاوت هاى فرهنگى، قومى، زبانى و نژادى را به عنوان ضعف به حساب مى آورند. درحالى كه خود آنها هم مثل بقيه، در گروهى خاص قرار مى گيرند كه ممكن است چنين لطيفه هايى براى آنها هم ساخته بشود. اين تفاوت ها و تنوع ها هيچگاه منفى نيستند؛ ويژگى هايى هستند كه باتوجه به شرايط محيطى وفرهنگى بين گروهى مرسوم شده اند.»
جلف بودن يا خنده رو بودن
شوخى و خنده بيشتر از گروههاى ديگر، بين جوانها مرسوم است. آنها به هر اتفاق كوچكى مى خندند و درباره اش جوك مى سازند. شايد به همين خاطر است كه بيشتر آنها هم متهم به جلف بودن مى شوند. روحيه جوانانه و نياز به شادى علت اصلى شوخى هاست اما مسخره كردن و لطيفه هاى قومى بيشتر از آن كه به آنها مربوط بشود، به نسل هاى قبلى برمى گردند؛ درواقع تبديل به يك عادت قديمى و بد تبديل شده اند. براى از بين رفتن آن بايد برنامه اى داشت وگرنه همه چيز با شوخى و خنده مى گذرد!
سخت ترين كار دنيا
هيچ كس از اين كه كسى بذله گو و اهل بگو و بخند باشد ناراحت نمى شود اما لحظاتى هست كه اشخاص نياز دارند دوستان و اطرافيانشان جدى باشند تا تحمل درد يا حل مشكل راحت تر بشود. گاهى نياز هست كه از سر به سر گذاشتن ديگران دست برداريم تا كنار همديگر راحت تر زندگى كنيم. تحمل سختى ها با خنده راحت مى شود؛ خنده اى كه هيچ انسانى به خاطر دلايل فرهنگى و محيطى در آن مسخره نشود. كار سختى نيست، هست؟
كوچه W با وبلاگ هاى شما
صعود به قله
با كفش كتانى
252573.jpg
امروز براى شما كه به كوه و كوهنوردى علاقه داريد يك سايت خوب را معرفى مى كنيم؛ سايت كوهنورد يا به عبارتى www.cliw.bin.ir.com در اين سايت مى توانيد درباره جزئيات كوهنوردى از كفش كوه گرفته تا اسامى گروههاى كوهنوردى، غارشناسى، كوله پشتى، اصطلاحات سنگ نوردى، تغذيه در ورزشكاران و مطلب هاى خوب وخواندنى پيدا كنيد. همچنين در اين سايت عكس هاى جالبى از كوه ها و غارهاى ايران و ديگر نقاط دنيا و فهرست نام كوهها و غارها را مى توان پيدا كرد.
فصل بهار است از كوه ها غافل نشويد!
از قديم معروف بوده است كه پا قلب دوم انسان و مخصوصاً كوهنوردان است. بنابراين كفش كه محافظ پا است از مهمترين وسايل و پوشاك كوهنوردى به شمار مى رود. كفش هاى قديم از چرم ساخته مى شد كه بنابه شرايط مورد استفاده ضخامت و تعداد لايه هاى چرم متفاوت بود. يكى از اشكالات كفش هاى چرمى زمستانى وزن بالاى آنها بود كه با اختراع لايه ها و پارچه هاى جديد با عناوين گورتكس _ سيمپاتكس وتينسوليت تا حدى اين نقيصه جبران گرديده است. لايه گورتكس كه در انواع پوشاك زمستانى كوهنوردى نيز به كار مى رود داراى خاصيت يك طرفه بودن است؛ يعنى تنها از يك طرف كاملاً ضد آب و باد است و در نتيجه از داخل بخار و گرماى ناشى از تعرق و فعاليت را به خارج مى فرستد و از خيس شدن پوشاك زير و سرمازدگى جلوگيرى مى كند. لايه سيمپاتكس نيز مانند گورتكس ضد آب و ضد باد و داراى قابليت تنفسى است. لايه تينسوليت نيز گرما زا بوده و در كفش هاى زمستانى و سنگين به كار مى رود. زيره كفش كوهنوردى نيز از لايه هاى مخصوص ساخته مى شود كه معروف ترين آن ويبرام ايتاليا است. همچنين اخيراً لايه اى شوك گير نيز ساخته شده كه فشار ضربه هاى وارده به كف پا را كاسته و پا ديرتر خسته مى شود و در سرازير زانوها كمتر آسيب مى بيند.
با توجه به پيشرفت هايى كه در زمينه ساخت كفش هاى كوهنوردى به دست آمده و به برخى از آنها در بالا اشاره شد؛ امروزه براى هر نوع برنامه كوهنوردى و براى هر فصل و منطقه كفش خاصى ساخته شده و مورد استفاده قرار مى گيرد و ديگر عنوان كفش هاى چهار فصل يا همه كاره دور از ذهن است. به عنوان مثال در كفش هاى مخصوص سنگ نوردى نوع كفش براى مرد و زن و همچنين بسته به جنس و نوع سنگ متفاوت مى باشد.
بطور كل مى توان كفش ها را به ۶ دسته بزرگ به شرح زير تقسيم كرد:
كفش صعود هاى هيماليايى كه سه پوش و يا دو پوش هستند. نوع دوپوش از يك كفش كوچك و تنگ مثل كفش رشته كشتى كه به جاى بند داراى چسبك است تشكيل مى شود و اين كفش درون كفش اصلى كه بزرگتر است قرار مى گيرد. مى توان شب در داخل چادر و كيسه خواب كفش بيرونى را از پا در آورد و از پوش داخلى به عنوان جوراب و يا كفش داخل چادر استفاده كرد. در نوع سه پوش علاوه بر اين دو كف يك لايه گتر بلند نيز بر روى كفش قرار مى گيرد كه به دور كفش دوخته شده و تمام رويه و اطراف كفش را در بر مى گيرد. پوش دوم كفش يا از جنس چرم است و يا از جنس فايبر گلاس كه نوع اخير شبيه كفش هاى اسكى است.
كفش كوهنوردى سنگين در صعود هاى بلند زمستانى مانند ارتفاعات ايران به كار مى روند و داراى يك يا چند لايه فوق الذكر هستند و قابليت نصب كرامپون را هم دارند.
كفش كوهنوردى يا كفش نيمه سنگين كه براى سه فصل اول سال مورد استفاده قرار مى گيرد.
كفش كوهپيمايى يا تركينك كفش هايى سبك است و براى صعود هاى يك روزه يا چند روزه سبك و كم ارتفاع به كار مى رود.
كفش  راه پيمايى براى مسير هاى ساده و كفى استفاده مى شود. شبيه كفش هاى معمولى ورزشى و يا اسپرتكس هاى معروف است.
كفش سنگنوردى يا كتان سنگ جهت صعود هاى داخل سالن و يا سنگنوردى طبيعى به كار مى رود.
نكات:
بعد از هر برنامه كفش را كاملاً تميز كرده و داخل آن را با روزنامه پر كنيد تا هم رطوبت آن گرفته شود و هم حالت و فرم خود را حفظ كند.
هيچگاه كفش خيس را براى خشك شدن در برابر حرارت مستقيم مثل آفتاب و  آتش قرار ندهيد.
اول فصل زمستان كفش چرمى را كاملاً با پيه  شتر و يا گوسفند چرب كنيد و محل دوخت ها را نيز با موم عسل بپوشانيد تا آب وارد كفش نشود.
هنگام شب خوابى در برنامه زمستانى كفش ها را با روزنامه پر كرده و داخل يك كيسه نايلنى قرار داده و در انتهاى كيسه خواب قرار دهيد تا يخ نزند. در غير اينصورت صبح روز بعد به پا كردن كفش مانند آهن غير ممكن است.
يك نكته
شورشى ها در خيابانهاى پاريس
252540.jpg
اين روزها فرانسه جاى آرام و ساكتى نيست. يك سالى است كه زندگى اجتماعى در فرانسه به دليل انواع و اقسام اعتصاب ها و درگيرى ها فلج شده. همين چند وقت پيش بود كه مردم حاشيه نشين شهرهاى بزرگ به دليل تبعيض هاى طبقاتى به خيابانها ريختند تا تمام مردم را از مشكلاتشان آگاه كنند. با شروع اين جنبش و رشدش در روزهاى بعد، خيلى ها انقلابى مثل انقلاب دانشجويى ۱۹۶۸ در ذهن مى پروراندند. اما با امتياز دهى دولت به حاشيه نشينان همه چيز به خوبى و خوشى تمام شد. اما اين بار، بحث تنها به اقليت شهروندان حاشيه اى محدود نمى شود. نسل جوان كشور فرانسه احساس خطر كرده و به خاطر آن با تمام قدرتش وارد عمل شده.
اتحاديه هاى دانش آموزى، دانشجويى و كارگرى عليه قانونى كه آن را حافظ منافع سرمايه داران مى دانند شوريده اند. جوان ها شب و روز در خيابانها هستند تا از حقشان دفاع كنند. آنها خواهان لغو قانون كار جديد در فرانسه هستند كه براساس آن كارفرماها مى توانند بى هيچ دليل و توضيحى كارگرانشان را اخراج كنند؛ اتفاقى كه باعث مى شود نسل خموده و ترسو در اين كشور به وجود بيايد و سرمايه دارى با تمام ابعادش در زندگى مردم رسوخ كند. براى همين هم هست كه روزانه دو ميليون نفر در فرانسه راهپيمايى مى كنند و عليه اين اتفاق شوريده اند. دولت هنوز راضى به سازش با مردم نشده، اما خيلى طول نمى كشد كه برابر خواست عمومى عقب نشينى كنند. اين واقعيتى است كه مردم هميشه برنده هستند!
غريو شادى مردم
حس مى كنم بادى تند، گيسوان بيدمجنون حياط خانه مان را پريشان خواهد كرد. حس مى كنم صداى خنده و شادى و غريو خرسنده مردم از كوچه پس كوچه شهرمان به گوش مى رسد. حس مى كنم همه چيزهاى بد از بين رفته اند، جز خوبى نيست. ديگر كسالت نيست، همه از عشق به هم حرف مى زنند، از بزرگ شدن ، از پيشرفت ، از ساختن و از زندگى كردن. همه به آسمان نگاه مى كنند و از باران لذت مى برند و به فرداها اميدوارند. حس مى كنم همه جا را صدا گرفته. تمام كشورم را ايران را صداى مردم خوب و خنده كودكان پر اميد فردا.
معصومه روشن دل - قم
دنبال چه مى گردى؟
252555.jpg
وقتى كلاس پنجم دبستان بودم دوستى داشتم كه خيلى با هم رفيق بوديم و همه جا با هم ديده مى شديم. ولى روزگار من و دوستم هومن هاشمى زاد را از هم جدا كرد. الآن هشت سال است كه ديگر از او خبرى ندارم. هومن اهل بندر انزلى بود. لطفاً اگر كسى از اين دوست خبرى دارد به من اطلاع بدهد.
كيوان حسن نژاد
Khassan-Negad@yahoo.com
گمشده من دفتر يادبودى است كه همه همكلاسى ها و هم اتاقى هاى دوران دانشگاه در آن يادداشت هايى برايم نوشته بودند. خاطره هايى از چهار سال زندگى در كنار هم. اين دفتر را سال پيش ، وقتى از شيراز به اصفهان مى رفتم، در اتوبوس جا گذاشتم اما ديگر آن را پيدا نكردم. آن وقت تا به حال فقط حسرتش را مى خورم. نمى دانم اين دفتر را كسى پيدا كرده يا نه. اما اگر آن را جايى پيدا كرديد به من اطلاع بدهيد.
سعيد صبورى
Saboori saeed@yahoo.com
من دنبال دوستان دوران دبستان مى گردم. مهدى نيازى، جعفر شافعى و ميلاد دهكردى اگر اين نوشته را مى بينيد به منmail بزنند.
اميرحسين اكرامى
Ekrami.Amir@hotmail.com
دنبال مجموعه اى از كتاب ها درباره شعرهاى هندى و چينى مى گردم كه از شاعرهايى مثل تاگور مثال هايى وجود داشته باشد.اگر كسى نام اين نوع كتاب ها را مى داند به منemail بزند.
مبينا شهرابى
Mobina7100@yahoo.com
دنبال دوستم ابراهيم خليل آبادى مى گردم كه در عسلويه با هم كار مى كرديم. سال ۸۳ هر دو از شركتى در آن شهر بيرون آمديم و بعد از آن ديگر خبرى از او ندارم . اگر كسى او را مى شناسد به من اطلاع بدهد.
بهروز ملك زاده
Malikzade-behrouz@yahoo.com
 دوستان دوران دبيرستان ، سحر خويى، مهراوه نيك سرشت، مهسا رضايى و پرستو باقرى اگر اين يادداشت را مى خوانيد بدانيد دلم برايتان تنگ شده و دنبال شما مى گردم.
فاطمه ظفرى
Zafari-5939@yahoo.com
يك پيشنهاد
بهترين داستانهاى همينگوى
252543.jpg
شايد فكر كنيد الآن كه تعطيلات عيد تمام شده، ديگر وقت خواندن كتابهاى داستان نيست و بايد كارهاى مهمترى انجام داد! اما بعضى داستانها هستند كه در هر شرايطى بايد آنها را خواند. چون پر از نكته هستند. داستانهاى همينگوى يكى از آنهاست، مجموعه اى كه در عين سادگى پر از شور زندگى و تجربه هاى دلپذيرى از وقايع دور و اطراف ما است. در عين حال براى اهل ادبيات و عشاق مينيماليست خواندنشان مثل نان شب واجب است!
به تازگى مجموعه اى با عنوان «بهترين داستانهاى كوتاه ارنست ميلر همينگوى» با مقدمه و ترجمه احمد گلشيرى منتشر شده؛ كتابى حجيم كه تقريباً تمام داستانهاى مشهور اين نويسنده را شامل مى شود. انتشارات «نگاه» اين كتاب را باقيمت ۴۵۰۰ تومان ارائه كرده. مطمئن باشيد از پرداخت چنين پولى پشيمان نمى شويد!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |