يكشنبه ۲۰ فروردين ۱۳۸۵ - ۱۰ ربيع الاول ۱۴۲۷
Sun, Apr 9, 2006
فرهنگ و هنر
۳۴۳۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
هوو و زير درخت هلوازمنظركمدى
شخصيت، مضمون سبك
253434.jpg
مهرزاد دانش

هوو و زير درخت هلو جزو آثار اكران نوروزى سال ۱۳۸۵ بودند كه بار كمدى داشتند. طبق رهيافت عمومى كه در باب اكران نوروزى وجوددارد، معمولاً آثار طنزآميز باتوجه به حال و هواى خاصى كه در آغاز سال نو وجوددارد، بيشترين اقبال را در اين نوبت از اكران به خود اختصاص مى دهند و اين ويژگى در يكى دو سال اخير كه بر حجم فيلم هاى كمدى سينماى ايران افزوده شده حالت مضاعف يافته است و البته موفقيت چشمگير اين نوع فيلم ها به لحاظ استقبال مخاطبان و تماشاگران نيز قرينه اى ديگر براى حضورشان در ايام شاد نوروز است.
هوو آخرين ساخته عليرضا داوودنژاد است كه سال گذشته نيز در بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و جايزه بهترين بازيگر خردسال را به خود اختصاص داد.
داوودنژاد البته به عنوان يك سينماگر كميك شناخته نشده است و عمده كارهاى او اختصاص به مضامين جدى درحوزه مسائل اجتماعى دارد.
سياست، اعتياد، كشف حجاب، عشق و فقر عمده موضوعات آثار او بوده است. از اواخر دهه ۷۰ او به يك سبك خاص در فيلمسازى روى آورد كه اگرچه نمى توان عنوان كمدى را به آن اطلاق كرد، ولى واجد نوعى بار سرخوشانه بود كه با عنايت به ساختار خانوادگى شان، بيانى صميمانه و دور از تكليف نيز با خود به همراه داشت. موفق ترين اين دست از آثار - كه به زعم برخى از منتقدان بهترين اثر داوودنژاد نيز به شمار مى رود - مصائب شيرين بود. اما از اوائل دهه ،۸۰ سبك كار داوودنژاد يكدفعه تغييركرد و با مصداق هايى از قبيل ملاقات با طوطى و هشت پا، وارد حوزه اى عجيب و غريب شد كه آميزه اى از هجو، اكشن، اخلاق گرايى، پيرنگ پيچيده و تاحدزيادى غيرقابل فهم و... بود و البته نه ازسوى تماشاگران با توفيق مواجه شد و نه از جانب منتقدها و حالا هوو كه به نظرمى رسد در ادامه سبك كارى دهه ۷۰ او باشد، جزو آثار اكران نوروزى امسال است.
اما ايرج طهماسب وضعيت ديگرى دارد. او با توجه به نمايش ها و برنامه هاى تلويزيونى اش پيشينه تثبيت شده اى از يك هنرمند كمدين به خود اختصاص داده بود و البته با عنايت به سابقه اش در كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان و همچنين برنامه هاى كودك سيماى جمهورى اسلامى ايران، لحن كمدى هاى او در بستر حوزه كودكان و نوجوانان شكل مى گرفت. طهماسب اگرچه در آثار جدى سينما و تلويزيون نيز نقش داشت و بازى هايش در آثار سنگينى از قبيل آن سوى مه (منوچهر عسگرى نسب) در اين زمينه قابل ذكر است، اما نوعاً نامش با ژانر كمدى هاى كودكانه پيوند خورده بود. اوج موفقيت كارى او، برنامه تلويزيونى صندوق پست بود كه نزد تماشاگران به عنوان كلاه قرمزى و پسرخاله شناخته شده است و يكى از بهترين آثار برنامه كودك تلويزيونى در چند دهه اخير به شمارمى رود. اين موفقيت باعث شد، طهماسب يك نسخه سينمايى با استفاده از دو كاراكتر محبوب عروسكى كلاه قرمزى و پسرخاله خلق كند كه درمواجهه با استقبال چشمگير مخاطبان در اكران عمومى، عنوان پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماى ايران را در زمان خودش كسب كرد. چندسال بعد قسمت دوم همين فيلم با عنوان كلاه قرمزى و سروناز توسط او ساخته شد. عموم آثار سينمايى طهماسب با استقبال وسيع تماشاگران روبه رو شده است و همين امر از وى، وجهه يك فيلمساز بسيار موفق كه طبع و ذائقه تماشاگران سينماى ايران را مى شناسد خلق كرده است. البته عموم منتقدها، آثار او را به لحاظ مسائل سينمايى چندان قابل توجه نمى دانند.
اما حالا كه هردو فيلم آخر اين فيلمسازها، با پيشينه هايى بسيارمتفاوت، دركنار يكديگر و با يك ژانر واحد، در اكران نوروزى جا گرفته است، مجالى مناسب براى مقايسه هردو فيلم فراهم آورده است؛ مقايسه اى كه در يك ديدگاه عمومى تر مى تواند زمينه اى مقدماتى جهت بررسى سينماى كمدى ايران نيز باشد، چرا كه هوو و زير درخت هلو نمونه هاى نسبتاً تثبيت شده اى از حال و هواى فيلم هاى كميك ايرانى به شمار مى روند و غالب الگوهاى رايج اين ژانر در سينماى كشورمان از همين نوع نمونه ها تبعيت مى كنند. غير از آثار متفاوتى نظير موميايى ،۳ نان و عشق و موتور هزار و بوى خوش زندگى كه تاحدى از اين الگوهاى تثبيت شده خارج شده بودند و از نمونه هاى جهانى تر پيروى كرده بودند. بررسى دو فيلم هوو و زير درخت هلو در ۳ زمينه قابل طرح است كه ذيلاً به آنها اشاره مى شود:
۱- شخصيت: هم هوو و هم زير درخت هلو، كمدى هاى شخصيت محور هستند. بدان معنا كه بار كميك اثر بر محور و مركزيت ثقل يك كاراكتر خاص استوار است. اين رويه اى كلاسيك در سينماى كمدى است و اكثر فيلم هاى كمدى جهان نيز بر همين مبنا قرارگرفته اند و شايد از همين رو است كه نزد عموم تماشاگران عمده اين آثار به نام شخصيت هايشان شناخته مى شوند و نه به نام كارگردان هاى شان. اما در كمدى هاى مدرن تر اين رويه تغيير پيداكرده است و حوزه كميك يك اثر كمدى، از دوش يكى دو شخصيت خاص برداشته شده  و در موقعيت هاى مختلف و لايه هاى گوناگون آن گسترش يافته است و فيلم هايى از قبيل ضرب شست ها و فيلم ترسناك از همين نسخ محسوب مى شوند.
در زير درخت هلو، شخصيت خدمتكار منزل كه نقش او را حميد جبلى بازى مى كند محوريت اصلى ماجراى فيلم و ابعاد كمدى آن را برعهده دارد؛ شخصيتى كه در عمده آثار ايرج طهماسب از چنين كاركرد و ويژگى بهره مند است و يادمان باشد كه صداى كلاه قرمزى و پسرخاله نيز كه مهمترين بعد زنده اين دو شخصيت غيرزنده و عروسكى بود از آن همين بازيگر بود.
جبلى با عنايت به ميميك چهره، فيزيك اندام و صداى خاصى كه دارد به خوبى مى تواند نقش آدم هاى ابله را ايفا كند؛ آدم هايى كه در سينماى كمدى معمولاً مهمترين ركن خنده آفرينى را دربرمى گيرند.
به عبارت ديگر اگر اين آدم  در صحنه هاى فيلم حضور نداشته باشد، موقعيت خنده آورى نيز شكل نمى گيرد و معمولاً روند قصه  حالت جدى به خود مى گيرد. در زير درخت هلو، البته در كنار حميد جبلى، شهره لرستانى نيز وجود دارد كه به نظر مى رسد اولين نقش كمدى اش را در سينما ايفا كرده و جدا از موقعيت طنزآلودى كه براى نقش او تدارك ديده شده است (زنى كه از شنيدن واژه هلو چندشش مى شود)، فيزيك اندام او نيز _ كه در تقابل با لاغرى جبلى است _ بر ابعاد اين طنزآلودى قرار است بيفزايد. بدين ترتيب دو شخصيت خدمتكار زن و مرد منزل، مركزيت خنده آورى اثر را رقم مى زنند و اوج اين روند در سكانس خلوت آن دو نفر در ويلاى شمال است.
در هوو نيز وضع بر همين قرار است، آن سان كه اگر شخصيت رضا عطاران از فيلم حذف شود، عملاً عنصر ديگرى براى خنده آفرينى باقى نمى ماند. بازى عطاران در هوو بسيار چشمگير است آن سان كه شخصيت مورد نقش آفرينى او كه در طول فيلم سه بار زن مى گيرد و قاعدتاً روندى سخيف را دنبال مى كند، مورد علاقه تماشاگر قرار مى گيرد و اين ممكن نيست مگر به مدد راحتى و صميميتى كه در بازى عطاران به چشم مى خورد. صحنه اى كه عطاران اداى زن اولش را در مقابل دايى درمى آورد، صحنه اى كه عطاران سعى دارد خود را زير كرسى پنهان كند، صحنه رقص او در آشپزخانه و... جزو موقعيت هاى ماندگار بازى او در اين فيلم است. جالب اينجاست كه در اينجا نيز در كنار شخصيت اصلى يكى دو شخصيت فرعى نيز قرار گرفته اند تا بعد كمدى شخصيت اصلى را تكميل كنند و يكى از آنها يك كاراكتر چاق است (رضا داوودنژاد) درست مثل زير درخت هلو.
۲- مضمون: مضمون هر دو فيلم هوو و زير درخت هلو ريشه در مسائل خانوادگى دارد و بحث ازدواج مهمترين بعد اين روند است. اين نشان مى دهد كه سينماى كمدى ايران مضمون غالب آثار برحسب يك سرى الگوهاى معين خانوادگى شكل مى گيرد و البته اين مسأله در برنامه هاى كميك تلويزيونى نيز جارى است. در زير درخت هلو بحث كمدى اثر بيشتر از آنجا آغاز مى شود كه قرار است براى حميد جبلى يك زن پيدا كنند (امرى كه شرط تحقق وصيتنامه صاحبخانه است) و امتناع او از اين امر، وضعيت هايى را كه قرار است طنزآلود باشند خلق مى كند، از تجمع زنان مجرد و ميانسال محل گرفته تا وضعيتى كه بين او و شهره لرستانى در ويلا به وجود مى آيد. در ذيل اين موضوع شوخى هايى نيز كه بار جنسيتى دارند و چندان مغاير با اخلاقيات رايج نيز نيستند پيش مى آيد؛ شوخى هايى كه البته درسينماى كمدى جهان وسعت و تنوع خيلى بيشترى دارند و اصولاً جزو مايه هاى اصلى كميك به شمار مى آيند.
در هوو البته بحث ازدواج در بسترى ديگر شكل مى گيرد و حالت تجديد فراش دارد و همان طور كه از نام فيلم نيز پيداست قضاياى مرد متأهل دوزنه و اختلافات هووها محور اصلى خنده آفرينى است؛ نكته اى كه در سينماى ايران به ويژه سينماى قبل از انقلاب يكى از عناصر تكرارى در فيلم هاى اين چنينى بود. به طور كلى روندى كه در اثر طى مى شود، جدا از ساختار آن، روندى سخيف است و تنوع طلبى مرد در امر ازدواج تحت الشعاع و در پشت نقاب بد بودن زنان زياده خواه و سلطه گر و مادى گرا توجيه مى شود. ازدواج در فيلم هوو مثل يك پيراهن است كه درآوردن و پوشيدن يكى ديگر، امرى به غايت ساده و عادى در نظر گرفته شده است.
۳- زيرگونه: هوو و زير درخت هلو با اينكه هر دو در ژانر كمدى جاى مى گيرند، در شاخه هاى فرعى اينگونه با يكديگر تفاوت پيدا مى كنند. ژانر كمدى، فرعيات متنوعى دارد: موقعيت، خل مشنگى، بزن بكوب، كلام، فيزيك، ميزانسن، هجو و... و هر يك از آثار كمدى معمولاً يكى از آنها و يا تلفيقى تركيبى از مجموعه شان را به عنوان الگوى كار دربردارند. در زير درخت هلو سعى شده است اين روند حالت تركيبى داشته باشد و از همين رو در آن شاهد انواعى چند از اين زيرگونه ها هستيم. هم بزن بكوب و اسلپ ايست دارد (افتادن جبلى در استخر و يا پاشيدن كف كپسول آتش نشانى به شهره لرستانى)، هم كمدى موقعيت است (زن گرفتن براى جبلى)، هم طنز كلامى دارد (قضيه نقص داشتن جبلى براى ازدواج)، هم هجو است (هجو معناگرايى در صحنه هاى مرگ جبلى و رفتنش به جهنم)، هم فيزيك افراد در جنس كمدى نقش دارد (فربهى لرستانى و لاغرى جبلى)، هم آكنده از خل مشنگى است (بلاهت دو شخصيت جبلى و لرستانى) و... اما در هوو بيشتر با كمدى موقعيت سروكار داريم و به جز شيرين زبانى هاى شخصيت خردسال فيلم كه در حوزه كمدى كلام جاى مى گيرد، مابقى قضاياى خنده دار به وضعيت مضحك رضا عطاران كه معلق بين دو زن كاملاً متفاوت (و در واقع دو موقعيت كاملاً متفاوت) منحصر مى شود.
مقايسه بين هوو و زير درخت هلو را مى توان در بسترهاى ديگرى نيز مورد مداقه قرار داد، اما به نظر مى رسد همين سه عنصر اصلى (شخصيت، موضوع و سبك) در حالت كلى گوياى تفاوت ها و شباهت هاى دو فيلم كه مجموعاً لحن كمدى سينماى ايران را تا حد زيادى بازمى تابانند است و نشان مى دهد كه براى غناى خود نياز به نوآورى ها و بهره گيرى از سبك هاى جديد سينماى كمدى دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |