يكشنبه ۲۰ فروردين ۱۳۸۵ - ۱۰ ربيع الاول ۱۴۲۷
Sun, Apr 9, 2006
زنان
۳۴۳۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
يك اتفاق باورنكردنى در تاريخ پادشاهى ايران
ماجراى ۷ ساله بى كفش ماندن زنان
253506.jpg
منصوره پروينى
از افول دوره ايلخانى تا تشكيل دولت تيمورى دورانى بر ايران گذشت كه به دوره فترت شهرت دارد. در اين دوران حكومت هاى مستقل و گاه نيمه مستقلى تحت تابعيت بازماندگان مغول چون خاندان آل جلاير در عراق و سلغريان يا آل مظفر در فارس، كرمان و كردستان، خاندان اينجو در شيراز، قراختائيان در كرمان و آل كرت در هرات سر برآوردند. زنان در اين دوره نسبت به گذشته آزادى عمل بيشترى داشتند و همچون مردان در زمينه جنگ آورى، سواركارى، شعر و تغزل و هنرهاى زمانه آموزش مى ديدند. بسيارى از آنان پس از پذيرش اسلام، مقام و موقعيت خود را حفظ كرده و گاه به قدرت نائل مى شدند. مانند تركان خاتون در كرمان و شاهزاده ساتى بيك كه به ايلخانى رسيدند.
در ميان خاندان هاى منسوب به مغولان رسم بر پوشيدگى روى و موى نبود و طبق قانون ياسا امرا مى توانستند با هر زنى اعم از مجرد يا شوهردار ازدواج كنند. لذا شوهران را مجبور مى كردند كه همسران خود را طلاق گفته و سپس او را به عقد خود درآورند. بعضى از خاندان ها از ترس تعرض امرا و فرماندهان، دختران خود را پوشيده و يا در كسوت مردان و نقابداران بيرون مى بردند تا شناسايى نشوند كه اين امر در ميان توده مذهبى و اسلامى بيشتر رواج داشت.
حال شمه اى از احوال مهم ترين زنان اين دوران، با تفكيك خاندان هاى آنان و با توجه به اهميت منطقه حكومتى بيان مى گردد.
> دلشاد خاتون - وى منسوب به خاندان آل جلاير يا ايلكخانيان در عراق عرب است (۷۴۰-۸۳۶ ه .ق)
دختر دمشق خواجه و نوه امير چوپان بود. ابوسعيد با كمك و همت امير چوپان به حكومت رسيد و در اوج جوانى و قدرت، هوسرانى و ناسپاسى از سر گرفت. به طورى كه داماد امير چوپان را مجبور كرد تا همسر زيباى خود بغداد خاتون را طلاق گفته و او را به همسرى گرفت. دگر بار به بغداد خاتون بد گمان شد و با برادرزاده او دلشاد خاتون ازدواج كرد. در همان زمان ازبك ها به متصرفات ايلخان حمله ور شدند و ابوسعيد را به قتل رساندند. دلشاد خاتون از بيم جان خود متوارى شد و وقتى خبر فتح تبريز توسط شيخ حسن بزرگ به او رسيد به آنجا رفت. شيخ حسن بيوه ابوسعيد را گرامى داشته و او را به عقد خود درآورد. آنها پس از آرامش منطقه، حكومت عراق به مركزيت بغداد را به دست گرفتند و عملاً تمام امور مملكتى به دست دلشاد خاتون افتاد. او طى ۱۷ سال حكومت شيخ حسن بزرگ، بارها بغداد را از تهاجم اجانب حفظ كرد. دربار او محفل شعرا و انديشمندان بود. مهم ترين شعراى دربار او سلمان ساوجى و خواجوى كرمانى بودند كه دلشاد خاتون به لحاظ اعتماد زياد به مداح خود سلمان ساوجى تربيت فرزند ارشد خود سلطان اويس را به او سپرد. وى به لحاظ شهرت به زيبايى روى و خوى و عدل و داد به بلقيس زمان ملقب بود.
> تاشى خاتون - وى منسوب به خاندان اينجو، همسر امير جلال الدين مسعود شاه اينجو و مادر شيخ ابوالحسن بود كه معاصر با آل مظفر در يزد و كرمان و چوپانيان در تبريز بودند (۷۵۷-۷۴۲ ه .ق)
خاندان اينجو در كشاكش قدرت همواره با خاندان آل مظفر در جنگ بودند. لذا در زمان امير جلال الدين مسعود و فرزندش امور شيراز بيشتر توسط اين بانوى مؤمنه و خير اداره مى شد.
او مقبره امامزاده احمدبن موسى(ع) معروف به شاهچراغ را مرمت و قبه اى عالى بر آن نصب نمود. همچنين مدرسه اى در جنب آن مقبره بنا كرد. خطى نيكو داشت و به نوشتن قرآن و تذهيب آن مبادرت نموده و آن آثار نفيس را به بقاع متبركه هديه مى كرد. دربار او محل رفت و آمد شاعران و غزل سرايان بود. حافظ شاعر معروف، او و خاندانش را مدح كرده است. تاشى خاتون در نيمه قرن هشتم درگذشت و در كنار حرم حضرت شاهچراغ به خاك سپرده شد كه بعدها مرقد او ويران گرديد و اثرى از آن به جاى نمانده است.
> تركان خاتون - او همسر قطب الدين محمودشاه از اتابكان يزد و مادر اتابك محمدبن سعدبن ابوبكر از اتابكان فارس بود. اجداد وى از خاندان قراختائيان مغول در كرمان (۷۰۶-۶۲۱) بودند.
محمدبن سعدبن ابوبكر در خردسالى از طرف هلاكوخان مقام اتابكى يافت و تركان خاتون به نيابت او زمام امور را در دست گرفت و با كفايت تمام به حل و فصل امور پرداخت. زنى شجاع، مدير و مدبر بود. محمدبن سعد در خردسالى درگذشت و حكومت به محمدبن سلغوربن سعد رسيد و تركان خاتون خود را به عقد وى درآورد. اما محمدبن سلغور راه سركشى و لهوولعب پيمود و تركان خاتون با موافقت سران قوم او را دستگير كرد و به خدمت هلاكو فرستاد، سپس با وساطت تركان خاتون، سلجوق شاه بن سلغور با احترام به شيراز آورده شد و به كرسى اتابكى رسيد و تركان خاتون را به همسرى برگزيد.
وقتى آباقاخان ايلخان مغول به حكومت رسيد، دختر تركان خاتون را به عقد خود درآورد و در مدت ۱۵ سال همسرى او (پادشاه خاتون) تركان خاتون حاكم بلامنازع كرمان بود كه سرانجام توسط يكى از فرزندانش به قتل رسيد. در زمان او كرمان در اوج آبادانى و امنيت بود. بناى بقعه سيد ام عبداله و قبه سبز كرمان منسوب به اوست.
> پادشاه خاتون - وى حاكم كرمان، دختر سلطان قطب الدين قراختائى و تركان خاتون (قتلغ تركان) و همسر آباقا ايلخان مغول بود. او با ديگر خوانين مغول از جمله احمد تكودار، ارغون و گيخاتو هم عصر بوده است. پس از فوت مادر حكومت كرمان به سيمورغتمش جلال الدين برادرش رسيد و در زمان تكودار حكم حكومتى مشتركاً براى جلال الدين و پادشاه خاتون صادر شد. اما پادشاه خاتون از اين موضوع در خشم بود، لذا مرتب از خودسرى هاى برادر شكايت داشت. ارغون ايلخان وقت، براى آنكه پادشاه خاتون را از محدوده حكومتى دور كند، او را بالاجبار به عقد برادر ناتنى خود گيخاتو درآورد. پس از مرگ ارغون، گيخاتو مقام ايلخانى يافت و پادشاه خاتون دوباره به حكومت كرمان رسيد و بى درنگ برادرش را دستگير و زندانى كرد. اما او توسط همسرش كردوجين خاتون و دخترش از زندان گريخت و درصدد قتل خواهر خود برآمد. اما پادشاه خاتون از اين مسأله باخبر شده او را به قتل رساند. بعدها كه كردوجين به حكومت كرمان رسيد، فرمان قتل پادشاه خاتون را از بايدو، ايلخان وقت گرفت. جسد او در كنار مزار مادرش تركان خاتون و برادرش جلال الدين در قبه سبز كرمان دفن شد. به گزارش اكثر مورخين، او زنى علم دوست، خوش اخلاق و با فضيلت بود و عدالت را رعايت مى كرد. به علما و فضلا احترام مى كرد او صاحب سبك بوده و ديوانى به نام «لاله خاتون» از وى به يادگار مانده و در تذهيب دست داشته است. سكه اى از او به جا نمانده است. اما در موزه برلين سكه نقره اى از گيخاتو موجود است كه پس از القاب ايلخان جمله «خداوند عالم پادشاه خاتون» روى آن به چشم مى خورد.
> آبش خاتون _ از زنان فرمانرواى قرن هشتم، دختر سعدبن ابى بكر و تركان خاتون و نوه دخترى يراق حاجب مؤسس سلسله قراختائيان كرمان و عروس هلاكوخان مغول بود. براساس گزارش ميرخواند و علامه قزوينى، پس از مرگ سلجوق شاه چون از خاندان سلغرى (آل مظفر ۷۹۵-۷۱۳) به جز آبش خاتون و خواهرش سلغم كسى نمانده بود، لذا با موافقت امرا آبش خاتون به اتابكى فارس برگزيده شد البته همسرى او با منگو تيمور پسر هلاكوخان در اين امر بى تأثير نبوده است. او مدت ۲۰ سال بر فارس حكومت كرد و به نام او سكه طلا ضرب گرديد و خطبه خوانده شد. در زمان فرمانروايى ارغون حكومت فارس به فردى به نام سيدعمادالدين سپرده شد. رنجش آبش خاتون از اين موضوع و بدگويى هاى ديگران باعث شد كه خاتون او را به قتل برساند. وقتى گزارش به ارغون رسيد او را به تبريز خواست و پس از محاكمه به پرداخت ديه اى سنگين براى قتل هايى كه مرتكب شده بود، محكوم شد. تا پايان عمر از رفتن به شيراز محروم ماند و در همانجا درگذشت و به آداب مغولان دفن شد. بعدها جسد او توسط دخترش كردوجين خاتون به شيراز منتقل گرديد و در كاروانسراى آبش و يا به قولى در مسجد مادرشاهى به خاك سپرده شد. او توسط شاعران بسيارى از جمله سعدى و عبداله بن فضل اله مدح شده است. از او هشت سكه به جا مانده كه در موزه هاى بريتانيا و تركيه نگهدارى مى شود كه بر يك روى آن اسامى ايلخانان مغول چون آباقاخان، تكودار - ارغون حك شده است و در سمت ديگرش نام آبش خاتون آمده است. او در سال ۶۶۳ ق. به حكومت رسيد و در سال ۶۸۵ ق. درگذشت.
> كردوجين خاتون - از جمله بانوانى است كه در خاندان اينجو آل مظفر قدرتى به هم رساند و لياقت و شايستگى خود را نشان داد. او دختر آبش خاتون حاكم قدرتمند فارس و منگو تيمور و زوجه سيمورغتمش جلال الدين قراختائى بود و به واسطه صداقت و كفايت خود در زمان حكومت ابوسعيد به اتابكى فارس برگزيده شد و چون زنى عاقل و با تدبير و خير بود، به اشاعه عدل پرداخت. احداث ۱۲ مدرسه، كاروانسرا، و بيمارستان و سد از جمله كارهاى اوست كه در زمان حكومت براساس حكم ترخانى ابوسعيد از ماليات معاف بود. او حكم حكومت كرمان را از دامادش بايدوخان مغول گرفت و به جاى پادشاه خاتون به كرمان رفت و بر مسند حكومت تكيه زد و به انتقام قتل شوهرش سيمورغتمش، پادشاه خاتون را به قتل رساند. كردوجين همانند مادر به اهل علم و ادب احترام مى گذاشت و علاوه بر مرمت و آبادانى فردى خير بود. چنانچه براى طلاب، حافظان قرآن، صوفيان و مستمندان مقررى تعيين نمود. او در سلطانيه مقر خدابنده ايلخان مغول درگذشت. اما پيكر او را به شيراز آورده و در جوار مزار مادرش به خاك سپردند.
از زمان آل كرت «طبقه اى از ملوك شرق ايران» (۶۴۳-۷۹۱ ه ق) زنى صاحب نام ثبت نشده است و اين به آن دليل بوده است كه زنان اين خاندان و جامعه هرات در آن موقع به شدت از نظر اجتماعى در مضيقه بوده و اسير تعصبات قومى و مذهبى و تنگ نظرى بودند به طورى كه در زمان حكومت ملك فخرالدين، زنان هفت سال از بيرون آمدن از منزل محروم بودند و به فرمان شاه، كفاشان حق دوختن كفش براى زنان را نداشتند. در حكومت هاى فوق الذكر جز طبقه حاكمه، مردم از حقوق اجتماعى و آموختن محروم بودند و چه بسيار زنانى كه در حرمسراها محبوس بودند.
منابع و مآخذ:
۱- آيتى، عبدالمجيد، تحرير تاريخ وصاف، بنياد فرهنگ ايران، تهران ۱۳۴۶ ش.
۲- مستوفى، حمداله، تاريخ گزيده، اميركبير
۳- ميرخواند، ميرمحمدبن سيدبرهان الدين، روضه الصفا ج،۴ چاپ خيام، تهران ۱۳۳۹ ش.
۴- وصاف الحضره، عبداله بن فضل اله، تاريخ وصاف، ابن سينا، ۱۳۳۸ ش.
۵- بيانى، شيرين، زن در عصر مغول، دانشگاه تهران
۶- پيرنيا، منصوره، سالار زنان ايران
۷- حسين صفايى، حاج ميرزا حسن، فارسنامه ناصرى ج ۲
۸- ستوده، حسينقلى تاريخ آل مظفر، ج ۱
۹- مهراز، رحمت الله، بزرگان شيراز، انجمن آثار ملى تهران ۱۳۴۸ ش.
۱۰- اقبال آشتيانى، عباس، تاريخ مغول از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى اميركبير ۱۳۶۴ ش.
۱۱- لغت نامه دهخدا، دانشگاه تهران ۱۳۷۳ ش.
۱۲- راوندى، مرتضى، تاريخ اجتماعى ايران، اميركبير، تهران ۱۳۴۷ ش.
۱۳- دائرة المعارف زن ايرانى، ج ۱و،۲ تهران بنياد دانشنامه بزرگ فارسى ۱۳۸۲ ش.
۱۴- آزاد، حسن، پشت پرده هاى حرمسرا، اروميه ۱۳۷۷ ش.
۱۵- قديمى، فخرى، كارنامه زنان مشهور ايران، وزارت آموزش و پرورش، تهران ۱۳۵۲ ش.از افول دوره ايلخانى تا تشكيل دولت تيمورى دورانى بر ايران گذشت كه به دوره فترت شهرت دارد. در اين دوران حكومت هاى مستقل و گاه نيمه مستقلى تحت تابعيت بازماندگان مغول چون خاندان آل جلاير در عراق و سلغريان يا آل مظفر در فارس، كرمان و كردستان، خاندان اينجو در شيراز، قراختائيان در كرمان و آل كرت در هرات سر برآوردند. زنان در اين دوره نسبت به گذشته آزادى عمل بيشترى داشتند و همچون مردان در زمينه جنگ آورى، سواركارى، شعر و تغزل و هنرهاى زمانه آموزش مى ديدند. بسيارى از آنان پس از پذيرش اسلام، مقام و موقعيت خود را حفظ كرده و گاه به قدرت نائل مى شدند. مانند تركان خاتون در كرمان و شاهزاده ساتى بيك كه به ايلخانى رسيدند.
در ميان خاندان هاى منسوب به مغولان رسم بر پوشيدگى روى و موى نبود و طبق قانون ياسا امرا مى توانستند با هر زنى اعم از مجرد يا شوهردار ازدواج كنند. لذا شوهران را مجبور مى كردند كه همسران خود را طلاق گفته و سپس او را به عقد خود درآورند. بعضى از خاندان ها از ترس تعرض امرا و فرماندهان، دختران خود را پوشيده و يا در كسوت مردان و نقابداران بيرون مى بردند تا شناسايى نشوند كه اين امر در ميان توده مذهبى و اسلامى بيشتر رواج داشت.
حال شمه اى از احوال مهم ترين زنان اين دوران، با تفكيك خاندان هاى آنان و با توجه به اهميت منطقه حكومتى بيان مى گردد.
> دلشاد خاتون - وى منسوب به خاندان آل جلاير يا ايلكخانيان در عراق عرب است (۷۴۰-۸۳۶ ه .ق)
دختر دمشق خواجه و نوه امير چوپان بود. ابوسعيد با كمك و همت امير چوپان به حكومت رسيد و در اوج جوانى و قدرت، هوسرانى و ناسپاسى از سر گرفت. به طورى كه داماد امير چوپان را مجبور كرد تا همسر زيباى خود بغداد خاتون را طلاق گفته و او را به همسرى گرفت. دگر بار به بغداد خاتون بد گمان شد و با برادرزاده او دلشاد خاتون ازدواج كرد. در همان زمان ازبك ها به متصرفات ايلخان حمله ور شدند و ابوسعيد را به قتل رساندند. دلشاد خاتون از بيم جان خود متوارى شد و وقتى خبر فتح تبريز توسط شيخ حسن بزرگ به او رسيد به آنجا رفت. شيخ حسن بيوه ابوسعيد را گرامى داشته و او را به عقد خود درآورد. آنها پس از آرامش منطقه، حكومت عراق به مركزيت بغداد را به دست گرفتند و عملاً تمام امور مملكتى به دست دلشاد خاتون افتاد. او طى ۱۷ سال حكومت شيخ حسن بزرگ، بارها بغداد را از تهاجم اجانب حفظ كرد. دربار او محفل شعرا و انديشمندان بود. مهم ترين شعراى دربار او سلمان ساوجى و خواجوى كرمانى بودند كه دلشاد خاتون به لحاظ اعتماد زياد به مداح خود سلمان ساوجى تربيت فرزند ارشد خود سلطان اويس را به او سپرد. وى به لحاظ شهرت به زيبايى روى و خوى و عدل و داد به بلقيس زمان ملقب بود.
> تاشى خاتون - وى منسوب به خاندان اينجو، همسر امير جلال الدين مسعود شاه اينجو و مادر شيخ ابوالحسن بود كه معاصر با آل مظفر در يزد و كرمان و چوپانيان در تبريز بودند (۷۵۷-۷۴۲ ه .ق)
خاندان اينجو در كشاكش قدرت همواره با خاندان آل مظفر در جنگ بودند. لذا در زمان امير جلال الدين مسعود و فرزندش امور شيراز بيشتر توسط اين بانوى مؤمنه و خير اداره مى شد.
او مقبره امامزاده احمدبن موسى(ع) معروف به شاهچراغ را مرمت و قبه اى عالى بر آن نصب نمود. همچنين مدرسه اى در جنب آن مقبره بنا كرد. خطى نيكو داشت و به نوشتن قرآن و تذهيب آن مبادرت نموده و آن آثار نفيس را به بقاع متبركه هديه مى كرد. دربار او محل رفت و آمد شاعران و غزل سرايان بود. حافظ شاعر معروف، او و خاندانش را مدح كرده است. تاشى خاتون در نيمه قرن هشتم درگذشت و در كنار حرم حضرت شاهچراغ به خاك سپرده شد كه بعدها مرقد او ويران گرديد و اثرى از آن به جاى نمانده است.
> تركان خاتون - او همسر قطب الدين محمودشاه از اتابكان يزد و مادر اتابك محمدبن سعدبن ابوبكر از اتابكان فارس بود. اجداد وى از خاندان قراختائيان مغول در كرمان (۷۰۶-۶۲۱) بودند.
محمدبن سعدبن ابوبكر در خردسالى از طرف هلاكوخان مقام اتابكى يافت و تركان خاتون به نيابت او زمام امور را در دست گرفت و با كفايت تمام به حل و فصل امور پرداخت. زنى شجاع، مدير و مدبر بود. محمدبن سعد در خردسالى درگذشت و حكومت به محمدبن سلغوربن سعد رسيد و تركان خاتون خود را به عقد وى درآورد. اما محمدبن سلغور راه سركشى و لهوولعب پيمود و تركان خاتون با موافقت سران قوم او را دستگير كرد و به خدمت هلاكو فرستاد، سپس با وساطت تركان خاتون، سلجوق شاه بن سلغور با احترام به شيراز آورده شد و به كرسى اتابكى رسيد و تركان خاتون را به همسرى برگزيد.
وقتى آباقاخان ايلخان مغول به حكومت رسيد، دختر تركان خاتون را به عقد خود درآورد و در مدت ۱۵ سال همسرى او (پادشاه خاتون) تركان خاتون حاكم بلامنازع كرمان بود كه سرانجام توسط يكى از فرزندانش به قتل رسيد. در زمان او كرمان در اوج آبادانى و امنيت بود. بناى بقعه سيد ام عبداله و قبه سبز كرمان منسوب به اوست.
> پادشاه خاتون - وى حاكم كرمان، دختر سلطان قطب الدين قراختائى و تركان خاتون (قتلغ تركان) و همسر آباقا ايلخان مغول بود. او با ديگر خوانين مغول از جمله احمد تكودار، ارغون و گيخاتو هم عصر بوده است. پس از فوت مادر حكومت كرمان به سيمورغتمش جلال الدين برادرش رسيد و در زمان تكودار حكم حكومتى مشتركاً براى جلال الدين و پادشاه خاتون صادر شد. اما پادشاه خاتون از اين موضوع در خشم بود، لذا مرتب از خودسرى هاى برادر شكايت داشت. ارغون ايلخان وقت، براى آنكه پادشاه خاتون را از محدوده حكومتى دور كند، او را بالاجبار به عقد برادر ناتنى خود گيخاتو درآورد. پس از مرگ ارغون، گيخاتو مقام ايلخانى يافت و پادشاه خاتون دوباره به حكومت كرمان رسيد و بى درنگ برادرش را دستگير و زندانى كرد. اما او توسط همسرش كردوجين خاتون و دخترش از زندان گريخت و درصدد قتل خواهر خود برآمد. اما پادشاه خاتون از اين مسأله باخبر شده او را به قتل رساند. بعدها كه كردوجين به حكومت كرمان رسيد، فرمان قتل پادشاه خاتون را از بايدو، ايلخان وقت گرفت. جسد او در كنار مزار مادرش تركان خاتون و برادرش جلال الدين در قبه سبز كرمان دفن شد. به گزارش اكثر مورخين، او زنى علم دوست، خوش اخلاق و با فضيلت بود و عدالت را رعايت مى كرد. به علما و فضلا احترام مى كرد او صاحب سبك بوده و ديوانى به نام «لاله خاتون» از وى به يادگار مانده و در تذهيب دست داشته است. سكه اى از او به جا نمانده است. اما در موزه برلين سكه نقره اى از گيخاتو موجود است كه پس از القاب ايلخان جمله «خداوند عالم پادشاه خاتون» روى آن به چشم مى خورد.
> آبش خاتون _ از زنان فرمانرواى قرن هشتم، دختر سعدبن ابى بكر و تركان خاتون و نوه دخترى يراق حاجب مؤسس سلسله قراختائيان كرمان و عروس هلاكوخان مغول بود. براساس گزارش ميرخواند و علامه قزوينى، پس از مرگ سلجوق شاه چون از خاندان سلغرى (آل مظفر ۷۹۵-۷۱۳) به جز آبش خاتون و خواهرش سلغم كسى نمانده بود، لذا با موافقت امرا آبش خاتون به اتابكى فارس برگزيده شد البته همسرى او با منگو تيمور پسر هلاكوخان در اين امر بى تأثير نبوده است. او مدت ۲۰ سال بر فارس حكومت كرد و به نام او سكه طلا ضرب گرديد و خطبه خوانده شد. در زمان فرمانروايى ارغون حكومت فارس به فردى به نام سيدعمادالدين سپرده شد. رنجش آبش خاتون از اين موضوع و بدگويى هاى ديگران باعث شد كه خاتون او را به قتل برساند. وقتى گزارش به ارغون رسيد او را به تبريز خواست و پس از محاكمه به پرداخت ديه اى سنگين براى قتل هايى كه مرتكب شده بود، محكوم شد. تا پايان عمر از رفتن به شيراز محروم ماند و در همانجا درگذشت و به آداب مغولان دفن شد. بعدها جسد او توسط دخترش كردوجين خاتون به شيراز منتقل گرديد و در كاروانسراى آبش و يا به قولى در مسجد مادرشاهى به خاك سپرده شد. او توسط شاعران بسيارى از جمله سعدى و عبداله بن فضل اله مدح شده است. از او هشت سكه به جا مانده كه در موزه هاى بريتانيا و تركيه نگهدارى مى شود كه بر يك روى آن اسامى ايلخانان مغول چون آباقاخان، تكودار - ارغون حك شده است و در سمت ديگرش نام آبش خاتون آمده است. او در سال ۶۶۳ ق. به حكومت رسيد و در سال ۶۸۵ ق. درگذشت.
> كردوجين خاتون - از جمله بانوانى است كه در خاندان اينجو آل مظفر قدرتى به هم رساند و لياقت و شايستگى خود را نشان داد. او دختر آبش خاتون حاكم قدرتمند فارس و منگو تيمور و زوجه سيمورغتمش جلال الدين قراختائى بود و به واسطه صداقت و كفايت خود در زمان حكومت ابوسعيد به اتابكى فارس برگزيده شد و چون زنى عاقل و با تدبير و خير بود، به اشاعه عدل پرداخت. احداث ۱۲ مدرسه، كاروانسرا، و بيمارستان و سد از جمله كارهاى اوست كه در زمان حكومت براساس حكم ترخانى ابوسعيد از ماليات معاف بود. او حكم حكومت كرمان را از دامادش بايدوخان مغول گرفت و به جاى پادشاه خاتون به كرمان رفت و بر مسند حكومت تكيه زد و به انتقام قتل شوهرش سيمورغتمش، پادشاه خاتون را به قتل رساند. كردوجين همانند مادر به اهل علم و ادب احترام مى گذاشت و علاوه بر مرمت و آبادانى فردى خير بود. چنانچه براى طلاب، حافظان قرآن، صوفيان و مستمندان مقررى تعيين نمود. او در سلطانيه مقر خدابنده ايلخان مغول درگذشت. اما پيكر او را به شيراز آورده و در جوار مزار مادرش به خاك سپردند.
از زمان آل كرت «طبقه اى از ملوك شرق ايران» (۶۴۳-۷۹۱ ه ق) زنى صاحب نام ثبت نشده است و اين به آن دليل بوده است كه زنان اين خاندان و جامعه هرات در آن موقع به شدت از نظر اجتماعى در مضيقه بوده و اسير تعصبات قومى و مذهبى و تنگ نظرى بودند به طورى كه در زمان حكومت ملك فخرالدين، زنان هفت سال از بيرون آمدن از منزل محروم بودند و به فرمان شاه، كفاشان حق دوختن كفش براى زنان را نداشتند. در حكومت هاى فوق الذكر جز طبقه حاكمه، مردم از حقوق اجتماعى و آموختن محروم بودند و چه بسيار زنانى كه در حرمسراها محبوس بودند.
منابع و مآخذ:
۱- آيتى، عبدالمجيد، تحرير تاريخ وصاف، بنياد فرهنگ ايران، تهران ۱۳۴۶ ش.
۲- مستوفى، حمداله، تاريخ گزيده، اميركبير
۳- ميرخواند، ميرمحمدبن سيدبرهان الدين، روضه الصفا ج،۴ چاپ خيام، تهران ۱۳۳۹ ش.
۴- وصاف الحضره، عبداله بن فضل اله، تاريخ وصاف، ابن سينا، ۱۳۳۸ ش.
۵- بيانى، شيرين، زن در عصر مغول، دانشگاه تهران
۶- پيرنيا، منصوره، سالار زنان ايران
۷- حسين صفايى، حاج ميرزا حسن، فارسنامه ناصرى ج ۲
۸- ستوده، حسينقلى تاريخ آل مظفر، ج ۱
۹- مهراز، رحمت الله، بزرگان شيراز، انجمن آثار ملى تهران ۱۳۴۸ ش.
۱۰- اقبال آشتيانى، عباس، تاريخ مغول از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى اميركبير ۱۳۶۴ ش.
۱۱- لغت نامه دهخدا، دانشگاه تهران ۱۳۷۳ ش.
۱۲- راوندى، مرتضى، تاريخ اجتماعى ايران، اميركبير، تهران ۱۳۴۷ ش.
۱۳- دائرة المعارف زن ايرانى، ج ۱و،۲ تهران بنياد دانشنامه بزرگ فارسى ۱۳۸۲ ش.
۱۴- آزاد، حسن، پشت پرده هاى حرمسرا، اروميه ۱۳۷۷ ش.
۱۵- قديمى، فخرى، كارنامه زنان مشهور ايران، وزارت آموزش و پرورش، تهران ۱۳۵۲ ش.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |