سه شنبه ۲۲ فروردين ۱۳۸۵ - ۱۲ ربيع الاول ۱۴۲۷
Tue, Apr 11, 2006
فرهنگ و هنر
۳۴۳۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
نگاهى به فيلم اينك بهشت
قسمت دوم
نگاهى به فيلم اينك بهشت
حاشيه عليه متن
قسمت دوم
253749.jpg
مترجم: آرش طهماسبى
رؤياهاى نااميدانه
براى ابواسد- كه خودش را به خاطر تولد، طبقه و محل زندگى، به عنوان يك فلسطينى ممتاز توصيف مى كند- فيلمهايش بايد بازتابى از واقعيت زندگى فلسطينيان در مناطق اشغالى امروزى باشد و اين به آن معناست كه كمبودى وجود دارد، نه تنها در مورد غذا و شغل، بلكه در مورد پايان خوش هم همين وضعيت برقرار است. خانواده اش نه تنها به ناصريه كه به جنين و غزه و اردن نيز برگشته اند. ديدگاهش به جهان از طريق خاورميانه شكل گرفته است اما به عنوان يك فلسطينى در آمستردام زندگى مى كند («ديگر قابل تحمل تر از جاهاى ديگر نيست... قتلهاى اخير اين مطلب را به اثبات مى رساند»). او دورنماى بسيار وسيع ترى را مى بيند كه ديگر اجازه نمى دهد مابقى دنيا را سياه ببيند، كه از آن ميان مى شود به آمريكا و بريتانيا اشاره كرد.
ديدگاه امروزين او در مورد جهان سياست را در نظر بگيريد: «سياست غالب، سياست رويارويى بين دو جناح [رقيب] است، مثل قدرت و سياست جارى ايالات متحده. در نظام كاپيتاليسم بحرانى پديد آمده است: پاسخى براى اين پرسش وجود ندارد كه نوع بشر چطور مى تواند نفت يا منبع انرژى جايگزينى پيدا كند و مردم در غرب دارند مثل سگ هاى هار انرژى مصرف مى كنند... راه حلى براى اختلاف بين فقير و غنى وجود ندارد: اختلافها بيشتر و بيشتر مى شوند، و تا مادامى كه جوابى براى نظام فعلى وجود ندارد- و واقعاً وجود ندارد، آنها نمى دانند چه كار بايد بكنند - بهتر است براى حفظ برترى موجود دشمن بتراشيم تا قدرت[مان] حفظ شود، به اين اميد كه معجزه اى رخ دهد.»
در جشنواره بين المللى فيلم تورنتو در پاييز گذشته، ابو اسد توسط يك خبرنگار كه مى خواست در مورد سياست خاورميانه صحبت كند در منگنه قرار گرفت و طى سفرى به سانفرانسيسكو در زمستان جارى مشتاقانه تحت تعقيب سينمادوستانى قرار داشت كه مى خواستند درباره فيلم صحبت كنند. او به يك اندازه در هر دو دنيا احساس راحتى مى كند، مكالمات خود را با مشاهداتى در مورد رؤياهاى فيلم و كابوس هاى سياست پر مى كند. او اصرار دارد كه براى فيلم ساختن محدود به خاورميانه، اردوگاه تبعيدى ها در سرزمين هاى اشغالى و نه حتى به روستاهاى فلسطينى در اسرائيل نيست، زيرا براى هر جايى كه سفر مى كند همين بحران ها را مى بيند.
اكنون در سانفرانسيسكو غروب و ديروقت است و ابو اسد بايد حركت كند. او به گفت وگوى دوستانه ما اين نكته را اضافه مى كند كه «غرب تمام قدرت و امكانات را در اختيار دارد. ۰‎/۰۰۰۰۰۰۴ درصد باقيمانده نصيب مابقى جهان مى شود. با گاهى به حقايق، فقط اعداد، مى بينيد كه غرب چقدر قوى است و بقيه چقدر ضعيف. بله، آنها مى توانند بكشند.» همانطور فيلمش نشان مى دهد. او به دنبال مفهومى وسيع ترى است، خيمه اى بزرگتر: «عدالت اينجاست تا از حق ضعفا حمايت كند، تا ضعيف را وادار كند كه بيشتر به سيستم اعتقاد پيدا كند، زيرا آنها به اين نظام اعتقادى ندارند.»
در جايى كه بوديم دوست داشتم از ابو اسد درباره سيستم نامزدى جايزه آكادمى و توزيع فيلم در ايالات متحده سؤال كنم، جايى كه Warner Independent اينك بهشت را پخش كرده است و براى كسب اسكار بهترين فيلم خارجى زبان رقابت مى كرد. اين همان رشته اى بود كه قبلاً فيلم دخالت الهى از سوى آكادمى رد شده بود فقط به اين خاطر كه فلسطين را به عنوان كشور سازنده فيلم قبول نداشت. پس اين نامزدى صرفاً يك افتخار نيست بلكه يك تغيير تكان دهنده در موضع رسمى ايالات متحده به سرنوشت فلسطين است. اين گره گشاى غيبى شخصى ابو اسد است.
ابو اسد بعد از خوردن قهوه در پايان مصاحبه اعتراف كرد كه فيلم بعدى اش را در ايالات متحده خواهد ساخت. اين فيلم در مورد سقوط رؤياى آمريكايى است. «بيشتر مردم ديگر به آن اعتقادى ندارند. آنها فقط تبديل به مصرف كنندگانى صرف شدند، بنابراين خوشبختى در برآوردن نيازهاى مادى جاى گرفته است.» او تصميم دارد سال ديگر را در لس آنجلس سر كند. او به ايده اى در مورد يك راننده تاكسى فلسطينى مى انديشد. بله، تصورش آسان است. لس آنجلس ممكن است نابلس نباشد، اما خيابان هايش با نشانه هاى خاص خودش از اميدهاى بربادرفته و رؤياهاى عبث پر شده است. از خودم مى پرسم چه جور فيلمى خواهد بود، داستانى يا مستند. ابو اسد مى گويد «يك كمدى-تراژدى است.»
يك پنجره
253788.jpg
ناصر صفاريان
۱ پيش از عيد، ميهمان دانشگاه كاشان بودم براى شركت در همايشى ادبى. فرداى برگزارى جلسه، چندساعتى را به ديدن آثار تاريخى شهر گذراندم. اين كه هر جا مى رفتيم، تنها بازديدكننده بوديم و پرنده اى هم در آن نزديكى پر نمى زد، باعث تأسف است. اما گذشته از اين بى خيالى براى جذب گردشگر، آنچه مايه خجالت است و مايه صدافسوس يادگارى ها و ديوارنوشته هايى است كه - بدون استثنا - در همه مكانهاى ديدنى به چشم مى خورد. حجم اين نوشته ها آنقدر زياد است كه يك لحظه فكر مى كنى رسم شده هر كس وارد مى شود بايد ورود خود را روى ديوار ثبت كند و به اين آيين احترام بگذارد؛ يادگارى از فلانى و فلانى وفلانى، به تاريخ بهمان و بهمان و بهمان.
باز خدا پدر و مادر آنهايى را بيامرزد كه با خودكار و مداد و حتى زغال روى ديوار نوشته اند؛ بعضى جاها يادگارى با وسيله اى نوك تيز حك شده و ديوار را تراشيده اند تا اعلام حضور كنند. بگذريم كه به ديوار يكى از خانه هاى تاريخى شهر، آگهى يكى از دفترهاى خدماتى چسبانده شده بود.
براى اين كه شما هم دراين افسوس شريك باشيد، نگاهى به مشخصات «مجموعه خانه تاريخى عباسيان» بيندازيد كه در پشت بليت ورودى درج شده: «از لحاظ طرح و معمارى و تزئينات و استفاده از فضاها و حجم هاى موجود در آن بسيار غنى و از نظر معمارى سنتى در نوع خود منحصر به فرد است و يكى از نامزدهاى دريافت جايزه بهترين بناهاى مسكونى ايران.» درباره اين بناى باشكوه كه در سال ۱۲۴۵ هجرى قمرى به وسيله يكى از تاجران خوشنام كاشان ساخته شده، اين گونه نوشته اند:
«اين مجموعه مشتمل بر پنج حياط و گودال باغچه مى باشد كه دو واحد آن به صورت طرح معمولى معمارى بافت قديم كاشان يعنى گودال باغچه و يكى از آنها به صورت دو طبقه با حياط مسقف است و حياط آخرى كه در اصل باغچه بوده، همان حياط سنتى. اين خانه داراى تزئينات گچبرى و نقاشى و انواع تزئينات اسلامى نظير رسمى بندى، يزدى بندى، كاربندى، قطاربندى، مقرنس و مشبك در اوج زيبايى و ظرافت است.»
۲ به دليل پيوستن ايران به قانون «حق مؤلف» جهانى، شبكه هاى تلويزيونى - نازل و غيرحرفه اى - فارسى زبان خارج از كشور كه برنامه سازى خاصى ندارند و حجم عمده برنامه هايشان صحبت در مقابل دوربين است، هر سريال تلويزيونى كه وارد شبكه ويديويى كشور مى شود و به دستشان مى رسد به روى آنتن مى فرستند و بدون رعايت حق و حقوق تلويزيون ايران آن را نمايش مى دهند. با افزايش تعداد شبكه ها و رقابت براى پخش زودتر مجموعه هاى داخل ايران، به تازگى روش جديدى باب شده و ديگر نيازى به انتظار براى عرضه ويديويى اين محصولات نمى بينند. حالا يك نفر سريال ها را از تلويزيون ايران ضبط مى كند و براى آنها مى فرستد و آنها هم پخش مى كنند. به همين سادگى.
يك شركت ايرانى داخل آمريكا هم كه تخصص اصلى اش استفاده از نبودن قانون كپى رايت براى محصولات ايرانى و ثبت نشدن آنها در آمريكاست و از فروش بدون اجازه و غيرقانونى آثار ايرانى نان مى خورد، مجموعه تلويزيونى «شب هاى برره» را در قالب ۶ عدد DVD (البته با كيفيتى پايين تر از VCD!) به بازار عرضه كرده. با قيمت ۵۰ دلار.
نتيجه عدم رعايت حق و حقوق مؤلف، پخش كپى فيلم ها در ايران و نمايش غيرقانونى در آن سوى مرزهاست. شايد از جهتى ديگر و از نقطه نظر اشاعه فرهنگ، تلويزيون ايران به فكر پيگيرى نباشد؛ ولى به سرمايه هاى شخصى توليدكنندگان فرهنگى داخل كشور فكركنيد تا به عمق فاجعه پى ببريد.
۳ اين هم بيت قابل تأملى از حافظ:
نصيب ماست بهشت، اى خداشناس برو
كه مستحق كرامت، گناهكارانند


|   شناسنامه   |   آرشيو   |