|
با دستوررئيس قوه قضاييه براى پيگيرى كودك ربايى ازآلمان به ايران آغاز شد
|
|
|
|
دعوت عام «ايران» براى كمك به بيماران بى بضاعت
|
|
|
|
سردار رويانيان اعلام كرد
|
|
|
|
بازپرس اصغرزاده اين فرضيه را قوى دانست
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
با دستوررئيس قوه قضاييه براى پيگيرى كودك ربايى ازآلمان به ايران آغاز شد
جست وجوى ويژه براى يافتن «مليكا» ى ۴ ساله
|
|
|
گروه حوادث: رئيس قوه قضاييه در دستور ويژه اى خواستار بررسى ماجراى ربوده شدن دختربچه اى در آلمان و انتقال غيرقانونى وى ازسوى پدرش به خاك ايران شد. پدر مليكاى ۴ ساله، در حالى دختربچه اش را پنهان كرده است كه دستگاه هاى قضايى ايران و آلمان حق نگهدارى و حضانت بچه را به مادرش سپرده اند. < چشم به راه دختر ساعت ۱۶ عصر روز يكشنبه ۱۸ دى ماه سال ۸۴ _ هشتم ژانويه ۲۰۰۶ ميلادى _ زن ۲۹ ساله ايرانى با چهره اى مضطرب و هراسان در ميدان مركزى شهر هامبورگ آلمان ايستاده بود و چشم هايش را به اطراف مى چرخاند تا اثرى از دختر ۴ ساله اش ببيند. قرار بود پدر ايرانى «مليكا» پس از جشن تولد دختر دوستش، دختربچه را به مادرش برگرداند، زن جوان آخرين بار شب قبل با دخترش تلفنى حرف زده بود و از صبح هر چه با موبايل شوهر سابقش تماس گرفته بود، جوابى نشنيده بود. يك ساعت چشم به راهى كافى بود كه مادر «مليكا» مطمئن شود دختربچه اش از سوى پدر وى ربوده شده است و اين مرد حتماً مى خواهد «مليكا» را به ايران بازگرداند. زن جوان با رساندن خود به كيوسك تلفن عمومى با خانواده اش در ايران تماس گرفت، صدايش مى لرزيد و از آنان خواست به فرودگاه بروند تا شايد «مليكا» به همراه پدرش در آنجا ديده شود. < اداره پليس آلمان هنوز غروب نشده بود كه «شيلا» به همراه يكى از دوستانش وارد اداره پليس هامبورگ شد و گريه كنان پيش روى بازرس آلمانى ايستاد، او با ارائه مدارك دادگاه هامبورگ كه نشان مى داد حق نگهدارى از دختر بچه ۴ سال اش به طور قانونى و با رضايت پدرش به وى داده شده است و گفت: «قرار بود پس از متاركه من و پدر «مليكا» او شنبه هاى هر هفته از ساعت ۱۱ صبح تا ۶ بعدازظهر نزد پدرش باشد حتى به خاطر برخى شلوغ كارى هاى شوهر سابقم گذرنامه هاى آلمانى و ايرانى و حتى شناسنامه او در اختيار وكيلش بود تا نتواند مليكا را با خود ببرد و من از طريق دادگاه، «مليكا» را ممنوع الخروج كرده بودم. وى ادامه داد: «اين بار به بهانه اينكه جشن تولد دختر دوستش است اجازه گرفت تا «مليكا» يك شب نزد او بماند، پذيرفتم اما دلهره داشتم تا اينكه سرقرار رفتم و هر چه ايستادم خبرى از «مليكا» و پدرش نشد، به موبايلش زنگ زدم هيچ جوابى داده نشد و احتمال مى دهم آن دو بخواهند آلمان را ترك كنند.» پليس هامبورگ از آنجا كه مليكا، ممنوع الخروج بود و پدرش نيز بدون مداركش نمى توانست خاك آلمان را ترك كند از مادر «مليكا» خواست به جست وجوهايش ادامه دهد و اگر ردپايى از آنان به دست نيامد نزد پليس بازگردد. < مليكا، در ايران ساعت ۲۱ و ۴۵ دقيقه همان روز، خانواده مادر «مليكا» كه در فرودگاه مهرآباد پروازهاى آلمان را زير نظر داشتند پدر و دختر را ديدند كه مانند همه مسافران از بازرسى فرودگاه گذشتند و اين در حالى بود كه همه مدارك آنان در خاك آلمان مانده بود و كسى به آن دسترسى نداشت. وقتى مادر «مليكا» در تماس تلفنى با خانواده اش شنيد دختربچه اش از خاك آلمان ربوده شده است بعد از اينكه پليس آلمان را در جريان قرار داد خواستار رسيدگى قضايى و پليسى و بازگردانده شدن دختربچه اش به خاك آلمان شد. < رأى دادگاه آلمان ۴۸ ساعت بعد شعبه ۸۸۷ دادگاه خانواده هامبورگ در منطقه بارمبك به رياست قاضى وينتربرگ به شكايت «شيلا رضاقزوينى»، رسيدگى كرد و خود را با توجه به توافقنامه صلاحيت ادارات و اجراى قانون حمايت از كودكان خردسال _ MSA _ صالح به بررسى اين پرونده خانوادگى دانست. در رأى قاضى وينتر آمده است: «پدر مليكا، در آخر هفته گذشته بعد از ديدار فرزند، او را به مادر برنگردانده و با توجه به ادعاهاى موثق مادر، پدر «مليكا» اين دختر را مخفيانه به ايران ربوده است، اين عمل يك تخلف آشكار از قرارى است كه بين پدر و مادر روز سوم نوامبر ۲۰۰۵ _ ۱۲ آبان ماه سال ۸۴ _ در دادگاه منعقد شده بود. در اين توافقنامه پدر «مليكا» پذيرفته بود كه محل زندگى هميشگى دخترش در خانه مادر بوده و او بتواند روزهاى شنبه هر هفته مليكا را ملاقات كند و ساعت ۱۸ بعدازظهر اين ملاقات به اتمام برسد و دادگاه حق سرپرستى را به مادر داده بود. علاوه بر اين ربودن مليكا به ايران به وسيله پدرش يك تخلف آشكار غيرقانونى بوده است چرا كه طبق توافقنامه و رأى دادگاه، پدر و مادر مليكا يا هر كس ديگر اجازه ندارد مليكا را از مرزهاى آلمان و از مرزهاى كشورهاى قرارداد شنگن خارج كند. قاضى وينتر در بخشى از رأى با تأكيد بر ساقط شدن حق سرپرستى پدر «مليكا» آورده است: «جدا كردن ناگهانى و قاطع مليكا از مادرش باعث خطر آسيب روحى به مليكا كه تكيه گاه اصلى اش و عاطفى اش مادر بوده، شده است و همه اين دلايل باعث مى شود كه حق سرپرستى تنها به مادر داده شده و پدر او مكلف است مليكا را به آلمان بازگرداند و همچنين طبق قانون ايران در هر حال حق حضانت مليكا، تا سن هفت سالگى به مادر تعلق مى گيرد پس پدر مليكا به دستور عاجل دادگاهى موظف است كه بچه را فوراً به مادر بازگرداند.» < شكايت در ايران مادر مليكا، وقتى با فيلمى كه خواهرش در ايران از دختربچه او در حال رفتن به استخر زنانه همراه عمه اش گرفته بود مطمئن شد كه «مليكا» از خاك آلمان قاچاق شده است، براى بازپس گرفتن دختربچه اش به ايران سفر كرد. اين زن در طرح شكايتى نزد قاضى شعبه ۲۶۴ دادگاه خانواده (۲) گفت: «حدود ۶ سال پيش با مردى كه عموى دوست خواهرم بود و در آلمان زندگى مى كرد، ازدواج كردم، او دندانساز بود و از ۱۵ سال پيش در آلمان بسر مى برد، وقتى نزد اين مرد رفتم متوجه رفتارهاى خشن او شدم، اومن را به باد كتك مى گرفت تا جايى كه بينى ام شكست و دو بار با دخالت پليس «آلتونا»ى آلمان، به دادگاه هامبورگ رفتيم. تصور مى كردم با به دنيا آمدن بچه ام، روحياتش تغيير كند تا جايى كه مطلع شدم او قبل از من با دخترى آلمانى ازدواج كرده است و از او دخترى ۱۲ ساله به نام «ميشاييل اليزاهام» دارد. باز كوتاه آمدم اما به دنيا آمدن مليكا، هيچ تأثيرى در روحياتش نگذاشت. وقتى به ايران سفر مى كرديم و گلايه مى كردم همه مى خواستند با آموخته هايى كه از داشتن ليسانس روانشناسى همراهم است استفاده كنم، در زندگى به تابلوى ايست خورده بوديم، در خانه اى كه با هم زندگى مى كرديم هيچ حرفى بين ما رد و بدل نمى شد و كاملاً قهر و جدا زندگى مى كرديم حتى يك بار خواستم در ايران با او زندگى كنم اما اختلافمان بيشتر شد، وقتى به آلمان برگشتيم قرار بر طلاق گذاشتيم، حضانت مليكا به من سپرده شد و خود شوهرم نيز تأكيد بر آن داشت تنها مى خواست خانه ما مشخص باشد تا وقتى از ايران به آلمان آمد بتواند مليكا را ببيند اما او را دزديد و به ايران آورد و خواستار بازگرداندن دخترم هستم.» < رأى دادگاه ايران رئيس شعبه ۲۶۴ دادگاه خانواده ۲ بعد از بررسى مدارك مادر «مليكا» روز ۱۲ بهمن ماه سال ۸۴ حق حضانت مليكا را براى جلوگيرى از آسيب هاى روحى و روانى دختربچه به مادرش سپرد و مأموران كلانترى با دستور سرپرست اجراى احكام مجتمع قضايى خانواده ۲ مأموريت يافتند تا «مليكا» را به مادر بازگردانند. < بن بست با وجود اينكه دستگاه هاى قضايى ايران و آلمان رأى به سپرده شدن حق حضانت و نگهدارى مليكا، به مادرش داده بودند و از سوى ديگر پليس نيز براى شناسايى مخفيگاه پدر و دختر وارد عمل شده بود با پنهان كارى هاى بستگان پدرى «مليكا» و ادعاى اينكه هيچگاه «مليكا» و پدرش به ايران نيامده اند و نزد آنان نبوده است، سرنوشت مليكا به بن بست خورد. بدين ترتيب، مادر اين دختربچه با مداركى كه نشان مى داد پدر مليكا پس از ربودن دختر بچه او را در ايران پنهان كرده است به طرح شكايت جنايى پرداخت. < دستور داديار جنايى داديار شعبه دوم دادسراى امور جنايى تهران وقتى عكس هايى از مليكا ديد كه همراه عمه اش از استخر زنانه خارج و به خانه وى رفته اند، آنان را به دادسراى جنايى احضار كرد. اين زن كه نمى دانست خاله مليكا، به فيلمبردارى پنهانى از او و مليكا دست زده است ابتدا منكر حضور برادرزاده اش در خاك ايران شد اما وقتى عكس ها را ديد، پذيرفت تا چند روز پيش برادرش و مليكا در خانه آنها پنهان بوده اند اما از سرنوشت آنان اطلاعى ندارد. مادر مليكا كه نگران دختربچه اش است اصرار به رديابى محل پنهان كردن مليكا كرد وداديار جنايى به مأموران اداره ۱۱ پليس آگاهى تهران مأموريت داد تا دست به اقدامات تجسسى زده و با پيدا كردن «مليكا» او را به مادرش بازگردانند. بدين ترتيب، پليس متخصص در زمينه آدم ربايى وارد عمل شد و با وجود بررسى هاى گسترده نتوانست گره كور اين پرونده را باز كند و بن بست ديگرى پيش روى تيم تحقيق قرار گرفت. < نامه اى براى رئيس قوه قضاييه مادر«مليكا» كه مى ديد هيچ پيشرفتى در بازگردانده شدن دختربچه اش به وى نشده است در نامه اى به رئيس قوه قضاييه، آيت الله شاهرودى را در جريان جزئيات پرونده قرار داد. در اين نامه كه به همراه مدارك قضات ايران و آلمان و دستور آنان براى سپرده شدن حضانت مليكا به مادرش بود، زن جوان خواستار دستور ويژه بالاترين مقام قضايى ايران در بازپس گيرى دخترش و اجازه انتقال وى به آلمان كه مقيم آنجا هستند شد. < دستور ويژه رئيس قوه قضاييه آيت الله شاهرودى پس از مطالعه نامه مادر مليكا و مدارك دادگاه ايران و آلمان دستور بررسى ويژه پرونده را صادر كرد و خسرو حكيمى مستشار ديوانعالى كشور در مقام مديركل دبيرخانه قوه قضاييه دستور قضايى آيت الله شاهرودى را در اختيار قاضى شيرج رئيس حوزه نظارت قضايى ويژه قوه قضاييه قرار داد. بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، دستور رئيس قوه قضاييه براى اقدام به سرپرست دادسراى امور جنايى تهران ارسال شده است و تيم تحقيق اقدامات تازه اى را آغاز كرده اند.
|
|
|
|
|
دعوت عام «ايران» براى كمك به بيماران بى بضاعت
جوان بيمار ميهمان سفره دلمان شد
|
|
|
هديه هاى بهارى تان را به شماره حساب جارى ۳۹۸۸ بانك ملى شعبه خجسته - كد شعبه ۷۹۹ به نام مؤسسه فرهنگى -مطبوعاتى ايران، به بيماران بى بضاعت ببخشيد
فاطمه جان، دخترك كوچك دوست داشتنى، ديروز وقتى نوشتيم پشت پنجره منتظر نشسته اى بلكه كسى بيايد و يك سبد شكوفه روى سرت بريزد، خيلى ها تلفن زدند، خيلى ها هديه هاى كوچكشان را فرستادند كه شايد بشود كارى كرد. اگر آنهايى كه وعده آمدن داده اند، اگر آنها كه گفته اند چند ميليون كمك مى كنند، بيايند، مى شود يكى از همين روزها فاطمه كوچولو را به اتاق عمل برد و لحظه بعد وقتى از شنيدن صداى مادرش _ هر چند كه معنايى از آن متوجه نشود _ مى شكفد، به خاطر اين لحظه ها به بودن هايمان، به عشق ورزيدن هايمان، به نفس كشيدن هايمان افتخار كنيم. < ميهمانى جديد زنى مى آيد. با چادرى سياه كه بر سر دارد و چشمانى پر از اشك و كيسه اى بزرگ پر از عكس و نسخه و آزمايش. زن آمده تا جوانش را سر سفره دلمان بنشاند. آمده بلكه بشود كارى كرد كه جوانش كمتر درد بكشد. محمد ۲۲ ساله است، سه ماه قبل وقتى يكدفعه پاى او ورم كرد و سياه شد، مادرش او را به بيمارستان ميلاد رساند. پزشكان او را به بيمارستان وليعصر و سپس به بيمارستان امام خمينى هدايت كردند. در آنجا بود كه زن متوجه شد پهلوى لگن سمت راست، غده اى بزرگ و رشد يافته است. محمد تحت مداوا قرار گرفت. غده خارج شد و درمان ادامه يافت، ولى پس از مدت كوتاهى دوباره محمد دچار همان مشكلات شد. اين بار دكتر به مادر محمد گفت: پس از عمل دوم روى پسرت، احتمالاً پاى او قطع شود. محمد از وقتى متوجه شد كه شايد پايش قطع شود، ديگر حاضر نشد به اتاق عمل برود. پزشك هم براى كنترل درد و درمان او دو قرص تجويز كرد. حالا زن با ۴ بچه مانده است. خودش مى گويد: شوهرم از چند سال قبل معتاد شده و كارى به كار من و بچه ها ندارد. در اين سال ها در خانه ها كارگرى كرده ام تا هزينه درمان پسرم و خورد و خوراك بچه ها را تأمين كنم. دستان پينه بسته و خسته اش را نشان مى دهد. تنها ۳۷ سال دارد، اما انگار خيلى زود پير شده است. زن مدارك مربوط به دادخواست طلاق را جلويم مى گذارد. شوهرم نه براى من و نه براى بچه هايش احساس مسؤوليت نكرد، براى همين رفته ام و تقاضاى طلاق كرده ام. عكس جوانش را كه مى خواهم از كيفش درمى آورد. - پسرم اگر بفهمد كه اينجا آمده ام و عكسش چاپ شده، از غصه دق مى كند. به خدا من آبرودارم. بچه ديگرى دارم كه مى خواهد مدرسه برود. دختر بزرگ دارم و... *** ۱۶ روز مى شود كه محمد بدون دارو مانده است. ۱۶ روز است كه از درد به خودش پيچيده و زن از اينكه جوانش جلو رويش عذاب مى كشد، شكنجه مى شود. مى گويد: آخرين بار وقتى از بيمارستان خواستند مرخصش كنند، پول تسويه حساب نداشتم. مرخص كردند، ولى چون مى دانستند باز هم بايد به خاطر جوانم مراجعه كنم، گفتند اگر پول را نياورى، دفعه ديگر كه بيايى، بسترى اش نمى كنيم. *** زن هرچه نسخه و كاغذ داشته برايمان مى گذارد و مى رود. هنوز به در تحريريه نرسيده، برمى گردد. - يعنى براى جوان من اميدى هست؟ به چشمان خسته اين زن زحمتكش نگاه مى كنم و لبخندى به رويش مى زنم تا دوباره اشك هايش را نبينم.
|
|
|
|
|
سردار رويانيان اعلام كرد
كاهش ۵۰درصدى صدور جرايم رانندگى در نوروز
|
|
|
معاون راهنمايى و رانندگى نيروى انتظامى گفت:در نوروز امسال در سطح شهرها ۲۴ درصد و در جاده ها ۱۴/۵ درصد كاهش صدور قبض جريمه گزارش شده و به طور كلى در اين ايام ۵۰ درصد در صدور قبض جريمه كاهش داشتيم. سردار محمد رويانيان در حاشيه حضور در مركز نظارت همگانى ناجا در جمع خبرنگاران افزود: در روزهاى عادى ۹۰ هزار قبض جريمه در كشور صادر مى شود و اين در حالى كه اين رقم در ايام نوروز به ۴۵ هزار قبض جريمه در طول نوروز رسيد. وى با اشاره به افزايش تعداد خودرو در سال جارى گفت: با توجه به افزايش خودرو و افزايش سفر، راهنمايى و رانندگى ۲۵ درصد رشد تصادفات و ۱۸ درصد افزايش كشته ها را در طول نوروز پيش بينى كرده بود كه با اقدامات صورت گرفته ميزان تصادفات تا حد قابل توجهى كاهش يافت و قطعاً در رقم كشته هاى جاده اى نيز با كاهش مواجه بوده ايم. معاون راهنمايى و رانندگى نيروى انتظامى خاطرنشان كرد: در طول سال، ميزان شكايت مردم از مأموران راهنمايى و رانندگى ۱۶ درصد بود، در حالى كه در نوروز امسال اين شكايات به حداقل رسيد و ۹۰ درصد مردم از طرح نوروزى امسال رضايت داشتند. سردار رويانيان با تأكيد بر اينكه در بخش شماره گذارى و صدور گواهينامه، شأن مردم رعايت نشده است،گفت: اين سيستم دچار اشكالاتى است كه بخشى از آن به راهنمايى و رانندگى مربوط مى شود و ما اين نواقص را اصلاح خواهيم كرد. معاون راهنمايى و رانندگى در خصوص افرادى كه شرايط دريافت گواهينامه ۱۰ ساله را دارندگفت:افرادى كه تا قبل از پايان مهرماه ۸۴ در امتحانات شهرى و آئين نامه قبول شده اند مى توانند گواهينامه ۱۰ ساله دريافت كنند.
|
|
|
|
|
بازپرس اصغرزاده اين فرضيه را قوى دانست
سايه خودكشى در مرگ «پروازى مقدم»
گروه حوادث _ طبق بررسى ها و تحقيقاتى كه پليس آگاهى تاكنون انجام داده، حادثه مرگ دبير ورزشى روزنامه رسالت خودكشى بوده است. بازپرس اصغرزاده با بيان اين مطلب افزود: بر اساس تحقيقات انجام گرفته، مرحوم «پروازى مقدم» بر اثر سقوط از طبقه دوازدهم كشته شده است. به گفته اين مقام قضايى، تحقيقات نشان مى دهد كه قربانى حادثه در جريان سقوط با نبشى كولر طبقه نهم ساختمان پلاسكو برخورد كرده و حتى مقدارى از موهاى وى در محل برخورد پيدا شده است. وى افزود: از آنجايى كه مطالب زيادى درباره مرحوم پروازى مطرح مى شد، مأموران به بررسى خودرو وى پرداختند و تلفن همراه و مقدارى پول را در داخل خودرو پيدا كردند و به اين ترتيب فرضيه خودكشى قربانى حادثه قوى تر است. در همين راستا، سرهنگ خوئينى، معاونت جنايى آگاهى تهران نيز گفت: دست نوشته ها و اشعارى از متوفى پيدا شده كه نشان از ناراحتى و افسردگى وى در چند روز پيش از حادثه مى دهد، ولى بررسى هاى دقيق و كارشناسانه پليس در اين باره ادامه دارد. سازمان پزشكى قانونى نيز با صدور اطلاعيه اى اعلام كرد: با توجه به معاينات و كالبدگشايى انجام شده، فوت «مرتضى پروازى مقدم» بر اثر صدمات ناشى از برخورد جسم سخت در اثر سقوط از ارتفاع بوده، ولى نحوه حدوث اين حادثه بايد در تحقيقات قضايى روشن شود. همچنين از آنجايى كه در تمام موارد مشابه آزمايشات سم شناسى انجام مى گيرد، براى نامبرده هم اين آزمايشات انجام و نتيجه بعداً اعلام مى شود.
|
|
|
|
|
دانشجوى ربوده شده آزاد شد
رئيس دانشگاه شهيد باهنر كرمان از آزاد شدن دانشجوى دكتراى زمين شناسى اين دانشگاه كه هفته گذشته در منطقه «قلعه گنج» گروگان گرفته شده بود، خبر داد. دكتر اميرى، به ايسنا گفت: طبق اطلاعات حاصل شده از سوى مسؤولان مربوطه، اين دانشجو كه براى انجام تحقيقات علمى به محله «قلعه گنج» رفته و در آنجا به گروگان گرفته شده بود، روز گذشته با تلاش مأموران از دست اشرار آزاد و به نيروهاى خودى تحويل داده شد.
|
|
|
|
|
ساعت مچى سرنخى در قتلگاه زن ناشناس
گروه حوادث: يك عدد ساعت مچى تنها نشانه پليس براى شناسايى هويت قربانى جنايت منطقه بلوار فردوس تهران است. راز اين قتل هنگامى فاش شد كه پيكر بى جان زن جوانى در داخل كانال آب اين منطقه پيدا شد. اين حادثه ساعت ۱ و ۴۴ دقيقه بامداد روز ۱۲ فروردين ماه سال ۸۴ رخ داد. به گفته پزشكان قانونى قربانى حادثه ۴۵ ساله بود و ۱۶۵ سانتى متر قد و ۷۰ كيلوگرم وزن داشت. براساس بررسى هاى پليس قربانى جنايت به هنگام كشف جسدش پيراهن كاموايى سه رنگ مشكى، طوسى و قرمزرنگ آستين كوتاه به تن داشت. هم اكنون ساعت مچى به دست آمده از قربانى حادثه به عنوان تنها سرنخ پليس براى شناسايى هويت قربانى حادثه است. بازپرس «اصغرزاده» از شعبه دوم دادسراى جنايى تهران از كسانى كه اطلاعى از هويت قربانى حادثه دارند خواست تا مراتب را به شعبه دوم بازپرسى يا شماره تلفن ۵۵۳۸۹۰۴۸ آگاهى تهران اطلاع دهند.
|
|
|
|
|
پدر «فراز» در دادگاه از بى گناهى شان گفت
گروه حوادث: پدر فراز مى گويد بخاطر حس پدرى پذيرفته كه در سوزاندن جسد «آنديا» و انداختن آن داخل چاه همراه پسرش بوده است. اين مرد وقتى روبروى ۵ قاضى دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت نه تنها خود را بى گناه دانست بلكه ادعا كرد «فراز» نيز وقتى او را در بازداشت پليس ديده است سناريوى جنايى قتل «آنديا» را به گردن گرفته است. اين مرد وقتى نماينده دادستان توضيح داد كه در بازسازى صحنه جنايت فراز تنها توانسته تا پمپ بنزين وردآورد چگونگى حادثه را شرح دهد و از آن جا به بعد اين پدرش بود كه به بازسازى چگونگى انتقال و سوزاندن جسد آنديا و انداختن آن داخل چاه پرداخته است، گفت: «من آن جا را بيشتر از پسرم مى شناختم و اين كار را انجام دادم.»
|
|
|
|
|
دستگيرى ۲ مرد خطرناك
گروه حوادث: عاملان سرقت از يك تاجر افغانى در جريان تجسس هاى پليسى بازداشت شدند. اين دو متهم در حالى كه مسلح به كلت كمرى بودند، با حمله به پاركينگ خودرو در خيابان وزرا اموال اين مرد را به سرقت بردند. حادثه اين تهاجم مسلحانه ساعت ۱۴ و ۴۵ دقيقه روز ۱۷ فروردين ماه سال جارى رخ داد. دربازجويى هاى انجام گرفته از يكى از متهمان مشخص شد او از مأموران اخراجى پليس است. با ارائه اطلاعاتى از سوى اين متهم، مخفيگاه همدست او شناسايى و اين مرد نيز دستگير شد. با توجه به اين يافته ها به دستور بازپرس توكلى، متهمان تا انجام تحقيقات تكميلى در اختيار كارآگاهان آگاهى قرار گرفتند.
|
|
|
|
|
توطئه براى قتل اعضاى خانواده يك دوست
|
|
|
گروه حوادث: فريادهاى دختر ۱۲ ساله خبر از وقوع جنايتى مى داد كه در جريان آن مرد جوانى به طمع به دست آوردن پولهاى دوستش، توطئه قتل اعضاى اين خانواده را طراحى كرده بود. در جريان اين اقدام تبهكارانه پدر خانواده با ضربات كارد مهاجم جوان به قتل رسيده و دختر ۱۲ ساله و برادرش به طور معجزه آسايى از مرگ نجات يافتند. مأموران وقتى خود را به محل حادثه رساندند، با پيكر بى جان مرد خانواده درحالى روبرو شدند كه با اصابت ضربات كارد از پاى درآورده بود. آنان وقتى به طبقه دوم خانه رفتند، با در بسته آنجا روبرو شدند، اين درحالى بود كه صداى گريه هاى دختر ۱۲ ساله از داخل اتاق شنيده مى شد، بدين ترتيب پليس با شكستن قفل خانه مرد جوانى را در برابر خود ديد كه كارد بلندى در دست داشت و دختربچه نيز در گوشه اى از اتاق نيمه جان روى زمين افتاده بود. با دستگيرى اين مرد، ماجراى قتل به بازپرس «حسينى» از شعبه هفتم دادسراى جنايى تهران اطلاع داده شد. پس از حضور بازپرس ويژه قتل در محل جنايت، تحقيق از متهم آغاز شد. وى خود را «خيرالله» معرفى كرد و گفت: چند روز قبل از اصفهان به تهران آمدم. در خانه دوستم بودم. شب قبل بر سر مسائل مالى با قربانى حادثه درگيرى پيدا كردم. بنابراين نيمه شب درحالى كه او در خواب بود، با كارد به جانش افتادم. با صداى درگيرى ما پسر ۶ ساله و دختر ۱۲ ساله مقتول متوجه شدند. من به ناچار سيم شارژ تلفن همراه را به دور گردن اميد ۶ ساله انداختم. پس از دقايقى او بى حال شده و روى زمين افتاد. سپس سراغ خواهرش رفتم كه با فريادهاى او نتوانستم او را بكشم. درحالى كه اين متهم مرگ پسر ۶ ساله خانواده را مطرح مى كرد كه تنها يك جنازه در محل حادثه بود. لحظاتى بعد پسر ۶ ساله به همراه يكى از بستگانش به محل حادثه آمد. وى در اين باره گفت: وقتى اين مرد سيم را به دور گردنم پيچاند، بعد از لحظه اى خودم را به مردن زدم و او مرا رها كرده، سراغ خواهرم رفت. من هم بعد از رفتن او به خانه يكى از آشنايانمان فرار كردم و كمك خواستم.
|
|
|
|
|
مادر پسر معتاد خود را كشت
مادر ۶۰ ساله، پسر معتادش را با وارد كردن ضربات چماق به قتل رساند. مأموران كلانترى «۱۱ خيبر» در شهرستان اسلام آباد غرب از توابع كرمانشاه از مرگ مشكوك مردى در اين شهرستان مطلع شدند. به گزارش ايسنا، وى همچنين در تحقيقات بعدى به عمل آمده، انگيزه اين اقدام خود را اعتياد پسرش دانست.
|
|
|
|
|
پنج نفر در تصادف محور زاهدان _ بم كشته شدند
معاون اجتماعى و ارشاد فرماندهى انتظامى سيستان و بلوچستان گفت: در تصادف روز دوشنبه در محوز زاهدان _ بم پنج نفر از هموطنان كشته شدند. سرهنگ پاسدار محمد عرب در گفت وگو با ايرنا افزود: اين تصادف بين يك دستگاه خودروى تويوتا و يك دستگاه اتوبوس رخ داد كه تمامى سرنشينان تويوتا كشته شدند. وى گفت: علت اين تصادف توسط كارشناسان در دست بررسى است. محور زاهدان _ بم _ كرمان از محورهاى پرتردد در جنوب شرق كشور است.
|
|
|
|