سه شنبه ۲۲ فروردين ۱۳۸۵ - ۱۲ ربيع الاول ۱۴۲۷
Tue, Apr 11, 2006
ديپلماتيك
۳۴۳۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
جنگ سرد انرژى در راه است
جنگ سرد انرژى در راه است
شمشير گازى پوتين
253716.jpg
ترجمه: مينو منقوليان
حملاتى كه ظرف چند ماه گذشته از سوى واشنگتن عليه كرملين صورت گرفته است را مى توان چون يك رويداد غيرطبيعى از نقطه نظر استانداردهاى جنگ سرد تلقى كرد. كاخ سفيد بى درنگ، از آناتول لايون، يكى از نخبگان برجسته آمريكايى در روسيه خواستار پاسخگويى به يك سؤال اساسى به اين مضمون شد: «چرا آنها درصدد برافروزى دوباره جنگ سرد هستند؟»
تمام ماجرا پس از آن شروع شد كه شوراى روابط خارجى آمريكا در پنجم مارس گزارش ۹۴ صفحه اى خود را تحت عنوان «مسير اشتباه روسيه: ايالات متحده چه اقدامى مى تواند و بايد انجام دهد» منتشر كرد. از اين گزارش چنين مى توان نتيجه گرفت كه سياست هاى خارجى و داخلى روسيه در مسيرى قرار گرفته اند كه منافع جهانى ايالات متحده را خدشه دار مى كند؛ و اينكه ديگر بيش از اين ادامه روابط ايالات متحده - روسيه ممكن و محتمل نيست؛ همچنين بر اين اساس ايالات متحده بايستى سياست متناسب و متعادل غربى چون «همكارى و تشريك مساعى منتخب» را كه نوع متفاوتى از سياست تشنج زدايى در دوران سال هاى جنگ سرد است را در برابر روسيه پيش گيرد. يك هفته بعد ابعاد تازه اى از اين حملات شكل گرفته و ظاهر شد. بدين ترتيب كه گزارش سالانه حقوق بشر كه توسط وزارت خارجه چاپ شد، شديداً و به طور گسترده «ولاديمير پوتين»، رئيس جمهورى روسيه را به باد انتقاد تند خود گرفته بود. محدوديت رسانه ها و حق پوتين براى سانسور آنها از يك سو و وجود فساد، برخورد گزينشى در اجراى قانون، فشار سياسى بر سيستم قضايى و ايجاد مزاحمت و اشكال تراشى در كار برخى سازمان هاى غيردولتى روسيه از سوى ديگر مواردى است كه در اين گزارش به آن استناد شد.
ظرف يك هفته پس از اين ماجرا، در ۱۶ مارس در برنامه كار كاخ سفيد كه استراتژى امنيت ملى خوانده مى شد، گام ديگرى در جهت شدت يافتن انتقادات از مسكو برداشته شد، بدين ترتيب كه نه تنها مسكو را به احترام به آزادى در داخل اين كشور فرامى خواند، بلكه مشخصاً به پوتين هشدار مى داد كه «تلاش هاى كرملين براى جلوگيرى از توسعه دموكراتيك در داخل و خارج به گسترش روابط روسيه با ايالات متحده، اروپا و همسايگان اين كشور آسيب مى زند. همان روز «كاندوليزا رايس» وزير خارجه آمريكا در ديدارى كه از استراليا داشت از نگرانى خود در باب «متمركز شدن قدرت در كرملين» سخن راند. رايس در حالى كه در برابر حضار سالن شهردارى سيدنى سخن مى گفت، اظهار كرد، براى دموكراسى روسى هم اينك مسير را بسيار دشوار و متزلزل مى بيند. او اظهار اميدوارى كرد كه مردم روسيه بتوانند صداى خود را به مؤسسات معتبر و مربوطه برسانند و بتوانند توانايى لازم براى سازماندهى خويش جهت دادخواست ها از دولت يا در صورت لزوم تغيير آن به دست آورند. لايون در مقاله اى كه در تاريخ ۱۸ مارس در لس آنجلس تايمز تحت عنوان «تغيير رژيم در روسيه» منتشر شد به ذكر مطالبى پرداخته است كه به طور حتم براى تاريخ نگاران در آينده، نگاهى به آن حيرت و شگفتى را به همراه خواهد داشت. وى نوشت: «تندرويان در دولت بوش و خصوصاً در دفتر «ديك چنى» معاون رئيس جمهور، در حال رايزنى براى به راه اندازى موج جديدى عليه مسكو هستند كه به مثابه نوع خفيف ترى از جنگ سرد، بر ضد مسكو است». همچنين افزود: كاخ سفيد طرفدار تشكيل «پيمان ها و اتحادهاى نظامى ضدمسكو» بوده و مخالفان سياسى داخلى پوتين را «تحت حمايت فوق العاده» خود قرار خواهد داد. لايون به جنبه هاى ديگرى از سياست هاى «غير واقع بينانه، خصمانه و خطرناك» آمريكا در برابر روسيه پرداخت. خصوصاً موعظه هاى شديداللحن در باب دموكراسى، و حمايت آمريكا از دموكراسى دروغين «بوريس يلتسين» كه توسط عده قليلى از حاكمان فاسد و ستمگر رهبرى مى شد. اين حملات ممكن است نابهنگام و بى موقع مطرح شده باشند. روسيه بعد از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى از هرگونه مواجهه و درگيرى با ايالات متحده در عرصه بين المللى اجتناب كرده است. حتى در مواجهه با توسعه سازمان پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) به سمت شرق و طيف جديدى از حلقه محاصره نظامى فعال و بى سابقه توسط آمريكا در نزديكى مرزهاى خود.
به علاوه اگر پوتين در نقطه اوج قدرت خود در دوران رياست جمهورى اش قرار دارد، اين مسأله عمدتاً به موجب محبوبيت عميق او در ميان آحاد جمعيت مردمى روسيه است كه خود حاصل يك مجموعه اقدامات موفقيت آميز او در زمينه بهبود اقتصاد كشور، ثبات سياسى موردنياز و دستاوردهاى سياست خارجى بوده است. براى اينكه به ميزان موفقيت او پى ببريم كافى است نگاهى به پيشرفت و بهبود اقتصاد روسيه على الخصوص در سال هاى اخير داشته باشيم و به ميزان مازاد بودجه براى پنج سال متمادى و پى درپى توجه كنيم؛ روسيه ذخاير ارزى خارجى خود را به ۱۸۰ ميليارد دلار آمريكا رسانده است؛ و موفق شده است بازپرداخت بدهى خود را زودتر از زمان مقرر بپردازد؛ اقتصاد روسيه مسير تكاملى خود به سوى اقتصاد جهانى را شروع كرده است. اما با اين حال روسيه امروزه يك ابرقدرت نبوده و دشمن هيچ كسى نيز نيست. به علاوه همچنان ميزبان مشكلات داخلى خود مى باشد كه برخى از آن مثل كاهش جمعيت و عدم صلاحيت حكومت در مناطق قفقاز شمالى بسيار عميق و ريشه دار بوده و به آسانى نمى توان براى آنها چاره اى انديشيد.
با اين وجود، دلايل پيدايش روند خصمانه فعلى آمريكا بر ضد روسيه پس از فروپاشى شوروى چيست و چه معنايى دارد؟ مشكلى كه در يافتن پاسخ مناسب براى اين سؤال وجود دارد اين است كه هنوز ريشه هاى شروع جنگ سرد از بسيارى جهات نامعلوم و نامشخص است. طرح ادعاى «توسعه و گسترش كمونيست» در سال هاى بعد از جنگ جهانى دوم، عملاً منتهى به آغاز برخورد و درگيرى سياست هاى انگليسى - آمريكايى با اتحاد جماهير شوروى شد، اما از نظر نخبگان تاريخ نگارى چون «جورج كينان»، حركت به سمت جنگ سرد، يك پروسه دو طرفه بود. امروزه بسيارى خواهان پذيرش و قبول اين نكته هستند كه واشنگتن و لندن بيشترين سرزنش و عتاب را در اين باره متحمل مى شوند. اما اين در حالى است كه نقش بى پايان و پيوسته انگلو - آمريكايى در راستاى حفظ كنترل منابع و ذخاير عظيم نفتى جهان، عمدتاً بدون تغيير باقى مانده است.
مسيرهاى خطا در پهنه سياست جهانى:
در نشست وزراى انرژى كه در ۱۳ و ۱۴ مارس گذشته در مسكو برگزار شد، خط مشى هاى اشتباه رايج در سيستم بين المللى مورد بحث و گفت وگو قرار گرفتند. در اين نشست، ديگر تزهاى روسيه در گروه هشت نيز در نشستى كه مقدمه و پيش درآمد اجلاس G8 در جولاى آينده در سن پترزبورگ است، حضور داشتند، جايى كه روسيه مسأله امنيت انرژى را به عنوان اولويت شماره يك مطرح كرده و روى ميز كار قرار داد. خلاصه آنكه، نتايج نشست وزراى انرژى G8 حاكى از آن بود كه روسيه بخش انرژى خود را به عنوان يك ذخيره دارايى امنيتى _ ملى مى داند.
كرملين هرگز مايل به از دست دادن سيطره خود بر صنعت نفت و گاز نيست، در حالى كه اتحاديه اروپايى خواهان آزادى بيشتر غربى ها براى دستيابى به شبكه خطوط گاز هستند. آنها همين طور از كرملين مى خواهند كه ترجيحاً مانند سالهاى اوليه پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى يعنى روسيه تحت حاكميت يلتسين به سمت خصوصى سازى صنعت نفت گام بردارد، يا اينكه حداقل به كمپانى هاى نفتى غربى اجازه مشاركت در پروژه هاى نفتى را بدهد.
اتحاديه اروپايى و آمريكا، امنيت انرژى را در سايه تضمين تأمين انرژى مورد نياز خود در هنگام وقوع فراز و نشيب هاى زندگى مى بينند، در حالى كه روسيه معتقد است، مدل صحيح از امنيت انرژى همچنين دربرگيرنده تضمين و اطمينان حاصل كردن از «امنيت تقاضا» است، بدين معنا كه كمپانى هاى نفتى و گازى روسيه اجازه سرمايه گذارى در شبكه هاى توزيع گسترده اروپا و ايالات متحده را به طور كامل داشته باشند و همچنين در زمينه بازاريابى متنوع و در بخش انرژى به مالكيت مورد نياز دست يابند كه اين امر خود مستلزم آن است كه آمريكا و اتحاديه اروپايى بازارهاى انرژى خود را آزاد و ليبراليزه كنند. گفتنى است، قاره سبز و ايالات متحده در مورد تأمين منافع خود در كشورهاى مصرف كننده انرژى و يا ترانزيت و صادركننده نفت اينگونه تصور مى كنندكه دچار اصطكاك شديدى با مسكو هستند، چرا كه روسيه از اقدام به سياست هاى كليشه اى و يكنواخت در زمان (برهه) جهانى سازى امتناع مى ورزد.
اين اختلاف نظرها هم از ديدگاه خاص آمريكا ناشى مى شود مبنى بر اينكه روسيه به طور فزاينده اى از ابزار انرژى به مثابه يك اهرم در سياست خارجى خود استفاده مى كند و نقش رو به رشد روسيه در بازارهاى جهانى انرژى نفوذ ژئوپلتيكى اين كشور را تثبيت و تقويت مى كند. به عبارت ديگر، باور غربى ها بر اين است كه به دست گرفتن بازار انرژى توسط كرملين راهى بسيار مثمرثمرتر و ارزان تر براى افزايش و گسترش نفوذ جهانى اين كشور است تا نگهدارى تانك ها و موشك هايى كه اتحاد جماهير شوروى به بهاى گزاف آنها را در انبارهاى خود انباشته مى كرد. اعمالى كه موجب تحليل منابع شده و نهايتاً منجر به تضعيف ساختار دولتى اتحاد جماهير شوروى گرديد. وراى اين شاخصه ها، آمريكا به عنوان تنها ابرقدرت، در مواجهه با يك روسيه طغيانگر و سركش، دست به گريبان مشكلات روان شناختى است. چنانچه، «ويتالى ترتياكوف» سردبير نشريه اى تحقيقاتى و يكى از ناظران معتبر و شناخته شده سياسى روسيه، اخيراً نوشته است، «روسيه اگرچه امروزه همانند اتحاد جماهير شوروى يك ابرقدرت جهانى نيست، اما بسيارى از قابليت ها و تواناييهاى يك ابرقدرت را براى خود حفظ كرده است. قلمرو بسيار گسترده و پهناور، منابع طبيعى عظيم ، سلاح هاى هسته اى، تكنولوژى فضا، پتانسيل و نيروى بالقوه علمى و دانشمندان، تكنولوژى اتمى و منابع انرژى، دارا بودن يك صنعت دفاعى كه به طور فعال در زمينه افزايش صادرات اين كشور كار مى كند... و عضويت دائم در شوراى امنيت سازمان ملل از اين جمله هستند.» اما مسكو شرايط را به گونه اى متفاوت مى بيند. چنان كه نگرانى اش از تهديدات پيرامون خود را در «مفهوم امنيت ملى۲۰۰۰» (كه غربى ها از آن به نام «دكترين پوتين» نام بردند) ابراز كرده است. مسائلى مانند حضور و پيدايش پايگاه هاى نظامى خارجى و سهيم شدن در استفاده از سربازان مليت هاى مختلف در همسايگى روسيه، كاهش كلى در ميزان نفوذ و تأثيرگذارى سياسى، اقتصادى و نظامى مسكو بعد ازاتحاد جماهير شوروى؛ توسعه ناتو به سمت شرقى و تضعيف موقعيت اين كشور در بين كشورهاى مستقل مشترك المنافع (CIS). روسيه با اشاره به تهديدات موجود، انرژى را چون برگ برنده اى براى خود در عرصه بازى جهانى مى داند، البته اگر اين بازى را هوشيارانه و دقيق اجرا كند. به همين دليل است كه بحث مهم انرژى در سالهاى اخير همواره يكى از مسائل ميان روابط روسيه _ آمريكا بوده است. لحظه تعيين كننده در ماه سپتامبر بود، زمانى كه روسيه با آلمان قراردادى ۵‎/۷ ميليارد دلارى براى احداث خط لوله گاز ۱۲۰۰ كيلومترى به ظرفيت سالانه ۵۵ ميليارد متر مكعب را منعقد كرد. به موجب اين قرارداد ساحل درياى سياه روسيه از طريق ساحل آبهاى بين المللى به كشورهاى لهستان و ديگر كشورهاى بالتيك و ساحل آلمان در گريفسوالد مرتبط مى شود. گفتنى است اين خط لوله توان دگرگون كردن و تغيير چشم انداز سياسى اروپا را دارا است. بنا به اظهارات «ايگور تومبرگ» يكى از محققان برجسته مؤسسه اقتصاد آكادمى علوم روسيه، «ثبات در تأمين انرژى براى اروپا در چند دهه آينده بستگى به روابط با روسيه دارد.» باز هم در سپتامبر گازپروم روسيه به منظور توسعه ميدان گاز طبيعى عظيم اشتوك من در درياى برنتز كه به طور تخمينى ذخيره اى از ۳‎/۲۰۵۳ ميليارد متر مكعب گاز طبيعى و ۳۰‎/۹۸ ميليون تن گاز تغليظ شده (چگاليده) را دربرمى گيرد، پنج غول نفتى را دعوت به همكارى كرد. اين شركتها شامل شورون و كونوكو فيليپس از ايالات متحده، هيدرو و استاتويل از نروژ و توتال از فرانسه بودند. ايالات متحده خواهان پيشرفت در اين پروژه ۱۵ ميليارد دلارى اشتوك من مى باشد. ۲۵ درصد توليد گاز طبيعى مايع (LNG) اشتوك من احتمالاً به ايالات متحده و مابقى به اروپا صادر مى شود. اما حال اين بسته به تصميم روسيه است و اين احتمال وجود دارد كه مسكو اولويت خود را بازار اروپايى قرار دهد، مگر آنكه واشنگتن متقابلاً به شركت هاى نفتى روسيه اجازه ورود به شبكه بازاريابى بسيار پرمنفعت خود را بدهد و همين طور تسهيلات سرمايه گذارى و ارتقا و پيشرفت تكنولوژى در صنعت سالخورده نفت روسيه را فراهم آورد.
ضلع ديگرى از اين منازعه و درگيرى ميان رابطه آمريكا، اروپا و روسيه زمانى آشكار شد كه مسكو حق انحصارى خود در مسيرهاى ترانزيت به سوى كشورهاى مصرف كننده را از درياى خزر (كاسپين) و منطقه آسياى ميانه را توسعه داد. اين بدان معناست كه اروپا از اين پس وابستگى دوجانبه اى به روسيه خواهد داشت. هم براى منابع انرژى روسيه و هم از جهت امكانات و تسهيلات ميانجى (واسطه) اين كشور در زمينه اين منابع.
از ديگر سو ميدان نفتى قزاقستان، كه بزرگترين ميدان كشف شده ساحلى در ۳۰سال گذشته است، تا اواخر اين دهه به بهره بردارى مى رسد. مسيرهاى صادرات از قشقان به زودى مشخص مى گردند. در اين باب دوانتخاب وجود دارد. يك مسيرى كه موجب تحكيم و تقويت هر چه بيشتر حق انحصارى روسيه مى شود و گزينه دوم خط لوله باكو _ جيحان است كه آمريكا آن را مطلوب مى داند. آمريكا درصدد متقاعد كردن قزاقستان براى برگزيدن گزينه باكو _ جيحان است كه از پايتخت آذربايجان، باكو گذر كرده و به بندر جيحان در ساحل مديترانه اى تركيه رسيده و از گرجستان نيز مى گذرد. انتظار مى رود، «جورج بوش» رئيس جمهورى آمريكا نيز در سال جارى ملاقاتى از قزاقستان داشته باشد. از سوى ديگر ايالات متحده بى صبرانه منتظر وضع قوانينى در روسيه است كه قوانين جديد و روشن براى سرمايه گذارى شركتهاى نفتى آمريكايى در منابع طبيعى روسيه را اعلام كند. پوتين چندى پيش در سخنرانى خود در كنفرانس انجمن محرمانه وزراى انرژىG8 مسكو اطمينان داد كه، «شرايط آسان، شفاف و قابل پيش بينى» براى سرمايه گذاريهاى خارجى فراهم خواهد شد. اما از نگاه روسيه دليلى وجود ندارد كه اصلاح و وضع قوانين جديد در راستايى باشد كه شرايط مناسبى براى آمريكا به وجود آورد. روسيه تصميم ندارد به مثابه ضميمه و پيوست انرژى باقى بماند. بلكه انرژى روسيه مطمئناً خواهان ترقى و پيشرفت تكنولوژيكى و رسيدن به استانداردهاى غربى است، اما همانطور كه پوتين در مقاله اش كه اخيراً در وال استريت ژورنال چاپ شده، اشاره كرد، «خودستايى انرژى، مسيرى است كه راه به جايى نمى برد.» به هر حال، روسيه از جاذبه بيكران بخش انرژى خود در جامعه جهانى آگاه است. روسيه مى داند اين واقعيت ها و موقعيت هاى موجود توجه سرمايه گذاران خارجى را جلب مى كند.يك مسأله مهم ديگر اين است كه «نظم انرژى جهانى» خود در حال تغيير و تحولات شگرف است. دومصرف كننده و بلعنده عظيم انرژى در آسيا، چين و هند، نيز طرحهاى بلندپروازانه اى در خريد سهام در بخش توليدكنندگان نفتى روسى در سر مى پرورانند. آنها خواهان دستيابى به منابع نفتى در سيبرى، شرق دور و ساخالين هستند و اين دقيقاً در زمانى صورت مى گيرد كه غرب نيز درصدد افزايش حضور خود در بخش انرژى روسيه است. اما پوتين در مقاله مذكور خود به اين نكته تأكيد ورزيده است كه روسيه سياستى را در زمينه انرژى پيش خواهد گرفت كه پيش از همه براى مسكو سودمند باشد. او گفته است: «ما معتقديم توزيع انرژى كه هم اكنون تماماً در اختيار و كنترل گروه كوچكى از پيشرفته ترين كشورها قرار دارد در خدمت اهداف و مقاصد توسعه و پيشرفت جهانى نيست. ما شديداً در تلاشيم تا يك سيستم امنيتى _ انرژى ايجاد كنيم كه به منافع و تمايلات تمامى جامعه بين المللى حساس و پاسخگو باشد.»
ادامه دارد
گورباچف : بوش درمسيرى اشتباه گام برمى دارد
ترجمه: بنفشه غلام
253860.jpg
از نگاه برخى كارشناسان، «ميخائيل گورباچف» رهبرى است كه فضاى باز سياسى و پررونق اقتصادى را براى اتحاد جماهير شوروى سابق به ارمغان آورد و اين كشور را از بند كمونيسم سوق داد.
اما مخالفان اين نظر بر اين باورند كه وى با چند اشتباه در قالب اصلاحات باعث فروپاشى شوروى و پايان جهان دو قطبى شد. چندى قبل در جشن تولد ۷۵ سالگى گورباچف، هلموت كهل و هانس ديتريش رئيس دولت و وزير خارجه پيشين آلمان شركت كردند و جورج بوش پدر برايش يك تبريك ويدئويى فرستاد.
منتقدان آخرين رهبر شوروى در دوران جنگ سرد معتقدند وى با خطاهاى خود، تحولات را به نفع آمريكا رقم زد و باعث شد تنها واشنگتن پيروز فروپاشى شوروى شود. به اعتقاد اين گروه پيام تبريك بوش پدر نيز به همين دليل است كه كشورش بيشترين سود را از اقدامات گورباچف برده است. در هر حال وى اكنون به دور از سياست، بيشتر زمان خود را با دخترش «ايرينا» و دو نوه اش سپرى مى كند و خود مى گويد حالا تنها موضوع مورد علاقه اش آشپزى است، بويژه طرز پخت غذاهاى روسى و مديترانه اى.
مجله تايم گفت وگويى در مورد كتاب جديد گورباچف با نام «رونق اقتصادى» و روسيه تحت رهبرى پوتين انجام داد كه در پى مى آيد:
چرا كتاب جديدتان را درباره «رونق اقتصادى» (پروسترويكا) نوشتيد؟
به نظر من مراحل ابتدايى پروسترويكا كه در سال ۱۹۸۵ در شوروى سابق صورت گرفت يكى از سه واقعه مهمى است كه در تاريخ اتحاد جماهير شوروى روى داد. دو واقعه ديگر، انقلاب ۱۹۱۷ و پيروزى در جنگ جهانى دوم بودند. در بيستمين سالگرد پروسترويكا فكر كردم كه بايد درباره اين مسأله مهم بيشتر حرف زد و آن را شرح داد. البته بحث هاى تند و تيزى در روسيه در مورد پروسترويكا مطرح مى شود. گاهى اوقات به مردم گفته مى شود كه رونق اقتصادى چيز بدى براى شوروى بوده است.اما ۷۷ درصد مردم روسيه در نظرخواهى هايى كه از آنها شده، مى گويند، مى خواهند در كشورى آزاد و دموكرات زندگى كنند. اين ميراث «پروسترويكا» است.
چه كسانى فكر مى كنند «پروسترويكا» براى شوروى بد بوده است؟
سربازان قديمى، كمونيست هاى سابق، متصديانى كه از سبكى قديمى پيروى مى كنند. خوب مى دانم كه آنها در شرايط فعلى زندگى سختى را مى گذرانند و به عبارتى در روسيه امروز، زندگى براى بعضى ها سخت است.اما من ازآنها مى خواهم يك بار ديگر به مسأله خوب بينديشند.
فكر مى كنيد مشكلات كنونى موجود در زندگى بسيارى از روس ها از كجا ريشه مى گيرد؟
«يلتسين» كشور را ويران كرد.او كارى كرد كه موجب شد ثروت كشور در دست عده معدودى قرار گيرد. اين در حالى است كه غرب هرگز او را مورد انتقاد قرار نداد. من فكر مى كنم در حال حاضر «ولاديمير پوتين» در حال درست كردن آشفته بازارى است كه يلتسين به وجود آورده بود.
آيا پوتين مسير درستى را طى مى كند؟
پوتين سعى مى كند با حركتى رو به جلو سياست جمهورى دموكراتيك را در پيش گيرد تا بهداشت، تحصيلات و چيزهايى نظير آنها را گسترش دهد. اما درست به همان اندازه كه مسكو مى خواهد به چنين چيزى برسد، غرب آن را نمى پذيرد. آمريكا از اينكه تنها كشور ابرقدرت دنيا است، سرمست است. به همين جهت نيز مى خواهد خواست و اراده خود را تحميل كند. اما بايد از اين حالت خارج شود. زيرا به همان اندازه اى كه قدرت دارد، بايد حس مسؤوليت نيز داشته باشد.
253740.jpg
به نظر مى رسد آمريكا در مورد برخى چيزها كه در روسيه در جهت ضددموكراسى گسترش داده مى شوند، نگران است. منظور چيزهايى مثل كنترل رسانه ها است.
آمريكا بايد هم نگران چيزهايى باشد كه مردم روسيه نگران آنها نيستند. بله، رسانه ها تحت برخى فشارها قرار دارند و برخى روشهاى تحميلى بر مطبوعات نيز وجود دارد. اما اين چيزى نيست كه مردم به آن اهميتى بدهند ،دموكراسى شكننده است.
آيا فكر مى كنيد، در حال بازگشت به سمت جنگ سرد هستيم؟
من فكر مى كنم در اين ميان برخى هستند كه «بوش» را به سمتى اشتباه سوق مى دهند. به نظر مى رسد فعلاً ايالات متحده مى تواند خواست هاى خود را بر ديگران تحميل كند. اين بحث حملات پيشگيرانه، ناديده گرفتن شوراى امنيت سازمان ملل و قراردادهاى قانونى جهان همگى به سمت و سويى تاريك هدايت مى شوند.ى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |