چهارشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۵ - ۱۳ ربيع الاول ۱۴۲۷
Wed, Apr 12, 2006
ديپلماتيك
۳۴۴۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
جنگ سرد انرژى در راه است
قسمت دوم و پايانى
شكست سياست هاى آمريكا
ترجمه: زينب كامرانى
رئيس جمهور آمريكا «بوش» در چهارمين يادبود حملات يازدهم سپتامبر طى سخنرانى در پژوهشگاه دموكراسى ملى آمريكا درباره «قضيه تروريسم و استراتژيك آمريكا درجنگ با تروريسم» گفت: «تروريسم تنها خطر مهلك براى كل بشريت است و من صدق نيت خود را در به دام انداختن اين دشمن ثابت خواهم كرد.»
او در ادامه گفت: وجود دشمن تروريستى در جنگ عراق خسارتهاى فراوانى از لحاظ اقتصادى و نظامى به دولت آمريكا وارد كرده است.
بايد يادآور شويم اعمال ترور، شكنجه، سركوب و بازداشت كه از جانب نيروهاى اشغالگر اسرائيلى بر ملت مظلوم فلسطين تحميل مى شود، جزيى از برداشت بوش براى جنگ با تروريسم به شمار مى رود همانطور كه شهروندان فلسطينى كه براى احقاق حقوق اوليه شان به دفاع از خود مى پردازند لقب تروريست گرفته اند.
جنبش حماس بعد از پيروزى در انتخابات فلسطين براى تشكيل دولت بر سر كار آمد، انتخاباتى كه آمريكا شفافيت و سلامت آن را خود تأييد كرده بود. با اين وجود اسم اين جنبش در فهرست سازمانهاى تروريستى از نگاه آمريكاست از ديگر سو ما همه روزه شاهد تهديدهاى اروپا مبنى بر قطع كمك هاى انسان دوستانه به منظور عدم تشكيل دولت فلسطين هستيم.
رژيم صهيونيستى هر روزه به اعمال ترور و ... بر ضد شهروندان فلسطينى دست مى زند و متأسفانه عمل او در عرف مشروعيت دارد اما مبارزه ملت فلسطين برضد نيروهاى اشغالگر عمل تروريستى به شمار مى رود.
مقاومت در برابر اشغالگران آمريكايى و انگليسى براى به دست آوردن استقلال به عنوان تروريسم شناخته مى شود. اما اعمال وحشيانه نيروهاى آمريكايى كه به كشته و زخمى شدن شهروندان عراقى مى انجامد مشروعيت دارد. همچنين زندان ابوغريب كه فاجعه دموكراسى آمريكا به شمار مى رود، هنوز به اعمال وحشيانه خود ادامه مى  دهد.
دولت ايران غنى سازى اورانيوم را براى اهداف صلح آميز انجام مى دهد ولى بوش اين كشور را در ليست دولتهاى تروريستى به حساب مى آورد جالب آنكه اسرائيل كه بزرگترين زرادخانه سلاح هاى هسته اى (كه شامل دويست كلاهك هسته اى مى شود) را در جهان دارد از اين قاعده مستثنى است و به جنايتهاى وحشيانه خود بر ضد ملت فلسطين ادامه مى دهد، از نظر دولت آمريكا جزيى از دموكراسى به شمار مى رود.
اتفاقات يازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ فرصت مناسبى براى بوش و نومحافظه كاران دولت وى داد تا با اجراى برنامه خود و با به كارگيرى تمامى امكانات اقتصادى و نظامى و ... بر جهان تسلط پيدا كنند اما اين برنامه به دليل نحوه اجراى آن و نتايج ننگين حاصل از آن در افغانستان، فلسطين و عراق با شكست مواجه شد.
الخليج
جنگ سرد انرژى در راه است
هراس غرب از توفان شرق
قسمت دوم و پايانى
253953.jpg
ترجمه: مينو منقوليان
غرب برداشت متفاوتى از «تهديدى آسيايى» دارد «ديك لوگار» رئيس قدرتمند كميته روابط خارجى سناى آمريكا، در يك سخنرانى مهم در مؤسسه بروكينگز واشنگتن در ۱۳مارس اعلام كرد «لايحه انرژى و ديپلماسى» به كنگره آمريكا معرفى مى شود. او از عدم توجه كافى به آسيب پذيرى ايالات متحده در عرصه رقابتى رو به رشد بازار انرژى گلايه كرد و تأكيد كرد «چينى ها و هندى ها، با دربرگيرى يك سوم جمعيت جهان،كاملاً مستحضرند آينده اقتصاد آنها كاملاً وابسته به يافتن منابع انرژى براى حفظ رشد سريع اقتصادشان است. آنها با هر كس كه انرژى مورد نياز آنها را بفروشد خواهان مذاكره اند... وجود تقاضا براى انرژى از جانب اين غولهاى صنعتى، رقابت بى سابقه اى را براى نفت و گاز طبيعى به وجود آورده است. لذا يك «اولويت ويژه» در لايحه پيشنهادى بايد مبنى بر پيشنهاد توافق همكارى رسمى با چين و هند باشد. اين باعث مى گردد آنها به سيستم بين المللى هدايت شوند، از تأمين منابع مورد نياز اطمينان حاصل كنند و نتيجتاً بدين ترتيب زمينه مستعد براى درگيرى و جنگ كاهش پيدا مى كند.» ايده لوگار در تاريخ ۹مارس در فايننشيال تايمز، در مقاله اى به قلم رئيس سياست خارجى اتحاديه اروپايى «خاوير سولانا» تحت عنوان «چرا اروپا در مورد مسأله انرژى بايد به طور دسته جمعى عمل كند؟» بازتاب و انعكاس يافت. سولانا به طبع زيركى تفكر اروپايى اظهار كرد: «ما بايد ميان دسترسى استراتژيك بيشتر و بازارهاى عرضه توازن برقرار كنيم.» او گفت: «اتحاديه اروپايى (به عنوان نماينده تمامى اروپايى ها)، ايالات متحده، چين و هند بايد جمعاً و هماهنگ مذاكرات خود در باب انرژى را با توليدكنندگان انرژى را انجام دهند. آنچه ما بدان نياز داريم، يك تركيب منظم از بازارها، قوانين و مذاكرات مبنى بر رضايت طرفين است... نقش سياست، ايجاد توازن ميان ملاحظات و ديدگاههاى مختلف است... اكنون زمان آن رسيده تا يك ديپلماسى انرژى اروپايى را اتخاذ كنيم كه براساس منافع مشترك و اصول اساسى تدوين شده است.»
حال چه چيزى مى تواند احساس ضرورت و فوريت غربيها براى متحد و منسجم كردن مجموعه كشورهاى مهم وارد كننده نفت را توضيح دهد؟ اخيراً مفسران غربى آشكارا درباره رويداد غيرقابل اجتناب  رقابت ميان چين و هند بر سر مسائل امنيتى انرژى صحبت كردند. اما اين فرضيه هم اينك به دليل شتاب عاجل براى ايجاد همگرايى و تقارب ميان منافع و تمايلات موجود ميان چين، هند، اتحاديه اروپا و آمريكا به كنار گذاشته شده است.
در اينجا بايد اشاره كرد كه سه بعد تازه ديپلماسى انرژى روسيه در آينده موجب نگرانى غرب مى گردد:
۱- در صورت تصميم قاطع و مهم، روسيه در آينده اى نزديك اقدام به احداث خط لوله انرژى به چين مى كند. اين درحالى است كه شواهد نشان دهنده اين است كه روسيه در زمينه ساخت خط لوله پيشنهادى به سوى پاسيفيك هيجانات و تنش هايى را چاشنى كار خواهدكرد.
چندى پيش پوتين ضمن صحبت در پكن گفت: يك سيستم جديد خط لوله گاز، به نام آلتايى (Altai) مى تواند براى رساندن گاز از سيبرى غربى به چين ساخته شود. سيستم ديگرى نيز گاز را از سيبرى شرقى به ظرفيت بيش از ۸۰ ميلياردمتر مكعب در سال انتقال خواهدداد.
از طرفى از نگاه واشنگتن، هرگونه تعهد طولانى مدت روسى ها كه موجب افزايش نقش و حضور چين در صحنه جهانى شود بيشترين نگرانى و دغدغه خاطر را براى آنها خواهدداشت. انرژى در صدر اولويت هاى چين _ روسيه قراردارد، چنانكه ديدار چندى قبل پوتين از چين و ديدار احتمالى مجدد او دراين سال، حاكى از اين مطلب است. هند نيز تمايل شديدى از خود براى افزايش سطح همكارى در زمينه انرژى با روسيه نشان مى دهد. درجريان ملاقات اخير «ميخائيل فرادكوف» نخست وزير روسيه از دهلى، طرف هندى پيشنهاد مشاركت روسيه در پروژه خط لوله گاز ايران به پاكستان و سپس هند را مطرح كرد (طرحى كه همواره با مخالفت آمريكا روبرو شده است). هرگونه افزايش و تقويت در نقش روسيه در تأمين امنيت انرژى چين و هند در ميان مدت و درازمدت، نشانگر مستندى از وجود يك نظام جهانى چندقطبى است.
۲- متعاقب پيش گرفتن سياست خط لوله گاز درياى شمال با آلمان و اروپاى غربى درماه سپتامبر، ديپلماسى انرژى روسيه به سوى «اروپاى جديد» آهسته گام برمى دارد؛ منطقه اى كه روسيه را از اروپاى غربى جدا مى كند و منطقه اى كه آمريكا درطول ۱۵ سال گذشته، به زحمت توانسته است با نفوذ ژئوپلتيكى اين نواحى را به تسخير خود درآورد. اروپاى مركزى و جنوب شرقى، براى سياست جهانى ايالات متحده حكم منطقه اى شديداً استراتژيك را پيداكرده است. تركيه هم اينك به دليل همكارى گسترده با روسيه در زمينه انرژى مهار و محدودشده است _ كه اين امر به عنوان يك شاخص كليدى، خودمختارى نوينى را در راستاى اهداف استراتژيك آنكارا در درياى سياه، قفقاز و آسياى ميانه موجب گرديده است. ديگر بيش از اين نمى توان تركيه را به عنوان پرچمدار سياستهاى آمريكا در منطقه به حساب آورد. در تفكرات استراتژيك تركيه، شاهد تغييراتى هستيم. اين سياستها حاكى از اكراه و بى ميلى تركيه از الحاق درياى سياه به ناتو و درعوض قرارگرفتن در جناح روسيه است.
آنكارا ترجيح مى دهد درياى سياه مانند قرون گذشته، به عنوان منطقه اى حفاظت شده روسى _ تركى باقى بماند؛ جايى كه بارها منافع اين دو قدرت تاريخى بر سر مسائل مختلفى تحت الشعاع قرارگرفته است، اما به طور فزاينده اى از لحاظ استراتژيك موجب به هم نزديك شدن آنها نيز گرديده است.
هدف مهم ديدار پوتين از مجارستان و جمهورى چك درماه جارى نيز سياستهاى مربوط به انرژى بود. مجارستان بيش از ۸۰ درصد گاز موردنياز خود را از روسيه تأمين مى كند. پوتين درجريان اين ديدارها اعلام كرد در صدد ساخت بخش دوم خط لوله Blue Stream (جريان آبى) (كه روسيه و تركيه را به يكديگر وصل مى كند) براى ارسال گاز به مجارستان و تمام مناطق جنوب شرقى اروپا مى باشد. اين طرح درست زمانى مطرح مى شود كه آمريكا اتحاديه اروپايى را به تسريع اجراى پروژه خط لوله «نابوكو» تشويق مى كند؛ خط لوله اى كه اتريش را به منابع گازى ايرانى ها، تركها، آذربايجانى ها و قزاق ها مرتبط مى كند. درواقع اين خط لوله، گزينه جايگزينى براى منابع گازى روسيه است.
پوتين همچنين از اشتياق و علاقه روسيه براى توسعه و گسترش سرمايه گذارى دولتى و خصوصى خود در بخش انرژى اروپاى شرقى سخن گفت.
روسيه در زمينه خريدارى داراييها و كمپانيهاى بزرگ اين بخش موفقيت هايى به دست آورده است كه مى توان به پالايشگاههاى نفتى در بلغارستان و رومانى، به دست گرفتن شبكه بزرگ تأمين سوخت در بالكان، داشتن سهام كمپانى خط لوله گاز اسلواكى و مذاكرات گسترده براى دراختيار گرفتن مالكيت هاى بيشتر در رومانى، بلغارستان، صربستان، مقدونيه و بوسنى _ هرزه گوين اشاره كرد. اما لهستان، مجارستان و جمهورى چك به دليل ملاحظات ژئوپلتيكى و به دليل اشتراكات تاريخى شان با اتحاد جماهيرشوروى دراين باره ايستادگى كرده اند.
چنانچه يك مفسر روسى به اين مطلب پيچيده چنين مى نگرد و مى نويسد: اسلواكى، بلغارستان و رومانى و جمهورى هاى اسبق يوگسلاوى كمابيش خيرخواه و نيك انديشند، درحالى كه لهستان، جمهورى چك و مجارستان محتاط ترند.
در بررسى اين تمايلات روسيه، لوگار در تحقيق خود در مؤسسه بروكينگز هشدارداد كه آمريكا شايد براى مقابله با مسكو در اين راه، نيازمند توسل به ناتو شود.
اگر اوضاع همين گونه پيش برود، ممكن است ديپلماسى روسيه منجر به واگذارى رهبرى و نفوذ واشنگتن در اروپا _ آتلانتيك به اين كشور گردد.
به هرحال شعاع ديگرى از ديپلماسى اخير انرژى روسيه كه تأثير كلانى بر سياستهاى قدرتهاى بزرگ گذارد، هنگامى آشكار شد كه پوتين به تور خود در اروپاى مركزى خاتمه داده و مسير خود را به سوى الجزاير تغيير داد. اين ملاقات، لحظه اى نادر را در عرصه ديپلماسى رقم زد، زمانى را كه مواضع متفاوت سياستهاى بين المللى در يك نقطه به مثابه يك جهان كوچك (عالم صغير) به اجماع رسيده و به يكديگر نزديك شدند. حال آنكه سياست جديد روسيه در خاورميانه نيز ابعاد تازه اى يافته است. از جمله موقعيت روسيه به عنوان ناظر در سازمان كنفرانس اسلامى، احياى روابط فى مابين مانند زمان اتحاد جماهير شوروى با سوريه، دنبال كردن يك مسير مستقل در رابطه با ايران، تماس هاى مستقيم و آشكار با حماس در فلسطين و غيره.
«سرگئى لاوروف» وزير خارجه روسيه، در مقاله مهمى كه در تاريخ ۳ مارس تحت عنوان «روسيه درعرصه سياست جهانى» در مسكو و يه نووستى به چاپ رسيد، پارامترهاى اين سياست را مختصراً شرح داد. لاوروف با اعتراض به ديپلماسى دگرگون و متفاوت كاخ سفيد در خاورميانه از تمايل روسيه براى بازى كردن ايفاى نقش مسكو به عنوان «پل فرهنگى و تمدنى» ميان غرب و خاورميانه سخن گفت و از تصميم راسخ روسيه براى عدم اجازه به هر قدرتى براى برخورد سرسختانه با جهان اسلام خبر داد.
او چنين نتيجه گيرى مى كرد كه: «برجسته تر شدن عامل انرژى، معادلات ثبات استراتژيك در سيستم بين المللى را به چالش كشيده است و تعهدات و التزامات پيشين ژئوپلتيكى را تحت الشعاع قرار داده است. بسيار ساده لوحانه است اگر فكر كنيم از محققان و سياستگذاران روسى مى توان انتظار داشت درحالى كه جهان به حالت يك قطبى رهبرى مى شود، رضايت و آمادگى مشاركت داشته باشند.»
لاوروف درست سه روز بعد، درمقاله اى ديگر كه در روسيسكا ياگزتا، تحت عنوان «۶۰ سال از فولتون: درسهايى از جنگ سرد و زمان ما» چاپ شد، به همان موضوع «آزادى انرژى و منابع روسيه» رجوع كرد.
اين مقالات درواقع پيش درآمد يكى از مهمترين مأموريت هاى سياسى ديپلماسى پوتين بودند - حين ديدار پوتين از الجزاير، روسيه يك قرارداد فروش سلاح به ارزش ۷‎/۵ ميليارددلار با اين كشور منعقد كرد. يكى از ويژگى هاى اين قرارداد كلان اسلحه، تأمين مالى لازم براى افزايش همكارى ميان دو كشور در بخش انرژى است كه بدين ترتيب مشاركت روسيه در عمليات هاى اجرايى الجزيره در بخش نفت و گاز را ممكن مى كند.
بنابراين به شركتهاى روسى امتياز انحصارى توليد نفت در بيابان شمال آفريقا نيز داده شد. گاز پروم روسيه در توسعه و توليد بخش گاز الجزاير شركت خواهد كرد؛ و الجزاير تكنولوژى ارزنده غربى خود در مايع كردن گاز را در اختيار روسيه خواهد گذاشت. نكته مهمتر آنكه، روسيه و الجزاير تصميم گرفتند در بازار اروپايى همگام با يكديگر پيش بروند. در حال حاضر الجزاير، تنها گزينه جايگزين موجود براى اروپا در تأمين گاز مورد نياز اين قاره است، الجزاير چهارمين كشور صادركنندگان گاز در جهان است. خطوط لوله گاز الجزاير، ايتاليا، اسپانيا، پرتغال و اسلوانى را به هم مرتبط مى كند، اين كشور همچنين LNG به فرانسه، اسپانيا، ايتاليا، يونان، تركيه و ايالات متحده صادر مى كند.
استراتژى مسكو براى افزايش همكارى در زمينه گاز با آسياى ميانه نيز هم  اكنون با موفقيت قابل ملاحظه اى همراه بوده است. اوايل سال ،۲۰۰۲ پوتين خواستار ايجاد كارتلى از توليدكنندگان گاز در CIS شد. از آن هنگام به بعد نيز مسكو توافقات متعددى با تركمنستان، قزاقستان و ازبكستان منعقد كرده است. گاز پروم در سه سال آينده، خريد گاز از آسياى ميانه را افزايش مى دهد. كنترل انحصارى روسيه در تمامى مسيرهاى موجود براى انتقال گاز آسياى ميانه، معرف اين واقعيت است كه مسكو هم اكنون نبض تمامى شريانهاى گاز در محدوده اتحاد جماهير شوروى اسبق را در اختيار خود دارد. گفتنى است ابعاد اين حوزه در حال درنورديدن مرزهاى CIS است. به طورى كه ديپلماسى روسيه از مديترانه نيز گذر كرده و به الجزاير رسيده است، كه اين امر در واقع بازى جديدى را در نظام انرژى جهان شروع كرده است.
لاوروف در مقاله خود روسيسكا ياگزتا اشاره كرده است: «اتحاديه اروپايى و آمريكا درواقع از اعمال آزادانه و خودمختار روسيه بسيار نگرانند. آن هم درست در زمانى كه معمارى جديدى در روابط بين المللى در حال تشكيل و طراحى است.» حقيقت ديگر آنكه در نتيجه پديده جهانى سازى، روسيه بيشترين نفع و بهره مندى در دوران پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى را داشته است. با اين اوصاف به نظر مى رسد نبرد جديد آمريكا و روسيه در عرصه انرژى زمينه پيدايش جنگ هاى سرد ديگرى را فراهم آورد.
منبع: آسيا تايمز
مقاومت حماس در برابر تشديد فشارها
درافشانى
با افزايش فشارهاى سياسى و اقتصادى غرب عليه دولت جديد فلسطين به رياست «اسماعيل هنيه» از جنبش حماس، اسرائيل نيز حملات خود، عليه فلسطين را شدت بخشيده است. شهادت دو تن از فرماندهان نظامى گردان هاى الاقصى در حمله موشكى بالگردهاى نظامى رژيم صهيونيستى هجوم همه جانبه سياسى، اقتصادى و نظامى عليه دولت جديد فلسطين را آشكارتر از پيش كرده است. در يكى دو روز گذشته اتحاديه اروپا و دولت آمريكا با تكرار مواضع گذشته خود عليه دولت جديد فلسطين و جنبش حماس مبنى بر آنكه خشونت را نفى نكرده و از به رسميت شناختن اسرائيل خوددارى مى كند، با اعلام به تعليق درآوردن كمك هاى مالى مستقيم خود به دولت فلسطين، آن را قطع كردند. هنيه نخست وزير دولت جديد فلسطين اين تصميم ها را ناعادلانه توصيف كرده و در عين حال تأكيد كرد كه مواضع حماس تغيير نخواهد كرد. اعلام قطع كمك هاى مالى به دولت جديد فلسطين در واقع مى تواند مجازات فلسطينى ها تلقى گردد. به نظر مى رسد طرف غربى در اين ماجرا قصد آن دارد تا با تهى تر ساختن خزانه فلسطينى ها، شورش داخلى را در سرزمين هاى اشغالى عليه جنبش حماس و دولت جديد فلسطين تدارك ببيند. در همين حال اروپا و آمريكا پررنگ كردن اختلافات داخلى نزد فلسطينى ها و رودررو قرار دادن حماس و ابومازن را به طور جدى تعقيب مى كنند. انتشار برخى گزارش ها مبنى بر تشكيل دولت سايه در دفتر ابومازن رئيس تشكيلات خودگردان در اين راستا قابل ارزيابى است. در اين ميان آنچه قابل توجه و درنگ است، مقاومت رهبران حماس در برابر امواج حملات است.
قطعى شدن تعليق كمك هاى مالى اتحاديه اروپا و آمريكا به فلسطينى ها، رهبران حماس را با گزينه هاى ديگر از جمله توجه بيشتر به كشورهاى عربى و اسلامى مواجه كرده است. ديپلماسى فعال رهبران حماس در كسب كمك هاى مالى و جلب حمايت اين كشورها با سفرهاى ديپلماتيك هيأت هاى مختلف در اين جهت به كار گرفته شده است. با اين حال جنبش حماس نسبت به تحولات جارى در فلسطين و جو مسمومى كه غرب و اسرائيل ايجاد كرده اند برخوردى هوشيارانه داشته است. نخست وزير دولت جديد فلسطين اگرچه اظهارات وزير خارجه دولت خود را مبنى بر آنكه حماس آمادگى دارد تا همه پرسى درباره راه حل تشكيل دو كشور مستقل فلسطين و اسرائيل برگزار نمايد، تكذيب كرده است، اما به نظر مى رسد رهبران حماس، از تاكتيكى دوگانه براى كاستن از فشارهاى روبه تزايد عليه دولت فلسطين استفاده مى كنند. اين در شرايطى است كه برخى گزارش هاى ديگر نيز حاكى از ابراز تمايل حماس براى اعلام آتش بس با اسرائيل با نقش آفرينى دولت مصر است.
با اين حال به رغم تشديد فشارها عليه حماس و دولت جديد فلسطين كه در جهت تسليم ساختن آن صورت مى پذيرد، پيش بينى چشم انداز آتى تحولات فلسطين قدرى پيچيده و سخت نشان مى دهد. اين در شرايطى است كه به نظر مى رسد رهبران حماس برگ هايى براى غافلگير كردن، همانگونه كه قدرت را در اختيار گرفتند، در آستين داشته باشند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |