|
گشت و گذار در هزار توى زندگى قاجارها
|
|
|
حميدرضا حسينى كاخ گلستان تهران گرچه در بسيارى از فيلم ها و سريال هاى ايرانى مجال خودنمايى يافته، اما كمتر نزد عموم شناخته شده است. «كمال الملك» على حاتمى دلرباترين جلوه هاى اين كاخ را به تصوير كشيده است و فيلمهاى ديگرى چون «سلطان صاحب قران» اثر هم او و «ناصرالدين شاه اكتور سينما» از محسن مخملباف و البته نبايد سريال «اميركبير» اثر سعيد نيك پور را از ياد برد كه بيشتر صحنه هايش در كاخ گلستان جلوى دوربين رفته و تا حدودى حال و هواى كارهاى حاتمى را دارد. اين مجموعه به قدرى قديمى است كه تا ابتداى دوره قاجار بيرون از تهران بود و حالا در مركزى ترين نقطه آن! داستانش معروف است؛ شاه تهماسب اول صفوى زمانى تصميم گرفت تهران را پايتخت امپراتورى صفوى سازد، اما يك تابستان كه در تهران بود از هواى گرم و خشك آن بيزار و ازتصميم خويش پشيمان شد. اما تا پيش از اين پشيمانى حصارى به دور تهران با ۱۱۴ برج (به تعداد سوره هاى قرآن) كشيد و چهارباغى را بيرون از حصار بنا نهاد كه همين كاخ گلستان است. كريمخان زند هم وقتى در ابتداى قدرت يابى در جنگ بامدعيان بود، يك چند در اين چهارباغ صفوى اردو زد و عمارتى را ساخت موسوم به خلوت خانه كريمخانى؛ عمارتى كه با همه دستكارى ها و خرابكارى هاى قاجاريه هنوز پابرجاست. يك تخت و هفت تاجگذارى نوبت به قاجاريه كه رسيد، تهران لباس پايتختى و آن گونه كه ناصرالدين شاه دوست داشت «دارالخلافگى» به تن كرد. آن چهارباغ صفوى با خلوت خانه كريمخانى اش نيز مقر حكومت شد و رو به توسعه نهاد. آغامحمدخان قاجار كه حالا آغامحمدشاه شده بود، در سال ۱۲۱۰ ه.ق همين جا تاجگذارى كرد و البته يك عمارت ديگر از دوره كريمخان به نام «ديوانخانه» يا «ايوان دارالاماره» را توسعه داد. او براى اين كار آينه هاى قدى، ستون هاى سنگى و درهاى خاتم كارى قصر كريمخان در شيراز را كش رفت. برادرزاده و جانشين او فتحعليشاه قاجار امر به ساخت تخت بزرگى از مرمر داد كه در ايوان دارالاماره قرار گرفت ونامش را «ايوان تخت مرمر» گذارد. از آن پس جملگى شاهان قاجار در اين ايوان تاج بر سر نهادند و حتى رضاخان ميرپنج هم با همه قاجارى ستيزى اش در همين ايوان و روى تخت مرمرينش تاجدار شد. اما فرزندش محمدرضا ترجيح داد كمى آن سوتر در تالار سلام تاجگذارى كند _ آن هم ۲۶ سال پس از آغاز زمامدارى! تخت مرمر كه به سبك ايرانى ساخته شده بود، به تدريج از دوره فتحعليشاه مورد دخل و تصرف قرار گرفت و به سبك اروپايى (يا دقيق تر بگوييم شبه اروپايى) آراسته گشت. در اينجا غير از مراسم تاجگذارى، مراسم سلام در اعياد ملى و مذهبى نيز برگزار مى شد. عكس هايى كه از دوره ناصرى به بعد مانده (و حالا تعدادى شان بر ديوارهاى تخت مرمر نصب شده) شاه را روى تخت نشان مى دهد، در حالى كه عده محدودى از بزرگان دورش را احاطه كرده اند و عده بيشترى از اعيان و اشراف و صاحب منصبان و درباريان پايين تخت (يعنى در محوطه باغ) در حالت احترام ايستاده اند. عده ديگر نيز دورادور حوض مستطيل شكل روبروى عمارت تخت مرمر و در سايه چنارهاى بلند صف كشيده اند. اين تصاوير البته شكوه چندانى ندارند و بيشتر بازتابنده دربار زهوار در رفته قاجار هستند، اما جالب است كه عناصر قديمى همگى سر جاى خويش قرار دارند: تخت، ايوان، حوض و چنارهايى كه حالا به شدت پير شده اند. مابين حوض مستطيل و عمارت تخت مرمر يك حوض بيضى شكل به چشم مى آيد كه عكسهاى قاجارى آن را با دو قوى بزرگ و زيبا به تصوير مى كشند. اكنون نيز دو قو در اين حوض رها كرده اند تا خاطره قاجارها بكرتر به نظر آيد. در سمت راست ايوان تخت مرمر، خلوت خانه كريمخانى به چشم مى خورد كه حوض زيبايى را زير تاق هلالى اش در كنار تختى سنگى در ميان گرفته است. اينجا قديمى تر از تخت مرمر است، اما يك عنصر جديد دارد و آن نيست مگر سنگ مزار ناصرالدين شاه. اشتباه نكنيد! ناصرالدين شاه را در شاه عبدالعظيم به خاك سپرده اند، اما وقتى شيخ صادق خلخالى تصميم گرفت سنگ مزار او را از جا بكند (و بلكه بشكند) اين سنگ بسيار قيمتى جايى بهتر از كاخ گلستان نيافت. در فيلم «ناصرالدين شاه اكتور سينما» مخملباف صحنه هاى زيبايى از اين محل را به تصوير كشيده است. تابلوهاى كمال الملك و سياه مشق هاى شاه شهيد سمت راست خلوت خانه كريمخانى، نگارخانه قرار گرفته كه چون در دوره پهلوى محل استراحت سربازان بوده، رنگ ورويى ندارد، اما ۵۰ تابلوى نقاشى از بزرگ ترين هنرمندان قاجار را در خود جاى داده است. «رمال»، «ميدان باغشاه» و «دورنماى خيابان دوشان تپه» از كمال الملك؛ «عمارت خروجى» و «سى امين سالگرد سلطنت ناصرالدين شاه» با امضاى محمودخان صبا؛ «عبور از كوچه» و «ملاعلى كنى» از موسى خان نقاش يا «خواجه ساعت ساز» از آثار مصورالملك. خود ناصرالدين شاه هم وقتى فراغت مى يافت، دستى به سياه قلم مى برد و حالا يكى دو تا از اتودهايش كنار شاهكارهاى كمال الملك ابراز وجود مى كنند. چند ده مترى آن سوتر از نگارخانه (باز هم به سمت راست) حوضخانه قرار گرفته كه اكنون محلى است براى نگاهدارى تابلوهاى نقاشى و اشياى هنرى اروپايى - چه آنها كه به شاهان قاجار هديه شده و چه آنها كه خود با پول ملت بى زبان خريده اند! مثلاً يك تابلو از سفر اول ناصرالدين شاه به روسيه كه وى با دستخط خود بر حاشيه اش نوشته: «۱۲۹۰ (ه .ق) سفر اول فرنگستان ما. اين شبيه ورود ما به پطرزبورغ پايتخت روسيه است كه با امپراطور الكساندر ۲ در كالسكه نشسته ايم». تابلوى ديگرى مظفرالدين شاه را در سفر ونيز نشان مى دهد و تابلوى بعدى پرتره اى است از «فرانسيس ژوزف اول» (امپراتور اتريش و پادشاه مجارستان) كه روى سينه اش مدال ناصرالدين شاه مى درخشد و در كنار اينها كلى تابلوى ديگر و تعدادى اشيا عتيقه مانند تنديس و ساعت. خلاصه ديدن نگارخانه و حوضخانه به نوعى مرور تاريخ تصويرى قاجارهاست و خصوصاً در نگارخانه سير تحول هنر نقاشى در اين دوران را مى توان پى گرفت. لوكيشنى براى على حاتمى در طبقه بالاى نگارخانه و حوضخانه زيباترين تالارهاى كاخ گلستان قرار دارند: آيينه و سلام. تالار آيينه تمام شهرت خود را از تابلوى معروف كمال الملك به همين نام گرفته و در اثر على حاتمى نيز با زيبايى هرچه تمام تر جلوه كرده است. غير از در و ديوار، ساير عناصر مثل لوسترها، مبلمان و ميز كنسول سر جاى خود هستند، اما فرش تالار با آنچه در نقاشى كمال الملك آمده فرق مى كند و اين با گذشت بيش از يك قرن از خلق تابلوى تالار آيينه قابل اغماض است. گويا فرش قديمى در انبار كاخ نگهدارى مى شود. تالار سلام به مراتب جالب تر است. اين تالار را ناصرالدين شاه پس از نخستين سفر خود به فرنگ در سال ۱۲۹۰ ه .ق ساخت تا نخستين موزه ايران را در آن برپا كند. محتويات موزه عبارت بود از نفايس دربار و هداياى سلاطين خارجى كه به معرض ديد «عموم مردم ايران» شامل زنان حرم، شاهزادگان، درباريان و صاحب منصبان گذارده شد! حالا بسيارى از آن نفايس مانند تخت طاووس و كره جواهرنشان به موزه جواهرات بانك مركزى منتقل شده اند، اما آنچه باقى مانده جالب توجه است: از جمله تابلوى تالار آيينه اثر كمال الملك يا ماكتى از يك زيردريايى تخيلى كه توسط ژولورن ساخته و به دربار قاجار هديه شده است. بله، درست خوانده ايد: هديه ژولورن به دربار قاجار! اگر سريال اميركبير را ديده باشيد، در و ديوار تالار سلام برايتان كاملاً آشناست، در دوره پهلوى اين تالار براى مراسم سلام مورد استفاده بود و در سال ۱۳۴۶ مراسم مفصل و پرخرج تاجگذارى در آن برگزار شد كه صحنه هايى از آن را بارها و بارها در تلويزيون ديده ايد. اگر به اين مكان ها تالار عاج، تالار برليان، موزه ظروف، اتاق موزه، نمايشگاه خط و كتابت نيريزى و عمارت خوابگاه را هم بيفزاييد تازه فقط ضلع شمالى كاخ گلستان را ديده ايد. نخستين آسمانخراش تهران و خورشيد ساختمان ها در ضلع شرقى مجموعه، نخستين آسمانخراش تهران خودنمايى مى كند: شمس العماره يا خورشيد بناهاى دوره ناصرى. اين يكى در فاصله سال هاى ۱۲۸۲ تا ۱۲۸۴ ه .ق با گوشه چشمى به بناهاى مرتفع اروپا ساخته شد و در زمان خود با ابزارها و تكنيك هاى قديمى كار سترگى بود. نقشه بنارا «دوستعلى خان معيرالممالك» كشيد و كار ساخت برعهده «على محمد كاشى» افتاد. اكنون يك سويش به خيابان ناصرخسرو راه مى برد كه با دود اتوبوس ها به استقبال آمده و سوى ديگر به باغ گلستان چهره مى گشايد كه خلوتى است در ازدحام دهشت بار شهر. چسبيده به اين شمس العماره، عمارت زشت و نافرجامى جاخوش كرده كه با همه نازيبايى و ناهماهنگى گنجينه اى بس بزرگ در دل دارد: كتابخانه بيوتات سلطنتى با صدها كتاب و نسخه خطى و آلبوم خانه سلطنتى با ۴۸ هزار عكس تاريخى از دوره قاجار. برخى از عكس ها را ناصرالدين شاه خود گرفته و پس از دوربرى در آلبوم چيده است. سليقه سلطان صاحب قران واقعاً ديدنى است! اين گنجينه البته گهگاه كامى به محققان مى دهد، اما خوش نداردكه با عوام طرف باشد. اكنون به ضلع جنوبى مى رسيم. از چپ به راست به ترتيب با چهار عمارت: بادگير، چادرخانه، تالار الماس و كاخ ابيض. از توصيف چادرخانه كه فعلاً براى عموم غيرقابل بازديد است مى گذريم و به سراغ بادگير مى رويم؛ عمارتى از دوره فتحعليشاه با تالارى بس بزرگ و چشم نواز، پوشيده از كاشى و آيينه و نقاشى هاى زرنگار و گچبرى هاى بى مثال و چهار بادگير بلند در چهار طرف كه حوضخانه تالار را به خوبى خنك نگاه مى دارند. تالار الماس هم كه به سبب آيينه كارى هايش بدين نام خوانده شده از بناهاى عهد فتحعليشاهى است و فعلاً ظروف و عتيقه هايى در آن به نمايش درآمده. بالاخره مى رسيم به كاخ ابيض كه در سال ۱۳۰۸ ه .ق يعنى ۵ سال پيش از مرگ ناصرالدين شاه براى جا دادن هداياى «سلطان عبدالحميد عثمانى» ساخته شد. تقريباً هر ضلع اين كاخ به يك شكل است، اما چون نماى آن در سمت شمال و شرق سفيد و به سبك بناهاى سده هجدهم اروپاست به آن كاخ ابيض يا كاخ سفيد مى گويند. اين كاخ دفتر كار صدراعظم نيز بود و تا مدت ها جلسات هيأت وزيران در آن تشكيل مى شد. تا اين كه سرانجام در سال ۱۳۴۷ ه .ش يك موزه مردمشناسى نسبتاً مفصل در آن برپا گرديد. (لااقل در تهران موزه مردمشناسى بهتر از اين نيست). كنار كاخ ابيض بناى ديگرى وجود ندارد و از همان درى كه وارد شده ايد بايد خارج شويد. ضلع غربى كاخ گلستان با نرده اى از خيابان جدا شده و در ورودى اش درست در ميدان ارگ (۱۵ خرداد) باز مى شود. اين همه بخشى از ارگ قاجار و گلستان بزرگى است كه پهلوى ها بسيارى از بناهايش را نابود ساختند: حصار باغ گلستان، سردر باب عالى، دفتر استيفا، تلگراف خانه، تكيه دولت، نارنجستان، باغ گلشن و ساختمان هاى اندرونى. رضاشاه مى خواست به سعدآباد كوچ كند و ميراث قاجاريه به كارش نمى آمد!
|