پنجشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۸۵ - ۱۴ ربيع الاول ۱۴۲۷
Thu, Apr 13, 2006
ديپلماتيك
۳۴۴۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
موسيقى
مهرگان
ماجرا
«مين »
«مين »
دشمن خفته
رئوف پيشدار*
تازه ترين گزارش سازمان ملل كه در پانزدهم فروردين برابر با ۴ آوريل امسال، روز جهانى مبارزه با «مين»هاى زمينى منتشر شد ، مى گويد: با آنكه سالهاست نهضتى بزرگ از صلح دوستان در سرتاسر جهان به مبارزه با اين نوع سلاح و كاربرد آن به راه افتاده و اين نهضت توانسته است امضاهاى رهبران كشورهاى بسيارى را در زير توافقنامه اى براى منع توليد و به كارگيرى مين هاى ضد نفر بياورد، ولى هنوز «مين»هاى ضدنفر و كاربرد آن يك مسأله بين المللى است. سازمان ملل در گزارش خود مى گويد كه مين هاى زمينى هرسال موجب مرگ يا معلول شدن تا ۲۰هزار نفر مى شود و حداقل يك پنجم قربانيان، كودكان هستند. در پيامى به اين مناسبت كوفى عنان دبيركل سازمان ملل گفت كه :«در جامعه متمدن جايى براى مين هاى زمينى وجود ندارد.»
فعالان ضد مين در جهان از اينكه ۱۵۰ كشور كنوانسيون منع استفاده از مين هاى زمينى ضدنفر را امضا كرده اند و كمك هاى مالى براى اجراى كنوانسيون افزايش يافته، خرسند هستند، اما آن را كافى نمى دانند و اين كه گفته مى شود سه قدرت بزرگ جهان آمريكا، چين و روسيه، هنوز انبارهاى بزرگى از مين هاى زمينى ضدنفر را در اختيار دارند، تهديدى جدى عليه كنوانسيون و اهداف انسانى آن مى دانند. با آنكه تقريباً همه كشورهاى جهان به كنوانسيون مذكور پيوسته اند و يا اگر نپيوسته اند مفاد آن را داوطلبانه اجرا مى كنند، اما سازمان ملل گزارش هايى در اختيار دارد كه نشان مى دهد گروههاى شورشى هنوز در سيزده كشور از مين هاى ضدنفر استفاده مى كنند و مين ها و مواد منفجره باقى مانده از درگيريها در ۸۰ كشور جهان يك مسأله جدى است و هرسال جان شمارى را مى گيرد و يا معلول مى كند كه بيشترين عده آنها كودكان و زنان هستند.
افغانستان يكى از آلوده ترين كشورهاى جهان به مين است. در سفرى به اين كشور در پاييز سال ۲۰۰۱ ميلادى شخصاً ميادين مين بسيارى را در گوشه و كنار افغانستان مشاهده كردم و با مردان و زنان و كودكان بسيارى برخورد داشتم كه بر اثر انفجار مين معلول شده بودند. در آن سفر مقام ارشد امنيتى افغانستان به من گفت كه تنها اتحاد شوروى در طول سالهاى اشغال افغانستان ميليونها مين در خاك اين كشور باقى گذاشته است و برطبق يك برآورد سازمان ملل، شوروى براى هر افغان سه مين در خاك افغانستان باقى گذاشته است! يكى ديگر از مناطق آلوده به مين در جهان، ايران است كه آن را به يكى ازقربانيان بزرگ مين در جهان و دومين كشور آلوده به اين نوع سلاح تبديل كرده است و برآورد مى شود كه از ۸ سال جنگ تحميلى انبوهى از مين در مناطق جنگى در غرب و جنوب غربى كشور باقى مانده باشد.
با آنكه در طول ۱۷ سال بعد از جنگ تحميلى تلاش هاى فوق العاده اى براى پاكسازى مناطق جنگى از مين صورت گرفته و افراد بسيارى نيز دراين راه شهيد شده اند، ولى باز خبرهايى هر از گاه از انفجار مين و كشته شدن و يا زخمى شدن افراد بخصوص درمناطق غربى كشور در رسانه ها منتشر مى شودكه نشان مى دهد «مين» همچنان يك مسأله جدى است و اقدامات گسترده ترى بايد در اين زمينه بخصوص آگاهى رسانى به ساكنان مناطق سابقاً جنگى و يا افرادى كه ضرورتاً به اين مناطق آمد و شد دارند، صورت گيرد. دلايل بسيارى موجب آن شده است تا به رغم سالها تلاش براى پاكسازى مناطق جنگى از مين، هنوز اين مناطق آلوده تلقى شوند كه از آن جمله مى توان به عدم وجود و در صورت وجود مبادله نقشه هاى ميادين مين اشاره كرد كه لازم است در گفت وگوها با مقامات عراقى مورد توجه قرار گيرد. تغييرات و تأثيرگذارى پديده هاى جوى بر روى تغيير محل مين ها، سرعت بيشترى را در خنثى سازى آنها مى طلبد كه صد البته با توجه به حجم مين هايى كه در خاك ايران در مناطق سابقاً جنگى پراكنده است ، اين امر نياز به بودجه و امكانات بيشتر دارد كه شايد تأمين آن، آن هم در زمانى كوتاه كه لازمه كار است، در توان يك كشور نباشد و از اين رو است كه مى بايست دست همكارى نهادهاى جهانى مانند سازمان ملل و نهادها و سازمانهاى مردمى فعال در اين زمينه و كنوانسيون اوتاوا را فشرد.
*كارشناس علوم استراتژيك
قانون نسبيت پاپ
254073.jpg
سرگه بارسقيان
«برادران و خواهران عزيز! كاردينال ها مرا برگزيدند، بنده ساده و خدمتگزار را، تا جانشين پاپ ژان پل بزرگ باشم.» اين نخستين عبارات پاپ جديد خطاب به هزاران نفرى بود كه در ميدان «سنت پيترز» گرد هم آمده بودند تا فرد منتخب جلسات فوق العاده سرى كاردينال هاى كاتوليك شهر رم (كنكلاوه) را نظاره گر باشند. رهبر جديد كاتوليك ها بر بالكن كاخ واتيكان حضور يافت تا اظهاراتش مؤيد آن باشد كه دود سفيد برخاسته از دودكش كليساى سيستين، كليساى كاتوليك را وارد دور تازه اى از حيات خود مى گرداند. «يوزف راتزينگر» هفتاد و هشت ساله كه مدت ۲۳ سال سمت ناظر مذهبى واتيكان را در اختيار داشته است، جانشين ژان پل دوم شد كه بيست و هفت سال هدايت كليساى كاتوليك را بر عهده داشت. راتزينگر كاردينال محافظه كار آلمانى با جلب آراى شوراى كنكلاوه بر كاردينال «آنجلو سودانو» ميانه رو نخست وزير فعلى، وزير امور خارجه وقت و سفير پيشين واتيكان در آمريكاى لاتين _ فائق آمد و همين غلبه محافظه كارى بر ميانه روى، كليساى كاتوليك را به گزينش راهكارهاى محافظه كارانه جهت رويارويى با چالش هاى فرارو فراخواند. همان گونه كه نقش پاپ ژان پل دوم در دهه هاى پايانى قرن بيستم در فروپاشى كمونيسم انكارناپذير بود، جايگاه پاپ «بنديكت شانزدهم» در مواجهه با استيلاى سكولاريسم و ليبراليسم در نخستين سال هاى هزاره سوم نيز غيرقابل كتمان مى نمايد. كاردينال هاى حاضر در شوراى كنكلاوه پاسخ به نگرانى هايى از جنس حاكميت سكولاريسم در اروپا، رابطه كليساى كاتوليك با ديگر شاخه هاى مسيحيت و نيز اسلام و مسيحيت، رواج همجنسگرايى در كليساى رم را در انتخاب كاردينالى از طيف محافظه كار واتيكان ديدند و همين امر نشان از آن دارد كه فرد منتخب علاوه بر امتزاج محافظه كارى در درون و تعامل گرايى در برون بايستى اهل انطباق ليبرال گريزى و بنيادگراستيزى باشد. خواسته اى كه تحقق آن در انتخاب پاپ آلمانى متصور شد، كسى كه معتقد به «ديكتاتورى نسبيت» است چنان كه پيش از انتخاب در نطقى در جمع كاردينال ها گفت: «در دهه هاى اخير امواجى از نظريه ها و ايدئولوژى ها و شيوه هاى فكرى اطراف ما را فراگرفته و قايق كوچك ذهن بسيارى از مسيحى ها را به اين سو و آن سو كشانده است، از ماركسيسم به ليبراليسم، از اصول اشتراكى به فردگرايى ليبرال، از الحاد به عرفان مذهبى، از انكار وجود خدا به چندخدايى و... هر روز فرقه جديدى ايجاد مى شود. امروز اعتقاد صريح و آشكار به كليسا، برچسب بنيادگرايى مى خورد. در حالى كه نسبى گرايى يعنى امكان دادن به خود براى قرار گرفتن در معرض اين نظريه ها تنها رويكردى است كه مى توان با تمسك به آن با دوران مدرن امروز كنار آمد. امروز ما در حال ايجاد ديكتاتورى نسبيت هستيم كه در آن هيچ چيز قطعى نيست.» اين محافظه كارى و نسبى گرايى فقط مختص ليبراليسم پيش رونده و سكولاريسم جهش يافته نيست كه مواجهه اى با مدرنيزم و مظاهر آن دارد، مظاهرى كه مرزهايش تا حريم اعتقادات دينى گسترده شده و دنياى مدرن در انتظار تأييديه اى از سوى حاكمان واتيكان است تا شايد از دل تساهل دينى بتوان راهكارى براى مواجهه با پديده هاى داروهاى ضدباردارى، سقط جنين، همجنس گرايى، اتونازى (مرگ دلسوزانه)، كشيش شدن زنان و نقش دين در اداره جامعه و حكومت يافت. حال اين دنياى مدرن در مقابل يك رهبر مذهبى محافظه كار قرار گرفته است كه ليبراليسم را جانشين دشمن ديروز (كمونيسم) مى داند و مسؤوليت پاپ جديد را «يك نبرد دشوار» مى خواند. حتى طيف ميانه رو كاردينال هاى واتيكان نيز بر وجود اين چالش ها اعتقاد راسخ دارند و تفاوت در نحوه مواجهه با اين چالش هاست. براين اساس است كه راتزينگر از همان ابتدا نيز شانس بالايى براى كسب رهبرى كليساى كاتوليك پس از درگذشت پاپ ژان پل دوم داشت. با گذشت يك سال از شبانى كليساى كاتوليك توسط پاپ بنديكت شانزدهم نمايى از رويكردهاى جديد واتيكان ترسيم مى شود كه بازنمايى مواجهه محافظه كارانه اما نسبى گرايانه با چالش ها و فرصت هاى پيش گرفته است.
گفت وگوى ميانه روها
دويست و شصت و پنجمين رهبر كاتوليك هاى جهان در نخستين موعظه خود اعلام كرد: «كليسا مى خواهد به مذاكرات صادقانه براى جست وجوى جامعه و انسان خوب ادامه دهد.» پاپ بنديكت شانزدهم كه رهبرى بيش از يك ميليارد معتقد مسيحيت كاتوليك را بر عهده دارد قول داد براى بازسازى وحدت كامل و قابل مشاهده مسيحيت بى وقفه تلاش كند. به گفته وى «براى وحدت مسيحيت نشان دادن تمايلات خوب كافى نيست، ما به اشاره هاى محكم احتياج داريم كه وارد روح شود و به همه بگوييم كه اين موضوع اساس و پايه هرگونه پيشرفتى در كليساهاست.» اظهارات پاپ جديد نشانگر اين است كه رويكرد و گشايش درهاى كليسا به سمت جهان كه مصوب شوراى دوم واتيكان در اوايل دهه ۱۹۶۰ است همچنان استمرار مى يابد. علاوه بر آن بنديكت شانزدهم با تداوم خط مشى ژان پل دوم فقيد در دو سطح بين مذهبى _ كليساى كاتوليك و ديگر مذاهب مسيحى _ و بين دينى _ مسيحيت با اسلام و يهود _ سعى در تسريع روند آن دارد. ابراز اميدوارى «بارتولوميو» رهبر مهمترين كليساى ارتودكس و رهبر ۲۵۰ ميليون مسيحى بر ارتقاى سطح اتحاد و همكارى مسيحيان _ بالاخص كليساى كاتوليك و ارتودكس _ و ديدار رئيس كليساى انگليكن و سراسقف كليساى كانتربرى با پاپ تداوم گفت وگوهاى واتيكان با ديگر شاخه هاى مسيحى است. در بعد گفت وگوى اديان، پاپ جديد به سلك سلف خويش خواستار گفت وگو با مسلمانان ميانه رو و ادامه تنش زدايى در روابط مسيحيت و يهود است. بنديكت شانزدهم معتقد به تشويق مسلمانان ميانه رو به همكارى و گفت وگو با جهان مسيحيت است با اين شرط كه جهان اسلام، مسيحيت را با غرب فاقد ارزش، برابر نداند. براين اساس پاپ در گفت وگو با برخى رهبران سياسى جهان اسلام از جمله رئيس جمهور مصر و پادشاه اردن و انتخاب يك كارشناس امور اسلامى به عنوان نماينده خود در مصر و جهان عرب رويكرد حذف تندروها و افراطيون از صحنه تعاملات اديان سه گانه را خواستار شد. پاپ در جريان سفر به آلمان در ديدار با مسلمانان اين كشور، از جهان اسلام خواست تا با «تحجر بى رحم ترور» مبارزه كنند. وى همچنين در خصوص خشم مسلمانان از اهانت رسانه هاى غرب به پيامبر اسلام، احترام متقابل براى اديان جهان و سمبل آنان را به منظور صلح و تفاهم لازم و ضرورى خواند. در اين باره ديدگاهى در واتيكان رايج است مبتنى بر گفت وگوى ميانه روهاى مسلمان با تندروهاى همكيش خود و مذاكره ميانه روهاى غربى با غربيان تندرو و افراطى مطابق با اين تفكر، هرگونه تلاشى براى ممانعت از ايجاد مناقشه تمدن ها مستلزم خلع سلاح افراطيون و گفت وگوهاى مصالحه جويان و ميانه روهاست. چه اينكه مرزهاى تمدنى بر طبق الگوى هانتينگتونى جنس ايدئولوژيك داشته و تمدن هاى هفتگانه بر شالوده مذاهب پايه گذارى شده اند.
گسترش روابط با يهوديان در چهلمين سالگرد بيانيه آشتى واتيكان _ مودت مسيحيان و يهوديان _ ادامه راه ژان پل دوم در نزديكى هرچه بيشتر سه دين بزرگ آسمانى است. پاپ بنديكت شانزدهم در آلمان به كنيه يهوديان رفت كه در سال ۱۹۳۸ توسط نازى ها ويران شد تا دومين پاپى باشد كه دست به چنين اقدامى مى زند. روابط تيره كليساى كاتوليك و يهوديان در مصلوب كردن مسيح با صدور بيانيه آشتى و نيز مبرادانستن يهوديان از گناه آزار عيسى مسيح از سوى ژان پل دوم رو به بهبود نهاد و اكنون بنديكت شانزدهم با «نمونه توصيف كردن روابط يهوديان و مسيحيان» گامى در جهت آشتى بيشتر برداشته است.
تقابل با فردگرايى
«براى كليسا سه اصل غيرقابل معامله هستند. اول حفظ زندگى از نطفه تا مرگ طبيعى، دوم به رسميت شناختن و ترويج ساختارهاى طبيعى خانواده (مانند ازدواج ميان مرد و زن) و دفاع از آن در برابر تلاش هايى مبنى بر برابرى قانونى آن با انواع ديگر ازدواج ها (ميان همجنس بازان) و سوم حفظ حق والدين براى تربيت فرزندانشان.»
اصول سه گانه پيش گفته مانيفست رويكردهاى اجتماعى كليساى كاتوليك در دوره بنديكت شانزدهم را شكل مى دهد. تلاش هاى واتيكان در حمايت اجتماعى از ميراث مسيحى گامى در راستاى شكست فرهنگ اباداشتن از ابراز ديندارى تلقى مى شود كه در اروپا نموديافته است.
به واقع تقابل واتيكان با سكولاريسم حاكم بر اروپا، تجلى نبرد با مترادف ديندارى و بنيادگرايى در اذهان عمومى مستولى بر جوامع غربى است. به عقيده پاپ، مخالفت و يا بى توجهى به آيين هاى دينى يك نشان ضعف تلقى مى شود و سياست هاى اين گونه مى توانند دموكراسى را كه قدرتش بستگى به ارزش هايش دارد و با خطر روبه رو سازد.با اين وصف، كليسا خود را محق به مداخله در گفت وگوهاى عمومى مى داند و آن را نه به منزله بى صبرى و دخالت در امور بلكه براى بيداركردن وجدان ها مى خواند. اما با اين ذهنيت كه اقدام كليسا در ترويج اصول سه گانه فوق جنبه صرفاً دينى ندارد. كليساى كاتوليك به همين جهت، تمركز خود را بر اصلاح نهاد خانواده به عنوان هسته اصلى و اساسى جامعه معطوف كرده است.
زيرا به گفته پاپ بنديكت شانزدهم فقط در خانواده است كه اتحاد ميان نسل ها امكانپذير است و در آن خاطرات گذشته درحال، زنده مى ماند و برروى آينده نيز بازمى شود. چنين تلقى كليساى كاتوليك را در مقابل تفكر «فردگرايى» قرارمى دهد كه جامعه را از هسته هاى چندنفره به تجمع افراد تبديل مى كند.
پاپ در ماه مارس ۲۰۰۶ در نشستى در پشت درهاى بسته با كشيشان اظهارداشت: «نوجوانان از تنهايى و عدم تفاهم با بزرگسالان رنج مى برند. جالب است كه اين نوجوانى كه در ديسكوها سعى بر نزديك شدن با يكديگر دارند، در واقعيت از يك تنهايى بزرگ رنج مى برند.
اين امر به نظر من به اين دليل است كه پدرها اغلب در شكل گيرى خانواده حضور ندارند و مادرها نيز خارج از منزل كارمى كنند و اتحاد ميان آنها بسيار شكننده است و هركدام از آنها نيز در جهان خاص خود زندگى مى كنند، آنها در جزيره هاى فكرى و احساسى زندگى مى كند كه با هم نيز متحد نمى شوند.»
پاپ تأكيدكرد: مسأله بزرگ اين دوران اين است كه هركس زندگى را براى خودش مى خواهد و با دور كردن خود از ديگران آن را ازدست مى دهد، ولى با حضور خدا در زندگى تمام روح ها متحد مى شوند. از اين روست كه پاپ با اشاره به خطر گسترش اين عقيده كه «هركس خودش بايد راه مذهب خود را پيداكند»، گفت: اگر اين وضع ادامه پيداكند، مذهب به يك كالاى مصرفى تبديل خواهدشد. مردم هرآنچه را كه دوست دارند، انتخاب مى كنند و برخى حتى از اين قضيه سودجويى مى كنند اما مذهبى كه برپايه اصل هركس براى خودش باشد، درنهايت به ما كمكى نخواهدكرد. پاپ حتى آزادى انسانى كه شالوده مكتب ليبراليستى است را بدون ايمان به مسيح بيهوده و بى نتيجه مى داند و دموكراسى از اين منظر درغياب اصول اخلاقى، در برقرارى صلح پايدار و ناتوان مى نمايد. همين باور به نقش آفرينى نهاد كليسا در جوامع غربى است كه واتيكان را به موضع گيرى در قبال تحولات سياسى سوق مى دهد. مخالفت با ورود تركيه به اتحاديه اروپا به دليل حفظ ماهيت مسيحى اين قاره، درخواست بازگشت آرامش به عراق، انتقاد از نقش قدرت هاى خارجى در مشكل آفرينى براى آفريقا، محكوميت تروريسم و... در قالب همين رويكرد صورت گرفته است.
دوره خودانتقادى
يكسال پيش زمامدارى كليساى كاتوليك به دستان فردى سپرده شد كه قبلاً گفته بود كليسايى كوچك از مؤمنانى اندك را به انبوهى از كسانى كه «كاتوليك خوب» نيستند ترجيح مى دهد. بنديكت شانزدهم در نشست كاردينال هاى گزينشگر پاپ جديد، كليساى كاتوليك را در وضعيت بحرانى توصيف كرد و آن را به قايقى ميان دريايى طوفانى و درمعرض هجوم امواج تشبيه كرد. يكسال گذشته براى واتيكان آغاز «عصر خود انتقادى» بود.
پاپ در آگوست سال گذشته با اعتراف به اينكه «مسائل براى انتقاد از كليسا بسيار بيشتر از اين حرف هاست» گفت: كليسا مانند تورى شده كه در آن هم ماهى هاى بد وجوددارد و هم ماهى هاى خوب.
بنديكت شانزدهم با اشاره به عذرخواهى هاى پاپ ژان پل دوم به خاطر اشتباهات گوناگون كليسا در طول تاريخ گفت: پاپ ژان پل با اين كار خود چهره واقعى جهان مسيحيت را نشان داد و به ما اصرار كرد كه باتوجه به همه خطاها و اشتباهاتمان در صف قديسان در سرجاى خود بايستيم. وى با اشاره به فساد مالى بيش از ۸۰ اسقف كاتوليك گفت كه وجود «چين ها و سايه ها» چهره كليسا را مبهم كرده است.
اين درحالى است كه سايه فساد اخلاقى نيز همچنان بر فراز كشيشان كاتوليك است. در نخستين اقدام عملى، واتيكان طى حكمى به امضاى پاپ بنديكت شانزدهم رسيد به اسقف هاى جهان دستور داد همجنس گرايان را به عنوان كشيش منصوب نكنند.
اين ممنوعيت كليه افرادى را كه درگير كارهاى همجنس گرايانه هستند، يا تمايلات همجنس گرايانه عميقى از خود نشان مى دهند يا آنهايى كه از فرهنگ همجنس گرايان حمايت مى كنند شامل مى شود. بنديكت شانزدهم در قبال كشيش شدن زنان نيز موضع رسمى واتيكان را چنين اعلام كرد. زنان مى توانند مسؤوليت هاى بيشترى را در كليساى كاتوليك عهده دار شوند ولى نمى توانند به مقام كشيشى نايل شوند. پاپ در حالى كه برگسترش نقش زنان در جهان تأكيد دارد، مى گويد: نمى تواند ممنوعيت احراز مقام كشيشى توسط زنان را لغوكند. پاپ ژان پل دوم نيز دراين باره گفته بود كه كليسا نه مى تواند و نه حق دارد كه قوانين را تغييردهد، بنابراين زنان نمى توانند كشيش شوند. پاپ فقيد با اشاره به حضور زنان موفق در كليسا مانند مادر ترزا تصريح كرده بود: «كليسا براى كسى محدوديت ايجاد نخواهدكرد.»
پاپ بنديكت شانزدهم در حالى وارد دومين سال حضور در مسند رياست كليساى كاتوليك مى شود كه همچنان ابهامات زيادى فراروى واتيكان مطرح است. ابهاماتى كه يا از درون سلسله مراتب كليسايى و درون مذهبى سرچشمه مى گيرد ويا ريشه در مواجهه كليساى كاتوليك نهاد دين _ با اقتضائات دنياى مدرن دارد. بنديكت شانزدهم همچنان در جست و جوى «كاتوليك خوب» است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |