پنجشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۸۵ - ۱۴ ربيع الاول ۱۴۲۷
Thu, Apr 13, 2006
تاريخ
۳۴۴۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
موسيقى
مهرگان
ماجرا
رويدادهاى مهم تاريخى
ازسقوط امپراتورى عثمانى تا به امروز
در«كمپ ديويد»چه گذشت؟
گروه پژوهشهاى تاريخى
زيرنظر : محسن ميرزايى
254028.jpg
«دكتر پطرس غالى» وزير مشاور كابينه «سادات» در امور خارجه كه از قبطيان (مسيحيان) مصر و از يك خاندان حكومتگر قديمى و استاد حقوق بين الملل بود، از جمله كسانى است كه از سوى «سادات» مأموريت يافت كه مقدمات گفت وگوهاى «كمپ ديويد» را فراهم آورد. او كه هم اكنون نيز در قيد حيات است در خاطرات خود مى نويسد: «روز پنجشنبه ۲۴ اوت ۱۹۷۸ با «محمدابراهيم كامل» وزير امور خارجه پيرامون كنفرانس آينده در «كمپ ديويد» گفت وگويى طولانى داشتم در اين زمينه اوراق، تحقيقات، پژوهش ها و اسنادو تحليل هاى زيادى وجود داشت اما «استراتژى كلى» كه بتوانم براساس آن حركت كنيم حداقل براى من روشن نبود.در روز ۲۸ اوت ۱۹۷۸ با وزير امور خارجه در اين امور نشستى داشتيم كه ۶ ساعت به طول انجاميد و نتيجه اين ۶ ساعت گفت وگو بسيار اندك بود. سخنان سابق «سادات» را در «شوراى امنيت مصر» به خاطر آورديم كه مى گفت: «مصر براى تحقق يك راه حل همه جانبه تلاش خواهد كرد اما هرگز انعقاد يك پيمان صلح جداگانه با اسرائيل را نخواهد پذيرفت».نظر ما و وزارت خارجه اى ها اين بود كه: «اسرائيل صحراى سينا را اشغال كرده و مصر هزاران كيلومتر از زمين ها ى خود رااز دست داده و دچار خسارات سنگينى شده است. «صحراى سينا» براى ما همانند كاليفرنيا براى آمريكايى هاست، سرزمينى مرزى داراى امكانات اقتصادى فراوان، چهار جنگ خونين در «صحرا »سبب كشته شدن هزاران نفر از سربازان مصرى شده و علاوه بر اين احوال، به خاطر بازپس گرفتن صحراى سينا دولت مصر نبايد به صلح جداگانه با اسرائيل تن دردهد زيرا مصر رهبر جهان عرب است و حفظ وحدت كشورهاى عربى خاورميانه و ديگر كشورهاى عربى وظيفه ماست».
اين نظر ماها بود، اما من مطمئن نبودم كه پرزيدنت «سادات» هم همين طور فكر مى كند.
«سادات» عقيده داشت كه مذاكره براى استرداد صحراى سينا بدون كسب قدرت براى استرداد بقيه اراضى اشغال شده عربى، هرگز ممكن نخواهد شد. ما به حق عقيده داشتيم اين امكان وجود دارد كه اگر گام اول مذاكرات براساس آزادسازى صحراى سينا باشد، فلسطينى هابه ما اجازه ندهند كه در گام دوم در مورد فلسطين مذاكره كنيم. «سادات» متأسفانه بر اين باور بود كه: «اسرائيل با موضع سادات مخالفت خواهد كرد ولى افكار عمومى در آمريكا پشتيبان اوست و تصور مى نمود كه «پرزيدنت كارتر» طرفدار مصر و مخالف اسرائيل است. لذا براى به كرسى نشاندن مواضع «سادات» به اسرائيل فشار خواهد آورد».
با «سادات» در كمپ ديويد
هواپيماى ويژه رياست جمهورى در پايگاه هوايى ارتش آمريكا، نزديك واشنگتن فرود آمد «والتر مانديل» معاون رئيس جمهور ايالات متحده و «سايروس ونس» وزير امور خارجه آمريكا از ما استقبال كردند. وقتى مراسم استقبال تمام شد، پاى پياده به سوى كلبه هاى ويژه هيأت مصرى به راه افتاديم. كلبه من بسيار ساده بود، دو اتاق خواب داشت، يك حمام و يك سالن وسيع و كلبه «سادات» روى تپه كوچكى مشرف به كلبه «جيمى كارتر» قرار داشت و با كلبه ما فاصله زيادى نداشت. هنگامى كه عازم كلبه كارتر بوديم رئيس جمهور و همسرش از كلبه خود خارج شدند و به يكايك ما خوشامد گفتند. آنگاه به سالن غذاخورى رفتيم. اسرائيلى ها دور يك ميز بزرگ مشغول خوردن غذا بودند. آنچه به خاطر دارم؛ «مناخيم بگين» بود و همسرش، «ژنرال دايان»و «عزر وايزمن». بعد از خوش و بش مختصرى تعارفات سردى انجام شد و ما دور ميز مجاور نشستيم. پيش از رفتن به «كمپ ديويد» وزير امور خارجه ما را از گفت وگوى خصوصى با سران هيأت اسرائيلى بر حذر داشته بود.
«كمپ ديويد» چگونه بود؟
«كمپ ديويد» براى كار ديپلماتيك جاى عجيبى بود. ما معمولاً عادت داشتيم كه جلسات خود را در مكان هاى رسمى و به روش «ديپلماسى كلاسيك» تشكيل دهيم، اما در «كمپ ديويد» ديديم بعضى از مقامات با «پيژاما» يا لباس ورزشى در جاده هاى جنگلى دوچرخه سوارى مى كنند. به طور كلى ،نوعى هرج و مرج در اين «كمپ» حاكم بود. پراكندگى كلبه ها حداقل ميان اعضاى هيأت ما موجب دشوار شدن تماس ها شده بود.
طرز كار نگران كننده سادات
اوضاع و احوال غيرعادى «كمپ ديويد» تنها مشكل ما نبود بلكه روش خاص سادات ما را سخت دچار نگرانى كرده بود. او در مورد مذاكراتش با رئيس جمهور آمريكا حرفى به ما نزد، در حالى كه مى ديديم هيأت آمريكايى و اسرائيلى پيش از جلسه با يكديگر مفصلاً تبادل نظر مى كنند. من از آن مى ترسيدم كه «سادات» براى پس گرفتن «سينا» امتيازات سنگينى به اسرائيلى ها بدهد. سياست كلى «سادات» اين بود كه به آمريكايى ها و اسرائيلى ها نشان بدهد كه شخصى ميانه رو و سازگار است و مشكل زير سر هيأت مصرى است و هيأت ديپلماتيك از رئيس جمهور خودش در تمامى موارد پشتيبانى نمى كند.
ديدارهاى مكرر ما با آمريكايى ها و اسرائيلى ها سبب شد كه آنها را بهتر و بيشتر بشناسيم. «سايروس ونس» وزير خارجه آمريكا آدم بسيار دقيقى بود. «برژينسكى» مشاور امنيتى كارتر مأيوس و اندوهگين، «مناخيم بگين» مغرور، «ژنرال وايزمن» خوشبين و «دايان » مظنون!
به طور كلى «سادات» مى خواست در «كمپ ديويد» به هر ترتيب كه شده يك سند بين المللى بگيرد. زيرا مى دانست اگر چنين كارى نكند سفر پرسروصداى او به بيت المقدس كه آن همه درباره آن تبليغ شد به كلى بى اعتبار مى شوند. آن شب با «ژنرال وايزمن» گفت وگويى طولانى داشتم. به او گفتم اگر همزمان با صحراى سينا «كرانه غربى رود اردن» و «غزه» تخليه نشود به يك راه حل همه جانبه نخواهيم رسيد. «وايزمن» مرا متهم كرد كه تو ديدگاه ايدئولوژيكى دارى. در جواب او گفتم اگر من به تخليه تمامى سرزمين هاى اشغالى تأكيد مى كنم فقط از اين جهت نيست كه به اين مسأله اعتقاد و ايمان قلبى دارم بلكه به اين نكته توجه دارم كه تا اسرائيل سرزمين هاى اشغالى را تخليه نكند صلحى در كار نخواهد بود». بعد از اين گفت وگوى طولانى به كلبه ام برگشتم، نخست وزير گفت كجا بودى، ماجرا را گفتم نخست وزير عصبانى شد و گفت مگر قرار نبود كه ما به طور انفرادى با اسرائيلى ها مذاكره نكنيم؟
يك روزدر«كمپ ديويد» «ژنرال وايزمن» سوار دوچرخه ما را از دور ديد، به طرف ما آمد و به گرمى دست ما را فشرد و قدرى شوخى كرد و سربه سر من گذاشت. جو حاكم بر هيأت مصرى بسيار عجيب بود، جزئيات را بررسى مى كرديم ولى نمى توانستيم شكل كلى قضايا را ببينيم. روزها به سرعت مى گذشت و ما نمى دانستيم اين وضع تا كى ادامه خواهد يافت. در روز هفتم سپتامبر ۱۹۷۸ «سادات» هيأت مصرى را فراخواند و آنچه كه بين او و «كارتر» گذشته بود شرح داد: «سادات» گفت: «مناخيم بگين ، با عصبانيت تمامى موادى را كه ما وضع كرده بوديم رد كرد و با پيشنهاد ما داير بر پرداخت غرامت به مصر شديداً مخالفت نمود».
«سادات» به سخنان خود ادامه داد و گفت: «مناخيم بگين به قوانين قرن نوزدهم متوسل شده مى گويد: در جنگ دفاعى قانون جنگ اجازه مى دهد كه سرزمين دشمن ضميمه سرزمين طرف برنده جنگ شود. اما در جنگ تهاجمى چنين اجازه اى را نمى دهد. در حالى كه براساس قوانين سازمان ملل متحد تصاحب سرزمين ها به زور ممنوع است». بگين در ديدار بيت المقدس نيز همين قانون را مطرح كرد او درك نمى كرد كه اين نظريه هيچ ارزش و اساسى در قانون بين الملل امروز ندارد. «مناخيم بگين» متعصب طورى رفتار مى كرد كه گويى يك حقوقدان بين المللى است و در دهه اول قرن از قلب اروپاى مركزى ظهور كرده است! در روز نهم سپتامبر ۱۹۷۸ در كلبه «سادات» جلسه ديگرى تشكيل شد و ميان او و نخست وزير بحث درگرفت و نخست وزير نتوانست سادات را با خود موافق كند. ناراحتى اواز اين جهت بود كه احساس مى كرد تسلطش را بر هيأت مصرى از دست داده است و احساس حقارت مى نمود. من احساس او را درك مى كردم و مى فهميدم كه از چه چيزى مى ترسد. نخست وزير مصر به اين نكته پى برده بود كه «سادات» نمى داند چه مى خواهد! يك وقت از ما مى خواهد كوشش كنيم به هر قيمتى كه شده به توافقى برسيم ،و زمانى مى خواهد گفت وگوها را به شكست بكشانيم با اين تصور كه اگر مذاكرات به بن بست برسد افكار عمومى عليه اسرائيلى ها خواهد شوريد و نقشه هاى نهانى يهوديان در جوامع بين المللى فاش خواهد شد. نخست وزير مصر بيش از هرچيز ديگر از اين مى ترسيد كه «سادات» ميان شكست در «كمپ ديويد» و اقدامات صلح جويانه مصر ارتباط برقرار كند. ما معتقد بوديم گفت وگوهاى «كمپ ديويد» اگر به شكست بينجامد براى ادامه مذاكرات راه هاى ديگرى مى شود پيدا كرد ولى براى «سادات» موفقيت در «كمپ ديويد» يك امر حيثيتى بود و بر اين باور بود كه شكست در «كمپ ديويد» به معنى اشتباه بودن سفر بيت المقدس است. بارى، آن شب با نخست وزير مصر خيلى بحث كرديم تا جايى كه گفت: «من ديگر نمى توانم ادامه بدهم اعصابم در حال انفجار است!»
گفت وگو با سادات
روز دهم سپتامبر ،۱۹۷۸ صبح زود از خواب بيدار شدم و براى صرف صبحانه به سالن غذاخورى رفتم. در راه «سادات» را ديدم كه در حال ورزش صبحگاهى است. «سادات» از من خواست تا با او همراه شوم. هنگام پياده روى به صداى بلند با من صحبت مى كرد گويى كه در حال سخنرانى است. «سادات» در مورد عناد اسرائيلى ها سخن گفت و بعد از «ملك حسين» پادشاه اردن هاشمى. مسأله ارضى بسيار حساس بودن زيرا، بدون عقب نشينى اسرائيلى هااز خاك اشغالى اردن و نوار غزه هرگونه توافقى بى فايده تلقى مى شد. اما «سادات» چه كارى مى توانست انجام دهد زيرا در «كمپ ديويد» نه اردنى ها شركت داشتند و نه فلسطينى ها. سادات در اين خيال خام بود كه مى تواند اسرائيلى ها را وادار كند تا «نوار غزه» را به ملك حسين واگذار كنند.
سادات اندوهگين است
254022.jpg
در مذاكرات «كمپ ديويد» پيشرفتى ديده نمى شد و سادات اندوهگين بود احساس مى كرديم كه «سادات» قصد دارد «كمپ ديويد» را ترك كند. من معتقد بودم كه اگر «سادات» با دست خالى «كمپ ديويد» را ترك كند دولتش از درون تضعيف مى شود و حتى ممكن است به مرز فروپاشى رژيم منجر شود. از اين رو به «سادات» توصيه كردم كه مذاكرات را قطع نكند و در «كمپ ديويد» بماند. «سادات» سخت خشمگين شد و گفت: «تو چيزى از سياست نمى فهمى، حالا مى خواهم استراحت كنم».
سادات قهر مى كند
روز بعد (سه شنبه ۱۲ سپتامبر ۱۹۷۸) سادات به وزير امور خارجه آمريكا خبر داد كه به زودى به همراه هيأت مصرى «كمپ ديويد» را ترك خواهد كرد. «سايروس ونس» وزير خارجه آمريكا براى جلوگيرى از فروپاشى مذاكرات جلسه اى تشكيل داد كه «كارتر» و «سادات» دو به دو گفت وگو كنند. در اين جلسه «كارتر» به «سادات» گفته بود اگر مذاكرات «كمپ ديويد» به شكست بينجامد، من (كارتر) در انتخابات پيش رو برنده نخواهم شد ولى اگر شما «كمپ ديويد» را به شكست نكشانيد قول مى دهم كه در دور دوم رياست جمهورى خودم تمامى خواست هاى مصر را به كرسى بنشانم. در اين موقع من احساس كردم «سادات» تغيير عقيده داد، مى خواهد در «كمپ ديويد» بماند ولى از خود پرسيدم «آيا كارتر به وعده هاى خود عمل خواهد كرد؟»
قرارداد نامفهوم و پيچيده آمريكايى ها
«پطرس غالى» وزير مشاور در امور خارجه كابينه مصر در دنباله خاطرات خود مى نويسد:
«با خواندن متن قراردادى كه آمريكايى ها نوشته بودند ديدم نه تنها يك طرح همه جانبه نيست بلكه بسيار پيچيده و نامفهوم است. بخش اول اين قرارداد آمريكايى مربوط مى شد به تخليه سرزمين هاى اشغال شده مصرى در بخش دوم هيچ اشاره اى به تخليه سرزمين هاى اشغال شده فلسطين، ديده نمى شد. اجزاى پيش نويس اين قرارداد آمريكايى با يكديگر مرتبط نبود و آنچه مفهوم مى شود اين بود كه مصر سرزمين هاى اشغالى خودش را پس بگيرد و از ساير موارد از جمله مسأله فلسطين شانه خالى كند. «سادات» احساس مى كردم از واكنش جهان عرب غافل است او از آمريكايى ها مى خواست تا موفقيت اقداماتش را تضمين كنند. از آن بيم داشتم كه آمريكايى ها خودشان را گول بزنند و «سادات» اعراب را.
مذاكرات مصر و اسرائيل در كلبه كارتر
روز چهارشنبه ۴ سپتامبر ۱۹۷۸ كارتر «اسامه الباز» مذاكره كننده مصرى و «هارون باراك»را به كلبه اش فراخواند. آنها از ساعت ۸ صبح تا ۵ بعدازظهر چانه زدند و جلسه بعد از اندكى استراحت تا ساعت ۱۰ شب ادامه يافت. نماينده مصر در اين جلسه تمامى تلاش خود را در مورد تخليه سرزمين هاى اشغالى فلسطين به كار برد در حالى كه «سادات» تنها به تخليه صحراى سينا مى انديشيد. در طول مدتى كه «كارتر» سرگرم مذاكره با نمايندگان مصر و اسرائيل بود، «سادات» با ژنرال «موشه دايان» در كلبه مركزى ديدار كرد و من با ژنرال «وايزمن» گفت وگو كردم. «ژنرال وايزمن» درباره پيچيدگى روابطش با ژنرال موشه دايان به من (پطرس غالى) گفت: «همسر ژنرال دايان با همسر من خواهر هستند». «ژنرال دايان» در ارتش فرمانده من بود. اما من اكنون وزير دفاع هستم و او وزير خارجه و از نظر سلسله مراتب در هرم اسرائيل من (وايزمن) بالاتر از ژنرال دايان هستم. «ژنرال وايزمن» افزود: «اين موضوع موجب پيچيدگى امور شده است و پرزيدنت سادات مى تواند در افزايش پيچيدگى روابط بين من (وايزمن) و «موشه دايان» سهم به سزايى داشته باشد زيرا «سادات» نسبت به «موشه دايان» بسيار دلسرد شده ولى با من دوست صميمى است. يك بار «سادات» گفت ژنرال وايزمن نمى تواند يهودى باشد زيرا او برادر كوچك من است». «دكتر پطرس غالى» در دنباله خاطرات خود مى نويسد:
«من براى آسان تر شدن روند گفت وگو ها به «سادات» اصرار كردم تا با ژنرال موشه دايان ملاقات كند، سادات موافقت نكرد ناچار شدم به «ژنرال وايزمن» حقيقت امر را بگويم، سرانجام «كارتر» وارد كار شد و از سادات خواست تا با «ژنرال موشه دايان» ديدار و گفت وگو كند.
ديدار سادات با «ژنرال موشه دايان»
هنگامى كه «سادات» با «ژنرال موشه دايان» به توصيه «كارتر» ملاقات كرد احساس كردم كه باب مذاكرات باز شد. بعدها «ژنرال وايزمن» از من به خاطر اين كار تشكر كرد.معهذا ديدار «سادات» با «ژنرال موشه دايان» يخ ها را ذوب نكرد، چنان كه «سادات» هنگام ترك جلسه به من گفت: «موشه دايان» مردى بداخلاق است و نمى تواند نتايج اقدامات صلح جويانه را درك كند، البته من با «سادات» موافق نبودم زيرا با آنكه «موشه دايان» شخصيتى خشن داشت اما قادر به ديدن آينده بود. «دايان» براى آينده و مشكلات پيچيده راه حل هاى مفيدى ارائه مى داد. البته حساسيت «سادات» نسبت به «دايان» به بداخلاقى او مربوط نمى شد بلكه «سادات» به عنوان يك مرد نظامى مصرى، نظر به شكست مصر در برابر اسرائيل در ميدان جنگ، احساس مى كرد «دايان» رفتارى متكبرانه دارد. به هر حال بايد اين نكته را هم بگويم كه هيأت مصرى از پيش نويس قرارداد صلح در خصوص تخليه صحراى سينا كه توسط آمريكايى ها نوشته شده بود ناراضى بودند. اجراى اين قرارداد شبه جزيره مصر را به منطقه خلع سلاح شده تحت نظارت آمريكا و نيروهاى حافظ صلح سازمان ملل تبديل مى كرد. در اين طرح قيد شرط هايى قايل شده بودند كه براى ملت مصر ذلت بار بود.
سادات دوباره قهر مى كند
«پطرس غالى» وزير مشاور در امور خارجه مصر در دنباله خاطرات خود مى نويسد: روز جمعه ۱۵ سپتامبر ۱۹۷۸ سادات ما را به كلبه اش در «كمپ ديويد» فراخواند. بسيار خشمگين بود و اعلام كرد كه مى خواهد گفت وگوها را متوقف كرده «كمپ ديويد» را ترك كند، به ما دستور داد كه جامه دان هاى خود را ببنديم و آماده بازگشت باشيم. چند تن از اعضاى هيأت مشغول بستن جامه دان هاى خود شدند ولى من اين كار را نكردم و به آنها گفتم «نيازى به بستن جامه دان ها نيست زيرا مطمئن هستم كه «سادات» تا چند ساعت ديگر نظرش را عوض خواهد كرد. اين كارهاى «سادات» براى آن است كه به آمريكايى ها و اسرائيلى ها فشار وارد كند.» خبر تصميم سادات به سرعت منتشر شد و «كارتر» بلافاصله خودش را به «سادات» رسانيد. ما حوادث را پيگيرى مى كرديم گويى كه يك فيلم درام است! «كارتر» مدتى با «سادات» صحبت كرد، هنگامى كه «كارتر» بيرون آمد معلوم بود كه «سادات» را راضى كرده است كه بماند به نظر مى رسيد: «انور سادات» با امضاى پيمانى كه چيزى از مضمونش نمى دانست، موافق كرده است.
عقب نشينى سادات
در اين هنگام «انور سادات» پس از مقدمه اى طولانى در جملاتى بدون ارتباط با يكديگر به هيأت مصر اعلام كرد كه با امضاى پيمان موافقت كرده است و توضيح داد كه مى دانم كه «بگين» تمامى آن را رد خواهد كرد. «سادات» در ضمن صحبت هاى خود چندين بار اين جمله را تكرار كرد: «اگر موضع اسرائيلى ها براى آمريكا روشن شود، آمريكايى ها حتماً از مصر حمايت خواهند كرد و مصر را در برابر اسرائيل  يارى خواهند داد».
آخرين روز گفت وگوهاى «كمپ ديويد»
هنگام ناهار «مناخيم بگين» سر ميز هيأت مصرى آمد و از همه ما دعوت كرد كه به جشنواره موسيقى كه توسط اركستر كلاسيك اسرائيلى در واشنگتن برگزار مى شود برويم. استنباط ما از دعوت نخست وزير اسرائيل متفاوت بود احتمال داديم منظورش اين باشد كه روز يكشنبه آخرين روز مذاكرات است چه به توافق برسيم و چه نرسيم. بعد از «مناخيم بگين»، «مانديل» معاون كارتر در صحنه ظاهر شد و با «سادات» ملاقات كرد.هيچ يك از ماها ندانستيم چه گفتند و چه شنيدند. با حضور معاون كارتر هيأت مصرى دچار ناراحتى شدند زيرا او شديداً تلاش مى كرد كه «كارتر» را به سمت موضع اسرائيلى ها بكشاند.
استعفاى وزير خارجه مصر
«پطرس غالى» در دنباله خاطرات خود مى نويسد: «بار ديگر با «محمد كامل» دوست نزديك «سادات» كه وزير خارجه بود براى پياده روى به جنگل رفتيم. او در آستانه فروپاشى عصبى بود. وزير خارجه در مورد دوستى ديرينش با «سادات» گفت: «من و سادات» در جوانى با هم زندانى بوديم. در زندان رابطه دوستى عميقى ميان ما برقرار شد. من (محمد كامل وزير خارجه) ابداً نمى خواستم وزير خارجه شوم». محمد كامل وزير خارجه از روند مذاكرات «كمپ ديويد» بسيار ناراحت بود. زيرا سادات تصميمات خود را بدون اطلاع او مى گرفت در حالى كه قانوناً او به عنوان وزير خارجه مسؤول آن تصميمات بود.
محمد كامل آن روز به من گفت: امكان ندارد سادات نسبت به گام هاى بعدى مذاكرات آگاهى داشته باشد. او صبح يك تصميمى مى گيرد و پس از چند ساعت تصميم خود را تغيير مى دهد. صبح با يك موضوع موافقت مى كند و بعدازظهر با همان تصميم مخالفت مى نمايد. محض دلدارى وزير خارجه گفتم: «كار ديپلماتيك اقتضا مى كند كه انسان تغيير عقيده دهد. اما نتوانستم وزير خارجه را قانع كنم». به هنگام بازگشت «حسن بتهامى» كه يكى از اعضاى هيأت مصر بود و براى حفظ حقوق فلسطينى ها زياد تلاش مى كرد راديدم. او بسيار خشمگين بود زيرا در متن قرارداد چيزى درباره «بيت المقدس» نوشته نشده بود. به او گفتم تو بيهوده وقت خودت را تلف مى كنى پيش «سادات» برو و رودررو حرفهايت را بزن. او به توصيه من پيش سادات رفت و به رئيس جمهور گفت متنى كه او امضا مى كند بايد حتماً مبتنى بر باز گرداندن «قدس» به جهان عرب باشد». «پطرس غالى» وزير مشاور سادات در امور خارجه در دنباله خاطرات مذاكرات كمپ ديويد خود مى نويسد: «صبح روز بعد شنبه ۱۶ سپتامبر پيش از ظهر در كلبه «سادات» جمع شديم و به گفت وگو پرداختيم ولى هيأت نمايندگى مصر كاملاً بى خبر از مذاكرات پشت پرده «كمپ ديويد» بعد از شام با «ژنرال وايزمن» و «برژينسكى» مشاور امنيتى كارتر ديدار كرديم آنها نيز مثل ما دور از صحنه گفت وگوها بودند. با «وايزمن» و «برژينسكى» ساعت ها بحث كرديم و در بازگشت به كلبه ام از خود پرسيدم فايده اين بحث ها چيست؟ چانه زدن ما با وزير اسرائيلى و يك مقام عالى آمريكايى چه فايده اى دارد. نه «ژنرال وايرمن» و نه «برژينسكى» و نه من كه وزير مشاور دو كابينه مصر در امور خارجه هستم هيچ كدام قادر نيستيم حتى يك كلمه از پيمان صلح را كه قرار است به امضا برسد تغيير بدهيم! تصميم نهايى در دست مقامات بالاتر است.
آخرين تلاش ها
با فرا رسيدن روز يكشنبه هفدهم سپتامبر ۱۹۷۸ در مورد اختلاف نظرهاى مصر و اسرائيل كه جزو بخش جدايى ناپذير پيمان كمپ ديويد بود در پشت درهاى بسته توافق صورت گرفت. اين موضوع ها ظاهراً مربوط به بيت المقدس و شهرك هاى يهودى نشين در سرزمين هاى اشغالى بود. موضوع ديگر مربوط به «اردن» بود كه توافق شد چنانچه ملك حسين با اين پيمان مخالفت كند، مصر ايفاكننده نقش اردن باشد».
«پطرس غالى» وزير مشاور كابينه مصر در امور خارجه مى نويسد: «اين موضوع كه مصر نقش اردن را در حل مسأله كرانه غربى رود اردن برعهده بگيرد موجب نگرانى شديد هيأت ديپلماتيك مصرى شد زيرا مصر به دلايل سوابقى كه در نوار غزه داشت مى توانست خواستار عهده دار شدن مسؤوليت نوار غزه بشود ولى قبول مسؤوليت كرانه غربى رود اردن از طرف مصر چه معنايى دارد؟ بعدازظهر يكى از اعضاى مهم هيأت مصرى به نام «نبيل العربى» آمد و گفت در پيمان عبارات و اشاراتى هست كه از نظر مصر قابل پذيرش نيست. اعضاى هيأت مصرى كه همه از همه جا بى خبر بودند گفتند: «ما خبر نداريم برو نزد «سادات» و او را خبر كن!» زيرا اعضاى هيأت در جدال و قانع كردن «سادات» خسته و نااميد شده بودند. «نبيل العربى» به كلبه سادات رفت و بلافاصله غمگين و مضطرب بازگشت معلوم بود كه خشم سادات او را آماج حمله خود قرار داده بود و اين از چهره اش پيدا بود. «پطرس غالى» در اينجا توضيح داده مى نويسد:«پيمان كمپ ديويد داراى دو بخش اصلى بود؛ نخست: عقب نشينى گام به گام نيروهاى اسرائيلى از صحراى سينا همزمان با مذاكرات دو طرف پيرامون صلح دو طرفه ميان مصر و اسرائيل؛ بخش دوم: گفت وگو پيرامون حكومت خودگردان فلسطينى تا رسيدن به پيمانى براى تعيين وضعيت نهايى» نگرانى وزارت خارجه اى هاى مصر و اعضاى هيأت از اين بود كه اسرائيلى ها با مصر صلح كنند ولى هرگز اجازه ندهند كه روند صلح كمپ ديويد منجر به تعيين سرنوشت فلسطينى ها براى تشكيل كشور فلسطين شود.
راه حلى نامعلوم براى سرنوشت قدس
در اين هنگام خبر رسيد كه «سادات» نامه اى براى «كارتر» نوشته و در آن موضع مصر را تشريح كرد، «بگين» نيز موضع اسرائيل را طى نامه اى براى كارتر نوشته و فرستاده است. «كارتر» نيز موضع آمريكا را مشخص كرد و بن بست «كمپ ديويد» شكسته شد. نكته اصلى توافق اين بود كه آمريكا تعهد مى كرد كه: «هرگز هيچگونه عملى را كه از سوى اسرائيل يا مصر بر وضعيت بيت المقدس تأثير بگذارند نپذيرد».معنى اين كلمات اين بود كه: «اعلام بيت المقدس به عنوان پايتخت از سوى اسرائيل پذيرفته نيست». همين يك جمله براى سادات كافى بود كه راه بسته را برابر اسرائيل و آمريكا بگشايد. لذا به ما گفته شد كه به زودى براى برگزارى مراسم پايانى امضاى قرارداد رهسپار واشنگتن خواهيم شد. ناگهان بارانى شديد همراه با وزش باد در «كمپ ديويد» آغاز شد. بدين ترتيب طبيعت ،هم از ما مى خواست كه «كمپ ديويد» را ترك كنيم. هنگام خوردن صبحانه هنوز صداى رعد و برق مى آمد. يكى از ديپلمات ها گفت: «آسمان هم از آنچه در «كمپ ديويد» رخ داده خشمگين است!» اقامت ما در «كمپ ديويد» كمتر از سه هفته طول كشيد و آن روز ما را به فرودگاه كوچكى بردند و در آنجا هليكوپترها منتظر ما بودند تا ما را از «كمپ ديويد» به كاخ سفيد برسانند.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |