على رهبرى متولد ۱۳۲۶ تهران
- آغاز يادگيرى موسيقى با ساز ويولون ايرانى نزد رحمت الله بديعى
- فارغ التحصيل هنرستان عالى موسيقى(كنسرواتوار تهران)
-عزيمت به اتريش و تحصيل در رشته رهبرى اركستر و آهنگسازى در آكادمى وين
- نگارش اثر ماندگار « نوحه خوان» در ۱۹ سالگى
- دريافت نشا ن و جايزه مخصوص در رهبرى و آهنگسازى از آكادمى وين ۱۹۷۱
- همكارى با آكادمى وين به عنوان اسيستان دوره عالى
- بازگشت به ايران و پذيرش رياست كنسرواتوار تهران ۱۳۵۰ تا۱۳۵۲ ونيز رياست هنرستان
- انتشار صفحه اثر نوحه خوان با تكنوازى ويولن بيژن خادم ميثاق
- دريافت مدال طلا در رقابت بين المللى رهبرى اركستر در فرانسه ۱۹۷۷
- دريافت مدال نقره در رقابت بين المللى رهبرى اركستر در ژنو ۱۹۷۸
- مسؤول هنرى اركستر سمفونيك نورنبرگ در آلمان ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۰
- دستيارى رهبر بزرگ جهان هربرت فون كارايان در اركسترفيلارمونيك برلين ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۵
- رهبر اصلى ميهمان در اركستر فيلارمونيك بى ار تى در بروكسل و فيلارمونيك چك ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۸
- دريافت مدال دوزاك براى موفقيت هاى پى در پى با اركستر فيلارمونيك چك ۱۹۸۵
- مدير موسيقى و رهبر اصلى اركستر بى ار تى بروكسل ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۶
براى موفقيت هاى پى درپى هنرى در بلژيك Fuga trophaee- دريافت نشان
۱۹۹۷ تا ۱۹۹۹ Virtusi di praga مدير موسيقى و رهبر اصلى اركستر فيلارمونيك زاگرب و اركستر
- مدير موسيقى و رهبر اصلى اركستر فيلارمونيك مالاگا ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۴
- دريافت نشان افتخارى شهر مالاگا در اسپانيا به سبب درخشش اركستر فيلارمونيك مالاگا ۲۰۰۳
- بازگشت به ايران پس از نزديك به ۳۰ سال به عنوان رهبر ميهمان اركستر سمفونيك تهران و پذيرش رهبرى اصلى اركستر به مدت شش ماه خرداد تا دى ماه ۱۳۸۴
- رهبرى اجراى كامل سمفونى نه بتهوون توسط اركستر سمفونيك تهران پس از گذشت ۳۰ سال
- انتشار بيش از ۱۵۰ سى دى و ضبط قريب به ۴۰ اپرا
- رهبرى بيش از ۱۲۰ اركستر در سراسر دنيا و اجرا در سالن هاى اپراى بيش از ۱۸۰ شهر جهان
كيوان آرام: اواخر دهه هفتاد بود يا اوايل هشتاد،كه يكروز فكسى با دستخطى درشت وصميمى خطاب به رئيس جمهور وقت به دفتر روزنامه رسيد. امضاى متن مفصل نامه ، گرچه براى همكاران آن روز روزنامه نا آشنا مى نمود، اما براى نگارنده نام آشنايى بود يادآور بخشى از تاريخ موسيقى معاصر ايران و چهره موسيقيدان شاخص ايرانى در غربت غرب كه خطاب به رئيس جمهور كشورش،از بحران هويت فرزندانش و فرزندان همه مهاجرين سخن گفته وبراى همه آنان طلب استمداد كرده بود، بى آنكه از هويت حقيقى خويش، بيش از چند سطرى بنويسد. او على رهبرى موسيقيدان ايرانى و يكى از رهبران شاخص اركستر سمفونيك در جهان بود. و اما سالها بعد از آن نامه و بعد از سى سال دورى از وطن على رهبرى به عنوان رهبر ميهمان اركستر سمفونيك تهران به ايران آمد و اين بار دغدغه هاى ديگرى را در قالب نامه اى درباره موسيقى، با محمد حسين صفارهرندى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، در ميان گذاشت: «براساس علاقه قلبى و تجربياتى كه در جهت شناخت بعضى تنگناها و روش بهبود آنها به دست آورده ام، لازم مى دانم مواردى را كه به نظر اينجانب مى تواند موجب بهره ورى بهتر از ظرفيتهاى انسانى و فيزيكى در اين بخش باشد را به استحضار برسانم:
جنابعالى مستحضر هستيد كه ارتقاى دانش و توانايى هنرى و فرهنگى هنرجويان هنرستانها موجب بالابردن سطح ظرفيت و توان اجرايى در نهادهاى هنرى فعال مانند اركسترها، گروههاى كر و حتى بخش آموزش مى شود و اين بخش هم اكنون با نوعى ضعف بويژه در تربيت هنرمندان مورد نياز در سازهاى جهانى روبروست. پيشنهاد اينجانب اين است كه هر چه سريعتر كميته اى از هنرمندان مجرب و توانا در امر آموزش و برنامه ريزى نسبت به اين امر مهم اقدام كند وامكانات لازم براى جوانان مستعد و علاقه مند به يادگيرى سازهاى مورد نياز در سطح حرفه اى و عالى فراهم شود تا بتوان در آينده نزديك، شاهد شكوفايى بيشتر اين جوانان هنرمند در عرصه هاى داخلى و حتى جهانى بود.
علاقه مندى و تلاش و استعداد اعضاى اركستر سمفونيك و گروه كر تالار وحدت نيز، عليرغم مشكلات مختلف مالى و مسائل فنى، موجب شگفتى اينجانب شد و تأمين معيشت اين هنرمندان كه انسانهاى نايابى در كشور ما هستند و تربيت و ورود موفق آنان به اين عرصه ، هزينه هاى مادى و معنوى بسيارى در برداشته است را از جمله الزامات حمايت هاى فرهنگى مى دانم، همچنانكه در بسيارى كشورهاى ديگر با تكيه و توجه با اينكه نيل به توانايى هاى هنرى نيازمند وجود يك ظرفيت خدادادى است كه در هر كسى به وديعه گذاشته نشده، حمايت همه جانبه از اين هنرمندان را از اولويتهاى فرهنگى مى شمارند.
|
|
|
نوازندگان اركستر سمفونيك و خوانندگان گروه كر بايستى از يك سطح معيشتى برخوردار بوده و مجبور نباشند كه در چند گروه مختلف كاركنند و امكان تمركز بر كار اصلى و تمرينات در اوقات فراغت خود را داشته باشند. در چنين شرايطى امكان تمرينات مستمر و فشرده و اجراى برنامه هاى بيشتر و آمادگى مناسب تر جهت اجراى برنامه هاى كيفى و پاسخگويى به علاقه مندى و نياز ايرانيان براى دريافت پيام هاى فرهنگى ارزشمند و سازنده فراهم خواهد شد. » اما كيست اين موسيقيدان به هجرت رفته و از هجرت آمده كه اينچنين راحت و بى ريا و چه دلسوزانه دغدغه هايش را براى مسؤولين مملكتش مى نويسد و اميد به تحقق ايده هايش را دنبال مى كند؟ «اينجانب فارغ التحصيل هنرستان عالى موسيقى ملى در ايران هستم كه موفق شدم با تلاش و كوشش خود و لطف خداوند با طى دوره عالى آهنگسازى و رهبرى اركستر در آكادمى موسيقى و هنرهاى زيباى وين، با دريافت جايزه مخصوص اين آكادمى و فعاليت در اين مؤسسه عالى هنرى، به عنوان آسيستان دوره عالى براى تصدى رياست دو هنرستان موسيقى ملى و هنرستان عالى موسيقى به ايران دعوت شوم، ليكن پس از سه سال با ابراز نارضايى مختلف نسبت به بعضى ناهماهنگى هاى مديريتى تهران را ترك كرده، پس از شركت در مسابقات جهانى رهبرى اركستر در فرانسه و كسب مدال طلا، همچنين مسابقات جهانى رهبرى اركستر در سوئيس و به دست آوردن مدال نقره ، به دستيارى استاد هربرت فون كارايان از رهبران بزرگ تاريخ موسيقى جهان در برلين پذيرفته شدم و سپس به مدت سه سال مديريت اركستر و رهبرى دائم اركسترهاى مختلفى در كشورهاى بلژيك، كرواسى، جمهورى چك و اسپانيا را برعهده داشتم.
در اين ميان رهبرى بيش از يكصد و بيست اركستر را در سراسر جهان در بيش از يكصد و هشتاد شهر تجربه كردم و در سالنهاى اپراى بسيارى در برن،پالرمن، مالگا، لندن، مانهايم، اشتوتگارت، ژنو، از يك تا شش ماه به رهبرى اپراهاى مختلف از آثار ارزشمند موسيقيدانان بزرگ جهان پرداختم و هم اكنون بيش از يكصد و پنجاه اثر صوتى به صورت CD از اجراهاى اينجانب در سراسر جهان و در سرزمينهاى دور و نزديك منتشر و مورد بهره گيرى ملل مختلف قرار گرفته است. » اما اين توضيحات نيز همه على رهبرى نيست،او متولد تهران است ،درسال ۱۳۲۶ و امسال پنجاه و هشتمين سال زندگى پربارش را پشت سر مى گذارد. موسيقى را با ساز ايرانى آغاز مى كند آن هم با ويولن و همپاى آن نوازندگى تمبك را فرا مى گيرد .ويولن را از رحمت الله بديعى مى آموزد و با حسين تهرانى و نيز محمد اسماعيلى با فنون ضرب ايرانى آشنا مى شود. ورود او به هنرستان عالى موسيقى مصادف با مديريت حسين دهلوى است و او سهم بسزايى در علاقه مندى رهبرى به موسيقى كلاسيك غربى داشته است. پس از پايان تحصيلات متوسطه راهى اتريش مى شود و در آكادمى وين نزد پروفسور گاتفريد فون اينم آهنگسازى و نزد پروفسور هانس سوارفسكى و استايخر و كوسليك فنون رهبرى اركستر را مى آموزد. واپسين سالها به سفارش هنرستان قطعاتى را براى اركستر تلفيقى هنرستان مى نويسد و به ايران مى فرستد كه از ميان آنها قطعه نوحه خوان بسيار مورد توجه قرار مى گيرد .سالها بعد رهبرى اين قطعه را با تكنوازى ويولن بيژن خادم ميثاق رهبرى مى كند.روى صفحه گرام اين اجرا در كنار عكس او و خادم ميثاق نوشته شده است: «على رهبرى آثار خود را رهبرى مى كند» و اما در طى اين ساليان دراز دور از وطن، غير از يك دوره زمانى چند ساله در دهه ۵۰ كه براى رياست هنرستان عالى ، بعد از دوره رياست غلامحسين غريب و يوسف يوسف زاده در ايرا ن بوده است،هرگز به وطن مراجعت نمى كند تا سال گذشته به غربت ۳۰ ساله اش پايان دهد. در اين سالها او از چهره هاى طراز اول رهبرى اركستر در جهان شده بود و زندگى در كشورهاى متعددى كه رهبرى اركسترهاى آنان را بر عهده داشت، از او در زندگى اجتماعى اش نيز فردى آشنا به فرهنگ هاى گوناگون ساخته بود،با اين حال به راستى كه على رهبرى همچنان فرزند ايران و محله هاى قديمى تهران باقى مانده بود و اين حقيقت را مى شد در اولين برخورد با او ،به خوبى تشخيص داد. «با اين كه سالها در اركستر هاى مختلف به هشت زبان ديگر صحبت كردم ولى فرهنگ فارسى از يادم نرفته است. وقتى در ايران بودم از هر قشر و فرهنگى، از مذهبى تا مدرن افراطى در فاميل و خانواده داشتيم. براى من هيچ چيز تازگى ندارد. فقط مسأله اى كه باعث تعجب من شده اين است كه وضع موسيقى بهتر شده ، در هيچ دوره اى اين قدر موزيسين نداشتيم. به هنرستان موسيقى دختران رفتم، باورم نمى شد كه اين تعداد هنرجوى موسيقى دختر داشته باشيم. اين خجالت آور است كه با وجود اين همه هنرجوى موسيقى بگويند در حكومت اسلامى جلوى موسيقى را گرفته اند. دولت هزينه كرده و مدرسه ساخته و براى هنرجويان ساز تهيه كرده است. ولى حقيقيت را نمى شود كتمان كرد. در اين سالها به تالار وحدت رسيدگى كرده اند. در حال حاضر ما سالن تمرين و ضبط داريم و... كسى كه تجربه ندارد به محض ورود به ايران مى گويد كشور ما عقب مانده است و ديگر اركسترهاى دنيا خيلى بهتر هستند.اما اين مسأله به نظر من كمى عوام فريبى است. » على رهبرى فعاليتهايى نيز در زمينه آشتى بين المللى درباره سياهان آفريقا داشته و زمانى كه نلسون ماندلا هنوز در زندان بوده ، با يك گروه كه از خوانندگان سياه و سفيد تشكيل شده بود، كنسرتهايى را به اجرا گذاشته است. او براى همين فعاليتهاى بشر دوستانه در سال ۱۳۵۴ مدال طلاى حقوق بشر را دريافت كرد و قطعاتى نظير «هافمون» و «بيروت براى ۹ فلوت» را نيز با همين مضامين و در همين راستا تصنيف كرد. خيلى ها آثار على رهبرى را در ايران با اجراى « بيژن و منيژه» اثر حسين دهلوى، يا «حماسه» اثر احمد پژمان و يا «كنسرتو ويلنسل سن سانس» با تكنوازى عباس ظهيرالدينى مى شناسند، چون تنها آثار رهبرى است كه در ايران امكان انتشار يافته حال آنكه از او در جهان نشر موسيقى ،بيش از ۱۸۰ سى دى منتشر شده است. رهبرى درباره موسيقى دستگاهى و سنتى ايرانى نيز اعتقاد قابل توجهى دارد و مى گويد:« موسيقى اصيل ايرانى فرم به خصوصى دارد كه نبايد آن را تغيير داد. من نمى خواهم انتقاد كنم. اما اين طور كه اين روزها مى شنوم ، خيلى از مسائل را با آن آميخته اند. موسيقى اصيل ايرانى صداى موتزارت يا بتهوون مى دهد. موسيقى سنتى ما از سطح بسيار بالايى برخوردار است و اصلاً نبايد تغييرى در ساختار آن ايجاد كرد. بايد به موزيسين ها رسيدگى كرد تا آثار بهترى ارائه دهند. موسيقى سنتى ما مثل فرش بافى ايرانى است. راجع به فرش نائين چه بحثى مى توان داشت. يك عمر فرش نائين و كاشان همين گونه بوده است. عده اى مى گويند، چگونه مى شود موسيقى ايرانى را مدرن كرد و آن را به سطح جهانى رساند. فرش ايرانى با كيفيت خوب جهانى است. پس فرم آن را نمى توان تغيير داد. » ۱ على رهبرى اعتقاد ويژه اى به جوانان ايرانى و نيز ايرانيان هنرمند دارد و معتقد است: «بايد روى جوانان ايرانى سرمايه گذارى شود و در مملكت خودمان ساليان زيادى شاگرد تربيت شود و از توان همين افراد استفاده شود. اكنون همه نوازنده هاى اركستر سمفونيك كشور تركيه ترك هستند. اين سخن من به اين معنا نيست كه من مخالف حضور خارجى ها هستم . مشكل من اين بود كه در آن دوران، براى خارجى ها دستمزدهاى بالايى در نظر مى گرفتند و به نوازنده هاى ايرانى كم توجهى مى شد. بودجه اى نداشتيم تا براى شاگردان هنرستان ساز ۵۰ الى ۱۰۰ تومانى خريدارى كنيم. اما در مقابل دستمزدهاى كلانى به نوازندگان و خوانندگان خارجى پرداخت مى شد .
ما به جاى اينكه ماهى بگيريم و بدهيم دست افراد، بايد شيوه هاى ماهيگيرى را به آنها بياموزيم. براى نمونه بايد چند معلم خارجى در رشته نوازندگى ويولن سل يا سازهاى بادى را دعوت كنيم و با آنها يك قرارداد پنج ساله ببنديم تا شاگرد را تربيت كنند. وقتى اتريش بودم آقايى از ايران با من تماس گرفت و گفت آقاى رهبرى امكان دارد كه با اركستر خود به ايران بياييد و برنامه اجرا كنيد. من قبول نكردم زيرا عقيده داشتم وقتى كه به ايران بيايم بايد اركستر ايرانى باشد. اين هنر نيست كه من از خارج اركستر بياورم. من به اين علت ايران را ترك كردم چون مخالف حضور نوازنده خارجى بودم. در آن زمان اگر نوازنده هاى خارجى را از اركستر كسر مى كرديم ديگر نوازنده چندانى باقى نمى ماند. اما در حال حاضر همه ايرانى هستند و اين خيلى مثبت است.۲ على رهبرى با اميدها و آرزوهاى فراوان دعوت مركز موسيقى وزارت ارشاد را پذيرفت و به ايران آمد و البته از نزديك با همه قابليت ها و كاستى ها آشنا شد و نيت هاى كمال جويانه اش را نيز در هر فرصت و امكانى كه به دست آورد، براى همگان بازگو كرد.از جمله در آخرين شب اجراى سمفونى نه توسط اركستر سمفونيك ، پس از رهبرى اركستر رو به مخاطبان حاضر در تالار وحدت تهران چنين گفت: « اين اركسترى را كه مى بينيد همه ايرانى هستند و متعلق به اين مملكتند. من يقين دارم فرهنگ هميشه ماندنى است ،هنگامى كه در اسپانيا رهبر اركستر فيلارمونيك مالاگا بودم ، مديرآنجا به من حرفى زد كه همچنان در ذهنم مانده است. او گفت :شهرداران و مديران همه مى آيند و مى روند ، اما شما هنرمندان هستيد كه مى مانيد.حالا اين اركسترسمفونيك تهران هم همانطور مانده است. خيلى ها آمده اند و رفته اند ، اما اين اركستر مانده و يقيناً مى ماند.»
پى نوشت:۱ و۲ روزنامه همشهرى ، گفت و گو با على رهبرى ، ۵ مهر ۱۳۸۴