دوشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۸۵ - ۱۸ ربيع الاول ۱۴۲۷
Mon, Apr 17, 2006
ديپلماتيك
۳۴۴۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
مصاحبه با نخست وزير تركيه
گناه رسانه هاى آمريكايى
نوشته: بيل گالاگر
ترجمه: پوراندخت مجلسى
همه تخم مرغ هايت را در يك سبد بگذار و از آن سبد مراقب كن! _ مارك تواين
«جورج بوش» رئيس جمهورى آمريكا همه «بضاعت سياسى» اندك خود را به كار مى برد تا از مخمصه و دردسر بى پايان عراق كه خود، آن را به وجود آورده است، سالم خارج شده و نجات يابد. اين شاخ و آن شاخ پريدن ها و جهش هاى خرگوشى، به ما مى  گويد: زمان عقب نشينى نيروهاى آمريكايى از عراق، به وسيله رئيس جمهور آينده آمريكا و دولت هاى آينده در عراق مشخص خواهد شد.
اكنون بوش انتظار انتخابات ميان دوره اى نزديك كنگره را مى كشد. با باختن يكى از دو مجلس و يا هر دو به دموكرات ها، بوش و مغز متفكرش، «كارل رو» از اين مى ترسند كه دموكرات ها در كنگره كنترل كميته هايى را به دست آورند كه از آن طريق بتوانند كسانى را احضار كنند كه در طى شش سال حكومت نو محافظه كاران به فريبكارى و فساد دست زده اند و بى لياقتى خود را نشان داده اند. براى آنها، عنوان تنظيم  كننده و اجراى قانون اساسى، وارسى هاى كنگره و هماهنگى با آن غيرقابل تصور است و در اقدامات و داد و ستدهاى خلاف قانون شان وقفه ايجاد مى كند و موشكافى و افشاگرى، مى تواند سوداگرى خانوادگى و نيروى محركه پشت آن را براى انباشت ثروت و حفظ آن، مورد تهديد قرار دهد. سوداگرى و انباشت ثروتى كه از دلايل ورود بوش به جنگ عراق بود. دروغ، غرور بيجا و حماقت آغازگران اين جنگ، به سرعت مقاصد واقعى آنها را برملا كرد. آمريكا اكنون به عنوان يك ارتش اشغالگر آسيب پذير و ناخواسته به عراق تحميل شده است.
آنچه در آغاز به عنوان امرى حياتى و بسيار مهم براى امنيت آمريكا و جنگ با تروريسم به آمريكايى ها قبولانده شد اكنون به شكل مسخره اى مرتب تغيير شكل مى دهد، از آزادسازى تا انسان دوستى و پاشيدن بذر رفرم هاى دموكراتيك در منطقه وسيع تر خاورميانه.
شريك جرم بودن باور نكردنى بوش در قبولاندن دروغ هايى كه مرتب تغيير شكل داده اند، با همدستى رسانه هايى انجام گرفته است كه به منافع شركت هاى بزرگ خدمت مى كنند، رسانه هايى كه اكنون بوش از آنها روى گردان شده است. روش بوش و شريكانش، ترس فروشى است و آنها اطمينان دارند كه قبل از انتخابات مجلس، تاكتيكى براى به وحشت انداختن مردم خواهند يافت تا به ياد آنها بياورند كه چقدر به اين كه امنيت شان حفظ شود نياز دارند.
در ضمن در حال حاضر روش اين است كه برگزارش   هاى ظاهراً خوشحال كننده در مورد جنگ عراق اصرار بورزند، همانطور كه بوش در سخنرانى اش در كليولند از رسانه ها تقاضا كرد كه به دنبال داستان هايى بروند كه خوش بينى او را درباره چشم انداز آينده موفقيت عراق تأييد كند. ما بايد تصويرهاى شگرفى را كه مردم روى صفحه تلويزيون مى بينند مورد ملاحظه قرار دهيم تا متوجه شويم كه مقدار مصرف روزانه (دز) كشت و كشتار ممكن است نقشه «پيروزى قريب الوقوع» بوش در عراق باشد. بوش با تأسف مى گويد كه تقصير رسانه ها است كه «بعضى از آمريكاييان اعتماد خود را از دست داده اند» او از اين موضوع اظهار نگرانى مى كند كه: «نوعى برداشت دائمى از اوضاع عراق به وجود آمده است و آن هم به اين جهت است كه تنها خبرهايى كه از بغداد گزارش مى شود، ماشينهاى حامل بمبند.»
مى دانيم كه اين كار كارل رو است كه كانال فاكس نيوز، راديو و هر كارشناس جناح راست وفادار به بوش، خط فكرى واحدى را دنبال مى كنند، ولى از ديد بوش «در عراق پيشرفتهاى بزرگى به دست آمده است، ولى رسانه هاى ليبرال تنها به دنبال داستانهاى «منفى» درباره عراقند تا عمداً «موفقيت» هايى را كه در آنجا به دست آمده است، ضايع كنند.»
بعضى از رسانه ها ممكن است مشكلات بوش و جنگ او را بزرگ كنند و گناه خود را در مورد كمك به فشار تبليغاتى و فريبهايى كه اين فاجعه را ممكن ساخت، بپوشانند. شكست در عراق، امروز يك فاجعه تمام عيار و بديهى است و همين قدر هم دروغهايى كه بوش به كار گرفت و رسانه ها آنها را تكرار كردند تا ما را به اينجا رساندند.
حق با بوش است. اين گناه رسانه هاست، ولى او سه يا چهار سال از آن چارچوب زمانى خاص بيرون است، زمانى كه دلايل من درآوردى او براى جنگ، در دروغ بسته بندى شده بود. در آن زمان خط فكرى غالب رسانه اى، بويژه رسانه هاى بانفوذى همچون نيويورك تايمز، واشينگتن پست، شبكه هاى مهم تلويزيون و وابسته هاى محلى آنها، با اشتياقى فراوان در حركت به سوى جنگ با بوش همگام شدند.
ارتباط دادن صدام و عراق با حمله تروريستى ۱۱ سپتامبر و القاعده در اين فريب بزرگ ضرورى بود. رسانه هايى كه ذكرشان رفت، به وسعت اين افسانه را براى خوشايند بوش و ساير جنگ سالاران تبليغ كردند. وقتى بوش در سخنرانى اش انكار كرد كه قصد مرتبط دانستن صدام با ۱۱ سپتامبر را داشته است، بيشتر رسانه ها اين دروغ را ناديده گرفتند.
حدس من اين است كه ما از اين پس داستانهايى از «وضع خوب» عراق بيشتر خواهيم شنيد و بى عرضه هايى كه سازمانهاى عمده خبرى را اداره مى كنند، سعى خواهند كرد نشان دهند كه تا چه اندازه اين داستانها درست و منصفانه اند. آنها نمى خواهند به وطن پرست نبودن متهم شوند و يا آن طور كه بوش اظهار داشته است، «به كمك به توانايى دشمن در بحثهاى مربوط به جنگ و نگران كردن مردم آمريكا در مورد پيروزى ما در جنگ». از اين به بعد به جاى گزارش از كشتارهاى فرقه اى در تهاجم هاى وحشيانه جنايتبار، انفجارهاى خيابانى، فرارها از زندان، كشته شدن افراد غير نظامى غير مسلح به دست سربازان، آدم ربايى و آشوبها و هرج و مرج ها - كه هر روزه در عراق روى مى دهد - شاهد داستانهايى از ساختن مثلاً يك جاده جديد خواهيم بود!
اين رئيس جمهور بيش از هر رئيس جمهورى در خاطره سالهاى اخير، رسانه ها را مجبور كرده است خودشان را جمع و جور كنند و بترسند از تلافى و انتقام گيرى كابينه معروف به انتقام جويى او. نيويورك تايمز هنوز به طور كامل توضيح نداده است كه چرا بيش از يك سال اين موضوع جنجالى را كه بوش اجازه داده است سازمان امنيتى آمريكا مكالمات شهروندان را بدون عذر موجه شنود كند، كارى كه نقض آشكار قانون فدرال است را مخفى نگاه داشت و تنها وقتى به موضوع پرداخت كه «جيمز ريزن» اين خبر دست اول جنجالى را داشت و مى خواست يافته هاى خود را در كتابى آشكار كند.
صحبت درباره عراق مستلزم بعضى عناصر اساسى است: برخورد صادقانه با حقايق، حافظه و شعور درست تاريخى و تمايل به زير سؤال بردن قدرت و بيش از همه، آزادى جمع آورى حقايق. متأسفانه بوش با كمك رسانه ها توانست از ترس و هيجان آمريكايى ها بهره بردارى كند و بيشتر مردم قانع شده بودند كه رئيس جمهورى ما شايسته پشتيبانى كور و بى چون و چرا است. رسانه ها برده وار ادعاهاى بدون پايه و اساس بوش در مورد اين كه عراق براى امنيت آمريكا «تهديد» است را تأييد كردند و نياز به جنگ براى اين كه به سرنوشت شومى دچار نشويم را مورد پشتيبانى قرار دادند. «ديك چنى» معاون رئيس جمهور قول داد كه در عراق از ما به عنوان «آزادى بخش» استقبال خواهد شد و وزير دفاع «دونالد رامسفلد» به ما اطمينان داد كه دقيقاً مى داند كه سلاح هاى كشتارجمعى عراق را كجا پيدا كند. على رغم همه اينها اكنون از ما انتظار مى رود ادعاهاى بوش در مورد «پيشرفتهاى عراق» را باور كنيم. رسانه هاى در خدمت شركتهاى بزرگ اين دروغها را رنگ و لعاب خواهند زد تا طرفدارى از كابينه را جلب كنند و سعى خواهند كرد خود را براى خوانندگان شان در موضع وطن پرستى قرار دهند، ولى مديران و نويسندگان روزنامه هاى سالم به رضايت مردم توجهى ندارند و واقعيت به نظر آنها اهميت بيشترى دارد.
منبع: سايت رؤياهاى مشترك
مصاحبه با نخست وزير تركيه
ايرانى ها حق دارند
با اينكه تركها هنوز تا پيوستن به اتحاديه اروپا راه درازى در پيش دارند، «رجب طيب اردوغان» نخست وزير تركيه، كشورش را اروپايى مى داند و به رغم قرار داشتن بخش وسيعى از اين كشور در آسيا و خاورميانه، وى براين باور است كه تركيه تنها مناسباتى با خاورميانه دارد و جزيى از آن نيست. رهبر حزب حاكم اعتدال و توسعه تركيه همچنين با وجود پيشينه اسلامگرايى خود و ديگر اعضاى حزب ، ترجيح مى دهد چنين صفتى را پيوست حزبش نكنند. مجله اتريشى پروفيل مصاحبه اى در باره مسائل منطقه، قبرس، اتحاديه اروپا و مناقشات جهان اسلام انجام داده است كه مى خوانيد:
آقاى نخست وزير، آيا تركيه هم از برنامه هسته اى هراس دارد؟
اين غلط است كه مسائل هسته اى ايران را يك تهديد تلقى كنيم.طبعاً ايرانيها حق دارند كه از انرژى اتمى براى مقاصد صلح آميز استفاده كنند و آن را توسعه بدهند. ما هم خود را براى توسعه انرژى هسته اى آماده مى كنيم. منابع انرژى ماكافى نيست. براى توان رقابت صنعتى ما هم نياز به اين انرژى داريم.
254562.jpg
آيا به گمان شما، غرب سياست درستى در مواجهه با ايران در پيش گرفته است؟
هركشورى بايد مخالف سلاحهاى كشتار جمعى باشد. اما اگر اين مخالفت تنها در مورد بعضى از كشورها اعتبار داشته باشد و براى ديگران نه، به اين شكل غلط است و طبعاً باعث ايجاد حساسيت مى شود.
آنطور كه اين روزها گفته مى شود بروز يك جنگ داخلى تمام عيار در عراق قريب الوقوع به نظر مى رسد. همچنين فروپاشى و تجزيه عراق هم بعيد دانسته نشده است. چنين اوضاع و تحولاتى براى تركيه چه معنايى مى تواند داشته باشد؟
ما پنج هدف براى عراق كه همزمان پنج توصيه درباره روند تحولات در اين كشور است داريم: تماميت ارضى عراق بايد محفوظ بماند. منابع عراق مى بايست براى تمامى عراقيها باشد. به هيچ گروه قومى نبايستى قدرتى فراتر از ديگران داده شود. هيچ فرقه و گروه مذهبى نبايستى قدرتى فراتر از ديگران داشته باشد و بالاخره اينكه شهر كركوك بايستى در يك وضعيت ويژه اداره شود.
شهر نفت خيز كركوك توسط كردها اداره و مورد بهره بردارى قرار مى گيرد. شمال عراق كردنشين و از مدتها قبل به صورت خودمختار اداره مى شود. اگر در اين منطقه يك دولت كرد ايجاد شود چه اتفاقى مى افتد، آيا براى حفظ منافع تركيه و حمايت از تركهاى عراقى حق مداخله در امور اين منطقه را به خود مى دهيد؟
من گفتم كه چه پيشنهادات و توصيه هايى براى عراقيها دارم. دورنماى ديگرى نسبت به مسائل عراق مى تواند نادرست باشد.
تركيه يك اقليت كرد هم دارد. اگر عراقيها از پيشنهادات و توصيه هاى شما پيروى نكنند و خودشان يك دولت خودمختار كرد در شمال عراق تأسيس كنند، آن وقت چه؟
در حال حاضر چيز بيشترى دراين باره گفتن ، مداخله در امور داخلى عراق است. مردم عراق بايد خودشان براى آينده شان تصميم بگيرند. اما به عنوان برادر و كشور همسايه عراق اين وظيفه ماست كه پيشنهاداتى به آنها بدهيم تا بتوانند در مدت زمانى كوتاه به صلح و آزادى دست پيدا كنند.
به نظر مى رسد تركيه مى خواهد در بعضى مناقشات در منطقه خاورميانه و رويارويى هاى غرب با جهان اسلام - به طور مثال مناقشه بر سر چاپ كاريكاتورهاى توهين آميز به پيامبر اسلام در مطبوعات غربى - به گونه اى نقش ميانجى را برعهده بگيرد.
ما درمنطقه اى زندگى مى كنيم كه بسيارى از تمدنها در تعامل با يكديگر هستند. از يك سو ما كشورى اروپايى هستيم و از طرف ديگر با آسيا مناسباتى داريم. علاوه براين، سمت و سوى نگاه ما مسائل خاورميانه است. اين امر مسؤوليتهايى را برعهده ما مى گذارد. ما بايد در مورد ضرورى ترين مسائل دست به اقدام بزنيم و هركارى كه از دستمان برمى آيد انجام دهيم و هدف ما خاورميانه اى است كه در آن دموكراسى تحكيم و تثبيت شده باشد.
در خاورميانه، در بالكان و در قفقاز ، موضوع بر سر تثبيت آزادى ، حقوق بشر، دولت مبتنى بر قانون و آزادى مذهبى است. اين مأموريت تاريخى ماست. اين يك روند طبيعى است كه از طرف كسى به ما تكليف نشده است.
از چندين سال قبل كسى نمى توانست ابداً پيش خود مجسم كند كه يك حزب در تركيه با پيشينه و زمينه اى اسلامى بتواند قهرمان روند گرايش به اروپا شود. آيا حزب شما (عدالت و توسعه) مى تواند مدلى براى ديگر كشورها در خاورميانه باشد، مدلى كه ارزشهاى محافظه كارانه و اعتقادات و باورهاى مذهبى را با دموكراسى و اقتصاد بازار به هم پيوند دهد؟
پيش از اينكه به اين سؤال جواب بدهم مى خواهم اين نكته را روشن كنم كه اين ادعا كه حزب ما داراى ريشه هاى اسلامى است نادرست است. حزب ما يك حزب جديدالتأسيس در سال ۲۰۰۱ ميلادى و نتيجه ساليان متمادى تجربه اندوزى در سياست تركيه است.
اما شما شخصاً پيشينه اى اسلامى داريد.
اينكه من يك مسلمان معتقد هستم بدين معنا نيست كه حزب من يك حزب اسلامى است. از وقتى كه ما حزب عدالت و توسعه را تأسيس كرديم در اساسنامه آن نوشتيم كه اين حزب، حزبى نيست كه بر اصول مذهب متكى باشد. مبنا و اساس اين حزب بر انسانگرايى است. فلسفه ما اين است. «انسانها علاقه دارند پيشرفت كنند و با پيشرفت آنها دولت هم رشد و پيشرفت مى كند».
آيا مى توانيد به ديگر احزاب و گرايشهاى سياسى در خاورميانه تجربياتتان را منتقل كنيد؟
خوشحال مى شويم به آنها كمك كنيم.
در مورد مسائل قبرس - اتحاديه اروپا از تركيه مى خواهدكه فرودگاهها و بنادرش را به روى كشتى هاى قبرسى باز كند. چرا از اين امر سرپيچى مى كنيد؟
وقتى در سال ۲۰۰۴ در داووس سوئيس با دبيركل سازمان ملل كوفى عنان ملاقات داشتم از او درخواست كرديم كه روند اتحاد مجدد دو بخش قبرس را آغاز كنند و به او گفتيم كه ما در اين امر يك قدم جلوتر از يونانى هاى قبرس خواهيم بود. تصور ما اين بود كه روند اتحاد دوباره اين كشور وضعيتى كه براى هر دو طرف سود و منفعت داشته باشد به همراه بياورد.
اما اكنون بيشتر به نظر مى رسد دو طرف خود را متضرر مى بينند.
در حال حاضر قبرسى هاى شمالى (تركهاى قبرس) بازنده هستند. با تركهاى قبرس غيرمنصفانه رفتار مى شود. ما اعلام كرديم كه در مورد طرح عنان هرگونه كمك و پشتيبانى كه بتوانيم مى دهيم جدا از اينكه بعضى از موارد در طرح عنان در تضاد با منافع تركهاى قبرس است و آن را نقض مى كند، به خود قبولاندم كه به آن رأى مثبت بدهيم. در يك رفراندوم ۶۵ درصد تركهاى قبرس به طرح رأى مثبت دادند و ۷۵ درصد يونانيهاى قبرس جواب منفى. بنابراين روشن شد كه تركها صلح مى خواهند و يونانيها نه و با اين همه كماكان اين تركهاى قبرس هستندكه با وضع تحريم هاى اقتصادى منزوى مى شوند.
- قبرس اكنون عضو اتحاديه اروپاست و شما در حال مذاكره بر سر عضويت در اين اتحاديه هستيد.
كشورهاى عضو اتحاديه اروپا بر سر حرفشان نمى ايستند. ما براساس معاهده گمركى حقوقى داريم. در سال۱۹۹۶ ما عضو معاهده گمركى و يونانيهاى قبرس در اول ماه مه۲۰۰۴ عضو اتحاديه اروپا شدند. ما به اين وضعيت نه نگفتيم، با آنكه مى توانستيم از عضويت در معاهده گمركى خوددارى كنيم. اما همچنين عنوان كرديم كه تا وقتى كه انزواى تركهاى قبرس فسخ نشود اجازه نخواهيم داد پروتكل الحاقى كه ما را ملزم به بازگشايى بنادر و فرودگاههايمان مى كند در پارلمان تركيه تصويب شود. به اين امر هم پايبنديم. تا وقتى كه تحريم ها عليه قبرس شمالى باطل نشده اند، بنادر و فرودگاههايمان را بر روى يونانيهاى قبرس باز نخواهيم كرد. هزينه اش هم هر چه مى خواهد، باشد. اين را به رئيس جمهور يونانيهاى قبرس «تسوس پاپادوپولوس» هم گفته ام.
- آيا ارزش دارد؟ اين مسائل تنها نمادين هستند. هيچ اهميت واقعى ندارند.
اين موضوع بسيار مهم است. چرا پاپادوپولوس سفت و سخت بر سر موضعش عليه تركهاى قبرس پابرجاست. آنها با رفراندم گفته اند كه ما طرح عنان را نمى پذيريم. ما هم چيزى كه اتحاديه اروپا از ما درخواست مى كند را نمى پذيريم به چه دليل اتحاديه اروپا عضويت تركهاى قبرس را آنطور كه در طرح عنان هم پيش بينى شده نمى پذيرد؟ اينطور به نظر مى رسد كه گويى اتحاديه اروپا در زير فرمان كشور كوچك قبرس است. ما اخيراً دوباره يك نقشه راه براى صلح كه حاوى ده نكته عينى وملموس بود به آنها پيشنهاد كرديم و باز هم هيچ جواب مثبتى از طرف يونانيها نشنيديم.
254460.jpg
- يك ژنرال ارشد ترك قرار است آگوست آينده رئيس ستاد ارتش شود. از هم اكنون وى را به علت دست داشتن در توطئه عليه كردها در منطقه آناتولى شرقى به باد انتقاد گرفته اند. آيا وى آنطور كه پيش بينى هم شده بالاترين مقام ارتش كشور مى شود؟ چه كسى تصميم مى گيرد؟ چه كسى اين قدرت را دارد، ارتش يا سياست؟
روند تصميم گيرى به اين ترتيب است كه وزير دفاع و نخست وزير شخصى را به كابينه پيشنهاد مى دهند. كابينه هم معمولاً وى را براى اين پست در نظر مى گيرد. فرد مذكور بايد مورد تأييد رئيس جمهور باشد. بنابراين رئيس جمهور حق وتو دارد.
- پس چه كسى تابستان رئيس ستاد ارتش مى شود؟
تاكنون تصميمى در اين باره اتخاذ نشده است. ما در حال رايزنى هستيم. ارتش ما طبعاً سلسله مراتب مشخصى دارد و اين را بايد در نظر بگيريم. سلسله مراتب ارتش يك عامل مهم در روند تصميم گيرى است. اين مطلب به طور روشن در قانون اساسى تصريح شده و بنابراين هيچ مشكلى وجود ندارد.
- زنان شاغل بسيار كمى به نسبت ديگر كشورها در تركيه وجود دارد. همچنين تنها ۴درصد نمايندگان در مجلس تركيه زن هستند. اين كشور حتى از بعضى از كشورهاى عربى در زمينه سهم زنان در سياست پايين تر است. آيا براى مقابله با چنين وضعيتى اقداماتى صورت مى گيرد؟
تا انتخابات بعدى تركيب پارلمان كاملاً طور ديگرى به نظر خواهد رسيد. شما بايد اين مطلب را در نظر بگيريد، وقتى ما در سال۲۰۰۲ به صحنه انتخابات قدم گذاشتيم تنها ۱۳ماه از عمر حزب ما مى گذشت. ما وقت كافى نداشتيم تا كانديداى زن معرفى كنيم. اما در حال حاضر يك سازمان زنان در حزب تشكيل داده ايم. حزب ما ۲‎/۵ميليون عضو دارد كه از اين تعداد ۸۰۰هزار نفر زن هستند. در حوزه هاى شغلى تعيين كننده و اساسى در تركيه به طور مثال در ميان آموزگاران، آرشيتكتها، مهندسين ودانشگاهيان زنان بيشترى به نسبت بعضى از كشورهاى اروپايى مشغول فعاليت هستند.
- آيا در تركيه ضوابطى وجود دارد كه بر اساس آن زنان محجبه با موانعى در امر تحصيل در دانشگاه مواجه شوند و يا اجازه نداشته باشند با روسرى در پارلمان حضور يابند؟ آيا اين مسأله براى حزب شما دردسرساز نيست؟ آيا بنا نداريد اين قانون را ملغى كنيد؟
ابداً قانونى وجود ندارد. موضوع فقط بر سر واقعيت است. در بين مردم مسأله آزادى در پوشش هيچ مشكلى نيست.
- در يك نظرسنجى ۷۵درصد تركها موافق (حجاب) بودند.
بله اما مؤسسات هنوز به اتفاق نظرى درباره اين موضوع نرسيده اند و ما هم نمى خواهيم در ميان جمعيت تنش و اختلاف ايجاد كنيم. اين مشكل حل مى شود.
- چه زمانى؟
در اين مورد بايد كمى صبر داشته باشيم.
- در بسيارى از كشروهاى عضو اتحاديه اروپا وعلى الخصوص اتريش، بارها عليه عضويت تركيه، با اين ادعا كه اين كشور اسب ترواى آمريكا در اروپاست دليل آورده مى شود. هم اكنون فيلمى با نام «دره گرگها» كه فيلمى سياسى بر ضد آمريكايى هاست در سينماهاى تركيه نمايش داده مى شود و مردم هم بسيار علاقه مند شده اند. در حال حاضر اين سؤال مطرح است كه تركيه چه كشورى است؟ يك اسب ترواى آمريكايى و يا سرزمينى عميقاً ضدآمريكا؟
من نمى خواهم در جريانات و دعواى اروپايى ها و آمريكا دخالت كنم. اروپاييها معمولاً ما را همانطور كه مى خواهند مى بينند. اما من به آنها مى گويم بايد ما را به عنوان يك دوست به حساب بياورند و در نظر بگيرند، يك دوست واقعى.
- اين فيلم را ديده ايد؟
بله.
- به نظر تان چطور بود؟
تهيه كنندگان فيلم مى خواسته اند فيلمى بسازندكه به قلب مردم نفوذ كنند و احساس آنها را برانگيزند و از اين نظر هم موفق بوده اند. آنطور كه رسانه ها منتشر كرده اند تاكنون بيش از ۴‎/۵ميليون نفر فيلم را ديده اند. اين يك ركورد در تاريخ سينماى تركيه است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |