چهارشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۸۵ - ۲۰ ربيع الاول ۱۴۲۷
Wed, Apr 19, 2006
فرهنگ و هنر
۳۴۴۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
نمايشگاه نقاشى هاى كريم نصر - ۲۵ تا ۳۱ فروردين ۸۵
خانه هنرمندان ايران (نگارخانه مميز)
نمايشگاه نقاشى هاى كريم نصر - ۲۵ تا ۳۱ فروردين ۸۵
خانه هنرمندان ايران (نگارخانه مميز)
نمايش ذهن ايرانى
254697.jpg
احمدرضا دالوند

شكوه شگفت انگيز نقاشى، طعم تلخ طراحى، جلوه جذاب جست وجو، ضربان نبض زندگى، تماشاى هياكل و اندام هايى برگرفته از چشم اندازهاى آشنا، اندام هايى كه نه از كتابهاى تاريخ نقاشى اروپا و نه با ضرب و زور «ابروى كمانى» و «چشم بادامى» تجسم يافته اند.
كريم نصر، نبض زندگى را با تكيه بر دو عامل: بيان صادقانه و تسلط بر ابزار كار به ضربان واداشته است.
نگاه گرسنه ما از اين طرح به آن طرح و از اين نقاشى به آن نقاشى سر مى كشد و خطوط آشنايى را پى مى گيرد كه از عمق به سطح و از ذهن به عين و بالعكس درنوسان است.
آثارى كه از روزمرگى ها ريشه مى گيرند، اما در سطح متوقف نشده و تا «لابيرنت» رؤياها برمى كشند.
هر چند اين فرآيند را در بهترين قصه ها و رمان هاى معاصر و يا در تأثيرگذارترين فيلم ها و به ياد ماندنى ترين شعرها نيز مى توان يافت. توازى و توالى ميان اثر يك نقاش و يك كارگردان سينما، يا يك قصه نويس و يا يك شاعر؛ گيرم نه از نظر ماتريال، بلكه از منظر نوع تلقى و جنس نگاه از جمله تجليات يك حركت موزون در عرصه فرهنگ است.
ظهور و بروز چنين رفتار موزونى از آنجا اهميت بيشترى پيدا مى كند كه على الواقع ميان آنها هيچ ارتباط و پيوند مستند و مشخصى وجود نداشته باشد. آنچه كه آنها را به هم پيوند مى دهد چيزى نيست جز «روح زمانه» و بر هيچ كس پوشيده نيست كه سمفونيك شدن فعاليت هاى ادبى، هنرى و فرهنگى در يك مقطع زمانى، تنها هنگامى رخ مى دهد كه روح زمانه در كالبد كلمه، رنگ، صوت و تصوير متجلى شود.
روح زمانه، تنها وقتى در كالبد ادبيات، نقاشى، سينما و شعر مى گنجد كه هنرمندان و نويسندگان يك جامعه خود را ملزم به انعكاس دادن كيفيات جارى در زير و زبر زمانه خود بدانند. براى مثال در دهه هاى ۴۰ و ۵۰ ميان آثار ساعدى، صادقى، شاملو، فروغ و اخوان ثالث از سويى و آثار مطرح ترين نقاشان همان دوره چه دغدغه هاى مشتركى وجود داشت؟ چه چيزى از درون آنها را به يك مقطع زمانى، يك نسل و يا يك درد مشترك گره مى زد؟.... به مصاديق كه مراجعه كنيم، پاسخ قانع كننده اى دريافت نخواهيم كرد. نمى خواهم با طرح چنين منظرى اهميت آثار نقاشى دهه هاى ۴۰ و ۵۰ را ناديده بگيرم، غرض پيدا كردن آدرسى است كه بتوان تجليات مختلف هنر و ادبيات، در زير يك سقف مشترك به نام «روح زمانه» را در خود جاى داده باشد. مى خواهم بگويم اين سقف مشترك، نشانه هايش را حتى در دهه هاى ۶۰ و ۷۰ نيز نشان نمى داد. از نيمه دوم دهه ۷۰ به اين سو، روح زمانه گويى دست هايش را از تاريكى به درآورده و كم كم رخ مى نمايد. پيوند ارگانيك ميان همه اعضاى يك اجتماع منجر به خلق شرايطى دوران ساز مى شود، اين يك درس تاريخى است. مشاهده كمترين نشانه ها از اين پيوند ارگانيك، هيچگونه تغافل و تجاهل را برنمى تابد. واقعيت آن است كه براى درك آن چيزى كه در اينجا با عنوان «روح زمانه» از آن ياد مى شود، لازم است كه فراتر يا فروتر از ريتم شخصى و درك فردى به پديده ها بنگريم. در چنين شرايطى به راحتى مى توان نام كريم نصر را دركنار امير حسن چهلتن (نويسنده)، واهه آرمن (شاعر)، كمال تبريزى و اصغر فرهادى (كارگردان) و چند روزنامه نگار ميانسال قرار داد و براى چنين نگره اى استدلال هاى تأمل برانگيزى نيز مطرح كرد:
- اتخاذ طرز نگاهى كه ضربان زمانه را ضبط كند.
- به كارگيرى فنونى كه مقدورات فنى زمانه ايجاب مى كند، فنونى كه قادر به حمل و انتقال محتوايى باشند كه از بطن زمانه برمى خيزد و اين به معناى پرهيز از روش هاى اجرايى و تكنيك هاى بيانى متعلق به اعصار گذشته (به بهانه رعايت هويت ايرانى) و احتراز از گرته بردارى از شيوه هاى هنر اروپايى (به بهانه معاصر بودن با جهان امروز) است.
برش هايى از زندگى، قطعاتى از وقايع و اخبار، يادهايى از دوستان (اشاره به پرتره هايى از فرشيد شفيعى و احمد وكيلى)، اشاراتى به مدرنيسم، سنت، رئاليسم، سياست و هنر ... تصاويرى كه شهروندان شهرهاى امروز جهان، خود آنها را پديد مى آورند و خود با آنها و در متن آنها زندگى مى كنند. تصاويرى كه گويى در مصارف رسانه اى آنچنان هزينه مى شوند كه به سختى مى توان بار معنايى، فلسفى، انسانى و زيبايى شناسانه آنها را دريافت كرد... تصاويرى كه به دست كريم نصر از چرخه روزمرگى خارج و در قاب طرحها و نقاشى هاى او متوقف مى شوند تا در مكثى طولانى در مقابل نگاه ما قرار گيرند. كارى كه كريم نصر با نقاشى هايش مى كند، درست همان رسالت بزرگى است كه شعرا و نويسندگان با «كلمه» مى كنند. شاعر كلمه را در چرخه عظيم مصارف روزمره صيد مى كند و با نگاهى ديگر به آن، نيروى پنهان در كلمه را به كالبد آن برمى گرداند، شاعر در رودخانه روزمرگى همان كلماتى را صيد مى كند كه ديگران به سادگى ممكن است آن كلمات را حيف و حرام كنند. كريم نصر نقاشى است مؤكداً «فيگوراتيو» كه فيگورهايش را در همه جا مى توان ديد: از كوچه و خيابان، تلويزيون، مجلات مصور، آلبوم عكس خانوادگى، داستانهاى كوتاه و هر جايى كه بتوان تصورش را كرد. او نيز حركت اندام هاى انسانى را در لحظه عبور از جايى به جايى و يا در حال خيال  ورزى و تفكر به ما نشان مى دهد. بيشترين حركت در فيگورهاى انسانى كريم نصر، حركت ذهنى و درونى آنهاست، تا آنجا كه گاه تا مرز نوعى رئاليسم روانشناسانه پيش مى رود.
رويكرد كريم نصر به عنوان يك نقاش با «انسان»، «وقايع» و «عواطف» شباهت بسيارى به رفتار يك نويسنده داستانهاى كوتاه يا سازنده فيلم و يا يك شاعر اجتماعى با همين پديده ها دارد. اما بى درنگ بايد افزود كه آنچه از «پالت» اين نقاش بر صفحه مى نشيند كاملاً از آيين و آداب زبان تجسمى تبعيت مى كند.
كريم نصر نقاش ايرانى ساكن در تهران در نيمه اول دهه هشتاد آثارى را خلق كرده است كه ايرانيان حاضر در جهان امروز با همه پيچيدگى ها، زيبايى ها و ويژگى هاى منحصر به فرد خود را نمايش مى دهد. او براى اثبات هويت ملى و ايرانى يگانه خود، به هيچكدام از صفحات تاريخ هنر ايران دستبرد نزده و زلف يار را به دست مردى كه كت و شلوار برك پوشيده باشد، نداده است. كريم نصر نگاهش را از عناصر بصرى و موتيف هاى توريست پسند كه نسلى از نقاشان معاصر به برهوت هويت ملى كشانده، برگرفته و به «ذهن ايرانى» پرداخته است. يكى از مسائل مهم ذهن ايرانى، همين «رمزپردازى» است كه در عرفان و هنر ايرانى پيدا مى شود. آدم هاى حاضر در آثار كريم نصر با عرفان و شعر و فال و تعبير خواب و تلويزيون و كتاب و روزنامه و ورزش و سياست و ... دمخورند.
كريم نصر نمايشگاه نقاشى هايش را با عنوان: «تئاتر شهر، نمايش در چهار پرده» عرضه كرده است. عنوانى چند پهلو از نمايشى عظيم به نام زندگى به كارگردانى كريم نصر و با حضور اندامها و هياكل انسانى كه از فيلتر ذهن نصر عبور كرده و در چارچوب طرح ها و نقاشى هايش براى هميشه ثبت شده است.
موزه هنرهاى معاصر تهران در يك نگاه
254748.jpg
يكى از مراكز بزرگ حفظ و نگهدارى و ارائه آثار هنرى در كشور، موزه هنرهاى معاصر تهران است. با مراجعه به مقامات و مديران موزه، آنچه حاصل شد، نمودارى از فعاليت موزه در سالهاى گذشته بود. آنان با كوله بارى از تجربه و دستهايى خالى، سال گذشته را سپرى كردند.كمبود اعتبار يا سوءتدبير؟
نتوانستيم از دل موزه هنرهاى معاصر تهران خط و ربطى به فردا پيدا كنيم. اما با نگاهى به ردپاى اين موزه زيبا و بزرگ، بار ديگر اهميت حضور اين مركز مشهور و كم مانند را به مديريت كلان فرهنگى كشور يادآورى مى كنيم.
موزه هنرهاى معاصر تهران
از ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۴
تابستان ۱۳۸۱:
نمايشگاه عكاسى معاصر اروپا
سالهاست كه عكاسى به عنوان عمده ترين رسانه تصويرى، نقش انكارناپذيرى در مبادلات متنوع انسان امروزى برعهده دارد. اين ابزار قدرتمند، هم در تمايلات هنرمندانه و هم در نيازهاى متعدد زندگى ماشينى و متكى بر «اطلاعات information» حضور خود را به اثبات رسانيده است.
نمايشگاه «عكاسى معاصر اروپا» ، آثارى از عكاسان برجسته ۸ كشور اروپايى را كه در آنها لحظات شورانگيز و شگفتى آور زندگى ، طبيعت و جامعه انسانى به صورت خلاقانه ثبت گرديده ، به مشتاقان هنر عكاسى ارائه كرد. اين مجموعه با همكارى سفارتخانه هاى كشورهاى عضو اتحاديه اروپا، خصوصاً سفارت دولت پادشاهى اسپانيا كه رياست وقت اتحاديه اروپا را عهده دار بود، برگزار شد.
پاييز ۱۳۸۱:
نمايشگاه هنر جديد «New Art»
«هنر جديد » جريان پيشتاز هنر دهه هاى آخر سده بيستم است كه با خصلت «موضوع گرا»ى خود دعواى جهانى شدن هنر مدرن را به مقابله فرا خوانده است و به سمت فرهنگ هاى ملى و منطقه اى گرايش نشان مى دهد. آثار ارائه شده در اين نمايشگاه، نسل ديگرى از هنرمندان نوگراى كشور را كه مرزهاى مدرنيسم را درنورديده و به شيوه هاى تازه در ابداع هنرى دست يازيده اند، معرفى كرد. اين رويداد در تداوم نخستين نمايشگاه «هنر مفهومى» كه در سال ۱۳۸۰ برپا شد و به منظور تشويق هنرمندان در عرصه هاى جديد خلاقيت در هنر معاصر ايران و استفاده از بديع ترين ابزار و مواد بيان مفهومى برگزار شد، آثارى در حوزه هاى هنر ويدئو، هنر عكاسى، هنر صدا، هنر چندرسانه اى و چيدمان و... مجموعه نمايشگاه «هنر جديد» را تشكيل مى داد.
زمستان ۱۳۸۱:
دوسالانه نقاشى جهان اسلام
دومين نمايشگاه نقاشى جهان اسلام به منظور ارائه دستاوردها و تجربيات نوين هنرمندان معاصر جهان اسلام برگزار شد. اين رويداد فرصت مغتنمى بود تا چهره هنرى جهان اسلام در سطح بين المللى مورد توجه قرار گيرد و كوشش هاى هنرمندان مسلمان براى نيل به هنر اسلامى به نمايش درآيد. اين نمايشگاه با ابتكار فرهنگستان هنر جمهورى اسلامى ايران برگزار شد.
بهمن ۸۱ و فروردين ۸۲:
مرورى بر آثار پرويز تناولى (پيشگامان هنر نوگراى ايران)
پرويز تناولى متولد ۱۳۱۶ به عنوان مجسمه ساز جايگاهى ممتاز در هنر معاصر ايران دارد. او توانسته است آموخته هايش از استادان هنر مدرن غرب را به طرزى خلاقانه با ميراث ادبى و هنرى گذشتگان خود در آميزد و به زبانى غنى و نو در هنر سه بعدى دست يابد.
تناولى نقاش كمتر شناخته شده است، اما او در اين عرصه نيز واژگان زيبايى شناختى خود را با تسلط كامل به كار مى برد. تا كنون نمايشگاههاى متعددى از دوره هاى متنوع كار اين هنرمند معتبر جهانى در اروپا و آمريكا بر پا شده كه نمايشگاه مرور بر آثار او درموزه هنرهاى معاصر تهران از حيث دربرگرفتن ادوار مختلف آثار وى، رويدادى مهم و بى سابقه محسوب مى شد.
نيمه اول سال ۱۳۸۲:
اكسپرسيونيسم انتزاعى
نيويورك و پاريس در سالهاى پس از جنگ جهانى دوم، كانون فعاليت نسلى از نقاشان انتزاعى بود كه با تأكيد بر خود انگيختگى بيان و فرديت از جريان انتزاع هندسى فاصله گرفت. اكسپرسيونيسم انتزاعى گرايش پرهيجانى است در بيان احساس هنرى به صورت انتزاعى و بدون توجه به شكل هاى واقع نما. اين جنبش ابتدا در ميان هنرمندان اروپايى كه به آمريكا مهاجرت كرده بودند پديدار شد و پس از گسترش آن توسط هنرمندان آمريكايى بار ديگر به اروپا بازگشت و درميان هنرمندان فرانسوى و اسپانيايى رواج يافت. به منظور شناساندن اين تحول در نقاشى غرب كه گاهى آن را مهمترين جنبش هنرى نيمه دوم قرن بيستم به حساب مى آورند، مجموعه اى ارزشمند از تابلوهاى متعلق به موزه هنرهاى معاصر تهران شامل آثار : جكسون پولاك، ويلم دكونينگ، مارك روتكو، فرانتز كلاين، پير سولاژ، ژان فوتريه، هانس هارتونگ، ژان پل ريوپل و ... به نمايش درآمد.
بهار و تابستان ۱۳۸۲
مجموعه آثار آرمان Arman
(آرمان پى ير فرناندز Armand Pierre fernandes)
آرمان ، متولد ۱۹۲۸ فرانسه. او پس از گذراندن دوره مدرسه ملى هنرهاى تزئينى در نيس و لوور به مطالعه باستان شناسى و هنر شرق پرداخت و پس از آن به نقاشى آبستره روى آورد. «آرمان» تحت نام واقعگرايى نوين به خلق اولين مجموعه اشياى دست ساز پرداخت. او پس از مسافرت به ايران، تركيه و افغانستان در سال ۱۹۶۰ به همراهى تنى چند از دوستان هنرمندش گروه «رئاليست هاى نوين» را بنيان نهاد. اين نمايشگاه فرصتى براى آشنايى با يكى از چهره هاى مشهور هنر معاصر جهان بود.
پاييز ۱۳۸۲
نگاه معنوى (معرفى هنر معاصر ايران)
در هنر معاصر ايران عليرغم توجه به مدرنيسم، غالباً در آثار هنرمندان گرايش به اعتقادات و باورهاى ملى ، قومى و معنوى به چشم مى خورد. اين ويژگى كه شايد يكى از وجوه تمايز و شخصيت دهنده نقاشى و هنر معاصر ايران باشد، در آثار برخى از هنرمندان جلوه اى قابل توجه يافته و توانسته است نگاهى معنوى به جهان را در نقاشى ما، جلوه گر سازد.
در اين نمايشگاه آثار تعدادى از هنرمندان امروز ايران كه از نظر شكل و محتوا گرايشى معنوى بر آثار آنها سايه افكنده به نمايش گذاشته شد.
آذر و دى۱۳۸۲:
مجسمه سازان معاصر
انگلستان
مجسمه سازى نوين انگليس به تقليد از شكلها و عناصر آشنايى مى پردازد كه در قالبهاى جديد و با شيوه اى گوناگون بازسازى شده اند. «هنرى مور» و «باربارا هپورث» پيشگامان مجسمه سازى نوين انگليس و از بزرگترين هنرمندان سده بيستم هستند.
اين نمايشگاه با نگاهى عميق به آثار مجسمه سازان معاصر انگليسى (نسل بعد از مور و هپورث) همانند: آنتونى كارو، ريچاردلانگ، بيل ووددرو، تونى كرگ، انيش كاپور و ديمن هرست...
سير تكاملى فرهنگ حجم سازى معاصر انگليس را مورد مطالعه قرار داده بود. نمايشگاه مجسمه سازان معاصر انگلستان با همكارى شوراى بريتانيا و گالرى تيت لندن در تهران برگزار و به صورتى كتاب نيز منتشر شد.
زمستان۱۳۸۳:
گرافيك سه قاره (آسيا _ اروپا _ آمريكا)
به احترام كوشش ها وخدمات مرتضى مميز
مرتضى مميز به عنوان بنيانگذار گرافيك نوين ايران، پيشاپيش معدود طراحان پيشكسوت، نقش اصلى و به ياد ماندنى را در تاريخ هنر گرافيك معاصر ايران ايفا نمود. به منظور ارج نهادن به كوشش ها وخدمات اين هنرمند، نمايشگاهى از آخرين آثار و كارهاى كمتر ديده شده او در گرايشهاى مختلف طراحى گرافيك برگزار شد. به اين مناسبت پنج طراح برگزيده از سه قاره جهان: «رزمارى تيسى» از سوئيس، «آنتون بكه» از هلند، «آن سانگ سو» از كره جنوبى، «شين ماتسوناگا» از ژاپن و «سيمورشواست» از آمريكا جديدترين آثار خود را در زمينه طراحى پوستر و... در اين نمايشگاه عرضه كردند.
فروردين و ارديبهشت۱۳۸۳:
باغ ايرانى‎/ حكمت كهن، منظر جديد
باغ ايرانى تجلى عرفان و فلسفه اشراق ايرانى است كه تصوير پارسيان از بهشت و عالم غيب را در خود متبلور مى سازد. اولين نمايشگاه از باغ هاى ايران با هدف جست وجوى مفهوم كنونى «باغ ايرانى» در دوبخش برگزار شد:
بخش اول: بخش تاريخى‎/ معمارانه، با نقشه هاى معمارى راند و شده، عكس هاى هوايى جامع و اسناد تاريخى مربوط به ۱۷باغ ايرانى، كه برجسته ترين باغ ايرانى، يعنى «باغ صفوى فرح آباد» نيز به نمايش گذاشته شد.
بخش دوم: آثار چند رسانه اى از ۳۰هنرمند: عباس كيارستمى، پرويز تناولى، شيرين نشاط، فرشيد مثقالى و... كه از طريق نقاشى، فيلم، مجسمه سازى، ويدئو، چيدمان، نور و صدا جوهره باغ ايرانى را تداعى كردند.
خرداد و تير۱۳۸۳:
گرهارد ريشتر Gerhard Richter
گرهارد ريشتر (متولد، در سدن۱۹۳۲) شايد تأثيرگذارترين نقاش زنده آلمان باشد. وى تا به حال علاوه بر تحصيل در معتبرترين آكادمى هاى آلمان، اتريش و آمريكا (از سال۱۹۴۸)، كرسى تدريس در آكادمى هاى بزرگ آلمان و كانادا را دارد و جايزه هاى هنرى ارزشمندى از سراسر جهان دريافت كرده و تأليفات متعدد در زمينه تجزيه و تحليل نقاشى انتزاعى منتشر كرده است. ريشتر با برپايى نمايشگاههاى پربار در گالريها و موزه هاى شهرهاى مختلف جهان در رديف يكى از مهمترين هنرمندان معاصر جهان قرار گرفته است. اين نمايشگاه با همكارى بنياد آلمانى «ايفا» برگزار شد.
خرداد و تير۱۳۸۳:
پيشگامان هنر نوگرايى ايران‎/ محسن وزيرى مقدم
آشنايى با پيشگامان هنر نوگرايى ايران و معرفى آثار آنان در تداوم كوشش هاى موزه هنرهاى معاصر تهران براى ايجاد ارتباط و پيوستگى تاريخى و آگاهى نسل جديد با هنرمندان پيشتازى است كه طى دهه هاى گذشته ساختار هنر معاصر ايران را شكل داده اند.
اين نمايشگاه به عرضه گزيده اى از آثار نقاشى و حجم هاى محسن وزيرى مقدم، هنرمند برجسته و جست وجوگرى اختصاص داشت كه از دهه۱۳۳۰ تاكنون به طور مستمر و تحسين برانگيزى به خلق آثار هنرى اشتغال دارد . تنوع آثار و تجارب هنرى وزيرى مقدم از او شخصيتى ممتاز در هنر نوگراى ايران ساخته است كه با ارائه آثارى همسنگ با ابداعات هنر جهانى در صدر هنرمندان خلاق معاصر قرار گرفته است.
تير و شهريور۱۳۸۳:
پيشگامان هنر نوگراى ايران‎/ بهجت صدر و منصوره حسينى
رويكرد جدى هنر نوگراى ايران به ابداعات معاصر، با تلاش هنرمندان پيشتاز در دهه هاى گذشته شكل گرفته است. تنوع گرايش ها و آثار دهه هاى چهل و پنجاه، علاوه بر اينكه مبين غناى هنر نوگراى ايرانى است، بر عمق جست وجوى هنرمندان در دستيابى به زبان بصرى جديد و متناسب با دوران معاصر تأكيد دارد. اين نمايشگاه آثار دوتن از زنان پيشگام هنرنوگراى ايرانى را عرضه كرده بود: بهجت صدر ومنصوره حسينى.
۱۵اسفند۸۳ تا ۱۵ارديبهشت ۸۴:
شاهكارهاى نگارگرى ايران
(گنجينه گرانبهاى نگاره هاى ايران عصر تيمورى و صفوى)
نمايش اين گنجينه پنهان كه قرنها در دل كتابخانه ها مدفون بوده، دل مشتاقان هنر معنوى را در ايران و جهان به سوى خود جلب كرد. اهميت بين المللى اين نمايشگاه با توجه به علاقه محققان و پژوهشگران جهان نسبت به اين آثار به حدى است كه از سوى موزه هاى بزرگ جهان درخواست نمايش آن را در كشورهاى خود نمودند. اين نمايشگاه بى مانند با همكارى: موزه هنرهاى معاصر تهران _ سازمان ميراث فرهنگى _ موزه كاخ گلستان _ موزه دوران اسلامى _ موزه رضا عباسى _ موزه هنرهاى تزئينى اصفهان و كتابخانه مدرسه عالى شهيد مطهرى برپا شد. دبير نمايشگاه شاهكارهاى نگارگرى ايران نيز بر عهده نقاش توانا محمدعلى رجبى بود.
زمستان۱۳۸۳:
هنر معاصر آسيا (چين _ هند _ ژاپن)
توضيح: تنها هنر معاصر ژاپن به نمايش درآمد و نگاه به هنر چين و هند در سالى كه گذشت هرگز به نمايش درنيامد.
فرهنگ ديرينه آسيا به عنوان «فرهنگ مادر» در جهان، عرضه كننده آثار باشكوه، بى نظير و متنوع اقوام متعدد در دوره هاى گوناگون تاريخى است. شمار بسيارى از قديمى ترين آثار هنرى بشر در دامان تمدنهاى سند و گنگ و هوانگ هو آفريده شده اند.
زمينه هاى گوناگون ويدئو، چيدمان و هنر اجرا در كنار شيوه هاى متداول نقاشى را عرضه كرده بود.
پاييز و زمستان۱۳۸۴:
مجموعه آثار ايرانى موزه هنرهاى معاصر تهران
جنبش هنر مدرن در ايران
اين نمايشگاه با ۲۸۰نقاشى و ۲۰مجسمه از ۱۶۹ هنرمند ايرانى نمونه هايى شاخص از هنر ايران را از مجموعه گنجينه خود به نمايش گذاشته بود.
درك هنر مدرن ايران بدون پرداختن به زمينه هاى پيدايش آن به لحاظ تاريخى و همچنين تأثير مسائل اجتماعى و فكرى بر آن غيرممكن است. اين مسائل يكى از محورهاى همايش را تشكيل مى داد:
- تحولات اجتماعى و دگرگونى هاى هنرى در جامعه معاصر ايران، نوشته: محمد امين ميرفندرسكى.
- زمينه هاى پيدايش نقاشى نوگراى ايرانى، نوشته: مهدى حسينى.
- نقش دانشكده هنرهاى تزئينى در هنرنوگراى ايران: هوشنگ كاظمى
- پيدايش تالار ايران، تولد مكتب سقاخانه: صادق تبريزى.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |