چهارشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۸۵ - ۲۰ ربيع الاول ۱۴۲۷
Wed, Apr 19, 2006
ديپلماتيك
۳۴۴۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
اروپاى خسته
به چپگرايان آغوش مى گشايد
254724.jpg
• نادر فيروزى

دهم آوريل بى گمان يك روز بد در تقويم راستگرايان اروپا ثبت خواهد شد. آنها يكى از سرسخت ترين متحدان خود را در رم از دست دادند. اقتصاددان خوشنام چپ ها «رومانوپرودى» به آسانى توانست از سد ميلياردر پرنفوذ و امپراتور رسانه اى راستگرايان «سيلويو برلوسكونى» عبور كند. برلوسكونى براى متوقف كردن ماشين چپ ها، همه ترفندها را به كار گرفت .آنها را به جريان استالينيسم تشبيه كرد، با پل پوت مقايسه كرد ،اما گويى مردم ايتاليا راه خود را از پيش تعيين كرده بودند.
وقتى برلوسكونى رقيب خود را احمق خواند و عكس او را بر تصوير مائو طراحى كرد جوانان ايتاليايى تى شرت هايى به نشانه اعتراض به تن كردند كه بر سينه آنها نوشته شده بود: من يك احمق هستم. اكنون پرچم سوسياليست ها بر بام خانه اى به اهتزاز درآمده كه ليبرال هاى خوشبين آن را دژ تسخيرناپذير خويش مى پنداشتند. تنها جورج بوش و ستاد نومحافظه كاران در كاخ سفيد نبود كه از برافتادن پرچمدار محافظه كاران ايتاليا برآشفت بلكه برلين، پاريس و حتى لندن با چشمى نگران عواقب «شوك آوريل ايتاليا» را به نظاره نشسته اند.
پرودى و «اتحاد درخت زيتون» ايتاليا (نامى كه پرودى بر اتحاد چپ ها گذاشت) اكنون با فتح دروازه رم، خون تازه اى در كالبد جنبش سوسياليسم دميده اند. واقعه آوريل ايتاليا به طرز عجيبى ذهن ها را درگير يك مسأله مهم كرده است: آيا ستاره اقبال رهبران پرآوازه ليبراليسم در قاره سبز رو به افول است و كاميابى جناح پرودى نشانه اى از تكرار پيشروى حلقه چپگرايان آمريكاى لاتين در قاره اروپا است؟
حتى اگر شباهت چندانى ميان چپگرايان دو سوى آتلانتيك نباشد اما نتيجه و حاصلى كه از انتخابات دو اقليم چپگرايان برزيل و بوليوى و ايتاليا و اسپانيا به دست آمده يكى است و آن عقب نشينى تاريخى محافظه كاران و نحله راست. مورالس و ميشل باشلت در بوليوى و شيلى، اردوگاه محافظه كاران را با همان دردسرى روبرو كرده اند كه پرودى و زاپاته رو در ايتاليا و اسپانيا.
بيش از همه خود ليبرال ها اين واقعيت را دريافته اند مردمى كه رأى خود را در سبد چپ ريخته اند چه در اروپا و چه در آمريكاى لاتين يك مقصود را دنبال مى كنند و آن خارج شدن از گرداب تعهداتى كه راستگرايان به تأسى از محافظه كاران كاخ سفيد بر گرده كشور نهاده اند و دوم بازگرداندن سياست هاى دولت به مسيرى كه عدالت و رضايت عامه مردم به دست آيد. ميراث سياسى راست در دوسوى جهان غرب زير سؤال رفت چون پرچمداران و حاملانش اولين تعهد خود به مرامنامه ليبراليسم يعنى تأمين رفاه عامه را به كنارى نهادند. صداى رستاخيز چپ درست هنگامى از صندوق هاى رأى به گوش رسيد كه توانايى و صلاحيت دولت هاى ليبرال در عبور از چالش هاى عصر جديد مورد ترديد قرار گرفت.
قربانيان انتخاباتى جريان راست در اروپا و آمريكا جملگى شرح حال واحد دارند. آنها بى محابا كشور را به پاى تعهدات سرسام آور بين المللى كشانده اند و در تنظيم سياست هاى داخلى امر مهم عدالت و توزيع يكسان رفاه را به فراموشى سپردند. اما دو بازنده پرآوازه ليبرال ها در شبه جزيره ايبرى (يعنى ماريو از نارو سيلويو برلوسكونى) گناهى افزون بر آن دو اشتباه در پيشگاه مردم مرتكب شدند و آن ناكامى در كار سخت ادغام اروپاى ۲۵ تكه و ضعف در تنظيم شاخص هاى رفاه و معيشت مردم با اقتصاد در حال جهانى شدن.
بى شك برلوسكونى آخرين قربانى شكست اردوى راستگرايان نيست كما اينكه پيش تر از او افرادى پرآوازه تر طعم جا ماندن از رقيب چپگرا را چشيدند. انتخابات آوريل ايتاليا تجربه اى جديد در دنياى مراجعه راست و چپ است. ميدانى بود كه شناخت و تصويرى تازه از پايگاه اجتماعى، توانايى ها و آسيب هاى دو جريان مدعى معمارى اروپاى نوين عرضه كرد.
لذاست كه كارنامه ناكام راستگرايان ايتاليا را بايد تورقى دوباره كرد تا ظرايف نهفته در مطالبات مردم اين قاره از احزاب و حكومت ها هويدا شود و از تندباد آوريل رم نبايد به آسانى عبور كرد چون هر آينه خود مقدمه و پيش درآمدى است براى وزش نسيم هاى تازه يا توفان هاى جديد در فضاى پاريس، لندن و شرق و غرب اروپا. در اروپايى كه اجزاى آن چون فقرات يك جامعه كلونى به هم تنيده است ساده انديشى است كه انتخابات بهار ايتاليا را در حد حذف يك اريستوكرات و دولت اشرافى برلوسكونى معنا كنيم. قدرتى كه در رم جابه جا شد، در كوتاه ترين زمان كرسى هاى مهمى را در پارلمان و شوراى وزيران و كلوپ قدرت هاى صنعتى هشتگانه و چندين سازمان منطقه اى و فرامنطقه اى از دست راستگرايان خارج و تحت اختيار چپ درخواهد آورد. بالاخره بايد داستان ظهور و افول حزب فورزاى ايتاليا (حزب حاكم برلوسكونى) را دوباره خواند زيرا آيينه اى از وضع و حال احزاب و نحله هاى ليبرال اروپايى است كه سكان اداره اقتصاد و سياست را در اروپاى مدرن بر دوش دارند. رفرم ها و اصلاحات حزب فورزا ملهم از پلتفورم ليبراليسم جديد بود پس خطاهايش نيز بازتابى از خطا در تاكتيك و استراتژى اردوگاه راستگرايان بايد باشد.
رازهاى سقوط قلعه راستگرايان رم
«مى گويند من قدرتم به پايان رسيده صدايم ضعيف شده اراده ايجاد تحول ندارم». ايتاليا در پايان پنج سال صدارت ثروتمندترين فرزندش به كشورى خسته و ساكن تبديل شد و اين جمله برلوسكونى كه واگويه اى از شعار مخالفانش است خود گواه همه واقعيت است.
اين مسأله را رقيبان برلوسكونى به فراست دريافتند كه ايتالياى عصر جديد نيازمند يك پوست اندازى و تغيير است اين ايده مستقيماً بر پرچم اتحاد چپ ميانه نشست كه «ايتاليا نيازمند تغيير است و يك قلم و يك برگ رأى كافى است تا نسيم تغيير بر اين سرزمين بوزد».
صحنه مبارزه سياسى در آوريل ايتاليا طورى آراسته شد كه انتخابات اين كشور به ميدان تقابل بر سر آينده اين كشور تبديل شد و همگان در رويارويى دو كهنه كار سياست، تضاد دو انديشه را ديدند كه يكى به دنبال حفظ وضع موجود و ديگرى درصدد دگرگونى اوضاع است. در چنين معادله دو قطبى پيدا بود كه راستگرايان حرف چندانى براى گفتن در آستين ندارند. آنها پنج سال فرصت رفرم و اصلاح داشتند. برلوسكونى طولانى ترين دولت را در تاريخ ۶۰ سال اخير در اختيار گرفت. هنوز نطق انتخاباتى ۲۰۰۱ اريستوكرات ميلان در گوش مردم ايتاليا بود كه از معجزه اقتصادى سخن مى گفت و حتى با همكاران خويش بر سر تغيير وضع زندگى شهروندان ايتاليا ميثاق نامه امضا كرد.
اما برلوسكونى با همه ادعاهاى اقتصاديش از عهده سيستم آسيب ديده اقتصاد ايتاليا برنيامد. تفكرات اقتصادى او هيچ گرهى از بحران ماليات، كاهش دستمزد و نارضايتى طبقه متوسط ايتاليا باز نكرد.
اشتباهات مشاوران نخست وزير ميلياردر، پيش از آنكه دستمايه خيزش جنبش چپ شود، ائتلاف حزبى او را دچار بحران كرد. به گونه اى كه شمارى از احزاب متحد برلوسكونى در نيمه راه، مسير خود را از او جدا كردند.
دموكرات مسيحى ها كه از متحدان كليدى دولت برلوسكونى بودند آوريل سال گذشته از ائتلاف او خارج شدند آنها هنگام ترك ائتلاف برلوسكونى با صراحت دليل تصميم خود را اعتراض به نقض توافق وى بر سر اصلاحات اقتصادى اعلام كردند.
اما اصلاح چرخه اقتصاد تنها مشكل پرچمدار راستگرايان ايتاليا نبود او در عرصه سياست خارجى نيز به تصميمى پر ريسك دست زد كه عوارض آن بسيار عميق تر و سريع تر از معضلات اقتصادى گريبان برلوسكونى را گرفت. مخالفت با ديپلماسى برلوسكونى در دو سطح نمايان شد: اول در اتحاد تمام عيار او با نومحافظه كاران كاخ سفيد و گسيل نظاميان ايتاليايى به گرداب بحران عراق و دوم در مناسبات تنش آلود سياستمدار جنجالى رم با شركاى اروپايى.
در كارزار سياست خارجى نيز پيش از آنكه چپگرايان مردم معترض به جنگ در عراق را به خيابان هاى رم بكشانند اولين زمزمه مخالفت از درون دولت ائتلاف برلوسكونى بلند شد. گروه هاى متحد او در كابينه شرط ادامه همكارى با راستگرايان را بازگشت نيروهاى ايتاليايى از عراق قرار دادند و اين شرطى نبود كه دوست ديرين بوش در رم به آسانى بدان تن دهد. برلوسكونى به همه انتقاد جبهه دوستان و رقيبان خود درباره شركت در جنگ عراق چشم بست تا آنكه شهروندان ايتاليا در برگ رأى آوريل پاسخ اين بى اعتنايى را با صدايى رسا دادند.
مشكل ديگر برلوسكونى در سطح مناسبات درون اتحاديه اروپا نيز تا انتخابات آوريل به قوت خود باقى ماند. روابط او در پنج سال صدارتش مسيرى پر از جنجال و تنش طى كرد. اعضاى ۲۵گانه اتحاديه اروپا در رفتار و كنش اين سياستمدار به عنوان عضوى تكرو و ماجراساز نگريستند. حاشيه هاى زندگى سياسى برلوسكونى مانع از آن شد كه حزب فورزا به شريكى مطمئن براى كلوپ اروپايى تبديل شود. هنوز قهر و درگيرى شخصى او با برخى رجال اروپايى زبانزد رسانه ها است. شديدترين درگيرى برلوسكونى با اعضاى اتحاديه اروپا زمانى بود كه او برخلاف خط مشى اين اتحاديه قانون مصونيت قضايى نخست وزير را به جريان انداخت. مارتين شولتز نماينده آلمان در پارلمان اروپا به اين اقدام برلوسكونى انتقاد كردو گفت: برلوسكونى از آن جهت اين قانون را مطرح كرده كه از اتهامات رشوه خوارى در دادگاه ايتاليا شانه خالى كند.
پاسخ رهبر راستگرايان به انتقادها چنان شديد بود كه روابط سياسى رم با برلين و پارلمان اروپا را تا مرز يك بحران بزرگ سوق داد. برلوسكونى پاسخ نماينده پارلمان اروپا را با دشنام داد، او گفت: در ايتاليا فيلمى درباره يك اردوگاه نازى ها ساخته شده كه آقاى شولتز مى توانست در آن نقش يك زندانى را بازى كند كه به او نسبت به بقيه زندانيان امتيازاتى داده مى شود و در واقع نگهبان آنها است.
رسانه ها، سياستمداران و جامعه وكلاى اروپايى از اين رفتار همتاى راستگراى خود به خشم آمدند چهل نماينده پارلمان دست به تجمع زدند و رهبران اروپايى در ديدار رسمى خود اين موضوع را به بحث گذاشتند. اما سياستمدار سرسخت رم حاضر به عذرخواهى نشد و تقصير را به گردن مترجم انداخت. در برابر اين دست رفتار سياسى برلوسكونى نيز پيش از چپگرايان اعضاى ائتلاف او موضع گرفتند. آن روز گزارشگر بى بى سى در اتحاديه اروپا نوشت: حتى اگر نخست وزير ايتاليا عذرخواهى هم بكند اكنون بر اين عقيده بسيارى از منتقدانش كه مى گويند او نماينده مناسبى براى اتحاديه اروپا نيست صحه گذاشته است.
به اين ترتيب همه چيز در نيمه دوم حكومت راستگرايان بر ايتاليا به نفع جبهه چپ پيش رفت. پاى برلوسكونى به درگيرى با رسانه ها نيز كشيده شد و در همان حال او در برابر اتهامات جديدى از نوع فساد مالى قرار گرفت كه هر كدام لطمه اى تازه بر محبوبيت او وارد كردند. رسانه ها رودرروى دولت برلوسكونى قرار گرفتند. وقتى كه او قانون جديدى را به پارلمان برد تا ضوابط رقابتى را در مالكيت رسانه ها تغيير دهد. به اعتقاد منتقدين، برلوسكونى با اين قانون كثرت گرايى و آزادى رسانه ها را كاهش داد و در همان حال سلطه خود بر رسانه هاى شنيدارى و ديدارى را تداوم بخشيد. اين در حالى بود كه اتهام فساد مالى هيچگاه گريبان رهبر راستگرايان را رها نكرد او هرچند پس از محاكماتى كه چهار سال به طول انجاميد تبرئه شد. اما پاكدستى او در افكار عمومى همچنان زير سؤال رفت. اتهامات برلوسكونى غالباً شامل مواردى بود كه او با خريد و فروش ملك و راه اندازى شبكه هاى تلويزيونى پول هاى كلان به دست مى آورد. او نخستين نخست وزير ايتاليا بود كه در حين زمامدارى در دادگاه جنايى محاكمه شد. يك اتهام سنگين او رشوه دادن به قضات دادگاه ها در دهه ۸۰ براى پيش بردن منافع تجارى و مالى بود. با اين اوصاف، سياستمدار كهنه كار ميلانى آنقدر ثروت و نفوذ سياسى داشت كه كرسى فرماندهى خود را در اردوى راستگرايان حفظ كند. به تعبير يك سرمقاله نويس، ايتاليايى ها براى خلاصى از دست اين راستگراى سمج چاره اى جز اين نداشتند كه منتظر بهار ۲۰۰۶ و انتخابات آوريل بمانند. رقيبان هوشيار برلوسكونى در جناح چپ پاشنه آشيل هاى او را يك به يك شناسايى كرده بودند.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |