چهارشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۸۵ - ۲۰ ربيع الاول ۱۴۲۷
Wed, Apr 19, 2006
ماجرا
۳۴۴۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
چراغ قرمز
بازخوانى يك پرونده جنايى
قسمت دوم و پايانى
چراغ قرمز
آيين نامه جديد راهنمايى و رانندگى
ماده۱۷ - سازندگان و فروشندگان وسايل نقليه موتورى موظفند به منظور عرضه وانتقال وسايل نقليه از محلى به محل ديگر يا براى انجام آزمايش فنى وسيله نقليه بدون انجام تشريفات شماره گذارى از راهنمايى و رانندگى پلاك ويژه دريافت نمايند. دستورالعمل مربوط به مدت اعتبار و همچنين نحوه استفاده از پلاك ويژه و چگونگى ارائه اطلاعات مورد نياز از سوى راهنمايى و رانندگى تعيين و اعلام مى گردد.
ماده۱۸ - راهنمايى و رانندگى مى تواند پلاك ويژه تحويلى به سازندگان يا فروشندگان وسايل نقليه را، به علت نداشتن نياز به استفاده يا استفاده برخلاف مقررات پس بگيرد.
ماده۱۹ - كليه كارخانجات سازنده و مونتاژ خودرو و موتوسيكلت مكلفند خود را پيش از عرضه به بازار و فروش به اشخاص، با نظارت و برابر دستورالعمل اعلامى راهنمايى و رانندگى شماره گذارى نمايند.
ماده۲۰- هنگام نقل و انتقال مالكيت وسايل نقليه، متعاملين يا قائم مقام قانونى آنها ابتدا درخواست خود را به راهنمايى و رانندگى نيروى انتظامى يا مراكز مجاز تعيين شده ارائه مى نمايند تا پس از احراز اصالت خودرو و تطبيق مدارك آنها، نسبت به فك پلاك منصوبه بر روى خودروى مورد معامله و اختصاص پلاك جديد و صدور شناسنامه جديد و ثبت تغييرات مزبور در نظام رايانه اى راهنمايى و رانندگى اقدام گردد سپس مراتب به طور كتبى توسط راهنمايى و رانندگى نيروى انتظامى يا مراكز مجاز تعيين شده به دفتر اسناد رسمى جهت تنظيم سند رسمى انتقال، منعكس مى گردد. كارت خودرو از سوى راهنمايى و رانندگى بعد ازتأييد مراتب تنظيم سند در دفترخانه اسناد رسمى كه به وسيله پست سفارشى يا رايانه اى به سيستم راهنمايى و رانندگى منعكس مى شود، به خريدار تحويل مى گردد. گواهى راهنمايى و رانندگى و شناسنامه صادره تا ۲ماه اعتبار دارد و در خلال مدت مذكور متعاملين يا قائم مقام قانونى آنها موظفند براى ثبت معامله و درج آن در ذيل شناسنامه (محل مخصوص) به دفتر اسناد رسمى مراجعه نمايند.
تبصره - شرايط و نحوه و احراز صلاحيت مراكز مجاز موضوع اين فصل و نحوه نظارت بر آنها به موجب دستورالعملى خواهد بود كه با پيشنهاد راهنمايى و رانندگى به تصويب وزير كشور مى رسد.
ماده۲۱- مالك وسيله نقليه چنانچه قصد تغيير رنگ يا تعويض هر يك از قطعات اصلى وسيله نقليه شامل موتور، شاسى و اتاق را داشته باشد بايد بيشتر مجوز لازم را از واحد شماره گذارى راهنمايى و رانندگى دريافت نمايد.
تبصره - وسايل نقليه عمومى بارى و مسافرى مشمول مقررات مربوط مى باشند.
ماده۲۲- تعويض قطعات اصلى و همچنين تغيير رنگ وسايل نقليه وارداتى پيش از شماره گذارى نيز منوط به دريافت مجوز كتبى از واحدهاى شماره گذارى مى باشد.
ماده۲۳- در صورت سرقت، مفقود شدن و يا اگر به هر علتى وسيله نقليه اى مورد تصرف غيرقانونى قرار گيرد، مالك و يا نماينده قانونى وى مكلف است بلافاصله مراتب را به نزديكترين واحد انتظامى اعلام نمايد.
ماده۲۴- هرگاه پلاك به اشتباه بر روى وسيله نقليه نصب شده باشد، راهنمايى و رانندگى موظف است پلاك مالك وسيله نقليه را اخذ و پس از رفع اشتباه پلاك را بازگرداند.
ماده۲۵- هر شخص حقيقى يا حقوقى مى تواند به تعداد وسايل نقليه ملكى خود مطابق ماده (۳) پلاك دريافت نمايد. نقل و انتقال هر يك از وسايل نقليه تابع مقررات اين آيين نامه خواهد بود.
گواهينامه رانندگى
ماده ۲۶ - هركس بخواهد با هر نوع وسيله نقليه موتورى زمينى رانندگى نمايد، بايد گواهينامه متناسب رانندگى با آن وسيله نقليه را دارا باشد. با متخلفان برابر قوانين و مقررات رفتار مى شود.
ماده ۲۷ - انواع گواهينامه هاى رانندگى به شرح جدول پيوست شماره (۱) و توضيحات آن است كه با شرايط زير از سوى راهنمايى و رانندگى صادر مى شود:
الف - شرايط شركت در آزمايشها و صدور گواهينامه موتوسيكلت گازى يا موتور گازى (گواهينامه الف - ۱).
۱- حداقل سن ۱۵ سال تمام
۲- ارائه گواهى سلامت جسمى و روانى از مراجع صلاحيت دار پزشكى
۳- قبول شدن در آزمونهاى آيين نامه و مهارت عملى رانندگى با موتور گازى
ب - شرايط شركت در آزمايشها و صدور گواهينامه موتوسيكلتهاى با حجم موتور تا ۲۰۰ سى سى (گواهينامه الف - ۲)
۱- حداقل سن ۱۷ سال تمام
۲- ارائه گواهى سلامت جسمى و روانى از مراجع صلاحيت دار پزشكى
۳- قبول شدن در آزمونهاى آيين نامه و مهارت عملى رانندگى با موتوسيكلت مربوط
پ - شرايط شركت در آزمايشها و صدور گواهينامه موتوسيكلتهاى با حجم موتور بالاى ۲۰۰ سى سى و سه چرخ با وزن تا ۴۰۰ كيلوگرم (گواهينامه الف - ۳)
۱- حداقل سن ۱۸ سال تمام
۲- ارائه گواهى سلامت جسمى و روانى از مراجع صلاحيت دار پزشكى
۳- دارا بودن گواهينامه موتوسيكلت تا ۲۰۰ سى سى حجم موتور (الف - ۲) كه حداقل يك سال تمام از تاريخ صدور آن گذشته باشد.
۴- قبول شدن در آزمونهاى آيين نامه و مهارت عملى رانندگى با موتوسيكلت مربوط
ت - شرايط شركت در آزمايشها و صدور گواهينامه (گواهينامه ب - ۱)
۱- حداقل سن ۱۷ سال تمام
۲- ارائه گواهى سلامت جسمى و روانى از مراجع صلاحيت دار پزشكى
۳- قبول شدن در آزمونهاى آيين نامه و مهارت عملى رانندگى با وسيله مربوط، اين نوع گواهينامه براى درخواست كنندگان در اولين مرحله با اعتبار موقت يك ساله صادر مى شود و در مدت ياد شده دارنده آن مكلف به رعايت محدوديتها و شرايط ويژه اى مى باشد كه در صورت رعايت آنها و رعايت مقررات اين آيين نامه و مرتكب نشدن تخلف، به گواهينامه رانندگى با اعتبار موضوع تبصره (۶) اين ماده تبديل خواهد شد. شرايط و ضوابط مربوط به رانندگى با گواهينامه موقت و نحوه تبديل آن، به موجب دستورالعملى است كه به پيشنهاد راهنمايى و رانندگى و تصويب وزير كشور، مشخص و اعلام مى گردد.
ت - شرايط شركت در آزمايش ها و صدور گواهينامه (ب _ ۲)
۱-  حداقل سن ۲۱ سال تمام
۲-  سپرى شدن حداقل دو سال تمام از تاريخ دريافت گواهينامه رانندگى (ب _ ۱)
۳- ارائه گواهى سلامت جسمى و روانى از مراجع صلاحيت دار پزشكى
۴- قبول شدن در آزمون هاى آيين نامه و مهارت عملى رانندگى با وسيله نقليه مربوطه
ج _ شرايط شركت در آزمايش ها و صدور گواهينامه (پ _ ۱)
۱-  حداقل سن ۲۳ سال تمام
۲- سپرى شدن حداقل دو سال تمام از تاريخ دريافت گواهينامه رانندگى (ب _ ۱)
۳- ارائه گواهى سلامت جسمى و روانى از مراجع صلاحيت دار پزشكى
۴- قبول شدن در آزمون هاى آيين نامه و مهارت عملى رانندگى با وسيله نقليه مربوط
چ _ شرايط شركت در آزمايش ها و صدور گواهينامه (پ-۲)
۱-  حداقل سن ۲۳ سال تمام
۲- سپرى شدن حداقل دو سال تمام از تاريخ دريافت گواهينامه رانندگى (ب _ ۱)
۳- ارائه گواهى سلامت جسمى و روانى از مراجع صلاحيت دار پزشكى
۴- قبول شدن در آزمون هاى آيين نامه و مهارت عملى رانندگى با وسيله نقليه مربوط
زورگيرى هاى خيابانى
254694.jpg
زورگيرى به عنوان يك جرم و ناهنجارى در شهرستان هاى استان تهران، بالاترين درصد آمار جرايم را در ماه هاى گذشته داشته است.
در حالى كه مدتى است، تيتر بسيارى از اخبار نشريات و روزنامه هاى سراسر كشور به موضوع سرقت به عنف و زورگيرى اختصاص دارد، آمارهاى رسمى ارائه شده در زمينه ارتكاب جرم، حاكى است كه اغلب جرايم عليه اموال مردم، در كلان شهرها توسط جوانان و نوجوانان پسر انجام مى پذيرد و گسترش زمينه هاى جرم در مناطق شهرى بيش از ساير مناطق است.
البته با توجه به اينكه زندگى در كلان شهرها بسيار غريبانه به نظر رسيده و مردم يكديگر را غالباً نمى شناسند، مهاجران و غريبه ها به راحتى شناسايى نمى شوند.اين عوامل مجرمان را در ارتكاب به جرم و مخفى شدن در شلوغى جمعيت شهر يارى مى كند .
زورگيرى به عنوان يك جرم و ناهنجارى در حالى در شهرستان هاى استان تهران بالاترين درصد جرايم را در ماه هاى گذشته داشته است كه كارشناسان و پژوهشگران به اين نتيجه رسيده اند كه اين جرايم عمدتاً در مناطقى كه از سطح سواد و تحصيلات كمترى برخوردارند روى مى دهند.
افزايش آمار جرم زورگيرى حاصل چيست؟
سرهنگ حميدچمنى معاون اجتماعى و ارشاد فرماندهى انتظامى استان تهران در اين باره مى گويد: مشاهده بيشتر اين حوادث در شهرستان هاى «كرج، شهريار و...» حاكى از آن است كه شهروندان در رؤيارويى با مجرمان زورگير آگاهى لازم را ندارند.به طورى كه در اين راستا هنجارشكنان با استفاده از اين فرصت، با غصب عناوين جعلى اقدام به اخاذى و زورگيرى مى كنند.
زورگيرى تحت عنوان مأمور و كارمند ادارات دولتى و امنيتى يكى از شايع ترين اين دسته از جرايم است و برخى از سارقان و تبهكاران با پرداخت ۲۵۰۰ تومان به راحتى مى توانند لباس پليس را تهيه كرده، افسر عالى انتظامى و نظامى كشور شده و از اين راه اقدام به اخاذى و زورگيرى كنند.
وى بهترين راه مقابله با اين جرم را درخواست ارائه كارت شناسايى و اوراق هويتى از مأمور مى داند.
اين كارشناس عقيده دارد در صورتى كه شهروندان در ابتداى امر و قبل از انجام هر گونه اقدامى صحت و سقم ادعاى فرد مراجعه كننده را مطلع شوند و يا از طريق تلفن ۱۱۰ اين موضوع را پيگيرى نمايند در كاهش اين گونه جرايم كاهش چشمگيرى خواهيم داشت.
به گفته معاون اجتماعى نيروى انتظامى استان تهران، در رويكردى ديگر مجرمان تحت عنوان زورگيرى «عنوان مسافركش و مسافر» وارد عمل مى شوند.با كمى تأمل در رويداد و اخبار حوادث ابتداى سال تاكنون به اين نتيجه خواهيم رسيد كه اخاذى تحت عنوان مسافركش بيشترين اخبار حوادث را به خود اختصاص داده است.اينگونه مجرمان با استفاده از خودروهاى شخصى و تحت عنوان مسافركش به اخاذى و زورگيرى از مسافران كه قريب به اكثريت آنان زنان هستند، اقدام مى كنند.
بيشتر آنان در خيابان ها و مسيرهاى كم رفت و آمد با دو يا سه نفر از همدستان خود كه به عنوان مسافر سوار بر خودرو هستند اقدام به سرقت، زورگيرى و گاهاً تجاوز به عنف مى نمايند.
لازم به ذكر است برخى موارد نيز مجرمان به صورت گروه هاى دو يا سه نفره اقدام به دربست گرفتن خودروها كرده و با كشاندن راننده خودرو به مكان هاى خلوت با تهديد چاقو و اسلحه اقدام به زورگيرى و سرقت خودرو و اموال راننده مى كنند.
چمنى با بيان اينكه استفاده از پوشش نيروى انتظامى يا مأموران دولتى يكى از شيوه هاى سارقان است، مى گويد: هر فردى كه تحت پوشش نيروى انتظامى به محل سكونت و كسب و كار افراد مراجعه كرد چنانچه پيش از اين شناخته شده نبوده مى بايست از او كارت شناسايى درخواست شود و شهروندان مندرجات روى كارت را دقيقاً به خاطر بسپارند.
وى در ادامه به شهروندان توصيه كرد: در صورتى كه افرادى با پوشش نيروى انتظامى به شما مراجعه نموده و در اشكال غيرمتعارف مانند درخواست پول يا گوشى تلفن همراه و يا خروج از خودرو جهت انتقال خودرو با شما برخورد كردند مراتب را سريعاً از طريق پليس ۱۱۰ پيگيرى كنيد.
مسافران در صورت تنها بودن از وسايل نقليه عمومى استفاده كنند
استفاده از وسايل نقليه عمومى مانند اتوبوس و تاكسى به منظور ترددهاى داخل يا خارج شهرى اطمينان بخش تر است.لذا توصيه مى گردد خصوصاً زنان در صورت تنها بودن از وسايل نقليه عمومى استفاده نمايند.در صورت استفاده از خودروهاى شخصى وضعيت و حركات راننده را زير نظر گرفته و در صورت مشاهده هر گونه حركت مشكوك از اتومبيل پياده شده و از مأموران انتظامى و يا مردم استمداد بطلبيد.در صورت استفاده از اتومبيل هاى شخصى، قبل از سوار شدن وضعيت داخل اتومبيل از قبيل دستگيره باز و بستن درها و دستگيره شيشه بالابر و غيره بررسى و در صورت مشاهده موارد مشكوك از خودرو پياده و با بخاطرسپردن شماره پلاك و رنگ و مشخصات اتومبيل نيروى انتظامى را مطلع نماييد.
هنگام استفاده از خودروهاى شخصى در صورت مشاهده تغيير مسير بى تفاوت نبوده و سريعاً به راننده متذكر شويد.در صورت استفاده از خودروهاى شخصى در بين راه از قبول هر گونه خوردنى و نوشيدنى از راننده و سرنشينان خوددارى نماييد.
براى رفت و آمد به مناطق حاشيه اى و خلوت شهر اصلح است از وسايل نقليه شخصى مسافركش استفاده نكنيد.
توصيه مى شود شب ها از سوار شدن به خودروهاى شخصى جهت تردد اجتناب نماييد.
شب هنگام و صبح زود در اطراف پايانه هاى مسافربرى و ورودى شهر از خودروهاى مسافركش شخصى استفاده نكنيد.
در صورت استفاده از خودروهاى شخصى زيورآلات، اشياى قيمتى و وجوه نقدى خود را در معرض ديد راننده و سرنشينان آن قرار ندهيد.
به هنگام انتظار تا رسيدن خودرو سعى نماييد در محل هاى خلوت و كم تردد قرار نگيرد.
بازخوانى يك پرونده جنايى
سرنوشت شوم
قسمت دوم و پايانى
254700.jpg
در بخش اول خوانديد درحالى كه عمو رمضان مرد نيكوكار در ميان قبيله به خاك سپرده مى شد و همه از مرگ او غمگين بودند، نوه او همايون نگاهش به مينا افتاد، دختر نوجوانى كه از اقوام بود، با اينكه او را بارها ديده بود ولى عشق به او دردلش جوانه زد. مادر او بارها به صورت غيررسمى خواستگارى كرد و بعد از آن تحصيلات دانشگاهى اش را ادامه داد. ولى يك روز در خيابان مينا را به همراه پدرومادرش و عده اى ديگر ديد و پس از تحقيق متوجه شد كه مينا را شوهر مى دهند.
او با مادرش اين مسأله را در ميان گذاشت وآنها با هم براى خواستگارى به خانه طلعت - مادر مينا - رفتند و مادر همايون شروع به صحبت كرد و از داماد ايراد گرفت و از عشق پسرش صحبت كرد و اينك ادامه داستان.

طلعت كه دامادش را دوست داشت سكوت كرد. وقتى همه حرف ها زده شد، گفت: شما كه هيچ وقت خواستگارى نيامدى و حرفى نزدى. فكر مى كردى حتماً ما بايد خواستگارى بياييم.حالا هم كه آمده ايد خوب است بدانيد مراسم نامزدى انجام شده و تمام قرارها گذاشته شده است. اين آمدن تان هم باعث آبروريزى ما است. تازه مگر كارگرى كردن جرم و ننگ است. خدا را شكر كه دزد نيست و از بازوى خودش نان مى خورد. پسر تو كه درآمد زن گرفتن ندارد. مگر خودت نبودى كه مى گفتى تا پسرم درس اش تمام نشود برايش زن نمى گيرم حالا چه شده است كه مثل غريبه ها حرف مى زنى.
مادر همايون اصرار داشت و حرف خودش را مى زد. هر طور شده بايد نامزدى را به هم بزنيد. پدر مينا عصبانى شد و فرياد زد:
- چى مى گويى زن حسابى خجالت بكش. شيرينى مينا را خورده اند او زن مردم است حالا تو حيا نمى كنى آمده اى به خواستگارى زن ديگران؟
حرف و بحث طولانى شد و بالا گرفت. هركس حرف خودش را مى زد. آخر هم با قهر از خانه طلعت بيرون آمدند. خون همايون مى جوشيد وقتى خواست پايش را بيرون بگذارد گفت:
- داغش را بر دلتان مى گذارم تا وقتى من در اين دنيا هستم نمى گذارم عروسى تان سر بگيرد.
پدر مينا خنديده و مسخره اش كرده بود.
- برو بچه جان تو نمى توانى حرف خودت را بزنى. مادرت جلو افتاده است. حالا آمده اى و مرا تهديد مى كنى.
همايون مثل مار زخم خورده به خودش مى پيچيد ولى هيچ كارى نمى توانست انجام دهد. انگار هرچه مى ديد خواب بود. باور نمى كرد كه مينا را از دست داده باشد. نمى توانست به خودش بقبولاند كه مينا زن كس ديگرى شود. چقدر به خاطر عشق مينا روز و شب سوخته بود. حالا به همين راحتى او نامزد كس ديگرى شده بود. كسى كه نه درس خوانده بود و نه سواد داشت و نه از طايفه بود. غريبه اى كه هيچ امتيازى نداشت. اصلاً نمى دانست اين بلا از كجا وارد زندگى اش شده بود. خون جلوى چشمانش را گرفته بود با اينكه او را نمى شناخت ولى كينه و نفرت زيادى از او در وجودش حس مى كرد چند بار تصميم گرفت تا خودش را بكشد و راحت كند ولى چيزى مانع از انجام اين كار مى شد با خودش مى گفت كاش دستم به او مى رسيد و حقش را كف دستش مى گذاشتم.
مادر همايون هم احساس پسرش را داشت. او از هركسى كه مى شناخت كمك گرفت تا آدرس خانه خواستگار مينا را پيدا كرد. به خانه شان رفت و به آنها گفت كه سال ها همايون عاشق مينا بوده است. به هر زبانى كه مى توانست حرف زد و التماس كرد ولى خانواده نامزد مينا با او برخورد تندى كردند و كار به فحش و ناسزاگويى رسيد و دست آخر محرم دست او را گرفت و از خانه شان بيرون انداخت.
غروب بود كه او با چشمانى اشكبار به خانه رسيد. همايون وقتى مادر را به آن روز و وضع ديد بدون اينكه حرفى بزند از خانه بيرون رفت. او خودش را به سرعت به خانه محرم رساند. او بايد هر طور بود انتقام مى گرفت. انتقام عشق بر باد رفته و حرمت شكسته مادرش را. همين طور كه مى رفت با خودش حرف مى زد و مى گفت: چه فايده دارد حتى اگر با مينا هم ازدواج كنم وقتى او مرا نمى خواهد. وقتى در زن وفا نباشد. فراموش كن و برگرد ولى انگار پاهايش حرف ديگرى مى زدند. او ناخواسته مى رفت.
ساعت نزديك ۱۱ شب بود كه در زد. مردى در را باز كرد. سراغ محرم را گرفت. مرد به گمان اينكه همايون دوست پسرش باشد او را صدا كرد. چند لحظه بعد محرم جلوى او ايستاده بود. با اينكه او را نمى شناخت سلام كرد و دستش را دراز كرد ولى همايون از قبل او را ديده و زيرنظر گرفته بود. با بى اعتنايى با او دست داد. محرم نمى دانست او كيست و اين موقع شب چه مى خواهد وقتى همايون لب باز و شروع به حرف زدن كرد، محرم او را شناخت. در نگاه همايون تمنا و التماس موج مى زد و محرم با اين همه شور بى اعتنا بود.
محرم دستان او را گرفت و با صداى بلند گفت:
- خدا روزى ات را جاى ديگرى حواله كند. شرم كن و برو. آمده اى دم در خانه من و مى گويى زنت را مى خواهم. بى حيا اين رسم مردانگى نيست. اسم خودت را مرد گذاشته اى. گيرم كه او را مى خواستى و مى خواهى اين چه دليلى است كه او هم تو را بخواهد. مى خواستى زودتر به خواستگارى اش بروى. امروز مادرت آمد و زندگى مان را سياه كرد. هرچه خواست گفت و رفت حالا هم تو آمده اى؟
چشمان همايون سرخ شده بود. خشم وجودش را پر كرده بود. دستش را بالا برد و يك سيلى محكم به چهره محرم زد. محرم كه انتظار اين كار را نداشت به طرف همايون حمله كرد. آن دو با هم گلاويز شدند و صداى فحاشى و كتك كارى شان بالا رفت. همسايه ها بيرون ريختند از هم جدايشان كردند و هر كدام را به خانه خودشان فرستادند.
غروب روز بعد به پليس گزارش شد كه در ميان درختان پارك جسدى كشف شده است. جسد مربوط به مردى بود كه با لباس خون آلود در ميان درختان افتاده بود. ضربات چاقو بر قلبش بى رحمانه نشسته بود و لخته هاى خون دور او را فراگرفته بود.
بازپرس ويژه قتل و اكيپ متخصصان پزشكى قانونى بلافاصله بر سر صحنه قتل حاضر شدند. در بازرسى از جسد هيچ مدرك شناسايى پيدا نشد. مرد ناشناس در ميان انبوه درختان جان سپرده بود. رد خون تا پاى خيابان ديده مى شد. وضعيت به گونه اى بود كه نشان مى داد قتل بايد كمتر از ۱۲ ساعت صورت گرفته باشد. هيچ كس شاهد قتل نبود.
در حالى كه بازجويى از عابران آغاز شده بود، هيچ كس نبود كه بتواند جسد را شناسايى كند تا اينكه پسرى جوان با ديدن جسد يكه خورد. او را مى شناسم. خود خودش است.
او در بازجويى ها گفت: جسد متعلق به محرم است. او در كارگاه پدرش كار مى كند. او پس از دادن آدرس رفت. مأموران بلافاصله به محل كارگاه رفتند و بعد از مدتى صحبت كم كم برايش توضيح دادند كه به سر پسرش چه آمده است. مرد با ديدن جسد ديوانه وار گريه كرد و بعد به مأموران گفت: شب قبل بود كه جوان ناشناسى به در خانه مان آمد وقتى رفتم و در را باز كردم فكر كردم از دوستان محرم است او را صدا كردم چند دقيقه بعد صداى هياهويشان را شنيدم با هم دعوا مى كردند. فهميدم او خاطرخواه نامزد پسرم است و آمده و مى خواهد تا نامزدى را به هم بزنيم. مردم آنها را از هم جدا كردند او رفت. پسرم هنوز در كوچه بود. كه من به خانه برگشتم و خوابيدم حالا هم از او شكايت دارم حتماً قتل زير سر او است.
مأموران بلافاصله عازم خانه همايون شدند و او را دستگير كردند. در صورت او جاى زخم بود. لكه هاى خون روى لباس هايش پيدا شد. خون روى لباس ها با خون محرم مطابقت داشت همه اهالى شهادت دادند كه او با محرم درگير شده و به مرگ تهديدش كرده است.
خانواده مينا هم مى گفتند او قاتل داماد ما است. او چند روز قبل ما را هم تهديد كرده و گفته بود كه داغ بر قلب مان مى گذارد.
همايون در دفاعياتش متناقض حرف مى زد. او ساعت ۵ صبح پريشان به خانه برگشته بود. همايون به اتهام قتل عمد دستگير شد با اينكه در تمام مراحل قتل را انكار مى كرد.
پزشكى قانونى بعد از بررسى اعلام كرد خون مقتول و لكه هاى خون روى پيراهن متهم مطابقت دارد ولى لكه هاى خونى كه از كنار جسد تا خيابان وجود دارد از نوع ديگرى است. پس درگيرى آنها حتمى بوده ولى كسى كه از كنار محرم گريخته فرد ديگرى بوده است. بايد معلوم مى شد كه پس از نزاع و وقتى همايون و محرم را از هم جدا كرده اند هر كدام كجا رفته اند به همين علت تحقيقات آغاز شد همسايه ها در اين تحقيقات گفتند بعد از درگيرى با خواستگار عاشق، محرم با سه نفر از دوستانش از كوچه بيرون رفت.
سه دوست محرم مورد بازجويى قرار گرفتند.
- با هم به پارك رفتيم و ساندويچ خورديم ولى محرم انگار مشروب خورده بود. يكى ديگر از بچه هاى محله شان هم به نام حامد آمد. او هم مست بود. حرف هاى نامربوط زد و بعد شروع به فحاشى كرد. محرم مى خواست او را آرام كند كه دعوايشان شد او هم با چاقو ضربه اى به محرم زد و فرار كرد. براى اينكه دعوايشان نشود، آنها را از هم جدا كرديم و به درمانگاه برديم و بعد هر كسى به خانه خودش رفت.
حامد بلافاصله دستگير شد. او همان كسى بود كه آدرس خانه محرم را به مأموران داده و جسد را شناسايى كرده بود. او قتل را انكار كرد ولى وقتى گروه خونى اش مشخص شد و شاهدان شهادت دادند همه چيز روشن شد و ناچار لب به اعتراف گشود:
- از خود بى خود بودم. در پارك آنها را ديدم با محرم دعوا كردم و به او چاقو زدم و فرار كردم. همايون از پشت ميله هاى زندان آزاد شد ولى بازپرس مى خواست بداند همايون آن شب تا ساعت ۵ صبح كجا بوده است.
همايون لبخندى زد و گفت: اميدى نداشتم. بى پناه بودم و پريشان. به خانه برگشتم كسى نبودم كه بتوانم آدم بكشم. نبايد تا آن اندازه غرورم را به خاطر مينا زيرپا مى گذاشتم به خانه رفتم و گوشه اى خودم را پنهان كردم.
مادر همايون را در آغوش كشيد. طلعت كنار مادر همايون ايستاده بود. اشك در چشمانش نشست. حالا فهميده بود كه صداقت حرف اول را مى زند هرچه بود او نوه عمورمضان بود. طلعت به شوهرش نگاه كرد. مرد همايون را در آغوش گرفت.
- نمى دانستم كه محرم اهل مشروب و...
همايون چشمان اشكبارش را بلند كرد. نگاهش به مينا افتاد. درست مثل روزى كه بر سر قبر پدربزرگ اشك ريخته و نگاهشان درهم گره خورده بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |