|
هدف شناسى رفتار غرب در قبال دولت اسلامگراى حماس
غرب عليه انتخاب ملت فلسطين
|
|
|
حميد اسماعيلى حمله چند پليس نقابدار فلسطينى به يك مركز دولتى در غزه مى تواند سرآغاز دور تازه اى از فشارها عليه دولت اسلامى حماس باشد. به نظر مى رسد غرب و اسرائيل در تدارك اعمال فشار همه جانبه اى باشند كه در آن از يك سو دولت اصولگراى فلسطين نتواند فرصت استقرار پيدا كند و از سوى ديگر به شكلى فلسطينيان بابت انتخاب حماس در انتخابات پارلمانى اخير تنبيه شوند. درواقع نكته قابل تأمل در اين ميان شايد بيش از آنكه مربوط به دولت نونهال حماس باشد، برخورد خصمانه با ابزار مدرن عليه مردمى باشد كه نبايد دموكراسى آنان را به تحقق حقوقشان نزديك كند. بنابراين رفتار غرب در كنار آنچه رژيم اسرائيل براى ناكام كردن دولت اسلامگراى فلسطينى پيشه كرده اند، هدفى را دنبال مى كند كه در آن قرار است مردم فلسطين مانند مردم ساير كشورهاى جهان از اسلوبى دموكراتيك پيروى كرده، صاحب دولت، پارلمان و قانون اساسى شوند، مطبوعاتى آزاد را مطالعه كنند، صاحب سرزمينى جذاب براى سرمايه گذارى شوند و سرانجام بتوانند مانند بقيه مردم جهان زندگى عادى داشته باشند. اما يك شرط مهم و نامريى در اين ميان وجود دارد كه صرفنظر كردن از آن دستكم در وضعيت فعلى روابط حكم بر نظام بين الملل شايد محال باشد، به اين معنا كه مردم در انتخاب خود مجال كافى و قدرت انتخاب كامل ندارند و قادر نيستند به هر كسى يا هر جريان فعال از جمله جريانهايى مثل جهاد اسلامى يا حماس رأى دهند كه اگر چنين شود وضعيتى شبيه اوضاع جارى تكرار خواهد شد. تحريم كامل اقتصادى فلسطينيان، بلوكه شدن دارايى هايشان توسط رژيم صهيونيستى، قهر و غضب اتحاديه اروپا و آمريكا با آنان و سرانجام عدم به رسميت شناختن دولت حماس از سوى دولتهاى غربى و برخى متحدان خاورميانه اى آنها، واكنشى است دفعى با مردمى كه اراده كردند تا در قاعده اى دموكراتيك دولتى متفاوت از گذشته را انتخاب كنند. حال غرب اصرار دارد كه به فلسطينيان بباوراند كه در انتخابشان اشتباه كرده اند چون انتخابى متفاوت از خواست غربيها داشته اند. ظرافت اين رفتار در همان رويه اى است كه پيش تر اشاره شد يعنى القاى آمرانه ايده ها با ابزار دموكراتيك به مردمى كه از قضا دهها سال است مقاومت در برابر آمريت را تجربه كرده اند. غرب مى كوشد با شدت دادن و گسترش دامنه فشارها، تنگ كردن حلقه تحريم ها و مشكلات وانداختن بار سنگين ناشى از اعمال چنين روشها و سياستهايى بر دوش دولت فلسطين، فلسطينيان را دچار سرخوردگى از فرجام انتخابى كند كه بى ترديد با درايت و هوشيارى همه آنان در انتخاباتى دشوار به انجام رسيد. سرخوردگى فلسطينيان از دولت منتخب حماس چند پيامد روشن دارد: نخست، مسخ ارزشهاى سالها دوران مقاومت فلسطينيان براى تشكيل دولتى كه انتخابى بودن آن حق مسلم آنان است. دوم، سرخوردگى از شعارها و ابزار دموكراتيك كه غرب (به ويژه) داعيه رهاورد آن را براى جهان سوم دارد. سوم، تعميق اين باور كه دموكراسى ديكته شده هرگز نمى تواند و درونمايه لازم را ندارد كه با اراده يك ملت كه به انتخاب خود احترام مى گذارد، همسو شود. چهارم، دموكراسى براى غرب هدف نيست بلكه ابزارى است كه به وسيله آن قرار است اراده ملتها در تحقق آرمان استقلال خواهى مسخ شود و اگر جز اين بود، غرب اينچنين در مقابل انتخاب ملت فلسطين نارضايى خود را بروز نمى داد و ايستادگى نمى كرد. پنجم، فلسطينيان درصورت شكست دولت اسلام گراى حماس مقابل فشارها باور خواهند كرد مانند آنچه كه در زمان حاضر به عنوان كشور فلسطين در دنيا جعل شده و هرگز اجازه مطرح شدن سرزمين فلسطين كه در اشغال رژيم صهيونيستى است، داده نمى شود، دولت فلسطين نيز ماهيتى جعلى خواهد يافت، براى آنكه به ظاهر گفته شود فلسطينيان هم صاحب كشور جديد شده اند و هم صاحب دولتى مستقل! اما سطح ديگر فرآيند فشارها عليه دولت و ملت فلسطين متوجه گروههاى مقاومت از جمله حماس است. غرب گرچه هرگز مشروعيت دموكراتيك دولت منتخب حماس را انكار نكرده اما منازعه اش با اين دولت خاستگاه آن است كه اساساً رژيم اشغالگر قدس را به رسميت نمى شناسد و گستره كشور فلسطين را فراتر از آنچه مى داند كه دستگاههاى تبليغاتى و ديپلماسى غرب مطرح مى كنند، ضمن اينكه نگاهى چالشگرانه به فرآيند گفت وگوهاى صلح و مذاكرات سازش دارد و توافقنامه اسلو را فاقد مشروعيت لازم براى ارائه راهكارى در خدمت به احقاق حقوق فلسطينيان نمى انگارد. همچنين مقاومت در برابر مطالبات اشغالگران فلسطين را رفتارى مشروع تلقى مى كند و بر حفظ آن تا كسب تضمين هاى لازم براى امنيت، اعتبار و حقوق فلسطينيان را نه تنها لازم بلكه تكليف همه مردم فلسطين مى داند. غرب اگرچه قادر نبوده است اصالت دموكراتيك دولت حماس را منكر شود اما با اعمال فشارهاى گسترده مى كوشد وضعيت فرسايشى را براى حماس پديد آورد كه در اين حالت دولت اسلامگراى فلسطين در برزخ انتخاب پذيرش و قبول سقوط يا تن دادن به تسليم يكى را برگزيند. به اعتقاد ناظران، ترجيع غرب در اين ميان تسليم حماس مقابل اراده آمرانه غرب است زيرا در اين صورت به ظاهر دولت منتخب فلسطينى بر مسند قدرت تكيه زده و مردم شاهد استقرار دولت انتخابى خود هستند و از سوى ديگر هيچ يك از پيامدهايى كه پيش تر درباره نتايج سقوط دولت حماس به آنها اشاره شد، رخ نخواهد داد. اما به نظر مى رسد فلسطينيان و دولت حماس هر دو مستعد دفاع از اراده خود هستند اما اين وضعيت مخالف و بسيار متفاوت از خواست غرب و اسرائيل است به اين ترتيب ناگزير بايد آينده را آبستن تحولات بزرگ دانست.
|