|
|
|
|
|
|
|
يادداشت خبرنگار
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
احداث ساختمانهاى بلند
|
|
|
|
|
|
|
افزايش حفاريهاى غيرمجاز در مازندران
گروه شهرستانها - افزايش حفاريهاى غيرمجاز و تخريب آثار تاريخى و فرهنگى در مازندران بسيار نگران كننده شده است. «سيدرضا موسوى ميركلا» كارشناس ارشد باستان شناسى ميراث فرهنگى و گردشگرى غرب مازندران با ابراز نگرانى از اين مسأله گفت: قاچاقچيان با سيستم هاى پيشرفته به حفارى روز افزون و كشف اشياى تاريخى ادامه مى دهند در حالى كه امكانات اين نهاد همچنان ثابت مانده است. وى بى توجهى و عدم درك واقعى از مقوله ميراث فرهنگى ، مشكلات اقتصادى و ضعف برخورد مراجع ذيربط با غارتگران را از عوامل حفاريهاى غيرمجاز عنوان كرد و افزود: اين نهاد فقط از حدود ۲۰ درصد اشياى مكشوفه و حفارى هاى غيرمجاز آثار تاريخى مطلع مى شود. وى با بيان اينكه صيانت كامل از بناهاى تاريخى و ميراث فرهنگى با امكانات موجود غيرممكن است، خواستار همكارى نهادهاى مربوط، اطلاع رسانى صحيح، برخورد جدى مراجع قانونى با چپاولگران و نهادينه كردن فرهنگ صيانت از ميراث فرهنگى شد. وى از آغاز به كار ۲۰ تن از نيروگاههاى يگان حفاظت به منظور حفاظت فيزيكى آثار و ابنيه تاريخى در اين منطقه خبر داد و گفت: اين نيروها پس از اتمام دوره هاى آموزشى به عنوان ضابط دادگسترى در بخشهاى مركزى و كوهستانى غرب مازندران به كار گرفته شدند. وى همچنين با رد تصور برخى از افراد مبنى بر اينكه شمال كشور فاقد ارزش آثار تاريخى و فرهنگى است، يادآور شد: آثار مكشوفه نشان داده كه شمال كشور از نخستين كانون هاى استقرار انسان در كشور بوده است.
|
|
|
|
|
تريبون مجلس
تكميل چرخه سوخت هسته اى برگ زرينى از تاريخ ايران است
رضا رحمانى نماينده تبريز در مجلس، تكميل چرخه سوخت هسته اى را برگ زرينى از تاريخ ملت ايران دانست. نخستين ناطق پيش از دستور جلسه علنى مجلس شوراى اسلامى با اشاره به دستيابى ايران به تكميل چرخه سوخت هسته اى، آن را برگ زرينى از تاريخ ملت ايران عنوان كرد و افزود:دستيابى به دانش هسته اى، بسترسازى براى خودكفايى علمى، انديشه اى و به تبع آن خود كفايى عملى در عرصه هاى مختلف خواهد بود. نماينده تبريز در ادامه با اشاره به نامگذارى امسال به نام مبارك پيامبر اعظم (ص)، گفت: در اين سال بايد تلاش و برنامه ريزى را در همه زمينه هاى اخلاقى، دينى، سياسى، حكومتى به عمل آوريم، بويژه متوليان فرهنگى، هنرى، صدا و سيما و مطبوعات بايد با استفاده از تمامى ابزارها و امكانات، نسبت به شناخت عميق و شناساندن زواياى مختلف زندگى و سيره عملى آن حضرت اقدام نمايند. عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس در ادامه از دولت نهم خواست تا در جهت عملى شدن برنامه چهارم توسعه و چشم انداز ۲۰ ساله اهتمام كافى مبذول نمايد. وى سال ۸۵ را سال اصلى فعاليت دولت دانست و افزود: بر اين اساس لازم است تا دولت شعارها، اهداف و برنامه هاى اعلام شده را در غالب اهداف كمى و كيفى چشم انداز و برنامه چهارم توسعه پيش ببرد. رحمانى با انتقاد از كم توجهى به برخى پروژه هاى تبريز بويژه مقبره الشعراى تبريز، مجموعه ورزشى يادگار حضرت امام (ره)، پارك موزه دفاع مقدس، دانشگاه رشيدى، بخش هاى كشاورزى و راه،گفت:تبريز از استان هاى مستعد و داراى ظرفيت هاى توسعه اى در بخش صنعت و بازرگانى بوده، ولى تاكنون در خور شأن و جايگاهش با آن برخورد نشده است. نماينده تبريز با بيان اين كه آمارهاى رسمى حاكى از پايين بودن ميزان سرمايه گذارى دولتى در صنعت استان تبريز را دارد،افزود:به همين منظور از دولت و وزير صنايع و معادن درخواست دستور اقدامات جدى در اين خصوص را بويژه تسريع در تكميل طرح هاى نيمه تمام را دارم. وى عدم تأمين آب زراعى را يكى از مشكلات جدى و اساسى مردم تبريز عنوان كرد و افزود: آب رودخانه پر آب و مرزى ارس به علت بى توجهى مسؤولان سالها بلااستفاده به درياى خزر مى ريزد و سد شهيد مدنى كه قرار است بخشى از آن را آبيارى كند، با تزريق قطره چكانى اعتبارات و مخصوصاً بى توجهى در توزيع اعتبارات سال ۸۵ مواجه است.
ترجيح مصالح عاليه نظام به مطالبات استانى
حسن مرادى نماينده اراك و كميجان دومين ناطق پيش از دستور جلسه علنى ديروز مجلس شوراى اسلامى در آغاز سخنانش با ابراز خوشوقتى از اين كه مجلس هفتم با عنايت خداوند در زمان كوتاه، دوران پرفراز و نشيب افكار حزبى و جناحى و بعضاً تفكرات افراطى را پشت سر گذاشت كه مصداق بارز آن آراى متنوع و معنادار نمايندگان در تدوين قانون لايحه سال جارى بود افزود:اين موضوع ترجمان اين واقعيت است كه آنان مصالح عاليه نظام را حتى به مطالبات حوزه هاى انتخابيه خود ترجيح مى دهند و اين رخداد ارزشمندى در آستانه يكصدمين سالگرد پارلمانى مردمسالارى مى باشد. وى با برشمردن برخى معضلات كشور خطاب به رئيس جمهور و دولت نهم خاطرنشان كرد: فرهنگ ديوانسالارى و ساختمان سالارى در ادارات و مؤسسات و شركت هاى دولتى به ويژه بانكها منابع كشور را نابود ساخته و استخدام حدود سه برابر كاركنان مورد نياز دولت در مشاغل غير مولد ادارى موجب به هدر رفتن بودجه كشور شده است. مرادى افزود:امروزه در مناطق شمالى شهر تهران هزاران منزل مسكونى خريدارى و به فضاى ادارى تبديل شده است كه علاوه بر ايجاد ناهنجارى هاى اجتماعى بار مديريتى و خدمات رسانى وزارتخانه ها را افزايش داده و از سوى ديگر بالا رفتن آسمان خراش هاى متعدد در تپه هاى عباس آباد، تنها ريه تنفسى تهران بزرگ را به مخاطره انداخته است. مرادى با يادآورى اين كه طبق برنامه چهارم توسعه بايستى هدفمند كردن يارانه ها امروز به عنوان يك محور اصلى دنبال مى شد گفت:اختصاص بيش از يك ميليون و ۶۰۰ هزار بشكه نفت خام براى مصارف داخلى و در نتيجه عدم فروش آن به قيمت بشكه اى ۶۰ دلار كه برابر با مصرف كشور هند با جمعيت بيش از يك ميليارد نفر، بعلاوه سهم ۵/۳ ميليارد دلارى واردات بنزين از خارج كه عدم النفع ۳۰ ميليارد دلارى را در بردارد كه با احتساب ۱۵ ميليارد دلار يارانه برق مصرفى سالانه ۴۵ ميليارد دلار از منابع كشور را به هدر مى دهد حال آن كه اين يارانه هاى عظيم مى تواند زندگى اقتصادى مستمندان را دگرگون كند.
نماينده مردم دماوند خواستار سفر رئيس جمهورى به شرق استان تهران شد
سيد احمد رسولى نژاد نماينده دماوند در مجلس نگاه دولت هاى پيشين را متوجه شهر تهران و غرب استان تهران دانست و گفت:رئيس جمهورى از شرق استان تهران بازديد و با حضور خود مطالبات بحق مردم اين منطقه رابرآورده كند. سومين و آخرين ناطق پيش از دستور جلسه علنى مجلس گفت:در اواخر سال گذشته بخشنامه اى از سوى وزارت نيرو در رابطه با تخصيص آب در استان ها و شهرستان ها صادر شد كه براى برخى استان ها بويژه تهران مشكلات زيادى به وجود آورده است. رسولى نژاد ادامه داد:به دنبال محدوديت هاى اعمال شده در جذب نيروهاى انسانى توسط ادارات و سازمان هاى وابسته به دولت،به فارغ التحصيلان بيكار وعده داده شد كه در بخش توليد و كشاورزى از طريق طرح هايى نظير طوبى و غيره مشكلات معيشتى خانواده هايشان برطرف مى شود،اما متأسفانه صدور اين بخشنامه مختصر اميد آنان را به يأس تبديل كرده و منجر به مهاجرت و ايجاد مشاغل كاذب شده است. وى از رئيس جمهور خواست اين بخش نامه را اصلاح كند. اين نماينده مجلس در بخش ديگرى از سخنان خود در خصوص ساخت بيمارستان در رودهن توسط بخش غير دولتى بيان داشت:به رغم موافقت وزير بهداشت،پس از گذشت ۷ ماه هنوز مجوز آن صادر نشده است. رسولى نژاد با اشاره به آماده بودن بيمارستان ۲۵ تختخوابى شهرستان فيروز كوه اظهار داشت:اين بيمارستان هنوز پزشك متخصص ندارد و فقط با چند پزشك عمومى آماده گشايش است،بنابراين از وزير بهداشت،درمان و آموزش پزشكى خواستار رسيدگى هر چه سريعتر به اين مسائل هستم. نماينده دماوند در مجلس خواستار تسريع در كار پروژه گاز رسانى به برخى شهرهاى حوزه انتخابيه متنبوعش شد و ادامه داد: كلنگ ساخت اين پروژه ها نخستين بار در زمستان سال ۷۰ توسط آقاى آقازاده وزير نفت و آخرين بار ۲ سال پيش به زمين زده شد. رسولى نژاد به آمار بالاى تلفات و تردد در جاده رودهن- دماوند- فيروزكوه -قائم شهر اشاره كرد و گفت:از وزير راه و ترابرى مى خواهم در خصوص تكميل دو بانده كردن اين محور اقدام كند.
|
|
|
|
|
كشت غيرقانونى خشخاش در كهگيلويه و بويراحمد
گروه شهرستانها ـ يك مقام آگاه در استان كهگيلويه و بويراحمد گفت: بيش از ۶۰ ميليون بوته خشخاش در مناطق كوهستانى و صعب العبور استان كشت شده است و پيش بينى مى شود اين مقدار با توجه به نقاط مرزى استان فارس با اين استان به ۱۰۰ ميليون بوته خشخاش برسد. به گزارش خبرگزارى فارس اين منبع آگاه اظهار داشت: موقعيت جغرافيايى، صعب العبور بودن مناطق كوهستانى و هم مرز بودن با استان هاى جنوبى و فارس موجب شده است كه عده اى از افراد فرصت طلب از اين موقعيت سوءاستفاده كنند و اراضى مراتع استان را به زير كشت خشخاش ببرند. وى با اشاره به موقعيت جغرافيايى شهرستان بويراحمد و مكان هاى كشت خشخاش در اين استان گفت: منطقه تنگ تامرادى، روستاهاى خشكدان، زيركمر، زيركوه پهن، چاله انجير، وله مله جى، روستاهاى نسه عليا و سفلى در كوشك، تنگ آبشور حد مرز كهگيلويه و بويراحمد از مهم ترين مناطقى است كه كشت خشخاش در آن ها رواج دارد. اين مقام آگاه افزود: تعداد ۱۲۰ نيروى كار آزموده با فرماندهى نيروى انتظامى شهرستان گچساران، كار امحاى ۳۱ هكتار از اراضى كشت خشخاش در مناطق صعب العبور و كوهستانى شهرستان گچساران به مدت ۲۵ روز را آغاز كردند.
|
|
|
|
|
يادداشت خبرنگار
ما و سعدى
|
|
|
حميدرضا حسينى ـ وقتى مى خواهيم از كسى تشكر كنيم، ترجيح مى دهيم به جاى سپاسگزارم، بگوييم مرسى؛ دوست داريم بگوييم رواديدمان اكى شده، نه اينكه تأييد شده؛ «كلاس» كارمان به اين است كه ديگران را سورپرايز كنيم؛ ريلكس باشيم و اكتيو جلوه نماييم. اصلاً خجالت مى كشيم بگوييم رفتم بقالى يا خواروبارفروشى و فلان چيز را خريدم، بايد بگوييم سوپرماركت تا فكر نكنند ما از عصر حجر آمده ايم! با اين حال همه ما سعدى را دوست داريم و او را بزرگ مى شماريم. چرا؟ چون ارجمندترين شاعر و نگهدارنده زبانى بوده كه ما ترجيح مى دهيم كمتر واژگانش را به كار گيريم. آن زمان كه سعدى در ديباچه گلستان نوشت: «ذكر جميل سعدى كه در افواه عوام افتاده است... و رقعه منشآتش كه چو كاغذ زر مى برند...» نيك مى دانست كه چه ميراثى را براى آيندگان برجاى مى گذارد و ما كه هفتصد و اندى سال پس از او، تشخص را در به كار بردن واژگان غيرپارسى مى يابيم و بر بناى سترگى كه پى افكند، خلل مى آوريم، نيك مى دانيم كه ميراث دار خوبى نيستيم. نسبت ما و سعدى چنان است كه نمى توانيم ناديده اش بگيريم؛ چه آنكه بخواهيم و نخواهيم جزئى از هويت ماست و چون نفى اش كنيم، خود را به دور افكنده ايم. اما او را نه در بطن زندگى كه در موزه افتخارات مى خواهيم. با غرور فراوان غريب ترين واژگان بيگانه را جايگزين آشناترين واژگان خودى مى كنيم، اما اگر بناى رجزخوانى با بيگانه را بگذاريم، اول چيزى كه به رخش مى كشيم، همين سعدى است و نظم و نثرش كه «طرب انگيز است و طيبت آميز»! براى يكى دو نسل پيش از ما از بر بودن چند غزل بوستان و چند حكايت گلستان حقيقتاً فضيلتى بود به كمال. ليكن ارج و قرب سعدى نزد ما در اين حد است كه اگر به شيراز رفتيم، در محوطه آرامگاه دلگشايش كنار حوض و گل و چمن عكسى هم به يادگار بگيريم و پيوست آلبوم فرهنگ دوستى مان كنيم يا روزى را به نامش بخوانيم و يكى دو برنامه در بزرگداشتش ترتيب دهيم. اين رفتار ماست نه فقط با سعدى، بلكه با هم گذشتگان و ميراث گرانبهايشان. هم از اين رو است كه قهرمان كودكان ما بتمن و سوپرمن و مرد عنكبوتى اند، نه رستم و سهراب و اسفنديار؛ و اخلاقمان اخلاق مصرفى است، نه قناعت پيشگى كه سعدى فضيلتش مى خواند و زبانمان آميزه اى از ناجورترين كلمات و عبارات بيگانه، نه پارسى سره اى كه از فردوسى و سعدى و حافظ و مولانا و نظامى به يادگار مانده و... و زندگى مان همه عاريت از بيگانه، زيرا پند سعدى را از ياد برده ايم كه كهن خرقه خويش پيراستن به از جامه عاريت خواستن
|
|
|
|
|
واگذارى سند مالكيت اراضى در «مهرآباد» دماوند
دماوند - خبرنگار «ايران»: به مناسبت سالروز تأسيس بنياد مسكن انقلاب اسلامى ايران، تعدادى از زمينهاى روستاى مهرآباد شهرستان دماوند طى مراسمى باحضور مسؤول بنياد مسكن منطقه و ديگر مسؤولان محلى داراى سند شدند. «حيدر حامدى» مدير بنياد مسكن شهرستان دماوند در اين مراسم گفت: طبق قانون برنامه چهارم توسعه ۴۰۰جلد سند مالكيت روستايى به روستاييان مهرآباد از توابع بخش رودهن شهرستان دماوند واگذار شد. وى افزود: احراز مالكيت اراضى از جمله شرايط صدور اسناد روستايى است كه با استعلام از ادارات ذيربط و پس از نقشه بردارى از اراضى مورد نظر توسط بنياد و طى مراحل قانونى براى روستاييان واجد شرايط صادر مى شود. وى تصريح كرد: امسال نيز برنامه هايى را براى صدور ۱۸۰۰جلد سند روستايى در دست اقدام داريم. به گفته وى، سال گذشته ۱۳۴۴ جلد سند روستايى براى املاك روستاييان سطح شهرستان صادر و در اختيار آنها قرار گرفته است. وى اظهار داشت: در حال حاضر ۱۵هكتار زمين جهت احداث مسكن براى افراد فاقد مسكن در روستاى مهرآباد اختصاص يافته كه در صورت اتمام كارهاى مقدماتى و پس از تحويل به بنياد مسكن قطعه بندى شده و در اختيار افراد واجد شرايط روستايى قرار مى گيرد. حامدى همچنين از گشايش طرح هادى روستاى مهرآباد خبر داد و گفت: اجراى اين طرح شامل جدول گذارى، آسفالت، زيرسازى معابر و خيابانها و تعريض معابر اصلى و فرعى با ۴۰۰ميليون ريال اعتبار از محل اعتبارات رياست جمهورى انجام شده است. واگذارى اسناد اراضى روستاييان با همكارى ثبت اسناد و بنياد مسكن دماوند صورت گرفته است.
|
|
|
|
|
بازسازى در روستاهاى آذربايجان شرقى شتاب مى گيرد
|
|
|
تبريز _ مهرداد خوشكار مقدم: به دنبال آغاز اجراى قانون برنامه چهارم توسعه در بخش نوسازى و بهسازى بافت روستايى، روند مقاوم سازى روستاهاى آذربايجان شرقى نيز شتاب بيشترى گرفته و اميد مى رود تا ۵ سال آينده بخش عمده اى از روستاهاى استان در مقابل بلاياى طبيعى مقاوم سازى شوند. \ بناهاى كم دوام روستايى، مشكل ملى كشور پرواضح است كه نه تنها روستاهاى آذربايجان شرقى بلكه اغلب بناهاى روستايى موجود در كشور، كم دوام يا فرسوده مى باشد بطورى كه به اعتقاد كارشناسان، مهمترين عامل تهديدكننده جان روستاييان، سرپناههاى آنهاست كه تقريباً در مقابل هرگونه بلاى طبيعى بى دفاعند. تجربه تلخ زلزله هايى همچون بم، زرند، قشم و همچنين زمين لرزه اخير استان لرستان نشان مى دهد در بين بناهاى موجود در كشور، اماكن روستايى آسيب پذيرترين آنها محسوب مى شود بطوريكه در مقابل كوچكترين لرزشها نيز خسارات مالى و جانى بسيار به بار مى آيد. هم از اين رو است كه نياز به نوسازى و مقاوم سازى بناهاى روستايى بيش از هرزمان ديگرى احساس مى گردد. \ وضعيت اماكن روستايى در آذربايجان شرقى «بيش از ۸۳ درصد بناهاى روستايى در آذربايجان شرقى كم دوام و فرسوده اند و بروز فاجعه اى بزرگ در صورت وقوع بلاياى طبيعى دور از ذهن نخواهدبود.» اين مطلب را «مهندس قربان محمدى» مديركل بنياد مسكن آذربايجان شرقى گفته و مى افزايد: «تعداد ۲۲۱ هزار و ۱۵۲ خانه روستايى در سراسر استان وجوددارد كه بيش از ۱۸۴ هزار و ۷۰۰ باب از آنها كاملاً فرسوده و كم دوام است.» گفتنى است حدود ۳ هزار و ۱۱۴ روستا در آذربايجان شرقى وجوددارد كه بيش از ۲۴۹ هزار و ۳۰۰ خانوار روستايى را درخود جاى داده اند. با اين حساب بايد گفت جان بيش از ۲۰۸ هزار خانوار روستايى در معرض خطر ناشى از بروز حوادث طبيعى قراردارد. در همين حال آمار ارائه شده از سوى بنياد مسكن كه از زمان تدوين قانون برنامه سوم توسعه، مسؤوليت بهسازى بافت هاى روستايى را برعهده گرفته است، نشان مى دهد سالانه حدود ۷ هزار واحدمسكونى توسط خود روستاييان در آذربايجان شرقى ساخته مى شود كه امكانات و اعتبارات موجود پاسخگوى تنها يك هزار مورد آن بوده و بقيه به صورت كاملاً غيراستاندارد بنا مى گردند. بنابراين سالانه ۶ هزار واحد مسكونى غيراستاندارد نيز برتعداد بناهاى كم دوام روستايى استان افزوده مى شود. \ برنامه سوم توسعه و روند كند مقاوم سازى روستاها گزارش عملكرد برنامه سوم توسعه در بخش بهسازى بافت روستايى در آذربايجان شرقى نشان مى دهد روند نوسازى اماكن روستايى در اين استان چندان رضايتبخش نبوده است. «مهندس ابراهيم سقطى» دبيركميته عمران روستايى آذربايجان شرقى دراين خصوص مى گويد: «تا قبل از برنامه سوم توسعه تنها ۱۲/۶ درصد بناهاى روستايى اين استان استاندارد و بادوام بودند و قرار بود تا پايان اجراى برنامه سوم، اين ميزان به ۱۶ درصد افزايش يابد.» وى اما در عين حال مى افزايد: «عوامل بسيارى همچون عدم تأمين اعتبارات پيش بينى شده و موردنياز، عدم همكارى بانكهاى عامل و بالابودن نرخ سود تسهيلات موجب شد برنامه سوم توسعه براى نوسازى روستاها در اجرا به هدف خود نرسيده و ميزان اماكن روستايى بادوام در آذربايجان شرقى در طول ۵ سال فقط با يك درصد افزايش به ۱۲/۶ درصد برسد.» گفتنى است طبق آمار ارائه شده ازسوى سازمان مديريت و برنامه ريزى آذربايجان شرقى درطول ۵ سال گذشته تعداد ۱۰ هزار و ۳۰۳ واحد مسكونى روستايى در استان مقاوم سازى شده اند كه ۱۳/۶۷ درصد از هزينه هاى آن از محل تسهيلات بانكى تأمين شده و ۸۵/۳۳ درصد هزينه ها را خود روستاييان مجبور به تأمين شده اند. از سوى ديگر، برنامه سوم توسعه در بخش «جابه جايى روستاهاى درمعرض خطر» نيز در آذربايجان شرقى توفيق چندانى نداشته است. مهندس سقطى ضمن تأكيد بر مشكل هميشگى «كمبود اعتبار»، عدم استقبال روستاييان را نيز در عدم تحقق اهداف اين بخش دخيل دانسته و مى افزايد: «در برنامه سوم قرار بود تعداد ۱۵ روستاى درمعرض بلاياى طبيعى چون سيل، رانش و زمين لرزه به نقاط امن منتقل شوند كه در پايان ۵ سال فقط ۸ روستا جابه جا گرديد.» \ برنامه چهارم توسعه و اميد به مقاوم سازى روستاها در گزارش برنامه هاى كميته عمران روستايى آذربايجان شرقى براى پنج سال آينده آمده است: «در برنامه چهارم و با توجه به مصوبه دولت محترم درجهت پيشگيرى از عواقب خطرناك و خسارات هنگفت حوادث غيرمترقبه، بنيادمسكن انقلاب اسلامى استان سالانه نسبت به مقاوم سازى ۱۱ هزارواحدمسكونى روستايى با مشاركت مردمى و تسهيلات بانكى يارانه اى اقدام مى نمايد. طبق اين برنامه تا پايان برنامه پنجساله چهارم، حدود ۵۵ هزار واحد مسكونى در روستاهاى آذربايجان شرقى نوسازى شده و ميزان اماكن روستايى بادوام از ۱۳/۶ درصد به ۳۶ درصد افزايش خواهديافت.» گفتنى است طبق پيش بينى هاى انجام شده در طول اجراى اين برنامه سالانه براى ۳ هزار و ۲۲۰ نفر از روستاييان نيز زمينه اشتغال مستقيم فراهم مى گردد. مهندس قربان محمدى مديركل بنياد مسكن آذربايجان شرقى نيز در اين خصوص مى گويد: «علاوه بر برنامه هاى فوق خوشبختانه دولت محترم، طرح بهسازى و نوسازى مساكن روستايى را ارائه داده كه با اجراى آن سالانه ۱۲ هزار خانه روستايى در اين استان از تسهيلاتى بالغ بر ۶۰ ميلياردتومان بهره مند مى شوند. به گفته وى مبلغ پرداختى براى نوسازى و مقاوم سازى هرخانه روستايى ۵ ميليون تومان است كه با بهره ۵ درصد و مدت بازپرداخت ۱۱ سال دراختيار روستاييان قرارمى گيرد. مهندس محمدى با اشاره به اينكه براى نوسازى و بهسازى همه ۱۸۰ هزار واحد روستايى استان به مدت زمان طولانى نياز است، مى گويد: «با روند كنونى و درصورت تحقق اعتبارات اميدمى رود همه بافت هاى روستايى موجود در آذربايجان شرقى درمدتى كمتر از ۱۰ سال نوسازى و مقاوم سازى گردند.» در همين حال، مهندس سقطى، دبيركميته عمران روستايى آذربايجان شرقى نيز خاطرنشان مى كند: «برخلاف برنامه سوم، در قانون برنامه چهارم توسعه براى نوسازى ۵۵ هزار واحد مسكونى روستايى تسهيلات ويژه اى درنظر گرفته شده بطوريكه نزديك به ۶۰ درصد هزينه ها از محل تسهيلات بانكى با نرخ سود كم تأمين شده و بقيه توسط خود متقاضيان تهيه خواهد شد.»
|
|
|
|
|
ترديدهايى درباره سد سيوند
|
|
|
مجيد اسدى
آبگيرى سد سيوند در فارس و آثار زيان بار آن بر آثار باستانى منطقه پاسارگاد، تاكنون دستمايه اخبار، گزارشها و گفت وگوهاى بسيارى در رسانه هاى داخلى و خارجى قرار گرفته، اما در اين ميان كمتر به شناخت ساختمان سد، حوزه آبگير و ويژگى هاى فنى آن توجه شده است. آنچه در پى مى آيد حاصل پژوهش مستقل يكى از خوانندگان روزنامه ايران است كه با تأمل بيشترى به موضوع پرداخته است. چاپ اين مطلب، پيش از آنكه به منزله تأييد مفاد آن از سوى «ايران» باشد، گشودن بابى است براى اظهارنظر بيشتر كارشناسان در اين خصوص.
پس از چندى گفت وگو درباره سد سيوند و آسيب آن بر يادگارهاى فرهنگى كه به هياهوى رويارويى نوسازى در برابر ميراث فرهنگى _ به جاى هماهنگى در پيشرفت كشور _ كشيده شده است، گزارش شماره ،۳۳۱۹ پنجشنبه ۳ آذر روزنامه ايران درباره بازديد «تعدادى از اعضاى كميسيون فرهنگى مجلس شوراى اسلامى، مديران ميراث فرهنگى و سازمان آب منطقه اى فارس از عمليات اجرايى آن خواندنى است، در اين گزارش تأمين اعتبار بيشتر، از يك سو براى جبران زيان هاى تأخير آبگيرى سد و از ديگر سو براى نگهدارى از ميراث فرهنگى خواسته شده است. «معاون سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى» مى گويد: «منابع مالى انجام فعاليت هاى ميراث فرهنگى در منطقه را وزارت نيرو متقبل شده و لازم است كه سازمان مديريت و برنامه ريزى كشور نيز با اين وزارت همكارى كرده و بخشى از اعتبارات عمرانى وزارت نيرو را به اعتبارات پژوهشى تبديل كند تا بخشى صرف فعاليت هاى پژوهشى و حفاظت آثار و بخشى ديگر صرف تكميل موزه پاسارگاد به منظور نگهدارى آثار كشف شده خواهد شد.» سپس مجرى طرح سيوند با اشاره به پيشرفت فيزيكى ۷۶/۵ درصدى سد مى گويد: «تأخير در آبگيرى سد با توجه به انعقاد قرارداد با پيمانكار، هزينه زيادى را به مجموعه وزارت نيرو تحميل مى كند كه مجلس در تصميم گيرى هاى خود بايد اين نكته را نيز مدنظر قرار دهد.» پيش بينى پايان ساخت سد به نسبت پيشرفت ۷۶/۵ درصد در ۱۲ سال زودتر از ۳سال و به نسبت برنامه ۵ ساله اجراى طرح يك سال و دوماه است كه فرصتى است بيش از آنكه ميراث فرهنگى مى خواهد و در زمان آب اندازى سد تأخيرى نيست كه بر هزينه پيمانكار و وزارت نيرو بيفزايد بلكه شتاب در آب اندازى زودهنگام زيان آور است. از سوى ديگر گستره رودخانه سيوند از كانونهاى ديرباز شناخته شده تمدن شكوفنده ايران زمين است. شهرها و آبادى هايى از چهار هزار سال پيش تا امروز پا گرفته اند كه بازمانده هاى برخى چون كاخ هاى باشكوه تخت جمشيد در جنوب و پاسارگاد در شمال و پس سازه هاى ديگر چون خانه و كارگاه و سامانه هاى آبرسانى همواره نمايان بوده و يا از زير ويرانه ها پيدا شده اند و بسيارى ديگر نيز دستخوش دستبرد كاوشگران قاچاق شده و مى شوند. سازمان ميراث فرهنگى اكنون شتابان در پى اعتبار براى اعزام كاوشگران خارجى و بررسى امكان نفوذ رطوبت درياچه سيوند به پاسارگاد است، در حالى كه هنوز از گستردگى آن ناآگاه است. اين سازمان با نگاهى به نقشه هاى در دسترس سازمان نقشه بردارى و سازمان جغرافيايى ارتش ياحتى گيتاشناسى و با پيمايش ساده در اين دوازده سال كه از ساختمان سد مى گذرد مى توانست از جايگاه مسدود درياچه پشت آن و همچنين ميراث هاى فرهنگى نقشه دقيقى فراهم آورد.اما دراين گفت وگوها نكته هايى وجود دارند كه انديشه را در باره طرح سيوند فراتر برده و كنجكاوى را برمى انگيزند. در پى جويى اين نكته ها به وزارت نيرو مراجعه شد: در كتابخانه مركزى آن كه مدارك و اطلاعات سدسازى براى بررسى علاقه مندان نگهدارى مى شود، تنها دفتر «جزء و جمع رودخانه سيوند»بود. در «دفتر فنى آب » كه گزارش طرح هاى سد سازى از آغاز نافرجام براى بازنگرى و ويرايش مى رسند تنها گزارش مطالعات مرحله اول سد و شبكه آبيارى و زهكشى سيبويه (سيوند) ۱۳۷۲ رسيده بود. براى دسترسى به گزارش هاى پيشرفته تر و آگاهى بيشتر به دفتر «نمايندگى آب فارس در تهران» راهنمايى گرديد كه گفتند ندارند، اگر هم باشد «در سازمان آب منطقه فارس در شيراز» است. ناگزير به بررسى نقشه رقومى ۲۵۰۰۰: ۱ سازمان نقشه بردارى كشور و نقشه ۱:۲۵۰۰۰۰ سازمان جغرافيايى ارتش و نقشه هاى زمين شناسى ۱:۲۵۰۰۰۰ شركت ملى نفت ايران و سازمان زمين شناسى كشور و نقشه ۱:۱۰۰۰۰۰۰سياحتى و گردشگرى مؤسسه جغرافيايى و كارتوگرافى گيتاشناسى بسنده گرديد و همچنين از برنامه Google Earth بهره گرفته شد. «دفتر جزء جمع رودخانه سيوند» حق آبه رودخانه را از سراب تا پاى آب برپايه سندهاى مالكيت، سطح و نوع و نياز كشت تعيين كرده است و نشان مى دهد كه زيرساخت آبادانى گستره ، بندها و جوى هايى اند كه آب رودخانه را به آبادى ها مى رسانند. بيست بند از اين سامانه ها را نام مى برد كه از ديرباز ساخته ، بازسازى و بهسازى شده اند. رودخانه سيوند از كوههاى شمال دهو و پاسارگاد و قصر يعقوب سرچشمه گرفته و طول آن تا رودخانه كر در محل پل خان در جنوب شهر مرودشت حدود ۲۰۰كيلومتر است . شيب آن تند و منابع آن زه آبها و چشمه سارها هستند. جريان آب تحت الارضى در كف رودخانه است. در قسمت هاى زيادى آب جارى در كف رودخانه فرو رفته و تا چند كيلومتر خشك و باز زاينده مى شود. رودخانه سيوند داراى آبدهى مناسبى مى باشد. تنها در سالهاى كم باران برداشت آب بايد به ميزان حق آبه باشد. از آنجا كه بندها پوشالى و ناپايدار مى باشند؛ فروريزى بندها بر خطر سيل مى افزايد، از اين رو بهسازى و پايدار نمودن بندها كارساز به نظر مى رسد. مطالعات مرحله اول سد و شبكه آبيارى و زهكشى سيبويه (سيوند) را در سال ۱۳۷۲ مهندسى مشاور سكو در پى گزارش توجيهى پروژه كربال مشاور آمريكايى جاستين كورتنى (۱۹۷۰) انجام داده است. هدف اصلى ساختمان سد را جلوگيرى از آسيب سيلاب رودخانه به دشت كربال و شبكه آبيارى شمال و شرق مرودشت و حاشيه رودخانه سيوند در بالادست پل خان كه به رودخانه كر مى رسد تعريف مى نمايد. جايگاه سد را در شمال باخترى سعادت شهر تعيين كرده است كه سازندهاى زمين شناسى سنگ بستر بيشتر از نوع كربنات ها (سنگ آهك، سنگ آهك دوليتى و آهك مارنى ) است. بنابراين به دليل وجود نهشته هاى ريزدانه درياچه اى نفوذ ناپذير مسأله آبگذرى از كف درياچه را به استثناى محدوده محور رودخانه تقريباً منتفى مى سازد. بيش از اين از ويژگى هاى زمين شناسى جايگاه سد و گستره آبگير پشت آن سخنى نمى رود و از آبگذرى سنگ بستر كف و ديواره درياچه آگاهى دريافت نمى شود.اينك سد سيوند با ارتفاع ۵۷ متر ۷۶/۵ درصد پيشرفت فيزيكى داشته است. سازندگان شتابان مى گويند كه حال بايد سد آبگيرى شود و تأخير زيان آور است، سازمان ميراث فرهنگى بيمناك از نابودى آثار تاريخى درخواست فرصت و تأخير دارد و هردو طرف هنوز از حد آبگيرى سد آگاه نيستند و نمى خواهند نيز آگاهى يابند!از روى نقشه هاى در دسترس پهنه آبگيرى پشت سد بيش از ۶۰كيلومتر ديده مى شود و حجم مخزن در حدود ۷۵۰ ميليون مترمكعب برآورد مى شود. يعنى سه برابر بيش از اندازه هاى پيش بينى شده طرح - به ترتيب ۲۰كيلومتر مربع و ۲۵۵ ميليون مترمكعب . هر آيينه آبگيرى پشت سد ساخته شده به ارتفاع ۵۷ متر ، به ژرفاى ۲۰ متر از دهانه تنگ بلاغى تا بلندى هاى شمالى حوزه آبريز رودخانه را فرا مى گيرد.برخلاف اطمينان سازمان آب منطقه اى فارس كه «يك رشته كوه بين درياچه سد و مقبره كورش حائل شده و مانع از انتقال رطوبت ... و تأثير مستقيم بر بناى آرامگاه كورش نخواهد گذاشت»؛ براين منوال آرامگاه كورش ، تخت كوچك و گستره هاى باستانى مادر سليمان، مبارك آباد و ابوالوردى ، ده - پانزده متر زير آب مى روند! به راستى روشن نيست كه ۲۵۵ ميليون مترمكعب حجم مخزن چگونه و از كجا به دست آمده است ، چنانچه براى نيازى باشد (كه البته بيش از توان آبدهى رودخانه است ) همانا ارتفاع ۵۷ مترى سد از روى خطا و برداشت هاى نادرست تعيين شده است و نمى تواند بيش از ۴۰متر باشد. از اين رو ارتفاع سد بايد ۱۷متر كوتاه تر گردد. اين كاهش براى رفع خطاى طرح است ، نه به انگيزه حفظ ميراث هاى فرهنگى هرچند كه دراين صورت آب مخزن به آثار تاريخى نامبرده نمى رسد. اما آيا مخزن پشت سد توان آبگيرى را دارد؟ مجرى طرح سد سيوند مى گويد : «در حال حاضر (زمان بازديد) كار تزريق در آبرفت سد به طور كامل به پايان رسيده و كار آب بندى پى بر روى آبرفت اين سد به لحاظ ضخامت زياد آبرفت در محل كه در برخى جاها به ۱۴۰ متر نيز مى رسد به سختى انجام شده». آب بندى پى چنانكه بايد همواره پيش از ساختمان سد انجام مى گيرد مگر آنكه در شناخت و آمادگى آن كوتاهى شده باشد و گريز آب پديدار شود كه گويا دراين مورد چنين بوده است كه همانا به سختى انجام مى گيرد ولى كارساز نمى شود. درجانمايى سد، ضخامت آبرفت يا نهشته هاى درياچه اى ۲۰ تا ۲۵ متر اندازه گيرى شده است و پوشش آب بندى به حساب آمده كه «مسأله آبگذرى از كف درياچه را به استثناى محدوده محور رودخانه تقريباً منتفى مى سازد.» كف محدوده محور رودخانه كه تا ژرفاى ۱۴۰مترى براى تزريق حفارى شده همان سنگ كف بستر كه كارستى و فرسوده و بسيار آبگذر است ، ضخامت آبرفت گرفته شده است. آبگذرى سنگ كف در گستره رودخانه سيوند بسيار نمايان است. در دفتر «جزء و جمع» چنان كه گذشت آمده است: «كه در قسمت هاى زيادى آب جارى در كف رودخانه نفوذ نموده و تا چند كيلومتر خشك و مجدداً زاينده مى شود.» در نقشه زمين شناسى سازمان زمين شناسى كشور و شركت ملى نفت ايران در كوههاى پيرامون دشت هاى آبرفتى - كشاورزى لايه هاى آهكى كارستى بيرون زده اند؛ در نقشه ۱۲۵۰۰۰۰ سازمان جغرافيايى ارتش زمينى اين كوهها گسسته ناميده شده است كه از ويژگى زيست شناسى زمين هاى كارستى است. اين لايه هاى آهكى ضخامت بسيار گسترده دارند و آبگير مخزن را ناتوان مى نمايند. پوشش ريزدانه آبرفتى يا درياچه اى چنان كه در جانمايى سد يادآورى شده است مى تواند كارساز باشد؛ اما تزريق در پى باعث جلوگيرى از در رفت آب نمى شود.از اين رو تنها بخشى از كف درياچه كه زير پوشش ريزدانه هاى آبرفتى و خاك كشاورزى است تا حدى آب بند مى باشد، اما از ديواره هاى درياچه كه سنگ كف رخ نمون است و سطح آن نزديك به يك ميليون مترمربع است، آب درياچه در رفته و از توان آبگيرى آن مى كاهد. گمان نمى رود كه بدين سان آب درياچه به ميزان پيش بينى شده از پاى سد بالا آيد.سدسيوند بى پروا به بايستگى هاى اقتصادى، فرهنگى، تاريخى و جغرافيايى و ويژگى هاى زمين شناختى گستره آبريز رودخانه با ارتفاع ۵۷ متر با ۷۶/۵ درصد پيشرفت فيزيكى ساخته شده است.دست اندركاران طرح و ساخت آن شتاب دارند كه سد هم اكنون آبگيرى شود، تا متحمل زيان تأخير نشوند، اما هنوز از گسترش آبگير آگاهى ندارند.سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى، پس از ۱۲ سال كه از اجراى طرح سد مى گذرد ناگهان در بيم آبگيرى سد و زير آب رفتن آثار تاريخى در طلب فرصت و اعتبار هزينه نجات بخشى است.ويژگى هاى زمين شناختى نشان مى دهد كه درياچه پشت سد توان مطلوب آبگيرى را ندارد و توجيه ساخت آن بايد مورد تأمل بيشتر قرار گيرد.
|
|
|
|
|
نان بى كيفيت برسفره خانواده هاى ايرانى
|
|
|
محمدرضا خواجه نان در فرهنگ ايرانى جايگاه والايى دارد و مصرف آن در كشورمان نسبت به كشورهاى پيشرفته حدوداً ۳ برابر است. چون قوت غالب مردم است و تنها غذايى كه حتماً بايستى ۳ وعده در روز سفره ايرانى را مزين سازد. عادت غذايى، ارزانى، قداست مذهبى آن و عطر و طعمى كه از قديم در ياد و خاطره ما به جا گذاشته علت اصلى مصرف زياد نان در كشور است. ولى متأسفانه طى ۳۰ سال گذشته به دلايل مختلف سياسى، اجتماعى و فنى كيفيت نان ما به شدت تنزل يافته و ديگر اثرى و خبرى از آن نان هاى معطر و مغذى قديم يافت نمى شود. ۳۰ سال پيش تنها ۳۴ درصد نان هاى كشور را سنگك تشكيل مى داد كه نه تنها عطر و طعمش حواس ما را نوازش مى داد بلكه خواص غذايى آن نيز همه كمبودهاى فيزيكى ما را تأمين مى ساخت ولى امروز تنها ۷ درصد نان هاى كشورمان را سنگك تشكيل مى دهد. آن هم چه سنگكى؟ سنگكى كه نه كيفيت قديم را دارد و نه ارزش غذايى گذشته را. ۳۰ سال پيش تنها ۱۳ درصد نان هاى كشورمان را لواش تشكيل مى داد (نان هايى كه به دليل سبوس گيرى و عدم امكان تخمير از سوى مراكز علمى فاقد ارزش غذايى مطلوب اعلام شده اند) ولى امروز بيش از ۴۰ درصد نان هاى كشورمان لواش شده اند! مرور تاريخچه نان در ايران حكايت جالبى دارد. هر ۵ سال يا هر ۱۰ سال طرحى از سوى وزيرى يا مديرى اجرا شده كه همگى به شكست انجاميده، به طور مثال در سال ۱۳۱۶ در زمان وزارت محمود جم تصميم گرفته مى شود دستگاه هاى پخت نان از مجارستان وارد شود ولى بلافاصله با مخالفت عمومى مواجه مى گردد. در سال ۱۳۲۰ يك آمريكايى به نام شرايدون مسؤوليت آرد و نان ايران را به عهده مى گيرد و بر آن مى شود تا وضعيت نان كشور را سامان دهد. دستور مى دهد بايد نانوا خانه مركزى تأسيس كرد و همه نانوايى هاى تهران تعطيل تا به عاملين فروش نان تبديل شوند. نان نيز تنها در محوطه سيلوى فعلى به صورت متمركز پخت گردد. آن هم چه نانى، نانى به وزن ۸۰۰ گرم يعنى ۴ برابر وزن نان هاى تافتونى يا ماشينى فعلى! اين نان كپى نان هاى به اصطلاح حجيم اروپايى بود و تحت عنوان نان سيلو يا نان آجرى شهرت يافت ولى نتوانست در ايران محبوبيتى كسب نمايد و به سرعت سفت و سخت مى شد و غيرقابل مصرف لذا اعتراضات رابرانگيخت و باعث توقف طرح و بازگشت به روند قبلى گرديد. در سال ۱۳۳۶ دوباره تب ايجاد اصلاحات در نان كشور بالا گرفت و اقبال نخست وزير وقت، همان طرح مستشار آمريكايى را تكرار كرد با اين تفاوت كه وزن نان ها به جاى ۸۰۰ گرم به ۵۰۰ گرم تقليل يافت. چيزى نگذشت كه طرح او نيز با شكست و اعتراض مواجه شد و متوقف گرديد. اين روند در سال ۱۳۵۰ نيز توسط دولت شاهنشاهى ادامه يافت و با واردات ۱۲ دستگاه پخت نان از آلمان اقدام به توليد نان هايى شبيه نان هاى كمباينى (كرمانى) كردند ولى چون موردپسند مردم نبود خيلى زود به تعطيلى كشيده شد. ديگرانى كه بعد از اين بر كرسى آرد و نان كشور جلوس نمودند نيز به همين منوال ادامه دادند و هر از چندى با تصميمات سليقه اى و خودساخته با نان اين كشور بازى كردند. هر مسؤولى به فراخور دركى كه از گندم، آرد و نان شهر خود داشت تصميماتى مى گرفت كه هيچ يك پايدار نبود و بعد از چند سال خود يا ديگرى تصميماتش را نقض مى كرد، چون هيچ يك از روى علم و ارزيابى صحيحى از وضعيت موجود نبود و لذا تصميماتشان يا متأثر از وضعيت فريبنده نان در دنياى غرب بود يا متأثر از تعصبات سنتى به نان هاى تنورى و درست به همين دليل است كه تاكنون هيچ مسؤول غله يا آرد و نانى در كشور نتوانسته الگوى مشخص و مطلوبى براى نان ما ارائه نمايد كه ضمن احترام به ذائقه و سليقه ملى با استانداردهاى علمى نيز همخوانى داشته باشد. يا افراط مى كنيم و در دام صنعت مى افتيم و نان هاى حجيم غربى را تبليغ مى كنيم يا تفريط مى كنيم و بر پخت نان هاى سنتى با تنورهاى گلى به جاى مانده از عصر حجر اصرار مى ورزيم. از طرفى اغلب فارغ التحصيلان دانشگاهى مان نيز كه بايد طراح بهترين الگوى پخت براى كشورشان باشند به دليل دورى از محيط كار و فقدان اطلاعات فنى فاقد قابليت هاى لازم در اين زمينه هستند و حرف ها و طرح هايشان در حد كاغذ و سخنرانى فراتر نمى رود. پس راهى نيست جز اينكه پلى بين صنعت و دانشگاه ايجاد نماييم و نانوايان و دانشگاهيان را از توانمندى هاى يكديگر بهره مند سازيم و نتيجه آن سودى است كه عايد جامعه خواهد شد. همه مى دانيم پخت نان مرغوب با الگوى مسطح (لواش و تافتون) با آردهاى ضعيف و نامرغوب داخلى به هيچ وجه ميسر نمى باشد. از طرفى اين روزنامه ها شاهد رويداد جديد و تكرارى ديگرى نيز هستيم و آن تبليغ و ترويج نان هاى كمباينى (نان هايى ۵۰۰ گرمى زرد و عريضى كه توسط دستگاه هاى به اصطلاح صنعتى پخت مى شود و در كرمان و رفسنجان متولد شده اند). تحت عنوان طرح تجميع نانوايان شهرى و تحميل اين الگوى ناقض به نانوايان شهرهاى كشورمان هستيم. اشكالى كه به ماشين هاى دوار گرفته مى شد پايين بودن زمان پخت و تماس شعله با سنگ است كه اين ايراد توسط نانوايان اصفهانى برطرف شده و با افزايش ارتفاع مشعل از سنگ و كاهش فشار گاز و استفاده از دم كبابى نانى توليد مى شود كه به جاى ۲۰ ثانيه ۲/۵ دقيقه زمان پخت نان طول مى كشد و طى ۷ دور ۲۰ ثانيه اى در دستگاه، نانى مغزپخت با حرارتى كم توليد مى شود كه ذره اى دور ريز و ضايعات ندارد ولى نان هاى كمباينى معايب متعددى دارد كه عبارتند از: ۱- تحميل هزينه زياد بر دوش نانوايان - تعطيلى ۷ نانوايى به ازاى هر دستگاه و بيكارى طيف وسيعى از نانوايان. ۲- نان آن به دليل استفاده از آرد سبوس گيرى شده (۱۲ تا ۱۸درصد سبوس گيرى مى شود) از سوى انستيتو تحقيقات تغذيه و معاونت سلامت كشور فاقد ارزش غذايى لازم اعلام شده است. ۳- شكر و روغن مورد استفاده در اين نان مضر و مغاير سياست هاى برنامه قلب سالم سازمان بهداشت جهانى است و زمينه ساز ابتلاى مردم به بيمارى ديابت _ چاقى و افزايش چربى خون است. ۴- آتش آن نيز برخلاف تبليغات فزاينده اى كه مى شود بى عارضه نيست. كافى است كاشى هاى يك مغازه نانوايى كه در آن اين ايستگاه ها نصب شده را ملاحظه كنيد كه مملو از دود كربن حاصل از احتراق ناقص آتش اين دستگاه هاست. ۵- مصرف زياد گاز و برق و پر ت بى اندازه انرژى از مهمترين اشكال اين دستگاههاست. ۶- وزن اين نان غير استاندارد و دقيقاً شبيه نانهايى است كه در سال ۱۳۳۶ به دستور اقبال نخست وزير وقت توليد مى شد و پس از مدت كوتاهى به دليل نامرغوبى و ناسازگارى با فرهنگ عامه متوقف شد. ۷- از نظر كيفيت نيز به هيچ وجه نان مرغوبى تلقى نمى شود. چرا كه معيار مرغوبيت نان پوكى، ماندگارى، برش پذيرى، سهولت بلع و جذب است كه يك روز بعد بايد مورد ارزيابى قرار گيرد. ۸- سطح اين نان نيز مملو از داغ زدگى است كه خود اشكالى بزرگ براى اين نان است. ۹- توليد آن مخالفت عمومى را برانگيخته است به طورى كه در برخى از شهرها مثل اصفهان به دليل اعتراضات عمومى مجبور به برچيدن دستگاه شده اند. از طرفى وقتى در محل تولد اين دستگاه يعنى كرمان مردم مخالف آن هستند و هيچ يك از كيفيت اين نان رضايت ندارند. ۱۰- ايراد بعدى كه به اين نان مى توان گرفت رنگ آميزى ظاهرى آن با زردچوبه و ادويه است كه به نوعى باعث فريب مصرف كنندگان مى گردد خصوصاً كه برخى در مغازه هايشان جمله «نان سبوس دار» با آرد كامل! را قيد كرده اند كه باعث اشتباه مشترى و در نهايت تخريب تدريجى سلامتى آنها مى گردد. ما راجع به غنى سازى نان با آهن و آرد سويا و مخمر و پودر شير و... شنيده بوديم ولى تاكنون چيزى از رنگ آميزى نان نشنيده ايم. اگر واقعاً اين نان، نان به دردبخورى است چرا براى فروش رنگ طبيعى خود را ندارد و با زيباسازى ظاهرى درصدد جلب مشترى براى آن هستيم. از اين رو به نظر مى رسد مدافعان و مبلغان دستگاه هاى كمباينى بايد به جاى تحميل اجبارى آن به نانوايان كشور درصدد ارائه راهبردى باشند كه تأمين تندرسى مردم در آن باشد نه تخريب سلامتى آنها. اين دستگاه مدلى نيست كه بتواند به عنوان الگويى برتر براى همه جا تعميم پذير باشد. مبلغان آن نيز بايستى پاسخ قانع كننده اى را براى معضل بيكارى - سليقه عمومى - رضايت مردم و بيماران ديابتى، سرطانى، فشارخونى و... ارائه نمايند والا گناهى نابخشودنى مرتكب مى شوند. توجه داشته باشيم نانى كه با آرد سبوس گيرى شده، توليد شود هيچ ارزش تغذيه اى ندارد. چه با تنور سنتى پخت گردد چه با دستگاه صنعتى چه با حرارت مستقيم چه غيرمستقيم. بايد كارى كنيم كه معايب نان هاى كشورمان را برطرف كنيم ونان به درد بخورى به مردم تحويل دهيم درغير اين صورت هيچ يك از الگوهاى سنتى و صنعتى دردى از مردم درمان نخواهد كرد و نان خوب نانى است كه از مواد شيميايى در آن استفاده نشده باشد _ تخمير كافى داشته باشد _ زمان پخت آن كمتر از دو دقيقه نباشد _ آرد آن سبوس گيرى نشده و ارزش غذايى داشته باشد _ پوك، ماندگار و از همه مهمتر ضايعات نداشته و با ذائقه ملى سازگار باشد. براساس يافته هاى تحقيقاتى تنها راه گريز از اين دور بسته رفع معايب فنى دستگاه هاى موجود و حركت تدريجى به طرف بهينه سازى نان است. كربن موجود در دستگاه هاى دوار نيز همان گازى است كه از بخارى و آبگرمكن منازل ما ساطع مى شود كافى است مسير مناسبى براى خروج آن در نظر بگيريم. ديگر هيچ عارضه اى نخواهدداشت. علاوه بر اين عناصر سرطان زايى كه برخى منتقدين براى دستگاه هاى دوار قيد مى كنند زمانى توليد مى شودكه دماى تنور از ۴۰۰ درجه تجاوز نمايد. در حالى كه دماى دستگاه هاى دوار از ۲۲۰ بالاتر نمى رود. اما دستگاه هاى كمباينى حدود ۳۰۰ درجه حرارت توليد مى نمايند. جنس سنگ يا چدن مصرفى در دستگاه هاى دوار نيز از آلياژهايى چون نيكل، سيليس و كروم است كه در حال حاضر به دليل مقاومت خوب در برابر حرارت در صنايع غذايى دنيا بويژه كشورهاى اروپايى كاربرد فراوان دارد. اگر اشكالى داشت آنها بيشتر از ما براى سلامتى خود ارزش قائلند. سوخت هاى آلوده كننده اى چون نفت و گازوئيل سالهاست در كشور ما منقرض شده است و همه از گاز استفاده مى كنند كه بسيار تميز و مطمئن است علاوه بر اينها صنعتگران كشورمان در مشهد تمهيدى انديشيده اند كه اين به اصطلاح عيب (آتش مستقيم) را نيز مرتفع و بهانه را از طرفداران كمپانى هاى توليدكننده دستگاه هاى به اصطلاح آتش غيرمستقيم گرفته اند. دستگاه دوارى ساخته اند كه به هيچ وجه آتشى در تنور مشاهده نمى كنيد و از طريق نصب شبكه هاى حرارتى در زير و روى سنگ نان طبخ مى گردد و از هر نظر بهتر از دستگاه هاى كمباينى است. كم حجم تر، ارزان تر، بهداشتى تر و قابل جابه جايى است. بر دوش نانوا هزينه اضافى تحميل نمى كند و هر روز نياز به تعمير ندارد، كار با آن بسيار ساده و روان است، جاگير نيست، بيكارى به دنبال نمى آورد، نان مرغوب ترى توليد مى نمايد و نانوا نيز راضى تر است. كاش واقع بين باشيم نه طالع بين. متأسفانه در طرح تجميع نانوايان شهرى ما «حق دسترسى به نان داغ» را از مردم سلب مى كنيم و باعث انقراض نان هاى سنتى در كشور مى شويم. * كارشناس ارشد اداره آموزش دانشگاه علوم پزشكى و مدير اجرايى اتحاديه نانوايان اصفهان
|
|
|
|
|
احداث ساختمانهاى بلند
درحاشيه زاينده رود همچنان ادامه دارد
گروه شهرستانها _ على رغم تذكر به مسؤولان ذيربط، روند ساخت و ساز ساختمانهاى بلند در حاشيه زاينده رود همچنان ادامه دارد.«احمد امين پور» نايب رئيس شوراى شهر اصفهان دراين خصوص گفت: از شروع دور دوم شوراى شهر اصفهان چندين بار در مورد مسأله مذكور تذكر داده شده و شوراى شهر مصرانه اين موضوع را پيگيرى كرده است.وى افزود: مسؤولان شهردارى معتقدند كه پروانه اين ساختمانها مربوط به دوره قبل بوده و پروانه جديد صادرنشده. اما با گذشت حدود سه سال از كار شورا تداوم اين ساخت و سازها به اين بهانه كه قبلاً مجوز آنها صادرشده قابل قبول نيست.وى تصريح كرد: در مناطق ۳ و ۶ شهردارى ساختمانهايى در دست احداث است كه ارتفاع آنها سه تا چهار طبقه از ساختمانهاى همجوار بيشتر است.شوراى شهر اصفهان اين بار تذكر جدى به شهردارى مى دهد اما درصورت بى توجهى از طريق قانونى وارد خواهدشد.«جلال الدين صمصام شريعت» شهردار منطقه شش اصفهان در اين باره اظهارداشت: ارتفاع سازى درحاشيه زاينده رود باتوجه به طرح تفضيلى و طرح جامع ارتفاعات كه توسط شهردارى به مناطق داده مى شود، تعيين مى شود. بنابراين دراين منطقه باتوجه به طرح جامع ارتفاعات، اجازه ساخت و ساز در ۱۲ طبقه (۳۶/۵ متر) داده شده است. وى گفت: با توجه به اينكه پروانه ساخت با استفاده از طرح جامع ارتفاعات صورت مى گيرد، هيچگونه استعلامى ازسوى شهرداران مناطق دراين راستا صورت نمى گيرد.گفتنى است، پيش بينى ارتفاع ۳۶ متر براى ساخت و ساز در حاشيه زاينده رود در طرح جامع ارتفاعات شهردارى درحالى است كه ميراث فرهنگى اصفهان ارتفاع مجاز درحريم قانونى زاينده رود را ۹ متر اعلام كرده و اين اندازه در برخى ساختمانهاى دردست ساخت در حاشيه اين رودخانه ازسوى شهردارى رعايت نشده است.شهردار اصفهان در ابتداى قرارگرفتن بر مسند مديريت شهردارى در گفت وگو با روزنامه ايران به مخالفت سرسختانه با بلندمرتبه سازى در حريم زاينده رود پرداخته بود، اما به نظرمى رسد كه طى دوسال اخير تغييرات قابل ملاحظه اى در رويكرد وى نسبت به مسائل شهرى و ميراث فرهنگى پديدآمده كه به ويژه در برخى انتصابات نمودبارزى يافته است.
|
|
|
|
|
بافت تاريخى كاشان در معرض تهديد
كاشان ، خبرنگار «ايران»: بافت قديم و تاريخى كاشان به دليل عدم برنامه ريزى صحيح برخى دستگاههاى ذيربط در معرض تخريب و تهديد قرار گرفته است. ناهماهنگى دستگاههاى دولتى با سازمان ميراث فرهنگى و عدم پيگيرى و شكايتهاى قانونى اين سازمان از متخلفان باعث شده تا هر چند بار يكى از آثار و بافت تاريخى اين شهر تخريب شود.چندى پيش مسجدى تاريخى كه به همراه آسياب و حمام نزديك به آن در فهرست آثار ملى ثبت شده بود در يكى از محله هاى نياسركاشان تخريب شد. مسجدى كه پايه هاى آن مربوط به دوره صفوى بود در ۱۰ مترى آبشارى قرار داشت كه از بالاى مجموعه آثار تاريخى در كنار ۶ كيلومتر فضاى سبز منطقه، چشم انداز بى نظيرى را نمايان مى كرد. اين مسجد قديمى به علت كوچك بودن خراب شد و در حال حاضر به جاى آن بزرگترين مسجد سطح شهرستان كاشان در حال ساخت است. مسجد جديد ۱۰ برابر مسجد قديمى وسعت دارد. «ناصر مشهدى زاده» مدير پايگاه ميراث فرهنگى نياسر در اين باره گفت: بخش اعظمى اززمين مسجد مجوز تغيير كاربرى ندارد و نقشه هاى آن نيز به تأييد دفتر فنى استان اصفهان نرسيده به علاوه مكانى كه مسجد در آن ساخته شده در معرض خطر ريزش صخره قرار دارد. «عطوف نساج» مدير ميراث فرهنگى كاشان با ابراز تأسف از چنين مسأله اى گفت: با اين گونه اقدامات مخالفيم و برخورد خواهيم كرد اما عده اى به واسطه بهره جستن از نفوذ و سرمايه بيشتر راههاى قانونى را دور زده و به ساخت و سازهاى خارج از محدوده قانونى مى پردازند. وى با اشاره به وجود حريم براى بافتهاى تاريخى اظهار داشت: بسيارى از مشكلات موجود از تجاوز به حريم بافتهاى تاريخى شروع و تا تخريب خود بنا پيش مى رود كه اكثراً به علت عدم توجه مسؤولان ذيربط در گذشته است كه يا خود بناى تاريخى و يا حريم بنا را به صورت اجاره در اختيار افرادى جهت كاربريهاى مختلف قرارداده اند كه خواسته و ناخواسته موجب پديد آمدن ضربات جبران ناپذيرى بر بدنه اين بناها شده است. وى كمبود اعتبارات اين سازمان و تخلف برخى از دستگاههاى ذيربط منوط بر نظارت و صدور مجوز را از جمله مسائلى برشمرد كه بر تخريب بناهاى تاريخى سرعت مى بخشد. در ادامه «ميثم نمكى» رئيس اداره فرهنگ و ارشاد كاشان با بيان اينكه با كمبود اعتبار نمى توان به كارآمدى بخش فرهنگ و احياى ميراث فرهنگى اميدوار بود، افزود: اعمال سياستهاى نادرست و سليقه اى در گذشته، پراكندگى و ناهماهنگى بين متوليان امور فرهنگى از ديگر عوامل مؤثر در ناكارآمدى بخش فرهنگى است. دكتر «سيدعلى ثابت» رئيس شوراى اسلامى كاشان وسعت بافتهاى قديمى وبا ارزش كاشان را ۵۰۰ هكتار عنوان كرد و گفت: با توجه به واقع شدن كاشان بر روى گسل زلزله و احتمال وقوع آن در آينده بايد مديريت بحران شهرستان فعال شود. گفتنى است، درقانون چهارم توسعه ، دولت موظف شده كه در طى ۱۰سال مناطق فرسوده شهرها را نوسازى و بازسازى كند و اين مهم نياز به همكارى همه سويه دارد. از سويى ديگر راهكارهاى مقاوم سازى در صورتى جدى گرفته مى شود كه بطور علمى از سوى مردم و مسؤولان احساس نياز و به اجرا درآيد. در بافتهاى قديم نيز بايد در عين حفظ اصل آثار، نوسازى و مقاوم سازى آثار تاريخى مدنظر باشد تا در زمان وقوع حوادث شاهد از بين رفتن آنها نباشيم.
|
|
|
|