|
دردسرهاى اسم گذارى بر روى نوزادان در اروپا
با اسم بشقاب پرنده موافقى؟!
|
|
|
وصال روحانى
اسم گذارى بر روى نوزادان در اروپا به يك معضل بدل شده و يكى از جاهايى كه در اين زمينه مشكلات بيشترى دارد و كار حتى به انتشار يك ليست از نام هاى ممنوعه كشيده شده، پرتغال است. سالها پيش هر نام كوچك قابل تصورى را در اين كشور و بر روى بچه ها مى يافتيد. از مگنوليا گرفته تا ياسمين و با اينكه شمارى از آنها هنوز آزاد است اما از چندى پيش وزارت هاى كشور و دادگسترى پرتغال استفاده از تعدادى نامها را غيرقانونى اعلام كرده اند و يك سايت اينترنتى هم در اين زمينه موجود است كه اسامى قابل استفاده و ممنوعه در آن درج شده و تكليف را تا حدى مشخص ساخته است. جالب تر اينكه روى اين سايت ۳۹ برگ حاوى اسامى آزاد و ۴۱ برگ حاوى نام هاى غيرقابل استفاده وجود دارد و بهتر است هر پدر و مادرى قبل از گزينش نام دلخواهش ابتدا سرى به اين سايت بزند و ببيند دنيا دست كيست! آنجا مى يابيد كه نام هاى لوليتا، مارادونا(!) و مونا ليزا غيرقابل استفاده اند و همچنين حق رفتن به سمت نام هاى گوارا، ماركس و رزا لوكزامبورگ را نداريد. در عوض نام هاى مصطلح و بسيار رايج در كشورهاى لاتين مثل ژائو، آرائو و ماريا هيچ مشكلى را دربرندارند. اگر به اداره ثبت احوال در ليسبون و يا ساير شهرهاى پرتغال برويد، مأموران و كارمندان توضيحاتى به شما درباره نامهاى آزاد و ممنوعه ارائه مى دهند، اما اقداماتى هم در حال شكل گيرى است تا بساط نام هاى ممنوعه برچيده شود و به كسانى كه پدر و مادر شده اند اختيارات و حوزه عمل وسيع ترى براى گزينش نام فرزندان شان داده شود. حقيقت آن است كه دنياى كنونى به شدت با آنچه كه مثلاً ۳۰ سال پيش بود، فرق كرده و مرزهاى بين كشورها سست تر از هر زمانى شده است. در شرايطى كه در هر كشورى هزاران هزار اتباع ساير ملل را مى يابيد چگونه مى توانيد به آنها تكليف كنيد كه اين يا آن اسم را حتماً برگزينند و يا بالعكس از آن دورى كنند؟ اگر توهين نشود از طرف ديگر ازدواج و وصلت بين اهالى يك كشور با اتباع و مهاجران ساير كشورها نيز روند فزاينده اى در نيم قرن اخير داشته و در اين موارد به دشوارى مى توان بين افراد خط كشى و آنها را از هم متمايز كرد و فرزندان حاصله را وابسته به فقط يك فرهنگ دانست و در نتيجه تنها يك نوع اسامى را به آنها تحميل كرد. در همين راستا وزارت كشور پرتغال طرحى را در دست اقدام دارد كه براساس آن فهرست اسامى غيرقابل پذيرش كوچك تر و نحيف تر خواهد شد و انتظار مى رود كه حداكثر تا اواسط تابستان امسال به تصويب نهايى برسد. ماريا دولوردس سرانو، سردفتر و مسؤول يكى از بزرگترين شعبات اداره ثبت اموال ليسبون مى گويد: «طبق طرح تازه انتخاب هر نام از هر فرهنگى تا آنجا كه توهين به مكان و افراد خاصى تلقى نشود، در كشور ما آزاد خواهد بود و محدوديتى نخواهد داشت.» براى آن دسته از بريتانيايى ها، آمريكايى ها و كانادايى هايى كه در پرتغال و چند كشور ديگر اروپايى زندگى مى كنند، كسب اجازه براى نامگذارى فرزندان تازه متولدشده شان، كارى عجيب بوده است، زيرا آنها از كشورهايى مى آيند كه در اين زمينه محدوديتى نداشته اند. تانيا اوهارا يك ايرلندى ساكن پرتغال كه در سال ۲۰۰۴ در اين كشور وضع حمل كرد، مى گويد: «اسم انتخابى ما براى بچه مان ليام بود كه نامى كاملاً متداول در بريتانيا است اما براى به ثبت رساندن آن و گرفتن شناسنامه اين بچه مجبور شديم از سفارت ايرلند جنوبى در ليسبون يك برگه تأييديه بگيريم كه در آن توضيح داده شده بود اسم هيچ مشكلى ندارد و توهين آميز نيست و برخاسته از فرهنگ ما است و نسخه ترجمه شده آن به زبان پرتغال را به اداره ثبت احوال شهر داديم. چنين چيزهايى واقعاً غيرمنطقى است.» فقط پرتغال نيست كه با روندهايى از اين قبيل دست و پنجه نرم مى كند. در سال ۲۰۰۲ نروژ كه حوصله اش از چانه زنى بر سر اين مسائل سررفته بود، قانون جديدى را تصويب كرد كه تصريح مى كند تنها استفاده از نام هايى غيرقانونى است كه نوعى دشنام، بيانگر كجروى هاى اخلاقى و حاوى معانى به شدت منفى باشند و ساير نام ها از هر فرهنگ و كشورى كه باشند، آزاد هستند. ايوار اوتنى استاد رشته زبان مدرن نروژ كه در دانشگاه برگن تدريس مى كند، مى گويد: «روند سختى بود و ما آن را مقدارى آسان كرديم. در كميته اى كه مأمور تحقيق و اقدام در اين زمينه شده بود، تنها كسى كه رأى مثبت به تغيير قواعد داد، من بودم و براى بقيه بى تفاوت بود.» ناقض يكديگر يك قانون جديد در دانمارك كه اجراى آن از ۱۵ فروردين ماه شروع شده است به صراحت مى گويد كه استفاده از نامهاى ساير فرهنگها ايرادى ندارد و پدر و مادرها حق دارند كه به دنبال نام هايى هم بروند كه خود مى خواهند و پيشتر در اين كشور نبوده است. در سوئد هم پارلمان اين كشور از دولت خواسته است ليست نامهاى قابل قبول و قانون هاى مربوط به آن را كه به سال ۱۹۸۲ مربوط مى شوند، برچيند و ملغى كند. مشكل موجود در اسپانيا اين است كه نام هاى غيرقابل شمارش براساس فرهنگ ايالات پرتعداد خود دارد و فرهنگ و روال حاكم بر اين ايالات به قدرى متفاوت است كه نامها نيز لاجرم ناقض يكديگر و به شدت متفاوت اند، در آلمان نيز دفترچه اى وجود دارد كه در اختيار هر پدر و مادرى براى انتخاب نام فرزندان شان گذاشته مى شود اما اين دفترچه در سال ۲۰۰۲ «به روز» شد و به ميزان زيادى تعديل گشت. در آرژانتين هم قواعد موجود به شدت تعديل و ترميم شده اند تا پدر و مادرها بتوانند در طيف و گستره وسيع ترى دست به انتخاب اسامى موردنظرشان بزنند. حتى در كشورهايى كه محدوديت ظاهرى براى انتخاب اسامى ندارند، اسم ها براساس سنت و فرهنگ جارى از دايره و حد معينى فراتر نرفته اند. مثلاً در انگليس و آمريكا ۷۵ درصد نامهاى كوچك بالنسبه تكرارى است و از ۷۵۵ نام فراتر نمى روند كه مثلاً براى آمريكا با ۲۹۶ ميليون نفر جمعيت رقم بالايى نيست.هرچه هست صاحب نظران مى گويند عدم انتخاب صحيح نام ها مى تواند به بچه ها در ايام رشدشان لطمه روحى وارد كند. آلبرت مهرابيان استاد دانشگاه كاليفرنياى آمريكا در رشته روانشناسى كه كتابى هم درخصوص نحوه انتخاب نام هاى كودكان نوشته است، مى گويد: «اگر اسم بد انتخاب شود، به بچه در سالهاى خطير رشدش لطمه روحى خواهد زد و او مجبور است سالها با رنج و مرارت آن كنار بيايد و حرص بخورد.» به يك شرط شايد هم حذف بعضى نام ها منطقى بنمايد. به عنوان مثال در پرتغال استفاده از نام اونيس براى بچه ها غيرقانونى است زيرا واژه ovni به معناى يوفو (بشقاب هاى پرنده) است! چگونه مى توان از يك آدم خواست كه وقتى بزرگ شد (و حتى در ايام كودكى او را با اسم بشقاب پرنده صدا بزنند و يا با اين روال موافق باشد؟ مقام هاى دانماركى استفاده از اسامى ميمون و لوسيفر را ممنوع كرده اند، ولى حتى در برخى موارد نام هاى سنتى و آشنا هم مشكل ساز شده اند، زيرا به فرهنگ خانواده مربوطه وابستگى نداشته و از كشور ديگرى آمده است. مهرابيان مى گويد بچه هايى كه نام شان جذاب تر و مثبت تر است، به لحاظ روحى در تحصيل و زندگى موفق تر هستند و كودكانى كه نام شان چنين نيست، چنين توفيقى را ندارند. اما او مى افزايد: «در مجموع فكر مى كنم بايد به پدر و مادرها در اين خصوص آزادى داد، ولى به شرطى كه قواعد اخلاقى زير پا گذاشته نشوند.»خيلى ها استدلال مى كنند حالا كه محدوديت در اسم گذارى در پرتغال مجموعاً يك پروسه نامگذارى سالم تر را موجب شده است، چرا قابل بسط و استفاده در ساير كشورها نباشد. اگر بخواهيم به نخستين روند قانون گذارى در اين مورد در كشور پرتغال اشاره كنيم، بايد به سال ۱۹۱۱ بازگرديم. در آن سال براساس نظرات جمع آورى شده از كليساى مركزى پرتغال ليست اسامى قابل استفاده تنظيم و ارائه شد. با اين حال به مرور زمان چند بازنويسى اساسى در آن قانون طى دهه هاى بعدى صورت گرفت تا به قانون فعلى منجر شد. ۱۰ هزار سؤال براين اساس افراد غيركاتوليك و خارجى ها حق دارند در پرتغال هم از نام هاى رايج در فرهنگ خود سود جويند و فقط كافى است ثابت كنند كه در تضاد با قواعد و اخلاقيات نيست. بحث ديگرى كه موجود است، به مناسب بودن يك اسم براى كشور مربوطه و اصولاً به معنا و برداشت موجود از واژه «مناسب» در اين زمينه ارتباط مى يابد و بايد پرسيد كه كدام اسم «مناسب و متناسب» محسوب مى شود و كدامين اسامى خير و خط تشخيص و وجه تمايز بين آنها كدام است. جواب اين سؤال هرچه باشد، مى توان تصريح كرد كه نام رنگين كمان فقط وقتى در سوئد اجازه استفاده يافت كه به ديوان عالى كشور ارجاع و آنجا صاحب مجوز لازم شد. در آلمان اين پروسه آن قدر پيچيده و مبهم است كه چند دفتر و محل مخصوص براى پاسخگويى به سؤالات موجود و حل مشكلات موجوددر وايس بادن و لايپزيك تأسيس شده اند و وظيفه شان اين است كه به مراجعه كنندگان توضيح و جواب بدهند كه نامهاى انتخابى شان قانونى و قابل قبول است يا خير. گابريل رودريگرز يكى از كارمندان و متخصصان امر در دپارتمان نامگذارى در دانشگاه لايپزيك مى گويد: «من هر سال حداقل ۱۰ هزار سؤال درباره آزاد بودن يا نبودن اين نام يا آن نام از مراجعه كنندگان و افراد مختلف دريافت مى كنم و بايد اعتراف كنم كه در بعضى موارد براى توجيه كردن پدر و مادرها در مورد غيرقابل استفاده بودن نام هاى انتخابى شان واقعاً مشكل دارم. البته اكثريت با مواردى است كه قضيه آسان است و نام هاى انتخابى تأييد مى شوند.» «منبع» بى اطلاعات اگر به پرتغال بازگرديم، بايد متذكر شويم كه اكثر سؤال هاى موجود در خصوص موارد مذكور، به ايوكاسترو منحصر و ارجاع مى شود و اوست كه بايد مشكلات را حل كند. وى كه استاد دانشگاه ليسبون است با رجوع به انواع مأخذ و مراجع و منابع اطلاعاتى تصميم مى گيرد كه كدامين نام ها قابل استفاده است و حتى از كتاب هاى سنتى و قديمى هم در اين ارتباط سود مى جويد. او براى سبك تر كردن كار يك وب سايت به راه انداخته و بر روى آن اطلاعات زيادى را حك كرده كه مراجعان را قادر مى سازد بفهمند نام انتخابى شان براى فرزند جديد خانواده معقول و قانونى هست يا خير. با اين حال حتى اين دانش پژوه پرتغالى هم كه حلال مشكلات ناميده شده، معترف است كه پاسخ بعضى سؤالات را نمى داند. «در بعضى موارد چون پاسخ را نمى دانم، به سؤال كنندگان توصيه مى كنم به متن قانون رجوع كنند، حال آنكه اصلاً قانونى در اين زمينه وجود ندارد!»
|