پنجشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۸۵ - ۲۱ ربيع الاول ۱۴۲۷
Thu, Apr 20, 2006
گزارش
۳۴۴۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
موسيقى
مهرگان
ماجرا
دردسرهاى اسم گذارى بر روى نوزادان در اروپا
هويت به سرقت رفته
قسمت دوم و پايانى
سالى فرهات
ترجمه: رامين شريف زاده

خانم و آقاى فولى پس از وقوع حادثه به كمك اين افراد مى آيند.ولى جانى مى و افراد ديگرى مانند وى بيشتر وقتشان را صرف برگزارى سمينارهاى مختلف جهت طرح اين مشكل مى نمايند.وى مى گويد، «برخى آدمها به من گفته اند، اشكالى ندارد اگر دزدان، هويت يا اعتبار من را به سرقت ببرند، چون به هرحال اعتبار من خراب است. ولى من به آنها مى گويم، فرض كنيد در حال رانندگى هستيد و پليس بدون هيچ دليلى جلويتان را مى گيرد و به خاطر اينكه جرايم رانندگى تان را پرداخت نكرده ايد، بازداشتتان مى كند.ولى شما راجع به اين قضيه اصلاً اطلاعى نداشتيد.»اين قضيه در ماه ژانويه براى فردى در شهر اسپرينگ فيلد در ايالت ايلينوى اتفاق افتاد.يك پليس راهنمايى و رانندگى زن ۷۹ ساله اى را متوقف مى كند، سابقه وى را از طريق پايگاه داده هاى جرايم ايالتى كنترل مى كند، و وى را به خاطر نوشتن چكهاى برگشت خورده بازداشت مى كند.البته، روشن مى شود كه اين چكها توسط يك دزد هويت نوشته شده بودند.به هر حال، با وجود اينكه دزدى هويت در سال ۱۹۹۶ رخ داده بود و وى اين مورد را به مقامات نيروى انتظامى گزارش داده بود، اين زن بيگناه به اداره پليس برده و بازداشت شد.
مى مى گويد: «مشكل اين است كه تا زمانى كه ثابت نكنيد آن فرد شما نيستيد، شما را بازداشت خواهند كرد.مسأله دزدى هويت خيلى گسترده تر از دزديدن شماره كارت هاى اعتبارى است.»
اينترنت: خوب يا بد؟
همه عاشق اينترنت هستند.اما، چون همه از آن استفاده مى كنند حتماً افراد كلاهبردار را هم به سوى خود جلب مى كند.طبق آمار FTC، كلاه بردارى اينترنتى فقط از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ ، ۵۱ درصد افزايش داشته - كه مشتريان به طور متوسط در هر مورد ۱.۶۸۶ دلار خسارت ديده اند.ويليام هاسلينگر، استاد تجسس جرايم اقتصادى در هيلبرت كالج هامبورگ، در ايالت نيويورك، مى گويد، «سابقه دزدى هويت خيلى بيشتر از آن چيزيست كه مردم فكر مى كنند.ولى، به خاطر وجود اينترنت اين قضيه اكنون شديدتر شده است.ناشناس ماندن در اينترنت، كلاه بردارى را آسانتر مى كند.افرادى كه محال بود در شرايط ديگرى دست به اين كار بزنند، اكنون اين كار را انجام مى دهند.اين يك راه آسان و بى زحمت براى پول درآوردن است، و خطر دستگير شدن هم بسيار كم است.»
نفوذ كردن در اطلاعات شخصى افراد ديگر و به دست آوردن شماره كارتهاى اعتبارى به دليل نرم افزارهاى امنيتى مدام سخت تر مى شود. اين امر باعث شده تا بسيارى از روشى بسيار پيچيده تر به نام «فيشينگ» استفاده كنند، كه كپى كردن يك تارنما از منبعى مطمئن مانند يك بانك است.سپس، اين كلاه برداران حرفه اى لينك اين وب سايت جعلى را براى افراد اى-ميل مى كنند و اطلاعات خصوصى ايشان را جويا مى شوند.معمولاً مصرف كنندگان شماره كارت اعتبارى، شماره حساب بانك يا تأمين اجتماعى خود را مى دهند - يا فقط نام كاربرى و شماره رمز - كه همان اطلاعاتى است كه دزدها به آن نياز دارند.از هر ۱۰۰ مورد فيشينگ ۵ مورد فردى را به دام مى اندازد.
پس از دزديدن اين اطلاعات شخصى، از آنها براى نفوذ به حسابهاى بانكى يا حسابهاى اعتبارى يا خريد اقلام گران مانند وسايل الكترونيكى استفاده مى شود.طبق برآورد FTC، با هر هويت مورد سوء استفاده قرار گرفته شده بيش از ۱۰‎/۰۰۰ دلار پول، كالا يا خدمات نصيب دزد مى شود.در ماه مارس، شركتهاى بزرگ مانند مايكروسافت، eBay و ويزا در شبكه گزارش فيش (Phish Report Network) به هم پيوستند.اين شبكه شركتهايى كه قربانى فيشينگ شده اند را قادر مى سازد تا به طور مطمئنى وب سايتهاى جعلى را به يك پايگاه داده هاى مركزى گزارش دهند.شركتهاى ديگر با ملحق شدن به اين شبكه مى توانند به پايگاه داده ها دسترسى داشته باشند و يا اخطارهايى در مورد سايتهاى فيشينگ شناخته شده دريافت كنند.ديويد زام والت، مدير عامل شركت پرايوسى مستقر در دالاس، مى گويد، «اگر من و شما يكديگر را در خيابان ملاقات كنيم، خودمان تصميم مى گيريم چه اطلاعاتى را مايليم در مورد خودمان فاش كنيم.اما در دنياى مجازى اينترنتى، قواعد متفاوت هستند. وقتى كه شما در اين دنيا به جست وجو مى پردازيد، امكان ايجاد اعتماد يا شهود را نداريد.»يكى ديگر از روشهاى مربوط به اينترنت، جمع آورى مخفيانه اطلاعات افراد، در هنگام استفاده آنها از كامپيوتر است.هاسلينگر تعريف مى كند كه چگونه سالها پيش «كى لاگرها»ضربه كليدهاى او را رديابى كرده و رمز AOL او را دزديدند.
هاسلينگر مى گويد، «يك روز كه به خانه آمدم، اى ميلى داشتم كه مى گفت عضويت مرا به خاطر استفاده از تارنماهاى غيرقانونى لغو كرده اند.فوراً به آنجا تلفن كردم ولى AOL تلفن را قطع كرد.در آن وقت بود كه فهميدم كسى رمز داخل شدن به سيستم و شماره رمز مرا به دست آورده و به چتها و تارنماهاى غيرقانونى رفته است.» شش ماه بعد او نامه اى از AOL دريافت كرد كه از او عذرخواهى كرده بودند.
قانون و فناورى آينده
يك سال پيش، دولت فدرال ايالات متحده قانونى را به تصويب رساند كه به موجب آن مجازاتهاى فعلى تشديد شد و سرقتهاى مشدد هويت را در رده جرايم كيفرى با مجازاتهاى اجبارى قرار داد.
امسال، لايحه جديدى براى امكان دسترسى مجانى افراد به سوابق اعتبارى شان در كنگره مطرح خواهد شد.به عنوان بخشى از قانون شرح مبادلات اعتبارى منصفانه و دقيق، شهروندان مى توانند به تارنماى Annualcreditreport.com مراجعه كرده و هر ۱۲ ماه يكبار درخواست گزارشى كامل، بدون پرداخت هيچگونه هزينه اى، از اين تارنما بنمايند.(بسته به يك برنامه از پيش تعيين شده، گزارشها در زمانهاى مختلف براى مناطق مختلف ارائه خواهد شد.)
شركتهاى اعتبارى نيز اقداماتى جهت مبارزه با دزدى هويت انجام داده اند.براى مثال، با استفاده از فناورى پيشرفته كامپيوترى، اين شركتها مى توانند كلاهبرداريها را با تشخيص الگوى خرج كردن نامتعارف شناسايى كنند.به نويسنده اين گزارش از طرف شركت ويزا يك روز پس از اينكه از كارت اعتبارى اش در آلمان استفاده شده بود، تلفن شد.وقتى به وى تلفن زده شد، او در شهر سياتل در ايالت واشنگتن بود.شركت ويزا مسؤوليت پرداخت ۳۰۰۰ دلارى را كه به شماره كارتش هزينه شده بود به عهده وى نگذاشت، و كارت اعتبارى وى را بلافاصله باطل كرد.با اين حال، طرحهاى بيشمارى كه مى توانستند به افرادى كه قربانى دزدى هويت شده اند كمك كنند، توسط كنگره و پارلمانهاى ايالتى رد شده اند.فولى مى گويد، «واقعاً نااميد كننده است.گناهكار فرض مى شويد، مگر اينكه ثابت كنيد بيگناه هستيد.»بيومتريك يكى ديگر از فناورى هايى است كه در امر جلوگيرى از كلاهبردارى توسط دزدى هويت تغييرات اساسى به وجود آورده، بخصوص در رابطه با گواهينامه رانندگى.اداره هاى راهنمايى و رانندگى ايالتهاى كلورادو و كانزاس از اطلاعات مربوط به شناسايى چهره استفاده مى كنند.با كنترل المثنيها و نامهاى مستعار، اين سيستم در تشخيص اينكه فردى از نام جعلى استفاده كرده به آنها كمك مى كند.روش ديگرى كه در فناورى بيومتريك از آن استفاده مى شود «پرداخت از طريق لمس »است.اين روش به مشترى اجازه مى دهد تا با استفاده از دستگاه اسكن انگشت به حساب بانكى اش دسترسى پيدا كند.طرفداران اين روش مى گويند كه اين سيستم ايمنتر از استفاده از يك كارت اعتبارى يا كارت بدهى است.در حال حاضر اين سيستم در ۸۵ فروشگاه در ايالتهاى جنوب شرقى مراحل آزمايشى را طى مى كند.فناوريهايى نيز در رابطه با كنترل امضاى شخص ايجاد شده اند.يك امضا داراى اثرات بيومتريكى نيز مى باشد: با اينكه يك فرد امضاى شما را كپى كند، ولى نمى تواند مكثهاى دستتان يا فشارى را كه به قلم وارد مى كنيد را كپى كند.ممكن است بتوان به راحتى يك امضا را جعل كرد، ولى با راه حلى كه توسط شركت سى والت، شركتى در شهر سن خوزه ايالت كاليفرنيا، ارائه شده، اين فناورى مى تواند تضمين كند - در زمان واقعى - شخصى كه رسيد پرداخت را امضا كرده، خود شما هستيد و نه يك جعل كننده امضا.ولى با وجود تمام قوانين و فناوريهايى كه در دنيا وضع و ايجاد شده اند، هيچكس كاملاً مصون نيست.هاسلينگر اظهار مى دارد، «فناورى مدام در حال تغيير است.و آدمهاى بد هميشه يك گام جلوتر از آدمهاى خوب هستند.اگر فناورى جديد فرصتى براى يافتن راهى جهت دور زدن سيستمهاى امنيتى به آنها بدهد، آنها قطعاً اين راه را پيدا خواهند كرد.اين موضوع هميشه مربوط به عكس العمل نشان دادن در مقابل اعمال انجام شده اين افراد است.»
منبع: واشنگتن پست
دردسرهاى اسم گذارى بر روى نوزادان در اروپا
با اسم بشقاب پرنده موافقى؟!
254931.jpg
وصال روحانى

اسم گذارى بر روى نوزادان در اروپا به يك معضل بدل شده و يكى از جاهايى كه در اين زمينه مشكلات بيشترى دارد و كار حتى به انتشار يك ليست از نام هاى ممنوعه كشيده شده، پرتغال است.
سالها پيش هر نام كوچك قابل تصورى را در اين كشور و بر روى بچه ها مى يافتيد. از مگنوليا گرفته تا ياسمين و با اينكه شمارى از آنها هنوز آزاد است اما از چندى پيش وزارت هاى كشور و دادگسترى پرتغال استفاده از تعدادى نامها را غيرقانونى اعلام كرده اند و يك سايت اينترنتى هم در اين زمينه موجود است كه اسامى قابل استفاده و ممنوعه در آن درج شده و تكليف را تا حدى مشخص ساخته است.
جالب تر اينكه روى اين سايت ۳۹ برگ حاوى اسامى آزاد و ۴۱ برگ حاوى نام هاى غيرقابل استفاده وجود دارد و بهتر است هر پدر و مادرى قبل از گزينش نام دلخواهش ابتدا سرى به اين سايت بزند و ببيند دنيا دست كيست! آنجا مى يابيد كه نام هاى لوليتا، مارادونا(!) و مونا ليزا غيرقابل استفاده اند و همچنين حق رفتن به سمت نام هاى گوارا، ماركس و رزا لوكزامبورگ را نداريد. در عوض نام هاى مصطلح و بسيار رايج در كشورهاى لاتين مثل ژائو، آرائو و ماريا هيچ مشكلى را دربرندارند.
اگر به اداره ثبت احوال در ليسبون و يا ساير شهرهاى پرتغال برويد، مأموران و كارمندان توضيحاتى به شما درباره نامهاى آزاد و ممنوعه ارائه مى دهند، اما اقداماتى هم در حال شكل گيرى است تا بساط نام هاى ممنوعه برچيده شود و به كسانى كه پدر و مادر شده اند اختيارات و حوزه عمل وسيع ترى براى گزينش نام فرزندان شان داده شود. حقيقت آن است كه دنياى كنونى به شدت با آنچه كه مثلاً ۳۰ سال پيش بود، فرق كرده و مرزهاى بين كشورها سست تر از هر زمانى شده است. در شرايطى كه در هر كشورى هزاران هزار اتباع ساير ملل را مى يابيد چگونه مى توانيد به آنها تكليف كنيد كه اين يا آن اسم را حتماً برگزينند و يا بالعكس از آن دورى كنند؟
اگر توهين نشود
از طرف ديگر ازدواج و وصلت بين اهالى يك كشور با اتباع و مهاجران ساير كشورها نيز روند فزاينده اى در نيم قرن اخير داشته و در اين موارد به دشوارى مى توان بين افراد خط كشى و آنها را از هم متمايز كرد و فرزندان حاصله را وابسته به فقط يك فرهنگ دانست و در نتيجه تنها يك نوع اسامى را به آنها تحميل كرد. در همين راستا وزارت كشور پرتغال طرحى را در دست اقدام دارد كه براساس آن فهرست اسامى غيرقابل پذيرش كوچك تر و نحيف تر خواهد شد و انتظار مى رود كه حداكثر تا اواسط تابستان امسال به تصويب نهايى برسد.
ماريا دولوردس سرانو، سردفتر و مسؤول يكى از بزرگترين شعبات اداره ثبت اموال ليسبون مى گويد: «طبق طرح تازه انتخاب هر نام از هر فرهنگى تا آنجا كه توهين به مكان و افراد خاصى تلقى نشود، در كشور ما آزاد خواهد بود و محدوديتى نخواهد داشت.»
براى آن دسته از بريتانيايى ها، آمريكايى ها و كانادايى هايى كه در پرتغال و چند كشور ديگر اروپايى زندگى مى كنند، كسب اجازه براى نامگذارى فرزندان تازه متولدشده شان، كارى عجيب بوده است، زيرا آنها از كشورهايى مى آيند كه در اين زمينه محدوديتى نداشته اند.
تانيا اوهارا يك ايرلندى ساكن پرتغال كه در سال ۲۰۰۴ در اين كشور وضع حمل كرد، مى گويد: «اسم انتخابى ما براى بچه مان ليام بود كه نامى كاملاً متداول در بريتانيا است اما براى به ثبت رساندن آن و گرفتن شناسنامه اين بچه مجبور شديم از سفارت ايرلند جنوبى در ليسبون يك برگه تأييديه بگيريم كه در آن توضيح داده شده بود اسم هيچ مشكلى ندارد و توهين آميز نيست و برخاسته از فرهنگ ما است و نسخه ترجمه شده آن به زبان پرتغال را به اداره ثبت احوال شهر داديم. چنين چيزهايى واقعاً غيرمنطقى است.» فقط پرتغال نيست كه با روندهايى از اين قبيل دست و پنجه نرم مى كند. در سال ۲۰۰۲ نروژ كه حوصله اش از چانه زنى بر سر اين مسائل سررفته بود، قانون جديدى را تصويب كرد كه تصريح مى كند تنها استفاده از نام هايى غيرقانونى است كه نوعى دشنام، بيانگر كجروى هاى اخلاقى و حاوى معانى به شدت منفى باشند و ساير نام ها از هر فرهنگ و كشورى كه باشند، آزاد هستند. ايوار اوتنى استاد رشته زبان مدرن نروژ كه در دانشگاه برگن تدريس مى كند، مى گويد: «روند سختى بود و ما آن را مقدارى آسان كرديم. در كميته اى كه مأمور تحقيق و اقدام در اين زمينه شده بود، تنها كسى كه رأى مثبت به تغيير قواعد داد، من بودم و براى بقيه بى تفاوت بود.»
ناقض يكديگر
يك قانون جديد در دانمارك كه اجراى آن از ۱۵ فروردين ماه شروع شده است به صراحت مى گويد كه استفاده از نامهاى ساير فرهنگها ايرادى ندارد و پدر و مادرها حق دارند كه به دنبال نام هايى هم بروند كه خود مى خواهند و پيشتر در اين كشور نبوده است. در سوئد هم پارلمان اين كشور از دولت خواسته است ليست نامهاى قابل قبول و قانون هاى مربوط به آن را كه به سال ۱۹۸۲ مربوط مى شوند، برچيند و ملغى كند.
مشكل موجود در اسپانيا اين است كه نام هاى غيرقابل شمارش براساس فرهنگ ايالات پرتعداد خود دارد و فرهنگ و روال حاكم بر اين ايالات به قدرى متفاوت است كه نامها نيز لاجرم ناقض يكديگر و به شدت متفاوت اند، در آلمان نيز دفترچه اى وجود دارد كه در اختيار هر پدر و مادرى براى انتخاب نام فرزندان شان گذاشته مى شود اما اين دفترچه در سال ۲۰۰۲ «به روز» شد و به ميزان زيادى تعديل گشت. در آرژانتين هم قواعد موجود به شدت تعديل و ترميم شده اند تا پدر و مادرها بتوانند در طيف و گستره وسيع ترى دست به انتخاب اسامى موردنظرشان بزنند.
حتى در كشورهايى كه محدوديت ظاهرى براى انتخاب اسامى ندارند، اسم ها براساس سنت و فرهنگ جارى از دايره و حد معينى فراتر نرفته اند. مثلاً در انگليس و آمريكا ۷۵ درصد نامهاى كوچك بالنسبه تكرارى است و از ۷۵۵ نام فراتر نمى روند كه مثلاً براى آمريكا با ۲۹۶ ميليون نفر جمعيت رقم بالايى نيست.هرچه هست صاحب نظران مى گويند عدم انتخاب صحيح نام ها مى تواند به بچه ها در ايام رشدشان لطمه روحى وارد كند. آلبرت مهرابيان استاد دانشگاه كاليفرنياى آمريكا در رشته روانشناسى كه كتابى هم درخصوص نحوه انتخاب نام هاى كودكان نوشته است، مى گويد: «اگر اسم بد انتخاب شود، به بچه در سالهاى خطير رشدش لطمه روحى خواهد زد و او مجبور است سالها با رنج و مرارت آن كنار بيايد و حرص بخورد.»
به يك شرط
شايد هم حذف بعضى نام ها منطقى بنمايد. به عنوان مثال در پرتغال استفاده از نام اونيس براى بچه ها غيرقانونى است زيرا واژه ovni به معناى يوفو (بشقاب هاى پرنده) است! چگونه مى توان از يك آدم خواست كه وقتى بزرگ شد (و حتى در ايام كودكى او را با اسم بشقاب پرنده صدا بزنند و يا با اين روال موافق باشد؟ مقام هاى دانماركى استفاده از اسامى ميمون و لوسيفر را ممنوع كرده اند، ولى حتى در برخى موارد نام هاى سنتى و آشنا هم مشكل ساز شده اند، زيرا به فرهنگ خانواده مربوطه وابستگى نداشته و از كشور ديگرى آمده است.
مهرابيان مى گويد بچه هايى كه نام شان جذاب تر و مثبت تر است، به لحاظ روحى در تحصيل و زندگى موفق تر هستند و كودكانى كه نام شان چنين نيست، چنين توفيقى را ندارند. اما او مى افزايد: «در مجموع فكر مى كنم بايد به پدر و مادرها در اين خصوص آزادى داد، ولى به شرطى كه قواعد اخلاقى زير پا گذاشته نشوند.»خيلى ها استدلال مى كنند حالا كه محدوديت در اسم گذارى در پرتغال مجموعاً يك پروسه نامگذارى سالم تر را موجب شده است، چرا قابل بسط و استفاده در ساير كشورها نباشد. اگر بخواهيم به نخستين روند قانون گذارى در اين مورد در كشور پرتغال اشاره كنيم، بايد به سال ۱۹۱۱ بازگرديم. در آن سال براساس نظرات جمع آورى شده از كليساى مركزى پرتغال ليست اسامى قابل استفاده تنظيم و ارائه شد. با اين حال به مرور زمان چند بازنويسى اساسى در آن قانون طى دهه هاى بعدى صورت گرفت تا به قانون فعلى منجر شد.
۱۰ هزار سؤال
براين اساس افراد غيركاتوليك و خارجى ها حق دارند در پرتغال هم از نام هاى رايج در فرهنگ خود سود جويند و فقط كافى است ثابت كنند كه در تضاد با قواعد و اخلاقيات نيست. بحث ديگرى كه موجود است، به مناسب بودن يك اسم براى كشور مربوطه و اصولاً به معنا و برداشت موجود از واژه «مناسب» در اين زمينه ارتباط مى يابد و بايد پرسيد كه كدام اسم «مناسب و متناسب» محسوب مى شود و كدامين اسامى خير و خط تشخيص و وجه تمايز بين آنها كدام است. جواب اين سؤال هرچه باشد، مى توان تصريح كرد كه نام رنگين كمان فقط وقتى در سوئد اجازه استفاده يافت كه به ديوان عالى كشور ارجاع و آنجا صاحب مجوز لازم شد.
در آلمان اين پروسه آن قدر پيچيده و مبهم است كه چند دفتر و محل مخصوص براى پاسخگويى به سؤالات موجود و حل مشكلات موجوددر وايس بادن و لايپزيك تأسيس شده اند و وظيفه شان اين است كه به مراجعه كنندگان توضيح و جواب بدهند كه نامهاى انتخابى شان قانونى و قابل قبول است يا خير. گابريل رودريگرز يكى از كارمندان و متخصصان امر در دپارتمان نامگذارى در دانشگاه لايپزيك مى گويد: «من هر سال حداقل ۱۰ هزار سؤال درباره آزاد بودن يا نبودن اين نام يا آن نام از مراجعه كنندگان و افراد مختلف دريافت مى كنم و بايد اعتراف كنم كه در بعضى موارد براى توجيه كردن پدر و مادرها در مورد غيرقابل استفاده بودن نام هاى انتخابى شان واقعاً مشكل دارم. البته اكثريت با مواردى است كه قضيه آسان است و نام هاى انتخابى تأييد مى شوند.»
«منبع» بى اطلاعات
اگر به پرتغال بازگرديم، بايد متذكر شويم كه اكثر سؤال هاى موجود در خصوص موارد مذكور، به ايوكاسترو منحصر و ارجاع مى شود و اوست كه بايد مشكلات را حل كند. وى كه استاد دانشگاه ليسبون است با رجوع به انواع مأخذ و مراجع و منابع اطلاعاتى تصميم مى گيرد كه كدامين نام ها قابل استفاده است و حتى از كتاب هاى سنتى و قديمى هم در اين ارتباط سود مى جويد. او براى سبك تر كردن كار يك وب سايت به راه انداخته و بر روى آن اطلاعات زيادى را حك كرده كه مراجعان را قادر مى سازد بفهمند نام انتخابى شان براى فرزند جديد خانواده معقول و قانونى هست يا خير. با اين حال حتى اين دانش پژوه پرتغالى هم كه حلال مشكلات ناميده شده، معترف است كه پاسخ بعضى سؤالات را نمى داند. «در بعضى موارد چون پاسخ را نمى دانم، به سؤال كنندگان توصيه مى كنم به متن قانون رجوع كنند، حال آنكه اصلاً قانونى در اين زمينه وجود ندارد!»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |