|
شرح حال زندگى زنان از صدر اسلام تا قرن ۱۴ هجرى
|
|
|
|
|
|
|
|
زنان رئيس جمهور
|
|
|
|
|
شرح حال زندگى زنان از صدر اسلام تا قرن ۱۴ هجرى
تذكرة الخواتين
فريبا افكارى
كتاب تذكرة الخواتين(۱) اثر محمد بن محمد رفيع ملقب به ملك الكتاب شيرازى (۱۲۶۹ ق) با چاپ سنگى از كتاب هاى موجود در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران است و شرح حال مشاهير نسوان عالم از عرب، رومى، هندى و عجم از صدر اسلام تا ابتداى قرن چهاردهم هجرى را بيان كرده است. كتاب حاضر در واقع ترجمه اى از كتاب خيرات حسان است كه ملك الكتاب، تأليف آن را به خود نسبت داده است. وى در مقدمه كتاب اظهار داشته است: «از آنجا كه ارباب سير، [از] احوالات اين زنان به درستى ذكرى نكرده اند، مصمم شده است تا در حالات نساء مشهوره تحقيق كند و از حسن اتفاق، كتاب مشاهير النساء از تأليفات محمد ذهنى افندى را به دست آورده و ترجمه آن را اساس قرار داده و معلومات خود را با بعضى از تصرفات بر آن افزوده است.(۲) براين اساس، برخى از حروف و مداخل نام زنان، خلاصه يا حذف شده است و سه جلد تذكره «خيرات حسان» به يك جلد تقليل يافته است. اين كتاب به صورت چاپ سنگى در بمبئى به سال ۱۳۰۶ ق و به خط ميرزا مهدى شيرازى در ۱۷۸ صفحه منتشر شده است.(۳) تذكرة الخواتين شامل اسامى ۲۹۶ نفر از زنان است كه با «آمنه بنت وهب» آغاز و به «ياسمن بو» ختم مى شود و در ميان آنها، اسماء زنان مشهور در تاريخ اسلام و زنان پادشاهان صفويه و قاجار نيز به چشم مى خورد. در فهرست كتاب، اسامى زنان به ترتيب حروف الفبا و شماره صفحه كتاب قيد شده است و مؤلف پس از ذكر نام هر زن، كنيه و لقب و نيز ويژگى هاى هنرى و علمى و شخصيت برجسته آنها را توصيف كرده است. همچنين به معرفى نسب، شجره، خاندان و قبيله آنها به همراه اوصاف حميده و صفات پسنديده شان با استناد به نقل برخى حكايات، روايات و رويدادهاى تاريخى كه بعضاً عوامانه است پرداخته و نمونه هايى از اشعار شعراى مشهور را نيز آورده است. اسامى زنان ذيل هر مدخل به صورت هاى مختلفى ضبط و نقل گرديده است. گاه تنها به نام كوچك اكتفا شده و گاه به توصيف ويژگى هاى شخصيتى، تاريخى، ادبى و عرفانى آنها پرداخته است كه نمونه هايى از زنان عبارتند از: ۱- آمنه بنت وهب مادر رسول خدا ۲ - ام جميل از اقوام ابوهريره ۳- انيس الدوله ۴ - پريخانم دختر شاه طهماسب ۵- صفيه زوجه رسول خدا ۶ - ويكتوريا ملكه انگلستان ۷ - هند جگرخوار بنت عتبه حجم مطالب هر مدخل در مورد زنان، از چند سطر تا يك صفحه متفاوت است و بيشترين مطالب مربوط به زنان عرب است. آغاز كتاب مانند آغاز خيرات حسان است، با همان براعت استهلال، با اين تفاوت كه در خيرات حسان نام مؤلف، اعتمادالسلطنه بوده كه در تذكرة الخواتين حذف شده است. مطلبى كه ملك الكتاب بدان افزوده، شامل ۸ صفحه است در شرح حال ملكه ويكتوريا و ذكر خيرى از شاه جهان بيگم رئيسه بهوپال كه بنا به امر وى اين كتاب را تأليف كرده است. از ويژگى هاى مهم تذكرة الخواتين مى توان به كثرت و تنوع نام و نسب زنان ايرانى، عرب، رومى و هندى از آغاز تا قرن چهاردهم هجرى اشاره نمود كه مؤلف با استناد به منابع تاريخى وبرخى كتب، آن را گردآورى كرده است. همچنين ذكر نمونه اشعار فارسى و عربى زنان شاعر، معرفى نسب و خاندان هر يك از زنان و برخى اطلاعات شخصى درباره آنها كه در كمتر منبعى اشاره شده است، از محاسن كتاب و زحمات مؤلف به شمار مى رود. شرح حال برخى از مشهورترين زنان ايرانى دوره قاجار كه داراى ويژگى هاى برجسته شخصيتى، تاريخى، ادبى و عرفانى بوده اند، آورده مى شود: انيس الدوله انيس الدوله دامت شوكت ها، عقيله معظمه مشاراليها از بانوان سراى سلطنت و از مخدرات عظيم الشأن حرم جلالت است در حضرت گردون سبطت شاهنشاهى اعليحضرت همايون ناصرالدين شاه خلدالله بملكه و دولته خطوتى تمام دارد و حصول مرضات الهى را با استرضاى خاطر مقدس ضل اللهى واجبى فورى مى شمارد اصل اصليش از دارالخلافه طهران و شغل منيفش حمايت ضعفاى هر سامان، عقل و كفايت و كاردانيش ضرب المثل و از اكثر عقلا و كفاه اكفى و اعقل منكر اعتسافست و مؤيد درستى و انصاف و توان گفت در حق اين ستر عظيم القدر هست كه سروده اند: «ولو كان النساء كمثل هذى لفصلت النساء على الرجال» و مدحتى بسزا نموده اند مختصر خدو تقوى و پرده عفافش با آثار خيريه مطرز و مزين و ماثرجليله او در اماكن شريفه و روضات عرش درجات مشهود و معين است و از آن وقت كه مرحومه مغفوره ستر كبرى مهد عليا، طاب ثراه والده اعليحضرت شاهنشاه صاحبقران ناصرالدين شاه دا ملكه رخت به بهشت برين كشيد و در عرفات فردوس جاى گزيد پذيرايى نساء محترمه خانواده سلطنت و دودمان سعادت اقتران خدافت درمواقع رسمى و اعياد و غيره به عهده قدردانى و منزلت شناسى نواب عليه مفخمه دام اجلالها موكولست و مكار اخلاق و محاسن آرايش در اوقات تشريفات و ترتيبات مشهور منقول و نشان تمثال بى مثال شهريارى كه از امتيازات بزرگ دولت ابد آيت عليه است و نشان شفقت دولت فخيمه عثمانى درجه احترام و بلندى رتبه و مقام مجلله مشاراليها را ظاهر مى سازد و شرح آثار خيريه او از اين قرار است: جيقه الماس، تقديم روضه مقدسه حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام، ضريح نقره براى شهداى كربلا عليهم رضوان الله، پرده مرواريد تقديم آستان حضرت سيدالشهدا عليه السلام، نيم تاج الماس تقديم حضرت رضا عليه السلام،تعمير در نقره طلاكوب مسجد گوهرشاد، ده باب دكان وقف حضرت رضا عليه السلام براى روضه خوانى، وقف كاشانك، بقعه وگنبد شاهزاده حسين در امامه، بناى پل در ناصرآباد سمت لواسان، طبع و تقسيم مجانى تاريخ حضرت صديقه طاهره(ع) از مجلدات كتاب ناسخ التواريخ. خازن الدوله خازن الدوله از زوجات محترمه خاقان خلدآشيان فتحعلى شاه طاب ثراه است. مرحومه مشاراليها از جوارى والده معظمه خاقان مغفور خلدآشيان فتحعلى شاه بود چون والده خاقان راه روضه رضوان گرفت، حضرت خاقان به خدام حرم فرمودند يكى را از ميان خود منتخب كنيد كه رياست كلى در حرمخانه داشته باشد و آنچه از نقد و جنس و مقررى به توسط والده خاقان به هر يك از شما مى رسيد بعدها به واسطه او برسد، خدام حرم بعد از مشورت گفتند محض احترام مرحومه معظمه والده خاقان يكى از جوارى ايشان بايد به رياست منتخب شود، بنابراين گل بدن باجى به اين سمت انتخاب وشغل صندوقدارى برقرار شد و مقامى منيع يافت و اين شعر را سجع مهر خود قرار داد «معتبر در ممالك ايران قبض صندوقدار شاه جهان.» و فى الحقيقه اعتبار مهر او به درجه كمال بود و اگر كرورها به تجار حواله مى نمود همين كه قبض مى داد با كمال اطمينان مى دادند. مختصر، چون از فرط كفايت، اقتدارى فوق العاده در حرمخانه خاقانى به هم رسانيد و كارها را بر طبق ميل خاقانى منظم گردانيد در سلك زوجات حضرت خاقان منسلك و ملقب به خازن الدوله گرديد. حياتى، زوجه نورعلى شاه «حياتى» زوجه نورعلى شاه مشهور و مسماه به بى بى جانى بوده و قواعد و معارضات عرفان را از شوهر خود كسب كرده و چون طبعى موزون داشته تقريباً ده هزارشعر به نظم آورد، كه غالباً مشتمل بر كلمات عرفاست. منع دلم از ناله مكن در پى محمل كز ناله كسى منع نكرده است جرس را چاره درد من بيچاره را داند و عمداً، تغافل مى كند آيا طاهير قدس عرش آشيان مجو دانه از دام اين خاكدان قفس بشكن و بال و پر باز كن به گلگشت و گلزار پرواز كن كتاب شناسى ۱. نسخه اى از كتاب چاپ سنگى تذكرة الخواتين به شماره۴۳۷ B/در بخش نسخ خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران موجود است. ۲. گلچين معانى، احمد، تاريخ تذكره هاى فارسى، ۲ج، كتابخانه سنايى، تهران۱۳۶۳ش. ۳. مشار، خانبابا، فهرست كتابهاى چاپى فارسى از آغاز تا سال۱۳۴۵ ۲،ج، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران۱۳۵۲ش.
|
|
|
|
|
مبارزات يك زن براى پزشك شدن
او زنى بسيارجدى بود. دركنار اين جديت كه بخشى از وجود او بود او زنى بود سرشار از احساسات. زنى فروتن بود كه با موانعى كه برسرراه ادامه تحصيل براى زنان وجودداشت، مبارزه كرد و درآن زمان براى نشان دادن توانايى هاى يك زن، در برابر مردان قابليت هاى خود را نشان داد. «هوپه بريجز آدامز لهمن» نخستين زن پزشك در آلمان است كه به زبان انگليسى مسلط بود. همين توانايى باعث شد كه بتواند خيلى از مرزها را بشكند. او به عنوان يك فعال در جنبش زنان و نخستين زنى بود كه با نوشتن پايان نامه دكترايش به صورت مخفيانه در رشته پزشكى تحصيل كرد. در سال ۱۸۷۳ او همراه با مادرش كه زنى انگليسى بود به آلمان رفت. او تصميم داشت زبان آلمانى بياموزد و بتواند به عنوان معلم مشغول به كار شود ولى بعد از اينكه سه سال در آلمان زندگى كرد، نظرش عوض شد. او در لايپزيك شروع به تحصيل در رشته پزشكى كرد. درآن زمان اعتقاد براين بود كه زنان نمى توانند به دليل گنجايش كمتر مغزى تحصيلات دانشگاهى داشته باشند و چون از نظر روانى در موقعيتى قرارندارند كه بتوانند فشارهاى جسمانى را نيز تحمل كنند، نمى توانند بعد از تمام كردن تحصيلات خود كاركنند. با اين حال دانشگاه لايپزيك با پذيرش عده اى از دانشجويان زن مخالفت خود را با اين عقيده نشان داد و كلاس هاى دروس آزاد براى زنان برقرار شد. در سايه اين كلاسها بود كه زنان توانستند اين سد را بشكنند و وارد كلاس هاى دروس اساتيد شوند. از آنجا كه تا سال ۱۸۹۳ درآلمان دبيرستان دخترانه وجودنداشت زنان علاقه مند به تحصيلات دانشگاهى به زبان لاتين آشنايى نداشتند و به همين علت نمى توانستند در رشته پزشكى درس بخوانند ولى هوپه زبان انگليسى را خوب مى دانست. او براى وارد شدن به دانشگاه در رشته پزشكى از كاردار سفارت انگليس و ملكه آوگوستا ويكتوريا درخواست اجازه كرد ولى با وجود تلاش هايى كه براى شركت در كلاسها كرده بود نتوانست اين اجازه را دريافت كند و از دادن امتحانات محروم ماند. او با تمام اين حال هرگز مأيوس نشد و از اساتيد برجسته دانشگاه درخواست كمك كرد و در سال ۱۸۸۰ به صورت مخفيانه امتحانات عمومى پزشكى را داد ولى كسى تا ۲۰ سال او را پزشك خطاب نكرد. طبق قوانين آن زمان او مى توانست كاركند اما اجازه نوشتن نسخه و گواهى فوت و تولد را نداشت. هوپه با كمك همسرش مطب تأسيس كرد ولى او مى خواست هرطور شده يك كلينيك براى زنان تأسيس كند تا زنان كارگر مادران را تحت حمايت و درمان قراردهد. او براى تأمين پول اين كلينيك به مونيخ رفت و موفق شد پس از تلاش بسيار اين كلينيك را تأسيس كند. دركلينيك او زنان فقير هم از حق داشتن امكانات اتاق يك تخته استفاده كنند. او وقتى به ۵۹ سالگى رسيد ازسوى دادگاه احضار شد تا درمورد انجام عمل سقط جنين پاسخگو باشد ولى جامعه پزشكى لايپزيك از او حمايت كرد. هوپه زنى دلير و شجاع كه موفق شده بود نام خود را به عنوان نخستين پزشك زن در آلمان ثبت كند در ۶۱ سالگى درحالى كه به آرزوهايش رسيده بود جان سپرد.
|
|
|
|
|
سال ها تلاش زنان بريتانيا براى رسيدن به حق رأى
|
|
|
مهسا مقدمى «املين پنكهارت» متولد منچستر - انگلستان در طول دوران انقلاب صنعتى انگلستان به دنيا آمد. پدر و مادر او جزو فعالان جنبش هاى اصلاح طلبانه بودند. گفته مى شود كه املين قصد داشته است كه دنيا را تغيير دهد. در سال ۱۸۷۹ او با «ريچارد پنكهارت» (Richard Pankhurst) ازدواج كرد و ريچارد در آن زمان عضو پارلمان كشور انگلستان بود و با همراهى و مساعدت همكارش فيلوف جان استوآرت ميل نخستين طرح پيشنهادى دادن حق رأى به زنان را مطرح كرد. ريچارد و املين داراى ۳ فرزند به نام هاى كريستبل، سيلويا و آدلا بودند كه هر سه آنها همراه و يارى دهنده پدر و مادر خود به شمار مى رفتند و سعى مى كردند تا آنجا كه ممكن است در فعاليت هاى آنها سهيم باشند. املين به همراه همسرش ريچارد براى گذراندن يك دوره كلاس هاى مربوط به حقوق و قانون گذارى مجبور شدند به لندن عزيمت كنند اما تمامى تلاش هاى او به دليل داشتن ديدگاه هاى افراطى تكذيب و انكار شد. به دليل وضعيت بد اقتصادى املين يك مغازه زيورآلات اشيا تجملى باز كرد زيرا به هر طريقى كه شده بود او ناچار بود خانواده اش را تأمين كند. آغاز فعاليت ها و جنبش ها در سال ۱۸۹۳ نيوزيلند با حق رأى و شركت زنان در انتخابات موافقت كرد در حالى كه زنان بريتانياى كبير همچنان از دستيابى به اين هدف فرسنگ ها فاصله داشتند تا زمانى كه املين اتحاديه حق رأى براى زنان را تأسيس كرد. اين اقدام املين باعث شد تا بريتانياى كبير به طور جدى راجع به دادن حق رأى به زنان فكر كند. سال ۱۸۹۴ به عنوان نقطه عطفى در تاريخ بريتانيا محسوب مى شود، در اين سال بود كه زنان متأهل اين حق را پيدا كردند كه تنها در انتخابات محلى شركت كنند البته ناگفته نماند كه آنان همچنان حق رأى دادن در انتخابات ملى را هنوز پيدا نكرده بودند. املين از اينكه زنان مى توانستند حتى در انتخابات محلى شركت كنند احساس غرور و خوشحالى مى كرد اما مى دانست كه هنوز جنگيدن در اين مورد نه تنها پايان نيافته است بلكه شروع شده است. در سال ۱۸۹۸ همسر املين ريچارد از دنيا رفت بعد از آن املين سمتى را در دفتر ثبت احوال كسب كرد. شغل جديد او اين فرصت را برايش به وجود آورد تا در مورد زنان، فعاليت ها و حتى تقلا كردن آنها براى زندگى بيشتر بداند و آگاهى پيدا كند. اتحاديه سياسى و اجتماعى زنان (wspu) در سال ۱۹۵۳ توسط املين تأسيس شد. اين گروه از زنان در تظاهرات دموكراتيك و فعاليت هاى مردمى شركت مى كردند. در سال ۱۹۵۸ زنان طرفدار حق رأى و انتخابات زنان به دليل سختگيرى هاى دولت و اعمال فشار در مورد دادن حق رأى به زنان شيشه هاى خانه نخست وزير را شكستند. اين اقدام يعنى شكستن پنجره هاى اعضاى دولت براى زنان امرى عادى شده بود. در همان سال زنان عضو اتحاديه تظاهراتى را در لندن برپا كردند و تلاش كردند كه وارد مجلس عوام اين كشور بشوند. به دنبال اين وقايع پليس تعداد زيادى از زنان را دستگير كرد كه املين نيز جزو آنها بود. آنها در زندان اعتصاب غذا كردند. بعد از گذشت ماه ها از فعاليت هاى زنان اتحاديه در بريتانياى كبير املين جزو ۱۰ نفرى بود كه همچنان اعتصاب غذا را ادامه داده بود سپس پارلمان مجبور شد تا سياستى جديد را اتخاذ كند. او به اعتصاب كنندگان اجازه داد تا از زندان آزاد شوند اما در شرايطى كه آنها به محكوميتشان ادامه دهند بعد از اينكه دوباره قواى جسمانى خود را بازيافتند. به رغم تمامى اعتراضات در مورد دادن حق رأى به زنان اتحاديه جنگ هاى خود را هرچه بيشتر شدت دادند. در سال ۱۹۱۳ تعدادى از زنان عضو اتحاديه تلاش كردند كه آپارتمان چند نفر از اعضاى دولت را كه با دادن حق رأى به زنان مخالفت مى كردند به آتش بكشند. همچنين جايگاه تماشاچيان مسابقات ماشين سوارى و كلوپ گلف نيز توسط همين افراد به آتش كشيده شد. بالاخره در سال ۱۹۱۸ نخست وزير وقت «ديويد جرج» اين اجازه را داد تا زنان بالاى ۳۰ سال مى توانند در انتخابات شركت كنند. و در نهايت سال ۱۹۲۸ زمانى بود كه حق رأى دادن زنان آزاد شد در همان سنى كه مردان مى توانستند رأى دهند و بالاخره املين قبل از مرگش توانست به هدفى كه هميشه در ذهن او بود دستيابى پيدا كند و آرزوهايش به حقيقت بپيوندند.
|
|
|
|
|
زنان رئيس جمهور
زنى كه تسليم شرايط نمى شد
|
|
|
معصومه پيروز بخت
ويولتا باريوس چامورا كه از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۶ رياست جمهورى نيكاراگوا را به عهده داشت، در ۱۹۳۰ در شهر ريوس به دنيا آمد. وى تحصيلات خود را در آمريكا به اتمام رساند و همزمان نيز روزنامه اى منتشر مى نمود. در سال ۱۹۵۰ او با پدرو چامورا كاردنال ازدواج نمود، چندى بعد ، پدرو صاحب امتياز روزنامه لاپرنزا شد و تصميم گرفت اين روزنامه را به صداى مخالفان سوموزا تبديل كند. به همين دليل، بيشتر اوقات پدرو در زندان بود و حتى در سال ۱۹۵۷ او به اتفاق همسرش ويولتا تبعيد شد. در سال ۱۹۶۰ او مورد بخشش قرار گرفت و به همراه همسرش به وطن محبوبش بازگشت. مشكلات اين زوج پايانى نداشت و سرانجام در سال ،۱۹۷۸ پدرو در سوءقصدى جان خود را از دست داد. ظاهراً اين سوءقصد سبب شكل گيرى و شروع انقلاب ضدسوموزا گرديد. ويولتا كسى نبودكه تسليم شرايط شود، به همين جهت همانند همسرش، فعاليت هاى ضد دولت سوموزا را آغاز كرد. پس از پيروزى انقلاب ساندينيست ها ، از ويولتا دعوت شد تا به تيم پنج نفره رهبرى نيكاراگوا بپيوندد و او قبول كرد. اما سال بعد استعفا كرد زيرا روند رو به رشد سياست هاى ماركسيستى ساير اعضاى رهبرى موافق نبود. او از طريق روزنامه خود مخالفت با آنان را آغاز نمود. در سال ۱۹۸۶ روزنامه او تعطيل شد. گرچه در سال ۱۹۸۷ اين روزنامه ، بدون سانسور ، مجدداً به فعاليت خود ادامه داد. دراين زمان كشور نيكاراگوا به دليل جنگ هاى داخلى در حال تجزيه بود. تا اين كه رئيس جمهور وقت دانيل اورتگا با مخالفان صلح كرد و قرار شد انتخاباتى آزاد در كشور برگزار شود. گروه ساندينيست ها اورتگا را به عنوان نماينده خود برگزيد و او در طول مبارزات انتخاباتى از ساير كانديداها بيشتر رأى آورده بود. ويولتا چامورا نيز از طرف ۱۴ حزب مختلف و مؤتلف حمايت مى شد. هدف اصلى اين احزاب اين بود كه دانيل اورتگا دراين انتخابات موفق نشود. به همين جهت چامورا با آراى زياد و غيرقابل تصورى در اين انتخابات پيروز و در سال ۱۹۹۰ به سمت رياست جمهورى كشور نيكاراگوا انتخاب شد. چامورا با مشكلات زيادى مواجه بود و مى بايست فرايند دشوار تجديد بنا و اصلاحات را در كشورى آغاز كند كه اقتصادى ويران و بدهى هاى سنگين بين المللى داشت و متوسط درآمد سالانه هريك از افراد در سال ۴۰۰دلار و نرخ تورم آن ۱۳۵۰۰ درصد بود. او موفق شد بين احزاب و گروه هاى مختلف صلح نسبى برقرار كند. او تلاش نمود تا بيشتر ويرانى هاى حاصل از حكومت هاى قبلى را آباد كند و دارايى هايى را كه قبلاً دولتى اعلام شده و توسط دولت اداره مى شد و سبب بروز مشكلاتى شده بود، خصوصى اعلام كرد. تلاش هاى او از طرف دولت آمريكا مورد انتقاد قرار گرفت، زيرا كه اولاً اجازه داده بود تعدادى از ساندينيست ها در دولت باقى بمانند و دوم اينكه بلافاصله دارايى هايى را كه سوموزا مصادره كرده بود، باز نگردانده بود. هركسى مى توانست درك كند كه هدف اوليه چامورا حفظ صلح در كشور بود و اين هدفى بود كه او طى دوران زمامدارى بخوبى از عهده آن برآمد. در حال حاضر خانم چامورا رئيس گروه خدمات اجتماعى است و در صحنه سياست نيكاراگوا نقشى غيرفعال اما نافذ و صاحب عقيده را بازى مى كند.
|
|
|
|