پنجشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۸۵ - ۲۱ ربيع الاول ۱۴۲۷
Thu, Apr 20, 2006
جوان
۳۴۴۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
موسيقى
مهرگان
ماجرا
درباره جوانان و پس انداز
يك پيشنهاد
گزارشى از فعاليت مراكز غيردولتى براى كمك
به زلزله زدگان لرستان
يك پس انداز عجيب و غريب
تا حرف از پس انداز مى شود ياد پول و درآمد و توجيبى هاى هفتگى و ماهانه مان مى افتيم. اما پس انداز تنها به اين اسكناسهاى درشت و هراس انگيز خلاصه نمى شود ! بلكه در دنيايى كه ما زندگى مى كنيم، خصوصاً در اين عصر و روزگار كه انواع تنش ها خودآگاه و ناخودآگاه روح و جسم ما را مورد آزار قرار مى دهند، پس انداز از نوع ديگرى مطرح مى شود كه نامش پس انداز انرژى است و با خود مى تواند پس انداز بعدى يعنى پول را با خود به همراه بياورد. براى اين نوع پس انداز بايد نيروهاى مثبت درون آن را افزايش دهيد و راههاى اين افزايش را در خودتان بيابيد. مثلاً اگر دوستان خوبى داريد كه باعث به وجود آمدن حسهاى خوب در شما مى شود، روابطتان را با آنها بيشتر كنيد؛ همچنين خواندن كتابهاى آرام بخش، رفتن به كوه و ديدن مناظر طبيعى و هر چيزى كه حس خوشايندى را در شما ايجاد مى كند، از راههاى پس انداز و ذخيره سازى انرژى هاى مثبت است. آن چيزى كه بعد از ذخيره اين انرژى مطرح مى شود، راههاى از دست ندادن اين نيرو است. سعى كنيد انرژى هاى ذخيره شده درونتان را صرف امور بيهوده نكنيد. يكى از بارزترين راههاى اتلاف انرژى گذراندن وقت و زمان با گفتن و شنيدن حرفهايى است كه نه تنها كار مفيدى را از پيش نمى برند كه حتى صرف انرژى كرده و شما را خسته و افسرده مى كنند و صندوقچه انرژى شما را با نيروهاى سياه و سنگين پر مى كنند.
درباره جوانان و پس انداز
كابوس قلك هاى خالى
254877.jpg
سارا جمال آبادى

دنيا با تمام بزرگى اش خيلى كوچك است و فردا با همه تصورى كه از دور بودنش وجود دارد خيلى نزديك و امروز به قدرى زود و سريع تبديل به ديروز مى شود و مثل يك برگ خشك از درخت عمر پايين مى افتد كه باور كردنى نيست. زمين با سرعت دور خورشيد مى چرخد و موهاى سپيد توى آينه به سختى روزى را به ياد مى آورند كه سياه سياه بوده اند، سياه به رنگ زغال!
بهتر است تقصير را به گردن گردش زمين بيندازيم كه آنقدر بى ملاحظه چرخيد كه عصر يك سفره بودن و از يك قرص نان خوردن گذشت و انسان ها رو به تمدن نهادند و كالاهاى خود را با كالاى همسايه و همشهرى و ناهمسايه و ناهمشهرى مبادله كردند و گاه اين ميان سر همديگر را به كلاهى گرم و پشمى پوشاندند و گاه مصلحت ديدن كلاه را تا روى چشمانشان پايين بكشند و مجبور نشود به مردمك چشمان بى گناه و بى حيله ديگرى نگاه كنند و باز هم بهتر است به گناهان اين ديوار كوتاه اضافه كنيم كه چرخيد و چرخيد تا كالاهاى مبادله گر تبديل شدند به سكه و پول هر آنچه كه امروز حتى براى نفس كشيدن به آن نيازمنديم.
دنيا را با دو چشم ببين!
شايد ساليان سال خود را به كوچه نامربوط زدن و ديدن با يك چشم فكر را خسته كرد. فكرى كه عادت داشت و بايد دنيا را با هر دو چشم مى ديد تا تعادل نگاهش بهم نخورد و الا كلنگ فكر يك پا در زمين و يك پا در هوا باقى نماند. عصر يك چشمى ديدن دنيا و خواندن انشاى «علم بهتر است يا ثروت» پاى تخته سياه و كنار قامت گچى معلم خسته تمام شد و امروز با وجود دانشگاه هاى آزاد و غيرانتفاعى پشت در ماندن استعدادهاى در آرزومانده دانشگاه و جواب رد شنيدن بسيارى از مجنون هاى جيب خالى كه بر در خانه ليلى نشسته بودند به انتظار بله و همچنين تنها ماندن بسيارى از ليلى ها به علت خالى بودن جيب و همچنين انصراف بسيارى از دانشجويان رشته هاى هنرى كه زير فشار خرج و مخارج خريد دوربين و فيلم و بوم و راپيدهاى ۳۰ ، ۴۰ هزارتومانى كم دو تا كرده بودند ثابت كرد - بيش از پيش كه - هم پول و هم علم هر دو لازمه يك زندگى متعادلند در جغرافيايى كه هم روح ناديدنى حق زندگى دارد و هم جسم ديدنى!
پول هايى براى خرج نكردن
آدم پولدارى هستيد يا آدم پولدارى نيستيد سؤال اين نيست بلكه سؤال اين است كه چقدر ته جيب هايتان پول هايى داريد كه داشتن آنها دليلى براى خرج شدنشان نيست و در واقع اين پول هاى ته جيب مانده پول هايى هستند كه براى خرج نكردن، پول هاى براى روز مبادا براى فردايى كه حتماً مى آيد! شاهين ۲۷ ساله كارمند مى گويد: مگر به كارمند جماعت چقدر حقوق مى دهند كه پس انداز هم بشود. من اگر آخر ماه پول كم نياورم كلاهم را بالا مى اندازم و خوشحالى مى كنم. او كه ماهى متوسط ۲۳۰ هزار تومان دريافتى دارد و تشكيل خانواده نداده و محل سكونتش هم خانه پدرى است درباره خرج و مخارجش مى گويد: يك دست لباس و خرج رفت و آمد و پول سيگار و اگر پيش بيايد خريدن هديه اى براى يك دوست و جمع شدن هفتگى دوستان و رفتن به سينمايى كه ۱۲۰۰ تومان بليتش مى شود چيزى از اين حقوق بخور و نمير باقى نمى گذارد.
اما پيمان ۲۹ ساله و كارمند با حقوق ۲۸۰ هزار تومان توانسته آنقدر پس انداز كند كه از بانك مسكن ۱۸ ميليون تومان وام بگيرد و خانه اى دست و پا كند. پيمان درباره نحوه پس اندازش مى گويد: جوان ها خرج هاى الكى بسيارى دارند مثلاً چرا بايد هر هفته لباسى تازه خريد، چرا بايد با تاكسى رفت و آمد كرد وقتى مى توان به راحتى با اتوبوس به محل كار يا هر جاى ديگر رفت. به نظر پيمان اصلاً لزومى ندارد هر هفته با دوستان دور هم جمع شد و جوجه كباب و پيتزا سفارش داد. به او مى گويم پس لذت زندگى چه مى شود و پيمان درباره لذت هاى زندگى اش مى گويد: ديدن فوتبال، خريدن روزنامه، خوردن ناهارهاى لذيذ خانگى، خواب و فكر كردن به اينكه پس از چند سال كاركردن بالاخره سقفى هست كه از بارش باران و آفتاب در امان بمانى!
هليا هزاران هزار بار از صحبت كردن بيش از حد توبه مى كند و باز هم بى اراده توبه خود را مى شكند. او كه فارغ التحصيل زبان انگليسى است و مترجم زبان در يك شركت واردكننده كالا كه حقوق خوبى هم در آخر هر ماه به حسابش واريز مى شود درباره پس انداز مى گويد: حقيقت تلخ اين است كه مى توانم پس انداز كنم و نمى كنم. حتى اگر مقدارى پس انداز داشته باشم در برابر آن مقدارى كه مى توانست باشد بسيار كم است. هليا كه ۲۵ سال سن دارد درباره نحوه به اتمام رسيدن حقوقش مى گويد:اول از همه تلفن است كه هر ماه به خودم مى گويم نبايد اين همه پول بى زبان را به خاطر حرف زدن هاى بى خود كه نزدنشان حتى بهتر است به مخابرات بدهم او در ادامه مى گويد: ماه پيش نزديك به ۴۰ هزار تومان تنها پول sms دادم و با اينكه قبض موبايل را خودم از جيب خودم پرداخت كردم اما پاى باجه بانك داشتم از خجالت خودم به زيرزمين مى رفتم اما ر.ج مادر دو پسربچه ۴ و ۷ ساله درباره پس انداز پول نظرات متفاوت ترى نسبت به هم نسلان مجردش دارد. اين خانم ۳۵ ساله كه ماهى روى هم رفته ۳۵۰ هزار تومان درآمد دارد گفت: خريد لباس، خريد مواد غذايى، خرج رفت و آمد، پول آب و برق و گاز، اجاره خانه و ... را همه از حقوق دريافتى خودم پرداخت مى كنم اما هنوز چيزى باقى مى ماند براى پس انداز كردن و روز مبادا رو كردن!
او مى گويد: اگر ۳۶۰ تومان حقوق بگيرم فكر مى كنم ۳۴۰ تومان حقوق گرفته ام و اصلاً به ۲۰ تومان باقيمانده فكر هم نمى كنم؛ حتى اگر تا سرحد مرگ و زندگى به آن احتياج داشته باشم.
مادر نيما و رامين درباره نحوه آموزش پس انداز مى گويد: با اينكه پسرهاى من سن و سالى ندارند اما از بچگى با حضور عنصرى به نام قلك در اتاق هايشان آشنا مى شوند و با بزرگ شدن آنها اين قلك ها هم رشد پيدا مى كند من هر هفته چيزى به عنوان پولى كه نبايد خرج شود به آنها مى دهم و هر دو در قلك هايشان اين پول را پس انداز مى كنند و ناخودآگاه در وجودشان اين عمل هميشگى مى شود و فكر به اينكه قلك شان چقدر وزن دارد هميشه دنبالشان مى كند.
خواب قلك هاى خالى
خواب مى بينم قلك هاى بزرگ وخالى دنبالم كرده اند؛ قلك هايى كه تنها صداى جابه جا شدن يك سكه لب جويده شده از آن بيرون مى آيد و ديگر هيچ! تلفن زنگ مى زند كسى كه پشت خط است با صداى خشنى مى پرسد: قصد نداريد بدهى اين ماهتان را بپردازيد؟!
فكر و خيال فردا بى خوابش مى كند؛ بدخوابش مى كند و به محض اينكه خواب پشت چشم هايش را گرم مى كند كسى لبه تخت مى نشيند و آرام با تبسمى زجرآور مى گويد: فردا چه مى كنى؟ از خواب مى پرد انگار كه هيچ وقت خواب نبوده است؛ بيدارتر از هميشه به صفحه ساعت نگاهى مى اندازد و دود سيگار است كه از لبه باز در به بيرون مى رود؛ دود سفيد دور شهر مى چرخد و در سياهى شب بى ستاره گم مى شود؛ نادر در عرض يك چشم به هم زدن كارش را، درآمدش را و به دنبال همه اينها آرامش خيالش را از دست مى دهد. نادر به نادرى فكر مى كند كه در جواب مادرش كه روزى ۱۰ بار به او مى گفت: خرج هاى اضافى ات را كم كن و فكر فردا باش با پوزخند مى گفت: چو فردا شود فكر فردا كنيم!
على امانى مى گويد: بعضى ها ذاتاً پس اندازگر هستند و بعضى ها ذاتاً ولخرج! و جمعيت دور نوزاد دوقلو تازه به دنيا آمده حلقه زده اند و با حرارت مى گويند: نگاه كن آن يكى دست و دل باز است و آن يكى خسيس و دليل اين مشاهده شان را مشت بسته كودك خسيس و مشت باز كودك دست و دلباز عنوان مى كنند. على امانى كه اين توجيه به نظرش خنده دار است مى گويد: اصلاً از اينكه فكر كنم در حساب پس اندازم پولى دست نخورده باقى مانده است احساس ناراحتى مى كنم و تا آن مقدار پول را از حسابم خارج نكنم و به قول معروف چاهى برايش نكنم راحت نمى شوم.
اما سعيد كه دانشجوى فوق ليسانس است و در همان حال مشتى بر خانه ليلى دارد و هر دم از پدر عروس مى شنوند نه چون خانه ندارى نه چون ماشين ندارى نه چون درآمدت براى يك زندگى كافى نيست هم مى گويد: آدم اهل پس اندازى نبودم، به قول بچه ها دست و دلباز و بى باك و بى خيال پول بودم اما از زمانى كه قصد تشكيل خانواده در سرم پيدا شد تازه فهميدم كه تا امروز چه اشتباه بزرگى مرتكب مى شدم و اگر كمى فكر فردا را مى كردم و چاه هايى كه بايد پركنم را هرگز اين همه دست و دلبازى نمى كردم.
پريسا اما نمى خواهد دوباره پس انداز اين واژه دو بخشى سنگين كه همواره و بيشتر اوقات از زبان بزرگترها جارى مى شود حرف بزند اما نكته اى دارد كه خالى از لطف نيست. پريسا مى گويد: من دوستى دارم كه درآمد ندارد؛ پول توجيبى اش هم آنقدر نيست كه بتواند مقدارى از آن را كنار بگذارد اما پس انداز دارد. او درباره چگونگى وقوع اين حادثه شگرف مى گويد: او پول من و ديگران را قرض مى كند و پس انداز مى كند؛ هر زمان هم كه به او مى گوييم ببخشيد خودمان احتياج به پول خودمان داريم با لبخند زهرآور مى گويد: شرمنده، پول را سرمايه گذارى كرده ام!
۲۳ راه براى پس انداز كردن
ما ايرانى ها تا دلتان بخواهد ضرب المثل هاى بسيار شيرين و كاربردى داريم. از آن جمله اينكه: ماهى را هر وقت از آب بگيرى تازه است. پس اگر مى خواهيد ماهى پس انداز را از آب تازه بگيريد، قبل از آن اين چند روشى كه از راه هاى مؤثر پس انداز است را مرور كنيد.
۱- هميشه كمتر از درآمدتان خرج كنيد.
۲- در فكر زياد كردن پولتان باشيد.
۳- به راه هاى پول درآوردن در خانه فكر كنيد.
۴- چيزى خريد كنيد كه خود به عنوان سرمايه اى به حساب آيد. مثل همين سكه بهار آزادى كه ناگهان از ۶۰ هزار تومان به ۲۰۰ هزار تومان رسيد.
۵- از كارت بانك ها كمتر استفاده كنيد. به اين شماره توجه اساسى بفرماييد. فكر كردن به اين موضوع كه هر لحظه مى توان به پول دست داشت و آن را خرج كرد تا حد بسيار زيادى افراد را به سمت خرج هاى زائد پيش مى برد.
۶- قبل از خريد فكر و از خريد چيزهايى كه اهميت حياتى ندارند، صرفنظر كنيد.
۷- زنگ هاى تلفنى را كه به صدا درمى آوريد، كنترل كنيد.
۸- اهل چانه زدن و تخفيف گرفتن باشيد.
۹- قبل از خريد تا شماره ۱۰ بشمريد و بعد پايتان را درون فروشگاه مد نظر بگذاريد.
۱۰- فصل مناسب را براى خريد انتخاب كنيد، چرا كه در بعضى فصل ها قيمت ها بالاتر از آن چيزى است كه بايد باشد (مثل شب عيد).
۱۱- بيشتر از آنچه كه لازم است مواد غذايى خريدارى نكنيد، مخصوصاً در زمانى كه بيرون از خانه و با دوستان هستيد.
۱۲- اگر به طور ثابت مجله اى را مى خريد، سعى كنيد مشترك آن مجله باشيد تا هزينه كمترى صرف خريد كنيد.
۱۳- سقف پس انداز را نه تنها كاهش نداده و تا حد امكان افزايش دهيد، هر چند اين افزايش ناچيز باشد.
۱۴- عجله نكنيد! وقت كافى براى خرج كردن پولتان وجود دارد.
۱۵- دخانيات را ترك كنيد.
۱۶- تفريحاتى كه به پول كمترى نياز دارند را انتخاب كنيد.
۱۷- حتماً اگر چاق هستيد، رژيم بگيريد.
۱۸- افزايش درآمد را در هيچ حالتى فراموش نكنيد.
۱۹- چشم و هم چشمى را كنار بگذاريد.
۲۰- ماشين قسطى را فروخته، مدتى با وسايل عمومى رفت و آمد كنيد تا با پول نقد بتوانيد خريد ماشين را انجام دهيد. بدون اينكه پرداخت سود زيادى را متحمل شويد.
۲۱- بيمه شدن را فراموش نكنيد تا مقدار كمترى هزينه درمان بپردازيد.
۲۲- فراموش نكنيد قطره قطره جمع گردد، ناگهان دريا شود!
۲۳- و به قول فرنگى ها «Start Saving Money Today» يعنى همين امروز پس انداز را شروع كنيد!
دنبال چه مى گردى
دنبال كسى مى گردم كه از آقاى فرزاد مروجى اطلاعى داشته باشد. ايشان الآن دانشجوى ادبيات در تهران هستند و مدال طلاى ادبيات هم دارند.
Olympiad2006@yahoo.com
من دنبال سه نفر از همكلاسى هايم مى گردم. امير حسين بهزادى راد كه فكر مى كنم در دانشگاه رشت درس مى خواند، محمد مهدى موسايى دانشجوى دانشگاه لرستان و محمدميرزاپور. ما در سال هاى هشتاد ويك تا هشتادو سه با هم در هنرستان درس مى خوانديم.
لطفاً به من Mail بزنيد.
على احمدى
Hadi-chendanry@yahoo.com
سال ها پيش در كلاس سوم دبستان معلمى به نام شيرين نعمتى داشت كه دوست دارم دوباره او را ببينم. اگر نوشته مرا مى خواند با من تماس بگيرد.
Arash2bay@yahoo.com
براى پايان نامه ام نياز به عكس هاى لباس هاى محلى مردم خوزستان، بوشهر، بندر عباس و بلوچستان دارم. اگر كسى از اين عكس ها دارد به من اطلاع بدهد.
Sanazfh81@yahoo.com
من دانشجوى رشته روان شناسى هستم و دوست دارم فيلم هايى كه مضامين آنها به رشته من مربوط مى شوند را ببينم. اگر كسى اطلاعى از اين فيلم ها دارد به من mail بزند.
Nina-nue@yahoo.com
دنبال دوستم غزاله بختياريان مى گردم. چند وقت است كه از او خبرى ندارم. لطفاً هر كس از او خبرى دارد به من هم اطلاع بدهد.
Sh-leprae@yahoo.com
براى آشنايى تاريخ ادبيات نمايشى در ايران چه كتاب هايى مى  توانم بخوانم؟ اگر فهرستى از آن ها داريد، برايم بفرستيد.
Jafar-irani@yahoo.com
مى خواهم استاد دانشگاهم آقاى علامه زاده را ببينم كه در دانشگاه شهيد چمران درس مى داد. كسى از او خبرى دارد؟
على سرمدى
Savadi-ali29@yahoo.com
يك پيشنهاد
هوو
254829.jpg
وقتى فيلم «نياز» در اوايل دهه هفتاد روى پرده سينماها رفت، تماشاگران و منتقدين سرذوق آمدند. فيلمى كه ماجراى دو پسر فقير و تلاش آنها براى به دست آوردن يك شغل را به تصوير مى كشيد . اما پايان آن چيزى جز «گذشت» و «انسانيت» نبود. از آن زمان پانزده سالى گذشته و عليرضا داوودنژاد، كارگردان آن فيلم، آثار مختلفى ساخته. بعضى ها پرفروش و بعضى هم نه چندان راضى كننده. اما در دو سه سال اخير او روش فيلمسازى اش را تغيير داد و با عنوان حمايت از سينماى ملى، فيلم هايى ساخت. ملاقات با طوطى و هشت پا از نمونه هاى تفكر جديد او بودند. اما امسال تازه ترين ساخته او، نه مثل نياز قصه اى تلخ دارد و نه مانند هشت پا و ... قصه اى كاريكاتورى. «هوو»، ماجراى مردى پولدار است كه مى خواهد به دور از تمام ماديات فقط زندگى كند. اما اين اتفاق ساده اى نيست. فيلم پر است از شوخى و طنز و شخصيت هايى كه همه ما از آنها حرصمان مى گيرد! رضا عطاران، مريم كاويانى، رضا داوودنژاد و ... بازيگران اين فيلم هستند. مطمئن باشيد از ديدن «هوو» لذت مى بريد. حتى اگر قصه اش را هم دوست نداشته باشيد.
گزارشى از فعاليت مراكز غيردولتى براى كمك
به زلزله زدگان لرستان
ترويج
مهرورزى
254826.jpg
مردم ايران از قديم، به عشق و محبت مشهور بوده اند. آنها بدون هيچ انتظارى محبت شان را به ديگران عرضه مى كنند. و اين عشق بى دريغ، هنگام درد بيشتر هم مى شود. كافى است گروهى در گوشه اى از اين سرزمين آسيبى ببينند تا مردم، براى كمك به او دست به كار شوند. نمونه اش زلزله بم كه همه خانه ها و كاشانه ها را زير و رو كرد و همان وقت بود كه سيل كمك هاى مردمى روانه آن شهر شد. اما اين دردها، باز هم سراغ ما آمده اند. اين بار جايى ديگر در لرستان زمين لرزه اى كه تعطيلات عيد را به كام مردم آنجا تلخ كرد. اما اين بار هم سازمان هاى دولتى و غيردولتى فعاليتشان را شروع كرده اند. يكى از آنها سازمان غيردولتى شهاب (شوراى هماهنگى امور بحران ها ) است كه چهارده تشكل غيردولتى آن را راه اندازى كرده  اند. سوگل كشميرى، مدير تبليغات سازمان مى گويد: «بعد از زلزله بم، گروه ها به خاطر هماهنگى بيشتر اين سازمان را تشكيل دادند. گروه هاى مختلفى از اتاق بازرگانى گرفته تا مؤسسه مطالعات اجتماعى و زيست محيطى بوميدان، عضو آن هستند. اين سازمان به همراه مراكز دولتى تلاش مى كند تا قدرى از آسيب ديدگى ها را جبران كند.» آنها براى كمك به مردم درد ديده لرستان تصميم گرفته اند كه بازارچه خيريه اى برگزار كنند: «ما براى كمك به مسائل فرهنگى كودكان و نوجوانان، تصميم گرفته ايم كه بازار را برگزار كنيم و براساس اولويت ها در منطقه، براى پيشگيرى از بيمارى ها، ساخت مسكن و مدرسه و ... اقدام مى كنيم.» در بازارچه خيريه شهاب، مواد غذايى، پوشاك و وسايل تزئينى دست ساز و ... ارائه مى شود: «قرار است تمام مديران NGOهايى كه در تهران هستند به علاوه هنرمندان و مسؤولان مختلف به اين بازارچه بيايند.
افرادى مثل محمدرضا گلزار، دكتر بهشتى و افرادى از سازمان ملل بيايند تا از اين الگو براى مكان هاى ديگر هم ايده بگيرند.» برگزاركننده ها مطمئنند كه بازارچه پر از خريدارانى مى شود كه به هيچ چيز، جز كمك به كودكان فكر نمى كنند. روز جمعه، فرهنگسراى ملل در قيطريه تهران، از نه صبح تا نه شب ميزبان ايرانى هاست. آنهايى كه تنها به خوبى  ها فكر مى كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |