جمعه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۲ ربيع الاول ۱۴۲۷
Fri, Apr 21, 2006
هنر (تجسمى،موسيقى)
۳۴۴۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
تجسمى
به مناسبت نمايشگاه نقاشى زويا توكلى در آلمان
منطقه آزاد
حراج جواهرات سلطنتى
دو خواهرزاده اليزابت دوم كه هم اكنون ملكه انگلستان است، تصميم گرفتند اشيا و اموالى كه از مادر خود به ارث برده اند را به حراج بگذارند. اين تصميم بى سابقه كه تاكنون از سوى افرادى تا اين اندازه نزديك به خانواده سلطنتى اتخاذ نشده بود براى فرار از ماليات سنگين اين ارثيه است. حالا باز هم بگوييد ارثيه خوب مى تواند زندگى آدم را تغيير دهد.
البته ناگفته نماند ارزش اين اشيا و جواهرات آنقدر زياد است كه حتى پس از كسر ماليات نيز ثروت هنگفتى براى ورثه مى ماند.
در ميان اشيا پرنسس مارگارت كه صاحب اصلى آنها بود، تاج ازدواج او نيز وجود دارد كه بين ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزارپوند (۲۶۰ تا ۳۵۰ هزاردلار) ارزشگذارى شده است.
اشياى با ارزش ديگرى نيز در اين مجموعه ديده مى شود كه غير از ارزش مادى داراى ارزش تاريخى است آن هم به دليل صاحبان قبلى آنها. يكى از اين اشيا ساعتى است كه ملكه مارى، مادر بزرگ مارگارت به او هديه كرده بود. اين ساعت نقره بين ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزاردلار قيمتگذارى شده است.
شما هم اگر علاقه  مند به اين آثار هستيد مى توانيد درخردادماه سرى به حراجى كريستيز بزنيد.
اخبار سرگرم كننده دوسالانه ها
حدود دوسالى است كه هرچند وقت يك بار، خبرى از زمان برپايى دوسالانه هاى سفال و مينياتور شنيده مى شود و بعد هم با گذشت مدتى، زمان برپايى آنها به تعويق مى افتد.
به تازگى خبر ديگرى درباره دوسالانه سفال و سراميك منتشر شده كه از برپايى اين دوسالانه در شهريورماه امسال درمركز فرهنگى هنرى صبا خبر مى دهد.
البته دوسالانه سفال پيش از تغيير مديريت مركز هنرهاى تجسمى وزارت ارشاد، درگيرى  هايى بر سر انتخاب شوراى سياستگذارى دوسالانه داشت كه مورد موافقت هنرمندان سفالگر نبود. در هر حال هنرمندان سفالگر چندماهى فرصت دارند تا خبر تعويق بعدى اين دوسالانه را بشنوند.
بيتل ها در سيرك
آخر عاقبت گروه افسانه اى بيتلز كه همچنان طرفداران بسيارى در دنياى موسيقى دارد به سيرك كشيده شد. قرار است تابستان امسال، ترانه هاى منتشر نشده اى از بيتلز براى موسيقى يك برنامه سيرك در لاس وگاس آماده اجرا و پخش شود.
البته همزمان با آن، آلبومى از اين آثار نيز منتشر خواهد شد كه تاكنون در هيچ يك از آلبوم هاى اين گروه منتشر نشده است. پل مك كارتنى، رينگو استار و خانواده هاى جورج هريسون و جان لنون به اجراى اين پروژه نظارت دارند.
پرتره بازيگر هرى پاتر
دانيل راد كليف، ستاره فيلم هرى پاتر به غير از اعضاى خانواده سلطنتى انگليس، جوان ترين فردى است كه تابلوى نقاشى انفرادى او در گالرى پرتره ملى انگلستان به نمايش گذاشته شد.
پرتره رادكليف ۱۶ ساله، اثر استوارت پيرسون رايت در شمار بيش از ۴۰ اثر جديدى است كه در اين گالرى مشهور در معرض ديد عموم قرارگرفته است.
استوارت پيرسون در سال ۲۰۰۰ كه هنوز به سراغ هنرپيشگان هرى پاتر نرفته بود نيز پرتره اى بحث برانگيز از پرنس فيليپ، همسر ملكه اليزابت دوم كشيده بود.
مشكلات بنياد مميز
بنياد مميز كه در زمان درگذشت اين هنرمند گرافيست راه اندازى آن شروع به شكل گيرى كرد گويا با مشكل برخورد كرده است. همسر اين هنرمند اعلام كرده است كه براى آغاز به كار اين بنياد از شهردارى تهران درخواست كمك كرده اند.
با وجود آنكه تصويب اساسنامه بنياد به مرحله پايانى رسيده اما مانند ديگر مراكز غيرانتفاعى كشور كه با مشكلات مالى برخورد مى كنند اين بنياد نيز با مشكل نداشتن فضا و ساختمان مواجه است.
دعواى چين و ژاپن
دولت هاى چين و ژاپن كه هميشه دعواهاى سياسى بسيارى با هم داشتند به تازگى دعواهاى خود را به مسائل فرهنگى و هنرى نيز كشانده اند. دولت ژاپن به تازگى در ادعايى عجيب خواستار بازگردانده شدن گنجينه اى شده اند كه حاكمان جزيره اوكيناوا در زمان تسلط چين بر اين جزيره از حدود ۶۰۰ سال پيش به عنوان خراج به چين مى فرستادند.
تجسمى
به مناسبت نمايشگاه نقاشى زويا توكلى در آلمان
طبيعت مخفى در زير انتزاع
255114.jpg
على قبادى

زويا توكلى، هنرمند نقاش ايرانى از يازدهم فروردين دومين نمايشگاه آثار خود در آلمان را برپا كرده است كه بمدت يك ماه ادامه خواهد يافت. اين نمايشگاه با ۳۰ تابلو در گالرى «سرايى» و با همكارى يك گالرى دار ايرانى مقيم آلمان تدارك ديده شده است.
توكلى در سال هاى گذشته چندين نمايشگاه انفرادى و گروهى در داخل كشور نيز برگزار كرد كه با نگاه به اين نمايشگاه ها مى توان روند رو به رشد اين هنرمند شيرازى در هنر نقاشى را مشاهده كرد.
خود او در بروشور يكى از نمايشگاه هايش نوشته بود: «نبود خلاقيت در شيوه آموزش نقاشى از همان ابتدا مرا ياغى كرد. تحمل هيچ گونه حصارى را نداشتم. بعدها كارگاهى براى بچه ها گذاشتم تا سرگردانى كودكى خود را نجات دهم. شايد تا حدودى موفق بوده ام. بچه ها توانستند با بازى، موسيقى و آواز، رقص رنگ ها را تجربه كنند و در مسابقات جهانى مدال هايى را نصيب خود كنند. بعد از سال ها سرگردانى با اساتيدى آشنا شدم كه باعث حركت در كارهايم شدند. در سال ۶۶ با عليرضا ظريف و از سال ۶۹ با استاد ايراندخت محصص كه اصول صحيح نقاشى و تكنيك رنگ ها را به من آموخت. در همين سال ها چند نمايشگاه گروهى داشته ام. در سال ۸۰ صفحه تازه اى در زندگى هنريم باز شد كه ديدگاهم را دگرگون كرد و همان حس و حال دوران كودكى رها شدن و گوش سپردن به قصه ماه و خود را بازيافتن، موجب شد. اين شعله را هنرمند توانا، استاد محسن وزيرى مقدم در گفتمان ها، نقدها و سخنرانى هايش روشن كرد و اين آغاز ديگرى است.»
با ديدن اسامى استادانى كه توكلى از آنها نام برده است، مى تواند روند منطقى حركت او از مكاتبى چون امپرسيونيسم و فوويسم به سوى طبيعت گرايى آزاد و حالا نوعى طبيعت گرايى انتزاعى خاص خود او را مشاهده كرد.
اين نقاش در آثار پيشين خود به نوعى بازنمايى طبيعت دست يافته بود كه بر تلخيص عناصر تصويرى و خلق دوباره آن بر اساس ذهنيت هنرمند استوار بود. اما در آثار متأخر او مى توان انتزاعى را مشاهده كرد كه بر اين ديدگاه استوار است كه نقاشى از طبيعت فقط به معنى بازنمايى آن نيست، بلكه بايد چيزى تازه را خلق كرد كه پيش از آن وجود نداشته است.
محسن وزيرى مقدم درباره آثار توكلى گفته بود كه آثارش نمايشگر روحيه شاعرانه و اراده هنرمندى است كه درون گرايى را جايگزين برون گرايى ساخته است. او اجزاى طبيعت را در كارگاه مغز، تجزيه و تحليل مى كند. طبيعت با همه زيبايى و عظمتش پشت سر اوست. از آن تقليد نمى كند، بلكه فرم ها، رنگ ها، هماهنگى ها، تضادها و ريتم هاى مورد نيازش را از درون آن بيرون مى كشد، كيفيت تجسمى آنها را بررسى مى كند و سپس آنها را به شكل نگاره اى كه فرآورده هاى ذهن است به روى بوم مى آورد. شور و هيجانات درونى هنرمند در اين روند شكل يابى سهم بسزايى دارد. فريادهاى خاموش به صورت «رنگ و فرم» بيرون مى آيند و هنرمند لحظه اى آسوده مى شود...
زويا توكلى در آثارى كه يكى دو سال اخير خلق كرده، طبيعت را در زير فرم ها و رنگ ها مخفى كرده است، اما با كمى دقت مى تواند همان طبيعتى را كه پيش از اين ذهن هنرمند را به خود مشغول كرده بود، در قالبى تازه مشاهده كرد.
عليرضا قندچى، منتقد هنرى مقيم كشور آلمان درباره آثارى كه از اين هنرمند، سال گذشته در گالرى «زيتزون» به نمايش گذاشته بود، گفت: «اين آثار به لحاظ قرار گرفتن يك فرم همگون در پيش زمينه سفيد به راحتى تحت مفهوم انتزاعى قابل تعريف هستند. تكنيك اجرا، حركت و پخش رنگ از طريق يك شىء اسفنج گونه بر روى كاغذ است كه موجب ايجاد فرماليسمى ديناميك و پر از حركت رقص واره رنگ مى شود. فرم هايى كه در كمپوزيسيون كلى اثر انتزاعى و ذهنى جلوه مى كنند و در نگاه دقيق در بطن اين فرم ها و حركت رنگ ها تداعى عينى اجزاى طبيعت مثل برگ درختان در معرض باد و ريشه گياهان و درختان بوده و گاهى نيز به وضوح فرم هاى فشرده و ساده شده مناظر درختان و از اين قبيل را متصور مى كنند.»
قندچى مى گويد: «استفاده آگاهانه نقاشى از رنگ هاى زمينى و سرد موجود در طبيعت به اين ارتباط عينى آثار با طبيعت برخلاف ظاهر ذهنى گرايانه آن صحه مى گذارد. گويى نقاش بارها به مطالعه فرم هاى ميكروسكپى و كاروسكپى موجود در طبيعت پرداخته و در نهايت با الهام از اين دو و تلفيق آن به فرم هاى جديدى رسيده كه در نگاه كلى، تداعى توازن طبيعت ماكروسكپى و در نگاه جزئى تداعى پويايى و ديناميك دنياى ميكروسكوپى هستند.»
موتزارتى
كه ما نمى شناسيم!
برنارد هلند ـ نيويورك تايمز
ترجمه: هستى نقره چى
همه افراد، حتى كسانى كه موسيقى كلاسيك را خيلى كم مى شناسند، موتزارت را دوست دارند. شايد به همين دليل، تنفر از [اپراى] «دون ژوان» و سمفونى «ژوپيتر» مانند تنفر داشتن از نور خورشيد باشد! بايد گفت موتزارت نه تنها براى احياى زيبايى موسيقايى، بلكه براى دفاع از آن متولد شده است.ما نشانه هاى آثار موتزارت را مى شناسيم. در كنسرت ها، ضبط، راديو و تلويزيون، آنها از همه جهت ما را احاطه كرده اند. اين آشنايى باعث شده است كه فراموش كنيم اين آثار براى شنوندگان هم عصر موتزارت، در سالهاى اوج او، از ۱۷۸۲ تا زمان مرگ غير منتظره اش در ،۱۷۹۱ تا چه اندازه جديد بودند.آيا مردم معاصر با او نيز مانند ما، او را مى ستودند؟ نسبتاً بله.
255084.jpg
آيا در زمان خودش از او تقدير مى شد؟ بله. اگر ما از ترسيم تصوير نابغه فراموش شده، قهرمان رنج ديده دست برداريم و به موتزارت به صورت اسطوره رمانتيك پرجوش و خروش قرن نوزدهم نگاه كنيم، قطعاً او هنرمند بداقبالى نبوده است و حداقل مثل بعضى هاى ديگر او و كونستانتسه، همسرش، مجبور نبودند كه به دليل فقر براى گرم كردن خود در خانه برقصند. موتزارت در تابوتى ساده، اما اشراف گونه و طبق قوانين مرسوم آن دوره، دفن شد.
درست است كه او دقيقاً هنگام بيمارى ناگهانى اش وضع مالى خوبى نداشت؛ اما در اين مورد خود موتزارت هم بى گناه نبود. آينده او بسيار اميدوار كننده به نظر مى رسيد. وضع مالى او در اواخر عمرش به دليل پذيرفتن تقاضاى قرض از سوى ديگران، براى خشنود كردن آنها، نامناسب بود. او ظاهراً بسيار باشكوه و اشرافى زندگى مى كرد و ولخرجى هاى او طبيعى نبود. در آن زمان، آهنگساز بودن وجهه اجتماعى بالايى داشت، بنابراين او و همسرش لباسهاى بسيار گرانقيمت مى پوشيدند.
اما موتزارت بدشانسى آورد. موتزارت با سه نفر صحبت كرد، اول: امپراتور، دوم: يكى از ثروتمندان ونيز كه به موتزارت اجازه داد كنسرتهايش در منزل او برگزار شود، سوم: مردم كوچه و خيابان كه مى خواستند اپراهاى آلمانى او را ترجيحاً با لهجه ونيزى گوش دهند. موتزارت در پراگ، جايى كه «دون ژوان» و «تاجگذارى» La Olemenzadi Tito براى نخستين بار اجرا شدند، هيچ اشتباهى نكرد.
امپراتور جوزف دوم در وين طرفدار و حمايت كننده مالى ارزشمندى براى او بود. با مرگ ژوزف در سال ۱۷۹۰ موتزارت يكى از حاميان اصلى اش را از دست داد. ذهن لئوپولد دوم، جانشين ژوزف، درگير مشكلات سياسى و بين المللى بود و هرچند كه در زمان او نيز هنوز موسيقى موتزارت در دربار اجرا مى شد، اما نه امپراتور و نه همسرش، ماريا لوئيزا، خيلى از موسيقى او استقبال نكردند.
در سالهاى ۱۷۸۵ و ۱۷۸۶ موتزارت با برگزارى كنسرتهايى در خانه هاى موسيقيدانان و ثروتمندان قصد داشت اركستر خصوصى شان، يا حداقل گروه سازهاى بادى و يا كوارتت زهى را حفظ كند. موتزارت از شنوندگان بسيار ثروتمند خود مى خواست كه در تمام اين كنسرتها شركت كنند و بليت بخرند (هنوز دو نمونه از اين بليتها باقى است). بيشتر كنسرتو پيانوهاى خارق العاده او و آرياهاى كنسرتى، سمفونى ها و قطعات موسيقى مجلسى موتزارت براى كنسرتهاى نيمه خصوصى، مانند اينها، نوشته شده اند.
شنوندگان آثار موتزارت ضمن سرزنش كردن سردرگمى آثار موسيقايى پيچيده او به تدريج كم شدند. شايد جنگ با عثمانى توضيح بهترى براى اين ركود باشد. مشتريان او داشتند مى جنگيدند و پول كمياب بود. در آن زمان هنر تجملى و نه ضرورى به حساب مى آمد. در عين حال موتزارت نيز تدابير و مديريت اقتصادى خوبى نداشت، هرچند مقدار قابل توجهى پول به دست او مى رسيد.
با اين وجود، مردم كوچه و خيابان هيچ گاه او را تنها نگذاشتند. در آن زمان هنوز موسيقى كلاسيك مانند امروز از موسيقى مردمى جدا نشده بود و فقط يك زبان و دستور موسيقايى وجود داشت.
طبقه تحصيلكرده، خصوصاً در پراگ، پيچ و خم هاى موسيقى اصيل موتزارت را درك كردند، اما ارتباط گسترده او با مردم عامى با زبان شروع شد. «دون ژوان» و «عروسى فيگارو» تا پيش از ترجمه آنها به آلمانى هيچ گاه، توجه وسيع مردم را جلب نكرد و ترجمه آلمانى اپراهاى ايتاليايى موتزارت در اروپا تا پايان جنگ جهانى دوم بسيار متداول بود.
اولين موفقيت عمومى بزرگ موتزارت در آلمان با «سرقت از حرمسرا» به وجود آمد. خود موتزارت در سال ۱۷۸۲ درباره آن گفت: «هيچ كس نمى خواهد چيز ديگرى گوش دهد، سالن پر از جمعيت است.» اثر موفق «فلوت سحرآميز» نيز كه ۹ سال بعد نوشته شد، به آن شبيه بود و در شب مرگ موتزارت هنوز گيشه پر از خريداران عصبانى بليت بود.
چرا آثار موتزارت اينقدر براى ما جالب است؟ دومنيكو چياروسا، كه در سال ۱۷۹۱ مدير موسيقى امپراتور لئوپولد شد را در نظر بگيريد. اپراى «عروسى محرمانه» او همواره خاطره او را براى ما زنده مى كند. اين قطعه واقعاً خارق العاده است. مترقى و جذاب با آرياهاى دلپذير و آنسامبل هاى ملايم. علاوه بر آن، موسيقى چياروسا، به ما مى گويد كه آيا او خوشحال است يا ناراحت.اكنون به قطعه كرال كوتاه موتزارت «آوه وروم» گوش كنيد. صحنه آغازين آن در گام ماژور با حالتى معصومانه و پرشور شروع مى شود. با لغات «كوجوس لاكوس» موسيقى همچنان به ماژور بودنش ادامه مى دهد. پس از يك ميزان، ناگهان در يك هارمونى ناپايدار فرود مى آيد. پس ما به سمت گام مينور و تاريكى هدايت مى شويم.
تا اينجا نيز قطعه بسيار جالب است، اما پس از آن قدرت موتزارت بيشتر براى ما آشكار مى شود. در تمام ضربه هاى بعد، او تنها يك نت را تغيير مى دهد (دو به مل به دو به كار» و با يك معجزه گوش هاى ما را به اشتباه مى اندازد. درست هنگامى كه ما چترمان را در مى آوريم، آفتاب مى شود و نمى دانيم كه شاد باشيم يا ناراحت، بنابراين هم شاد هستيم و هم غمگين. همين چند ميزان وجه تمايز موتزارت با چياروسا است و دليل آنكه سالها پس از مرگش هنوز مردم به او فكر مى كنند.
خبرسازان
255099.jpg
مجسمه هاى بهروز دارش



بهروز دارش، هنرمند مجسمه ساز معاصر كه تاكنون در مسابقه ها و دوسالانه هاى متعددى به عنوان هنرمند برتر معرفى شده اين روزها مشغول اجراى دو طرح در فضاهاى شهرى تهران است. يكى از اين طرح ها به مسابقه اى براى ميدان آزادى مربوط مى شود كه پس از برنده شدن اين هنرمند، تغييراتى در طرح اجرا شد و قرار است روبروى خانه كشتى به اجرا دربيايد.طرح ديگر نيز مجسمه اى براى ميدان پاستور تهران است. دارش بر روى مجسمه اى ۹ مترى براى اين ميدان كار مى كند كه آماده سازى آن سه ماه ديگر به طول خواهد انجاميد. به همين دليل نيز اين مجسمه ساز تا زمان تكميل مجسمه هاى خود امكان حضور در نمايشگاه هاى مجسمه سازى را نخواهد داشت.در سال اخير، بسيارى از مجسمه سازان نسبت به چيدمان و آرايش فضاهاى شهرى تهران اعتراض داشتند كه شايد با حضور هنرمندان در اين عرصه، تغييرى در نماى بصرى تهران ايجاد شود.


عكس هاى رضا دقتى



رضا دقتى، هنرمند عكاسى كه در طول ۲۵ سال گذشته از بسيارى از رويدادهاى خبرى و جنگ هاى جهان عكاسى كرده، آخرين نمايشگاه خود با عنوان «زنان، مبارزه و زيبايى» را در مركز آلكاتل پاريس برپا كرده است.۲۵ عكس به نمايش درآمده در اين نمايشگاه به زندگى روزمره زنان سراسر جهان مى پردازد و بازديدكنندگان را به تماشاى سايه هايى مى برد كه جنگ، فقر و خشونت بر چهره آنان انداخته است.دقتى درباره اين آثار خود مى گويد: «با كشيده شدن جنگ از خطوط اول جبهه به شهرها، زنان و كودكان نيز وارد جنگ مى شوند با اين تفاوت كه سربازان درگير در جنگ، سنگرى براى پناه گرفتن دارند اما زنان و كودكان با حمله به شهرها كاملاً بى پناه مى مانند. زنان در سخت ترين شرايط زندگى و به رغم تمامى مصائب جنگ و خشونت مقاومت مى كنند و اين مقاومت زيبايى خاصى را در چهره هايشان ايجاد مى كند.


The Whoاپراى



گروه راك انگليسى The Who قصد دارد در خردادماه امسال يك اثر اپرايى به نام The Glass House hold را منتشر كند كه براساس كتابى از «پت تونشند» ساخته شده است. اين در حالى است كه اين گروه موسيقى از سال ۱۹۸۲ تاكنون هيچ آلبومى با قطعات تازه را روانه بازار نكرده. نگارش ترانه هاى اين آلبوم را نيز تونشند برعهده گرفت. او در اين باره گفته است: «از ابتداى سال جديد (ميلادى) ۱۰ ترانه را كامل كردم كه دو نمونه از آنها بسيار طولانى و مفصل هستند. ترانه هاى ديگر كوتاه تر و ريتميك تر شده اند». در يكى دو سال اخير گروه هاى راك انگليسى قديمى، علاقه بسيارى به خلق آثار اپرايى با گروه هاى راك يا كلاسيك پيدا كرده اند. راجر واترز، نوازنده و خواننده پيشين گروه معروف پينك فلويد نيز سال گذشته يك اثر اپرايى با نام «ساايوا» منتشر كرد كه واكنش هاى مختلفى را در بين منتقدان برانگيخت.


آزادى سارقان جيغ



دادگاهى كه از يك ماه قبل محاكمه چهار نفر از متهمان سرقت تابلوهاى «جيغ» و «مادونا» از موزه مونش در شهر اسلو را آغاز كرده بود، هفته گذشته دو نفر از اين متهمان را آزاد كرد.
«بيورن هوئن» ۳۷ ساله و «استيان اسكولد» ۳۰ ساله روز ۱۲ آوريل براساس حكم دادگاه مبنى بر اينكه احتمال خروج اين دو تن از كشور نروژ و يا از بين بردن مدارك جرم وجود ندارد، آزاد شده اند.با وجود آنكه اين چهار متهم در تمام مراحل دادگاه، خود را بى گناه مى دانستند اما شاكيان پرونده محكوميت هاى هشت تا ۱۱ ساله براى آنها درخواست كرده بودند. با اين حال دو متهم باقى مانده احتمالاً با محكوميتى بين سه يا چهار سال مواجه خواهند شد.برپايى دادگاه فوق در شرايطى انجام شد كه هنوز اثرى از دو تابلوى به سرقت رفته، پيدا نشده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |