جمعه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۲ ربيع الاول ۱۴۲۷
Fri, Apr 21, 2006
هنر (ادبيات)
۳۴۴۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
پيشنهاد كتاب
براساس آخرين اخبار دريافتى، هنوز:
مرورى برادبيات در نشريات جهان
پيشنهاد كتاب
خانه سفيد برفى
255093.jpg
ساير محمدى

گزيده عاشقانه هاى آنا آخماتوا شاعر بلندآوازه روس تحت عنوان «خانه سفيد برفى» با برگردان مسعود شيربچه و مريم كمالى منتشر شده است.آخماتوا، شاعر دوران سياه و تاريك تاريخ روسيه است كه در مقطعى شاعرى افسانه اى لقب گرفت و در برهه اى ديگر از سوى حكومت شوروى سابق شاعرى مدافع ايدئولوژى بورژوازى معرفى و طرد شده بود، تا اينكه سرانجام ورق برگشت و از او اعاده حيثيت شد.
آخماتوا كه به شعر انديشه گرايش داشت و دردهاى جامعه و انسان را در شعرهاى خود منعكس مى كرد، نخستين ترجمه ها از اشعار آخماتوا به قلم عبدالعلى دستغيب منتشر شد و به دنبال آن بيش از دو دهه بعد احمدپورى و فريده حسن زاده هر كدام دفترى از اشعارش را به فارسى برگرداندند. مسعود شيربچه و مريم كمالى كتاب «خانه سفيدبرفى» را براساس گزينه اى از اشعار عاشقانه اين شاعر به فارسى برگرداندند. سعى مترجمان به ارائه ترجمه اى موزون و يكدست بنا به فضاى حسى و كلى شعر بوده و در نهايت كوشيده اند كه از ترجمه واژه به واژه شعرها چندان دور نشوند.
اين كتاب پس از مقدمه مترجمان در معرفى شاعر و شعر او، زندگينامه آخماتوا از زبان خودش را دربر مى گيرد كه در سال ۱۹۶۵ ميلادى نوشته شد. سالشمار زندگى او در سه صفحه آمده است و در بقيه ۱۱۸ صفحه كتاب، شعرهاى كوتاه و عاشقانه آخماتوا به دو زبان فارسى و انگليسى آمده است.
«خانه سفيدبرفى» را انتشارات روشنگران به قيمت ۱۸۰۰ تومان روانه بازار كرده است.

اسطوره بازگشت جاودانه


«اسطوره بازگشت جاودانه» عنوان كتابى به قلم ميرحا الياده، اسطوره شناسى صاحبنام است كه با ترجمه بهمن سركاراتى منتشر شده.
كتاب حاضر معتبرترين اثر الياده درباره زمان و تاريخ شناخته مى شود. وى در بسيارى از بررسى هاى خود به گزارش پنداشت هاى اساطيرى پيشينيان پرداخته است. الياده در اين كتاب نيز با گردآورى انبوهى از نمادها، افسانه ها و آيين هاى باستانى و تفسير آنها مطابق جهان بينى خاص خويش كه بر مبناى نوعى هستى شناسى ثنوى _ تقابل لاهوت و ناسوت _ استوار است. به اين نتيجه مى رسد كه انسان مذهبى در جوامع باستانى به دو نوع زمان معتقد بوده، يكى زمان عادى و معدود و تاريخى كه به صورت استمرارى برگشت ناپذير، همراه خود تلاش و زوال مى آورد. به قول هايدگر كه زمان مرگ است و ديگرى زمان مقدس، زمان اساطيرى و پايا، كه فعل الهى خلقت ضمن آن به وقوع پيوسته است. گزارش الياده از برداشت پيشينيان از زمان را در اين كتاب مى خوانيد.اين كتاب كه در چهار فصل و در ۲۰۵ صفحه به فارسى برگردانده شده از سوى انتشارات طهورى به قيمت ۲۵۰۰ تومان به بازار آمد.

به دنبال كريستف كلمب


«به دنبال كريستف كلمب» عنوان كتابى به قلم ژان پل دوويل و تصويرگرى موريس پوميه است كه بيتا شمسينى آن را به فارسى ترجمه و منتشر كرده است.
انتشارات ققنوس ناشر اين كتاب، مجموعه اى تاريخى تحت عنوان «به دنبال...» در برنامه خود دارد كه هر جلد به موضوع خاصى مى پردازد و تاكنون كتاب هاى «به دنبال فردوسى»، «به دنبال اسكندر» و «بنيانگذار رم»، «ژوليوس سزار» و «خدايان مصر» و ... را منتشر كرده و كتاب هاى ديگرى چون «اميركبير» و «لئوناردو داوينچى» و ... را در دست تهيه دارد.
كتاب «به دنبال كريستف كلمب» كتابى داستانى است كه نويسنده ما را پا به پاى كريستف كلمب كاشف قاره آمريكا به كشف درياها و سرزمين هاى تازه مى برد و تمدن و فرهنگ قرن پانزدهم ميلادى را به ما معرفى مى كند. اين مجموعه كه پيش از اين از سوى انتشارات گاليمار يكى از بزرگترين و معتبرترين مؤسسات انتشاراتى دنيا منتشر شده، امتياز ترجمه فارسى اين آثار را به زبان فارسى به انتشارات ققنوس در ايران واگذار كرده است.«به دنبال كريستف كلمب» در ۱۲۸ صفحه با جلد گالينگور و مصور براى نوجوانان تأليف و منتشر شده و قيمت آن ۱۹۰۰ تومان است.

طليعه تجدد در شعر فارسى


«طليعه تجدد در شعر فارسى» عنوان كتابى به قلم دكتر احمد كريمى حكاك استاد ايرانى دانشگاه هاى آمريكا، از سوى انتشارات مرواريد چاپ و منتشر شده است اين كتاب كه در حوزه هاى نقد ادبى، با استفاده از رويكرد تازه و نظريه هاى جديد نوشته شده، بسيار عميق و در خور اهميت است. مهم ترين ويژگى كتاب حاضر، اين است كه در چارچوب يك نظريه نوشته شده است.كريمى حكاك با اصل قراردادن منطق گفت وگويى ميخائيل باختين و نظريه منطق «در زمانى» يورى لوتمان به تحول شعر فارسى و نوشدن آن مى پردازد. مؤلف به جاى تذكره نويسى هاى رايج، شرح يا تفسيرهاى سليقه اى، عملاً به قرائت دقيق برخى شعرهاى معين پرداخته و با مرتبط كردن آنها با ديگر نظام هاى نشانه شناختى از قبيل زبان، اجتماع و جمال شناسى، نو شدن گام به گام شعر معاصر فارسى و همزيستى عناصر نو و كهن را در كنار يكديگر نشان داده است.احمد كريمى حكاك در مقدمه اى پنجاه صفحه اى آراى باختين و لوتمان اين دو نشانه شناسى معروف را به اختصار توضيح داده تا خواننده از متن كتاب درك و دريافت كامل ترى داشته باشد.نويسنده اين كتاب را حدود ده سال پيش به عنوان رساله دكتراى خود در آمريكا به زبان انگليسى ارائه داده بود و سرانجام مسعود جعفرى آن را به زبان فارسى برگردانده و بخوبى از عهده انتقال دقيق متن برآمده است. انتشارات مرواريد اين كتاب ۵۲۱ صفحه اى را با جلد گالينگور به قيمت ۵۸۰۰ تومان راهى كتابفروشى ها كرد.
براساس آخرين اخبار دريافتى، هنوز:
شعر نمرده است!
يزدان سلحشور
«واقعاً شعر مرده است؟» اين سؤال را بارها از خودم پرسيده ام و جواب هاى گاه تكان دهنده اى هم دريافت كرده ام: «تو مرده اى شعر نمرده است!» «شعر مرده است تو كه نمرده اى!»؛ «شعر كه مرده است تو هم كه مرده اى، به جهنم!»؛ «شعر نمرده است تو هم نمرده اى پس به نظر مى رسد بايد كارى كرد!»
به نظر من هم بايد كارى كرد اما آن كار، نجات شعر نيست نجات شاعران است. شاعران اين روزها چنان دچار «اجاره خانه»، «از دست دادن كار»، «بحرانهاى خانوادگى»، «مهمان هاى ناخوانده»، «كنجكاوى همسايگان بيكار »، «بچه هاى زير هفت سال كه ديگر نمى خواهند بابا يا مامان شاعر بغلشان كند چون بابا يا مامان خيلى غول شده!»
و از همه مهمتر «چاپ و منتشر نشدن كارهاشان»، حتى «نبودن مطبوعاتى كه به شكل گذرى و نظرى شعرهاشان را منتشر مى كردند يا با آنها مصاحبه مى كردند جهت آبرودارى جلو در و همسايه!» و در آخر «نبود جايى كه بتوانند شعرهاشان را براى هم يا براى مخاطبان بخوانند» شده  اند كه اگر نمرده باشند يحتمل در حال مرگند. باور كنيد اين حرف ها، براى شما خنده  دار و براى آنان فاجعه است.
255102.jpg
«آيا مهم است كه ديگر شاعر نداشته باشيم؟» اين سؤالى بود كه يكى از حاضران مراسم سخنرانى «م.آزاد»، در نمايشگاه كتاب سال ۷۸ پرسيد. «م.آزاد» آنقدر نگران «ويرانى كاخ شعر پارسى» به دست «مغول هاى دهه هفتاد» بود كه از اين سؤال به سادگى گذشت. سال گذشته «م.آزاد» هم به جمع شاعرانى پيوست كه از نظر دفتر ثبت بهشت زهرا مرده محسوب مى شوند! «م.آزاد» پيش از درگذشت رسمى اش، يك بار هم در صفحه خبرى يكى از مهمترين روزنامه هاى كشور به ديار باقى شتافته بود. خبر درگذشت «م.آزاد» در آن روزنامه، توسط يك شاعر ميانسال درج شده بود كه اتفاقاً جزو آن مغول هاى جوانى نبود كه «م.آزاد» به آنها مى تاخت. هنگامى كه اين خبر در صفحه ادبى آن روزنامه پرتيراژ منتشر شد، «م.آزاد» مشغول تصحيح يكى از ترجمه  هايش بود؛ شايد هم يكى از آخرين شعرهايش را با جابه جايى يك«ويرگول» يا تغيير جاى واژگان در سطرها، براى ما به ارث مى گذاشت. اكنون نسل شاعران پس از نيما، مهر «باطل شد» بر شناسنامه هايشان حك شده و در اقصى نقاط ايران، در خاك سرد خفته اند. به گمانم از آن نسل، آنها «مفتون امينى» «محمد حقوقى»، «كاظم سادات اشكورى»، «يدالله رويايى» و «منصور اوجى» را در كنار خود داريم؛ و با كمى تسامح در محاسبه سن شناسنامه اى «رضا براهنى» را. ديگر مى توان به راحتى به اين سؤال پاسخ داد: «آيا مهم است كه ديگر شاعر نداشته باشيم؟»
بگذاريد از نگاه يك شاعر يا شعردوست سنت گرا هم به موضوع نگاه كنيم: از نسل پس از «ملك الشعراى بهار» چند نفر را هنوز داريم؟
وجود شاعرانى كه شما شعرهاشان را دوست نداريد بهتر از نبود هر نوع شاعرى نيست؟
«منوچهر آتشى» و «م.آزاد» اكنون آن بالا نشسته اند و به ايرانى نگاه مى كنند كه بهار امسال، از «ابرشعر» از «باران شعر» خالى است.
در آستانه نمايشگاه كتاب ،۸۵ اگر نگرانى بسيارى از ناشران، توقف «ادبيات داستانى» پشت سد صدور مجوزهاى ارشاد است ،  نگرانى شاعرانى كه روزگارى شاعر بوده اند از توقف «شعر» پشت سد ناشران است.آيا ناشران مقصرند؟ ناشر به دنبال سود است. يك ريال خرج مى كند تا يك ريال عايد شود. اگر عاقل باشيم چندان به «اخبار ضررهاى ميليونى» توجه نمى كنيم. هيچ كس در اين روزگار، براى عشق به فرهنگ سرمايه هاى چندصدميليونى را راكد نمى گذارد. انتشار شعر سود ندارد. نه! دچار اشتباه نشويد. انتشار شعر يعنى خانه خراب شدن!؟ چون مردم شعر نمى خوانند؟ اصلا! فكرش را هم نكنيد. مردمى كه با درآمد حداكثر سيصد هزار تومان در ماه، فقط هزينه پفك بچه شان، ساندويچ شهر بازى، دو بار در هفته صرف غذا در يك رستوران متوسط و كرايه CD آخرين فيلم هاى روز بيش از صد و بيست هزار تومان است، آيا از خريد كتاب هاى شعر لاغرى كه بعضاً عاشقانه، و يادآور روزهاى جوانى شان است، خوددارى مى كنند؟ ناشران مى گويند اين پخش كنندگان كتاب اند كه از قبول كتاب شعر خوددارى مى كنند. نه فكر كنيد از قبول «شعر پست مدرن»، «شعر حجم»، «شعر موج نو» اصلاً «شعر نو» كه از قبول «شعر كلاسيك» هم كه _ با حداكثر بدبينى _ هنوز هم طرفدار دارد خوددارى مى كنند.
اين جمله را هم بارها در سال هاى اخير خوانده يا شنيده ايد: «شبكه پخش كتاب در ايران، يك شبكه مافيايى است!» شايد هم اين طور نباشد اما به هر حال، اين شبكه ابداً براساس بازار عرضه و تقاضا عمل نمى كند. خود من حداقل دو «ناشر شاعر» را سراغ دارم كه با شعرهايى متوسط و گاه زيرمتوسط، مبهم و گاه غيرقابل فهم كتاب هاى شعرشان را به چاپ سوم رسانده  اند. چرا؟ چون خودشان كتاب را پخش كرده اند. باور كنيد كه تيراژ كتاب هاى منتشر شده و فروش رفته آنها، از تيراژ و فروش آخرين كتاب هاى «منوچهر آتشى»، «نصرت رحمانى» و حتى «اخوان ثالث» بيشتر است. نگوييد اين فاجعه است. اين واقعيت غيرقابل انكار زندگى ماست!
در روزگار نو كه تلويزيون به يكى از اعضاى خانواده مان بدل شده، اگر شعر را در چشمان نورانى اش شاهد نباشيم، احتمالا فكر مى كنيم كه «شعر» اصلاً نيست؛ نبوده يا نخواهد بود. تلويزيون هشت كاناله ايران كه آثار سينماى پرهزينه هاليوود را، حداكثر پس از ۲ ماه به نمايش مى گذارد، تنها برنامه اش درباره شعر، «شعر و موسيقى» به روايت «سهيل محمودى» است كه خدا از بلا نگه داردش، ساعت پخش اين برنامه، چنان گره خورده با ساعت پخش برنامه هاى جذاب براى عامه مردم در ديگر كانال ها يا وقت استراحت آنان است كه تنها اندكى علاقمند را پاى صحبت «محمودى» نگه مى دارد؛ تازه اگر سهوى پيش نيايد و فراموش نكنيم كه ساعت پخش آن، تقريباً يا تحقيقاً نيمه شب است.
مى ماند فقط چند تبليغ منظوم براى صرفه جويى در مصرف برق كه در آنها توصيه مى شود: «برويم به خانه موش‎/ هويج را بدهيم به خرگوش!»
تلويزيون كه روزگارى، پرحجم ترين برنامه هاى ادبى را در ايام رحلت يا شهادت «پيامبر اعظم»(ص) و «ائمه شيعه»(ع) عرضه مى كرد اين روزها، از اين طريق هم با شعر كارى ندارد. فراموش نكنيم كه بسيارى از ايرانيان هنوز، «شعر» را با «على  اى هماى رحمت» به ياد مى آورند. اين وسط تنها «اينترنت» مى ماند كه آنقدر «جهان پرغوغايى» است كه عامه مردم ايران را با آن كارى نيست. اگر هم باشد سراغ سايت هاى شعر نمى روند. اگر هم بروند اكثر اين سايت ها، چنان از نظارت حرفه اى بر كيفيت آثار يا ارائه و عدم ارائه ايميل هاى مؤدبانه و گاه توهين آميز مخاطبان عارى است كه عطا به لقا بخشيده مى شود.
با اين همه به نظر مى رسد كه شاعران و مردم، در يك مورد به اشتراك نظر رسيده اند: زمزمه هر آنچه كه از شعر در خاطر داريم: لالايى براى نوزادى تازه به جهان آمده، گريه بر سر خاك عزيزى از دست رفته، اشاره اى به «حافظ» در ديدارى عاشقانه يا بد آوردن در يك روز پاييزى  «روزگار است آنكه گه عزت دهد گه خوار دارد‎/ چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد!»
شعر مى گوييم كه نميريم چون شعر خودش زنده است. اين خيال نيست. بخشى از افسانه هاى «هزار و يك شب» هم نيست. شايد آنانى كه روزگارى نامى داشتند اكنون گمنام مانده باشند اما «شعر» كه ارثيه بزرگ اجداد ما براى ماست هنوز زنده است. اين دروغ نيست. من باورش كردم شما هم باورش كنيد!
مرورى برادبيات در نشريات جهان
كشور ماركز
ميزبان نمايشگاه بزرگ
بين المللى كتاب شد
255090.jpg
هفته نامه آبزرور دو خبر جالب ادبى دارد.
نوزدهمين نمايشگاه بين المللى كتاب كلمبيا با عنوان «نقش كتاب در آموزش» از ۲۲ آوريل تا ۷ مه در بوگوتا پايتخت اين كشور برگزار مى شود.
نمايشگاه امسال كتاب كلمبيا به طور عمده در شش پايتخت جهانى كتاب: مادريد(اسپانيا)، اسكندريه(مصر)، دهلى نو(هندوستان)، آنتورپ(بلژيك)، مونترال(كانادا) و تورين(ايتاليا) برگزار خواهد شد.
يونسكو در نظر دارد در سال ۲۰۰۷-۲۰۰۸ بوگوتا را پايتخت جهانى كتاب معرفى كند.
نمايشگاه بين المللى كتاب كلمبيا يكى از مهمترين نمايشگاه هاى كتاب در آمريكاى جنوبى محسوب مى شود.
اين نمايشگاه به صنعت نشر كلمبيا كمك مى كند تا بتواند راحت تر امكان تبادل اطلاعات ميان ناشران، طراحان گرافيكى، فروشندگان كتاب، فعالان ادبى، توزيع كنندگان كتاب، محققان اين عرصه و چهره هاى كليدى جهان ادبيات را فراهم آورد. در همين رابطه از ۲۲ تا ۲۵ آوريل نشستى بين المللى با موضوع «كتاب و شهر» و از ۲۴ تا ۲۷ آوريل هفتمين همايش بين المللى «كتابخوانى ملى» برگزار مى شود.
قرار است در طول برپايى اين نمايشگاه به مناسبت بزرگداشت هفتصدمين سالگرد انتشار كتاب «كمدى الهى» شاهكار دانته جشنى نيز برپا شود.
سوم و چهارم مه نيز ميزگردى براى بحث و گفت وگو درباره «نقش كتاب در آموزش» برگزار مى شود كه طى آن در مورد رابطه سياست هاى آموزشى با محتواى ويراستارى كتاب ها به گفت و گو خواهند پرداخت.
فعاليت هاى آكادميك با موضوع «كتابخانه، كتابخوان و كتاب خوانى» و همايش «پيمان بازار آزاد و حقوق مؤلف» از ديگر بخش هاى اين نمايشگاه است. كنسرت اركستر سنفونيك ملى كلمبيا نيز براى اين نمايشگاه قسمت هايى را اجرا خواهد كرد. اين نمايشگاه بين المللى با همكارى شركت كورفريا و انجمن كتاب كلمبيا برگزار مى شود.
و اما خبر دوم.
كتابخانه دانشگاه ييل اعلام كرد بزودى كتابخانه اينترنتى فرهنگ خاورميانه را در شهر نيوهيفن در ايالت كونيتيكت راه اندازى خواهد كرد.
«آن اوكيرسون»، مدير اين پروژه در اين باره گفت: «با اين اطمينان كه كشورهاى خاورميانه اكنون اقدام به راه اندازى كتابخانه  و موزه اينترنتى متعدد در كشورهاى خود كرده اند، به اين نتيجه رسيديم كه به كمك كارشناسان و متخصصان، اولين كتابخانه تخصصى فرهنگى اينترنتى را به زبان هاى انگليسى، فرانسه، عربى، فارسى و تركى راه اندازى كنيم.»
او همچنين گفت: «در فاز اول دانشگاه ييل ۱۴ هزار روزنامه و مجله از خاورميانه را كه در ۲۰ كتابخانه مختلف جهان از آرزيونا گرفته تا سوريه موجود است را در اين سايت به نمايش مى گذارد. ما در مرحله اول از دانشگاه تشرين در لاذقيه كمك گرفته ايم و بزودى به ديگر كتابخانه هاى جهان از جمله پنج تا ۱۰ كتابخانه عراقى نيز متصل خواهيم شد.»
او درباره محتويات اين سايت گفت: «تمام نشرياتى كه در زمينه هاى تاريخ، فرهنگ و ادبيات در خاورميانه چاپ مى شوند در اين سايت به نمايش گذارده خواهد شد. اضافه بر آن در فاز اول در حدود يك  صد هزار صفحه از آثار نويسندگان خاورميانه به نمايش گذارده مى شود. قصد داريم تمام آثار ادبى كشورهاى خاورميانه از ۱۵۰ سال گذشته تا امروز را نيز در اين سايت نمايش دهيم. كتابخانه ييل بيش از ۱۵۰ هزار كتاب و ۹۰۰ عنوان كتاب به زبان هاى مختلف كشورهاى خاورميانه در اختيار دارد كه سعى مى كنيم تمامى آن ها را از طريق اينترنت در اختيار بازديدكنندگان قرار دهيم.»
خبرسازان
255096.jpg
پيوند دهنده سنت  هاى ژاپن با ادبيات پيشرو



اين روز ها سى و چهار مين سالگرد مرگ يك نويسنده بزرگ ژاپنى است. «ياسونارى كاواباتا» مهم  ترين نويسنده ژاپنى است كه در آثار خود ، سنت  هاى مردم سرزمين اش را با با ادبيات پيشرو پيوند مى زند. كاواباتا در همان سال هاى آغاز كودكى پدر ومادرش را از دست داد و پس از آن روزهاى سختى را گذراند تا سرانجام در دانشگاه توكيو به تحصيل ادبيات ژاپنى و غربى مشغول شد.
در سال ۱۹۲۱ ، او مجله «افكار نو» را بنيان گذاشت و در همان روزها نويسندگى را آغاز كرد . وى از سال ۱۹۳۵ تا ۱۹۴۷ مشغول نوشتن رمانى به نام«سرزمين برفى» بود . كاواباتا در سال ۱۹۴۳ جايزه «كوكونتى كان» را از آن خود كرد ودر سال ۱۹۴۸ به رياست انجمن قلم برگزيده شد . او پس از اين دوران رمان « انبوه پرندگان سفيد» را نوشت كه ۴ سال بعد به عنوان كتاب سال ژاپن انتخاب شد. وى در سال ۱۹۶۸ به خاطر نوشتن رمان «سرزمين برفى» جايزه نوبل را از آن خود كرد.
كاواباتا ، پس از خودكشى «ميشيما يوكيو» حامى خود در سال ۱۹۷۰ ، در تاريخ ۱۶ آوريل سال ۱۹۷۲ خودكشى كرد.


انتشار مجموعه «كار اول» نويسندگان



با رونمايى از كتاب «اندكى سايه» نخستين رمان احمد بيگدلى، انتشار مجموعه «كار اول» از سوى نشر خجسته به مرحله اجرا در مى آيد . با برگزارى مراسم رونمايى از اين رمان كه نخستين اثر از مجموعه كار اول نويسندگان به شمار مى رود، كار انتشار اين مجموعه آغاز مى شود.در اين مراسم كه با حضور چهره هايى چون سيمين بهبهانى، حورا ياورى، على دهباشى، ناهيد توسلى، جعفر والى، هوشنگ مرادى كرمانى و رضا سيد حسينى همراه است ، رضا يكرنگيان - مدير نشر خجسته - گزارشى از چگونگى اين كار و روند انتشار مجموعه «كار اول» (نخستين آثار داستانى نويسندگان ) ارائه مى كند و ناهيد طباطبايى - دبير اين مجموعه - نيز از معيارهاى انتخاب و بررسى اين آثار سخن مى گويد.رضا سيد حسينى نيز در مراسم رونمايى رمان «اندكى سايه» از احمد بيگدلى ، درباره تجربيات پنج دهه حضور فعال فرهنگى خود در زمينه انتشار كار اول نويسندگانى چون غلامحسين ساعدى ، بهرام صادقى و جمال ميرصادقى مطالبى ايراد خواهد كرد.


داستان زندگى «نيما يوشيج» و«سهراب سپهرى»



«صداى پا» داستان زندگى نيما يوشيج و سهراب سپهرى را در قالب يك سينمايى ويديويى تصوير مى كند. قسمت اول اين اثر مربوط به زندگى نيما يوشيج از سن  ۳۰ سالگى به بعد است كه در آن گوشه هايى از زندگى «پدر شعر نو» به تصوير كشيده شده است.
زندگى نيما يوشيج كه به مدت  ۹۰ دقيقه و به صورت ويديو سينمايى تهيه و توليد شده است هم اكنون در مرحله پايان تصويربردارى است. فيلمبردارى اين فيلم سينمايى در دو منطقه تهران و مازندران ( زادگاه نيما يوشيج) انجام مى گيرد و در اواخر ارديبهشت مونتاژ آن تمام خواهد شد و در تابستان  ۸۵ پخش مى شود.
قسمت دوم «صداى پا» كه مربوط به زندگى سهراب سپهرى است به صورت فيلم سينمايى توليد مى شود. بر اساس اين خبر، «صداى پا» كارى از گروه ادب و هنر شبكه دو سيماست و عوامل برنامه عبارتند از: بازيگران: اسماعيل محرابى، فاطمه گودرزى، محمد كاسبى، على اسيوند، آتش  تقى پور و ...‎/ تهيه كننده: على مهام ‎/نويسنده و كارگردان: نادر كجورى‎/دستيار كارگردان و برنامه ريز: رضا ابوفاضلى‎/مدير توليد: عزيز عليزاده‎/مدير تصويربرداران: بهزاد على آبادى‎/ منشى صحنه: مهرنوس الفتى‎/طراح صحنه: شهرام قديرى فرد‎/گريمور: بابك شعاعى‎/صدابردار: حميدرضاقياسى‎/ عكاس:  حسن شجاعى.



«كلود استبان» شاعر فرانسوى در گذشت



«كلود استبان» شاعر فرانسوى و مهمان مرحله نخست كاروان شعر ايران-فرانسه بر اثر حمله قلبى در پاريس درگذشت.اين شاعر كه تا سال ۱۹۹۹ رياست خانواده نويسندگان فرانسه را بر عهده داشت، دو بار به ايران سفر كرده بود. استبان بار اول در پاييز ۱۳۸۳ به دعوت موزه فرش ايران براى شركت در برنامه اى با عنوان «بهشت بافته» به ايران آمد و در اين مراسم به شعرخوانى پرداخت. او كه علاوه بر سرودن شعر، تحقيقات نظرى بسيارى را در زمينه تاريخ هنرهاى تجسمى به رشته تحرير درآورده بود، در سفر نخست خود به ايران در دو سخنرانى در موزه هنرهاى معاصر به موضوع زيبايى شناسى پرداخت.اين شاعر فرانسوى براى بار دوم در بهار ۱۳۸۴ براى حضور در كاروان شعر ايران-فرانسه به ايران سفر كرد. او همراه با اين كاروان به شهرهاى مختلف ايران نظير اصفهان، شهركرد و شيراز سفر كرد. در اين سفر، «مديا كاشيگر» شاعر و مترجم ايرانى مجموعه شعرى از استبان را با عنوان «خرده آسمان انگار هيچ» به فارسى برگرداند و در هنگام ارائه اين كتاب در نمايشگاه كتاب تهران، خود استبان نيز حضور داشت و به امضاى كتاب براى خريداران پرداخت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |