جمعه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۲ ربيع الاول ۱۴۲۷
Fri, Apr 21, 2006
خانواده (ماجرا)
۳۴۴۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
مرورى بر چند حادثه مشابه خانواده كشى
درجهان حوادث
مرورى بر چند حادثه مشابه خانواده كشى
زنگ ها
سينا قنبرپور
از شانس بد ما يا شما نخستين جمعه ارديبهشت ماه، دوباره كار به بررسى حوادث خونين كشيد.
حكايت اين هفته هم از آنجا جالب توجه شد تا به آن بپردازيم، چرا كه به قول جامعه شناس ها وقتى يك اتفاقى كمتر از ۳ درصد آمار را به خود اختصاص داده، نگران كننده نيست، ولى وقتى آمار به ۳ درصد و بيشتر از آن رسيد، ديگر اوضاع خراب است! در همين ۴ هفته اى كه از سال گذشته، اتفاقاتى در حوزه قتل هاى كشور روى داده كه به دليل تعدد خبر آن مى توان از آن نگران شد.
255030.jpg
پس از واقعه ۵ اسفند ماه ۸۴ كه يك نفر در جهرم بر سر اختلافات خانوادگى ۱۲ نفر از اعضاى خانواده خود اعم از خواهر، برادر و وابستگان درجه يك آنها مثل شوهر يا همسر را به قتل رساند و ۱۲ تن ديگر را مجروح كرد، خاطره فيلم پدرخوانده زنده شد. اما باور كنيد گمان نمى كرديم اينقدر ديدن فيلم بر مردم تأثير بگذارد.
در همين چهار هفته گذشته، چندين بار با انتشار اخبارى در اين باره اين ظن قوت گرفت كه نكند ما هم به سرنوشت «دون كورلئونه» و خانواده اش دچار شويم؟!
باور نداريد، اين مطلب را نگاهى بيندازيد.
***
< زنگ اول
هنوز متهم اصلى خانواده كش در جهرم تحت تعقيب بود و كارآگاهان پليس از خيابان يا بيابان به دنبال «محمد. الف» مى گشتند كه دوباره نام جهرم در صدر اخبار جنايى قرار گرفت!
ماجرا اين بار تم عاشقى هم به خود گرفته بود. ساعت ۲ بامداد ۱۳ فروردين ماه كه همه در حال استراحت بودند تا براى روز انس با طبيعت به تكاپو افتند، اهالى روستاى اسفنجان جهرم خوابشان آشفته شد.
پليس در جريان ماجرا قرار گرفت و پس از آن اجساد ۴ تن كه به ضرب گلوله به قتل رسيده بودند، كشف شد.
افشين يك ساله، فردين ۱۰ ساله، مرضيه ۱۵ ساله و مريم ۲۳ ساله بودند. ساعاتى از روز سيزدهم فروردين نگذشته بود كه پليس توانست عامل جنايت را شناسايى كند. عامل جنايت كسى نبود جز نامزد مريم. مريم از او جدا شده بود. «شاداب» اهل روستاى كوشكار جهرم تنها به دليل وصال نيافتن و عشق شكست خورده اش دست به چنين اقدامى زده بود.
تحقيق در اين باره در حالى جريان گرفت كه هنوز متهم اصلى ماجراى «باغ افسانه» جهرم يعنى همان «محمد» همچنان در حال گريز بود!
< زنگ دوم
فيلم سينمايى زنگ ها را به ياد داريد؟ همان كه در دهه ۶۰ به نمايش درآمد. هر بار زنگ ساعتى به صدا درمى آمد و بعد... اما اين بار گويا كار از يك زنگ معمولى گذشته است.
زنگ دوم در حوالى پايتخت به صدا درآمد. مأموران پليس آگاهى شهريار در پى گزارش مأموران كلانترى ۱۹ شهر قدس در محل حاضر شدند. ۴ تن از اعضاى يك خانواده به قتل رسيده بودند.
زنى ۴۲ ساله و سه فرزندش كه ۱۶ تا ۲۵ ساله بودند، هر ۳ مقتول از ناحيه سر آسيب ديده بودند.
مأموران همچنين يك پتك خونين نيز كشف كردند كه احتمال مى رود قاتل با آن دست به جنايت زده باشد.
پدر خانواده كسى بود كه اجساد را يافته بود. پليس نيز از آنجا كه هيچ آثارى از ورود به زور به خانه نبود، احتمال قتل از سوى آشنا را پيگيرى كرد كه در نتيجه آن مشخص شد علاوه بر پدر خانواده، برادر وى نيز با اين خانواده زندگى مى كرده كه اينك در محل نيست.
تحقيق در اين باره نيز آغاز شده است، اما...
< زنگ سوم
اما زنگ ديگرى در روستاى حاشيه تبريز به صدا درآمد. خبر آن ۱۸ فروردين ماه امسال به وسيله خبرگزارى ها منتشر شد.
همسايگان خانه اى در روستاى «آخماقيه» تبريز از بوى تعفن خانه پليس را خبر كردند. طولى نكشيد كه اجساد ۸ تن از اعضاى يك خانواده كشف شد.
سردار نصرتى، فرمانده پليس استان آذربايجان شرقى در اين باره گفته است: «علاوه بر زن و شوهر ۴۰ و ۴۳ ساله، ۶ فرزند پسر و دختر ۲ تا ۱۲ ساله نيز قربانى شده اند. البته هنوز علت اصلى در حال بررسى است، ولى بنا به نظر پزشكى قانونى پدر خانواده ۱۲ تا ۲۴ ساعت پس از فوت ساير اعضاى خانواده خود را حلق آويز كرده است.»
فرضيه اوليه از اين اطلاعات قتل عام اعضاى خانواده به وسيله پدر و سپس خودكشى او بوده، اما هنوز معلوم نيست كه وضع نابسامان مالى سبب چنين حادثه اى شده يا موضوعى ديگر.
مشابه اين اتفاق سال گذشته ۲۷ خرداد در تهران روى داد و مردى پس از قتل همسر و دو فرزندش خود را نيز مسموم كرد.

< زنگ ها براى كه به صدا درمى آيند
اما و اگر بسيار است. در سال گذشته تا دلتان بخواهد راجع به همسركشى، برادركشى و حتى خواهركشى گفته ايم. مجموعش مى شود خانواده كشى. زنگ هايى كه تا به حال به صدا درآمده، اين هشدار را به ما داده است.
اما نكته اينجاست كه شايد اين ماجراها به هم ربطى منطقى پيدا نكند، اما باز هم بر يك نكته تأكيد دارد. آسيب پذيرى و خشونت در خانواده ها بالا رفته است.
درست برعكس آنچه آموخته ايم شده. خانواده كه پايه اى ترين ركن هر جامعه اى است، اينك دستخوش خشونت شده است و ما فقط نظاره گر و شنواى زنگ ها هستيم. گويا نمى ترسيم حتى از اينكه قربانى بعدى خودمان باشيم!

<زنگ ها از صدا نمى افتند
مى گويند در خانه اگر كس است يك حرف بس است. زنگ ها هم اگر قرار است شنيده شوند، يكى كافى است، اما كو گوش شنوا؟ «على محمد. الف» متهم اصلى قتل عام باغ افسانه در جهرم سرانجام ۲۶ فروردين ماه ۸۵ به همراه ۱۲ نفر از كسانى كه تا اين تاريخ او را كمك كرده بودند تا پنهان بماند، شناسايى و دستگير شدند.
ماجراى باغ افسانه بر سر ۲۰۰ ميليون تومان روى داده است. «على محمد» درباره اقدامات خود به ايسنا گفته است: «من براى اعضاى خانواده ام باغ خريدم، چاه عميق احداث كردم، اما آنها ۲۰۰ ميليون تومان حق مرا پايمال كردند.»
حالا شما قضاوت كنيد. آدم در اختلافات از پس خانواده اش برنيايد، در جامعه از پس مردم كوچه و بازار چگونه برمى آيد؟

< زنگ گوش ها
گاهى شب ها كه بى خوابى به سراغ آدم مى آيد و آن وقت صداى تيك تاك ساعت مچى مثل ضربه هاى ناقوس مى شود. آدمى فكر مى كند چقدر نسبت به صداهاى اطرافش بى توجه است. حالا حكايت ما هم همين شده است. زنگ هاى زيادى با صداهاى بلند و گوشخراش به صدا درآمده، اما گويى ما صدايى نشنيده ايم. گويا گوش ما زنگ خود را دارد. تا چه كسى زنگ گوش ما را به صدا درآورد.
با خود چيزى نمى بريم هول نشو!
مراسم تدفين را ديده ايد ؟ نديده ايد؟
كار كه به بهشت زهرا و قبرستان مى رسد.تن بى روح ما را به غسالخانه مى سپارند.از آنجا به بعد ديگر به جز كفن هيچ چيز ديگرى به همراه تن ما به ديار آخرت نمى رود.اين پايان كار است.بى سلاح، بى لباس، بى مال و منال.اما نمى دانيم چرا با همه اين دانسته ها هر از چندگاهى در ميان اخبار شاهد اخبارى خونين ناشى از اختلافات به وجود آمده از تقسيم ارث و ميراث هستيم .
در تازه ترين حادثه جوان ۲۱ ساله دامغانى، پسرعمه و عمه پيرش را به دليل اختلاف بر سر معامله مواد مخدر و ارثيه با ضربات متعدد چاقو كشت.
مركز اطلاع رسانى معاونت اجتماعى فرماندهى انتظامى استان سمنان اعلام كرد: در بازرسى اوليه از اتاق هاى منزل، مأموران مشاهده كردند كه كف اتاقها مملو از آب هست و آثار خون در چند نقطه منزل به چشم مى خورد.در ادامه بررسى ها، مأموران دو جسد ى را داخل حمام منزل در حالى كه آثار جراحات متعددى بر روى بدنشان مشاهده مى شد، كشف كردند.
اين دو جسد متعلق به زن بيوه اى به نام «س - س» ۷۴ ساله و فرزندش به نام «الف - ب» ۲۷ ساله است ودر بررسى جسد بيش از ۱۵ ضربه چاقو در بدن مقتول و حدود ۱۱ ضربه چاقو در بدن مقتوله مشاهده شد.
عامل اين جنايت پس از دستگيرى اعتراف كرده است : به دليل اختلافاتى كه بر سر ارث خانوادگى داشتم، شب حادثه (ساعت ۳۰:۲۱ روز۲۱ فروردين ماه) به منزل عمه ام رفتم و با او و پسرش پيرامون موضوعات مورد اختلاف مذاكره كردم.
حالا كسى نيست به اين پسر ۲۱ ساله بگويد از آن همه ارث و ميراث چه كسى با خود توانسته ببرد كه تو دومى اش باشى!
سه جسد مجهول الهويه
حق با سردبير بود.او مرتب مى گفت اين قدر درباره نحوه قتلها و جرايم ننويسيد.او معتقد بود كه بزهكاران از اين طريق روشهاى جديد مى آموزند.حق با سردبير بود! حالا جسد سه زن روى دستمان افتاده و هرچه مى گوييم اين سه قتل احتمال اشتراك در عامل جنايت دارد كسى باور نمى كند.
سردبير حالا مى گويد ديديد حرف من درست بود.اين بار قاتل احتمالاً آمده و از آنجا كه شما جنايى نويسهادر مطالبتان به آنها ياد داده ايد كه هرگاه نحوه ارتكاب جنايت يكسان باشد قتلها سريالى است سه زن را به گونه اى كشته كه در شيوه كشتن هيچ شباهتى نباشد !
ماجرا از كشف جسد سه زن در جنوب تهران آغاز شده و هنوز پليس احتمال سريالى بودن قتلها را قبول نكرده تا براساس آن تحقيقاتى انجام دهد.نخستين ساعات صبح روز ۲۰ اسفندماه سال ۸۴ چند رهگذر با مشاهده پيكر بى حركت يك زن جوان در حاشيه بزرگراه آزادگان جاده كوچ حصار پليس را در جريان قرار دادند.بررسى هاى پليسى حكايت از آن داشت كه زن جوان با اصابت ضربات متعدد جسم سخت به سرش از پاى درآمده است.اين پرونده را بازپرس شعبه هفتم دادسراى امور جنايى تهران رسيدگى كرده است .
دومين جسد پيدا شده متعلق به دختر ۲۰ ساله اى بود كه شب يكشنبه ۲۰ فروردين ماه سال جارى در رودخانه اى واقع در جاده ورامين پيكر بى جانش از آب بيرون كشيده شد.
اما جسد سومين قربانى كه زن ۲۸ ساله اى است، ساعت ۱۴ و ۳۰ دقيقه روز ۲۲ فروردين ماه سال جارى در حالى كه در داخل يك كيسه پلاستيكى قرار داده شده بود در داخل جوى آب حاشيه بزرگراه آزادگان پيدا شد.در بررسى هاى نخستين پليس مشخص شد كه زن ناشناس بر اثر اصابت شىء برنده به ناحيه شكم به قتل رسيده است.
حالا هيچ كس به اين توجه ندارد كه در هرسه قتل قربانيان مجهول الهويه هستند و همين نشان مى دهد اين سه مى توانند به دست يك يا يكسرى قاتل كشته شده  باشند.
درجهان حوادث
ماجراهاى قتلهاى زنجيره اى در ديگر نقاط جهان
حقوقدان قاتل
255054.jpg
ترجمه: لى لى معين
تئودور در ۲۴ نوامبر سال ۱۹۴۶ در برلينگتن آمريكا به دنيا آمد.
اين فرد يكى از خطرناكترين قاتلين قتلهاى زنجيره اى در اواخر قرن بيستم محسوب مى شد. قتلها و تجاوزهاى وى در اين دهه رعب و وحشت شديدى در دل مردم آمريكا ايجاد كرده بود.
«باندى» در يك خانواده بى سامان و بدون پدر چشم به جهان گشود. سالهاى آغازين زندگى خود را نزد مادربزرگ و پدربزرگ گذراند. پس از چند سال مادر وى دوباره ازدواج كرد و سرپرستى پسر خود را بر عهده گرفت. او نتوانست رابطه خوبى با ناپدرى خود برقرار كند. خجالتى بودن وى باعث شده بود تا هيچ دوستى نداشته باشد و حتى با همسن و سالان خود نيز نتواند رابطه برقرار كند. وقتى ۱۴ ساله شد، شغلى به عنوان روزنامه فروش در خيابانها پيدا كرد و از همان زمان بود كه انگيزه قتل در او شكل گرفت. نخستين قربانى «آنا مارى بر» دختر ۸ ساله اى بود كه به طرز مرموزى شبانه ناپديد شد و ديگر هيچ كس از او خبرى پيدا نكرد. روبرت از دانشگاه واشنگتن فارغ التحصيل شد و در دانشگاه حقوق پذيرفته شد. او در اين زمان در يك مؤسسه خيريه نيز مشغول به كار بود و در احزاب جمهوريخواه آمريكا نيز شركت داشت. در همين زمان روابط زيادى با زنان برقرار كرده بود.
در سالهاى ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۸ زنان جوان زيادى را در واشنگتن، كلرادو، اوتاوا و فلوريدا مورد تجاوز قرار داد و پس از شكنجه هاى فراوان، به قتل رساند. او بعدها در دادگاه به ۲۸ مورد قتل اعتراف كرد، اما شواهد نشان مى داد او مسؤول مرگ صدها زن است.
او يك بار به اتهام قتل در سال ۱۹۷۷ در «كلرادو» بازداشت شد، اما از بازداشتگاه فرار كرد. فرار وى باعث معروفيت زياد او شد و نظر عموم به سوى او جلب شد. نويسندگان معروف زيادى شروع به نوشتن رمانهايى در مورد قتلهاى وى كردند، رسانه ها و مطبوعات در پى به دست آوردن خبر تازه اى از او دائماً در تلاش بودند.
بالاخره اين قاتل در سال ۱۹۷۹ دستگير شد و به اتهام قتل دو تن از همشاگرديهايش به مرگ محكوم شد. در سال بعد هنگامى كه هنوز در انتظار حكم اعدام خود بود، به قتل يك دختر ۱۲ ساله نيز محكوم شد. كم كم در اعتراف به كشيش زندان به تمامى قتلها اعتراف كرد ، با صداى بلند در زندان فرياد زد كه بالاخره فرار خواهد كرد و كودكان بيشترى را به قتل خواهد رسانيد. او در ۲۴ ژانويه سال ۱۹۸۹ توسط صندلى الكتريكى اعدام شد.
نحوه قتلهاى وى بدين صورت بود كه به مراكز شلوغ رفت و آمد مى كرد، قربانيان را انتخاب و پس از برقرارى رابطه، آنها را به قتل مى رسانيد. برخى از قربانيان وى دختران همشاگردى اش در دانشگاه بودند كه در زيرزمين و انبارى دانشگاه مورد تجاوز قرار مى گرفتند و به قتل مى رسيدند و به جز دو مورد اول كه ۸ ساله و ۱۲ ساله بودند، بقيه قربانيان دختران جوان ۱۸ تا ۲۶ سال بودند و هر كدام از آنها كه در مقابل وى مقاومت مى كردند، بشدت شكنجه مى شدند و با ضربات چماق از پاى در مى آمدند تا «باندى» به هدف خود دست يابد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |