شنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۳ ربيع الاول ۱۴۲۷
Sat, Apr 22, 2006
گفت و گو
۳۴۴۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
«ريوالدو » برزيلى از افتخارات و فرصت هاى از دست رفته مى گويد
هيچ چيز
مهيج تر از فوتبال نيست
255192.jpg
وصال روحانى

ريوالدو در اواخر دهه ۱۹۹۰ و سالهاى ابتدايى دهه جارى سر به آسمان ساييد، اما مردى كه در سال ۱۹۹۹ هم مرد سال فوتبال جهان شد و هم مرد برتر اروپا به محض انتقال از بارسلوناى اسپانيا به آث.ميلان ايتاليا دوران خوشش را پايان يافته ديد و كارش به نيمكت نشينى در ميلان كشيد و مردى كه آمده بود دليلى تازه بر استمرار فتوحات قرمز و سياه هاى شهر ميلان باشد، در پشت و وراى مسائل آنجا گم شد و آن قدر كم بازى كرد و دير و كم به ميدان آمد كه سرانجام ناچار شد از اين باشگاه برود و با اين كه مدتى بعد به المپياكوس پيوست و با اين تيم يونانى به موفقيت هايى هم رسيده است ، اما همان طور كه خودش اعتراف مى كند، ديگر به لحاظ تبليغاتى و خبرسازى مثل گذشته موفق نيست و تا حد زيادى از يادها رفته و اگر به جز معدودى از هواداران او افراد ديگرى خواستار حضور وى در جام جهانى پيش رو نيستند دليل آن همين مسأله است و ۳۴ ساله شدن وى نيز مزيد بر علت شده است. با اين اوصاف مردى كه درخشش اش را در اروپا ابتدا در ديپورتيو و لاكرونيا اسپانيا شروع و از آن جا به بارسا كوچ كرد. حرف ها و خاطرات زيادى براى گفتن دارد كه شمه اى از آن را در مصاحبه پيش رو مى بينيد و البته نقطه اوج آن تكيه او بر زيبايى هاى فوتبال و اصرارش بر ماندن در صحنه است ، حتى اگر در جام جهانى ۲۰۰۶ جايى براى يكى از ستاره هاى جام قبلى و هافبك ۵ گله و چپ پا و فنى و قدبلند و ماهر و تيزهوش آن رقابتها و البته ستاره قدرى كند فوتبال برزيل متصور نباشد و وى فقط به تماشاى آن بنشيند...
شايد هيچكس بهتر از شما گذارش به ليگ فوتبال يونان نيفتاده باشد و خيلى ها معتقد به اين قضيه هستند و شما را برترين بازيكن تاريخ اين ليگ مى انگارند. آيا شما هم با اين ارزشگذارى موافقيد؟
اگر واقعاً چنين باشد ، احساس غرور خواهم كرد. من دورانى طولانى را در تيم هاى بزرگى گذرانده ام . مثل تيم هاى بارسلونا، ميلان و ملى برزيل، ولى هرجا بوده ام با مسؤوليت هاى مرتبط با شهرتم كنار آمده ام. اگر نظر و هدف شخصى مرا مى خواهيد، اين است كه با تمام وجود تلاش كنم و يكى از حاضران موفق دراين ليگ باشم و نه لزوماً بهترين آن .
ولى هواداران تيم تان (المپياكوس) به چيزى بيش از اين معتقدند و ظاهراً شما هم رابطه اى مساعد با آنها داريد.
وقتى آنها نامم را فرياد و تيم را طى مسابقات تشويق مى كنند، احساس خوبى به من دست مى دهد. هرگاه براى زدن كرنرها به گوشه هاى زمين مى روم، هواداران مرا به شدت تشويق مى كنند و معلوم است كه كار مرا مى پسندند. بايد اعتراف كنم كه زندگى خوب و راحتى در يونان دارم و از هر جهت راضى ام و هرگاه هم كه از اينجا بروم اصلاً به معناى فراموش كردن اينجا نخواهد بود و برعكس اينجا را تا آخرين لحظه عمر به ياد خواهم داشت.
كدام فوتباليست فعلى دنيا را بيشتر مى پسنديد؟
فكر مى كنم زين الدين زيدان فرانسوى از همه بهتر باشد و من هميشه از تماشاى بازيهاى او لذت برده ام و استعدادها و مهارت و تسلط اش بر توپ واقعاً فوق العاده است. او به لحاظ انسانى و رفتارى هم آدم بدون غرور و افتاده اى است و در نتيجه چهره اى دوست داشتنى مى نمايد. دركشور خودم نيز رونالدينيو و رونالدو را تحسين مى كنم و بازى در كنار آنان در جام جهانى ۲۰۰۲ افتخار بزرگى بود.
همه مى دانند كه مربى محبوب تان هميشه وندرلى لوكزامبورگو بوده است.
بله ، ما ۳ سال بسيار پرثمر را كنار يكديگر در پالميراس گذرانديم و الآن هم ارتباط نزديكى داريم، با يكديگر تماس تلفنى مى گيريم و نظرات مشورتى اش را در باره بسيارى از مسائل مى پرسم. براى كارلوس البرتو پرى يرا نيز احترام زيادى را قائلم. او نخستين كسى بود كه مرا به تيم ملى برزيل دعوت كرد و اين در سال ۱۹۹۳ بود.
نقطه اوج زندگى ورزشى تان كدام بوده است ؟
سال ۱۹۹۹ كه عنوان مرد سال اروپا و جهان را بردم، بهتر از بقيه بود. اين كه در تمام سطح جهان بهترين شناخته شويد، چيز كوچكى نيست و به هرحال نام تان به تاريخ پيوند مى خورد.
ظاهراً براى بازگشت به برزيل بى ميل نيستيد.
همين طور است. دو فرزندم در آن جا زندگى مى كنند و دلم برايشان خيلى تنگ مى شود. با اين حال هنوز هيچ چيز مشخص نيست و بايد ببينم سران المپياكوس چه مى گويند. قرارداد من به خودى خود در پايان بهار منقضى مى شود ، اما براى هركارى ترجيح مى دهم رضايت مديران باشگاهم را بگيرم، البته در اصل براى تمديد قراردادم با المپياكوس تا تابستان ۲۰۰۷ به توافق رسيده ايم.
شما ۵ بچه داريد . زياد نيست؟!
كودكان ثمره زندگى افراد هستند و بايد تحت هر شرايطى گرامى شمرده شوند، بخصوص كه من از آغاز مى خواستم بچه هاى زيادى داشته باشم. در عين حال همان طوركه قبلاً گفتم ، دو تا از فرزندانم در برزيل زندگى و تحصيل مى كنند و اين كه همگى را كنار خود نمى بينم براى من رنج آور است.
المپياكوس يك بار ديگر از راهيابى به مرحله حذفى جام قهرمانان باشگاههاى اروپا باز ماند و فكر مى كنم هفت سال و اندى پيش بود كه اين اتفاق (چنين صعودى )براى آخرين بار روى داد. مشكل از چيست؟
شما نبايد المپياكوس را با تيم هاى بزرگتر و معروف تر و پرمهره تر اروپا قياس كنيد. توان اين تيم و سقف پروازش همانى است كه مى بينيد. تيم هاى قبلى من به خاطر توان بيشترشان هميشه به اين مرحله مى رسيدند و اين براى من يك عادت شده بود، ولى در يونان چنين نيست . ما بايد در المپياكوس بسيارى از جنبه هاى بازى خود را تقويت كنيم و يكى از مهمترين آنها وجه روحى است. يعنى تيم بايد خودش را و اين كه مى تواند صعود كند و به جمع بزرگان برسد، باور داشته باشد. اضافه برآن بايد تمركز لازم را برآن داشته باشيم و واقعاً تلاش كنيم. در المپياكوس معمولاً ليگ يونان با جديت بيشترى نگريسته شده و هدف اصلى ، فتح آن بوده است. اگر اين نگرش را عوض كنيم و به لحاظ جذب بازيكنان تازه و قوى نيز خود را تقويت نماييم هدف فوق غيرقابل دستيابى نيست.
همه مى گويند برزيل جام جهانى امسال را مى برد. شما چطور ؟
نمى دانم. كار بايد از هميشه سخت تر باشد، زيرا مسابقات در اروپا برگزار مى شود كه معمولاً محلى براى قهرمانى تيمى از جمع خودشان بوده است. به علاوه همه بسيج شده اند تا ما را شكست بدهند و تنوعى در كار ايجاد كنند. اگر همه چيز طبق حساب و منطق پيش برود، شانس ما بيشتر است اما مسائلى كه گفتم مى تواند بازدارنده باشد.
و حريفان بزرگ برزيل؟
ايتاليا و آرژانتين. هردو هم بازيكنان فوق العاده اى دارند و هم مصمم اند ناكامى شان در جام جهانى قبلى را جبران كنند. ايتاليا بالنسبه جوانتر هم شده است و هم خصوصيات كلاسيك و سنتى اش را دارد و هم جوانترهايى را كه برخلاف سنت كشورشان بازى مى كنند. آرژانتين هم آن قدر مهره دارد كه نمى داند با آنها چه كند و حتى نيمكت اش پر از ستاره ها است.
و ظاهراً خودتان بخت اندكى براى حضور در سومين جام جهانى عمرتان داريد.
شايد يكى از ضررهاى اصلى بازى در يونان چنين چيزى باشد. اين كه دور از چشم ها به حساب مى آييد و ليگ اين كشور مورد توجه زيادى قرار ندارد. از وقتى عدم دعوت من به ديدارهاى ملى تا پايان سال گذشته استمرار يافت ، مطمئن شدم كه ديگر فراخوانده نخواهم شد، زيرا فرصت تست دادن و هماهنگ شدن با سايرين گذشته و ديگر مدتى نمانده است. شخصاًمعتقدم هنوز توانايى و صلاحيت بازى در جام جهانى را دارم و سنم نيز نبايد يك سد در اين راه باشد زيرا مسن تر ها هم در جام بازى كرده و درخشش هم داشته اند. با اين حال بايد واقع بين بود و به خاطرات جام هاى جهانى قبلى دلخوش كرد.
روبى نيو ۲۲ ساله را كه در عمل جاى شما را در تيم ملى برزيل گرفته است چگونه مى بينيد؟
او بسيار با استعداد و فنى است و سزاوار تحسين هايى هم هست كه از او صورت گرفته است. در بدو ورود به برنابئو در بازيهاى رئال مادريد درخششى نداشت و اين به سبب تعريف هاى زيادى بود كه از او مى كردند و بار مسؤوليت وى را بيشتر مى ساخت. اما با گذشت زمان و حل شدن مشكلات روبى نيو همانى شد كه هميشه بوده است و او را در برزيل هنگام بازيهايش براى سانتوز ديده بوديم. او مى تواند از حادثه سازان بزرگ جام جهانى هم باشد.
آيا هيچ افسوس بزرگى نداريد؟
شايد يك سال و نيم عضويت در آث.ميلان بدون اين كه بازيهاى زيادى را انجام بدهم و اغلب نيمكت نشين باشم، از دريغ ها و افسوس هاى زندگى من بوده باشد امابه هرحال تصميم گيرى و اقدام در اين زمينه با من نبود و به مربيان تيم (كارلوانچلوتى ) بستگى پيدا مى كرد. فكر مى كنم مقدارى به من در سن سيرو كم لطفى شد، شايد هم از بداقبالى من بوده باشد زيرا ميلان در آن ايام خوب كار مى كرد و نتايج مساعدى مى گرفت و مثل حالا مهره هاى زيادى داشت و طبعاً در چنين روندى تعداد قابل ملاحظه اى ناچار پشت خط مى مانند و قرعه در آن زمان به نام من خورده بود. وقتى يك تيم نتيجه مى گيرد و آماده است ، بديهى است كه زياد به تركيب آن دست نبرند و هرچه بود در دوران من اوضاع به گونه اى پيش رفت كه موافق با خواست من از آب درنيامد. من مى توانستم براى ميلان بسيار مفيدتر از آن چه ديديد، باشم ، اما مجبور شدم راهم را از تيم جدا كنم و ۱‎/۵ سال از عمر من با كمترين ثمر گذشت.
آيا اثر همان قضيه بودكه باعث شد ۹ ، ۱۰ ماه بعدى هم با ركود و توقف و رفتن ۲ ماهه و كم ثمرتان به كروزيرو و پايبند نشدن تان در هيچ جا سپرى شود؟
بى تأثير نبود. من وقتى به سن سيرو مى رفتم واقعاً اميدوار بودم و آرزوهاى زيادى داشتم و در غيراين صورت اصلاً به آث.ميلان نمى رفتم . ناراحتى ناشى از آن قضيه باعث شد من در ماههاى بعدى نيز سرگردان باشم و بازگشتم به برزيل و پيوستن به كروزيرو هم جور از آب درنيامد.
اگر مسأله دعواى تان با لوييس فان گال (مربى سابق بارسلونا) درميان نبود، هيچگاه از نوكمپ نمى رفتيد. اين طور نيست؟
ما اختلاف نظر داشتيم ، اما دعوا نه. بحث ما بر سرمحل بازى و استقرار من در زمين بود كه هيچگاه به نتيجه نرسيده و تفاهم نمى كرديم، اما اگر هم آن عدم توافق هم در كار نبود، شايد باز از بارسلونا جدا مى شدم .
و بازنشستگى چه . در سنى كه شما داريد، نمى توانيد به آن فكر نكنيد.
نه، من به آن به طور دائمى فكر نمى كنم، زيرا تا وقتى توان دارم و هنوز به عنوان يك بازيگر كارهايى از من برمى آيد چرا به كناره گيرى ام و زمان آن بينديشم ؟ من فقط زمانى بازنشسته مى شوم كه احساس كنم ديگر به لحاظ جسمانى و روحى قدرت و كشش لازم را ندارم و به واقع بدنم و شرايط و بازتاب هاى آن به من خواهند گفت كه چه زمانى بايد كفش ها را بياويزم. بنابراين فعلاً و تا اطلاع ثانوى مرا در ميدان خواهيد ديد، زيرا در حال حاضر چنان احساسى را ندارم.
معلوم است فوتبال را هنوز از ته دل دوست داريد.
جز اين نيست . من با اين ورزش زندگى كرده و به هر جا و توفيقى رسيده باشم ، از طريق آن بوده و هنوز معتقدم زيباتر و مهيج تر از آن چيزى در جهان وجود ندارد. فكر مى كنم دوره جديد جام جهانى كه در راه است و در آلمان برگزار خواهد شد ، تأييدى تازه بر اين فرضيه صحيح خواهد بود و شما خواهيد ديد كه به مدت يك ماه تمام حوادث ديگر جهان تحت الشعاع اين ورزش و مسابقات آن قرار خواهد گرفت. پس به من حق بدهيد كه عجله اى براى خارج شدن از اين دنياى خاص و با ارزش نداشته باشم.
منبع: E.S.P.N


|   شناسنامه   |   آرشيو   |