|
آموزش كودكان در گفت و گو با «ميراندا اييلز» كارشناس ارشد بخش ارتباطات يونيسف در ايران
آموزش كودكان هدف اصلى يونيسف
|
|
|
گفت و گو: فريبا منتظرظهور
يونيسف معتقد است همه كودكان بدون در نظر گرفتن مليت، مذهب و قوميت، حق دارند از آموزش مناسب برخوردار باشند. در سال ۱۳۸۴ يونيسف (صندوق كودكان سازمان ملل متحد) و دولت جمهورى اسلامى ايران بر سر يك برنامه پنج ساله همكارى (۲۰۰۹- ۲۰۰۵م) در ۱۲ شهرستان منتخب ايران در سه استان هرمزگان، سيستان و بلوچستان و آذربايجان غربى به توافق رسيدند.اين برنامه شامل : ۱- رشد و تكامل همه جانبه كودكان خردسال ۲- برنامه آموزش دختران و توانمندسازى زنان ۳- برنامه اچ آى وى/ ايدز و خدمات دوستدار نوجوانان ۴- برنامه حمايت از كودكان به منظور حمايت از حقوق كودكان و نوجوانان دختر و پسر در كليه سنين در خانه، مدرسه و اجتماع مى باشد. يونيسف كه در سال ۱۹۴۶ ميلادى توسط سازمان ملل متحد تأسيس شد، خط مشى خود را از پيمان نامه جهانى حقوق كودك الهام مى گيرد و در۱۶۲ كشور جهان فعاليت مى كند. پيمان نامه جهانى حقوق كودك در سال۱۹۸۹ ميلادى تدوين شد.تا كنون به جز سومالى و ايالات متحده آمريكا تمام كشورهاى جهان پيمان نامه را به تصويب رسانده اند.جمهورى اسلامى ايران نيز در سال ۱۳۷۳ ه.ش (باقيد شرط كلى) آن را به تصويب رساند. از جمله موارد ذكر شده در پيمان نامه جهانى حقوق كودك، حق آموزش و پرورش،رعايت حقوق پناهنده ،حمايت در برابر مواد مخدر، حمايت در برابر سوء استفاده جنسى و....مى باشد. انجمن حمايت از حقوق كودكان ايران كه نهادى مردمى و غير دولتى است نيز در سال ۱۳۷۳ پس از پذيرش كنوانسيون حقوق كودك از سوى دولت ايران، تأسيس شد. يونيسف و انجمن حمايت از كودكان ايران در سال ۱۳۸۳ پروژه اى با عنوان «توانمند سازى كودكان افغان در مراكز منيريه و ناصر خسرو» براى آموزش ۱۰۰ دختر افغان طراحى و براى اجراى آن توافق نمودند.با شروع سال ۲۰۰۶ ميلادى و روى كار آمدن مدير جديد يونيسف در ايران،طى نامه اى به انجمن اطلاع داده شد كه با پايان سال مالى ۲۰۰۵ ميلادى، بودجه اى جهت ادامه اين پروژه وجود ندارد. ميراندا اييلز كارشناس ارشد بخش ارتباطات است و مدت سه سال و نيم است كه در ايران زندگى مى كند.مى تواند فارسى صحبت كند و تا حدى فارسى را مى فهمد.در طول مصاحبه، آقاى پارسى مسؤول پروژه آموزش، زحمت ترجمه را بر عهده گرفته و ما را همراهى مى كند.مشروح مصاحبه را در زير مى خوانيد.
خانم اييلز به چه دليل يونيسف حمايت مالى خود را از طرح آموزش دختران افغان قطع كرده است؟ زمانى كه افغانستان مورد حمله قرار گرفت دولت هايى كه يونيسف را حمايت مالى مى كنند بودجه اى براى حمايت از افغانى هايى كه مهاجرت كردند در نظر گرفتند.به دليل اينكه پيش بينى مى شد تعداد مهاجران افغانى به ايران زياد باشد، براى افغانى هاى مهاجر به ايران هم بودجه اى تعيين شد.هر طرحى زمان شروع و پايان دارد.طرح ما و انجمن حمايت از كودكان به زمان پايان خود رسيد و براى ادامه آن ما بودجه اى نداشتيم. آيا يونيسف مستقل از دولت ها فعاليت مى كند؟ خير. اينگونه نيست كه يكسرى فعاليت ها ما داريم و يكسرى فعاليت ها دولتها. ما با دولت ها همكارى مى كنيم.به اين صورت كه پروژه هايى تعريف مى شود و بايد اجرا شود.اين برنامه ها معمولاً پنج ساله هستند.برنامه ها به صورت سالانه برنامه ريزى مى شوند و براى اين پروژه ها يك سرى منابع مالى عادى داريم.اين منابع عادى براى همكارى با دولت ها در اختيار ما قرار مى گيرد. يك سرى برنامه هاى ديگر هم داريم كه بودجه آنها به طور خاص و مشخص براى هر پروژه تعيين مى شود و تعلق مى گيرد.بودجه اى كه براى آموزش كودكان افغان داشتيم و يكى از مجريان آن انجمن حمايت از كودكان ايران (SPRC) بود به صورت ويژه در اختيار ما بود . به نظر شما براى گسترش عدالت و حمايت از كودكان به دولت ها مى توان اعتماد كرد؟ اول اينكه ما به دعوت دولت ها در كشورها حضور داريم.دوم اينكه ما يكى ازآژانس هاى سازمان ملل هستيم و سازمان ملل يك سازمان بين دولتى است. در نهايت اينكه، بله ما به دولت ها اعتماد داريم.زيرا گسترش عدالت و از بين بردن نابرابرى ها از وظايف دولت هاست.اما اين به اين معنا نيست كه ما فقط با دولت ها كار مى كنيم.ما با سازمان هاى غير دولتى و سازمان هايى كه محوريت آنها جامعه است هم كار مى كنيم. موضوع سازمان هاى غير دولتى در ايران موضوع جديدى است و اين سازمان ها جوان هستند.سازمان هاى غير دولتى بايد توانايى كافى داشته باشند تا همكارى مان را بيشتر كنيم. بچه هايى كه فاقد شناسنامه هستند و يا مهاجران گاهى در حيطه وظايف دولت نيستند و اغلب از خدمات دولتى مانند آموزش رايگان يا واكسيناسيون رايگان و يا خدمات بيمه بهره مند نمى شوند.يونيسف چطور از آنها حمايت مى كند؟ بودجه اى كه در اختيار ما است براى همكارى با دولت در سطح مملكتى فقط قابل هزينه براى طراحى سياست هاست.تمركز ما در برنامه ۵ ساله اى كه در ايران داريم بر روى مناطق غير برخوردار است نه استانى مانند تهران و نه در سطح ملى. ما در ۳ استان غير برخوردار (هرمزگان، سيستان و بلوچستان و آذربايجان غربى ) مى توانيم فعاليت عملى داشته باشيم. در مورد كودكان افغان هم بايد توانايى داشته باشيم تا بتوانيم كارى براى آنها انجام دهيم.يونيسف مجرى كار نيست بلكه ما حامى سازمان هاى دولتى و غير دولتى هستيم كه توانايى اجراى كار را دارند.فعاليت اصلى ما اكنون در مناطق غير برخوردار است تا اختلافات را كم كنيم. دولت هايى كه بودجه براى حمايت از كودكان افغان در اختيار ما مى گذاشتند، ترجيح مى دهند بودجه را در افغانستان و براى كمك به افغان هايى كه به كشور خود بازگشته اند هزينه كنند. چرا در نيمه سال تحصيلى بودجه قطع شده است؟آيا سياست هاى يونيسف در سال۲۰۰۶ميلادى تغيير كرده است؟ در مورد تغيير سياست و يا عدم تغيير سياست يونيسف در ايران ،من نمى توانم اظهارنظر كنم زيرا در مورد سياست هاى كلى يونيسف و يونيسف در ايران بايد با آقاى سالازار گفت و گو نماييد.اما در كل سياست هاى يونيسف تغييرى نكرده است. سال مالى ما بر اساس سال ميلادى است نه بر اساس سال شمسى و يا سال تحصيلى.نحوه همكارى ما با انجمن حمايت از كودكان ايران نيز بر اساس آموزش مهارت هاى حرفه اى و آموزش غير رسمى بوده نه آموزش رسمى به صورت مدرسه كه با سال تحصيلى هماهنگ كنيم.(۱) البته با تمام نهادهاى دولتى و غير دولتى به همين صورت كار مى كنيم. كودكان خيابانى و كار در استان هاى بزرگ مانند تهران، بچه هاى خانه كودك ناصر خسرو يا منيريه يا شوش از جمله كودكان به حساب نيامده هستند و از نظر تعداد نيز قابل توجه هستند ،اما با تقسيم بندى جغرافيايى شما و تمركز روى ۳ استان غير برخوردار ،مسؤوليت يونيسف نسبت به آنها پايان يافته است؟ ما براى رسيدن به نتايج عملى تمركزمان را روى مناطق خاص قرار داديم نه به دليل اينكه بچه هاى ساير مناطق مشكلى ندارند، بلكه به دليل محدوديت هايى كه داريم و بر اساس شاخص هايى كه داريم و با توافق دولت، سه استان هرمزگان، سيستان بلوچستان و آذربايجان غربى انتخاب شد.شاخص ها نشان مى داد كه نياز در اين سه استان نسبت به ساير مناطق ايران بيشتر است.البته ما در بم بعد از زلزله فعاليت زيادى كرديم و هنوز هم فعاليت هاى ما در بم ادامه دارد.اميدواريم انجمن هاى غير دولتى كودكان و زنان در سه استان مذكور فعال شوند. براى تعيين ۱۲ شهرستان در ۳ استان مذكور ،از آمارهاى رسمى استفاده شده است يا يونيسف آمار گيرى و تحقيق مستقلى جهت كسب آنها انجام داده است؟ ما پژوهشى در سال ۲۰۰۴ انجام داديم كه بر اساس اطلاعاتى بود كه براى ما كسب شد.البته يونيسف آن قدر نيروى مالى و انسانى ندارد كه به طور مستقل بتواند كارى مانند آمارگيرى را انجام دهد .در نتيجه آمارى كه نياز داشتيم توسط دولت به ما داده شد و پژوهش توسط خود يونيسف انجام شد. در پايان آيا از قول شما بايد به بچه هاى كار، خيابان، مهاجر و به قول شما نامرئى ساير استان ها جز سه استان منتخب، خداحافظ گفت؟ اين گونه نبايد به موضوع نگاه كرد كه خدمات يونيسف تمام كودكان محروم را در بر مى گيرد.هر چند ما مايليم كه اينگونه باشد و به تمام كودكانى كه از هر موضوعى رنج مى برند كمك كنيم اما بايد توانايى مالى و انسانى آن را داشته باشيم. در كشورى مانند ايران ما در يونيسف به سه طريق حمايت مى كنيم : حمايت مالى از پروژه ها، انتقال دانش فنى براى انجام پروژه ها، حمايت تجهيزاتى. در كشورى مانند ايران نسبت به ساير كشورهايى كه در آنها فعاليم زير ساخت ها مناسب است و بودجه خود كشور خوب است، بيشترين فعاليت يونيسف ترويج يك ايده جديد يا توانمند سازى و آموزش دادن و حمايت از دانش فنى است.براى مثال از جمله حمايت هاى ما، آموزش براى پليس و قضات جهت نحوه برخورد با نوجوانان مى باشد . با تشكر از فرصت و توضيحاتى كه به ماداديد. يونيسف در گزارش وضعيت كودكان جهان در سال ۲۰۰۶ نوشته است: « كودكان مى توانند نامرئى شوند و از ديد خانواده، جامعه محلى و دولت ها، سازمان هاى اهدا كننده، جامعه مدنى، رسانه ها، بخش خصوصى و ساير كودكان محو شوند.دليل نامرئى شدن ميليون ها كودك نقض حق محافظت از آنهاست.» زير نويس: (۱) مديريت خانه كودك ناصر خسرو معتقد است يونيسف از آموزش رسمى دختران افغان در اين مركز آگاهى كامل داشته و در مدت همكارى مان نيز هيچ گونه ابراز نارضايتى از عملكرد و نحوه آموزش خانه كودك ناصر خسرو وجود نداشته است.
|