يكشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۴ ربيع الاول ۱۴۲۷
Sun, Apr 23, 2006
مهرگان
۳۴۵۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
درباره پرويز منصورى
نيم قرن
آموزش و تأليف
- پرويز منصورى، موسيقيدان، معلم و مؤلف، متولد ۱۳۰۳.
-  تحصيل موسيقى ايرانى نزد موسى نى داوود (دوره كوتاه) و موسيقى كلاسيك اروپايى نزد روبيك گريگوريان و حسين ناصحى و حشمت سنجرى در تهران و ادامه تحصيل در اتريش.
ـ بيش از سى سال فعاليت موسيقايى در ايران، به صورت تدريس تئورى هارمونى و آهنگسازى
ـ سردبيرى مجله موسيقى (دوره سوم)
ـ تأليف كتب آموزشى و برنامه نويسى براى دروس موسيقى در هنرستان و دانشگاهها.
از آثار: كتاب هاى: كاوشى در قلمرو موسيقى ايرانى، چگونه از موسيقى لذت ببريم، دعوت به شنيدن، تئورى بنيادين موسيقى، هارمونى تحليلى و ...
ـ آهنگسازى و اجراى قطعات متعدد براى اركستر
ـ منصورى اكنون سالهاست در اتريش اقامت دارد.
255438.jpg
سيدعليرضا ميرعلى نقى: نمى توان از تاريخچه موسيقى كلاسيك در ايران، سخن گفت و نام پرويز منصورى را فراموش كرد. دانشجويان جوان موسيقى كه او را شايد هرگز از نزديك نديده و يا مصاحبه اى هم از او نخوانده اند و حتى عكسى هم از او نديده اند، با نام و تأليفات ارزشمند او آشنا هستند و آنها كه سالخورده تر و كاركشته ترند، اهميت تأليفات او را اعم از نوشته و يا ترجمه به خوبى مى دانند. به ويژه بعضى از متون پايه كه با نظر دقيق و معلمانه پرويز منصورى نوشته شده و به چاپ هاى متعدد رسيده، چنان اهميتى دارند كه ديگر سالهاى سال است به عنوان مراجعى عالى و معتبر، مطالعه مى شوند. با وجود دوازده تأليف مهم و ارزشمند، اهل موسيقى، به ويژه افراد زيرچهل سال، از زندگى و شرح خدمات او اطلاعى ندارند و اين علتى ندارد جز فروتنى بى شائبه و اخلاق درويشانه اين معلم بى بديل، كه هيچ وقت به مطرح كردن خود شوقى نشان نداده و به سادگى و سكوت، از معرفى شدن خود خوددارى كرده است. گفت وگوهاى او طى هشتاد سال عمر و نزديك هفتاد سال كار موسيقايى مداوم وپرزحمت، شايد به چهار تا هم نرسد و شايد خودش هم خبر نداشته باشد كه مطلبى درباره او در صفحه مهرگان نوشته مى شود. درحالى كه حق او به گردن فرهنگ و آموزش موسيقى در اين ملك بسيار است.
پرويز منصورى بيش از پانزده سال است كه در اتريش همراه با همسرش زندگى مى كند و در اين سن هنوز خلاق و پركار است. تربيت او بر پايه عشق و تعهد به كار بنا شده و او خود را هيچ وقت بازنشسته نمى داند. زندگى او با عشق به موسيقى و طبيعت گذشته و هر چند سال يك بار كتابى از او به دست اهل موسيقى مى رسد كه مورد استفاده و ارجاع آنها است . او از خانواده اى فرهنگى برخاسته، ولى هيچكدام موسيقيدان نبودند، تنها دايى او به تار و ويولون آشنا بود. ورود او به موسيقى با نواهاى ايرانى بود و نزد موسى نى داوود (برادر مرتضى نى داوود استاد مشهور تار) مدت كوتاهى درس ويولون گرفت. ولى از آنجا كه مى خواست موسيقى را «سيستماتيك» بياموزد، و موسى خان، موسيقى را بر روش سنتى (شفاهى و سينه به سينه) مى آموخت، در جست وجوى معلم ديگرى برآمد و روبيك گريگوريان را پيدا كرد كه از خبره ترين ويولونيست ها و تحصيلكرده در كنسرواتوار پاريس بود. روبيك او را تشويق كرد كه براى تحصيل به هنرستان موسيقى بيايد و منصورى جوان كه محيط هنرستان را مناسب سن و سال و روحيه خود مى ديد، على رغم شك و ترديد پدر نسبت به رشته موسيقى (به عنوان شغل و حرفه فرزندش ) در هنرستان ثبت نام كرد. روبيك گريگوريان كه به او تعليم ويولون مى داد، ادامه تعليم او را به حشمت سنجرى سپرد كه در آن زمان معلم خبره اى بود و بعدها ويولون را كنار گذاشت و رهبر دائمى اركستر سمفونيك تهران شد. منصورى جوان، نزد خود به اين نتيجه رسيد كه شايد در نواختن ويولون به جايى كه مى خواهد ، نرسد و از اين رو تمايل پيدا كرد كه رشته آهنگسازى را بخواند. او مجذوب روش تدريس حسين ناصحى شد. ناصحى، دانش آموخته در كنسرواتوار پل هيندميت در تركيه بود و از دانش فوق العاده و قريحه عالى آهنگسازى بهره داشت. منصورى از ذوق موسيقى و ابتكارات او در تعليم به نيكى ياد مى كند : «ناصحى در همان زمان از يك معلم اتريشى كه در هنرستان درس مى داد، سطح بالاترى داشت و موسيقى را بسيار خوب حس مى كرد و خيلى خوب انتقال مى داد. « منصورى با فروتنى اضافه مى كند كه همين ناصحى، استاد عالى هنرستان، او را بدون كنكور (كنكورى كه براى تمام داوطلبان رشته آهنگسازى در هنرستان برگزار مى شد) به تحصيل در دوره آهنگسازى راهنمايى كرد. با رفتن ناصحى از هنرستان، منصورى به فكر ادامه تحصيل در خارج از كشور افتاد. در سالهاى ۱۹۵۰ ميلادى، اتريش نيز مثل چند كشور اروپايى ديگر كه از جنگ آسيب زياد ديده بودند و احتياج به ارز خارجى داشتند، در پذيرفتن دانشجويان خارجى دست و دلباز و آسان گير بودند. او با كمك هاى پدر و مختصرى كمك از وزارت فرهنگ و هنر وقت به اتريش رفت. اولين كتاب او - ريمسكى كورساكف - حاصل همين دوره دانشجويى بود. اقامت او در اتريش يازده سال طول كشيد، او در آنجا رشته سازهاى كوبه اى را انتخاب كرد، براى اين كه بتواند در اركسترها با آثار مختلف آشنا شود و
پارتى تور هاى مختلفى را مطالعه كند. اولين نوشته هاى كوتاه او در مجله موزيك ايران (به سردبيرى بهمن هيربد) و بعدها در مجله موسيقى (از انتشارات اداره كل هنرهاى زيبا) نام او را به موسيقيدانان جوان شناساند. ازدواج او با همسرش _ يك خانم اتريشى _ نيز در همان سالها بود.
او با اين كه موقعيت كار و زندگى در اتريش را داشت، به خواست پدر، بعد از فوت مادرش به ايران برگشت و در تهران سكنى گرفت. در منزلى كه پدر، براى او و همسرش ساخته بود. منزلى قديمى ساز و باصفا در يكى از كوچه هاى ميدان پاستور كه از محله هاى اصيل و قديمى تهران به شمار مى آمد و شايد دو نسل از دانشجويان موسيقى در سالهاى گذشته، كه اكنون براى خود موسيقيدانان نام آورى هستند، به آن خانه رفت و آمد داشته اند.
زندگى پربار و پركار پرويز منصورى درمدت بيست سال اقامت در ايران (۱۳۶۷-۱۳۴۷) در تدريس و تأليف گذشت. اما فعاليت هاى ديگر او براى دوستداران آثارش ناشناخته مانده است و نظر به فقدان بسيارى اسناد و مدارك، كسى بهتر از خود او نمى تواند شرح آنها را بنويسد.
وى تجربه هايى در آهنگسازى داشته و قطعاتى را نوشته و اجرا كرده. ولى هيچگاه خود را آهنگساز ندانسته است. همچنين از برنامه نويسان جدى و حرفه اى براى هنرستان هاى موسيقى و ادارات فعال در امر هنر و موسيقى به شمار مى آمده ولى از جزئيات دقيق تر فعاليت هاى او نيز بيش از اشاره هايى كوتاه نمى دانيم.
255306.jpg
علاقه او به موسيقى ايرانى نيز موضوعى قابل توجه است. در زمانى كه بيشتر موسيقيدانان تحصيلكرده از نسل او، تحت تأثير نوعى اسنوبيسم كور و افراطى، موسيقى ايرانى را از جميع جهات تحقير مى كردند و آن را شايسته توجه نمى دانستند، منصورى به موسيقى دستگاهى ايران و موسيقيدانان برجسته آن علاقه آشكارى داشت و با نوشتن مقالاتى درباره موسيقى ايرانى (كه بعدها در كتاب كاوشى در قلمرو موسيقى ايرانى چاپ شد) و درباره موسيقيدانان بزرگ مثل خالقى و صبا، دقت نظر و مسؤوليت فرهنگى خود را نسبت به موسيقى كشورش نشان داد. موضع او به موسيقى ايرانى نه از سر شيفتگى نوستالژيك بوده و نه از روى طرد و انكار اسنوبيستى آن، مواضع فكرى او نه تنها درباره موسيقى ايرانى بلكه در تمام مسائل زندگى، برخاسته از منطقى منعطف و انسان گرايانه، عقلانيتى انتقادپذير و نسبى گرا و آميخته با انصاف و حرمت و چندجانبه نگرى و وسعت نظر است. درباره تأثير و نفوذ شخصيت انسانى و مقام بلند اخلاقى منصورى در شاگردان و دوستانش، مى توان يك كتاب كامل را از نظرات اين افراد جمع آورى كرد و شايد با چنين اقدامى بتوان حدس زد كه چنين موسيقيدانى بى تعصب و سالم و با سخاوت بين اهل هنر در ايران تا چه اندازه ناياب است.
در حوزه زبان فارسى، شناخت تاريخ و فرم ها و آثار و شرح احوال موسيقيدانان كلاسيك غرب، ابتدا با مقالاتى در مجله موسيقى (دوره اول به سردبيرى صادق هدايت) و بعدها با كتاب هاى ترجمه اى _ اقتباسى زنده ياد سعدى حسنى شروع شده است. تمام اين نوشته ها، به استثناى تعدادى در حد انگشتان يك دست، ضعف هاى آشكار در تأليف و ضعف ترجمه را دارند.
به جرأت مى توان گفت كه پرويز منصورى، از اولين و جدى ترين و پركارترين مؤلفان اين رشته به زبان فارسى بوده است. تنوع موضوع درآثار او نيز قابل توجه است و محدود به يك حوزه خاص _ مثلاً شرح احوال نويسى _ نمى شود: از تئورى بنيادين موسيقى تا هارمونى تحليلى، از اركستراسيون ريشارد اشتراوس تا كاوشى در قلمرو موسيقى ايرانى، و... به ويژه دو كتاب عالى او كه به چاپ هاى متعدد رسيده اند: «چگونه خوب بشنويم» و «چگونه از موسيقى لذت ببريم». پنجاه سال تمرين و تسلط او به زبان آلمانى، از او مترجمى قابل اعتماد ساخته و دانش نظرى سطح بالاى او در موسيقى و حس امانتدارى و دقتش، او شخصيتى را معرفى مى كند كه مى تواند براى آنها كه مى خواهند جدى و با مسؤوليت كاركنند، الگو و شاخص باشد.
در ميان فهرست آثار پرويز منصورى، جاى يك كتاب خالى است و آن مجموعه مقاله ها و مصاحبه هاى اندك شمار اوست. به اضافه فصلى مجزا كه درآن، استاد ۸۲ ساله از خود و زندگى قلمى خود بنويسد. انسانيت و انصاف و فروتنى كمياب پرويز منصورى او را در جامعه موسيقيدانان قبل و بعد از انقلاب، از بسيارى امتيازات كه حق او بود، محروم كرد ولى در روحيه سالم و منش انسانى او تأثيرى نگذاشت و اين موسيقيدانهاى جوان بودند كه از حضور پرفايده او محروم شدند. منصورى، موسيقيدانى متفكر است كه نظرات دقيق و فكورانه اى درباره هنر، ادبيات، تاريخ ايران و مسائل اجتماعى دارد. همواره به واقعيت هاى پيرامونش توجه داشته و موسيقى را گريزگاهى براى فرار از مسؤوليت و واقعيت قرارنداده است. در يك كلام، مى توان گفت كه او نمونه خوب و قابل احترامى از نوع تربيت و اخلاق در نسل گذشته است كه متأسفانه به خاطر تلاطم هاى اجتماعى و عدم مديريت صحيح، مردم و جوانان نتوانستند از قابليت هاى نمونه هاى نايابى مثل منصورى استفاده كافى را ببرند. هرچند كه حافظه فرسوده زمان و تاريخ نگارى آينده موسيقى، ارج و حرمت او را هميشه محفوظ نگه خواهدداشت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |